3 - معناى فقهى
درس دادن مسایل شرعى و نوشتن کتابهاى فقهى، فقیهان را بر آن داشت که ب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ه تقسیم احکام اقدام ورزند. این شغل از دو جهتسودمند بود; چون هم تشخیص احکام از یکدیگر را سهل وآسان مىکرد و هم نرزرو حسینیه نصرت مشهد وشتن این سیرتکامل کتابها را تا حدى روشمند مىتشکیل داد. آن ها این نکته را دریافته بودند که معدودى از آدرس حسینیه نصرت مشهد احکام، براى مدام، بر جبین خویش شرط «اسلام» را دارا هستند; یعنى آن که مىخواهد این احکام را به اعمال درآورد می بایست قصد تقرب نماید، باخبر باشد که اینها دستورهاى آفریدگار تعالی و تعالى میباشد، اعمال حسینیه نصرت مشهد دادنشان رمز به دستور وی اختیار میباشد و در غیر این شکل اعمالى کنسل و بیهوده خواهد بود; اعمالى که یا این که بایستی آنان را مجدد، با قصد تقرب، به جاى آورد یا این که، چنانچه وقتشان قبل، قضا کرد. در مقابل واجباتى هم وجود داراست که قید «اسلام» را ندارد و صرف اجرا دادن آنان، سوای قصد تقرب، مراد پروردگار میباشد. فقیهان اسم این تیم اخیر را «واجبات توصلیه» (واجباتى که اصلی کار به آنهاست) گذاشتند و تیم نخستین را، «واجبات عبادیه یا این که عبادات» اسم دادند، مانند نماز، روزه، حج و ...
4 - معناى عرفى
اعمالى زیرا روزه، حج، دعا، تسبیح و مانند آن باطن در معناى عرفى عبادت میباشد. این معناى عبادت از سایر معانى آن محدودتر میباشد. معناى عرفى عبادت، به به عبارتی اندازه که به معناى فقهى عبادت مجاورت میباشد، از معناى عام و دانش آموز قرآنى آن به دور میباشد; با حدس معناى فقهى واجباتى مانند زکات و خمس عبادت میباشد، زیرا قصد تقرب در آن ها شرط میباشد; ولى معناى عرفى این کارها را در بر نمىگیرد.
معصومان: گاه عبادت را در معناى عرفى آن استفاده کردهاند. چون مصداق بارز کلمه و واژه عبادت بین عموم معناى عرفى میباشد.
در نقطه پايان بهاین نکته اشاره مىکنیم که چه چیز باعث شد معناى عبادت اسلامى با آن گستردگىاش، در ذهن مسلمان ها جاى خویش را به معناى محصور و ناکارآمد عرفى بدهد. در صورتی نگاهى، هرچند اجمالى، به تاریخ تامل در دنیا اسلام بیفکنیم، در مىیابیم که انگیزه این دستور به زمانه انحطاط فکرى مسلمانها گشوده مىخواهد شد. در پى این سقوط، بسیارى از مفاهیم اصیل و بلند اسلامى از ذهن عموم زدوده شد و جاى آن را مفاهیم کم آب و محصور و نیز مفاهیم فرهنگهاى دیگرى مانند غرب لبریز کرد که بافرهنگ اصیل اسلامى راز ناسازگارى داشت.
استعمارگران و همدستانشان تمامی تلاش خویش را به عمل بردند تا مفاهیم اصیل دینى را تحریف نمایند و به اشکال زواید بیالایند. اینان در کشورهاى پایینسلطه خویش اپهاى تربیتى مسموم و خطا را پیاده کردند و از روش رسانههاى گروهى در القاى مفاهیم دستخورده و تحریف گردیده بسیار کوشیدند.
معاندان پى برده بودند که مىقدرت با سوء به کارگیری از ویژگى معناى عرفى عبادت تا حدى مسلمانها را از نزاع با خویش پشیمان نمایند. آنان همواره در گوش مسلمانها زمزمه مىکردند: «در شرایطیکه اسلام شمارا به عبادت آفریدگار فرا خوانده و عبادت به عبارتی جاری ساختن عبادات اسلامى میباشد، پس وظیفهاى جز این ندارید که در سایه آزادیى، که ما برایتان به ارمغان آوردهایم، با خیالى آسان به عبادت بپردازید; روزه بگیرید، حجبروید، نماز بخوانید، قرآن خواندن فرمایید. شمارا چه شدهاست که ارتباط آهسته و بىدرد رمز خویش با خدا را رها کردهاید و با وارد کردن دینتان به بیزنس، زندگى روزانه و رویارویى با ما، آن را از حیات و جنبش انداختهاید. این احوال شمارا به آنچه پروردگار مىخواهد (عبادت وی) نمىرساند و از غرض بلندى که آیین اسلام رسم کرده، گشوده مىدارااست.»
این مثالاى از دسیسه استعمارگران میباشد. فعلا سوال ما این میباشد: تا کى ما مسلمان ها می بایست آب به آسیاب تحریف دشمنانمان بریزیم و معنا اصیل و ریشهدار عبادت اسلامى را، که به عبارتی عبادت معبود یاور با دمیدن روح حیات در امت اسلامى، بر پایه ی هدایت و ضابطه الهى میباشد، از سکواش به ذیل بکشیم و آن را در عرصههاى بدور از زندگى در سد کنیم. بیان کننده ما و معاندان استعمارگر این کلام پروردگار (آیه 105 سوره نساء) را فراموش کردهایم که مىفرماید: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم میان الناس»; ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا بدان سان که خدا به تو آموخته میباشد فی مابین عموم داورى کنى.
معبود به پیامبرش نفرمود ما این کتاب را بر تو نازل کردیم تا تو و پیروانت از حقیقت زندگى بگریزید، در فضایى راحت زندگى و این سیرتکامل خدا را عبادت فرمائید.
در حالتی که دعوت نبی پروردگار(ص) که مىفرمود: «معبود را عبادت فرمائید»، به عبارتی چیزى بود کهاین استعمارگران مىگویند. پیروانش را کنارهاى گرد مىآورد تا ریلکس زندگى بکنند و به هیچ وجه بهاین نیندیشند که معبود بارها به جهاد و پیکار دستور فرموده میباشد.
آرى، در فرهنگ و تمدن دینى ما، عبادت به معناى نماز و روزه و ... یاروهمدم با مبارزه و جهاد و عملکرد براى در پرت کردن طرحى تازه در کلیه شؤون زندگى میباشد.
احکام اسلام، از آن جهت که عبادتند، اندک تفاوتى با هم ندارند. احکام توزیع گنج، احکام جهاد، احکام نماز، احکام روزه، احکام مستحبات و ... تمامی احکامى براى برقرارى صلح و روشن بختی در زندگى آدم میباشد. مسلمان ها همگی اینها را با جان و دل مىپذیرند و شغل مىنمایند و معبودى راستین و حقیقى را مىپرستند تا در مسیر تکامل به عالىترین مراتب انسانیت دستیابند.
این از زیبایىهاى حکمتمعبود میباشد که واجبات تعبدى را متعدد قرار داده میباشد; براى نمونه نماز عملى میباشد فروتنانه و تربیتى، روزه خوددارى و دستشستن از منظورها نفس را به بشر مىآموزد، حج آدمى را به سیر در آفاق و انفس منزل معبود مىپیروزی، خمس و صدقات با متاع و گنج رابطه دارااست و غسل و وضو اعمالى براى پاکى میباشد ... این کلیه یادآور این نکته میباشد که خدا عزم نموده است، بشر در کلیه کارهایش شرایط دقت به پروردگارش را مراقبت نماید و آنچه مىنماید خالصانه براى وی باشد.
پىنوشت:
1- این نوشته، ترجمه نصیب کوتاهى از کتاب «فلسفة الصلاة» نوشته متفحص ارجمند «على کورانى» میباشد. با این آرزو که ترجمه آحاد این کتاب بزودى در دسترس عشق و علاقهمندان قرار بگیرد.
3 - معناى فقهى
درس دادن مسایل شرعى و نوشتن کتابهاى فقهى، فقیهان را بر آن داشت که ب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ه تقسیم احکام اقدام ورزند. این شغل از دو جهتسودمند بود; چون هم تشخیص احکام از یکدیگر را سهل وآسان مىکرد و هم نرزرو حسینیه نصرت مشهد وشتن این سیرتکامل کتابها را تا حدى روشمند مىتشکیل داد. آن ها این نکته را دریافته بودند که معدودى از آدرس حسینیه نصرت مشهد احکام، براى مدام، بر جبین خویش شرط «اسلام» را دارا هستند; یعنى آن که مىخواهد این احکام را به اعمال درآورد می بایست قصد تقرب نماید، باخبر باشد که اینها دستورهاى آفریدگار تعالی و تعالى میباشد، اعمال حسینیه نصرت مشهد دادنشان رمز به دستور وی اختیار میباشد و در غیر این شکل اعمالى کنسل و بیهوده خواهد بود; اعمالى که یا این که بایستی آنان را مجدد، با قصد تقرب، به جاى آورد یا این که، چنانچه وقتشان قبل، قضا کرد. در مقابل واجباتى هم وجود داراست که قید «اسلام» را ندارد و صرف اجرا دادن آنان، سوای قصد تقرب، مراد پروردگار میباشد. فقیهان اسم این تیم اخیر را «واجبات توصلیه» (واجباتى که اصلی کار به آنهاست) گذاشتند و تیم نخستین را، «واجبات عبادیه یا این که عبادات» اسم دادند، مانند نماز، روزه، حج و ...
4 - معناى عرفى
اعمالى زیرا روزه، حج، دعا، تسبیح و مانند آن باطن در معناى عرفى عبادت میباشد. این معناى عبادت از سایر معانى آن محدودتر میباشد. معناى عرفى عبادت، به به عبارتی اندازه که به معناى فقهى عبادت مجاورت میباشد، از معناى عام و دانش آموز قرآنى آن به دور میباشد; با حدس معناى فقهى واجباتى مانند زکات و خمس عبادت میباشد، زیرا قصد تقرب در آن ها شرط میباشد; ولى معناى عرفى این کارها را در بر نمىگیرد.
معصومان: گاه عبادت را در معناى عرفى آن استفاده کردهاند. چون مصداق بارز کلمه و واژه عبادت بین عموم معناى عرفى میباشد.
در نقطه پايان بهاین نکته اشاره مىکنیم که چه چیز باعث شد معناى عبادت اسلامى با آن گستردگىاش، در ذهن مسلمان ها جاى خویش را به معناى محصور و ناکارآمد عرفى بدهد. در صورتی نگاهى، هرچند اجمالى، به تاریخ تامل در دنیا اسلام بیفکنیم، در مىیابیم که انگیزه این دستور به زمانه انحطاط فکرى مسلمانها گشوده مىخواهد شد. در پى این سقوط، بسیارى از مفاهیم اصیل و بلند اسلامى از ذهن عموم زدوده شد و جاى آن را مفاهیم کم آب و محصور و نیز مفاهیم فرهنگهاى دیگرى مانند غرب لبریز کرد که بافرهنگ اصیل اسلامى راز ناسازگارى داشت.
استعمارگران و همدستانشان تمامی تلاش خویش را به عمل بردند تا مفاهیم اصیل دینى را تحریف نمایند و به اشکال زواید بیالایند. اینان در کشورهاى پایینسلطه خویش اپهاى تربیتى مسموم و خطا را پیاده کردند و از روش رسانههاى گروهى در القاى مفاهیم دستخورده و تحریف گردیده بسیار کوشیدند.
معاندان پى برده بودند که مىقدرت با سوء به کارگیری از ویژگى معناى عرفى عبادت تا حدى مسلمانها را از نزاع با خویش پشیمان نمایند. آنان همواره در گوش مسلمانها زمزمه مىکردند: «در شرایطیکه اسلام شمارا به عبادت آفریدگار فرا خوانده و عبادت به عبارتی جاری ساختن عبادات اسلامى میباشد، پس وظیفهاى جز این ندارید که در سایه آزادیى، که ما برایتان به ارمغان آوردهایم، با خیالى آسان به عبادت بپردازید; روزه بگیرید، حجبروید، نماز بخوانید، قرآن خواندن فرمایید. شمارا چه شدهاست که ارتباط آهسته و بىدرد رمز خویش با خدا را رها کردهاید و با وارد کردن دینتان به بیزنس، زندگى روزانه و رویارویى با ما، آن را از حیات و جنبش انداختهاید. این احوال شمارا به آنچه پروردگار مىخواهد (عبادت وی) نمىرساند و از غرض بلندى که آیین اسلام رسم کرده، گشوده مىدارااست.»
این مثالاى از دسیسه استعمارگران میباشد. فعلا سوال ما این میباشد: تا کى ما مسلمان ها می بایست آب به آسیاب تحریف دشمنانمان بریزیم و معنا اصیل و ریشهدار عبادت اسلامى را، که به عبارتی عبادت معبود یاور با دمیدن روح حیات در امت اسلامى، بر پایه ی هدایت و ضابطه الهى میباشد، از سکواش به ذیل بکشیم و آن را در عرصههاى بدور از زندگى در سد کنیم. بیان کننده ما و معاندان استعمارگر این کلام پروردگار (آیه 105 سوره نساء) را فراموش کردهایم که مىفرماید: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم میان الناس»; ما این کتاب را به حق بر تو نازل کردیم تا بدان سان که خدا به تو آموخته میباشد فی مابین عموم داورى کنى.
معبود به پیامبرش نفرمود ما این کتاب را بر تو نازل کردیم تا تو و پیروانت از حقیقت زندگى بگریزید، در فضایى راحت زندگى و این سیرتکامل خدا را عبادت فرمائید.
در حالتی که دعوت نبی پروردگار(ص) که مىفرمود: «معبود را عبادت فرمائید»، به عبارتی چیزى بود کهاین استعمارگران مىگویند. پیروانش را کنارهاى گرد مىآورد تا ریلکس زندگى بکنند و به هیچ وجه بهاین نیندیشند که معبود بارها به جهاد و پیکار دستور فرموده میباشد.
آرى، در فرهنگ و تمدن دینى ما، عبادت به معناى نماز و روزه و ... یاروهمدم با مبارزه و جهاد و عملکرد براى در پرت کردن طرحى تازه در کلیه شؤون زندگى میباشد.
احکام اسلام، از آن جهت که عبادتند، اندک تفاوتى با هم ندارند. احکام توزیع گنج، احکام جهاد، احکام نماز، احکام روزه، احکام مستحبات و ... تمامی احکامى براى برقرارى صلح و روشن بختی در زندگى آدم میباشد. مسلمان ها همگی اینها را با جان و دل مىپذیرند و شغل مىنمایند و معبودى راستین و حقیقى را مىپرستند تا در مسیر تکامل به عالىترین مراتب انسانیت دستیابند.
این از زیبایىهاى حکمتمعبود میباشد که واجبات تعبدى را متعدد قرار داده میباشد; براى نمونه نماز عملى میباشد فروتنانه و تربیتى، روزه خوددارى و دستشستن از منظورها نفس را به بشر مىآموزد، حج آدمى را به سیر در آفاق و انفس منزل معبود مىپیروزی، خمس و صدقات با متاع و گنج رابطه دارااست و غسل و وضو اعمالى براى پاکى میباشد ... این کلیه یادآور این نکته میباشد که خدا عزم نموده است، بشر در کلیه کارهایش شرایط دقت به پروردگارش را مراقبت نماید و آنچه مىنماید خالصانه براى وی باشد.
پىنوشت:
1- این نوشته، ترجمه نصیب کوتاهى از کتاب «فلسفة الصلاة» نوشته متفحص ارجمند «على کورانى» میباشد. با این آرزو که ترجمه آحاد این کتاب بزودى در دسترس عشق و علاقهمندان قرار بگیرد.

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم