گاهی وقتها آدم خودش نمیتواند خدمت کند، میتواند دلالی کند. در قرآن آیاتی برای دلالی داریم. «وَ لا یَحُضُ عَلى طَعامِ الْمِسْکِینِ» (حاقه/34) یحّضُ با «ح» و «ض» یعنی ممکن است خودت پولدار نداشته باشی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ولی میتوانی دیگران را وادار کنی. در قرآن میگوید: «حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتال» (انفال/65) تو پیغمبر یک نفر هستی. یک نفر نمیتواند جبهه برود اما تو میتوانی مردم را تشویق کنی. «لا تَحَاضُّون» (فجر/18) در قرآن هست، «لا یَحُضُ» هم هست. یعنی افرادی که خودشان پول ندارند، میتواند دلال باشند. پول بگیرند و بدهند! رزرو حسینیه نصرت مشهد
4- وساطت در خدمت، با آبر و ضمانت
علامه حلی میفرماید: پنج رقم صدقه داریم. صدقه مال، انفاق به مردم است. صدقه مقام آبرو داری در جامعه، شفاعت است. به شرطی که طرف هم خراب نکنند. گاهی آدم آبرو دارد، آبرویش را مایه میگذارد، مردم خراب میکنند. رئیس صندوق قرض الحسنهای در تهران به من زنگ زد. گفت: کسانی را که تو معرفی کنی ما به آنها وام میدهیم. آدرس حسینیه نصرت مشهد گفتیم: الحمدلله! افراد متعددی میآمدند ما مینوشتیم که فلان مبلغ به ایشان قرض الحسنه بدهید. یک مدتی که گذشت دیدیم رئیس بانک میگوید: آقای قرائتی! بفرمایید. آقا لطفاً دیگر نامه به ما ندهید. بعضی از اینهایی که پول را بردند، خوردند. ببینید آدم از آبرویش استفاده میکند ولی مردم آدم را بی آبرو میکنند.
نمیانم این حدیث را شنیدهاید یا نشنیدهاید. اگر شنیدید دو بار بشنوید و نشنیدید بار اول بشنوید. حسینیه نصرت مشهد اگر کسی به کسی بدهکار است، طلبکار میگوید: بده، شما هم داری به او بدهی ولی نمیدهی. هر شبی که میخوابیم گناه دزد پای ما مینویسند. دزدی نکردیم اما گناه دزد را پای ما مینویسند. وقتی طلب دارد، وعدهاش رسیده، میگوید: بده، اگر شما سر نماز هستی، طلبکار گفت: پول مرا بده. نمیتوانی سر نماز پولش را بدهی، اسلام اجازه میدهد در مواردی نمازت را بشکن، برو پول مردم را بده، برگرد دوباره بگو: الله اکبر! خیلی بد است که آدم عمری دزدی نکند ولی روز قیامت ببیند در پروندهاش نوشتند: 34 بار دزدی کردی! اِ… من! دزدی نکردم. چرا! بدهکار بودی و سر وعده ندادی. شب که میخوابد گناه دزد… و آن آقا اگر صبر کند، بگوید: حالا که نمیدهد، یک هفته دیگر مهلت میدهیم. هر شبی که آن آقای طلبکار میخوابد، ثواب انفاق پای او مینویسند. یعنی طلبکاری که صبر کند ثواب انفاق دارد. بدهکاری که لفت بدهد و طفره برود گناه دزد دارد. اینها روایت اسلام است. صدقه مال، انفاق است. صدقه آبرو، واسطهگری و شفاعت است. صدقه عقل، مشورت است. صدقه زبان، دلالی است. صدقه علم، آموزش است. یعنی نمیتواند بگوید: من پولدار نیستم، حرفهای آقای قرائتی بر چه اساسی است؟ ما خودمان هشتمان گرو نه است. بله، سواد که داری؟ از سوادت استفاده کن. یعنی انسان بی مسئولیت نداریم.
5- خدمت معنوی برای اصلاح فکر و اخلاق
خدمت معنوی؛ در فامیل شما ممکن است افرادی باشند لا ابالی، چه کنیم برای اینها؟ بسم الله، یک آدمی را که بیان دارد، سواد دارد، دلسوز است را بگویید، بگویید: در فامیل ما هفده نفر هستند، کج و کور هستند. شما یک سفر مشهد با اینها برو و شما هم آخوند اینها باش. یا استاد دانشگاهش باش، این هفده نفر فامیل در رفت و برگشت در ماشین، قطار، هواپیما، یک خرده روی نماز اینها کار کن. شده تا حالا چنین کاری کنیم؟ من یک سؤال کنم، دست بلند نکنید چون میترسم آبروریزی شود. آبرویمان را نگه داریم. دهها هزار نماز جماعت در آموزش و پرورش راه افتاده است. زمان قدیم نماز جماعت در مدرسهها نبود. البته اجباری هم نیست. طلبه میرود پیشنماز میشود، یا خود معلم و امور تربیتی پیشنماز میشود و یک جمعی از بچهها به او اقتدا میکنند. تا حالا یکی از ما زنگ زدیم الو! سلام علیکم، مدرسه فلان، راهنمایی فلان، دبیرستان فلان، ببخشید، من مادر فلانی یا پدر فلان بچه هستم. از اینکه شما مدیر مدرسه در مدرسه نماز جماعت برقرار کردی، خواستم تلفنی تشکر کنم. یک تشکر تلفنی کردیم؟ بابا تلفن که کاری ندارد. یک خرده بعضیها بی خیال شدند. بعد سیلی هم که میخوریم نمیدانیم از کجا سیلی میخوریم.
امام جواد فرمود، شب تولد امام جواد بحث را گوش میدهید. در کنار پدر بزرگوارش امام رضا(ع) هستیم، امام جواد فرمود: به شیعیان من پیغام بدهید، اگر پول حقی را خرج نکنید، خدا زندگی شما را چنان تاب میدهد که دو برابرش را در راه باطل خرج کنید. یعنی میتوانستی با دو میلیون یک مشکلی را حل کنی، نکردی. امام جواد فرمود: زندگی شما چنان تاب میخورد که یک جایی چهار میلیون بدهید. دو میلیون به حق ندادی، چهار میلیون به ناحق میدهی.
یک حدیث دیگر، اگر کسی پولش را در راه حق خرج نکند، امام فرمود: زندگیاش را خدا طوری ترتیب میدهد که این پول را به آدم نا اهل بدهد. به آدم اهل ندادی، به نا اهل میدهی. خدمت معنوی! بچه شما نماز نمیخواند، اگر فیزیک و شیمی او خراب بود، چه میکردی؟ معلم خصوصی میگرفتی. چرا معلم خصوصی برای دین بچهات نگرفتی؟ در منطقهای که زندگی میکنید یک طلبه با سواد خوش سلیقه، بگو: من پسر و دخترم این مشکل را دارد. یک خرده دوست دارم با او کار بکنید. سؤال او را جواب بدهید. نماز بلد نیست یادش بدهید. در مدرسه نماز برقرار کرد، تشکر کنید. ولی بعضی بچهها تحفه هستند.
6- خدمت والدین به فرزندان جوان و آماده ازدواج
من پیشنماز مسجد دانشگاه تهران هستم. یعنی آنجایی که نماز جمعه میخوانند، شنبه و یکشنبه امام جماعتش من هستم. یک روز یک جوانی آمد خیلی خوش تیپ، گفت: من دانشجوی دانشگاه شریف هستم. دانشگاه شریف از مهمترین دانشگاههای کشور است. بابا و ننه من نماز نمیخوانند، من دانشجو نماز میخوانم، دلم برای بابا و ننه میسوزد. با زبانت صبح تا شب حرف میزنی، پنج دقیقه هم با خدا حرف بزن. گفتم: والا به من گفتند: برو نزد قرائتی! حالا من پیش تو آمدم. گفتم: تلفن پدرت را بده به او زنگ بزنم. تلفن پدرش را گرفتیم و از همان مسجد زنگ زدم، الو! منزل فلانی؟ بله. من قرائتی هستم در تلویزیون! گفت: شناختم. گفتم: بارها دیدیم پدرها نزد من آمدند و گفتند: پسر من نماز نمیخواند. یک چیز نو، امروز پسر نزد من آمده میگوید: پدرم نماز نمیخواند. اصلاً شما نماز هم واجب نیست باید بخوانی. به شکرانه اینکه شما یک چنین پسری داری، یک چنین تیپی دارد، در بهترین دانشگاهها قبول شده، یک بچه فرهیخته نابغه، دارد غصه میخورد چرا پدر و مادرش در نماز کاهل هستند؟ اصلاً شما باید دو رکعت نماز بخوانی که خدا یک چنین پسری به تو داد. گاهی وقتها بچهها به طوری فطری خوب حرف میزنند. مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان، به من گفت: من خستگیام برطرف شد به خاطر یک دختر یازده ساله، یک روز یک دختر یازده ساله نزد من آمد و گفت: آقای مدیر کل! من میخواهم یک قصه برای شما بگویم. گفتم: بگو. گفت: مادر من نماز نمیخواند. یک روز به مادرم گفتم: مامان بنشین، میخواهم با تو حرف بزنم.
گاهی وقتها آدم خودش نمیتواند خدمت کند، میتواند دلالی کند. در قرآن آیاتی برای دلالی داریم. «وَ لا یَحُضُ عَلى طَعامِ الْمِسْکِینِ» (حاقه/34) یحّضُ با «ح» و «ض» یعنی ممکن است خودت پولدار نداشته باشی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ولی میتوانی دیگران را وادار کنی. در قرآن میگوید: «حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتال» (انفال/65) تو پیغمبر یک نفر هستی. یک نفر نمیتواند جبهه برود اما تو میتوانی مردم را تشویق کنی. «لا تَحَاضُّون» (فجر/18) در قرآن هست، «لا یَحُضُ» هم هست. یعنی افرادی که خودشان پول ندارند، میتواند دلال باشند. پول بگیرند و بدهند! رزرو حسینیه نصرت مشهد
4- وساطت در خدمت، با آبر و ضمانت
علامه حلی میفرماید: پنج رقم صدقه داریم. صدقه مال، انفاق به مردم است. صدقه مقام آبرو داری در جامعه، شفاعت است. به شرطی که طرف هم خراب نکنند. گاهی آدم آبرو دارد، آبرویش را مایه میگذارد، مردم خراب میکنند. رئیس صندوق قرض الحسنهای در تهران به من زنگ زد. گفت: کسانی را که تو معرفی کنی ما به آنها وام میدهیم. آدرس حسینیه نصرت مشهد گفتیم: الحمدلله! افراد متعددی میآمدند ما مینوشتیم که فلان مبلغ به ایشان قرض الحسنه بدهید. یک مدتی که گذشت دیدیم رئیس بانک میگوید: آقای قرائتی! بفرمایید. آقا لطفاً دیگر نامه به ما ندهید. بعضی از اینهایی که پول را بردند، خوردند. ببینید آدم از آبرویش استفاده میکند ولی مردم آدم را بی آبرو میکنند.
نمیانم این حدیث را شنیدهاید یا نشنیدهاید. اگر شنیدید دو بار بشنوید و نشنیدید بار اول بشنوید. حسینیه نصرت مشهد اگر کسی به کسی بدهکار است، طلبکار میگوید: بده، شما هم داری به او بدهی ولی نمیدهی. هر شبی که میخوابیم گناه دزد پای ما مینویسند. دزدی نکردیم اما گناه دزد را پای ما مینویسند. وقتی طلب دارد، وعدهاش رسیده، میگوید: بده، اگر شما سر نماز هستی، طلبکار گفت: پول مرا بده. نمیتوانی سر نماز پولش را بدهی، اسلام اجازه میدهد در مواردی نمازت را بشکن، برو پول مردم را بده، برگرد دوباره بگو: الله اکبر! خیلی بد است که آدم عمری دزدی نکند ولی روز قیامت ببیند در پروندهاش نوشتند: 34 بار دزدی کردی! اِ… من! دزدی نکردم. چرا! بدهکار بودی و سر وعده ندادی. شب که میخوابد گناه دزد… و آن آقا اگر صبر کند، بگوید: حالا که نمیدهد، یک هفته دیگر مهلت میدهیم. هر شبی که آن آقای طلبکار میخوابد، ثواب انفاق پای او مینویسند. یعنی طلبکاری که صبر کند ثواب انفاق دارد. بدهکاری که لفت بدهد و طفره برود گناه دزد دارد. اینها روایت اسلام است. صدقه مال، انفاق است. صدقه آبرو، واسطهگری و شفاعت است. صدقه عقل، مشورت است. صدقه زبان، دلالی است. صدقه علم، آموزش است. یعنی نمیتواند بگوید: من پولدار نیستم، حرفهای آقای قرائتی بر چه اساسی است؟ ما خودمان هشتمان گرو نه است. بله، سواد که داری؟ از سوادت استفاده کن. یعنی انسان بی مسئولیت نداریم.
5- خدمت معنوی برای اصلاح فکر و اخلاق
خدمت معنوی؛ در فامیل شما ممکن است افرادی باشند لا ابالی، چه کنیم برای اینها؟ بسم الله، یک آدمی را که بیان دارد، سواد دارد، دلسوز است را بگویید، بگویید: در فامیل ما هفده نفر هستند، کج و کور هستند. شما یک سفر مشهد با اینها برو و شما هم آخوند اینها باش. یا استاد دانشگاهش باش، این هفده نفر فامیل در رفت و برگشت در ماشین، قطار، هواپیما، یک خرده روی نماز اینها کار کن. شده تا حالا چنین کاری کنیم؟ من یک سؤال کنم، دست بلند نکنید چون میترسم آبروریزی شود. آبرویمان را نگه داریم. دهها هزار نماز جماعت در آموزش و پرورش راه افتاده است. زمان قدیم نماز جماعت در مدرسهها نبود. البته اجباری هم نیست. طلبه میرود پیشنماز میشود، یا خود معلم و امور تربیتی پیشنماز میشود و یک جمعی از بچهها به او اقتدا میکنند. تا حالا یکی از ما زنگ زدیم الو! سلام علیکم، مدرسه فلان، راهنمایی فلان، دبیرستان فلان، ببخشید، من مادر فلانی یا پدر فلان بچه هستم. از اینکه شما مدیر مدرسه در مدرسه نماز جماعت برقرار کردی، خواستم تلفنی تشکر کنم. یک تشکر تلفنی کردیم؟ بابا تلفن که کاری ندارد. یک خرده بعضیها بی خیال شدند. بعد سیلی هم که میخوریم نمیدانیم از کجا سیلی میخوریم.
امام جواد فرمود، شب تولد امام جواد بحث را گوش میدهید. در کنار پدر بزرگوارش امام رضا(ع) هستیم، امام جواد فرمود: به شیعیان من پیغام بدهید، اگر پول حقی را خرج نکنید، خدا زندگی شما را چنان تاب میدهد که دو برابرش را در راه باطل خرج کنید. یعنی میتوانستی با دو میلیون یک مشکلی را حل کنی، نکردی. امام جواد فرمود: زندگی شما چنان تاب میخورد که یک جایی چهار میلیون بدهید. دو میلیون به حق ندادی، چهار میلیون به ناحق میدهی.
یک حدیث دیگر، اگر کسی پولش را در راه حق خرج نکند، امام فرمود: زندگیاش را خدا طوری ترتیب میدهد که این پول را به آدم نا اهل بدهد. به آدم اهل ندادی، به نا اهل میدهی. خدمت معنوی! بچه شما نماز نمیخواند، اگر فیزیک و شیمی او خراب بود، چه میکردی؟ معلم خصوصی میگرفتی. چرا معلم خصوصی برای دین بچهات نگرفتی؟ در منطقهای که زندگی میکنید یک طلبه با سواد خوش سلیقه، بگو: من پسر و دخترم این مشکل را دارد. یک خرده دوست دارم با او کار بکنید. سؤال او را جواب بدهید. نماز بلد نیست یادش بدهید. در مدرسه نماز برقرار کرد، تشکر کنید. ولی بعضی بچهها تحفه هستند.
6- خدمت والدین به فرزندان جوان و آماده ازدواج
من پیشنماز مسجد دانشگاه تهران هستم. یعنی آنجایی که نماز جمعه میخوانند، شنبه و یکشنبه امام جماعتش من هستم. یک روز یک جوانی آمد خیلی خوش تیپ، گفت: من دانشجوی دانشگاه شریف هستم. دانشگاه شریف از مهمترین دانشگاههای کشور است. بابا و ننه من نماز نمیخوانند، من دانشجو نماز میخوانم، دلم برای بابا و ننه میسوزد. با زبانت صبح تا شب حرف میزنی، پنج دقیقه هم با خدا حرف بزن. گفتم: والا به من گفتند: برو نزد قرائتی! حالا من پیش تو آمدم. گفتم: تلفن پدرت را بده به او زنگ بزنم. تلفن پدرش را گرفتیم و از همان مسجد زنگ زدم، الو! منزل فلانی؟ بله. من قرائتی هستم در تلویزیون! گفت: شناختم. گفتم: بارها دیدیم پدرها نزد من آمدند و گفتند: پسر من نماز نمیخواند. یک چیز نو، امروز پسر نزد من آمده میگوید: پدرم نماز نمیخواند. اصلاً شما نماز هم واجب نیست باید بخوانی. به شکرانه اینکه شما یک چنین پسری داری، یک چنین تیپی دارد، در بهترین دانشگاهها قبول شده، یک بچه فرهیخته نابغه، دارد غصه میخورد چرا پدر و مادرش در نماز کاهل هستند؟ اصلاً شما باید دو رکعت نماز بخوانی که خدا یک چنین پسری به تو داد. گاهی وقتها بچهها به طوری فطری خوب حرف میزنند. مدیر کل آموزش و پرورش خوزستان، به من گفت: من خستگیام برطرف شد به خاطر یک دختر یازده ساله، یک روز یک دختر یازده ساله نزد من آمد و گفت: آقای مدیر کل! من میخواهم یک قصه برای شما بگویم. گفتم: بگو. گفت: مادر من نماز نمیخواند. یک روز به مادرم گفتم: مامان بنشین، میخواهم با تو حرف بزنم.

فعالیتهای آموزشی و فرهنگی حسینیه نصرت مشهد