محمد بن هارون بغدادی پر اسم و رسم به ابوعیسی وَرّاق (درگذشت ۲۴۷ یا این که ۲۴۸ق) متکلم در قرن سوم قمری. بنابر گزارش منابع، رشته وی در بغداد نویسندگی و کتابفروشی بوده میباشد. وراق از معتزلیانی بوده که ابعاد شیعه شد، اما درباره اعتقادات و مذهب وی اختلاف میباشد. روضه خوان اثر گذار و سید مرتضی، اورا شیعه دانسته و از وی و اثراتی مانند کتاب الامامه و کتاب السقیفه که درباره اعتقادات شیعه نوشته، تامین حسینیه نصرت مشهد کردهاند.
ولی در منابع اهل سنت وی معتقد به عقاید خداناباوری معرفی شدهاست. اثر ها و نگرشهای علمی وراق گزینه دقت بوده و اورا جزو منتقدان بدون شوخی باورهای معتزلی نیز دانستهاند. از شاگردان وراق، ابن راوندی بوده که بعد ها وی نیز با مدرس خویش مخالفت کرد و اورا زندیق خواند. نجاشی، برای ابوعیسی کتابهای زیادی را مذکور که مثلا آن ها المقالات درباره ملل و آدرس حسینیه نصرت مشهد نحل میباشد.
معاشطومار
محمد بن هارون بغدادی مشهور به ابوعیسی وراق از متکلمان نصفه نخستین سده سوم هجری میباشد. وی اهل ایران و در بغداد بومی بوده و در سال ۲۴۷ق و یا این که ۲۴۸ق از جهان رزرو حسینیه نصرت مشهد رفته میباشد.[۱]
مهم ترین خصوصیت علمی وراق، رویا رویی او با درنگهای معتزلی میباشد. وی منتقد بنیاد معرفتی معتزله، یعنی فکرهای توحیدی آنها بود. بعضی گفتهاند به همین برهان، معتزله نیز اورا همفکر مشرکان دانستند.[۲] رویکردها و نگرشهای کلامی وی در عصر خویش، گزینه دقت علما و بزرگان عصرش بوده میباشد.[۳] ابنندیم اورا برای مثال متکلمان مالکلحاظ شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شمرده میباشد.[۴]
وی و افرادی که معتزله را رها کردهاند، به «مُخلِط» دارای شهرت میباشند یعنی عده ای که نخستین معتزله بودهاند، بر تاثیر اظهار عقاید جدید از اعتزال خالص خارج آمده و به اصول مدرسه و تیم اعتقادی خویش دارای تعهد نمانده و هر یک راهی غیر وابسته در پیش گرفتهاند.[۵]
عقاید
مذهب اعتقادی ابوعیسی از مباحث مناقشه برانگیز بوده میباشد. بر اساس گزارشهای معتزلیان، او در آغاز معتزلی بود و بعد از آن از معتزلیان مستقل شد.[۶] برخی می گویند به همین ادله، اظهار نظرهای تند معتزلیان درباره وی وجود داشته میباشد.[۷] گردآوریای از معتزله، میل وی به شیعه را حقیقی و واقعی ندانستند؛ البته در عینهم اکنون تصریح مینمایند وراق درین مسیر خدماتی را به مذهب جدیدش نمودهمیباشد.[۸]
خویی مینویسد، ابوعیسی برای حفاظت از خویش، درباره ثنویت کتابی نوشت. البته ظاهراً این کتاب موءثر خلا و حتی شاگردش ابن راوندی به وی نسبت بیفقهی داده میباشد. [۹] روضه خوان موءثر و سید مرتضی، اورا به دلیل نوشتن کتابهایی درباره امامت و امان از مذهب شیعه، از خویش دانسته و از او پناه کردهاند.[۱۰]
به جهت خلا هیچیک از اثرها وراق، اظهارنظر قطعی درباره عقاید، آراء و مذهب کلامی حقیقی وواقعی وی، طاقت فرسا میباشد.[۱۱] ابن ندیم، اورا از افرادی که در ظواهر اسلام آورده بودند؛ البته در داخل اعتقادی به اسلام نداشتند دانسته میباشد.[۱۲]
اثرها
نجاشی، وراق را متکلمی پندارنگار و مشهورترین اثرش را مقالهها می داند.[۱۳] وی خلال این کتاب که در آن به آراء و بینشهای مجموعههای متفاوت شیعی اشاره کرده، در اثر ها آتی نیز این درنگ رفلکس داده گردیدهاست. مثلا آن اثرها، کتابی میباشد با اسم اختلاف شیعه که در آن به درنگهای کلامی شیعه پرداخته میباشد.[۱۴] در منابع رجالی و غیره، کتابهای دیگری نیز برای وی حافظه کردهاند از جملة المجالس و بعضی کتابهای دیگر مانند کتاب الامامة الکبیر و کتاب الامامة الصغیر، نقض العثمانیه، اقتصاص مذهبها اصحاب الاثنین و الرد علیهم.[۱۵] کتاب السقیفه،[۱۶]
زریاب خویی اشاره مینماید که از کتابها و مقاله ها زیادی که به وی نسبت می دهند. چیزی برجای نمانده و تنها منقولاتی در اثر ها دیگرافراد مخصوصا معارضان وی مانده میباشد.[۱۷] زریاب خویی نقل مینماید، در کتاب مروج الذهب که نسبتاً یک سده بعداز وراق مندرج، کتابهای ابوعیسی را زیاد و عالی وصف کرده و از کتابهای مقالهها و المجالس او ذکر شده میباشد ؛البته دراین کتابها سخنی از اعتقادوباورهای وراق نزده میباشد.[۱۸]
کتاب الدیانات، الحدث و یکسری تاثیر در رد مسیحیت و یهود نیز برای مثال اثر ها او به شمار آمده میباشد.[۱۹
محمد بن هارون بغدادی پر اسم و رسم به ابوعیسی وَرّاق (درگذشت ۲۴۷ یا این که ۲۴۸ق) متکلم در قرن سوم قمری. بنابر گزارش منابع، رشته وی در بغداد نویسندگی و کتابفروشی بوده میباشد. وراق از معتزلیانی بوده که ابعاد شیعه شد، اما درباره اعتقادات و مذهب وی اختلاف میباشد. روضه خوان اثر گذار و سید مرتضی، اورا شیعه دانسته و از وی و اثراتی مانند کتاب الامامه و کتاب السقیفه که درباره اعتقادات شیعه نوشته، تامین حسینیه نصرت مشهد کردهاند.
ولی در منابع اهل سنت وی معتقد به عقاید خداناباوری معرفی شدهاست. اثر ها و نگرشهای علمی وراق گزینه دقت بوده و اورا جزو منتقدان بدون شوخی باورهای معتزلی نیز دانستهاند. از شاگردان وراق، ابن راوندی بوده که بعد ها وی نیز با مدرس خویش مخالفت کرد و اورا زندیق خواند. نجاشی، برای ابوعیسی کتابهای زیادی را مذکور که مثلا آن ها المقالات درباره ملل و آدرس حسینیه نصرت مشهد نحل میباشد.
معاشطومار
محمد بن هارون بغدادی مشهور به ابوعیسی وراق از متکلمان نصفه نخستین سده سوم هجری میباشد. وی اهل ایران و در بغداد بومی بوده و در سال ۲۴۷ق و یا این که ۲۴۸ق از جهان رزرو حسینیه نصرت مشهد رفته میباشد.[۱]
مهم ترین خصوصیت علمی وراق، رویا رویی او با درنگهای معتزلی میباشد. وی منتقد بنیاد معرفتی معتزله، یعنی فکرهای توحیدی آنها بود. بعضی گفتهاند به همین برهان، معتزله نیز اورا همفکر مشرکان دانستند.[۲] رویکردها و نگرشهای کلامی وی در عصر خویش، گزینه دقت علما و بزرگان عصرش بوده میباشد.[۳] ابنندیم اورا برای مثال متکلمان مالکلحاظ شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شمرده میباشد.[۴]
وی و افرادی که معتزله را رها کردهاند، به «مُخلِط» دارای شهرت میباشند یعنی عده ای که نخستین معتزله بودهاند، بر تاثیر اظهار عقاید جدید از اعتزال خالص خارج آمده و به اصول مدرسه و تیم اعتقادی خویش دارای تعهد نمانده و هر یک راهی غیر وابسته در پیش گرفتهاند.[۵]
عقاید
مذهب اعتقادی ابوعیسی از مباحث مناقشه برانگیز بوده میباشد. بر اساس گزارشهای معتزلیان، او در آغاز معتزلی بود و بعد از آن از معتزلیان مستقل شد.[۶] برخی می گویند به همین ادله، اظهار نظرهای تند معتزلیان درباره وی وجود داشته میباشد.[۷] گردآوریای از معتزله، میل وی به شیعه را حقیقی و واقعی ندانستند؛ البته در عینهم اکنون تصریح مینمایند وراق درین مسیر خدماتی را به مذهب جدیدش نمودهمیباشد.[۸]
خویی مینویسد، ابوعیسی برای حفاظت از خویش، درباره ثنویت کتابی نوشت. البته ظاهراً این کتاب موءثر خلا و حتی شاگردش ابن راوندی به وی نسبت بیفقهی داده میباشد. [۹] روضه خوان موءثر و سید مرتضی، اورا به دلیل نوشتن کتابهایی درباره امامت و امان از مذهب شیعه، از خویش دانسته و از او پناه کردهاند.[۱۰]
به جهت خلا هیچیک از اثرها وراق، اظهارنظر قطعی درباره عقاید، آراء و مذهب کلامی حقیقی وواقعی وی، طاقت فرسا میباشد.[۱۱] ابن ندیم، اورا از افرادی که در ظواهر اسلام آورده بودند؛ البته در داخل اعتقادی به اسلام نداشتند دانسته میباشد.[۱۲]
اثرها
نجاشی، وراق را متکلمی پندارنگار و مشهورترین اثرش را مقالهها می داند.[۱۳] وی خلال این کتاب که در آن به آراء و بینشهای مجموعههای متفاوت شیعی اشاره کرده، در اثر ها آتی نیز این درنگ رفلکس داده گردیدهاست. مثلا آن اثرها، کتابی میباشد با اسم اختلاف شیعه که در آن به درنگهای کلامی شیعه پرداخته میباشد.[۱۴] در منابع رجالی و غیره، کتابهای دیگری نیز برای وی حافظه کردهاند از جملة المجالس و بعضی کتابهای دیگر مانند کتاب الامامة الکبیر و کتاب الامامة الصغیر، نقض العثمانیه، اقتصاص مذهبها اصحاب الاثنین و الرد علیهم.[۱۵] کتاب السقیفه،[۱۶]
زریاب خویی اشاره مینماید که از کتابها و مقاله ها زیادی که به وی نسبت می دهند. چیزی برجای نمانده و تنها منقولاتی در اثر ها دیگرافراد مخصوصا معارضان وی مانده میباشد.[۱۷] زریاب خویی نقل مینماید، در کتاب مروج الذهب که نسبتاً یک سده بعداز وراق مندرج، کتابهای ابوعیسی را زیاد و عالی وصف کرده و از کتابهای مقالهها و المجالس او ذکر شده میباشد ؛البته دراین کتابها سخنی از اعتقادوباورهای وراق نزده میباشد.[۱۸]
کتاب الدیانات، الحدث و یکسری تاثیر در رد مسیحیت و یهود نیز برای مثال اثر ها او به شمار آمده میباشد.[۱۹

فعالیتهای آموزشی و فرهنگی حسینیه نصرت مشهد