سُبَیْعَه دختر حارِث اَسْلَمی، از زنان صحابی و راوی حدیث از رسول(ص). او بعداز صلح حدیبیه مسلمان شد و بعداز طلاق از همسرش نزد پیامبر معبود رفت. آیه ۱۰ سوره ممتحنه درباره ماجرای وی نازل گردیده است. سبیعه آن گاه با سعد بن خوله وصلت کرد. بعد از درگذشت سعد و متولد شدن فرزندش، با ابوالسنابل قرشی تزویج کرد. وی روایتی درباره توده زن آبستن از فرستاده(ص) نقل کرده که مستند فقیهان قرار حسینیه نصرت مشهد گرفته میباشد.
صحابی نبی
سبیعه بعد از صلح حدیبیه مسلمان شد.[۱] روحانی طوسی در کتاب رجال خویش، اورا از صحابه شمرده میباشد.[۲]
وصلت
سبیعه همسر صیفی بن راهب از کفار مکه بود. بعد از صلح حدیبیه، همسرش را سوراخ کرد و نزد فرستاده خداوند(ص) رفت. شوهرش با استناد به صلحطومار حدیبیه از فرستاده خواست سبیعه را به وی برگرداند. فرستاده(ص) به وی اذعان کرد قول ما مرتبط با مردان میباشد خیر زنان. آنگاه آیه ۱۰ سوره ممتحنه نازل شد و بر پایه ی آن، نبی با قسم و سوگند دادن سبیعه ایمان اورا آزمود و بعد از آنکه سبیعه قسم و سوگند خورد که با سپردن اسلام را پذیرفته و مسلمان شدنش حقیقی وواقعی میباشد، فرستاده اورا به شوهرش آدرس حسینیه نصرت مشهد برنگرداند.[۳]
سبیعه بعداز مسلمان شدن همسر سعد بن خوله شد و سعد در حجة الوداع در مکه درگذشت.[۴] سبیعه در هنگام وفات همسرش (سعد) آبستن بود و کمتر از ۲۵ شب بعداز وفات وی فرزندش به دنیا آمد.[۵] ابوالسنابل قرشی به وی بیان کرد که بایستی چهار ماه و ده روز توده نگه دارااست و وی این صحبت را به نبی(ص) رساند.[۶] فرستاده وصلت اورا بعد از زایمان روا دانست.[۷] بعداز آن ابوالسنابل قرشی (حبّة بن بعکک) از وی خواستگاری کرد[۸] و با وی وصلت نمود.[۹] فقیهان تابعی مدینه و کوفه، این قصه سبیعه را درباره جمع زن حامله نقل رزرو حسینیه نصرت مشهد کردهاند.[۱۰]
از عقیلی گفته شده که سبیعه اسلمی بعد از طلاق از همسر اولش، با قدمت بن خطاب وصلت کرد.[۱۱] با این اکنون ابنحجر، سبیعه اسلمیه، همسر قدمت بن خطاب را سبیعه اسلمی دیگری دانسته میباشد.[۱۲]
نقل قصه
اسم سبیعه در شمار راویان آمده[۱۳] و وی از نبی اکرم داستان نموده است.[۱۴] همینطور عبدالله بن قدمت[۱۵]، عمرو بن عتبة[۱۶]، زفر بن اوس بن حدثان، قدمت بن عبدالله بن ارقم[۱۷] و مسروق بن اجدع و دیگر افراد از وی قصه کردهاند.[۱۸] به گفته ابنعبدالبر، عقیلی به نادرست بر این اطمینان بوده که عبدالله بن قدمت از او قصه نکرده، بلکه از سبیعه اسلمی دیگری قصه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۹]
پانویس
ابنحجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۱۷۳.
طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۵۲.
بلخی، تعبیروتفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۴، ص۳۰۳.
ابنحجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ۴۵، ج۸، ص۱۷۱؛ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۱۳۷.
ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۵۹؛ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۱۳۷؛ ابنحجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۴۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۳؛ ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۳۱۲.
ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۵۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۳.
ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۵۸۷؛ ج۴، ص۱۸۵۹؛ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۱۵۶؛ ابنحجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۱۷۱؛ ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۲۲۴.
ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۲۲۴.
سُبَیْعَه دختر حارِث اَسْلَمی، از زنان صحابی و راوی حدیث از رسول(ص). او بعداز صلح حدیبیه مسلمان شد و بعداز طلاق از همسرش نزد پیامبر معبود رفت. آیه ۱۰ سوره ممتحنه درباره ماجرای وی نازل گردیده است. سبیعه آن گاه با سعد بن خوله وصلت کرد. بعد از درگذشت سعد و متولد شدن فرزندش، با ابوالسنابل قرشی تزویج کرد. وی روایتی درباره توده زن آبستن از فرستاده(ص) نقل کرده که مستند فقیهان قرار حسینیه نصرت مشهد گرفته میباشد.
صحابی نبی
سبیعه بعد از صلح حدیبیه مسلمان شد.[۱] روحانی طوسی در کتاب رجال خویش، اورا از صحابه شمرده میباشد.[۲]
وصلت
سبیعه همسر صیفی بن راهب از کفار مکه بود. بعد از صلح حدیبیه، همسرش را سوراخ کرد و نزد فرستاده خداوند(ص) رفت. شوهرش با استناد به صلحطومار حدیبیه از فرستاده خواست سبیعه را به وی برگرداند. فرستاده(ص) به وی اذعان کرد قول ما مرتبط با مردان میباشد خیر زنان. آنگاه آیه ۱۰ سوره ممتحنه نازل شد و بر پایه ی آن، نبی با قسم و سوگند دادن سبیعه ایمان اورا آزمود و بعد از آنکه سبیعه قسم و سوگند خورد که با سپردن اسلام را پذیرفته و مسلمان شدنش حقیقی وواقعی میباشد، فرستاده اورا به شوهرش آدرس حسینیه نصرت مشهد برنگرداند.[۳]
سبیعه بعداز مسلمان شدن همسر سعد بن خوله شد و سعد در حجة الوداع در مکه درگذشت.[۴] سبیعه در هنگام وفات همسرش (سعد) آبستن بود و کمتر از ۲۵ شب بعداز وفات وی فرزندش به دنیا آمد.[۵] ابوالسنابل قرشی به وی بیان کرد که بایستی چهار ماه و ده روز توده نگه دارااست و وی این صحبت را به نبی(ص) رساند.[۶] فرستاده وصلت اورا بعد از زایمان روا دانست.[۷] بعداز آن ابوالسنابل قرشی (حبّة بن بعکک) از وی خواستگاری کرد[۸] و با وی وصلت نمود.[۹] فقیهان تابعی مدینه و کوفه، این قصه سبیعه را درباره جمع زن حامله نقل رزرو حسینیه نصرت مشهد کردهاند.[۱۰]
از عقیلی گفته شده که سبیعه اسلمی بعد از طلاق از همسر اولش، با قدمت بن خطاب وصلت کرد.[۱۱] با این اکنون ابنحجر، سبیعه اسلمیه، همسر قدمت بن خطاب را سبیعه اسلمی دیگری دانسته میباشد.[۱۲]
نقل قصه
اسم سبیعه در شمار راویان آمده[۱۳] و وی از نبی اکرم داستان نموده است.[۱۴] همینطور عبدالله بن قدمت[۱۵]، عمرو بن عتبة[۱۶]، زفر بن اوس بن حدثان، قدمت بن عبدالله بن ارقم[۱۷] و مسروق بن اجدع و دیگر افراد از وی قصه کردهاند.[۱۸] به گفته ابنعبدالبر، عقیلی به نادرست بر این اطمینان بوده که عبدالله بن قدمت از او قصه نکرده، بلکه از سبیعه اسلمی دیگری قصه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۹]
پانویس
ابنحجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۱۷۳.
طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۵۲.
بلخی، تعبیروتفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۴، ص۳۰۳.
ابنحجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ۴۵، ج۸، ص۱۷۱؛ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۱۳۷.
ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۵۹؛ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۱۳۷؛ ابنحجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۴۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۳؛ ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۳۱۲.
ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۵۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۳.
ابنعبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۵۸۷؛ ج۴، ص۱۸۵۹؛ ابناثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۱۵۶؛ ابنحجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۱۷۱؛ ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۲۲۴.
ابنسعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۲۲۴.

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم