loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 73
يکشنبه 4 آذر 1403 زمان : 9:41


کلمهٔ پیر (هم‌مفهوم مرشد و روضه خوان عربی و پدر در گویش‌های غرب کشور شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ایران و ترکی) در نوشته‌های عرفانی آرامش پارسی بسیار به شغل رفته‌میباشد[۱] و به معنی اصطلاحی راهنمای معنوی و مرشدی‌میباشد که خویش پیشتر شیوه عرفان را پیموده (سلوک) و بضاعت و توان‌هایی شیخ استخراج کرده‌میباشد (ولایت) و لایقٔ هدایت و پیش‌بردن مرید در روش تصوف میباشد.[۲] معین وجود ندارد دقیقاً از چه رزرو حسینیه نصرت مشهد هنگام از زمانٔ اسلامی این لفظ در کشور‌ایران رایج شد لیک به‌احتمال از سده‌های چهارم و پنجم بین صوفیان خراسان قبل از لفظ روحانی به فعالیت می‌رفته‌میباشد. برای مثال ابوحامد محمد غزالی در رسالهٔ «ای فرزند» خویش لفظ «پیر» و «پیر طریقت» را به عمل می برد.[۳]در دیگر متن‌ها عرفانی سدهٔ ۵ق/۱۱م نیز ازجمله ترجمهٔ آدرس حسینیه نصرت مشهد رسالهٔ قشیریه، طبقات‌الصوفیهٔ خواجه عبدالله انصاری و ارشاد پیران به‌کرات به شغل رفته‌میباشد؛ ولی بیشتر به معنی بزرگان و پیشروان طریقت و گاه تنها صوفیان، و خیر به معنی اصطلاحی (راهنمایان و مرشدان). در اثر ها عرفانی سدهٔ ۶ق مانند انس‌التائبین احمد استکان، اسرارالتوحید محمد بن منور و تمهیدات عین‌القضات همدانی، واژه و حسینیه نصرت مشهد کلمهٔ پیر به معنی اصطلاحی خویش یعنی راهنما و مرشدی که مرید را هدایت می‌نماید به عمل رفته‌میباشد. واژه و کلمهٔ روضه خوان (توده: مشایخ) نیز در متن‌ها فارسی اواخر سدهٔ ۶ق به بعد از آن در همین مفهوم به فعالیت می‌رفته‌میباشد.[۴]

پدر در اصطلاح صوفیه به معنای روحانی و پیر آمده‌میباشد و بیشتر به مشایخی گفته میشد که معمر بودند، و گاهی به نخستین نام و هنگامی به پایان آن اضافه می‌کردند، مانند: پدر رکن الدّین شیرازی، روضه خوان علی پدر. در پیمان صوفیه ریش سفیدان و سرپرستان و سردمداران توکل‌ها را نیز پدر می‌گفتند.[۵]

در اطمینان اهل تصوف، سوای جانبداری پیر، کارایی مرید بی‌ثمر خواهد بود و از طرفی دستگیری پیر از مرید را هم تکلیفی الهی برای پیر برمی‌شمارند.[۴] پیر در نزد مرید، نایب محمد میباشد و اصطلاح «به پیر، به پیغمبر» — که در فارسی مدرن نیز به شغل می‌رود — بیان‌کننده مداقه پیر نزد وی میباشد.[۴]

«پیر، مرشد بدون نقص را گویند.» «پیر طریقت، پیری را گویند که متوجه پند مریدان در مراتب سیر و سلوک آنان باشد.»[۵] اصطلاح «پیر» از سدهٔ ۵ق/۱۱م به آن گاه در متن ها عرفانی فارسی توشه معنایی جدیدی به خویش گرفت و به معنای راهنمای درونی و باطنی‌ای که بعداز طی مراتب سلوک و حصول استعداد مایحتاج بر سالک ظواهر می شود و اورا هدایت می‌نماید و سوال‌های درونی وی پیرامون حقایق هستی را جواب می گوید درآمد و «پیر» درین اصطلاح در اثر ها متفاوت در‌این زمان ازجمله رسالهٔ حی بن یقظان ابن سینا، سیرالعباد و حدیقةالحقیقه تاثیر سنایی و نیز قصیده‌ای از دیوان وی، و در مصیبت‌طومارٔ عطار نیشابوری، فوائح الجمال و فواتح الجلال نجم‌الدین کبری و مصباح‌الارواح شمس‌الدین بردسیری کرمانی به عمل رفته‌میباشد و پیرامون آن حرف رفته‌میباشد. شهاب‌الدین سهروردی نیز در عقل سرخ، مونس‌العشاق، و رسالةالابراج خویش پیرامون این مضمون‌ حرف به دربین آورده‌میباشد.[۴]

روزبهان بقلی شیرازی: «… پیری ارثیه حق میباشد که در آن خویش را به مریدان می‌کند. خلیفه میباشد که از روی خود حیات میافزاید. وی متأدب میباشد به آداب حق. دانا میباشد به یاددادن حق. دلیل میباشد به فرمان حق، در علاقه مونس میباشد، و در توحید یگانه و در معرفت راسخ.»[۶]

در غزلیات حافظ شیرازی نیز اصطلاح «پیر» و ترکیبات آن[۷] بسیار به عمل رفته‌میباشد. مولانا جلال‌الدین بلخی نیز در مثنوی معنوی «پیر» را در معنا اصطلاحی‌اش بسیار به فعالیت برده‌میباشد.[۴]

اصطلاح «پیر» به معنی راهنما و مرشد، در نوشته‌های جوان‌مردان و فتیان ازجمله فتوت‌طومارٔ بنایان، فتوت‌طومارٔ چیت‌سازان، فتوت‌طومارٔ آهنگران، ذکر موعظه پیر مرشد، فتوت‌طومارٔ سلطانی، فتوت‌طومارٔ بنایان، و فتوت‌طومارٔ نجم‌الدین زرکوب نیز نام برده و از اوصاف آن کلام رفته‌میباشد.[۴] این تیتر هنوز میان صوفیان معاصر جمهوری اسلامی ایران به عمل می‌رود.


کلمهٔ پیر (هم‌مفهوم مرشد و روضه خوان عربی و پدر در گویش‌های غرب کشور شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ایران و ترکی) در نوشته‌های عرفانی آرامش پارسی بسیار به شغل رفته‌میباشد[۱] و به معنی اصطلاحی راهنمای معنوی و مرشدی‌میباشد که خویش پیشتر شیوه عرفان را پیموده (سلوک) و بضاعت و توان‌هایی شیخ استخراج کرده‌میباشد (ولایت) و لایقٔ هدایت و پیش‌بردن مرید در روش تصوف میباشد.[۲] معین وجود ندارد دقیقاً از چه رزرو حسینیه نصرت مشهد هنگام از زمانٔ اسلامی این لفظ در کشور‌ایران رایج شد لیک به‌احتمال از سده‌های چهارم و پنجم بین صوفیان خراسان قبل از لفظ روحانی به فعالیت می‌رفته‌میباشد. برای مثال ابوحامد محمد غزالی در رسالهٔ «ای فرزند» خویش لفظ «پیر» و «پیر طریقت» را به عمل می برد.[۳]در دیگر متن‌ها عرفانی سدهٔ ۵ق/۱۱م نیز ازجمله ترجمهٔ آدرس حسینیه نصرت مشهد رسالهٔ قشیریه، طبقات‌الصوفیهٔ خواجه عبدالله انصاری و ارشاد پیران به‌کرات به شغل رفته‌میباشد؛ ولی بیشتر به معنی بزرگان و پیشروان طریقت و گاه تنها صوفیان، و خیر به معنی اصطلاحی (راهنمایان و مرشدان). در اثر ها عرفانی سدهٔ ۶ق مانند انس‌التائبین احمد استکان، اسرارالتوحید محمد بن منور و تمهیدات عین‌القضات همدانی، واژه و حسینیه نصرت مشهد کلمهٔ پیر به معنی اصطلاحی خویش یعنی راهنما و مرشدی که مرید را هدایت می‌نماید به عمل رفته‌میباشد. واژه و کلمهٔ روضه خوان (توده: مشایخ) نیز در متن‌ها فارسی اواخر سدهٔ ۶ق به بعد از آن در همین مفهوم به فعالیت می‌رفته‌میباشد.[۴]

پدر در اصطلاح صوفیه به معنای روحانی و پیر آمده‌میباشد و بیشتر به مشایخی گفته میشد که معمر بودند، و گاهی به نخستین نام و هنگامی به پایان آن اضافه می‌کردند، مانند: پدر رکن الدّین شیرازی، روضه خوان علی پدر. در پیمان صوفیه ریش سفیدان و سرپرستان و سردمداران توکل‌ها را نیز پدر می‌گفتند.[۵]

در اطمینان اهل تصوف، سوای جانبداری پیر، کارایی مرید بی‌ثمر خواهد بود و از طرفی دستگیری پیر از مرید را هم تکلیفی الهی برای پیر برمی‌شمارند.[۴] پیر در نزد مرید، نایب محمد میباشد و اصطلاح «به پیر، به پیغمبر» — که در فارسی مدرن نیز به شغل می‌رود — بیان‌کننده مداقه پیر نزد وی میباشد.[۴]

«پیر، مرشد بدون نقص را گویند.» «پیر طریقت، پیری را گویند که متوجه پند مریدان در مراتب سیر و سلوک آنان باشد.»[۵] اصطلاح «پیر» از سدهٔ ۵ق/۱۱م به آن گاه در متن ها عرفانی فارسی توشه معنایی جدیدی به خویش گرفت و به معنای راهنمای درونی و باطنی‌ای که بعداز طی مراتب سلوک و حصول استعداد مایحتاج بر سالک ظواهر می شود و اورا هدایت می‌نماید و سوال‌های درونی وی پیرامون حقایق هستی را جواب می گوید درآمد و «پیر» درین اصطلاح در اثر ها متفاوت در‌این زمان ازجمله رسالهٔ حی بن یقظان ابن سینا، سیرالعباد و حدیقةالحقیقه تاثیر سنایی و نیز قصیده‌ای از دیوان وی، و در مصیبت‌طومارٔ عطار نیشابوری، فوائح الجمال و فواتح الجلال نجم‌الدین کبری و مصباح‌الارواح شمس‌الدین بردسیری کرمانی به عمل رفته‌میباشد و پیرامون آن حرف رفته‌میباشد. شهاب‌الدین سهروردی نیز در عقل سرخ، مونس‌العشاق، و رسالةالابراج خویش پیرامون این مضمون‌ حرف به دربین آورده‌میباشد.[۴]

روزبهان بقلی شیرازی: «… پیری ارثیه حق میباشد که در آن خویش را به مریدان می‌کند. خلیفه میباشد که از روی خود حیات میافزاید. وی متأدب میباشد به آداب حق. دانا میباشد به یاددادن حق. دلیل میباشد به فرمان حق، در علاقه مونس میباشد، و در توحید یگانه و در معرفت راسخ.»[۶]

در غزلیات حافظ شیرازی نیز اصطلاح «پیر» و ترکیبات آن[۷] بسیار به عمل رفته‌میباشد. مولانا جلال‌الدین بلخی نیز در مثنوی معنوی «پیر» را در معنا اصطلاحی‌اش بسیار به فعالیت برده‌میباشد.[۴]

اصطلاح «پیر» به معنی راهنما و مرشد، در نوشته‌های جوان‌مردان و فتیان ازجمله فتوت‌طومارٔ بنایان، فتوت‌طومارٔ چیت‌سازان، فتوت‌طومارٔ آهنگران، ذکر موعظه پیر مرشد، فتوت‌طومارٔ سلطانی، فتوت‌طومارٔ بنایان، و فتوت‌طومارٔ نجم‌الدین زرکوب نیز نام برده و از اوصاف آن کلام رفته‌میباشد.[۴] این تیتر هنوز میان صوفیان معاصر جمهوری اسلامی ایران به عمل می‌رود.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه