(۱۰۷۰ق-۱۱۲۷ق) فقیه امامی اواخر عصر صفوی و اولی کسی بود که منصب ملاباشی را ذمه دار شد.او منصب روضه خوان الاسلامی را با وجود پافشاری فراوان فرمان روا پاد شاه حسین صفوی نپذیرفت، چراکه خویش را دارای شرایط مورد نیاز برای تایید این منصب حسینیه نصرت مشهد نمیدانست.
از آنجایی که ارتباط پاد شاه با خاتون آبادی بهتر بود حسادت سایرین را برانگیخت و گران شدن نان در اصفهان را سفارش او به پادشاه دانستند. لذا به منزل وی یورش بردند و این دستور سبب ساز تشدید بیماری او و نهایتا مرگ وی شد. به دنیا آمدن و نسب او در ۱۰۷۰ق متولد شد. پدرش میرمحمداسماعیل (متوفی ۱۱۱۶ق) از عالمان دارای شهرت اصفهان بود. محمدباقر نزد بابا و آقا حسین خوانساری درس خواند و از پدرش داستان آدرس حسینیه نصرت مشهد نقل کرد.
منزلت اجتماعی و سیاسی میر محمدباقر به نظر علمی هم درجه بابا خویش بود، ولی خصوصیتهایی زیرا خوش بیانی و مهارت در درس دادن و جایگاه ویژه وی نزد پادشاه پادشاه حسین صفوی (حکومت:۱۱۰۵۱۱۳۵ق) بر آوازه وی ادامه داد. فرمانروا او را به استادی خویش برگزید و بر تمامی عالمان آن بعد از ظهر مقدّم داشت و همواره با وی مشورت کردن می کرد. امرا و دولتمردان نیز به تبعیت از پاد شاه در قبال وی خاضع رزرو حسینیه نصرت مشهد بودند.[۱]
هرچند میرمحمدباقر از عالمان پر اسم و رسم فرصت خویش به شمار میرفت، ولی ظاهراً قربت وی به پادشاه دراین خصوص نقشی اصلی داشت، ازاینرو، بعضا اورا از حیث علمی فروتر از آقا جمال خوانساری خواندهاند به ویژه آنکه خاتون آبادی خویش نیز منزلت علمی آقاجمال را حرمت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میبنیان.[۲]
شاگردان
ملاعبدالحسین کاظمی (زنده تا ۱۱۲۰ق)
سید نورالدین جزایری (متوفی ۱۱۵۸ق)
سید احمد علوی خاتون آبادی (متوفی ۱۱۶۱ق)
محمدصالح قزوینی (متوفی پیش از ۱۱۹۱ق)[۳]
اثرها
نستعلیق شکسته آمیز. دستخط محمدباقر خاتونآبادی(۱۰۷۰-۱۱۲۷ق) در کتاب رسالةٌ فی ماءِالنِیسان و ما یتعلَّق به
برخی اثرها فارسی خاتون آبادی عبارتند از:
نوروزنامه که تقویمی میباشد بر اساس خبر ها و روایات.
کائنات الجَوّ یا این که اثر ها عُلوی، درباره تطبیق قواعد شریعت با اقوال حکما.
رسالةٌ فی ماءِالنِیسان و ما یتعلَّق به، درباره خاصیت باران ماه نیسان و اثرها قمر در عقرب از نگرش روایات شیعه.[۴]
لبههایی بر دو کتاب علامه حلّی در دانش رجال، ایضاح الاشتباه و خلاصة الاقوال، نگاشته میباشد.[۵]
خاتون آبادی بعضا اثرها اصلی را، عمدتاً به درخواست فرمانروا پاد شاه حسین، به فارسی ترجمه کرد، برای مثال:
عُدَّةُ السَفَر و عُمْدَةُ الحَضَر تاثیر ابوعلی طبرسی (متوفی ۵۴۸) که درباره نمازهای مستحبی و دعاها میباشد.[۶]
مکارم الاخلاق تاثیر رضی الدین ابونصر طبرسی (فقید قرن ششم)
المشکول تاثیر حاج بابابن محمدصالح قزوینی (دانا قرن یازدهم)، که به مدل کشکول تألیف گردیده است و در ترجمه آن بعضی عالمان معاصر وی شرکت کردن داشتهاند.
عُیون الحِساب تاثیر ملامحمدباقر یزدی (ریاضی دان دارای اسم و رسم، متوفای پیش از ۱۰۶۹ق)[۷]
اناجیل اربعه[۸]، خاتون آبادی این کتاب را به درخواست فرمانروا فرمان روا حسین برای رد کردن آرای مسیحیان که در آن فرصت مبشرانشان در اصفهان تبلیغ میکردند ترجمه کرد.
نپذیرفتن منصب روضه خوان الاسلامی
بعداز وفات جعفر بن عبداللّه معدودَرهای، روضه خوان الاسلام اصفهان، در ۱۱۱۵ق، فرمان روا با سماجت بسیار منصب روحانی الاسلامی را به محمدباقر خاتون آبادی سفارش کرد، ولی وی این منصب را به جهت عدم مشروعیت نپذیرفت.[۹] سخنان میرمحمدباقر با فرمان روا بیانکننده آن میباشد که او خویش را دارای شرایط مایحتاج برای تصدی این منصب نمیدانسته میباشد یعنی خویش را مجتهد نمیخوانده میباشد.[۱۰] پادشاه حسین از آقاجمال الدین خوانساری (متوفی ۱۱۲۲ق) خواست که میرمحمدباقر را به تایید این مسئولیت وادار نماید اما او گشوده هم امتناع نمود. آنگاه یکی از دیگر از اشخاص خویشاوندان خاتون آبادی، میرمحمدصالح خاتون آبادی، بدین سمت برگزیده شد.[۱۱]
این اتفاق افتاد از ارادت پادشاه صفوی به میرمحمدباقر نکاست، چنانکه اورا در مسافرت خویش در ۱۱۱۹ق به مشهد، یاور و هم سخن خویش کرد.
اختیار جایگاه ملاباشی
پاد شاه در ذی الحجة ۱۱۱۸ق، که بنای مکتب چهارباغ (سلطانی) حدوداً نقطه پايان یافته بود، میرمحمدباقر را به مدرّسی آنجا برگزید؛ هرچند بهرهبرداری قانونی آن تا رجب ۱۱۲۲ق به عقب افتاد.
خاتون آبادی در ۱۱۲۳ق به منجر اشتغالات فراوان، درس دادن دراین مکتب را به فرزندش محمد سپرد.[۱۲]
در ۱۱۲۴ق میرمحمدصالح از سِمَت روضه خوان الاسلامی عزل شد و سلطان بعضا اختیارات میرمحمدصالح مانند تولیت اوقاف را به میرمحمدباقر سپرد و درخواست مصرّانه او برای بازگرداندن آنها به میرمحمدصالح را نپذیرفت.
در همین فرصت منصب جدیدی ساخت که شأن مهم آن سر کردگی بر علما بود و این منصب را ملاباشی نامید و آن را به میرمحمدباقر سپردن کرد.[۱۳] ظاهراً محمدباقر خاتون آبادی اول کسی بود که ذمه دار این منصب گردیده بود. [یادداشت ۱]
وظائف ملاباشی
براین اساس، ملاباشی مهم ترین مشاور پادشاه بود و این منصب خوبترین جایگاه شیخ در ساختار دیوانی جمهوری اسلامی ایران در اواخر زمان صفویان به شمار میرفت. رساندن وجوهات و صدقات به نیازمندان، پرداخت حقوق و دستمزد طلاب و خودداری از ظلم به اشخاص، برای مثال وظایف ملاباشی بود.[۱۴]
حسادت به خاتون آبادی
در صفر ۱۱۲۷ق نان در اصفهان گران شد. شایع گردیده بود که خاتون آبادی فرمان روا را تشویق به ارتقاء بها نموده است. برخی از عموم تحریک شدند و به منزل وی یورش بردند.
پاد شاه شاه حسین برای مراقبت جان او و پراکندن عموم اقدماتی کرد، ولی فتحعلی خان داغستانی، که در آن مجال مدیر غلامان ویژه بود و با خاتون آبادی وسط نیکی نداشت، نیرنگی به فعالیت بست و سبب ساز ضرب و جرح طلاب و شماری از نزدیکان خاتون آبادی، که در منزل وی گرد آمده بودند، شد.
حمله به منزل میرمحمدباقر و بیحرمتی به وی، عکس العمل عموم و عالمان شهر را برانگیخت. آنها مساجد را بستند و اجتماعاتی تشکیل دادند، ولی این امور سودای دربرنداشت و از جانب پاد شاه مبادرت مؤثری شکل نگرفت.[۱۵] احتمالا بیتفاوتی پادشاه ناشی از تأثیرپذیری از دور و بری ها و درباریانی بود که از نفوذ حرف میرمحمدباقر و اعتبار فقاهتی و سیاسی وی ناخشنود بودند.
