پس غرض از جاودانگی اسلام در حیطه معارف و گوهر آئین, استمرار حسینیه نصرت مشهد حقانیت اسلام و عدم قابلیت و امکان نسخه ها آن بوسیله ادیان میباشد؛ ولی در حوزه شریعت, هدف جاودانگی کلیات شریعت (مبانی و اصول کلی فقه) میباشد خیر به طور موجبه همه که مشتمل بر کلیه احکام شریعت باشد.
این درک از جاودانگی شریعت را بزرگانی از فقها و اصولیین مانند روضه خوان انصاری آدرس حسینیه نصرت مشهد (فرائدالاصول: 457), آخوند خراسانی(ج2: 342), پژوهشگر نائینی(1368: 515) و امام خمینی (1385: 29)ذکر نمودهاند, چنان که روضه خوان انصاری در تعبیر حدیث «حلال محمد حلال الی یوم القیامة» مینویسد:
«ان الظاهر سوقه لبیان استمرار احکام محمد(ص) نوعاً اینجانب پیشین الله جل ذکره الی یوم القیامة فی مقابل نسخها بهاین انتها لا ذکر استمرار احکامه الشخصیة» (فرائدالاصول: 457).
استدلال جاودانگی شریعت رزرو حسینیه نصرت مشهد
برای ثابت جاوادنگی احکام شریعت میاقتدار به برهان پایین اشاره نمود:
1ـ حقیقیه بودن پاراگرافهای فقهی
منطقیون قضایا و جملهها را به سه پیمان زیر تقسیم مینمایند:
زمینه خارجیه: زمینهای میباشد که مورد آن در فقید بیرون در یک کدام از مجالها تحقق داشته و حکم نیز بر آن حمل می شود؛ برای مثالً دانشجو ها دانش کده دانشجو ها درسخوان و مؤمن میباشند.
زمینه ذهنیه: موضوعای میباشد که مسئله آن خیر در فقید بیرون بلکه تنها در ذهن تحقق دارااست؛ مانند اجتماع نقیضین محال میباشد. سیمرغ پرندهای وسیعالجثه میباشد.
زمینه حقیقیه: مسئلهای میباشد که حکم و محمول آن به طبیعت و نفس الامر مورد وابستگی گرفته میباشد با انقطاع لحاظ از این که مورد در قبل, هم اکنون یا این که در آتی تحقق خواهد یافت. درستی و درستی این نوع مسئله خیر با تحقق فرنگی یا این که فرضی مسئله بلکه با نفس الامر مفهوم پیدا مینماید, به عنوان مثالً مربع چهار ضلع دارااست. بشر حیوان ناطق میباشد. حکم این دو زمینه به نفس دستور مربع و بشر وابستگی گرفته میباشد و مشمول کلیه نوع مربعها و بشرهای پیشین, حالا و بعدی میگردد. با این توضیح پرنور میگردد که قانون ها و ضوابط که در قوه و رده ضابطهگذاری حال و روز و ثبت میگردد, از نوع قضایای حقیقیه میباشد. این نکته گزینه حادثه حقوق و دستمزددانان میباشد. شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد
نکته دیگر اینکه: بعضا غرض از زمینه حقیقیه در شریعت را موضوع همه تعریف مینمایند, به سیرتکاملای قضیه آن, خیر موضوعات خاص و فرنگی بلکه مقدّرالوجود میباشد.
در هر دو شکل (آنالیز مسئله به طبیعت یا این که مقدرالوجود) معلوم می گردد احکام و مقرراتی که در کتاب و سنت از سوی خدا و رسول(ص) تحت عنوان حکم شریعت حال و روز و تقنین گردیده است مشمول همگی مسلمانها اعم از بعدازظهر حضور و غایب بودن میباشد, به عنوان مثالً مسئله «لِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ البَیتِ مَنِ میباشدَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً» (آل عمران (3): 97) یک نوع ضابطهگذاری از نوع مسئله حقیقیه میباشد که وجوب حج را برای کلیه مستطیعان اثبات مینماید. بر پایه ی این, اصل و اساس در قضایا و احکام فقهی جاودانگی آن میباشد, مگر این که عامل و قرینهای مغایر آن اثبات گردیده باشد. عامل آیتم اشاره را عده ای از اصولیین متذکر گردیدهاند؛ (نائینی, فوائدالاصول: 172).
2ـ اطلاق مقامی
اطلاق دو قول لفظی و مقامی تقسیم میگردد. در اطلاق لفظی هنگام شک وتردید در شمول لفظ واحد بر همگی مصادیق آن به اطلاق لفظ آن تمسک می گردد, از جملهً چنانچه گفته گردد: دانشجو ها میتوانند در اردو کمپانی نمایند, هنگام شک و تردید در شمول یا این که عدم شمول آن بر ترم اولینها به اطلاق آن تمسک میگردد.
البته اطلاق مقامی در جایی میباشد که ضابطهگذار در منزلت وضع و اوضاع ضابطه و یاد دادن حکمی باشد, از جملهً شرط نمایندگی برای پارلمان را پنج شرط مشخص و معلوم نماید. یا این که رسمی را از ثبت گذرانده و برای آن اجل و زمانی را مشخص و معلوم نکرده میباشد. در این مکان به اطلاق مقامی استناد می شود و وجود شرط دیگر نفی و اجل و وقت ضابطه سابق الذکر غیر موقت و دایمی فرض میگردد.
ضوابط شریعت نیز بر اینگونه مبنایی پایدار میباشد. از آن جا که شارع مقدس قانون ها شرع خویش را به به عبارتی آدمها خطاب کرده و برای آن فرصت و وقت خاصی را حیث ننموده میباشد, با استناد به اطلاق مقامی, دائمیت و جاودانگی آن استظهار و ثابت میگردد. چنانکه صاحب و مالک کفایة مینویسد:
«فالحکیم گرانقدر و گرانقدر ینشأ علی وفق الحکمة والمصلحة طلب شیء قانونا اینجانب الموجود و المعدوم حین الخطاب لیصیر فعلیا آن گاه ما وجد الشرایط و فقد الموانع بلا حاجة الی انشاءانتها»؛ (آخوند خراسانی, ج1: 355).
بعضا از اندیشمندان اسلامی برای جاودانگی احکام شریعت به قاعده «اشتراک تکلیف» تمسک مینمایند, که آن در واقعیت به دو استدلال قبل برمیشود, چون لازمه حقیقیه بودن جملههای شرعی و اطلاق مقامی, اشتراک مسلمان ها نسلهای آینده با نسل نخستین و مخاطبان شفاهی وحی آسمانی میباشد, یا این که مبنای آن استدلال خاص میباشد که اشاره شود؛ (حسینی, 1418: 26 و فاضل لنکرانی, 1416: 295).
3ـ آیه ها
بعضا از آیهها به دلالت نص یا این که ظواهر بر جاودانگی آئین مقدس اسلام دلالت مینماید:
1ـ 3ـ «إنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ إِنّا لَهُ لَحَافِظُونَ»؛ (حجر (15):9).
این آیه شریفه بر نگهداری و بقای قرآن به طور مطلق از طرف خدا و ضمانت عدم تحریف آن دلالت مینماید. علامه طباطبایی در تعبیروتفسیر این آیه شریفه مینویسد:
« فالآیة تدل علی کون کتاب الله محفوظا اینجانب التحریف بجمیع اقسامه اینجانب جهة کونه بیان الله سبحانه فهود بیان حی خالد»؛ (طباطبایی , ج12: 97)
علامه از تیتر وصف «لحافظون», صیانت قرآن در آتی را به کار گیری مینماید؛ (طباطبایی, به عبارتی,ج7: 97), چون در ادبیات عرب صفت (نام فاعل) برای دلالت در حالا و آجل به شغل میرود.
پرنور میباشد با ثابت جاودانگی قرآن, سرمدیت اصل شریعت و احکام عملی آن نیز اثبات میگردد.
2ـ 3ـ «أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا القُرآنُ لِاُنذِرَکُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ»؛ (انعام (6): 19)
این آیه رسالت رسول(ص) را ترساندن مطلق آدمهایی که صحبت الهی به آن ها می رسد, بیان مینماید.
علامه طباطبایی در تحت آن مینویسد:
« یدل علی مردم رسالته(ص) بالقرآن لکل اینجانب سمعه منه وی سمعه اینجانب غیره الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, به عبارتی, ج7: 39؛ العناوین: 26)
3ـ 3ـ « وَ إِنَّه لَکِتابٌ عَزِیزٌ لاَ یَأتِیهِ البَاطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لاَ مِن خَلفِهِ تَنزِیلٌ مِن حَکِیمٍ حَمِیدٍ»؛ (فصلت (41): 42).
این آیه صحت دارد که هیچسیرتکامل بطلان و نسخی دامنگیر قرآن نخواهد بود. علامه طباطبایی دراین مورد مینویسد:
فالمراد بقوله «اینجانب در میان یدیه و لا اینجانب خلفه» فرصت الحال و الاستقبال ای فرصت النزول و ما بعده الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, ج17: 397)
4ـ3ـ «فَأَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیِفاً فِطرَة اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لاَ تَبْدیِلَ لِخَلْقِ اللهِ ذَلِکَ الدِّینُ القَیِّمُ».
این آیه به صورت مصرح آیین را ـ که منظور اسلام میباشد ـ یک نوع فطرت و خلقت الهی تعریف مینماید که با آفرینش آدم در هم آمیخته و چنان با آن عجین گردیدهاست که قابل تبدیل و انفکاک وجود ندارد. آیه شریفه خیر فقط بر جاودانگی اسلام دلالت مینماید, که در جایگاه تبیین و تعبیروتفسیر مبنای علمی آن نیز است؛ (طباطبایی, به عبارتی, ج1: 63).
5ـ3ـ «هُوَ الَّذِی أََرسَلَ رَسُولُهُ بِالهُدَی وَ دِینِ الحقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهُ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ»؛ (توبه (9): 33؛ فتح (48): 28).
این آیه به عینه در سوره فتح و صف تکرار گردیده و صرفا پایین آن (و لو کره المشرکون) به «کفی بالله شهیدا» تغییر و تحول یافته میباشد.
این دو آیه شریفه خیر فقط بر جاودانگی اسلام بلکه بر غلبه آن بر مجموع ادیان دلالت مینماید که مبطل عقیده پلورالیزم فقهی میباشد. احادیث مختلفی نیز در تعبیر آیه وارداتی میباشد؛ (مجلسی, 1403ق, ج24: 236؛ ج16: 347 و ج52 :340).
6ـ 3ـ «و ما ارسلناک الا کافة للناس.»؛ (سبأ (34): 28).
این آیه به طور روشن مخاطبان رسول اکرم(ص) را خیر معاصران یا این که آدمهای یک سری سده بعد از آن بلکه تمامی عموم تعریف مینماید.
تذکرات
الف. با تأمل در آیه ها دلالتکننده بر جاودانگی, پرنور میگردد کهاین نشانهها در منزلت تأکید بر جاودانگی آئین اسلام و هماینگونه قرآن مجید میباشد و دلالت خاصی بر شریعت اسلام ندارد, البته اطلاق و مردم جاودانگی اصل قرآن و اسلام, بر جاودانگی شریعت به دلالت تمام بر جزء (دلالت تضمنی) نیز دلالت مینماید, چون که بخشی از قرآن و اسلام را شریعت و احکام تشکیل داده میباشد (سازه به حیث دارای اسم و رسم حدود پانصد آیه درباره احکام وارداتی میباشد) که با فرض جاودانگی قرآن آیه ها احکام آن نیز جاودان خواهد بود.
ب. آیهها گزینه اشاره صرفا بر جاودانگی قرآن مهربان دلالت مینماید, البته جاودانگی سنت و بهخصوص شریعت, از این آیه ها استظهار نمی شود, بلکه برای ثابت جاودانگی سنت ضمن خویش سنت ـ که گستردن آن می آید ـ میاقتدار به آیاتی تمسک کرد که به تاسی و اطاعت از فرستاده(ص) دستور مینماید, مانند:
«وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُم عَخیرُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللهَ إٍنَّ اللهَ شَدِیدُ العِقَابِ»؛ (حشر(59): 7).
معبود دراین آیه به صراحت به اطاعت از دستورها و هجران از نواهی فرستاده دستور مینماید که مشتمل بر تکالیف فقاهتی نیز میگردد که روایاتی نیز بر این دستور دلالت مینماید؛ (کلینی, 1365, ج1, 1365: 265؛ مجلسی, 1403, ج17: 7 و ج25: 331). بعضی از صحابه, تابعین و رهروان آن ها مانند ابن مسعود, حکم بن عمیر و شافعی این رأی را برگزیدهاند؛ (قرطبی, 1414, ج18: 17؛ طباطبایی, ج3: 159).
« أَنزَلنَا إِلَیکَ الذَّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِمْ»؛ (نحل (16): 44).
این آیه شأن تبیین قرآن که مشتمل بر ذکر جزئیات احکام می گردد را به ذمه نبی(ص) واگذار کرده است. از جملهً اصل نماز در قرآن میباشد ولی جزئیات آن از قبیل کیفیت و تعداد رکعات آن را می بایست فرستاده(ص) تبیین فرماید.
پس غرض از جاودانگی اسلام در حیطه معارف و گوهر آئین, استمرار حسینیه نصرت مشهد حقانیت اسلام و عدم قابلیت و امکان نسخه ها آن بوسیله ادیان میباشد؛ ولی در حوزه شریعت, هدف جاودانگی کلیات شریعت (مبانی و اصول کلی فقه) میباشد خیر به طور موجبه همه که مشتمل بر کلیه احکام شریعت باشد.
این درک از جاودانگی شریعت را بزرگانی از فقها و اصولیین مانند روضه خوان انصاری آدرس حسینیه نصرت مشهد (فرائدالاصول: 457), آخوند خراسانی(ج2: 342), پژوهشگر نائینی(1368: 515) و امام خمینی (1385: 29)ذکر نمودهاند, چنان که روضه خوان انصاری در تعبیر حدیث «حلال محمد حلال الی یوم القیامة» مینویسد:
«ان الظاهر سوقه لبیان استمرار احکام محمد(ص) نوعاً اینجانب پیشین الله جل ذکره الی یوم القیامة فی مقابل نسخها بهاین انتها لا ذکر استمرار احکامه الشخصیة» (فرائدالاصول: 457).
استدلال جاودانگی شریعت رزرو حسینیه نصرت مشهد
برای ثابت جاوادنگی احکام شریعت میاقتدار به برهان پایین اشاره نمود:
1ـ حقیقیه بودن پاراگرافهای فقهی
منطقیون قضایا و جملهها را به سه پیمان زیر تقسیم مینمایند:
زمینه خارجیه: زمینهای میباشد که مورد آن در فقید بیرون در یک کدام از مجالها تحقق داشته و حکم نیز بر آن حمل می شود؛ برای مثالً دانشجو ها دانش کده دانشجو ها درسخوان و مؤمن میباشند.
زمینه ذهنیه: موضوعای میباشد که مسئله آن خیر در فقید بیرون بلکه تنها در ذهن تحقق دارااست؛ مانند اجتماع نقیضین محال میباشد. سیمرغ پرندهای وسیعالجثه میباشد.
زمینه حقیقیه: مسئلهای میباشد که حکم و محمول آن به طبیعت و نفس الامر مورد وابستگی گرفته میباشد با انقطاع لحاظ از این که مورد در قبل, هم اکنون یا این که در آتی تحقق خواهد یافت. درستی و درستی این نوع مسئله خیر با تحقق فرنگی یا این که فرضی مسئله بلکه با نفس الامر مفهوم پیدا مینماید, به عنوان مثالً مربع چهار ضلع دارااست. بشر حیوان ناطق میباشد. حکم این دو زمینه به نفس دستور مربع و بشر وابستگی گرفته میباشد و مشمول کلیه نوع مربعها و بشرهای پیشین, حالا و بعدی میگردد. با این توضیح پرنور میگردد که قانون ها و ضوابط که در قوه و رده ضابطهگذاری حال و روز و ثبت میگردد, از نوع قضایای حقیقیه میباشد. این نکته گزینه حادثه حقوق و دستمزددانان میباشد. شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد
نکته دیگر اینکه: بعضا غرض از زمینه حقیقیه در شریعت را موضوع همه تعریف مینمایند, به سیرتکاملای قضیه آن, خیر موضوعات خاص و فرنگی بلکه مقدّرالوجود میباشد.
در هر دو شکل (آنالیز مسئله به طبیعت یا این که مقدرالوجود) معلوم می گردد احکام و مقرراتی که در کتاب و سنت از سوی خدا و رسول(ص) تحت عنوان حکم شریعت حال و روز و تقنین گردیده است مشمول همگی مسلمانها اعم از بعدازظهر حضور و غایب بودن میباشد, به عنوان مثالً مسئله «لِلّهِ عَلَی النَّاسِ حِجُّ البَیتِ مَنِ میباشدَطَاعَ إِلَیهِ سَبِیلاً» (آل عمران (3): 97) یک نوع ضابطهگذاری از نوع مسئله حقیقیه میباشد که وجوب حج را برای کلیه مستطیعان اثبات مینماید. بر پایه ی این, اصل و اساس در قضایا و احکام فقهی جاودانگی آن میباشد, مگر این که عامل و قرینهای مغایر آن اثبات گردیده باشد. عامل آیتم اشاره را عده ای از اصولیین متذکر گردیدهاند؛ (نائینی, فوائدالاصول: 172).
2ـ اطلاق مقامی
اطلاق دو قول لفظی و مقامی تقسیم میگردد. در اطلاق لفظی هنگام شک وتردید در شمول لفظ واحد بر همگی مصادیق آن به اطلاق لفظ آن تمسک می گردد, از جملهً چنانچه گفته گردد: دانشجو ها میتوانند در اردو کمپانی نمایند, هنگام شک و تردید در شمول یا این که عدم شمول آن بر ترم اولینها به اطلاق آن تمسک میگردد.
البته اطلاق مقامی در جایی میباشد که ضابطهگذار در منزلت وضع و اوضاع ضابطه و یاد دادن حکمی باشد, از جملهً شرط نمایندگی برای پارلمان را پنج شرط مشخص و معلوم نماید. یا این که رسمی را از ثبت گذرانده و برای آن اجل و زمانی را مشخص و معلوم نکرده میباشد. در این مکان به اطلاق مقامی استناد می شود و وجود شرط دیگر نفی و اجل و وقت ضابطه سابق الذکر غیر موقت و دایمی فرض میگردد.
ضوابط شریعت نیز بر اینگونه مبنایی پایدار میباشد. از آن جا که شارع مقدس قانون ها شرع خویش را به به عبارتی آدمها خطاب کرده و برای آن فرصت و وقت خاصی را حیث ننموده میباشد, با استناد به اطلاق مقامی, دائمیت و جاودانگی آن استظهار و ثابت میگردد. چنانکه صاحب و مالک کفایة مینویسد:
«فالحکیم گرانقدر و گرانقدر ینشأ علی وفق الحکمة والمصلحة طلب شیء قانونا اینجانب الموجود و المعدوم حین الخطاب لیصیر فعلیا آن گاه ما وجد الشرایط و فقد الموانع بلا حاجة الی انشاءانتها»؛ (آخوند خراسانی, ج1: 355).
بعضا از اندیشمندان اسلامی برای جاودانگی احکام شریعت به قاعده «اشتراک تکلیف» تمسک مینمایند, که آن در واقعیت به دو استدلال قبل برمیشود, چون لازمه حقیقیه بودن جملههای شرعی و اطلاق مقامی, اشتراک مسلمان ها نسلهای آینده با نسل نخستین و مخاطبان شفاهی وحی آسمانی میباشد, یا این که مبنای آن استدلال خاص میباشد که اشاره شود؛ (حسینی, 1418: 26 و فاضل لنکرانی, 1416: 295).
3ـ آیه ها
بعضا از آیهها به دلالت نص یا این که ظواهر بر جاودانگی آئین مقدس اسلام دلالت مینماید:
1ـ 3ـ «إنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ إِنّا لَهُ لَحَافِظُونَ»؛ (حجر (15):9).
این آیه شریفه بر نگهداری و بقای قرآن به طور مطلق از طرف خدا و ضمانت عدم تحریف آن دلالت مینماید. علامه طباطبایی در تعبیروتفسیر این آیه شریفه مینویسد:
« فالآیة تدل علی کون کتاب الله محفوظا اینجانب التحریف بجمیع اقسامه اینجانب جهة کونه بیان الله سبحانه فهود بیان حی خالد»؛ (طباطبایی , ج12: 97)
علامه از تیتر وصف «لحافظون», صیانت قرآن در آتی را به کار گیری مینماید؛ (طباطبایی, به عبارتی,ج7: 97), چون در ادبیات عرب صفت (نام فاعل) برای دلالت در حالا و آجل به شغل میرود.
پرنور میباشد با ثابت جاودانگی قرآن, سرمدیت اصل شریعت و احکام عملی آن نیز اثبات میگردد.
2ـ 3ـ «أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا القُرآنُ لِاُنذِرَکُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ»؛ (انعام (6): 19)
این آیه رسالت رسول(ص) را ترساندن مطلق آدمهایی که صحبت الهی به آن ها می رسد, بیان مینماید.
علامه طباطبایی در تحت آن مینویسد:
« یدل علی مردم رسالته(ص) بالقرآن لکل اینجانب سمعه منه وی سمعه اینجانب غیره الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, به عبارتی, ج7: 39؛ العناوین: 26)
3ـ 3ـ « وَ إِنَّه لَکِتابٌ عَزِیزٌ لاَ یَأتِیهِ البَاطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لاَ مِن خَلفِهِ تَنزِیلٌ مِن حَکِیمٍ حَمِیدٍ»؛ (فصلت (41): 42).
این آیه صحت دارد که هیچسیرتکامل بطلان و نسخی دامنگیر قرآن نخواهد بود. علامه طباطبایی دراین مورد مینویسد:
فالمراد بقوله «اینجانب در میان یدیه و لا اینجانب خلفه» فرصت الحال و الاستقبال ای فرصت النزول و ما بعده الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, ج17: 397)
4ـ3ـ «فَأَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیِفاً فِطرَة اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لاَ تَبْدیِلَ لِخَلْقِ اللهِ ذَلِکَ الدِّینُ القَیِّمُ».
این آیه به صورت مصرح آیین را ـ که منظور اسلام میباشد ـ یک نوع فطرت و خلقت الهی تعریف مینماید که با آفرینش آدم در هم آمیخته و چنان با آن عجین گردیدهاست که قابل تبدیل و انفکاک وجود ندارد. آیه شریفه خیر فقط بر جاودانگی اسلام دلالت مینماید, که در جایگاه تبیین و تعبیروتفسیر مبنای علمی آن نیز است؛ (طباطبایی, به عبارتی, ج1: 63).
5ـ3ـ «هُوَ الَّذِی أََرسَلَ رَسُولُهُ بِالهُدَی وَ دِینِ الحقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهُ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ»؛ (توبه (9): 33؛ فتح (48): 28).
این آیه به عینه در سوره فتح و صف تکرار گردیده و صرفا پایین آن (و لو کره المشرکون) به «کفی بالله شهیدا» تغییر و تحول یافته میباشد.
این دو آیه شریفه خیر فقط بر جاودانگی اسلام بلکه بر غلبه آن بر مجموع ادیان دلالت مینماید که مبطل عقیده پلورالیزم فقهی میباشد. احادیث مختلفی نیز در تعبیر آیه وارداتی میباشد؛ (مجلسی, 1403ق, ج24: 236؛ ج16: 347 و ج52 :340).
6ـ 3ـ «و ما ارسلناک الا کافة للناس.»؛ (سبأ (34): 28).
این آیه به طور روشن مخاطبان رسول اکرم(ص) را خیر معاصران یا این که آدمهای یک سری سده بعد از آن بلکه تمامی عموم تعریف مینماید.
تذکرات
الف. با تأمل در آیه ها دلالتکننده بر جاودانگی, پرنور میگردد کهاین نشانهها در منزلت تأکید بر جاودانگی آئین اسلام و هماینگونه قرآن مجید میباشد و دلالت خاصی بر شریعت اسلام ندارد, البته اطلاق و مردم جاودانگی اصل قرآن و اسلام, بر جاودانگی شریعت به دلالت تمام بر جزء (دلالت تضمنی) نیز دلالت مینماید, چون که بخشی از قرآن و اسلام را شریعت و احکام تشکیل داده میباشد (سازه به حیث دارای اسم و رسم حدود پانصد آیه درباره احکام وارداتی میباشد) که با فرض جاودانگی قرآن آیه ها احکام آن نیز جاودان خواهد بود.
ب. آیهها گزینه اشاره صرفا بر جاودانگی قرآن مهربان دلالت مینماید, البته جاودانگی سنت و بهخصوص شریعت, از این آیه ها استظهار نمی شود, بلکه برای ثابت جاودانگی سنت ضمن خویش سنت ـ که گستردن آن می آید ـ میاقتدار به آیاتی تمسک کرد که به تاسی و اطاعت از فرستاده(ص) دستور مینماید, مانند:
«وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُم عَخیرُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللهَ إٍنَّ اللهَ شَدِیدُ العِقَابِ»؛ (حشر(59): 7).
معبود دراین آیه به صراحت به اطاعت از دستورها و هجران از نواهی فرستاده دستور مینماید که مشتمل بر تکالیف فقاهتی نیز میگردد که روایاتی نیز بر این دستور دلالت مینماید؛ (کلینی, 1365, ج1, 1365: 265؛ مجلسی, 1403, ج17: 7 و ج25: 331). بعضی از صحابه, تابعین و رهروان آن ها مانند ابن مسعود, حکم بن عمیر و شافعی این رأی را برگزیدهاند؛ (قرطبی, 1414, ج18: 17؛ طباطبایی, ج3: 159).
« أَنزَلنَا إِلَیکَ الذَّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِمْ»؛ (نحل (16): 44).
این آیه شأن تبیین قرآن که مشتمل بر ذکر جزئیات احکام می گردد را به ذمه نبی(ص) واگذار کرده است. از جملهً اصل نماز در قرآن میباشد ولی جزئیات آن از قبیل کیفیت و تعداد رکعات آن را می بایست فرستاده(ص) تبیین فرماید.

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم