ماجرای مبارزه
غزوه ذاتالرقاع در سال ۴ هجری برای تقابل با مشرکانی از بستگانهای بنیانمار و بنیسَعد واقع شد که قصد حمله به مسلمانها را حسینیه نصرت مشهد داشتند.
بر پایه ی گزارشات تاریخی، فردی که از حیطه نَجْد برای فروش کالایش به مدینه می رفت، گروهی از بنیانمار و بنیسَعد را روءیت کرد که عموم را علیه مسلمانها عده کرده و قصد حمله به آن ها را داراهستند، در حالی که مسلمانها از این جنبش معاندان بیخبر بودند.[۱] وقتی کهاین خبر به فرستاده(ص) آدرس حسینیه نصرت مشهد رسید،
عثمان[۲] و بنابر نقلی ابوذر را جانشین خویش در مدینه کرد[۳] و به هم پا ۴۰۰ و به قولی ۷۰۰ یا این که ۸۰۰ نفر از صحابه از مدینه برای مبارزه خارج رفتند.[۴] زمانی که سپاه اسلام به محل معاندان رسید، کسی را مشاهده نکردند؛ چراکه مشرکان به قله کوهها گریخته[۵] و از آنجا بر سپاه اسلام اِشراف رزرو حسینیه نصرت مشهد داشتند.
[۶] مسلمانها که از حمله غافلگیرانه مشرکان بیمناک بودند[۷] در وقت نماز با نبی(ص) نماز ترس خواندند.[۸] درین غزوه، رسول(ص) سوای آنکه جنگی نماید،[۹] بعد از ۱۵ روز[۱۰] با به چنگ آوردن غنائمی [۱۱] به مدینه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد برگشت.[۱۲]
مجال غزوه
تاریخنگاران در طی وقوع این غزوه اختلاف دارا هستند.[۱۳] واقدی مجال غزوه را محرم سال چهارم،[۱۴] بَلاذُری محرم سال پنجم،[۱۵] حَلَبی ربیعالاول بعداز غزوه بَنینَضیر،[۱۶] و دِهمپا البَکری بعداز غزوه بَدر صُغری[۱۷] بیان کردهاند.
نجات اعجازگونه رسول
دراین غزوه سرازیرشدن سیل فی مابین نبی و اصحابش مسافت انداخت. یکیاز مشرکان از به دور حضرت(ص) را رویت کرد و ذکر کرد: اینجانب اینک محمد را خواهم کشت. چاقو به دست بهطرف فرستاده(ص) آمد و اعلام کرد: ای محمد! الان چه کسی تورا از دست اینجانب نجات می دهد؟ حضرت(ص) فرمود: وای بر تو خدا من را نجات خواهد بخشید. دراین هنگام ناگهان مهاجم با سینه بر زمین زمینخورد و نبی(ص) شمشیرش را از او گرفت و بر سینهاش جلسه و فرمود: الان چه کسی تورا از دست اینجانب نجات میدهد؟ اظهار کرد: بزرگواری و سخاوت شما، فرستاده(ص) از روی سینه وی ازجاپرید و آن مرد میخاطرنشان کرد: به آفریدگار عهد تو از اینجانب عالی و بزرگوارتر هستی.[۱۸]
اسمگذاری
غزوه ذاتُالرِقاع در منابع تاریخی با اسمهای دیگری همانند غزوه اَعاجِیب،[۱۹] غزوه مُحارِب،[۲۰] غزوه بَنیثَعْلَبَه[۲۱] و غزوه بَنیاَنْمار[۲۲]آمده میباشد.
تاریخنگاران در نامگذاری این غزوه به ذاتالرقاع ایده ها زیادی ذکر کردهاند:
قرارگرفتن این غزوه در کنار کوهی که دارنده قلههای سرخ، سیاه و سپید میباشد.[۲۳]
جراحتشدن پای سربازان اسلام از شدت سوزش و حرارت زمین که بدون چاره با کُهنهای (رِقاع عده رُقعه به معنای پارچه و کهنه) پای خویش را میبستند.[۲۴]
دراین غزوه نماز واهمه خوانده شد.[۲۵]
استعمال از اسبهای سیاه و سپید دراین غزوه.[۲۶]
پانویس
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۴۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۰۲؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۴۰.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج۴، ص۸۳.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۴۶.
أنساب الأشراف، البلاذری، ج۱، ص۳۴۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۷.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۹۷.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۵۵۶.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج۴، ص۸۳.
ماجرای مبارزه
غزوه ذاتالرقاع در سال ۴ هجری برای تقابل با مشرکانی از بستگانهای بنیانمار و بنیسَعد واقع شد که قصد حمله به مسلمانها را حسینیه نصرت مشهد داشتند.
بر پایه ی گزارشات تاریخی، فردی که از حیطه نَجْد برای فروش کالایش به مدینه می رفت، گروهی از بنیانمار و بنیسَعد را روءیت کرد که عموم را علیه مسلمانها عده کرده و قصد حمله به آن ها را داراهستند، در حالی که مسلمانها از این جنبش معاندان بیخبر بودند.[۱] وقتی کهاین خبر به فرستاده(ص) آدرس حسینیه نصرت مشهد رسید،
عثمان[۲] و بنابر نقلی ابوذر را جانشین خویش در مدینه کرد[۳] و به هم پا ۴۰۰ و به قولی ۷۰۰ یا این که ۸۰۰ نفر از صحابه از مدینه برای مبارزه خارج رفتند.[۴] زمانی که سپاه اسلام به محل معاندان رسید، کسی را مشاهده نکردند؛ چراکه مشرکان به قله کوهها گریخته[۵] و از آنجا بر سپاه اسلام اِشراف رزرو حسینیه نصرت مشهد داشتند.
[۶] مسلمانها که از حمله غافلگیرانه مشرکان بیمناک بودند[۷] در وقت نماز با نبی(ص) نماز ترس خواندند.[۸] درین غزوه، رسول(ص) سوای آنکه جنگی نماید،[۹] بعد از ۱۵ روز[۱۰] با به چنگ آوردن غنائمی [۱۱] به مدینه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد برگشت.[۱۲]
مجال غزوه
تاریخنگاران در طی وقوع این غزوه اختلاف دارا هستند.[۱۳] واقدی مجال غزوه را محرم سال چهارم،[۱۴] بَلاذُری محرم سال پنجم،[۱۵] حَلَبی ربیعالاول بعداز غزوه بَنینَضیر،[۱۶] و دِهمپا البَکری بعداز غزوه بَدر صُغری[۱۷] بیان کردهاند.
نجات اعجازگونه رسول
دراین غزوه سرازیرشدن سیل فی مابین نبی و اصحابش مسافت انداخت. یکیاز مشرکان از به دور حضرت(ص) را رویت کرد و ذکر کرد: اینجانب اینک محمد را خواهم کشت. چاقو به دست بهطرف فرستاده(ص) آمد و اعلام کرد: ای محمد! الان چه کسی تورا از دست اینجانب نجات می دهد؟ حضرت(ص) فرمود: وای بر تو خدا من را نجات خواهد بخشید. دراین هنگام ناگهان مهاجم با سینه بر زمین زمینخورد و نبی(ص) شمشیرش را از او گرفت و بر سینهاش جلسه و فرمود: الان چه کسی تورا از دست اینجانب نجات میدهد؟ اظهار کرد: بزرگواری و سخاوت شما، فرستاده(ص) از روی سینه وی ازجاپرید و آن مرد میخاطرنشان کرد: به آفریدگار عهد تو از اینجانب عالی و بزرگوارتر هستی.[۱۸]
اسمگذاری
غزوه ذاتُالرِقاع در منابع تاریخی با اسمهای دیگری همانند غزوه اَعاجِیب،[۱۹] غزوه مُحارِب،[۲۰] غزوه بَنیثَعْلَبَه[۲۱] و غزوه بَنیاَنْمار[۲۲]آمده میباشد.
تاریخنگاران در نامگذاری این غزوه به ذاتالرقاع ایده ها زیادی ذکر کردهاند:
قرارگرفتن این غزوه در کنار کوهی که دارنده قلههای سرخ، سیاه و سپید میباشد.[۲۳]
جراحتشدن پای سربازان اسلام از شدت سوزش و حرارت زمین که بدون چاره با کُهنهای (رِقاع عده رُقعه به معنای پارچه و کهنه) پای خویش را میبستند.[۲۴]
دراین غزوه نماز واهمه خوانده شد.[۲۵]
استعمال از اسبهای سیاه و سپید دراین غزوه.[۲۶]
پانویس
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۴۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۰۲؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۳۴۰.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج۴، ص۸۳.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج۲، ص۲۴۶.
أنساب الأشراف، البلاذری، ج۱، ص۳۴۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج۲، ص۴۷.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۹۷.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج۲، ص۵۵۶.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج۴، ص۸۳.

فعالیتهای آموزشی و فرهنگی حسینیه نصرت مشهد