میثم و اتفاق کربلا
در سال ۶۰ قمری، یه خرده قبل از قیام امام حسین و واقعه کربلا، میثم برای عمره رهسپار مکه شد. زیرا امام را نیافت، سراغ اورا از امّسلمه گرفت. امّسلمه اورا از حال و روز امام باخبر نمود. میثم که عازم برگشت به کوفه بود، از امّسلمه خواست به امام درود برساند و بگوید نزد آفریدگار با امام دیدار حسینیه نصرت مشهد خواهد کرد.[۲۸]
اثر ها
تعبیر و تفسیر
میثم تمار تألیفاتی داشته میباشد. یکیاز آن ها تفسیری میباشد که از علی (ع) آموخته بود.[۲۹] در روایتی، میثم، خطاب به عبدالله بن عباس گفته میباشد که امام علی (ع) تأویل قرآن را به او آموخته میباشد. وقتی که میثم به عمره رفت، به ابن عباس اعلامکرد هر مطلبی درباره تعبیر قرآن می خواهد، از او بپرسد. ابنعباس از این توصیه استقبال کرد و شیت و دواتی خواست و آنچه را که میثم املا کرد آدرس حسینیه نصرت مشهد ، نوشت.
زیرا میثم اورا از شهید شدن خویش به فرمان ابنزیاد خبر بخشید، ابنعباس که گمان میکرد میثم این خبر را از روی غیب گویی به وی داده میباشد، به او بیپشت گرمی شد و درصدد برآمد مطالبی را که از وی نوشته بود، پاره نماید. میثم اورا از این شغل دستگیر و از وی خواست این تعبیر و تفسیر را محافظت نماید و در صورتیکه آنچه او از آن خبر داده میباشد، به وقوع نپیوست، آن را از در بین پیروز شود. ابنعباس به عهده گرفت و بعداز مدتی کلیه اخباری که میثم از آتی داده بود، متفحص رزرو حسینیه نصرت مشهد شد.[۳۰]
حدیث
میثم، کتابی هم در حدیث داشته میباشد که فرزندانش از آن، روایاتی نقل کردهاند. پارهای از احادیث آن در منابع مو جود میباشد.[۳۱] این روایات حاوی موضوعاتی زیرا حبّ و بغض به اهل بیت (ع)، برتری مسجد کوفه بر مسجدالاقصی، چهار توشه اقرار به زنای محصنه و حدّ آن و مشخص و معلومکردن قتل کننده جوانی اَعرابی برای جا ماندگاناش به دست علی (ع)، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳۲]
شهیدشدن
خبر امام از شهیدشدن او
امام علی (ع) میثم را از کیفیت شهادتش، قتل کننده او و آویختهشدنش به درخت نخلی که آن را به وی علامت داده بود، با خبر ساخته و به وی بشارت داده بود که محرک مقاومت وی در قبال خواست ابن زیاد آن میباشد که در آخرت، کنار امام در رتبهای لایق خواهد بود. بیان شده میباشد میثم کنار آن درخت نماز میخواند و با آن صحبت میاذعان کرد.[۳۳] میثم خبر شهادتش را که از گویش امام علی (ع) شنیده بود، برای دیگر افراد نقل می کرد.[۳۴] سازه به روایتی، وی و حبیب بن مظاهر در بین جمعی، خبر شهیدشدن را ذکر کردند، البته حاضران، آنها را تکذیب و تمسخر کردند.[۳۵]دور اندیشی او از شهادتش تا بدان حد بود که هنگامی اورا برای به صلیب کشیدن می بردند کسی به وی اعلامکرد ای میثم میتوانستی کاری بکنی که گرفتار این ساعت نشوی میثم در پاسخش اذعان کرد: به آفریدگار قسم کهاین در خت خرمایی که منرا بر آن میآویزند جز برای اینجانب رویش نکرده و اینجانب نیز جز برای اینگونه روزی خویش را فراهم نساختهام. (وَ اللَّهِ مَا نَبَتَتْ هَذِهِ النَّخْلَةُ إِلَّا لِی وَ لَا اغْتَذَیْتُ إِلَّا لَهَا)[۳۶]
ضریح میثم تمار در کوفه
ماجرا در آغاز از شهید شدن وی
درباره دستگیری و قتل میثم، دو قصه وجود دارااست. به روایتی، ابن زیاد از طرف یزید بن معاویه، خلیفه اموی (۶۰تا۶۴ق)، مأمور شد میثم را که میدانست از دوستان و علاقه مندان جدّی حضرت علی (ع) میباشد، بهدار بیاویزد.[۳۷] به دنبال آن، میثم در شیوه رجوع از عمره، در قادسیه (در پانزده فرسخی کوفه)[۳۸] به دست مأموران ابنزیاد بازداشت شد. در زندان، میثم با مختار که وی نیز زندانی گردیده بود، واکنش کرد و خبر آزادی مجاورت اورا پیشگویی کرد و آخر و عاقبت به امر ابنزیاد بهدار آویخته شد.[۳۹]
میثم و اتفاق کربلا
در سال ۶۰ قمری، یه خرده قبل از قیام امام حسین و واقعه کربلا، میثم برای عمره رهسپار مکه شد. زیرا امام را نیافت، سراغ اورا از امّسلمه گرفت. امّسلمه اورا از حال و روز امام باخبر نمود. میثم که عازم برگشت به کوفه بود، از امّسلمه خواست به امام درود برساند و بگوید نزد آفریدگار با امام دیدار حسینیه نصرت مشهد خواهد کرد.[۲۸]
اثر ها
تعبیر و تفسیر
میثم تمار تألیفاتی داشته میباشد. یکیاز آن ها تفسیری میباشد که از علی (ع) آموخته بود.[۲۹] در روایتی، میثم، خطاب به عبدالله بن عباس گفته میباشد که امام علی (ع) تأویل قرآن را به او آموخته میباشد. وقتی که میثم به عمره رفت، به ابن عباس اعلامکرد هر مطلبی درباره تعبیر قرآن می خواهد، از او بپرسد. ابنعباس از این توصیه استقبال کرد و شیت و دواتی خواست و آنچه را که میثم املا کرد آدرس حسینیه نصرت مشهد ، نوشت.
زیرا میثم اورا از شهید شدن خویش به فرمان ابنزیاد خبر بخشید، ابنعباس که گمان میکرد میثم این خبر را از روی غیب گویی به وی داده میباشد، به او بیپشت گرمی شد و درصدد برآمد مطالبی را که از وی نوشته بود، پاره نماید. میثم اورا از این شغل دستگیر و از وی خواست این تعبیر و تفسیر را محافظت نماید و در صورتیکه آنچه او از آن خبر داده میباشد، به وقوع نپیوست، آن را از در بین پیروز شود. ابنعباس به عهده گرفت و بعداز مدتی کلیه اخباری که میثم از آتی داده بود، متفحص رزرو حسینیه نصرت مشهد شد.[۳۰]
حدیث
میثم، کتابی هم در حدیث داشته میباشد که فرزندانش از آن، روایاتی نقل کردهاند. پارهای از احادیث آن در منابع مو جود میباشد.[۳۱] این روایات حاوی موضوعاتی زیرا حبّ و بغض به اهل بیت (ع)، برتری مسجد کوفه بر مسجدالاقصی، چهار توشه اقرار به زنای محصنه و حدّ آن و مشخص و معلومکردن قتل کننده جوانی اَعرابی برای جا ماندگاناش به دست علی (ع)، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳۲]
شهیدشدن
خبر امام از شهیدشدن او
امام علی (ع) میثم را از کیفیت شهادتش، قتل کننده او و آویختهشدنش به درخت نخلی که آن را به وی علامت داده بود، با خبر ساخته و به وی بشارت داده بود که محرک مقاومت وی در قبال خواست ابن زیاد آن میباشد که در آخرت، کنار امام در رتبهای لایق خواهد بود. بیان شده میباشد میثم کنار آن درخت نماز میخواند و با آن صحبت میاذعان کرد.[۳۳] میثم خبر شهادتش را که از گویش امام علی (ع) شنیده بود، برای دیگر افراد نقل می کرد.[۳۴] سازه به روایتی، وی و حبیب بن مظاهر در بین جمعی، خبر شهیدشدن را ذکر کردند، البته حاضران، آنها را تکذیب و تمسخر کردند.[۳۵]دور اندیشی او از شهادتش تا بدان حد بود که هنگامی اورا برای به صلیب کشیدن می بردند کسی به وی اعلامکرد ای میثم میتوانستی کاری بکنی که گرفتار این ساعت نشوی میثم در پاسخش اذعان کرد: به آفریدگار قسم کهاین در خت خرمایی که منرا بر آن میآویزند جز برای اینجانب رویش نکرده و اینجانب نیز جز برای اینگونه روزی خویش را فراهم نساختهام. (وَ اللَّهِ مَا نَبَتَتْ هَذِهِ النَّخْلَةُ إِلَّا لِی وَ لَا اغْتَذَیْتُ إِلَّا لَهَا)[۳۶]
ضریح میثم تمار در کوفه
ماجرا در آغاز از شهید شدن وی
درباره دستگیری و قتل میثم، دو قصه وجود دارااست. به روایتی، ابن زیاد از طرف یزید بن معاویه، خلیفه اموی (۶۰تا۶۴ق)، مأمور شد میثم را که میدانست از دوستان و علاقه مندان جدّی حضرت علی (ع) میباشد، بهدار بیاویزد.[۳۷] به دنبال آن، میثم در شیوه رجوع از عمره، در قادسیه (در پانزده فرسخی کوفه)[۳۸] به دست مأموران ابنزیاد بازداشت شد. در زندان، میثم با مختار که وی نیز زندانی گردیده بود، واکنش کرد و خبر آزادی مجاورت اورا پیشگویی کرد و آخر و عاقبت به امر ابنزیاد بهدار آویخته شد.[۳۹]

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم