loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 35
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:21

شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری. او را ملاشاه محمد و با شهرت اصطهباناتی، دارابی، دارابجردی و شیرازی خوانده‌اند. وی در جوانی شاگرد شیخ بهائی یا ملاصدرا بوده است. از آثار او ریاض العارفین در شرح صحیفه سجادیه است.معرفی‌نامه ،محمدبن محمد دارابی عارف، شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری است. با این که نامش دارابی است، اما کسی او را زاده یا ساکن آن دیار نمی‌داند. آقابزرگ تهرانی در حالی که او را عارف اصطهباناتی خوانده است،[۱] به‌نقل از شاگردش محمد مؤمن‌ جزائری (متوفای ۱۱۳۰ق) می‌گوید: اصل و نسب شاه محمد از اصطهباتات است و خودش در شیراز سکونت حسینیه نصرت مشهد گزید.[۲]

سال تولد و وفات وی مشخص نیست؛ اما با توجه به وقایع زندگی او و مطالبی که شاگردان و معاصرانش در مورد او حکایت کرده‌ وعمرش را فراتر از عمر طبیعی دانسته‌اند، وی حدود ۱۳۰ سال عمر کرده و در حدود ۱۱۳۰ق. در شیراز وفات کرده است.[۳] هنگام وفات او، حزین لاهیجی در شیراز حضور داشته، اما تاریخ وفات وی را بیان آدرس حسینیه نصرت مشهد نکرده است.[۴]

لقب و شهرت او را ملاشاه محمد و با شهرت اصطهباناتی، دارابی، دارابجردی و شیرازی خوانده‌اند.[۵]اما آقابزرگ تهرانی، شاه‌محمد دارابی اصطهباناتی را غیر از شاه‌محمد دارابجردی دانسته است. وی به استناد گزارش صبح گلشن، صدیق حسن خان، شهادت شاه محمد دارابجردی را در هند دانسته است. به نظر وی[۶] چنانچه بتوان در روایت مذکور تردید کرد، می‌توان به یکی بودن این دو نفر حکم کرد؛ اما با توجه به اینکه در صبح گلشن[۷] گزارشی دربارۀ شهادت دارابی نیامده است‌، نمی‌توان القاب و عناوین مذکور را متعلق به یک نفر رزرو حسینیه نصرت مشهد دانست.

زندگی‌نامه علمی دارابی تحصیل را در شیراز آغاز کرد. او حدود سال ۱۰۴۰ق در زمان صفی‌الدین اردبیلی به حالت فقر وارد اصفهان شد و به ادامه تحصیل پرداخت.[۸]استادان آنچه از اساتید او گفته شده است٬ به شرح زیر می‌باشد:شیخ بهایی؛ بر اساس گزارش تذکرۀ لطایف الخیال، دارابی در جوانی شاگرد شیخ بهائی بوده است.[۹] محمد مسیح بن اسماعیل معروف به ملا مسیحا فسائی: دارابی ظاهراً در حلقۀ ادبی محمد مسیح‌، متخلص به معنی،در شیراز شرکت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کرد.[۱۰]
ملاصدرا (متوفی ۱۰۵۰ق): این احتمال هم مطرح شده که وی شاگرد ملاصدرا بوده و به واسطه او از شاگردان شیخ بهایی به شمار آمده است.[۱۱]
علی بن سلیمان بحرینی(متوفّای۱۰۶۴ق)؛ دارابی از او در کتاب ریاض العارفین نقل روایت کرده است.[۱۲]
شاگردان
دارابی در سال ۱۱۱۴ق برای همیشه به ایران بازگشت. ابتدا در اصفهان و سپس در شیراز اقامت گزید و بر کرسی تدریس و تربیت نشست. به زودی آوازه‌اش در همه جا پیچید و مشتاقان معرفت را به شیراز فراخواند.[۱۳] او فقه و حدیث و حکمت درس می‌داده است. برخی شاگردان او از این قرار است:

سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی ذهبی(متوفای ۱۱۷۳ق)[۱۴] مؤلف حکمة العارفین که از او به بزرگی یاد کرده‌ است.[۱۵]
محمد مؤمن جزائری[۱۶] مؤلف درر الحکم
میر محمدحسین خاتون‌آبادی مولف مناقب الفضلاء؛ او از شاه‌محمد دارابی نقل روایت کرده است.[۱۷]
محمدعلی بن محمد امین سکاکی شیرازی(متوفای۱۱۳۵ق).[۱۸]
علی بن سید علاء الدوله؛ او بر کتاب ریاض العارفین شاه‌محمد که شرح صحیفه سجادیه است، دیباچه نگاشته است.[۱۹]
حزین لاهیجی (متوفی ۱۱۸۰)،[۲۰]
سفرها
از حاشیۀ نسخه‌ای از لطایف الخیال[۲۱] به نوشتۀ خود دارابی، می‌توان به جنبه‌هایی از زندگی و احوال او پی برد؛ از جمله اینکه او در ۱۰۶۲ق به هند رفته و بین سال‌های ۱۰۷۶ و ۱۰۷۸ق مشغول تألیف لطایف الخیال بوده است. در همین ایام به مکه و عتبات عراق و نواحی گوناگون ایران، از جمله شوشتر و مشهد و اصفهان سفر کرده و در تاریخی نامعلوم به هند بازگشته‌، اما در اواخر عمر به ایران آمده و در شیراز از دنیا رفته است.[۲۲]

آثار
آثار دارابی عبارت‌اند از:

تذکرۀ لطایف الخیال؛ در شرح‌حال شاعران قدیم و هم‌روزگار مؤلف از حافظ تا حسین قدسی کربلایی که به ترتیبِ محل سکونت یا زادگاه سرایندگان مرتب شده است‌. این اثر از حیث گزارش احوال شاعران و معاصران دارابی، منبعی ارزشمند و مهم است.[۲۳]
معراج الکمال؛ در شرح اصطلاحات شیخ و ارشاد و مرید و استرشاد.
ریاض العارفین فی شرح صحیفة المتقین (یا روضة العارفین)؛ در شرح صحیفه سجادیه.[۲۴]
رساله‌ای در باب عالَم مثال‌؛ که در آن گفته است عالم مثال از طریق دلایل عقلی اثبات‌شدنی نیست‌، بلکه از طریق کتاب و سنّت و مکاشفه به اثبات می‌رسد.[۲۵]
مقامات السالکین؛ رساله‌ای در مصطلحات موسیقی و آرای دانشمندان اسلامی در بارۀ غناء.[۲۶]
لطیفۀ غیبی؛ در شرح اشعار مشکل دیوان حافظ به همراه توضیح برخی اصطلاحات اهل تصوف و عرفان که در ۱۳۵۷ در شیراز با همین عنوان چاپ شده است‌.
دیوان عارف شیرازی؛[۲۷] او در اشعارش‌، «شاه» و «عارف» تخلص می‌کرده است‌؛ ازاین‌رو، تذکره‌نویسان شرح حال او را ذیلِ دو عنوان ذکر کرده‌اند.[۲۸]
فصل الخطاب[۲۹]
تحفة المؤمنین؛ اثبات اصول پنج‌گانه دین[۳۰]
حلّ العقائد؛ در ترجمه و شرح کتاب التوحید شیخ صدوق
تفسیر آیة الکرسی؛[۳۱]
کشف الکافی؛[۳۲]
الرسائل الکثیرة فی الحدیث و الحکمة و التصوف و غیرها؛[۳۳]
فَرَح السالکین یا رساله وَجْدیه؛ به فارسی در اصطلاحات صوفیان.
روضةالصالحین و حدیقة‌المومنین؛
شرح اسماء الحسنی؛
اخلاق شاه محمدی؛ به فارسی است در مباحث اخلاقی و اجتماعی.[۳۴]

شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری. او را ملاشاه محمد و با شهرت اصطهباناتی، دارابی، دارابجردی و شیرازی خوانده‌اند. وی در جوانی شاگرد شیخ بهائی یا ملاصدرا بوده است. از آثار او ریاض العارفین در شرح صحیفه سجادیه است.معرفی‌نامه ،محمدبن محمد دارابی عارف، شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری است. با این که نامش دارابی است، اما کسی او را زاده یا ساکن آن دیار نمی‌داند. آقابزرگ تهرانی در حالی که او را عارف اصطهباناتی خوانده است،[۱] به‌نقل از شاگردش محمد مؤمن‌ جزائری (متوفای ۱۱۳۰ق) می‌گوید: اصل و نسب شاه محمد از اصطهباتات است و خودش در شیراز سکونت حسینیه نصرت مشهد گزید.[۲]

سال تولد و وفات وی مشخص نیست؛ اما با توجه به وقایع زندگی او و مطالبی که شاگردان و معاصرانش در مورد او حکایت کرده‌ وعمرش را فراتر از عمر طبیعی دانسته‌اند، وی حدود ۱۳۰ سال عمر کرده و در حدود ۱۱۳۰ق. در شیراز وفات کرده است.[۳] هنگام وفات او، حزین لاهیجی در شیراز حضور داشته، اما تاریخ وفات وی را بیان آدرس حسینیه نصرت مشهد نکرده است.[۴]

لقب و شهرت او را ملاشاه محمد و با شهرت اصطهباناتی، دارابی، دارابجردی و شیرازی خوانده‌اند.[۵]اما آقابزرگ تهرانی، شاه‌محمد دارابی اصطهباناتی را غیر از شاه‌محمد دارابجردی دانسته است. وی به استناد گزارش صبح گلشن، صدیق حسن خان، شهادت شاه محمد دارابجردی را در هند دانسته است. به نظر وی[۶] چنانچه بتوان در روایت مذکور تردید کرد، می‌توان به یکی بودن این دو نفر حکم کرد؛ اما با توجه به اینکه در صبح گلشن[۷] گزارشی دربارۀ شهادت دارابی نیامده است‌، نمی‌توان القاب و عناوین مذکور را متعلق به یک نفر رزرو حسینیه نصرت مشهد دانست.

زندگی‌نامه علمی دارابی تحصیل را در شیراز آغاز کرد. او حدود سال ۱۰۴۰ق در زمان صفی‌الدین اردبیلی به حالت فقر وارد اصفهان شد و به ادامه تحصیل پرداخت.[۸]استادان آنچه از اساتید او گفته شده است٬ به شرح زیر می‌باشد:شیخ بهایی؛ بر اساس گزارش تذکرۀ لطایف الخیال، دارابی در جوانی شاگرد شیخ بهائی بوده است.[۹] محمد مسیح بن اسماعیل معروف به ملا مسیحا فسائی: دارابی ظاهراً در حلقۀ ادبی محمد مسیح‌، متخلص به معنی،در شیراز شرکت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کرد.[۱۰]
ملاصدرا (متوفی ۱۰۵۰ق): این احتمال هم مطرح شده که وی شاگرد ملاصدرا بوده و به واسطه او از شاگردان شیخ بهایی به شمار آمده است.[۱۱]
علی بن سلیمان بحرینی(متوفّای۱۰۶۴ق)؛ دارابی از او در کتاب ریاض العارفین نقل روایت کرده است.[۱۲]
شاگردان
دارابی در سال ۱۱۱۴ق برای همیشه به ایران بازگشت. ابتدا در اصفهان و سپس در شیراز اقامت گزید و بر کرسی تدریس و تربیت نشست. به زودی آوازه‌اش در همه جا پیچید و مشتاقان معرفت را به شیراز فراخواند.[۱۳] او فقه و حدیث و حکمت درس می‌داده است. برخی شاگردان او از این قرار است:

سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی ذهبی(متوفای ۱۱۷۳ق)[۱۴] مؤلف حکمة العارفین که از او به بزرگی یاد کرده‌ است.[۱۵]
محمد مؤمن جزائری[۱۶] مؤلف درر الحکم
میر محمدحسین خاتون‌آبادی مولف مناقب الفضلاء؛ او از شاه‌محمد دارابی نقل روایت کرده است.[۱۷]
محمدعلی بن محمد امین سکاکی شیرازی(متوفای۱۱۳۵ق).[۱۸]
علی بن سید علاء الدوله؛ او بر کتاب ریاض العارفین شاه‌محمد که شرح صحیفه سجادیه است، دیباچه نگاشته است.[۱۹]
حزین لاهیجی (متوفی ۱۱۸۰)،[۲۰]
سفرها
از حاشیۀ نسخه‌ای از لطایف الخیال[۲۱] به نوشتۀ خود دارابی، می‌توان به جنبه‌هایی از زندگی و احوال او پی برد؛ از جمله اینکه او در ۱۰۶۲ق به هند رفته و بین سال‌های ۱۰۷۶ و ۱۰۷۸ق مشغول تألیف لطایف الخیال بوده است. در همین ایام به مکه و عتبات عراق و نواحی گوناگون ایران، از جمله شوشتر و مشهد و اصفهان سفر کرده و در تاریخی نامعلوم به هند بازگشته‌، اما در اواخر عمر به ایران آمده و در شیراز از دنیا رفته است.[۲۲]

آثار
آثار دارابی عبارت‌اند از:

تذکرۀ لطایف الخیال؛ در شرح‌حال شاعران قدیم و هم‌روزگار مؤلف از حافظ تا حسین قدسی کربلایی که به ترتیبِ محل سکونت یا زادگاه سرایندگان مرتب شده است‌. این اثر از حیث گزارش احوال شاعران و معاصران دارابی، منبعی ارزشمند و مهم است.[۲۳]
معراج الکمال؛ در شرح اصطلاحات شیخ و ارشاد و مرید و استرشاد.
ریاض العارفین فی شرح صحیفة المتقین (یا روضة العارفین)؛ در شرح صحیفه سجادیه.[۲۴]
رساله‌ای در باب عالَم مثال‌؛ که در آن گفته است عالم مثال از طریق دلایل عقلی اثبات‌شدنی نیست‌، بلکه از طریق کتاب و سنّت و مکاشفه به اثبات می‌رسد.[۲۵]
مقامات السالکین؛ رساله‌ای در مصطلحات موسیقی و آرای دانشمندان اسلامی در بارۀ غناء.[۲۶]
لطیفۀ غیبی؛ در شرح اشعار مشکل دیوان حافظ به همراه توضیح برخی اصطلاحات اهل تصوف و عرفان که در ۱۳۵۷ در شیراز با همین عنوان چاپ شده است‌.
دیوان عارف شیرازی؛[۲۷] او در اشعارش‌، «شاه» و «عارف» تخلص می‌کرده است‌؛ ازاین‌رو، تذکره‌نویسان شرح حال او را ذیلِ دو عنوان ذکر کرده‌اند.[۲۸]
فصل الخطاب[۲۹]
تحفة المؤمنین؛ اثبات اصول پنج‌گانه دین[۳۰]
حلّ العقائد؛ در ترجمه و شرح کتاب التوحید شیخ صدوق
تفسیر آیة الکرسی؛[۳۱]
کشف الکافی؛[۳۲]
الرسائل الکثیرة فی الحدیث و الحکمة و التصوف و غیرها؛[۳۳]
فَرَح السالکین یا رساله وَجْدیه؛ به فارسی در اصطلاحات صوفیان.
روضةالصالحین و حدیقة‌المومنین؛
شرح اسماء الحسنی؛
اخلاق شاه محمدی؛ به فارسی است در مباحث اخلاقی و اجتماعی.[۳۴]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه