زهد و تقوا، اصطلاحی شرعی و اخلاقی . زهد، از مصدر وقایه ، در لغت به معنای «نگهداری کردن و نگاه داشتن از بدی و تعدی» میباشد . گفته اند این کلمه و واژه اساسا وقوی بوده که واو آن به تاء بدل گردیدهاست . مصدر اتّقاء از همین ریشه به معنای «ترسیدن و حذر کردن » میباشد . نام فاعل آن ، تقیّ و متّقی به معنای «مالک زهدوتقوا» میباشد . همینطور بیان شده میباشد که زهد یعنی «مصون داشتن خود از آنچه هراس جراحت و اسیب آن وجود دارااست». حسینیه نصرت مشهد به سبب ساز همراهی دربین زهد و تقوا و هراس ، این واژه و کلمه را ترس نیز مفهوم کرده اند (فراهیدی ؛ راغب اصفهانی ؛ جوهری ، پایین «وقی »؛ زوزنی ، ج ۱، ص ۱۲۶، ج ۲، ص ۷۱۶؛ زمخشری ، عهد ۲، ص ۲۵۵؛ ابن مراد، زیر «وقی »؛ طریحی ، پایین «وقا»؛ شرتونی ، تحت «وقی »).
در قرآن و تفاسیر. در قرآن کریم ومهربان کلمه و واژه «تقوی » هفده توشه و مشتقات آن بیشتراز دویست آدرس حسینیه نصرت مشهد توشه آمده میباشد . نظارت موردها کاربرد این کلمه و واژه نماد میدهد که زهدو تقوا در قرآن به تعدادی مضمون به فعالیت رفته میباشد . ابتداییترین معنای این کلمه و واژه به کاربرد آن میان عرب قبل از اسلام بر میشود؛ فعل إتَّقی در لهجه آنها لزوماً معنای فقهی یا این که اخلاقی نداشته و در قضیه ای عرفی بدین مضمون بوده که فرد رزرو حسینیه نصرت مشهد دربین خویش و چیزی که از آن می ترسد، سد و مانعی مادّی قرار دهد تا از تعرض آن نگهداری خواهد شد (ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۳۰۵). در قرآن فعل اتّقی بارها بهاین معنی به شغل رفته میباشد ، مثلا «اَفَمَنْ یَتَّقی بِوَجْهِه سُوءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ ...» (آیا آن کس که با رخ خود عذاب طاقت فرسا روز قیامت را از خویش گشوده میدارد؛ زمر: ۲۴)، یعنی در روز قیامت دستهای بشر فاسق ــ که ابتداییترین سپر دفاعی وی در قبال جراحت و تعرض میباشد ــ چنان بسته میباشد که وی برای محافظت خویش بایستی فیس اش را، که شریفترین عضو اوست ، بند قرار دهد (فراء، ج ۲، ص ۴۱۸؛ فخررازی ، ج ۲۶، ص ۲۷۴). تعبیر و تفسیر «سَرابیلَ تَقیکُمُ الْحَرَّ» (لباس هایی که شمارا از گرما نگهداری می نماید؛ نحل : ۸۱) و «لِباسُ التَّقْاو » (اعراف : ۲۶) نیز ناظر بدین معناست ؛ چون خرقه ، پوشش و حایلی میباشد که بدن آدمی را از گرما شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و سوزوسرما نگهداری می نماید. قبل از اسلام این معنای مادّی اتّقی گاه استعلا یافته به معنای اخلاقی به عمل می رفته میباشد که مثال هایی از آن در اشعار عرب جاهلی به چشم میخورد، برای مثال دراین مصراع عمروبن اَهْتَم سَعدی : «و کُلُّ کَریمٍ یَتَّقیِ الذَّمَ بالقِری » ( رجوع و برگشت کنیدبه ابوتمّام ، ص ۵۴۱)، یعنی آدم کریم ومهربان در قبال سرزنش سایرافراد مهمان نوازی را بند خود می نماید. همین مفهوم در مسئله ای شبیه در قرآن نیز به چشم میخورد: «فَاَمّا مَنْ اَعْطی وَ اتَّقی » (البته هر کس بخشایش و پرهیزگاری کرد؛ لیل : ۵). واژه و کلمه اتّقی در انتزاعیترین وضعیت ، ولی با به عبارتی تشکیل داد معنایی ، دربین حنیفیان ( برگشت کنیدبه حنیف * ) در قضیه ای معنوی به فعالیت میرفت و بهاین معنی بود که فرد در قبال مجازات و عقاب الاهی ، اطاعت و عبادت را سپر خود قرار دهد (ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۳۰۸). طبرسی (ج ۱، ص ۱۱۹) قولی را آورده که سازه بر آن متقی کسی میباشد که جاری ساختن باتقوا خود را سپر عذاب الاهی قرار دهد. با این مضمون می قدرت بعضا آیهها درخصوص زهدوتقوا را تعبیر کرد، برای مثال این آیه را: «... وَ اتَّقُوهُ و اَقیمُوا الصَّلوةَ ...» (از وی بترسید و نماز بگزارید؛ روم : ۳۱).معنای دیگر زهد در قرآن ، خوف از معبود یا این که، به تفسیر دقیق تر، واهمه از قهر یا این که عذاب اوست که ممکن میباشد فرد فاسق در حیات مادی یا این که اخروی بدان در گیر خواهد شد (طبرسی ، ج ۳، ص ۲۴۰، پایین مائده : ۲، ج ۷، ص ۱۱۳، تحت حج : ۱). این خوف آمیخته به احترام ، نتایج دانایی در قبال صاحب روز داوری میباشد و با هراس بی آلایش تفاوت داراست (ایزوتسو، ۱۳۷۸ ش ، ص ۱۰۴) و در حوزه معنایی ای جایدارد که مفاهیمی زیرا ترس و خشیت * با آن هم ستون و هم معنایند (فروغ: ۵۲؛ انبیا: ۴۸ـ۴۹؛ طبرسی ، ج ۸، ص ۷۶۹، تحت زمر: ۱۶).مضمون زهدو تقوا بتدریج در سیر نزول نشانهها ( بازگشت کنیدبه زرکشی ، ج ۱، ص ۲۸۰ـ۲۸۱) گسترش یافت و انجام فقاهتی را نیز در بر گرفت . سومین معنای زهد و تقوا در قرآن ، رعایت بایدها و نبایدها خدا (طباطبائی ، ج ۵، ص ۱۶۳) یا این که، به تعبیروتفسیر دیگر، شغل به طاعت و سوراخ معصیت میباشد (طبرسی ، ج ۱، ص ۱۱۸، ج ۲، ص ۸۲۳؛ طباطبائی ، ج ۱۹، ص ۲۱۸). درصورتی که منظور، زهدو تقوا به معنای «احتراز» باشد، احتراز از اعمال دادن نواهی و شکاف دستورها معنی میشود (فخررازی ، ج ۳، ص ۲۲۳)؛ به این مضمون، هراس از عذاب الاهی میتواند آدم را به سوی پیروی از دستورها و رخنه نواهی آفریدگار سوق دهد: «وَ کَذلِکَ اَنْزَلْناهُ قُرْاناً عَرَبِیّاً وَ صَرَّفْنا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ...» (اینچنین آن را قرآنی عربی نازل کردیم و در آن سیرتکامل گون هشدار دادیم ، شاید بترسند؛ طه : ۱۱۳). پیوستگی مضمون زهدوتقوا با دستور به طاعت و نهی از معصیت در آیهها بخش اعظمی آشکار میباشد ، مثلا : فرمان به نماز (روم : ۳۱)، فرمان به روزه (بقره : ۱۸۳، ۱۸۷)، فرمان به زکات (اعراف : ۱۵۶)، فرمان به انفاق یا این که به حیث مفسرانی همانند طبرسی (ج ۱، ص ۱۲۲)، دستور به زکات (بقره : ۲ـ۳؛ آل عمران : ۱۳۳ـ۱۳۴) و نهی از ربا (بقره : ۲۷۸). در اکثر اوقات آیاتی که زهد و تقوا یا این که مشتقات آن بهاین مفهوم آمده میباشد می اقتدار پیشنهاد ای (دستور یا این که نهی ) یافت ، به عنوان مثال پیشنهاد به رعایت احکام و حدود الاهی در آیة ۱۸۷ سورة بقره : «...تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلا تَقْرَبُوها کَذلِکَ یُبَیّنُ اللّهُ ایاتِه لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقوُنَ» (اینها حدود دستور خداست ، پیشتر مَیایید. معبود نشانهها خویش را اینچنین ذکر می نماید، باشد که به پرهیزگاری برسند). شاید بتوان ذکر کرد این مفهوم، در کنار زهدو تقوا به معنای «پروردگار ترسی »، آشکارترین معنای زهد و تقوا در قرآن میباشد .پایین معنای خاطر گردیده و مرتبط ، البته متعدد ، با آن می اقتدار معنای دیگری برای زهد در قرآن یافت که مردم مفسران آن را معنایی غیروابسته ندانسته اند. درین مضمون، زهدو تقوا نوعی موقعیت قلبی و ملکه نفسانی میباشد که مایه بینایی آدم به طاعت و معصیت (در جایگاه لحاظ) و بعداز آن ، جایزه عزم وی به رعایت اوامرو نواهی معبود (در جایگاه کار ) میباشد . استخراج این معنی، مشروط به تقلید از اوامرونواهی خدا و مداومت بر آن میباشد تا، به اصطلاح اخلاقیون ، آن هم اکنون به ملکه (در عرفان : «منزلت ») تبدیل خواهد شد. بدین ترتیب ، کار به طاعت و اجتناب از معصیت ، شرط موردنیاز چهت نیل به تقواست . تفسیر «لَعلَّکُمْ تَتَّقُونَ» یا این که «لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ»، در نقطه نهایی آیاتی که احکام و حدود الاهی را ذکر می نمایند و نگهداری بر آن ها سفارش می شود، بر این معنی دلالت داراست (برای مثال بازگشت کنیدبه بقره : ۱۸۷؛ انعام : ۱۵۳). همینطور آیاتی که در آن ها به نسبت زهدوتقوا و قلب اشاره گردیدهاست (حجرات : ۳؛ حج : ۳۲)، دالّ بر این معنایند. در آیه ۳۲ سوره حج از تقوای قلب صحبت نقل شده میباشد : «... وَ مَنْ یُعَظِمْ شَعائِرَ اللّه فَاِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُاینترنتِ» (اشخاصی که شعائر خداوند را گرانقدر می شمارند کارشان نماد پرهیزگاری دلهایشان باشد). طباطبائی (ج ۱۴، ص ۳۷۴) در تعبیر و تفسیر این آیه ، واقعیت زهدوتقوا را امری معنوی دانسته که رده آن قلب میباشد . صدرالدین شیرازی (ج ۱، ص ۲۱۸) نیز زهدو تقوا را از مقامات قلبی دانسته میباشد .
با مراعات معانی حافظه گردیده می اقتدار سیر گسترش معنایی زهدو تقوا را در قرآن دید. معنای اول زهدوتقوا (بند قراردادن در قبال عذاب الاهی ) بعداز گذشتن از مرحله میانی (خوف مؤمنانه از معبود)، توسعه و دگرگونی یافت و معنای «تقلید از بایدها و نبایدها آفریدگار» را پیدا کرد (قس ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۱۳).معانی نام برده با یکدیگر راجع به وثیق بوده منظومه زهدو تقوا را تشکیل میدهند؛ بدین معنی که هراس از عذاب پروردگار (معنای دوم )، موجب رعایت بایدها و نبایدها وی (معنای سوم ) میشود و فرد بدین وسیله ، بین خویش و قهر و عذاب الاهی حایلی قرار میدهد (معنای اولیه ) و تاسی از باید ها و نباید ها خدا رفته رفته موجب میگردد که زهدو تقوا در قلب مؤمن ملکه خواهد شد (معنای چهارم ).دقت به مفاهیمی که در قرآن در کنار زهد و تقوا (ضد و نقیض یا این که هم درجه و هم معنیِ آن ) آمده میباشد ، میتواند به ادراک عالی این معنا یاری دهد. برخی از مفاهیمی که در قرآن در رویارویی باتقوا مطرح گردیده عبارت اند از: «فجور» (شمس : ۸) به معنای ارتکاب معصیت ، و «اِثْمِ و عُدْوان » (مجادله : ۹؛ مائده : ۲) به معنای رخنه آنچه بدان فرمان گردیده و تجاوز از حدود الاهی ( بازگشت کنیدبه طبرسی ، ج ۳، ص ۲۴۰، ج ۸، ص ۷۳۸). صفت «جَبّار» ــ که طبرسی (ج ۶، ص ۷۸۲) آن را «متکبر» معنی کرده ــ در رویارویی با «تَقیّ» (از جملهً در سوره مریم : ۱۳ـ۱۴) و «ظالمین » ــ که همو (ج ۹، ص ۱۱۴) آن را «کافر» مضمون کرده ــ در رویا رویی با «مُتقین » (برای مثالً در سورة جاثیه : ۱۹) آمده میباشد .
زهد و تقوا، اصطلاحی شرعی و اخلاقی . زهد، از مصدر وقایه ، در لغت به معنای «نگهداری کردن و نگاه داشتن از بدی و تعدی» میباشد . گفته اند این کلمه و واژه اساسا وقوی بوده که واو آن به تاء بدل گردیدهاست . مصدر اتّقاء از همین ریشه به معنای «ترسیدن و حذر کردن » میباشد . نام فاعل آن ، تقیّ و متّقی به معنای «مالک زهدوتقوا» میباشد . همینطور بیان شده میباشد که زهد یعنی «مصون داشتن خود از آنچه هراس جراحت و اسیب آن وجود دارااست». حسینیه نصرت مشهد به سبب ساز همراهی دربین زهد و تقوا و هراس ، این واژه و کلمه را ترس نیز مفهوم کرده اند (فراهیدی ؛ راغب اصفهانی ؛ جوهری ، پایین «وقی »؛ زوزنی ، ج ۱، ص ۱۲۶، ج ۲، ص ۷۱۶؛ زمخشری ، عهد ۲، ص ۲۵۵؛ ابن مراد، زیر «وقی »؛ طریحی ، پایین «وقا»؛ شرتونی ، تحت «وقی »).
در قرآن و تفاسیر. در قرآن کریم ومهربان کلمه و واژه «تقوی » هفده توشه و مشتقات آن بیشتراز دویست آدرس حسینیه نصرت مشهد توشه آمده میباشد . نظارت موردها کاربرد این کلمه و واژه نماد میدهد که زهدو تقوا در قرآن به تعدادی مضمون به فعالیت رفته میباشد . ابتداییترین معنای این کلمه و واژه به کاربرد آن میان عرب قبل از اسلام بر میشود؛ فعل إتَّقی در لهجه آنها لزوماً معنای فقهی یا این که اخلاقی نداشته و در قضیه ای عرفی بدین مضمون بوده که فرد رزرو حسینیه نصرت مشهد دربین خویش و چیزی که از آن می ترسد، سد و مانعی مادّی قرار دهد تا از تعرض آن نگهداری خواهد شد (ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۳۰۵). در قرآن فعل اتّقی بارها بهاین معنی به شغل رفته میباشد ، مثلا «اَفَمَنْ یَتَّقی بِوَجْهِه سُوءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ ...» (آیا آن کس که با رخ خود عذاب طاقت فرسا روز قیامت را از خویش گشوده میدارد؛ زمر: ۲۴)، یعنی در روز قیامت دستهای بشر فاسق ــ که ابتداییترین سپر دفاعی وی در قبال جراحت و تعرض میباشد ــ چنان بسته میباشد که وی برای محافظت خویش بایستی فیس اش را، که شریفترین عضو اوست ، بند قرار دهد (فراء، ج ۲، ص ۴۱۸؛ فخررازی ، ج ۲۶، ص ۲۷۴). تعبیر و تفسیر «سَرابیلَ تَقیکُمُ الْحَرَّ» (لباس هایی که شمارا از گرما نگهداری می نماید؛ نحل : ۸۱) و «لِباسُ التَّقْاو » (اعراف : ۲۶) نیز ناظر بدین معناست ؛ چون خرقه ، پوشش و حایلی میباشد که بدن آدمی را از گرما شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و سوزوسرما نگهداری می نماید. قبل از اسلام این معنای مادّی اتّقی گاه استعلا یافته به معنای اخلاقی به عمل می رفته میباشد که مثال هایی از آن در اشعار عرب جاهلی به چشم میخورد، برای مثال دراین مصراع عمروبن اَهْتَم سَعدی : «و کُلُّ کَریمٍ یَتَّقیِ الذَّمَ بالقِری » ( رجوع و برگشت کنیدبه ابوتمّام ، ص ۵۴۱)، یعنی آدم کریم ومهربان در قبال سرزنش سایرافراد مهمان نوازی را بند خود می نماید. همین مفهوم در مسئله ای شبیه در قرآن نیز به چشم میخورد: «فَاَمّا مَنْ اَعْطی وَ اتَّقی » (البته هر کس بخشایش و پرهیزگاری کرد؛ لیل : ۵). واژه و کلمه اتّقی در انتزاعیترین وضعیت ، ولی با به عبارتی تشکیل داد معنایی ، دربین حنیفیان ( برگشت کنیدبه حنیف * ) در قضیه ای معنوی به فعالیت میرفت و بهاین معنی بود که فرد در قبال مجازات و عقاب الاهی ، اطاعت و عبادت را سپر خود قرار دهد (ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۳۰۸). طبرسی (ج ۱، ص ۱۱۹) قولی را آورده که سازه بر آن متقی کسی میباشد که جاری ساختن باتقوا خود را سپر عذاب الاهی قرار دهد. با این مضمون می قدرت بعضا آیهها درخصوص زهدوتقوا را تعبیر کرد، برای مثال این آیه را: «... وَ اتَّقُوهُ و اَقیمُوا الصَّلوةَ ...» (از وی بترسید و نماز بگزارید؛ روم : ۳۱).معنای دیگر زهد در قرآن ، خوف از معبود یا این که، به تفسیر دقیق تر، واهمه از قهر یا این که عذاب اوست که ممکن میباشد فرد فاسق در حیات مادی یا این که اخروی بدان در گیر خواهد شد (طبرسی ، ج ۳، ص ۲۴۰، پایین مائده : ۲، ج ۷، ص ۱۱۳، تحت حج : ۱). این خوف آمیخته به احترام ، نتایج دانایی در قبال صاحب روز داوری میباشد و با هراس بی آلایش تفاوت داراست (ایزوتسو، ۱۳۷۸ ش ، ص ۱۰۴) و در حوزه معنایی ای جایدارد که مفاهیمی زیرا ترس و خشیت * با آن هم ستون و هم معنایند (فروغ: ۵۲؛ انبیا: ۴۸ـ۴۹؛ طبرسی ، ج ۸، ص ۷۶۹، تحت زمر: ۱۶).مضمون زهدو تقوا بتدریج در سیر نزول نشانهها ( بازگشت کنیدبه زرکشی ، ج ۱، ص ۲۸۰ـ۲۸۱) گسترش یافت و انجام فقاهتی را نیز در بر گرفت . سومین معنای زهد و تقوا در قرآن ، رعایت بایدها و نبایدها خدا (طباطبائی ، ج ۵، ص ۱۶۳) یا این که، به تعبیروتفسیر دیگر، شغل به طاعت و سوراخ معصیت میباشد (طبرسی ، ج ۱، ص ۱۱۸، ج ۲، ص ۸۲۳؛ طباطبائی ، ج ۱۹، ص ۲۱۸). درصورتی که منظور، زهدو تقوا به معنای «احتراز» باشد، احتراز از اعمال دادن نواهی و شکاف دستورها معنی میشود (فخررازی ، ج ۳، ص ۲۲۳)؛ به این مضمون، هراس از عذاب الاهی میتواند آدم را به سوی پیروی از دستورها و رخنه نواهی آفریدگار سوق دهد: «وَ کَذلِکَ اَنْزَلْناهُ قُرْاناً عَرَبِیّاً وَ صَرَّفْنا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ...» (اینچنین آن را قرآنی عربی نازل کردیم و در آن سیرتکامل گون هشدار دادیم ، شاید بترسند؛ طه : ۱۱۳). پیوستگی مضمون زهدوتقوا با دستور به طاعت و نهی از معصیت در آیهها بخش اعظمی آشکار میباشد ، مثلا : فرمان به نماز (روم : ۳۱)، فرمان به روزه (بقره : ۱۸۳، ۱۸۷)، فرمان به زکات (اعراف : ۱۵۶)، فرمان به انفاق یا این که به حیث مفسرانی همانند طبرسی (ج ۱، ص ۱۲۲)، دستور به زکات (بقره : ۲ـ۳؛ آل عمران : ۱۳۳ـ۱۳۴) و نهی از ربا (بقره : ۲۷۸). در اکثر اوقات آیاتی که زهد و تقوا یا این که مشتقات آن بهاین مفهوم آمده میباشد می اقتدار پیشنهاد ای (دستور یا این که نهی ) یافت ، به عنوان مثال پیشنهاد به رعایت احکام و حدود الاهی در آیة ۱۸۷ سورة بقره : «...تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلا تَقْرَبُوها کَذلِکَ یُبَیّنُ اللّهُ ایاتِه لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقوُنَ» (اینها حدود دستور خداست ، پیشتر مَیایید. معبود نشانهها خویش را اینچنین ذکر می نماید، باشد که به پرهیزگاری برسند). شاید بتوان ذکر کرد این مفهوم، در کنار زهدو تقوا به معنای «پروردگار ترسی »، آشکارترین معنای زهد و تقوا در قرآن میباشد .پایین معنای خاطر گردیده و مرتبط ، البته متعدد ، با آن می اقتدار معنای دیگری برای زهد در قرآن یافت که مردم مفسران آن را معنایی غیروابسته ندانسته اند. درین مضمون، زهدو تقوا نوعی موقعیت قلبی و ملکه نفسانی میباشد که مایه بینایی آدم به طاعت و معصیت (در جایگاه لحاظ) و بعداز آن ، جایزه عزم وی به رعایت اوامرو نواهی معبود (در جایگاه کار ) میباشد . استخراج این معنی، مشروط به تقلید از اوامرونواهی خدا و مداومت بر آن میباشد تا، به اصطلاح اخلاقیون ، آن هم اکنون به ملکه (در عرفان : «منزلت ») تبدیل خواهد شد. بدین ترتیب ، کار به طاعت و اجتناب از معصیت ، شرط موردنیاز چهت نیل به تقواست . تفسیر «لَعلَّکُمْ تَتَّقُونَ» یا این که «لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ»، در نقطه نهایی آیاتی که احکام و حدود الاهی را ذکر می نمایند و نگهداری بر آن ها سفارش می شود، بر این معنی دلالت داراست (برای مثال بازگشت کنیدبه بقره : ۱۸۷؛ انعام : ۱۵۳). همینطور آیاتی که در آن ها به نسبت زهدوتقوا و قلب اشاره گردیدهاست (حجرات : ۳؛ حج : ۳۲)، دالّ بر این معنایند. در آیه ۳۲ سوره حج از تقوای قلب صحبت نقل شده میباشد : «... وَ مَنْ یُعَظِمْ شَعائِرَ اللّه فَاِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُاینترنتِ» (اشخاصی که شعائر خداوند را گرانقدر می شمارند کارشان نماد پرهیزگاری دلهایشان باشد). طباطبائی (ج ۱۴، ص ۳۷۴) در تعبیر و تفسیر این آیه ، واقعیت زهدوتقوا را امری معنوی دانسته که رده آن قلب میباشد . صدرالدین شیرازی (ج ۱، ص ۲۱۸) نیز زهدو تقوا را از مقامات قلبی دانسته میباشد .
با مراعات معانی حافظه گردیده می اقتدار سیر گسترش معنایی زهدو تقوا را در قرآن دید. معنای اول زهدوتقوا (بند قراردادن در قبال عذاب الاهی ) بعداز گذشتن از مرحله میانی (خوف مؤمنانه از معبود)، توسعه و دگرگونی یافت و معنای «تقلید از بایدها و نبایدها آفریدگار» را پیدا کرد (قس ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۱۳).معانی نام برده با یکدیگر راجع به وثیق بوده منظومه زهدو تقوا را تشکیل میدهند؛ بدین معنی که هراس از عذاب پروردگار (معنای دوم )، موجب رعایت بایدها و نبایدها وی (معنای سوم ) میشود و فرد بدین وسیله ، بین خویش و قهر و عذاب الاهی حایلی قرار میدهد (معنای اولیه ) و تاسی از باید ها و نباید ها خدا رفته رفته موجب میگردد که زهدو تقوا در قلب مؤمن ملکه خواهد شد (معنای چهارم ).دقت به مفاهیمی که در قرآن در کنار زهد و تقوا (ضد و نقیض یا این که هم درجه و هم معنیِ آن ) آمده میباشد ، میتواند به ادراک عالی این معنا یاری دهد. برخی از مفاهیمی که در قرآن در رویارویی باتقوا مطرح گردیده عبارت اند از: «فجور» (شمس : ۸) به معنای ارتکاب معصیت ، و «اِثْمِ و عُدْوان » (مجادله : ۹؛ مائده : ۲) به معنای رخنه آنچه بدان فرمان گردیده و تجاوز از حدود الاهی ( بازگشت کنیدبه طبرسی ، ج ۳، ص ۲۴۰، ج ۸، ص ۷۳۸). صفت «جَبّار» ــ که طبرسی (ج ۶، ص ۷۸۲) آن را «متکبر» معنی کرده ــ در رویارویی با «تَقیّ» (از جملهً در سوره مریم : ۱۳ـ۱۴) و «ظالمین » ــ که همو (ج ۹، ص ۱۱۴) آن را «کافر» مضمون کرده ــ در رویا رویی با «مُتقین » (برای مثالً در سورة جاثیه : ۱۹) آمده میباشد .

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم