حکم دهنده القضات هند
سید دو ماه در آنجا سکونت داشت. آنگاه به یار و همدم اکبر پاد شاه به لاهور رفت. حکم دهنده لاهور، پیرمردِ سالخوردهای به اسم «روحانی مشخص» بود. اکبر پاد شاه امر بازنشستگی اورا صادر کرد و سید نورالله به مکان وی منصو ب حسینیه نصرت مشهد شد.[۹]
شوشتری قبل از آنکه بر منصب «حکم دهنده القضاة» بنشیند، به اکبرشاه گفته بود میتواند مسائل شرعی را مطابق منابع مهم آنها نظارت و تحقیق کند و در فیض بدون چاره وجود ندارد که همواره از یکیاز مذهبها شرعی تاسی نماید؛ با وجود این در اجتهاد خویش از حدود فقه سنّتی بالاتر نخواهد رفت و مطابق یک کدام از مذهب ها چهارگانه اهل سنت (شافعی، حنبلی، مالکی یا این که حنفی) فتوا خواهد اعطا آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۰]
اکبرشاه علی رغم شیعه بودن حاکم، به خیال و خاطر توانها و صلاحیت هایش اورا بدین سمت منصوب کرد. حکم دهنده نورالله به جهت تدبیر بزرگای که درباره فقه مذهبها چهارگانه و اختلاف آنان با یکدیگر داشت، میتوانست احکامی را که بیشتر به منفعت عموم و همینطور مجاورتخیس به مذهب شیعه بود برگزیند. به همین جهت عبدالقادر بدایونی با اینکه خویش سنی متعصبی بود و با سیاستهای اکبرشاه دشمنی سرسختانهای داشت، عدل و داد، شرافت و دانش حکم کننده نورالله را رزرو حسینیه نصرت مشهد میستود.[۱۱]
کارهای علمی و اثرها
نوشتهی علمیٔ مهم: فهرست اثر ها حکم دهنده نورالله شوشتری
کتاب احقاق الحق
كتاب مجالس المؤمنین
کتاب الصوارم المهرقه
عبدالله بن عیسی افندی تالیف کننده ریاض العلماء درباره معاش علمی وی مینویسد:
«مرحوم شوشتری شخصیتی بود فاضل، فقیه، متدین، با تقوا، علامه، دانا، محدث، حکیم، متکلم، مطلع به سیرهها و تواریخ، جامع فضیلتها، جامع کلیه علم ها، شعر سرا و تالیف کننده. شعرش آیتم تحسین بوده. به گویش فارسی و عربی شعر میسرود و اشعار و قصیدههای مشهوری در مدح ائمه(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داراست...»[۱۲]
مثالای از سروده شوشتری در باره امیرالمؤمنین(ع)
شه سرير ولايت علیِّ عالى قدر
كه كُخیر وی نشناسد جز إيزد متعال
بقرب پايه حقش نمىبرسد هر یکسری
ز شاخ سدره كند وهم نردبان خيال
بكار أهل طرب جود وی چنان آمد
كه ماند مرحلهها در عقب بَريدِ سؤال
سؤال خاتم از وی بىمحل ميان نماز
لطيفهايست نهانى ز إيزد متعال...
خوشا دمى كه شوى ساقى شراب طهور
مواليان تو نوشند استکان لبریز
ز جذب لطف تو دارم اميد آنكه كند
بخاک كوى تو سوا منرا ز فكر مآل
بغير از اين حسنه هيچ مدّعايم نيست
جز اين دعا عدم وجود بر گویش من را مه و سال
اميدوار چنانم كه مستجاب كند
دعاى خسته دلان لطف ايزد متعال
[۱۳]
مناظرات علمی
از مناظرههای حاکم نورالله میقدرت به مناظره وی با عبدالقادر بن ملکوک پادشاه بدوانی از عالمان اهل تسنن اشاره نمود. وی در کتاب منتخب التواریخ خویش از آن خاطر مینماید. همینطور مناظره شوشتری با سید قزوینی که حکم کننده نورالله خویش در کتاب مجالس المؤمنین به آن اشاره میکند.[۱۴]
شاگردان
حکم دهنده نورالله، فقه را بر مبنای مذهبها پنجگانه ؛شیعه، حنفی، مالکی، حنبلی و شافعی برای طلاب هر مذهب درس دادن مینمود و در خاتمه و ذکر اقوال، حیث شیعه را با ظرافتی خاص بر کرسی مینشاند. جوّ ضدشیعی و ارتباط مخفیانه شاگردان شیعیمذهب و همینطور تقیه حکم دهنده نورالله، موجب شد که غیر از تعدادی بدن که آن هم بعضی از فرزندان حاکم بودهاند، اسم شاگردان دیگر او در تاریخ به تصویب نرسد و صرفا اسم این بزرگان در دفتر کار باقی بماند:[۱۵]
محمد هروی خراسانی
محمد علی کشمیری
سید جمال الدین عبدالله مشهدی
شهیدشدن
حکم کننده سید نورالله شوشتری در طول پادشاهی جهانگیر فرمانروا فرزند اکبر فرمان روا در ۱۸ جمادیالثانی سال ۱۰۱۹ق[۱۶] به اتهام شیعه بودن، در ذیل ضربات شلاق به شهیدشدن رسید.[۱۷] عامل شهیدشدن او، تایپ کردن کتاب احقاق الحق و ازهاق الباطل[۱۸] و بنابر نقلی مجالس المؤمنین بود.[۱۹] در فیض این رخداد، نورالله شوشتری به شهید ثالث جهانی شد[۲۰] و مزار وی در آگرا هندوستان(اکبر آباد) زیارتگاه مسلمان ها شبه مجموعه کشور ها شوید.[۲۱] روحانی عباس قمی روش شهید شدن اورا اینگونه میاورد:
«حکم کننده نورالله درگیر به قضاوت و همینطور نویسندگی در خفاء بود تا اینکه اکبر سلطان از عالم رفت و جهانگیر فرمانروا بر تخت جلسه. علمای دربار و مقرب درصدد فتنه و برانگیختن فرمانروا علیه حکم کننده برآمدند و نزد وی به سعایت پرداختند، که حاکم شیعه میباشد و خویش را موظف به مذهبها اربعه نمیداند و فتوایش با فتوای مذهب امامیه تطبیق مینماید. جهانگیر پاد شاه ذکر آنانرا برای ثابت تشیع حکم کننده بی نقص ندانست و اعلامکرد: این استدلال بی نقص وجود ندارد به دلیل آنکه وی از نخستین قضاوت را به شرط اجتهاد خویش پذیرفته میباشد. آنها به کارشکنی دیگری دست زدند. فردی را وا داشتند تا تحت عنوان طلبه نزد حکم دهنده رفت و آمد نماید و خویش را شیعه معرفی نماید. او بعداز رفت و آمد بسیار و جلب اعتقادوباور حکم دهنده، به نوشتههای وی برای مثال مجالس المؤمنین پی پیروزی و درخواست آن را نمود. او کتاب را از حاکم گرفت و از آن ورژنای برداشت و نزد علمای دربار موفقیت. آن ها نیز این کتاب را تحت عنوان گواهی تشیع حکم دهنده نورالله به جهانگیر فرمانروا عرضه کردند و به پاد شاه گفتند که وی در کتابش اینگونه و چنان گفته میباشد و استحقاق اجرای حد دارااست. جهانگیر پادشاه ذکر کرد: حدش چیست؟ آن ها گفتند: ضربه زدن با شلاق... پادشاه شغل را بر آنها واگذار کرد و آنها فورا حد را انجام کردند. حکم دهنده نورالله در سال ۱۰۱۹ق در حالی که حدود هفتاد سال قدمت داشت در ذیل شلاق به شهیدشدن رسید. می گویند بر تن حاکم نورالله با چوب خاردار آنچنان زدند که بدنش قطعه قطعه شد.»[۲۲]
تکنگاری
کتاب «نتیجهُ الاله فی ترجمةِ القاضی نورالله» نوشته جلالالدین حسینی، سرگذشتطومار حکم دهنده نورالله شوشتری میباشد، که به لهجه عربی، در ۱۳۱ شیت، به وسیله چاپخانه کمپانی سهامی طبع کتاب، در سال ۱۳۶۷ق/۱۳۲۷ش چاپ گردیدهاست.[۲۳]
حکم دهنده القضات هند
سید دو ماه در آنجا سکونت داشت. آنگاه به یار و همدم اکبر پاد شاه به لاهور رفت. حکم دهنده لاهور، پیرمردِ سالخوردهای به اسم «روحانی مشخص» بود. اکبر پاد شاه امر بازنشستگی اورا صادر کرد و سید نورالله به مکان وی منصو ب حسینیه نصرت مشهد شد.[۹]
شوشتری قبل از آنکه بر منصب «حکم دهنده القضاة» بنشیند، به اکبرشاه گفته بود میتواند مسائل شرعی را مطابق منابع مهم آنها نظارت و تحقیق کند و در فیض بدون چاره وجود ندارد که همواره از یکیاز مذهبها شرعی تاسی نماید؛ با وجود این در اجتهاد خویش از حدود فقه سنّتی بالاتر نخواهد رفت و مطابق یک کدام از مذهب ها چهارگانه اهل سنت (شافعی، حنبلی، مالکی یا این که حنفی) فتوا خواهد اعطا آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۰]
اکبرشاه علی رغم شیعه بودن حاکم، به خیال و خاطر توانها و صلاحیت هایش اورا بدین سمت منصوب کرد. حکم دهنده نورالله به جهت تدبیر بزرگای که درباره فقه مذهبها چهارگانه و اختلاف آنان با یکدیگر داشت، میتوانست احکامی را که بیشتر به منفعت عموم و همینطور مجاورتخیس به مذهب شیعه بود برگزیند. به همین جهت عبدالقادر بدایونی با اینکه خویش سنی متعصبی بود و با سیاستهای اکبرشاه دشمنی سرسختانهای داشت، عدل و داد، شرافت و دانش حکم کننده نورالله را رزرو حسینیه نصرت مشهد میستود.[۱۱]
کارهای علمی و اثرها
نوشتهی علمیٔ مهم: فهرست اثر ها حکم دهنده نورالله شوشتری
کتاب احقاق الحق
كتاب مجالس المؤمنین
کتاب الصوارم المهرقه
عبدالله بن عیسی افندی تالیف کننده ریاض العلماء درباره معاش علمی وی مینویسد:
«مرحوم شوشتری شخصیتی بود فاضل، فقیه، متدین، با تقوا، علامه، دانا، محدث، حکیم، متکلم، مطلع به سیرهها و تواریخ، جامع فضیلتها، جامع کلیه علم ها، شعر سرا و تالیف کننده. شعرش آیتم تحسین بوده. به گویش فارسی و عربی شعر میسرود و اشعار و قصیدههای مشهوری در مدح ائمه(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داراست...»[۱۲]
مثالای از سروده شوشتری در باره امیرالمؤمنین(ع)
شه سرير ولايت علیِّ عالى قدر
كه كُخیر وی نشناسد جز إيزد متعال
بقرب پايه حقش نمىبرسد هر یکسری
ز شاخ سدره كند وهم نردبان خيال
بكار أهل طرب جود وی چنان آمد
كه ماند مرحلهها در عقب بَريدِ سؤال
سؤال خاتم از وی بىمحل ميان نماز
لطيفهايست نهانى ز إيزد متعال...
خوشا دمى كه شوى ساقى شراب طهور
مواليان تو نوشند استکان لبریز
ز جذب لطف تو دارم اميد آنكه كند
بخاک كوى تو سوا منرا ز فكر مآل
بغير از اين حسنه هيچ مدّعايم نيست
جز اين دعا عدم وجود بر گویش من را مه و سال
اميدوار چنانم كه مستجاب كند
دعاى خسته دلان لطف ايزد متعال
[۱۳]
مناظرات علمی
از مناظرههای حاکم نورالله میقدرت به مناظره وی با عبدالقادر بن ملکوک پادشاه بدوانی از عالمان اهل تسنن اشاره نمود. وی در کتاب منتخب التواریخ خویش از آن خاطر مینماید. همینطور مناظره شوشتری با سید قزوینی که حکم کننده نورالله خویش در کتاب مجالس المؤمنین به آن اشاره میکند.[۱۴]
شاگردان
حکم دهنده نورالله، فقه را بر مبنای مذهبها پنجگانه ؛شیعه، حنفی، مالکی، حنبلی و شافعی برای طلاب هر مذهب درس دادن مینمود و در خاتمه و ذکر اقوال، حیث شیعه را با ظرافتی خاص بر کرسی مینشاند. جوّ ضدشیعی و ارتباط مخفیانه شاگردان شیعیمذهب و همینطور تقیه حکم دهنده نورالله، موجب شد که غیر از تعدادی بدن که آن هم بعضی از فرزندان حاکم بودهاند، اسم شاگردان دیگر او در تاریخ به تصویب نرسد و صرفا اسم این بزرگان در دفتر کار باقی بماند:[۱۵]
محمد هروی خراسانی
محمد علی کشمیری
سید جمال الدین عبدالله مشهدی
شهیدشدن
حکم کننده سید نورالله شوشتری در طول پادشاهی جهانگیر فرمانروا فرزند اکبر فرمان روا در ۱۸ جمادیالثانی سال ۱۰۱۹ق[۱۶] به اتهام شیعه بودن، در ذیل ضربات شلاق به شهیدشدن رسید.[۱۷] عامل شهیدشدن او، تایپ کردن کتاب احقاق الحق و ازهاق الباطل[۱۸] و بنابر نقلی مجالس المؤمنین بود.[۱۹] در فیض این رخداد، نورالله شوشتری به شهید ثالث جهانی شد[۲۰] و مزار وی در آگرا هندوستان(اکبر آباد) زیارتگاه مسلمان ها شبه مجموعه کشور ها شوید.[۲۱] روحانی عباس قمی روش شهید شدن اورا اینگونه میاورد:
«حکم کننده نورالله درگیر به قضاوت و همینطور نویسندگی در خفاء بود تا اینکه اکبر سلطان از عالم رفت و جهانگیر فرمانروا بر تخت جلسه. علمای دربار و مقرب درصدد فتنه و برانگیختن فرمانروا علیه حکم کننده برآمدند و نزد وی به سعایت پرداختند، که حاکم شیعه میباشد و خویش را موظف به مذهبها اربعه نمیداند و فتوایش با فتوای مذهب امامیه تطبیق مینماید. جهانگیر پاد شاه ذکر آنانرا برای ثابت تشیع حکم کننده بی نقص ندانست و اعلامکرد: این استدلال بی نقص وجود ندارد به دلیل آنکه وی از نخستین قضاوت را به شرط اجتهاد خویش پذیرفته میباشد. آنها به کارشکنی دیگری دست زدند. فردی را وا داشتند تا تحت عنوان طلبه نزد حکم دهنده رفت و آمد نماید و خویش را شیعه معرفی نماید. او بعداز رفت و آمد بسیار و جلب اعتقادوباور حکم دهنده، به نوشتههای وی برای مثال مجالس المؤمنین پی پیروزی و درخواست آن را نمود. او کتاب را از حاکم گرفت و از آن ورژنای برداشت و نزد علمای دربار موفقیت. آن ها نیز این کتاب را تحت عنوان گواهی تشیع حکم دهنده نورالله به جهانگیر فرمانروا عرضه کردند و به پاد شاه گفتند که وی در کتابش اینگونه و چنان گفته میباشد و استحقاق اجرای حد دارااست. جهانگیر پادشاه ذکر کرد: حدش چیست؟ آن ها گفتند: ضربه زدن با شلاق... پادشاه شغل را بر آنها واگذار کرد و آنها فورا حد را انجام کردند. حکم دهنده نورالله در سال ۱۰۱۹ق در حالی که حدود هفتاد سال قدمت داشت در ذیل شلاق به شهیدشدن رسید. می گویند بر تن حاکم نورالله با چوب خاردار آنچنان زدند که بدنش قطعه قطعه شد.»[۲۲]
تکنگاری
کتاب «نتیجهُ الاله فی ترجمةِ القاضی نورالله» نوشته جلالالدین حسینی، سرگذشتطومار حکم دهنده نورالله شوشتری میباشد، که به لهجه عربی، در ۱۳۱ شیت، به وسیله چاپخانه کمپانی سهامی طبع کتاب، در سال ۱۳۶۷ق/۱۳۲۷ش چاپ گردیدهاست.[۲۳]

فعالیتهای آموزشی و فرهنگی حسینیه نصرت مشهد