فرزندان
دو فرزند خاتون آبادی، محمد و اسماعیل نیز از عالمان دوران خویش بودند.
محمد در ۱۰۹۳ق در مدینه چشم به جهان گشود. او در ۱۱۲۳ق به نیابت از بابا بر کرسی درس دادن مکتب چهارباغ (سلطانی) گردهمایی و بعداز وفات وی، به درس دادن در آنجا خاطر نشان نمود. او از مدرّسان مسجد جامع عباسی هم بود. او همینطور از پدرش اذن ماجرا داشت و میرزا ابراهیم بن غیاث الدین محمد اصفهانی خُوزانی (متوفی ۱۱۶۰ق) از وی اذن قصه گرفت. محمد بعد از ۱۱۶۰ق درگذشت و در مدینه دفن شد.[۱۶]
اسماعیل، دارای شهرت به اسماعیل ثالث[یادداشت ۲] در فقه، حدیث و تعبیر تبحر داشت و بعداز وفات پدرش در مسجد جامع عباسی به درس دادن و اقامه نماز جماعت پرداخت. او همینطور از مدرّسان مکتب چهارباغ بود.[۱۷]اسماعیل خاتون آبادی بعداز ۱۱۶۰ق درگذشت.[۱۸] و در توکل خاتون آبادی در تخت فولاد اصفهان به خاک ودیعه شد.
درگذشت
بیماری میر محمدباقر خاتون آبادی که تا قبل از این شروع گردیده بود، براثر رخداد حمله به منزلاش شدت یافت و وی در ۶ ربیعالاول[۱۹] ۱۱۲۷ق درگذشت.[۲۰]
بعضا منابع گفتهاند که میرمحمدباقر را مسموم کرده بودند، چنانکه به وی شهید ثالث گفته میشد. وی در توکل خاتون آبادی تخت فولاد اصفهان در کنار پدرش به خاک ودیعه شد.[۲۱]
(۱۰۷۰ق-۱۱۲۷ق) فقیه امامی اواخر عصر صفوی و اولی کسی بود که منصب ملاباشی را ذمه دار شد.او منصب روضه خوان الاسلامی را با وجود پافشاری فراوان فرمان روا پاد شاه حسین صفوی نپذیرفت، چراکه خویش را دارای شرایط مورد نیاز برای تایید این منصب حسینیه نصرت مشهد نمیدانست.
از آنجایی که ارتباط پاد شاه با خاتون آبادی بهتر بود حسادت سایرین را برانگیخت و گران شدن نان در اصفهان را سفارش او به پادشاه دانستند. لذا به منزل وی یورش بردند و این دستور سبب ساز تشدید بیماری او و نهایتا مرگ وی شد. به دنیا آمدن و نسب او در ۱۰۷۰ق متولد شد. پدرش میرمحمداسماعیل (متوفی ۱۱۱۶ق) از عالمان دارای شهرت اصفهان بود. محمدباقر نزد بابا و آقا حسین خوانساری درس خواند و از پدرش داستان آدرس حسینیه نصرت مشهد نقل کرد.
منزلت اجتماعی و سیاسی میر محمدباقر به نظر علمی هم درجه بابا خویش بود، ولی خصوصیتهایی زیرا خوش بیانی و مهارت در درس دادن و جایگاه ویژه وی نزد پادشاه پادشاه حسین صفوی (حکومت:۱۱۰۵۱۱۳۵ق) بر آوازه وی ادامه داد. فرمانروا او را به استادی خویش برگزید و بر تمامی عالمان آن بعد از ظهر مقدّم داشت و همواره با وی مشورت کردن می کرد. امرا و دولتمردان نیز به تبعیت از پاد شاه در قبال وی خاضع رزرو حسینیه نصرت مشهد بودند.[۱]
هرچند میرمحمدباقر از عالمان پر اسم و رسم فرصت خویش به شمار میرفت، ولی ظاهراً قربت وی به پادشاه دراین خصوص نقشی اصلی داشت، ازاینرو، بعضا اورا از حیث علمی فروتر از آقا جمال خوانساری خواندهاند به ویژه آنکه خاتون آبادی خویش نیز منزلت علمی آقاجمال را حرمت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میبنیان.[۲]
شاگردان
ملاعبدالحسین کاظمی (زنده تا ۱۱۲۰ق)
سید نورالدین جزایری (متوفی ۱۱۵۸ق)
سید احمد علوی خاتون آبادی (متوفی ۱۱۶۱ق)
محمدصالح قزوینی (متوفی پیش از ۱۱۹۱ق)[۳]
اثرها
نستعلیق شکسته آمیز. دستخط محمدباقر خاتونآبادی(۱۰۷۰-۱۱۲۷ق) در کتاب رسالةٌ فی ماءِالنِیسان و ما یتعلَّق به
برخی اثرها فارسی خاتون آبادی عبارتند از:
نوروزنامه که تقویمی میباشد بر اساس خبر ها و روایات.
کائنات الجَوّ یا این که اثر ها عُلوی، درباره تطبیق قواعد شریعت با اقوال حکما.
رسالةٌ فی ماءِالنِیسان و ما یتعلَّق به، درباره خاصیت باران ماه نیسان و اثرها قمر در عقرب از نگرش روایات شیعه.[۴]
لبههایی بر دو کتاب علامه حلّی در دانش رجال، ایضاح الاشتباه و خلاصة الاقوال، نگاشته میباشد.[۵]
خاتون آبادی بعضا اثرها اصلی را، عمدتاً به درخواست فرمانروا پاد شاه حسین، به فارسی ترجمه کرد، برای مثال:
عُدَّةُ السَفَر و عُمْدَةُ الحَضَر تاثیر ابوعلی طبرسی (متوفی ۵۴۸) که درباره نمازهای مستحبی و دعاها میباشد.[۶]
مکارم الاخلاق تاثیر رضی الدین ابونصر طبرسی (فقید قرن ششم)
المشکول تاثیر حاج بابابن محمدصالح قزوینی (دانا قرن یازدهم)، که به مدل کشکول تألیف گردیده است و در ترجمه آن بعضی عالمان معاصر وی شرکت کردن داشتهاند.
عُیون الحِساب تاثیر ملامحمدباقر یزدی (ریاضی دان دارای اسم و رسم، متوفای پیش از ۱۰۶۹ق)[۷]
اناجیل اربعه[۸]، خاتون آبادی این کتاب را به درخواست فرمانروا فرمان روا حسین برای رد کردن آرای مسیحیان که در آن فرصت مبشرانشان در اصفهان تبلیغ میکردند ترجمه کرد.
نپذیرفتن منصب روضه خوان الاسلامی
بعداز وفات جعفر بن عبداللّه معدودَرهای، روضه خوان الاسلام اصفهان، در ۱۱۱۵ق، فرمان روا با سماجت بسیار منصب روحانی الاسلامی را به محمدباقر خاتون آبادی سفارش کرد، ولی وی این منصب را به جهت عدم مشروعیت نپذیرفت.[۹] سخنان میرمحمدباقر با فرمان روا بیانکننده آن میباشد که او خویش را دارای شرایط مایحتاج برای تصدی این منصب نمیدانسته میباشد یعنی خویش را مجتهد نمیخوانده میباشد.[۱۰] پادشاه حسین از آقاجمال الدین خوانساری (متوفی ۱۱۲۲ق) خواست که میرمحمدباقر را به تایید این مسئولیت وادار نماید اما او گشوده هم امتناع نمود. آنگاه یکی از دیگر از اشخاص خویشاوندان خاتون آبادی، میرمحمدصالح خاتون آبادی، بدین سمت برگزیده شد.[۱۱]
این اتفاق افتاد از ارادت پادشاه صفوی به میرمحمدباقر نکاست، چنانکه اورا در مسافرت خویش در ۱۱۱۹ق به مشهد، یاور و هم سخن خویش کرد.
اختیار جایگاه ملاباشی
پاد شاه در ذی الحجة ۱۱۱۸ق، که بنای مکتب چهارباغ (سلطانی) حدوداً نقطه پايان یافته بود، میرمحمدباقر را به مدرّسی آنجا برگزید؛ هرچند بهرهبرداری قانونی آن تا رجب ۱۱۲۲ق به عقب افتاد.
خاتون آبادی در ۱۱۲۳ق به منجر اشتغالات فراوان، درس دادن دراین مکتب را به فرزندش محمد سپرد.[۱۲]
در ۱۱۲۴ق میرمحمدصالح از سِمَت روضه خوان الاسلامی عزل شد و سلطان بعضا اختیارات میرمحمدصالح مانند تولیت اوقاف را به میرمحمدباقر سپرد و درخواست مصرّانه او برای بازگرداندن آنها به میرمحمدصالح را نپذیرفت.
در همین فرصت منصب جدیدی ساخت که شأن مهم آن سر کردگی بر علما بود و این منصب را ملاباشی نامید و آن را به میرمحمدباقر سپردن کرد.[۱۳] ظاهراً محمدباقر خاتون آبادی اول کسی بود که ذمه دار این منصب گردیده بود. [یادداشت ۱]
وظائف ملاباشی
براین اساس، ملاباشی مهم ترین مشاور پادشاه بود و این منصب خوبترین جایگاه شیخ در ساختار دیوانی جمهوری اسلامی ایران در اواخر زمان صفویان به شمار میرفت. رساندن وجوهات و صدقات به نیازمندان، پرداخت حقوق و دستمزد طلاب و خودداری از ظلم به اشخاص، برای مثال وظایف ملاباشی بود.[۱۴]
حسادت به خاتون آبادی
در صفر ۱۱۲۷ق نان در اصفهان گران شد. شایع گردیده بود که خاتون آبادی فرمان روا را تشویق به ارتقاء بها نموده است. برخی از عموم تحریک شدند و به منزل وی یورش بردند.
پاد شاه شاه حسین برای مراقبت جان او و پراکندن عموم اقدماتی کرد، ولی فتحعلی خان داغستانی، که در آن مجال مدیر غلامان ویژه بود و با خاتون آبادی وسط نیکی نداشت، نیرنگی به فعالیت بست و سبب ساز ضرب و جرح طلاب و شماری از نزدیکان خاتون آبادی، که در منزل وی گرد آمده بودند، شد.
حمله به منزل میرمحمدباقر و بیحرمتی به وی، عکس العمل عموم و عالمان شهر را برانگیخت. آنها مساجد را بستند و اجتماعاتی تشکیل دادند، ولی این امور سودای دربرنداشت و از جانب پاد شاه مبادرت مؤثری شکل نگرفت.[۱۵] احتمالا بیتفاوتی پادشاه ناشی از تأثیرپذیری از دور و بری ها و درباریانی بود که از نفوذ حرف میرمحمدباقر و اعتبار فقاهتی و سیاسی وی ناخشنود بودند.
فرزندان
دو فرزند خاتون آبادی، محمد و اسماعیل نیز از عالمان دوران خویش بودند.
محمد در ۱۰۹۳ق در مدینه چشم به جهان گشود. او در ۱۱۲۳ق به نیابت از بابا بر کرسی درس دادن مکتب چهارباغ (سلطانی) گردهمایی و بعداز وفات وی، به درس دادن در آنجا خاطر نشان نمود. او از مدرّسان مسجد جامع عباسی هم بود. او همینطور از پدرش اذن ماجرا داشت و میرزا ابراهیم بن غیاث الدین محمد اصفهانی خُوزانی (متوفی ۱۱۶۰ق) از وی اذن قصه گرفت. محمد بعد از ۱۱۶۰ق درگذشت و در مدینه دفن شد.[۱۶]
اسماعیل، دارای شهرت به اسماعیل ثالث[یادداشت ۲] در فقه، حدیث و تعبیر تبحر داشت و بعداز وفات پدرش در مسجد جامع عباسی به درس دادن و اقامه نماز جماعت پرداخت. او همینطور از مدرّسان مکتب چهارباغ بود.[۱۷]اسماعیل خاتون آبادی بعداز ۱۱۶۰ق درگذشت.[۱۸] و در توکل خاتون آبادی در تخت فولاد اصفهان به خاک ودیعه شد.
درگذشت
بیماری میر محمدباقر خاتون آبادی که تا قبل از این شروع گردیده بود، براثر رخداد حمله به منزلاش شدت یافت و وی در ۶ ربیعالاول[۱۹] ۱۱۲۷ق درگذشت.[۲۰]
بعضا منابع گفتهاند که میرمحمدباقر را مسموم کرده بودند، چنانکه به وی شهید ثالث گفته میشد. وی در توکل خاتون آبادی تخت فولاد اصفهان در کنار پدرش به خاک ودیعه شد.[۲۱]

فعالیتهای آموزشی و فرهنگی حسینیه نصرت مشهد