loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 21
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:08


فقه ابوحنیفه
فقهای چهارگانه اهل سنت
ابوحنیفه
صاحب بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل
ساختار فقه ابوحنیفه
استدلال نقلی
در کنار مذهب شرعی مدونی که به اسم ابوحنیفه برجای باقیمانده میباشد، فقط آنچه از گزارش‌های دیرین راجع‌به دلیل فقه او به دست ما رسیده، یک‌سری داستان دور از هم میباشد که نباید بیشتراز اندازه بر اعتبار آن‌ها توکل کرد. مهمترین و جامع‌ترین آن ها روایتی از یحیی بن ضریس میباشد که در آن ابوحنیفه منابع فقه خویش را اینگونه تیتر حسینیه نصرت مشهد کرده است:

کتاب آفریدگار؛
سنت نبی(ص) و احادیث درست از آن حضرت به نقل ثقات از ثقات؛
پیمان صحابه و در شکل دست نیافتن به حکم در منابع حافظه گردیده،
فعالیت به اجتهاد و رأی[۵۴]
مثال دیگر، داستان ابن صباح میباشد که در آن دلیل فقه ابوحنیفه (ولی بعداز کتاب آفریدگار)، حدیث درست، بعداز آن آراء صحابه و تابعین و بعد قیاس دانسته شد‌ه‌است.[۵۵] و با داستان ابن ضریس در ارتباط با آراء تابعین هم آدرس حسینیه نصرت مشهد خوانی ندارد.[۵۶]

قیاس
ابوحنیفه خویش مدعا بود که مایه اساسی قیاس را از بعضی اصحاب رسول(ص) گرفته میباشد.[۵۷]

آنچه در مساله قیاس موجب تمایز ابوحنیفه از سایر افراد بود، معیار کاربرد و به ویژه کیفیت واکنش در مفاد تعارض قیاس با استدلال نقلی ضعیف همانند خبر واحد و برخی ظاهر استدلال بود. همین نکته، منجر میشد تا برخی معاصران حدیث‌گرای ابوحنیفه همانند صاحب که خویش قیاس را در فقه به شغل می‌بستند، بر قیاس وی انواع گیرند[۵۸] و در مقابل گروهی را نیز به تحسین قیاس وی وامی‌داشت[۵۹]، تا آنجا که قیاس او ضرب‌المثل گردیده رزرو حسینیه نصرت مشهد بود.[۶۰]

استحصال علل احکام از نصوص کتاب و سنت، سرایت کردن آن‌ها و پی‌ریزی برخی قواعد در فقه ابوحنیفه بسیار مشاهده میشود. وی در مسائل غیرتعبدی قواعد را بر خبر‌ها کل و دیگر عامل ضعیف مقدم می‌داشته میباشد. از مثال‌های ترجیح قواعد بر ظاهر کتاب، می‌اقتدار حکم به مجوز نکاح کنیز اهل کتاب با عدم تایید مضمون‌ مخالف معنا وصف در آیه ۲۵ سوره نساء[۶۱] را خاطر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.

استحسان
سازه به تعریف‌و‌تمجید جرجانی، استحسان عبارت میباشد از:

رخنه‌ قیاس و دریافت به حکمی که برای مردمان سهل وآسان‌خیس باشد،[۶۲] البته در تمجید ظریف ابوالحسن کرخی، استحسان در مذهب حنفی عبارت میباشد از:
عدول مجتهد در یک مسأله از حکم کردن به مثل مفاد نظیر، به علت وجود وجهی توانمند‌خیس که عدول را اقتضا نماید.[۶۳]
حنفیان در کتاب ها اصولی خویش مباحث مرتبط با استحسان را توسعه و گسترش و گستردن داده‌اند، البته ابوحنیفه خویش در بعضا از فروع، آنجا که قیاس را نامناسب و قبیح (ناپسند و زشت) می‌چشم، از بکار بردن آن عدول می‌نموده است و کارداران مؤثر در عدول او مواقعی زیرا ناسازگاری با ارتباط ها معمولی اجتماعی، جریان مرسوم معاملات و تولید عسر و حرج بوده میباشد.

حیث امامیه درباره فقه ابوحنیفه
از فرصت حیات ابوحنیفه، تمسک وی به رأی و قیاس و بعضا ایده ها وی در بعضا از فروع شرعی در مناظراتی با امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) و عالمان امامی مذهب همانند محمد بن علی مالک الطاق، حریز بن عبدالله سجستانی و هشام بن حکم، گزینه عیب گیری قرار گرفته بود.[۶۴]

در سده ۴ق ابن جنید اسکافی فقید امامی عراق، نماینده جناحی در فقه امامی بود که در طرز‌های خویش، تا اندازه‌ای به ابوحنیفه مجاورت گردیده، خلاف رغبت چیره امامیه، کاربرد قیاس در فقه را پذیرا بودند.

همینطور بایستی از شریف رضی (متوفی۴۰۶ق) از عالمان بغداد اسم موفقیت که ایده ها اصولی وی به ابن‌ جنید مجاورت بود و خویش بعضا متن ها فقه‌ حنفی را نزد استادان آن مذهب فرا گرفته بود.[۶۵]

از سوی دیگر، در همین زمان، عالم نام دار امامی، روحانی اثرگذار روش‌های اصولی و بعضا فروع فقاهتی ابوحنیفه را به شدت آیتم حمله قرار داده میباشد.[۶۶]

در سده‌های بعد از آن نیز گاه برخوردهای بسیار احترام‌آمیز با ابوحنیفه چشم میشود[۶۷] و گاه طرز‌ها و نظرها وی آیتم انتقاد و خرده‌گیری قرار گرفته میباشد.[۶۸]

ابوحنیفه و علم ها روایی
تلاوت
ابوحنیفه دانش تلاوت را به روش پهنا از استادان پر رنگ‌ای زیرا عاصم از ( قراء سبعه) ، اعمش (از قاریان چهارده‌گانه) و عبدالرحمن بن ابی لیلی یادگرفت و راوی وی در تلاوت حسن بن زیاد لولوی (لؤلوئی) بود.[۶۹]

او قرائتی از خویش داشت که آن‌را ابوالفضل محمد بن جعفر خزاعی (متوفی۴۰۸ق) ضبط کرد و مضمون آن را هذلی در کتاب الکامل[۷۰] و مکی در مناقب (۲/۷۱-۷۸ آورده‌اند.

حدیث
در هر نقطه اثر ها بازمانده از شاگردان ابوحنیفه همانند کتاب الاثار ابویوسف و کتاب الاثار محمد بن حسن شیبانی، شماری از روایات به داستان ابوحنیفه چشم میشود که دقت وی به قصه حدیث را نشانه می دهد.

ابوحنیفه خویش روایات خود را در گروه‌ای گرد نیاورد و همین فرمان در حین قرن ها علت نوشتن اثر ها مختلف با تیتر مسند ابی حنیفه شد که مولفان آن‌ها عملکرد داشتند تا روایات منقول از روش ابوحنیفه را در کتابی گرد آوردند.

داده ها و فهرستهای جان دار از شیوخ و راویان ابوحنیفه عمدتاً از همین احادیث منقول دستیابی گردیده‌است که می بایست در به کار گیری از آنان احتیاط ورزید.

راویان او
حماد بن ابی حنیفه،
زفربن هذیل
عباد بن عوام،
عبدالله بن خوش یمن،
هشیم بن بشیر،
وکیع بن جراح،
مسلم بن خالد زنجی،
ضحاک بن مخلد،
عبدالله بن یزید مقری،
نوح بن دراج حکم کننده،
ابونعیم ادب بن دکین،
ابراهیم بن طهان،
حمزة بن حبیب زیات
و دو دانش آموز اساسی وی ابویوسف[یادداشت ۲] و محمد بن حسن.[یادداشت ۳][۷۱]

اعتبار رجالی
درخصوص شخصیت رجالی او می بایست ذکر کرد که رجال شناسان اصحاب حدیث به لفظ ها متعدد او‌را که معاند فکری خویش می‌دانستند، تضعیف نموده‌اند،[۷۲] البته از تصریح به درستی و راستگویی وی نیز فروگذار نکرده‌اند.[۷۳]

تنهاحدیث منقول از ابوحنیفه در صحاح سته، حدیثی درباره‌ی حدود در سنن عظیم نسائی میباشد که در ورژن «المجتبی» از سنن چشم نمی شود.[۷۴]

ترمذی نیز صرفا در کتاب العلل از سنن خویش یک اظهار رجالی درباره جابر بن یزید جعفی و عطاء بن ابی رباح از ابوحنیفه نقل کرده[۷۵] و چند دفعه در اثناء سنن به آراء فقاهتی او اشاره کرده است.[۷۶]

ولی نزد امامیه، یک سری حدیث در موضوعات متفاوت مانند انگیزه تفاوت تعداد شاهدان در شهیدشدن بر زنا و قتل و حکم گریستن در نماز و... از روش ابوحنیفه در ۳ کتاب از کتاب ها اربعه امامیه نقل گردیده‌است.[۷۷]

در دیگر کتاب ها حدیثی شیعه نیز بعضی روایات وی چشم میشود.[۷۸]


فقه ابوحنیفه
فقهای چهارگانه اهل سنت
ابوحنیفه
صاحب بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل
ساختار فقه ابوحنیفه
استدلال نقلی
در کنار مذهب شرعی مدونی که به اسم ابوحنیفه برجای باقیمانده میباشد، فقط آنچه از گزارش‌های دیرین راجع‌به دلیل فقه او به دست ما رسیده، یک‌سری داستان دور از هم میباشد که نباید بیشتراز اندازه بر اعتبار آن‌ها توکل کرد. مهمترین و جامع‌ترین آن ها روایتی از یحیی بن ضریس میباشد که در آن ابوحنیفه منابع فقه خویش را اینگونه تیتر حسینیه نصرت مشهد کرده است:

کتاب آفریدگار؛
سنت نبی(ص) و احادیث درست از آن حضرت به نقل ثقات از ثقات؛
پیمان صحابه و در شکل دست نیافتن به حکم در منابع حافظه گردیده،
فعالیت به اجتهاد و رأی[۵۴]
مثال دیگر، داستان ابن صباح میباشد که در آن دلیل فقه ابوحنیفه (ولی بعداز کتاب آفریدگار)، حدیث درست، بعداز آن آراء صحابه و تابعین و بعد قیاس دانسته شد‌ه‌است.[۵۵] و با داستان ابن ضریس در ارتباط با آراء تابعین هم آدرس حسینیه نصرت مشهد خوانی ندارد.[۵۶]

قیاس
ابوحنیفه خویش مدعا بود که مایه اساسی قیاس را از بعضی اصحاب رسول(ص) گرفته میباشد.[۵۷]

آنچه در مساله قیاس موجب تمایز ابوحنیفه از سایر افراد بود، معیار کاربرد و به ویژه کیفیت واکنش در مفاد تعارض قیاس با استدلال نقلی ضعیف همانند خبر واحد و برخی ظاهر استدلال بود. همین نکته، منجر میشد تا برخی معاصران حدیث‌گرای ابوحنیفه همانند صاحب که خویش قیاس را در فقه به شغل می‌بستند، بر قیاس وی انواع گیرند[۵۸] و در مقابل گروهی را نیز به تحسین قیاس وی وامی‌داشت[۵۹]، تا آنجا که قیاس او ضرب‌المثل گردیده رزرو حسینیه نصرت مشهد بود.[۶۰]

استحصال علل احکام از نصوص کتاب و سنت، سرایت کردن آن‌ها و پی‌ریزی برخی قواعد در فقه ابوحنیفه بسیار مشاهده میشود. وی در مسائل غیرتعبدی قواعد را بر خبر‌ها کل و دیگر عامل ضعیف مقدم می‌داشته میباشد. از مثال‌های ترجیح قواعد بر ظاهر کتاب، می‌اقتدار حکم به مجوز نکاح کنیز اهل کتاب با عدم تایید مضمون‌ مخالف معنا وصف در آیه ۲۵ سوره نساء[۶۱] را خاطر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.

استحسان
سازه به تعریف‌و‌تمجید جرجانی، استحسان عبارت میباشد از:

رخنه‌ قیاس و دریافت به حکمی که برای مردمان سهل وآسان‌خیس باشد،[۶۲] البته در تمجید ظریف ابوالحسن کرخی، استحسان در مذهب حنفی عبارت میباشد از:
عدول مجتهد در یک مسأله از حکم کردن به مثل مفاد نظیر، به علت وجود وجهی توانمند‌خیس که عدول را اقتضا نماید.[۶۳]
حنفیان در کتاب ها اصولی خویش مباحث مرتبط با استحسان را توسعه و گسترش و گستردن داده‌اند، البته ابوحنیفه خویش در بعضا از فروع، آنجا که قیاس را نامناسب و قبیح (ناپسند و زشت) می‌چشم، از بکار بردن آن عدول می‌نموده است و کارداران مؤثر در عدول او مواقعی زیرا ناسازگاری با ارتباط ها معمولی اجتماعی، جریان مرسوم معاملات و تولید عسر و حرج بوده میباشد.

حیث امامیه درباره فقه ابوحنیفه
از فرصت حیات ابوحنیفه، تمسک وی به رأی و قیاس و بعضا ایده ها وی در بعضا از فروع شرعی در مناظراتی با امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) و عالمان امامی مذهب همانند محمد بن علی مالک الطاق، حریز بن عبدالله سجستانی و هشام بن حکم، گزینه عیب گیری قرار گرفته بود.[۶۴]

در سده ۴ق ابن جنید اسکافی فقید امامی عراق، نماینده جناحی در فقه امامی بود که در طرز‌های خویش، تا اندازه‌ای به ابوحنیفه مجاورت گردیده، خلاف رغبت چیره امامیه، کاربرد قیاس در فقه را پذیرا بودند.

همینطور بایستی از شریف رضی (متوفی۴۰۶ق) از عالمان بغداد اسم موفقیت که ایده ها اصولی وی به ابن‌ جنید مجاورت بود و خویش بعضا متن ها فقه‌ حنفی را نزد استادان آن مذهب فرا گرفته بود.[۶۵]

از سوی دیگر، در همین زمان، عالم نام دار امامی، روحانی اثرگذار روش‌های اصولی و بعضا فروع فقاهتی ابوحنیفه را به شدت آیتم حمله قرار داده میباشد.[۶۶]

در سده‌های بعد از آن نیز گاه برخوردهای بسیار احترام‌آمیز با ابوحنیفه چشم میشود[۶۷] و گاه طرز‌ها و نظرها وی آیتم انتقاد و خرده‌گیری قرار گرفته میباشد.[۶۸]

ابوحنیفه و علم ها روایی
تلاوت
ابوحنیفه دانش تلاوت را به روش پهنا از استادان پر رنگ‌ای زیرا عاصم از ( قراء سبعه) ، اعمش (از قاریان چهارده‌گانه) و عبدالرحمن بن ابی لیلی یادگرفت و راوی وی در تلاوت حسن بن زیاد لولوی (لؤلوئی) بود.[۶۹]

او قرائتی از خویش داشت که آن‌را ابوالفضل محمد بن جعفر خزاعی (متوفی۴۰۸ق) ضبط کرد و مضمون آن را هذلی در کتاب الکامل[۷۰] و مکی در مناقب (۲/۷۱-۷۸ آورده‌اند.

حدیث
در هر نقطه اثر ها بازمانده از شاگردان ابوحنیفه همانند کتاب الاثار ابویوسف و کتاب الاثار محمد بن حسن شیبانی، شماری از روایات به داستان ابوحنیفه چشم میشود که دقت وی به قصه حدیث را نشانه می دهد.

ابوحنیفه خویش روایات خود را در گروه‌ای گرد نیاورد و همین فرمان در حین قرن ها علت نوشتن اثر ها مختلف با تیتر مسند ابی حنیفه شد که مولفان آن‌ها عملکرد داشتند تا روایات منقول از روش ابوحنیفه را در کتابی گرد آوردند.

داده ها و فهرستهای جان دار از شیوخ و راویان ابوحنیفه عمدتاً از همین احادیث منقول دستیابی گردیده‌است که می بایست در به کار گیری از آنان احتیاط ورزید.

راویان او
حماد بن ابی حنیفه،
زفربن هذیل
عباد بن عوام،
عبدالله بن خوش یمن،
هشیم بن بشیر،
وکیع بن جراح،
مسلم بن خالد زنجی،
ضحاک بن مخلد،
عبدالله بن یزید مقری،
نوح بن دراج حکم کننده،
ابونعیم ادب بن دکین،
ابراهیم بن طهان،
حمزة بن حبیب زیات
و دو دانش آموز اساسی وی ابویوسف[یادداشت ۲] و محمد بن حسن.[یادداشت ۳][۷۱]

اعتبار رجالی
درخصوص شخصیت رجالی او می بایست ذکر کرد که رجال شناسان اصحاب حدیث به لفظ ها متعدد او‌را که معاند فکری خویش می‌دانستند، تضعیف نموده‌اند،[۷۲] البته از تصریح به درستی و راستگویی وی نیز فروگذار نکرده‌اند.[۷۳]

تنهاحدیث منقول از ابوحنیفه در صحاح سته، حدیثی درباره‌ی حدود در سنن عظیم نسائی میباشد که در ورژن «المجتبی» از سنن چشم نمی شود.[۷۴]

ترمذی نیز صرفا در کتاب العلل از سنن خویش یک اظهار رجالی درباره جابر بن یزید جعفی و عطاء بن ابی رباح از ابوحنیفه نقل کرده[۷۵] و چند دفعه در اثناء سنن به آراء فقاهتی او اشاره کرده است.[۷۶]

ولی نزد امامیه، یک سری حدیث در موضوعات متفاوت مانند انگیزه تفاوت تعداد شاهدان در شهیدشدن بر زنا و قتل و حکم گریستن در نماز و... از روش ابوحنیفه در ۳ کتاب از کتاب ها اربعه امامیه نقل گردیده‌است.[۷۷]

در دیگر کتاب ها حدیثی شیعه نیز بعضی روایات وی چشم میشود.[۷۸]

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه