محمد بن حنفیه احتجاج با امام سجاد(ع)
محمد حنفیه بنابر روایتی بعداز شهید شدن امام حسین(ع)، به امام سجاد(ع) طومارای نوشت و از وی خواست امامتش را بپذیرد. عامل ابن حنفیه این بود که امام حسین(ع) مغایر امامان پیشینش به امام پس از خویش توصیه نکرده، همینطور محمد حنفیه فرزند بلافصل علی(ع) بوده و از جهت سن و کثرت قصه بر زین العابدین(ع) برتری دارااست.[۲۸] امام سجاد در جواب به عمویش اورا به پروردگار ترسی و غربت از جهالت خواند و برایش نوشت:::«پدرم پیش از این که قصد عراق نماید به امامت اینجانب توصیه کرده و ساعتی پیش از شهادتش هم از اینجانب حسینیه نصرت مشهد قسم گرفت.»
امام سجاد(ع) از ابن حنفیه دعوت کرد پیش حجرالاسود رفته و قضیه را آنجا مطرح نمایند، حَجَر به امامت هرکه شهیدشدن اعطا کرد وی امام میباشد. آنجا، آغاز محمد بعداز نیایش باایمان از سنگ خواست بر امامتش شهید شدن دهد، ولی این حادثه نیفتاد. آن گاه امام سجاد(ع) به نیایش پرداخته و به سنگ خاطرنشان کرد بر امامتش شهید شدن دهد و سنگ به حرف درآمده و بر امامت علی بن حسین، بعداز حسین بن علی شهیدشدن بخشید و محمد حنفیه نیز امامت آن حضرت را به عهده گرفت.[یادداشت ۳] [۲۹] برخی از علماء احتمال صوری بودن این منازعه را دادهاند که ضعفای شیعه به او متمایل آدرس حسینیه نصرت مشهد نشوند.[۳۰]
کثّیر عزّه که ابن حنفیه را مهدی میدانست. بعداز دعوت عبدالملک از محمد حنفیه، در مسیر تکان به شام این شعر را رزرو حسینیه نصرت مشهد سرود:
هدیت یا این که مهدینا ابن المهتدی
انت الذی نرضی به و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نرتجی
انت ابن نه الناس آن گاه النبی
انت امام الحق لسنا نمتری
یا این که بن علی راز و اینجانب مثل علی
نوبختی، ترجمه فرق الشیعه، ۱۳۵۳ش، ص۸۶.
در روایتی از امام درست گو(ع) آمده میباشد که محمد حنفیه پیش از وفات به امامت امام سجاد(ع) ایمان داشت.[۳۱] و قطب الدین راوندی روایتی از ابوخالد کابلی که خادم ابن حنفیه بوده نقل مینماید که در آن ابوخالد از محمد حنفیه درباره امامتش پرسش مینماید و محمد در جواب به وی میگوید: «امام اینجانب و تو و بقیه مسلمانها، علی بن الحسین(ع) میباشد.»[۳۲]
مخالفت با ابنزبیر
مختار بعداز اشراف بر کوفه عموم را به محمد حنفیه دعوت کرد. بنده اللّه بن زبیر که بر مکه و مدینه احاطه داشت از خوف این که مبادا عموم به محمد بن حنفیه بگرایند، وی و عبدالله بن عباس را به بیعت با خویش دعوت کرد و آن ها نپذیرفتند. ازاین رو ابن زبیر آنانرا در حجره زمزم زندانی و ارعاب به قتل کرد. محمد حنفیه و عبدالله بن عباس به مختار، طومار نوشتند و از وی کمک خواستند. مختار، بعد از دیدن طومار، ظبیان بن عماره را با چهارصد نفر و چهارصد هزار درهم به مکه ارسال کرد و آنها را آزاد کرد.[۳۳] محمد به «درۀ علی» رفت و تا کشته شدن مختار در همانجا معاش میکرد.[۳۴]
کیسانیه
به تفکر کیسانیه، محمد بن حنفیه بعد از کشته شدن حسین بن علی، مختار را بر عِراقَیْن (کوفه و بصره) فرمانروایی بخشید و از وی خواست که از قاتلان آن حضرت خونخواهی نماید. کیسانیه، مدتی بعداز شهیدشدن امام حسین قیام کردند و قائل به امامت محمد بن حنفیه شدند. آن ها معتقدند که او اسرار آیین و دانش تأویل و علم ها باطنی را از امام حسن و امام حسین فرا گرفت. برخی از وی موادسازنده شریعت مانند نماز و روزه را تاویل کردند و قائل به تناسخ و حلول بودند، کلیه فرقههای کیسانی درباره امامت محمد بن حنفیه و جایز بودن بداء بر پروردگار هم نظریهاند. این فرقه را مختاریه نیز خواندهاند.[۳۵]
رابطه با مختار
درباره ارتباط ها ابن حنفیه با مختار اختلاف حیث وجود دارااست؛ بعضی معتقدند وی به مختار اعتقادی نداشت و نمایندگی خودش را به وی نداد، بعضا، مختار را نماینده وی میدانند، و برخی هم از رضایت ضمنی محمد حنفیه از شغل های مختار در عین این که به وی ماموریت هم نداده بود صحبت به دربین آوردهاند.[۳۶]
باور به مهدویت وی
بعضی محققان فرق و مذهب ها اسلامی معتقدند محمد بن حنفیه اولین کسی بود که در اسلام مهدی نامیده شد.[۳۷]معتقدین به مهدویت داعیه میکردند وی در کوه رَضْاوٰ سکونت کرده و از دو نهرِ شیر و عسل ارتزاق مینماید تا روزی که معبود امرش را بگشاید.[۳۸] آیت الله خویی محمد بن حنفیه را مبرّای از کیسانیه دانسته و اعتقاد دارد کیسانیه بعداز وی پدید آمدند.[۳۹]
درگذشت و مدفن
روحانی طوسی از کشی از امام باقر(ع) نقل نموده است: «در بیماری محمد بن حنفیه اینجانب در کنارش بودم و دیده اورا بستم و غسلش دادم و کفنش کردم و نماز بر وی خواندم و اورا به خاک سپردم.»[۴۰] ولی در گزارشی از منابع غیر شیعی آمده که ابان بن عثمان (پسر خلیفه سوم) بر او نماز خواند.[۴۱]
در اینکه محل دفن محمد بن حنفیه در کجا واقع گردیده، اختلاف میباشد؛ سید محسن امین به سه جای اشاره مینماید، ایلِه(شهری از نواحی شام)، طائف و مدینه در آرامستان بقیع[۴۲] اما به لحاظ میرسد او در مدینه وفات یافته میباشد.[۴۳]
امامزادههایی در کشورایران؛ جزیره خارک و حیطه رودبار به محمد حنفیه منسوب شده که با حدس محل وفات وی، صدق این انتسابها بعید به لحاظ می رسد.
محمد بن حنفیه احتجاج با امام سجاد(ع)
محمد حنفیه بنابر روایتی بعداز شهید شدن امام حسین(ع)، به امام سجاد(ع) طومارای نوشت و از وی خواست امامتش را بپذیرد. عامل ابن حنفیه این بود که امام حسین(ع) مغایر امامان پیشینش به امام پس از خویش توصیه نکرده، همینطور محمد حنفیه فرزند بلافصل علی(ع) بوده و از جهت سن و کثرت قصه بر زین العابدین(ع) برتری دارااست.[۲۸] امام سجاد در جواب به عمویش اورا به پروردگار ترسی و غربت از جهالت خواند و برایش نوشت:::«پدرم پیش از این که قصد عراق نماید به امامت اینجانب توصیه کرده و ساعتی پیش از شهادتش هم از اینجانب حسینیه نصرت مشهد قسم گرفت.»
امام سجاد(ع) از ابن حنفیه دعوت کرد پیش حجرالاسود رفته و قضیه را آنجا مطرح نمایند، حَجَر به امامت هرکه شهیدشدن اعطا کرد وی امام میباشد. آنجا، آغاز محمد بعداز نیایش باایمان از سنگ خواست بر امامتش شهید شدن دهد، ولی این حادثه نیفتاد. آن گاه امام سجاد(ع) به نیایش پرداخته و به سنگ خاطرنشان کرد بر امامتش شهید شدن دهد و سنگ به حرف درآمده و بر امامت علی بن حسین، بعداز حسین بن علی شهیدشدن بخشید و محمد حنفیه نیز امامت آن حضرت را به عهده گرفت.[یادداشت ۳] [۲۹] برخی از علماء احتمال صوری بودن این منازعه را دادهاند که ضعفای شیعه به او متمایل آدرس حسینیه نصرت مشهد نشوند.[۳۰]
کثّیر عزّه که ابن حنفیه را مهدی میدانست. بعداز دعوت عبدالملک از محمد حنفیه، در مسیر تکان به شام این شعر را رزرو حسینیه نصرت مشهد سرود:
هدیت یا این که مهدینا ابن المهتدی
انت الذی نرضی به و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نرتجی
انت ابن نه الناس آن گاه النبی
انت امام الحق لسنا نمتری
یا این که بن علی راز و اینجانب مثل علی
نوبختی، ترجمه فرق الشیعه، ۱۳۵۳ش، ص۸۶.
در روایتی از امام درست گو(ع) آمده میباشد که محمد حنفیه پیش از وفات به امامت امام سجاد(ع) ایمان داشت.[۳۱] و قطب الدین راوندی روایتی از ابوخالد کابلی که خادم ابن حنفیه بوده نقل مینماید که در آن ابوخالد از محمد حنفیه درباره امامتش پرسش مینماید و محمد در جواب به وی میگوید: «امام اینجانب و تو و بقیه مسلمانها، علی بن الحسین(ع) میباشد.»[۳۲]
مخالفت با ابنزبیر
مختار بعداز اشراف بر کوفه عموم را به محمد حنفیه دعوت کرد. بنده اللّه بن زبیر که بر مکه و مدینه احاطه داشت از خوف این که مبادا عموم به محمد بن حنفیه بگرایند، وی و عبدالله بن عباس را به بیعت با خویش دعوت کرد و آن ها نپذیرفتند. ازاین رو ابن زبیر آنانرا در حجره زمزم زندانی و ارعاب به قتل کرد. محمد حنفیه و عبدالله بن عباس به مختار، طومار نوشتند و از وی کمک خواستند. مختار، بعد از دیدن طومار، ظبیان بن عماره را با چهارصد نفر و چهارصد هزار درهم به مکه ارسال کرد و آنها را آزاد کرد.[۳۳] محمد به «درۀ علی» رفت و تا کشته شدن مختار در همانجا معاش میکرد.[۳۴]
کیسانیه
به تفکر کیسانیه، محمد بن حنفیه بعد از کشته شدن حسین بن علی، مختار را بر عِراقَیْن (کوفه و بصره) فرمانروایی بخشید و از وی خواست که از قاتلان آن حضرت خونخواهی نماید. کیسانیه، مدتی بعداز شهیدشدن امام حسین قیام کردند و قائل به امامت محمد بن حنفیه شدند. آن ها معتقدند که او اسرار آیین و دانش تأویل و علم ها باطنی را از امام حسن و امام حسین فرا گرفت. برخی از وی موادسازنده شریعت مانند نماز و روزه را تاویل کردند و قائل به تناسخ و حلول بودند، کلیه فرقههای کیسانی درباره امامت محمد بن حنفیه و جایز بودن بداء بر پروردگار هم نظریهاند. این فرقه را مختاریه نیز خواندهاند.[۳۵]
رابطه با مختار
درباره ارتباط ها ابن حنفیه با مختار اختلاف حیث وجود دارااست؛ بعضی معتقدند وی به مختار اعتقادی نداشت و نمایندگی خودش را به وی نداد، بعضا، مختار را نماینده وی میدانند، و برخی هم از رضایت ضمنی محمد حنفیه از شغل های مختار در عین این که به وی ماموریت هم نداده بود صحبت به دربین آوردهاند.[۳۶]
باور به مهدویت وی
بعضی محققان فرق و مذهب ها اسلامی معتقدند محمد بن حنفیه اولین کسی بود که در اسلام مهدی نامیده شد.[۳۷]معتقدین به مهدویت داعیه میکردند وی در کوه رَضْاوٰ سکونت کرده و از دو نهرِ شیر و عسل ارتزاق مینماید تا روزی که معبود امرش را بگشاید.[۳۸] آیت الله خویی محمد بن حنفیه را مبرّای از کیسانیه دانسته و اعتقاد دارد کیسانیه بعداز وی پدید آمدند.[۳۹]
درگذشت و مدفن
روحانی طوسی از کشی از امام باقر(ع) نقل نموده است: «در بیماری محمد بن حنفیه اینجانب در کنارش بودم و دیده اورا بستم و غسلش دادم و کفنش کردم و نماز بر وی خواندم و اورا به خاک سپردم.»[۴۰] ولی در گزارشی از منابع غیر شیعی آمده که ابان بن عثمان (پسر خلیفه سوم) بر او نماز خواند.[۴۱]
در اینکه محل دفن محمد بن حنفیه در کجا واقع گردیده، اختلاف میباشد؛ سید محسن امین به سه جای اشاره مینماید، ایلِه(شهری از نواحی شام)، طائف و مدینه در آرامستان بقیع[۴۲] اما به لحاظ میرسد او در مدینه وفات یافته میباشد.[۴۳]
امامزادههایی در کشورایران؛ جزیره خارک و حیطه رودبار به محمد حنفیه منسوب شده که با حدس محل وفات وی، صدق این انتسابها بعید به لحاظ می رسد.

فعالیتهای آموزشی و فرهنگی حسینیه نصرت مشهد