تجرد روح
نوشتهیعلمیٔ اساسی: تجرد روح
اورده شده بیشتر فیلسوفان مسلمان معتقد به تجرد و غیرمادی بودن روح می باشند[۷۹] و دلایل زیادی برای ثابت آن ارائه کردهاند.[۸۰] بعضا متکلمان[۸۱] همانند روضه خوان صدوق و روضه خوان موءثر[۸۲] نوبختیان[۸۳] و بعضی از معتزله[۸۴] و علمای اخلاقی زیرا ملا احمد نراقی[۸۵] نیز معتقد به تجرد روح میباشند. آیه ۱۰ و ۱۱ سوره سجده و آیه ۴۲ سوره زمر را برای مثال آیهها دلالت کننده بر تجرد روح حسینیه نصرت مشهد دانستهاند.
[۸۶] به گفته ناصر مکارم شیرازی، مالک تعبیروتفسیر مثال، روح حقیقتی ماوراء طبیعت و گوناگون با ماده دارااست و اصول قاضی بر آن غیر از اصول قاضی بر ماده و خاصیت فیزیکی و شیمیایی میباشد. ازاینرو، در آیه ۸۵ سوره اسراء، روح از فقید دستور و خلقتی اسرارآمیز دانسته شدهاست.[۸۷] سید علیاکبر قرشی در قاموس قرآن، استقلال روح از تن را از ضروریات اسلام دانسته و این نظر را دارد بخش اعظمی از مسائل اساسی اسلامی متعلق به روح غیروابسته آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۸۸]
عده ای از متکلمان و اهل حدیث و همگی دنیویانگاران، منکر تجرد روح گردیدهاند.[۸۹] علامه مجلسی گفته میباشد دلایل عقلی مسلم بر تجرد یا این که دنیوی بودن روح نیست و ظواهر نشانهها و احادیث دلالت بر دنیوی بودن آن داراهستند.[۹۰] بعضی با انکار تجرد روح، آن را جسم لطیف نورانی دانسته و معتقدند هیچ یک از دلایل تجرد روح دلالت بر تجرد آن ندارد؛ بلکه آنچه از دلایل و آیه ها و احادیث به کار گیری می شود این میباشد که روح از اجسام دنیوی عنصری وجود ندارد.[۹۱] محمد صادقی تهرانی، مفسر شیعی قرن چهاردهم خورشیدی، با انکار تجرد روح، گفته میباشد قرآن، سنت، عقل، احساس و دانش، آشکارا بر مادیت روح دلالت داراهستند. از نگاه او براساس آیاتی که بشر را از خاک دانستهاند، روح بشر نیز برگرفته از خاک و چکیدهای از مغز، سینه و قلب بشر میباشد؛ چنانکه روح حیوانی آدم نیز چکیدهای از اعضای حساس رزرو حسینیه نصرت مشهد تن اوست.[۹۲]
رابطه روح و تن
نقل شده رابطه روح با تن رابطه تدبیری میباشد و روح تدبیرکننده تن میباشد.[۹۳] به گفته جعفر سبحانی، از متکلمان شیعی قرن چهاردهم خورشیدی، از حیث فلسفه اسلامی، روح یک جان دار مستقلی میباشد که تا تجرد بدون نقص پیدا نکند از تن، اعم از تن دنیوی و مثالی، بینیاز نمی شود. روح در عالم، از روش اعضای تن مانند دیده و گوش به کار میپردازد و بعد از مرگ تن دنیوی، با بدنی لطیفخیس از تن دنیوی (تن مثالی) به کار خویش ادامه میدهد.[۹۴] از لحاظ برخی دانشمندان، براساس معارف فقاهتی، مسلم میباشد که آدم مرکب از روح و تن میباشد و هرکدام از این دو به طور جدا می توانند وجود داشته باشند. این استقلال و طلاق روح از تن به اجماع مسلمانها در برزخ تحقق شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد مییابد.[۹۵]
محمدآصف محسنی قندهاری، به صراحت اعتراف کرده که واقعیت رابطه روح با تن را فهم نکرده میباشد.[۹۶]
بقای روح بعد از مرگ
نوشته ی علمیٔ مهم: جاودانگی
بقای روح بعداز مرگ و طلاق از تن را از معارف اساسی قرآن[۹۷] و از اصول اعتقادی آیین و دینداری شمردهاند.[۹۸] به گفته جعفر سبحانی، بقای روح بعداز مرگ، در فلسفه اسلامی به یک زمینه قطعی درآمده و تمامی فیلسوفان تعالی مسلمان همانند ابن سینا، روضه خوان اشراق و ملاصدرا به آن اعتقاددارند.[۹۹] برخی متکلمان شیعی همانند روضه خوان صدوق[۱۰۰] نیز معتقدند که روح جاودانه میباشد و با مرگ تن از فی مابین نمیرود. در مقابل روحانی اثرگذار، بقا و جاودانگی روح را با آیاتی مانند «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ؛ هر چه بر [زمین] میباشد فانیشونده میباشد و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند.»[۱۰۱] در ناهم خوانی دانسته و آن را حیث فیلسوفان ملحد و علاقه مندان تناسخ شمرده میباشد.[۱۰۲] به گفته حسن معلمی، تمامی اندیشمندان مسلمان به بر خلاف ظواهر عبارت روضه خوان اثر گذار، روح و نفس را باقی و جاویدان میدانند.[۱۰۳]
فخر رازی نیز در تعبیر و تفسیر وسیع خویش با اعتنا به آیه «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت؛ هر نفسی چشنده مرگ میباشد»[۱۰۴] حیث فیلسوفان درباره بقا و نمردن روح بشر را فسخ دانسته میباشد.[۱۰۵]
از حیث ناصر مکارم شیرازی، آیه ۱۱ سوره سجده (قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ) که با تفسیر «تَوَفّی» دلالت بر قبض روح داراست، نشانه می دهد که روح استقلال دارااست و بعداز طلاق از تن باقی میماند.[۱۰۶] آیتالله سبحانی نیز اعتقاد دارد آیه ۱۵۴ سوره بقره، آیه ۲۵-۲۷ سوره یس و آیه ۲۵ سوره نوح نیز به صراحت بر بقای روح بعد از مرگ دلالت دارا هستند.[۱۰۷]
تجرد روح
نوشتهیعلمیٔ اساسی: تجرد روح
اورده شده بیشتر فیلسوفان مسلمان معتقد به تجرد و غیرمادی بودن روح می باشند[۷۹] و دلایل زیادی برای ثابت آن ارائه کردهاند.[۸۰] بعضا متکلمان[۸۱] همانند روضه خوان صدوق و روضه خوان موءثر[۸۲] نوبختیان[۸۳] و بعضی از معتزله[۸۴] و علمای اخلاقی زیرا ملا احمد نراقی[۸۵] نیز معتقد به تجرد روح میباشند. آیه ۱۰ و ۱۱ سوره سجده و آیه ۴۲ سوره زمر را برای مثال آیهها دلالت کننده بر تجرد روح حسینیه نصرت مشهد دانستهاند.
[۸۶] به گفته ناصر مکارم شیرازی، مالک تعبیروتفسیر مثال، روح حقیقتی ماوراء طبیعت و گوناگون با ماده دارااست و اصول قاضی بر آن غیر از اصول قاضی بر ماده و خاصیت فیزیکی و شیمیایی میباشد. ازاینرو، در آیه ۸۵ سوره اسراء، روح از فقید دستور و خلقتی اسرارآمیز دانسته شدهاست.[۸۷] سید علیاکبر قرشی در قاموس قرآن، استقلال روح از تن را از ضروریات اسلام دانسته و این نظر را دارد بخش اعظمی از مسائل اساسی اسلامی متعلق به روح غیروابسته آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۸۸]
عده ای از متکلمان و اهل حدیث و همگی دنیویانگاران، منکر تجرد روح گردیدهاند.[۸۹] علامه مجلسی گفته میباشد دلایل عقلی مسلم بر تجرد یا این که دنیوی بودن روح نیست و ظواهر نشانهها و احادیث دلالت بر دنیوی بودن آن داراهستند.[۹۰] بعضی با انکار تجرد روح، آن را جسم لطیف نورانی دانسته و معتقدند هیچ یک از دلایل تجرد روح دلالت بر تجرد آن ندارد؛ بلکه آنچه از دلایل و آیه ها و احادیث به کار گیری می شود این میباشد که روح از اجسام دنیوی عنصری وجود ندارد.[۹۱] محمد صادقی تهرانی، مفسر شیعی قرن چهاردهم خورشیدی، با انکار تجرد روح، گفته میباشد قرآن، سنت، عقل، احساس و دانش، آشکارا بر مادیت روح دلالت داراهستند. از نگاه او براساس آیاتی که بشر را از خاک دانستهاند، روح بشر نیز برگرفته از خاک و چکیدهای از مغز، سینه و قلب بشر میباشد؛ چنانکه روح حیوانی آدم نیز چکیدهای از اعضای حساس رزرو حسینیه نصرت مشهد تن اوست.[۹۲]
رابطه روح و تن
نقل شده رابطه روح با تن رابطه تدبیری میباشد و روح تدبیرکننده تن میباشد.[۹۳] به گفته جعفر سبحانی، از متکلمان شیعی قرن چهاردهم خورشیدی، از حیث فلسفه اسلامی، روح یک جان دار مستقلی میباشد که تا تجرد بدون نقص پیدا نکند از تن، اعم از تن دنیوی و مثالی، بینیاز نمی شود. روح در عالم، از روش اعضای تن مانند دیده و گوش به کار میپردازد و بعد از مرگ تن دنیوی، با بدنی لطیفخیس از تن دنیوی (تن مثالی) به کار خویش ادامه میدهد.[۹۴] از لحاظ برخی دانشمندان، براساس معارف فقاهتی، مسلم میباشد که آدم مرکب از روح و تن میباشد و هرکدام از این دو به طور جدا می توانند وجود داشته باشند. این استقلال و طلاق روح از تن به اجماع مسلمانها در برزخ تحقق شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد مییابد.[۹۵]
محمدآصف محسنی قندهاری، به صراحت اعتراف کرده که واقعیت رابطه روح با تن را فهم نکرده میباشد.[۹۶]
بقای روح بعد از مرگ
نوشته ی علمیٔ مهم: جاودانگی
بقای روح بعداز مرگ و طلاق از تن را از معارف اساسی قرآن[۹۷] و از اصول اعتقادی آیین و دینداری شمردهاند.[۹۸] به گفته جعفر سبحانی، بقای روح بعداز مرگ، در فلسفه اسلامی به یک زمینه قطعی درآمده و تمامی فیلسوفان تعالی مسلمان همانند ابن سینا، روضه خوان اشراق و ملاصدرا به آن اعتقاددارند.[۹۹] برخی متکلمان شیعی همانند روضه خوان صدوق[۱۰۰] نیز معتقدند که روح جاودانه میباشد و با مرگ تن از فی مابین نمیرود. در مقابل روحانی اثرگذار، بقا و جاودانگی روح را با آیاتی مانند «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَىٰ وَجْهُ رَبِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ؛ هر چه بر [زمین] میباشد فانیشونده میباشد و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند.»[۱۰۱] در ناهم خوانی دانسته و آن را حیث فیلسوفان ملحد و علاقه مندان تناسخ شمرده میباشد.[۱۰۲] به گفته حسن معلمی، تمامی اندیشمندان مسلمان به بر خلاف ظواهر عبارت روضه خوان اثر گذار، روح و نفس را باقی و جاویدان میدانند.[۱۰۳]
فخر رازی نیز در تعبیر و تفسیر وسیع خویش با اعتنا به آیه «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت؛ هر نفسی چشنده مرگ میباشد»[۱۰۴] حیث فیلسوفان درباره بقا و نمردن روح بشر را فسخ دانسته میباشد.[۱۰۵]
از حیث ناصر مکارم شیرازی، آیه ۱۱ سوره سجده (قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ) که با تفسیر «تَوَفّی» دلالت بر قبض روح داراست، نشانه می دهد که روح استقلال دارااست و بعداز طلاق از تن باقی میماند.[۱۰۶] آیتالله سبحانی نیز اعتقاد دارد آیه ۱۵۴ سوره بقره، آیه ۲۵-۲۷ سوره یس و آیه ۲۵ سوره نوح نیز به صراحت بر بقای روح بعد از مرگ دلالت دارا هستند.[۱۰۷]

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم