loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 23
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:18


کَعْبُ الاَحْتوشه (درگذشت ۳۲یا۳۴ق) از عالمان یهودی که در طی خلفاء مسلمان شد. کعب الاحبار از اشخاص گزینه اعتقاد خلیفه دوم بود و اکثری از اسرائیلیات را فی مابین مسلمانها اشاعه اعطا کرد. صحابه نبی بینش‌ها و رفتارهای متفاوتی نسبت به وی داشته‌اند و امام باقر(ع) او‌را دروغگو دانسته میباشد. هیچ یک از کتاب ها اربعه شیعه از وی حدیثی را نقل حسینیه نصرت مشهد نکرده‌اند.

معاش طومار
کعب بن ماتع حمیری یمانی، با لقب أبوإسحاق[۱] از تابعان بوده میباشد.[۲] وی در طول نا‌آگاهی از بزرگان علمای یهود در یمن بود.[۳] بنابر ادعای برخی مورخان،‌ وی صحیح و خطا آنچه به کتاب مقدس ارجاع می‌دادند را تشخیص آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌اعطا کرد.[۴]

وی در حین خلیفه دوم به مدینه آمد و در آنجا باقی ماند.[۵] در طول خلیفه سوم به شام رفته و در شهر حمص سکنی گزید و در سال ۳۲ق[۶] و یا این که ۳۴ق[۷] از عالم رزرو حسینیه نصرت مشهد رفت.

وی پر اسم و رسم به کعب الأحبار بوده میباشد. «أحبار» توده کلمه و واژه «حِبْر» و به معنای فقیه آیین میباشد.[۸] کعب مطالب اکثری از تورات نقل میکرد و از آن با تیتر کتاب الله خاطر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نمود.[۹]

اسلام آوردن
کعب در طول خلافت ابوبکر و یا این که اوائل خلافت قدمت مسلمان شد.[۱۰] بعضی منابع، اسلام‌آوردن کعب را در طول فتح بیت المقدس و به توصیه خلیفه دوم دانسته‌اند.[۱۱]

عباس بن عبد و بنده المطلب از کعب پرسید: چه شد که در حین فرستاده(ص) مسلمان نشدی و اینک در طول خلافت قدمت ایمان آوردی. کعب اعلام کرد: پدرم از تورات مطلبی را برایم نوشت و اعلام کرد: به آن کار کن و بر کلیه­ کتاب‌هایش مهر بنیان و از اینجانب عهد و پیمان گرفت که مهر آن ها را گشوده نکنم. زمانی که اسلام را دیدم که ظهور کرده و مشکلی برایش پیش نیامده، گفتم: شاید پدرم دانشی را از اینجانب نهفته نموده است. به همین ادله مهر کتاب‌ها را گشوده کردم. ناگهان اوصاف نبی و امت اورا در آن ها مشاهده کردم و به این ترتیب مسلمان شدم.[۱۲]

کعب از لحاظ صحابه
مهمترین و مهم‌ترین شخص از صحابه فرستاده که کعب را مطرح ایجاد کرد و به وی متکی بودن داشت، خلیفه دوم بوده میباشد. منابع متعدد اهل سنت نقل‌های متنوعی را در‌این راستا بیان کرده‌اند:

خلیفه دوم و کعب
کعب در مسجد در بین اشخاص، کلام می‌بیان کرد؛ خلیفه در کنار این اشخاص گرد هم آیی و از کعب خواست او‌را سفارش نماید.[۱۳] در قصه دیگری خلیفه دوم از کعب می‌خواست که از قیامت برایش بگوید[۱۴] روزی خلیفه به‌دنبال کعب ارسال کرد و به وی اعلام کرد:‌ ای کعب! وصف منرا در تورات چه‌طور می‌بینی؟ وی اذعان کرد: خلیفه قلعه آهنین میباشد که در راه و روش پروردگار از نکوهش هیچ سرزنش‌گری نمی‌ترسد.[۱۵]

در مواقعی، خلیفه سخن او‌را نمی‌عهده دار شد. از قدمت اورده شده که به کعب می‌اظهار کرد: نقل روایت از گذشتگان و پیشینیان را رها کن یا این که آن‌که تورا به مرزوبوم خوش یمن‌ها(ظاهراً منظورش افریقا میباشد) می‌فرستم.( لَتَتْرُكَنَّ الْحَدِيثَ عن الأول أو لألحقنك بأرض القردة.)[۱۶] ولی این حرف در راستای ممانعت خلیفه از نقل حدیث از رسول اسلام بوده و منحصر به کعب نداشته میباشد چون ابن کثیر قبل از نقل این قصه در همین کتاب نقل کرده که قدمت به ابو هریره هم گفته میباشد که نقل حدیث از فرستاده را رها کن و گرنه تورا به مرز و بوم دَوس(خاندان ای دریمن)می‌فرستم. همینطور خلیفه دوم با لحاظ کعب در ایجاد کرد محراب در بیت المقدس،‌ مخالفت کرد.[۱۷]

صحابه موافق
جعفر مرتضی عاملی اعتقاد دارد؛ اطمینانی که خلیفه دوم به کعب داشت و همینطور برگشت خویش خلیفه به وی در مسائل گوناگون، انگیزه نقل فراوان صحابه از کعب بوده میباشد.[۱۸]

ابودرداء از صحابه نبی(ص)، کعب الاحبار را دارنده دانش فراوان می‌دانست.[۱۹] معاویه نیز کعب را یک کدام از علماء معرفی میکرد.[۲۰] و هم وی اینگونه گفته میباشد: «درست گو‌ترین کسانی که از اهل کتاب داستان می‌نمایند، کعب الاحبار میباشد. درصورتی که چه ما از این کتاب‌ها لاف‌هایی را شنیده‌ایم».[۲۱] [یادداشت ۱]و حتی بنابر ادعای بعضا مورخان، جمله‌ها مدح آمیز معاویه در زمینه‌ی کعب دارای شهرت بوده میباشد.[۲۳]

ابن عباس و عمرو بن عاص در نزد معاویه اختلافی در تلاوت یک واژه و کلمه از قرآن پیدا کردند. آن گاه در ادامه کعب فرستادند تا لحاظ اورا جویا شوند.[۲۴] طلحه با ابن‌عباس در مورد‌ای اختلاف پیدا کردند و اختلاف خویش را به نزد کعب بردند.[۲۵] و این‌ها آرم از اعتقادوباور آن ها به کعب دارااست. همینطور کعب از کم تابعانی میباشد که صحابه نبی از وی نقل حدیث کرده‌اند. ذهبی این نقل صحابه از یک تابعی را امری معدود و گرامی دانسته میباشد.[۲۶]

صحابه مخالف
بعضا منابع شیعی، نقل تاریخی مفصلی را بیان کرده‌اند که کعب در پیش امام علی(ع) و خلیفه دوم گفتاری دارااست و امام علی(ع) بر رد آن عامل نموده است.[۲۷]

از ابوذر غفاری نیز واکنش تندی با کعب گزارش گردیده است:

عثمان: آیا انواع داراست که از مال همه مردم، یه خرده را برداشته و در کارها خودمان خرج کنیم و ببخشیم؟ کعب: انواع ندارد. ابوذر عصای خویش را بلند کرده و بر سینه کعب زد و اعلام‌کرد:‌ ای فرزند یهودی چه چیز به تو جرأت داده که درباره‌ی آیین ما کلام می گویی.[۲۸]


کَعْبُ الاَحْتوشه (درگذشت ۳۲یا۳۴ق) از عالمان یهودی که در طی خلفاء مسلمان شد. کعب الاحبار از اشخاص گزینه اعتقاد خلیفه دوم بود و اکثری از اسرائیلیات را فی مابین مسلمانها اشاعه اعطا کرد. صحابه نبی بینش‌ها و رفتارهای متفاوتی نسبت به وی داشته‌اند و امام باقر(ع) او‌را دروغگو دانسته میباشد. هیچ یک از کتاب ها اربعه شیعه از وی حدیثی را نقل حسینیه نصرت مشهد نکرده‌اند.

معاش طومار
کعب بن ماتع حمیری یمانی، با لقب أبوإسحاق[۱] از تابعان بوده میباشد.[۲] وی در طول نا‌آگاهی از بزرگان علمای یهود در یمن بود.[۳] بنابر ادعای برخی مورخان،‌ وی صحیح و خطا آنچه به کتاب مقدس ارجاع می‌دادند را تشخیص آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌اعطا کرد.[۴]

وی در حین خلیفه دوم به مدینه آمد و در آنجا باقی ماند.[۵] در طول خلیفه سوم به شام رفته و در شهر حمص سکنی گزید و در سال ۳۲ق[۶] و یا این که ۳۴ق[۷] از عالم رزرو حسینیه نصرت مشهد رفت.

وی پر اسم و رسم به کعب الأحبار بوده میباشد. «أحبار» توده کلمه و واژه «حِبْر» و به معنای فقیه آیین میباشد.[۸] کعب مطالب اکثری از تورات نقل میکرد و از آن با تیتر کتاب الله خاطر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نمود.[۹]

اسلام آوردن
کعب در طول خلافت ابوبکر و یا این که اوائل خلافت قدمت مسلمان شد.[۱۰] بعضی منابع، اسلام‌آوردن کعب را در طول فتح بیت المقدس و به توصیه خلیفه دوم دانسته‌اند.[۱۱]

عباس بن عبد و بنده المطلب از کعب پرسید: چه شد که در حین فرستاده(ص) مسلمان نشدی و اینک در طول خلافت قدمت ایمان آوردی. کعب اعلام کرد: پدرم از تورات مطلبی را برایم نوشت و اعلام کرد: به آن کار کن و بر کلیه­ کتاب‌هایش مهر بنیان و از اینجانب عهد و پیمان گرفت که مهر آن ها را گشوده نکنم. زمانی که اسلام را دیدم که ظهور کرده و مشکلی برایش پیش نیامده، گفتم: شاید پدرم دانشی را از اینجانب نهفته نموده است. به همین ادله مهر کتاب‌ها را گشوده کردم. ناگهان اوصاف نبی و امت اورا در آن ها مشاهده کردم و به این ترتیب مسلمان شدم.[۱۲]

کعب از لحاظ صحابه
مهمترین و مهم‌ترین شخص از صحابه فرستاده که کعب را مطرح ایجاد کرد و به وی متکی بودن داشت، خلیفه دوم بوده میباشد. منابع متعدد اهل سنت نقل‌های متنوعی را در‌این راستا بیان کرده‌اند:

خلیفه دوم و کعب
کعب در مسجد در بین اشخاص، کلام می‌بیان کرد؛ خلیفه در کنار این اشخاص گرد هم آیی و از کعب خواست او‌را سفارش نماید.[۱۳] در قصه دیگری خلیفه دوم از کعب می‌خواست که از قیامت برایش بگوید[۱۴] روزی خلیفه به‌دنبال کعب ارسال کرد و به وی اعلام کرد:‌ ای کعب! وصف منرا در تورات چه‌طور می‌بینی؟ وی اذعان کرد: خلیفه قلعه آهنین میباشد که در راه و روش پروردگار از نکوهش هیچ سرزنش‌گری نمی‌ترسد.[۱۵]

در مواقعی، خلیفه سخن او‌را نمی‌عهده دار شد. از قدمت اورده شده که به کعب می‌اظهار کرد: نقل روایت از گذشتگان و پیشینیان را رها کن یا این که آن‌که تورا به مرزوبوم خوش یمن‌ها(ظاهراً منظورش افریقا میباشد) می‌فرستم.( لَتَتْرُكَنَّ الْحَدِيثَ عن الأول أو لألحقنك بأرض القردة.)[۱۶] ولی این حرف در راستای ممانعت خلیفه از نقل حدیث از رسول اسلام بوده و منحصر به کعب نداشته میباشد چون ابن کثیر قبل از نقل این قصه در همین کتاب نقل کرده که قدمت به ابو هریره هم گفته میباشد که نقل حدیث از فرستاده را رها کن و گرنه تورا به مرز و بوم دَوس(خاندان ای دریمن)می‌فرستم. همینطور خلیفه دوم با لحاظ کعب در ایجاد کرد محراب در بیت المقدس،‌ مخالفت کرد.[۱۷]

صحابه موافق
جعفر مرتضی عاملی اعتقاد دارد؛ اطمینانی که خلیفه دوم به کعب داشت و همینطور برگشت خویش خلیفه به وی در مسائل گوناگون، انگیزه نقل فراوان صحابه از کعب بوده میباشد.[۱۸]

ابودرداء از صحابه نبی(ص)، کعب الاحبار را دارنده دانش فراوان می‌دانست.[۱۹] معاویه نیز کعب را یک کدام از علماء معرفی میکرد.[۲۰] و هم وی اینگونه گفته میباشد: «درست گو‌ترین کسانی که از اهل کتاب داستان می‌نمایند، کعب الاحبار میباشد. درصورتی که چه ما از این کتاب‌ها لاف‌هایی را شنیده‌ایم».[۲۱] [یادداشت ۱]و حتی بنابر ادعای بعضا مورخان، جمله‌ها مدح آمیز معاویه در زمینه‌ی کعب دارای شهرت بوده میباشد.[۲۳]

ابن عباس و عمرو بن عاص در نزد معاویه اختلافی در تلاوت یک واژه و کلمه از قرآن پیدا کردند. آن گاه در ادامه کعب فرستادند تا لحاظ اورا جویا شوند.[۲۴] طلحه با ابن‌عباس در مورد‌ای اختلاف پیدا کردند و اختلاف خویش را به نزد کعب بردند.[۲۵] و این‌ها آرم از اعتقادوباور آن ها به کعب دارااست. همینطور کعب از کم تابعانی میباشد که صحابه نبی از وی نقل حدیث کرده‌اند. ذهبی این نقل صحابه از یک تابعی را امری معدود و گرامی دانسته میباشد.[۲۶]

صحابه مخالف
بعضا منابع شیعی، نقل تاریخی مفصلی را بیان کرده‌اند که کعب در پیش امام علی(ع) و خلیفه دوم گفتاری دارااست و امام علی(ع) بر رد آن عامل نموده است.[۲۷]

از ابوذر غفاری نیز واکنش تندی با کعب گزارش گردیده است:

عثمان: آیا انواع داراست که از مال همه مردم، یه خرده را برداشته و در کارها خودمان خرج کنیم و ببخشیم؟ کعب: انواع ندارد. ابوذر عصای خویش را بلند کرده و بر سینه کعب زد و اعلام‌کرد:‌ ای فرزند یهودی چه چیز به تو جرأت داده که درباره‌ی آیین ما کلام می گویی.[۲۸]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه