صاحب و مالک بن نویره
نوشتهی علمیٔ اساسی: صاحب بن نویره
صاحب بن نُوَیرة بن جَمْرَة تَمیمی از صحابه پیامبر پروردگار(ص) و از احاطه و بزرگان در زمانه نا آگاهی و اسلام بود.[۹] صاحب و مالک شعر سرا بود و دیوان شعری داشت.[۱۰] او نزد رسول(ص) رفت و مسلمان شد.[۱۱] فرستاده اورا نماینده خویش در قوم و قبیلهاش کرد تا زکات را از آنها حسینیه نصرت مشهد بگیرد.[۱۲]
به گفته روحانی عباس قمی، از محدثان شیعه در قرن چهاردهم قمری، صاحب و مالک بن نویره به سبب ساز محبت به اهلبیت(ع)، کشته شد.[۱۳] بر طبق نقل فضل و ادب بن شاذان، بعداز رحلت نبی(ص) صاحب و مالک بن نویره به مدینه آمد و با متوجه شدن خلافت ابوبکر، به او اعتراض کرد که چرا طبق گفته رسول(ص)، خلافت را به امام علی(ع) واگذار آدرس حسینیه نصرت مشهد نکرده میباشد.[۱۴]
قتل صاحب و مالک در پیکارهای رِدّه
به گفته علامه امینی[۱۵] و فرستاده جعفریان،[۱۶] از تاریخپژوهان شیعه، به هیچ وجه صاحب و مالک بن نویره به جهت انحراف اخلاقی خالد بن ولید کشته شد. صاحب از پرداخت زکات به حکومت ابوبکر پرهیز و آن را میان خویشاوندان خویش تقسیم می کرد.[۱۷] به گفته سید عبدالحسین شرفالدین، مولف کتاب النص و الاجتهاد، صاحب و مالک به دلیل آنکه در مشروعیت خلافت ابوبکر و درست بودن پرداخت زکات به وی شک داشت، از دادن زکات به وی پرهیز رزرو حسینیه نصرت مشهد می کرد.[۱۸]
خالد بن ولید به امر ابوبکر، برای رویا رویی با ارتداد صاحب و خویشاناش، سوی آنها در حیطه بُطاح رفت.[۱۹] ابوبکر امر داده بود، قبل از استارت نزاع پایبندی آن ها به نماز سنجیده شود تا از ارتداد آنها مطمئن شوند.[۲۰] صاحب و مالک که از عزیمت خالد به سوی خویش با خبر گردیده بود، برای نشانه دادن حُسن نیت خویش و برای دوری از این توهم که آنها سپاهی را فراهم ساختهاند، اجتماع اشخاص قوم و قبیله خویش پراکنده تشکیل داد، تا گمان نکنند آنها آرایش و پیرایش جنگی گرفتهاند.[۲۱] برخی از انصار که پایبندی صاحب و بستگان وی به نماز را دیدند، به مخالفت با خالد بن ولید پرداختند، اما خالد توجهی به آنان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نکرد.[۲۲]
صاحب و مالک برای ثابت عدم ارتدادشان هم پا با همسرش، اُمّتَمیم، نزد خالد حاضر شد، البته خالد با دیدن همسر وی که زن زیبایی بود، صاحب را کشت و به عبارتی شب با همسر صاحب که در عِدّه وفات شوهرش بود، همبستر شد.[۲۳] به نقل از یعقوبی تاریخنگار قرن سوم، خالد با دیدن امّتمیم بابیان این گزاره که «به خداوند عهدوپیمان آنچه در مشت داری، جز با کشتن تو به دست نمیآورم» صاحب را کشت.[۲۴] بر اساس گزارش واقدی، مورّخ سده دوم هجری، خالد از بازه زمانیها پیشین در فکر امّتمیم بود. صاحب و مالک نیز پیش از کشتهشدن خویش، علت خالد را زیبایی همسرش تیتر کرده بود.[۲۵] درگذشت اورا از حادثه ها سال ۱۱ قمری گزارش کردهاند.[۲۶]
اعتراض صحابه به قتل صاحب
شغل های مغایر شرع خالد، اعتراض برخی صحابه، همانند ابوقَتادَه انصاری و عبدالله بن قدمت را بر انگیخت.[۲۷] بعداز آنکه گزارش سپاه خالد به مدینه رسید عُمَر بن خَطّاب درباره شغل های مغایر شرع خالد با ابوبکر به مذاکره پرداخت و از وی خواست خالد را از فرماندهی عزل نماید.[۲۸] قدمت بن خطاب، خالد بن ولید را به جرم قتل صاحب، مستحق قصاص و به جرم همبسترشدن با همسر وی، مستحق سنگسار میدانست.[۲۹] ولی ابوبکر با رد درخواست قدمت، خالد را در اجتهاد غلط خویش معذور دانست.[۳۰] و اورا شمشیری از شمشیرهای خدا دانست که بر معاندان پروردگار برکشیده شدهاست.[۳۱]
بعداز آنکه مُتَمِّم بن نویره، اخوی صاحب و مالک، به خونخواهی برادرش نزد ابوبکر رفت، ابوبکر امر کرد، دیه صاحب و مالک از بیتالمال پرداخته گردد.[۳۲] همینطور وی به خالد امرکرد از همسر صاحب و مالک جداگانه گردد، اما خالد هیچگاه این امر ابوبکر را اجرا نداد.[۳۳] به گفته محمد حسین هِیْکَل، تاریخپژوه مصری، ازآنجا که ابوبکر در حکومت خویش به خالد نیاز داشت، پیوسته اورا به فعالیت میگرفت.[۳۴] ولی قدمت خطای اورا از خاطر مبارزه و به همین انگیزه بود که پس از فوت ابوبکر و خلیفه شدن وی، خالد را از فرماندهی سپاه بیرون کرد.[۳۵]
صاحب و مالک بن نویره
نوشتهی علمیٔ اساسی: صاحب بن نویره
صاحب بن نُوَیرة بن جَمْرَة تَمیمی از صحابه پیامبر پروردگار(ص) و از احاطه و بزرگان در زمانه نا آگاهی و اسلام بود.[۹] صاحب و مالک شعر سرا بود و دیوان شعری داشت.[۱۰] او نزد رسول(ص) رفت و مسلمان شد.[۱۱] فرستاده اورا نماینده خویش در قوم و قبیلهاش کرد تا زکات را از آنها حسینیه نصرت مشهد بگیرد.[۱۲]
به گفته روحانی عباس قمی، از محدثان شیعه در قرن چهاردهم قمری، صاحب و مالک بن نویره به سبب ساز محبت به اهلبیت(ع)، کشته شد.[۱۳] بر طبق نقل فضل و ادب بن شاذان، بعداز رحلت نبی(ص) صاحب و مالک بن نویره به مدینه آمد و با متوجه شدن خلافت ابوبکر، به او اعتراض کرد که چرا طبق گفته رسول(ص)، خلافت را به امام علی(ع) واگذار آدرس حسینیه نصرت مشهد نکرده میباشد.[۱۴]
قتل صاحب و مالک در پیکارهای رِدّه
به گفته علامه امینی[۱۵] و فرستاده جعفریان،[۱۶] از تاریخپژوهان شیعه، به هیچ وجه صاحب و مالک بن نویره به جهت انحراف اخلاقی خالد بن ولید کشته شد. صاحب از پرداخت زکات به حکومت ابوبکر پرهیز و آن را میان خویشاوندان خویش تقسیم می کرد.[۱۷] به گفته سید عبدالحسین شرفالدین، مولف کتاب النص و الاجتهاد، صاحب و مالک به دلیل آنکه در مشروعیت خلافت ابوبکر و درست بودن پرداخت زکات به وی شک داشت، از دادن زکات به وی پرهیز رزرو حسینیه نصرت مشهد می کرد.[۱۸]
خالد بن ولید به امر ابوبکر، برای رویا رویی با ارتداد صاحب و خویشاناش، سوی آنها در حیطه بُطاح رفت.[۱۹] ابوبکر امر داده بود، قبل از استارت نزاع پایبندی آن ها به نماز سنجیده شود تا از ارتداد آنها مطمئن شوند.[۲۰] صاحب و مالک که از عزیمت خالد به سوی خویش با خبر گردیده بود، برای نشانه دادن حُسن نیت خویش و برای دوری از این توهم که آنها سپاهی را فراهم ساختهاند، اجتماع اشخاص قوم و قبیله خویش پراکنده تشکیل داد، تا گمان نکنند آنها آرایش و پیرایش جنگی گرفتهاند.[۲۱] برخی از انصار که پایبندی صاحب و بستگان وی به نماز را دیدند، به مخالفت با خالد بن ولید پرداختند، اما خالد توجهی به آنان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نکرد.[۲۲]
صاحب و مالک برای ثابت عدم ارتدادشان هم پا با همسرش، اُمّتَمیم، نزد خالد حاضر شد، البته خالد با دیدن همسر وی که زن زیبایی بود، صاحب را کشت و به عبارتی شب با همسر صاحب که در عِدّه وفات شوهرش بود، همبستر شد.[۲۳] به نقل از یعقوبی تاریخنگار قرن سوم، خالد با دیدن امّتمیم بابیان این گزاره که «به خداوند عهدوپیمان آنچه در مشت داری، جز با کشتن تو به دست نمیآورم» صاحب را کشت.[۲۴] بر اساس گزارش واقدی، مورّخ سده دوم هجری، خالد از بازه زمانیها پیشین در فکر امّتمیم بود. صاحب و مالک نیز پیش از کشتهشدن خویش، علت خالد را زیبایی همسرش تیتر کرده بود.[۲۵] درگذشت اورا از حادثه ها سال ۱۱ قمری گزارش کردهاند.[۲۶]
اعتراض صحابه به قتل صاحب
شغل های مغایر شرع خالد، اعتراض برخی صحابه، همانند ابوقَتادَه انصاری و عبدالله بن قدمت را بر انگیخت.[۲۷] بعداز آنکه گزارش سپاه خالد به مدینه رسید عُمَر بن خَطّاب درباره شغل های مغایر شرع خالد با ابوبکر به مذاکره پرداخت و از وی خواست خالد را از فرماندهی عزل نماید.[۲۸] قدمت بن خطاب، خالد بن ولید را به جرم قتل صاحب، مستحق قصاص و به جرم همبسترشدن با همسر وی، مستحق سنگسار میدانست.[۲۹] ولی ابوبکر با رد درخواست قدمت، خالد را در اجتهاد غلط خویش معذور دانست.[۳۰] و اورا شمشیری از شمشیرهای خدا دانست که بر معاندان پروردگار برکشیده شدهاست.[۳۱]
بعداز آنکه مُتَمِّم بن نویره، اخوی صاحب و مالک، به خونخواهی برادرش نزد ابوبکر رفت، ابوبکر امر کرد، دیه صاحب و مالک از بیتالمال پرداخته گردد.[۳۲] همینطور وی به خالد امرکرد از همسر صاحب و مالک جداگانه گردد، اما خالد هیچگاه این امر ابوبکر را اجرا نداد.[۳۳] به گفته محمد حسین هِیْکَل، تاریخپژوه مصری، ازآنجا که ابوبکر در حکومت خویش به خالد نیاز داشت، پیوسته اورا به فعالیت میگرفت.[۳۴] ولی قدمت خطای اورا از خاطر مبارزه و به همین انگیزه بود که پس از فوت ابوبکر و خلیفه شدن وی، خالد را از فرماندهی سپاه بیرون کرد.[۳۵]

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم