ماوردی از برخی علما نقل مینماید که در شرایطی که منفعتگیری (استعمال) شماره مسجد توفیق مشهد از محضر مدرس برای دانشجو نافله (فزون بر فرض) باشد، درس دادن (افاده) بر معلم فرض میباشد [۵۷] وی به بعضا فواید درس دادن برای معلم نیز اشاره مینماید، به عنوان مثال آنکه گفتهاند: درس دادن موجب فزونی دانش و سفت شدن رزرو مسجد توفیق مشهد محفوظات میباشد. نیز خلیل بن احمد گفته میباشد که «یاد دادن خویش را رسیدگی و بازنگری (دراسة) در دانش خود بینگار و مناظره دانشجو را هشداری بر آنچه نمیدانی» [۵۸] [۵۹][۶۰]) (برای دیگر روایات نبوی، روایات ائمه معصومین (علیهمالسّلام) و حتی نقل عهدوپیمان از بزرگان صدر اسلامی زیرا سلمان فارسی و آدرس مسجد توفیق مشهد فرزانگانی زیرا لقمان، و نیز کتاب ها آسمانی زبور، تورات و انجیل، نک[۶۱][۶۲] [۶۳][۶۴])
در فرهنگ وتمدن اسلامی غرض و نیت در یاد دادن و تعلم همانند جاری ساختن دیگر نقشی اصلی داراست. در حدیث نبوی آمده میباشد: آن که دانش را برای برتریجویی بر نادانان و مجادله با پژوهشگران، یا این که برای جلب دقت مردمان و کادوتصاحب کردن از امرا بیاموزد، در حریق مکان گیرد (احادیث دیگری با مضمون ها شبیه در اختیار میباشد) در اکثری از کتاب ها حدیث بابی ویژه در سرزنش افرادی که دانش را جز برای (قربت به) معبود فرا می گیرند، آمده میباشد. [۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰][۷۱][۷۲][۷۳]
۲.۳.۱ - جوار فراگیری موردها ممنوعه
التفات فراگیری در نزد فقهای مسلمان تا بدانجا بود که در بخش اعظمی مورد ها عملی را که در شرایط معمولی جایز شمرده نمی شد، در حالتی که به نیت آموزاندن بود، روا میشمردند. به عنوان مثال آنکه به لحاظ فقها منزلت امام نباید بالاتر از مقام مأمومین باشد، یا این که به عهد ابوحنیفه این فرازی نباید بیشتراز بلندای قامت امام باشد، مگر آنکه مقصود یاددادن نماز به مأمومین باشد که در آن شکل نماز مأمومین صحیح خواهد بود. [۷۴][۷۵]
از بین مشهورترین مسائل مستحدثه دینی نیز بایستی به تایید صلاحیت تشریح جسد (بهویژه جسد شخص مسلمان) برای یادگرفتن پزشکی (که در شرایط معمولی فقها بر حرمتش متفقالقولاند) اشاره نمود که اکثری از فقها ولی با حالت و تأکیدات خاص بدان رأی دادهاند (برای آراء بعضا فقهای شیعه، نک [۷۶][۷۷] منوط بر آنکه معاش مسلمانی بدین فراگیری بستگی داشته باشد [۷۸] در شرایطی که این عمل موجب گسترش علمی و عزت اسلامی گردد. [۷۹] برای طریقه فقهای اهل تسنن، نک[۸۰][۸۱] چون در آن مصلحتـی میباشد اساسیخیس از نگهداری حرمت جسد آدم [۸۲][۸۳] برای استادان و دانشجوها پزشکی روا میباشد به شرط آنکه یگانه روش فراگیری پزشکی باشد [۸۴] وقتی که راهی ضروری برای آموختن و اتقان در پیشه پزشکی باشد روا میباشد. [۸۵][۸۶](ابنعثیمین حکم بر حرمت تشریح حتی به قصد یاددادن پزشکی داده میباشد.)
۳ - مواد درسی
[دستکاری]
به عنوان مثال مباحث یاددادن و تربیت در زمان اسلامی پرداختن به مواد درسیای میباشد که یادگرفتن داده می شد.
۳.۱ - اختلاف در مصداق دانش واجب
کلیه دانشوران مسلمان از هر فرقه و آیینی، در کرامت و فضیلت یاددادن و تعلم با یکدیگر همماجرا بودند، البته درباره مصداق علمی که پروردگار، نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و جانشینان او همگان را به سوی آن میخواندند، اختلافدیدگاه ها بس چشمگیر بود. بهطور نمونه غزالی بعداز نقل حدیث «طلب العلم فریضة علی آحاد مسلم» گفته میباشد: مردمان («الناس»، ولی در کیمیای به روزی: علما) اختلاف کردهاند کهاین چه دانش میباشد. و از این حیث به بیشتراز ۲۰ فرقه تقسیم گردیدهاند و هرمورد آن علمی را فریضه شمردهاند که خویش بدان سرگرماند. متکلمان گویند کهاین دانش سخن میباشد، چون معرفت خدای بزرگ بهاین نتیجه ها آید، فقها آنرا دانش فقه دانستهاند، چون جداکننده حلال و حرام میباشد، محدثان آنرا کتاب و سنت دانستهاند، چه اصل دانش شرع این میباشد و صوفیان آن را دانش وضع و اوضاع دل شمردهاند و (از اینرو) هر دسته دانش خود را تعظیم همینمایند. [۸۷][۸۸]
تأکید دانشوران مسلمان (به ویژه محدثان و فقها) به علم آموزی علم ها موءثر [۸۹][۹۰] در فعالیت چندان کارگشا عدم وجود، چون گرچه در فرهنگ و تمدن اسلامی دانش موثر، علمی بود که روشن بختی مادی و اخروی را درپی داشته باشد [۹۱] («دانش سودمند آن بود که او (جوینده) را حقارت عالم مشخص و معلوم نماید و خطر شغل آخرت به او کند، و جهل و حماقت عده ای که وی روی به جهان آوردهاند و از آخرت اعراض کردهاند، آشکارا نماید و آفت کبر و حسد و ریاودورویی و بخل و عجب و حرص و شره و حب جهان بشناسد و علاج آن بداند»)
۳.۱.۱ - طریقه غزالی
از نگرش خویش غزالی در صورتیکه فرضاً کسی چاشتگاه مسلمان یا این که بالغ خواهد شد، فقط پی بردن مفهوم واژه «لااله الاالله محمد فرستاده الله» بر وی واجب میگردد و آن هم خیر به جهت، بلکه صرفا بایستی بداند که اورا خدایی میباشد بهاینصفت. بعد دو نوع دانش بر وی واجب گردد، یکی از به دل وابستگی داراست و دیگری به انجام اعضاوجوارح کهاین یک خویش دو سیرتکامل میباشد: آنچه بایستی کرد و آنچه می بایست فروگذاشت. با این اوصاف زیرا هنگام نماز قبل آید، دانش عصمت و دانش نماز گذشته بر او واجب میشود و زیرا هنگام نماز شام (مغرب) برسد، آنگاه دانش نماز شام واجب خواهد شد: که بداند ۳ رکعت میباشد و قبلا واجب نشود و زیرا به ماه رمضان برسد، دانش روزه رمضان واجب خواهد شد... «و همینطور هر پیشه را علمی میباشد تا درصورتی که حَجّام بود، برای مثالً بایستی بداند که چه چیز شاید از آدمی برنده شود و چه دندان شاید که بکَند و تا چه نهایت شاید که در داروی زخمها ارتکاب نماید و امثال این»، واجبات از این نوع بر حسب کار مختلف می گردد و به عنوان مثالً بزاز مایحتاج وجود ندارد واجبات عمل حَجّام را بداند. و همینطور میباشد دانش به آنچه نباید کرد، مانند پوشیدن خرقه دیبا، تناول کردن گوشت خوک، مخالطت و نگریستن در زنان نامحرم. علم ها واجب وابسته به دل نیز خویش دو فرآورده میباشد: یکی از به اوضاع و احوال دل وابستگی دارااست، «مانند دانش به حرام بودن کبر و حسد و سوء ظن بردن و امثال این»، و دیگر به اعتقادات وابستگی دارااست، «آن بود که در صورتیکه در باور او شکی پدید آید، بر او واجب بود که آن شک و تردید از دل غالب شود: هرگاه که آن شک وتردید در اعتقادی باشد که واجب بود اساسا خود، یا این که در اعتقادی که تردید در آن جایز عدم وجود».
عوام پیوسته در معرض این خطر گرفتارند که کاری برایشان پیش آید و از رمز نا آگاهی به حرام افتند، درصورتیکه این دستور برای مثال مواقعی باشد که برای بخش اعظمی صورت میدهد، سپس شرع اورا به سبب ساز بیاطلاعی معذور نخواهد داشت، مگر آنکه در موردی از بیدانشی به اشتباه افتد که به تدریج چهره میدهد. [۹۲][۹۳]
در بنا شده در نگاه غزالی یاددادن نیاز در به مکان آوردن وظایف فقاهتی و نیز شغلی صرفا عاملی میباشد که قادر است یاد دادن علمی را بر آدم واجب سازد. ناگفته پیدا ست که گشوده هم در گزینش مصادیق علم ها اثرگذار، مضر و بیبهره و بیخسارت، و نیز درباره تعبیر کلمه نیاز گشوده هم اختلاف حیث پیش میآمد. گرچه در اکثر زمان ها علومی که یاد دادن یا این که آموزاندن آن حرام شمرده میشد، نادروبیش واقعه لحاظ وجود داشت، مانند آموختن غنا، یاددادن تورات و انجیل، یاددادن و تعلم سحر، و تعلم کهانه [۹۴][۹۵][۹۶][۹۷] ولی استنباط خطا اکثری از مسلمان ها از «پرداختن به علم ها موثر» موجب شد که اکثری از علم ها که فواید آن حداقل برای عوام چندان آشکار عدم وجود، مغفول ماند و چه بسا مذموم تلقی خواهد شد. [۹۸] [۹۹]
۳.۱.۲ - بینش ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی در تقابلی آشکار با این استنباط غلط، بر آن بود که خادم علم نباید در بین شاخههای دانش طلاق قائل گردد، بلکه می بایست بداند که علم بهطور مطلق، چه ذاتاً و چه نسبت به دور اندیشیهایی که درباره آن به دست می آید، پدیدهای شریف و نیکوست و جوینده را لذتی ابدی و پیوسته عطا مینماید [۱۰۰] او پیوسته افرادی را که با دانشوران دشمنی میورزند و در ارتباط بازرسیهای علمی صرفا بدین نکته که «در آن چه فایده میباشد؟!» دقت دارا هستند، به باد استهزاء می گیرد، چون آنها از برتری آدمیان بر دیگر جانوران دور اندیشی ندارند و نمیدانند کهاین برتری فقط به علم میباشد که جز بِدان، بر وی حجت نگیرند، و اینکه دانش به خودی خویش خواستنی میباشد، و شور راستین جز از آن آماده نشود، و در حالتی که آن نباشد، بسا آنچه به آن دست مییابند، بدی باشد و آنچه از آن غربت گزیدهاند، خیر و خوبی!. ابوریحان با استناد به بخشی از آیه شریفه ۱۹۱ سوره آل عمران «... یتَفَکرُونَ فی خَلْقِ السَّمٰواتِ وَالْاَرْضِ رَبَّنَا ما خَلَقْتَ هَذا باطِلًا...»[۱۰۱] و آیاتی دیگر و آوردن شواهد متفاوت، نیاز بشر به دانشآموزی را بسیار بالاتر از آن می داند که بخش اعظمی از همروزگارانش میپنداشتهاند. [۱۰۲]
۳.۲ - ناپسندشمردن یادگرفتن برخی از علم ها
البته از سوی دیگر اشاعه طریقههای علمستیزانه در مرز و بومهای اسلامی که بهویژه بعد از سرنگونی آل بویه و احاطه سلجوقیان بر دستگاه خلافت شدت یافت و در پوسته مدرسه ها نظامیه شکلی منظم به خویش گرفت، موجب شد که پرداختن به آموزش اکثری از علم ها (به ویژه علم ها دقیقه) کاری ناپسند شمرده خواهد شد. در طومارای منسوب به ابنثوابه، تالیف کننده نام دار سده ۳ق، نگارنده در جواب به دوستی که اورا به قرائت هندسه تشویق کرده بود، از آفریدگار می خواهد که اورا از شرّ هندسه ایمن دارااست [۱۰۳] که حتی در شرایطیکه آن را مجعول بدانیم، دستکم آرم آن میباشد کهاین نگرش دربین عوام مردم و حتی بعضا محافل خاص ترویج داشته میباشد.
غزالی پیشوای تعالی شافعی و معلم نام دار نظامیه که آثارش سالها دراین مدرسه های درس دادن می شد، بر آن بود که پرداختن به هندسه گرچه ذهن را نیرومند میسازد، ولی ازآنجاکه از مقدمات علم ها اوائل میباشد، عمل آموزندگان آن به خرابی می کشد. [۱۰۴] به حیث او یکیاز آفات اصلی یاددادن ریاضی ها آن میباشد که آشکاریِ براهین دراین علمها، مردمان را به فیلسوفان ــ که محور کارشان اینگونه علومی میباشد ــ عشق و علاقهمند مینماید و این عشق و علاقه موجب میگردد که عموم در بی دینی این فیلسوفان نیز از آنها تبعیت نمایند و کافر شوند. او وقتی پرداختن به پزشکی را ضروری میدانست، البته سرنوشت بهاین سود رسید که خیر صرفا از اکانت و نجوم و نحو و دانش جدل و بر خلاف، که از طب نیز جز تکبر نیفزاید! [۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷] ابنجوزی، عالم حنبلی بغدادی، حتی رفتن به اینگونه مدارسی را نیز مخاطرهآمیز، و علمپژوهی را از تلبیسهای ابلیس دانست. [۱۰۸][۱۰۹] این طریقههای علمستیزانه که با برخورداری از جانبداری خلفای بیکفایت بغداد و حامیان سلجوقی آن ها [۱۱۰] سرنوشت، دوران علم دوستی را در دنیا اسلام به سرآورد.
۳.۳ - یادگرفتن قرآن
با دقت به آنچه گفته شد، ناگفته پیدا ست که فراگیری قرآن جزء تفکیکناپذیر تعلیمات همگانی و ابتدایی به شمار می رفت. حدیث دارای شهرت برگزیدگان (یا این که شایسته ترین) شما کسی میباشد که قرآن بیاموزد و بیاموزاند («افضلکم/خیرکم اینجانب تعلم القرآن و علَّمه») خیر تنها در اثرها حدیثی، که در اکثر اثرها مرتبط با آموختن و تربیت یا این که فضیلت دانش و جز آن تکرار گردیده است [۱۱۱][۱۱۲] البته اینگونه میکند که نگارش همواره به تمامی کودک ها یادگرفتن داده نمیگردیده است.
ابنسحنون حدیثی نقل مینماید که بر پایه ی آن یکیاز ۳ کاری که عموم را از آن راهکار وجود ندارد، اجیر کردن مدرس برای آموختن فرزندانشان میباشد، چه درصورتی که اینگونه خلا، کلیه مردمان امی میبودند [۱۱۳] همو از پدرش سحنون نقل مینماید که موردنیاز میباشد کودک ها قرآن تلاوت، نمازگزاردن و بالطبع وضوساختن را بیاموزند و بهویژه هنگام نماز به تقلید از خلفای راشدین قنوت را به هیچروی رها نکنند. خردسال ها را بایستی از ۷ سالگی به نمازگزاردن امر اعطا کرد و خردسالان ۱۰ ساله و فراتر را در شکل نماز نخواندن تنبیه بدنی کرد. از دید ابنسحنون، یادگرفتن خط و نگارش، اکانت، شعر و وقار عربی و نحو، در حالتی که بر استاد شرط نشده باشد، به تصمیم وی بستگی خواهد داشت.
ماوردی از برخی علما نقل مینماید که در شرایطی که منفعتگیری (استعمال) شماره مسجد توفیق مشهد از محضر مدرس برای دانشجو نافله (فزون بر فرض) باشد، درس دادن (افاده) بر معلم فرض میباشد [۵۷] وی به بعضا فواید درس دادن برای معلم نیز اشاره مینماید، به عنوان مثال آنکه گفتهاند: درس دادن موجب فزونی دانش و سفت شدن رزرو مسجد توفیق مشهد محفوظات میباشد. نیز خلیل بن احمد گفته میباشد که «یاد دادن خویش را رسیدگی و بازنگری (دراسة) در دانش خود بینگار و مناظره دانشجو را هشداری بر آنچه نمیدانی» [۵۸] [۵۹][۶۰]) (برای دیگر روایات نبوی، روایات ائمه معصومین (علیهمالسّلام) و حتی نقل عهدوپیمان از بزرگان صدر اسلامی زیرا سلمان فارسی و آدرس مسجد توفیق مشهد فرزانگانی زیرا لقمان، و نیز کتاب ها آسمانی زبور، تورات و انجیل، نک[۶۱][۶۲] [۶۳][۶۴])
در فرهنگ وتمدن اسلامی غرض و نیت در یاد دادن و تعلم همانند جاری ساختن دیگر نقشی اصلی داراست. در حدیث نبوی آمده میباشد: آن که دانش را برای برتریجویی بر نادانان و مجادله با پژوهشگران، یا این که برای جلب دقت مردمان و کادوتصاحب کردن از امرا بیاموزد، در حریق مکان گیرد (احادیث دیگری با مضمون ها شبیه در اختیار میباشد) در اکثری از کتاب ها حدیث بابی ویژه در سرزنش افرادی که دانش را جز برای (قربت به) معبود فرا می گیرند، آمده میباشد. [۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰][۷۱][۷۲][۷۳]
۲.۳.۱ - جوار فراگیری موردها ممنوعه
التفات فراگیری در نزد فقهای مسلمان تا بدانجا بود که در بخش اعظمی مورد ها عملی را که در شرایط معمولی جایز شمرده نمی شد، در حالتی که به نیت آموزاندن بود، روا میشمردند. به عنوان مثال آنکه به لحاظ فقها منزلت امام نباید بالاتر از مقام مأمومین باشد، یا این که به عهد ابوحنیفه این فرازی نباید بیشتراز بلندای قامت امام باشد، مگر آنکه مقصود یاددادن نماز به مأمومین باشد که در آن شکل نماز مأمومین صحیح خواهد بود. [۷۴][۷۵]
از بین مشهورترین مسائل مستحدثه دینی نیز بایستی به تایید صلاحیت تشریح جسد (بهویژه جسد شخص مسلمان) برای یادگرفتن پزشکی (که در شرایط معمولی فقها بر حرمتش متفقالقولاند) اشاره نمود که اکثری از فقها ولی با حالت و تأکیدات خاص بدان رأی دادهاند (برای آراء بعضا فقهای شیعه، نک [۷۶][۷۷] منوط بر آنکه معاش مسلمانی بدین فراگیری بستگی داشته باشد [۷۸] در شرایطی که این عمل موجب گسترش علمی و عزت اسلامی گردد. [۷۹] برای طریقه فقهای اهل تسنن، نک[۸۰][۸۱] چون در آن مصلحتـی میباشد اساسیخیس از نگهداری حرمت جسد آدم [۸۲][۸۳] برای استادان و دانشجوها پزشکی روا میباشد به شرط آنکه یگانه روش فراگیری پزشکی باشد [۸۴] وقتی که راهی ضروری برای آموختن و اتقان در پیشه پزشکی باشد روا میباشد. [۸۵][۸۶](ابنعثیمین حکم بر حرمت تشریح حتی به قصد یاددادن پزشکی داده میباشد.)
۳ - مواد درسی
[دستکاری]
به عنوان مثال مباحث یاددادن و تربیت در زمان اسلامی پرداختن به مواد درسیای میباشد که یادگرفتن داده می شد.
۳.۱ - اختلاف در مصداق دانش واجب
کلیه دانشوران مسلمان از هر فرقه و آیینی، در کرامت و فضیلت یاددادن و تعلم با یکدیگر همماجرا بودند، البته درباره مصداق علمی که پروردگار، نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و جانشینان او همگان را به سوی آن میخواندند، اختلافدیدگاه ها بس چشمگیر بود. بهطور نمونه غزالی بعداز نقل حدیث «طلب العلم فریضة علی آحاد مسلم» گفته میباشد: مردمان («الناس»، ولی در کیمیای به روزی: علما) اختلاف کردهاند کهاین چه دانش میباشد. و از این حیث به بیشتراز ۲۰ فرقه تقسیم گردیدهاند و هرمورد آن علمی را فریضه شمردهاند که خویش بدان سرگرماند. متکلمان گویند کهاین دانش سخن میباشد، چون معرفت خدای بزرگ بهاین نتیجه ها آید، فقها آنرا دانش فقه دانستهاند، چون جداکننده حلال و حرام میباشد، محدثان آنرا کتاب و سنت دانستهاند، چه اصل دانش شرع این میباشد و صوفیان آن را دانش وضع و اوضاع دل شمردهاند و (از اینرو) هر دسته دانش خود را تعظیم همینمایند. [۸۷][۸۸]
تأکید دانشوران مسلمان (به ویژه محدثان و فقها) به علم آموزی علم ها موءثر [۸۹][۹۰] در فعالیت چندان کارگشا عدم وجود، چون گرچه در فرهنگ و تمدن اسلامی دانش موثر، علمی بود که روشن بختی مادی و اخروی را درپی داشته باشد [۹۱] («دانش سودمند آن بود که او (جوینده) را حقارت عالم مشخص و معلوم نماید و خطر شغل آخرت به او کند، و جهل و حماقت عده ای که وی روی به جهان آوردهاند و از آخرت اعراض کردهاند، آشکارا نماید و آفت کبر و حسد و ریاودورویی و بخل و عجب و حرص و شره و حب جهان بشناسد و علاج آن بداند»)
۳.۱.۱ - طریقه غزالی
از نگرش خویش غزالی در صورتیکه فرضاً کسی چاشتگاه مسلمان یا این که بالغ خواهد شد، فقط پی بردن مفهوم واژه «لااله الاالله محمد فرستاده الله» بر وی واجب میگردد و آن هم خیر به جهت، بلکه صرفا بایستی بداند که اورا خدایی میباشد بهاینصفت. بعد دو نوع دانش بر وی واجب گردد، یکی از به دل وابستگی داراست و دیگری به انجام اعضاوجوارح کهاین یک خویش دو سیرتکامل میباشد: آنچه بایستی کرد و آنچه می بایست فروگذاشت. با این اوصاف زیرا هنگام نماز قبل آید، دانش عصمت و دانش نماز گذشته بر او واجب میشود و زیرا هنگام نماز شام (مغرب) برسد، آنگاه دانش نماز شام واجب خواهد شد: که بداند ۳ رکعت میباشد و قبلا واجب نشود و زیرا به ماه رمضان برسد، دانش روزه رمضان واجب خواهد شد... «و همینطور هر پیشه را علمی میباشد تا درصورتی که حَجّام بود، برای مثالً بایستی بداند که چه چیز شاید از آدمی برنده شود و چه دندان شاید که بکَند و تا چه نهایت شاید که در داروی زخمها ارتکاب نماید و امثال این»، واجبات از این نوع بر حسب کار مختلف می گردد و به عنوان مثالً بزاز مایحتاج وجود ندارد واجبات عمل حَجّام را بداند. و همینطور میباشد دانش به آنچه نباید کرد، مانند پوشیدن خرقه دیبا، تناول کردن گوشت خوک، مخالطت و نگریستن در زنان نامحرم. علم ها واجب وابسته به دل نیز خویش دو فرآورده میباشد: یکی از به اوضاع و احوال دل وابستگی دارااست، «مانند دانش به حرام بودن کبر و حسد و سوء ظن بردن و امثال این»، و دیگر به اعتقادات وابستگی دارااست، «آن بود که در صورتیکه در باور او شکی پدید آید، بر او واجب بود که آن شک و تردید از دل غالب شود: هرگاه که آن شک وتردید در اعتقادی باشد که واجب بود اساسا خود، یا این که در اعتقادی که تردید در آن جایز عدم وجود».
عوام پیوسته در معرض این خطر گرفتارند که کاری برایشان پیش آید و از رمز نا آگاهی به حرام افتند، درصورتیکه این دستور برای مثال مواقعی باشد که برای بخش اعظمی صورت میدهد، سپس شرع اورا به سبب ساز بیاطلاعی معذور نخواهد داشت، مگر آنکه در موردی از بیدانشی به اشتباه افتد که به تدریج چهره میدهد. [۹۲][۹۳]
در بنا شده در نگاه غزالی یاددادن نیاز در به مکان آوردن وظایف فقاهتی و نیز شغلی صرفا عاملی میباشد که قادر است یاد دادن علمی را بر آدم واجب سازد. ناگفته پیدا ست که گشوده هم در گزینش مصادیق علم ها اثرگذار، مضر و بیبهره و بیخسارت، و نیز درباره تعبیر کلمه نیاز گشوده هم اختلاف حیث پیش میآمد. گرچه در اکثر زمان ها علومی که یاد دادن یا این که آموزاندن آن حرام شمرده میشد، نادروبیش واقعه لحاظ وجود داشت، مانند آموختن غنا، یاددادن تورات و انجیل، یاددادن و تعلم سحر، و تعلم کهانه [۹۴][۹۵][۹۶][۹۷] ولی استنباط خطا اکثری از مسلمان ها از «پرداختن به علم ها موثر» موجب شد که اکثری از علم ها که فواید آن حداقل برای عوام چندان آشکار عدم وجود، مغفول ماند و چه بسا مذموم تلقی خواهد شد. [۹۸] [۹۹]
۳.۱.۲ - بینش ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی در تقابلی آشکار با این استنباط غلط، بر آن بود که خادم علم نباید در بین شاخههای دانش طلاق قائل گردد، بلکه می بایست بداند که علم بهطور مطلق، چه ذاتاً و چه نسبت به دور اندیشیهایی که درباره آن به دست می آید، پدیدهای شریف و نیکوست و جوینده را لذتی ابدی و پیوسته عطا مینماید [۱۰۰] او پیوسته افرادی را که با دانشوران دشمنی میورزند و در ارتباط بازرسیهای علمی صرفا بدین نکته که «در آن چه فایده میباشد؟!» دقت دارا هستند، به باد استهزاء می گیرد، چون آنها از برتری آدمیان بر دیگر جانوران دور اندیشی ندارند و نمیدانند کهاین برتری فقط به علم میباشد که جز بِدان، بر وی حجت نگیرند، و اینکه دانش به خودی خویش خواستنی میباشد، و شور راستین جز از آن آماده نشود، و در حالتی که آن نباشد، بسا آنچه به آن دست مییابند، بدی باشد و آنچه از آن غربت گزیدهاند، خیر و خوبی!. ابوریحان با استناد به بخشی از آیه شریفه ۱۹۱ سوره آل عمران «... یتَفَکرُونَ فی خَلْقِ السَّمٰواتِ وَالْاَرْضِ رَبَّنَا ما خَلَقْتَ هَذا باطِلًا...»[۱۰۱] و آیاتی دیگر و آوردن شواهد متفاوت، نیاز بشر به دانشآموزی را بسیار بالاتر از آن می داند که بخش اعظمی از همروزگارانش میپنداشتهاند. [۱۰۲]
۳.۲ - ناپسندشمردن یادگرفتن برخی از علم ها
البته از سوی دیگر اشاعه طریقههای علمستیزانه در مرز و بومهای اسلامی که بهویژه بعد از سرنگونی آل بویه و احاطه سلجوقیان بر دستگاه خلافت شدت یافت و در پوسته مدرسه ها نظامیه شکلی منظم به خویش گرفت، موجب شد که پرداختن به آموزش اکثری از علم ها (به ویژه علم ها دقیقه) کاری ناپسند شمرده خواهد شد. در طومارای منسوب به ابنثوابه، تالیف کننده نام دار سده ۳ق، نگارنده در جواب به دوستی که اورا به قرائت هندسه تشویق کرده بود، از آفریدگار می خواهد که اورا از شرّ هندسه ایمن دارااست [۱۰۳] که حتی در شرایطیکه آن را مجعول بدانیم، دستکم آرم آن میباشد کهاین نگرش دربین عوام مردم و حتی بعضا محافل خاص ترویج داشته میباشد.
غزالی پیشوای تعالی شافعی و معلم نام دار نظامیه که آثارش سالها دراین مدرسه های درس دادن می شد، بر آن بود که پرداختن به هندسه گرچه ذهن را نیرومند میسازد، ولی ازآنجاکه از مقدمات علم ها اوائل میباشد، عمل آموزندگان آن به خرابی می کشد. [۱۰۴] به حیث او یکیاز آفات اصلی یاددادن ریاضی ها آن میباشد که آشکاریِ براهین دراین علمها، مردمان را به فیلسوفان ــ که محور کارشان اینگونه علومی میباشد ــ عشق و علاقهمند مینماید و این عشق و علاقه موجب میگردد که عموم در بی دینی این فیلسوفان نیز از آنها تبعیت نمایند و کافر شوند. او وقتی پرداختن به پزشکی را ضروری میدانست، البته سرنوشت بهاین سود رسید که خیر صرفا از اکانت و نجوم و نحو و دانش جدل و بر خلاف، که از طب نیز جز تکبر نیفزاید! [۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷] ابنجوزی، عالم حنبلی بغدادی، حتی رفتن به اینگونه مدارسی را نیز مخاطرهآمیز، و علمپژوهی را از تلبیسهای ابلیس دانست. [۱۰۸][۱۰۹] این طریقههای علمستیزانه که با برخورداری از جانبداری خلفای بیکفایت بغداد و حامیان سلجوقی آن ها [۱۱۰] سرنوشت، دوران علم دوستی را در دنیا اسلام به سرآورد.
۳.۳ - یادگرفتن قرآن
با دقت به آنچه گفته شد، ناگفته پیدا ست که فراگیری قرآن جزء تفکیکناپذیر تعلیمات همگانی و ابتدایی به شمار می رفت. حدیث دارای شهرت برگزیدگان (یا این که شایسته ترین) شما کسی میباشد که قرآن بیاموزد و بیاموزاند («افضلکم/خیرکم اینجانب تعلم القرآن و علَّمه») خیر تنها در اثرها حدیثی، که در اکثر اثرها مرتبط با آموختن و تربیت یا این که فضیلت دانش و جز آن تکرار گردیده است [۱۱۱][۱۱۲] البته اینگونه میکند که نگارش همواره به تمامی کودک ها یادگرفتن داده نمیگردیده است.
ابنسحنون حدیثی نقل مینماید که بر پایه ی آن یکیاز ۳ کاری که عموم را از آن راهکار وجود ندارد، اجیر کردن مدرس برای آموختن فرزندانشان میباشد، چه درصورتی که اینگونه خلا، کلیه مردمان امی میبودند [۱۱۳] همو از پدرش سحنون نقل مینماید که موردنیاز میباشد کودک ها قرآن تلاوت، نمازگزاردن و بالطبع وضوساختن را بیاموزند و بهویژه هنگام نماز به تقلید از خلفای راشدین قنوت را به هیچروی رها نکنند. خردسال ها را بایستی از ۷ سالگی به نمازگزاردن امر اعطا کرد و خردسالان ۱۰ ساله و فراتر را در شکل نماز نخواندن تنبیه بدنی کرد. از دید ابنسحنون، یادگرفتن خط و نگارش، اکانت، شعر و وقار عربی و نحو، در حالتی که بر استاد شرط نشده باشد، به تصمیم وی بستگی خواهد داشت.

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم