loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 28
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:42


مهدویت؛ رویکردها و تحولات گفتمانی
معنی مهدویت آموز‌ۀ مشترک در بین فرق اسلامی میباشد. مهدی‌باوری را حتی می‌اقتدار در بقیه ادیان آسمانی هم دید. این معنا در طی تاریخ مبتلا تطور گردیده و همواره یک مضمون‌ نداشته. هرچند در نصوص فقهی و به وسیله فرد نبی، هم مضمون‌ مهدویت و هم مصداق آن دقیقاً معین گردیده بود، ولی در حین تاریخ موقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، سبب ساز شد مدعیان متعدد مهدویت ظهور نمایند و حتی تعریف و تمجید جدیدی از آن ارائه خواهد شد. همین دستور حتی منجر پیدایش مذهب‌ها و فرق متفاوت مذهبی همانند کیسانیه، واقفیه، مبارکیه و ادیانی مثل قادریه و بهائیت حسینیه نصرت مشهد گردیده است.‌[۱۰۸]

گروهی مهدویت را امری اکتسابی می‌دانستند. در اینگونه تلقی‌ای مهدویت برخی حالت همگانی و غیرانحصاری دارااست که اشخاص با احراز آن موقعیت میتوانند مصداق مهدی موعود باشند. یکی اشخاص این منش محمدبن عبدالله بن حسن (۹۳-۱۴۵ق) دارای اسم و رسم به نفس زکیه آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۰۹]

در نظریۀ دیگری که مُبدع آن سید محمد مُشَعشَع (سید محمد بن فلاح بن فرم‌الله، از مدعیان نیابت حجت بن الحسن که پیش از سلطنت صفویان،(۸۷۰ق) او‌لین حکومت شیعه خوزستان را سازه بنیان.)میباشد، مهدویت در فردی غیر از مهدی موعود که حاجب، حمل کننده و نماینده قانونی اوست، تحقق پیدا می‌نماید. مشعشع فی مابین گوهر امام وقتی و فرزند امام حسن عسکری تمایز قائل بود. گوهر امام وقتی در هر مجال می‌توانست در کالبد کسی ظهور نماید، لذا تیتر مهدی به مصداق خاصی منحصر به فرد رزرو حسینیه نصرت مشهد نمی شد.[۱۱۰]

در بینش دیگری از معنای اصطلاحی مهدی در احادیث صرف‌لحاظ می‌نمایند و فقط بر معنای لغوی مهدی، یعنی هدایت‌گردیده، تأکید دارا هستند. براساس این نگاه مهدی کسی میباشد که از جانب پروردگار هدایت گردیده و با ظلم و ظالمان نبرد می‌نماید و از مظلومان در قبال ظالمان پشتیبانی می‌نماید. لذا این نگاه به نوعی موعود مصطلح در سخن انبیاء را انکار می‌نماید. سید محمد نوربخش (۸۶۹ق) را می‌اقتدار با تسامح از قائلین شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد این قسم دانست.[۱۱۱]

در تلقی دیگری مؤلفۀ غایب بودن در مهدویت را خیر ترفندی برای نگهداری جان مهدی و مهیا شدن موقعیت مایحتاج ظهور، بلکه آن را مجازاتی الهی می دانند. طبق این لحاظ زیرا آن حضرت در ایفا رسالت خویش کوتاهی کرده، مستحق مجازات غایب بودن میباشد. برای مثالً راجع‌به محمد بن حنفیه اینگونه ادعایی شد.[۱۱۲]

در تعریف‌و‌تمجید دیگری از مهدویت، کل اثر ها دنیوی و معنوی ظهور مهدی در یک سلسله یا این که خویشان خاص متجلی میشود. خلفای فاطمی قرن چهارم از شواهد تاریخی این رویکرداند که حکومت خویش را با ادعای مهدویت استارت کردند.[۱۱۳]

طبق طریقه دیگری اصلی وجود ندارد که حالت نام برده برای مهدویت در نصوص، احراز خواهد شد. بلکه این ارتباط ها و مناسبات سیاسی و فکری میباشد که موقعیت، هدف ها و خصوصیت‌های مهدی و مهدویت را گزینش می‌نماید.[۱۱۴] لذا چه بسا در بین آن مهدویتی که در نصوص آمده و آن مهدویتی که بسته به وضعیت خاص اجتماعی تعریف‌و‌تمجید می گردد، تفاوت‌های جزئی یا این که حتی بنیادین وجود داشته باشد. از شواهد تاریخی این طریقه می‌اقتدار به ادعای مهدویت منصور عباسی برای فرزندش و یا این که مهدویت ابتکار عمل‌ گردیده بوسیله خالدبن معاویه اشاره نمود.[۱۱۵]

در منش دیگری که نوعی مهدویت ارتدادی بود، برخی از اشخاص یا این که نحله‌ها با تمایل‌های خاص فکری و مذهبی، از مذاکره مذهبی چیره در جامعه بیرون می‌شدند و ادعای مهدویت می‌کردند. این معنی از مهدویت، بسته به هدفش به نصوص فقهی مجاورت یا این که بدور میشد. ادعایی که اسپهبدان گبر در زمینه‌ی ابومسلم خراسانی داشتند، از این عهد میباشد.[۱۱۶]

این دگرگونی و تطور در نقطه‌ای از تاریخ متوقف نشد و تا مجال معاصر ادامه داشت. برای مثال پدیدۀ انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران به آموزۀ مهدویت بی‌رابطه وجود ندارد. از طرفی در پندار اسلامی، تحقق جامعۀ موعود، بی نقص‌ترین مرحلۀ فرهنگ وتمدن اسلامی به شمار می‌رود. از طرف دیگر انقلاب اسلامی کشور ایران نیز تحت عنوان حکومتی که اجرای احکام اسلامی را تسهیل می‌نماید، روش تمدنی داراست. آموزۀ مهدویت خیر فقط در صورت‌گیری و موفقیت انقلاب، بلکه در استمرار و بقاء آن هم نقش محوری داشت. براین اساس در بین آموزۀ مهدویت و روش تمدنی انقلاب اسلامی ربط و نسبت می باشد. به نحوی‌که می‌قدرت ذکر کرد آموزه‌های مرتبط با مهدویت راهنمای انقلاب اسلامی بود.[۱۱۷]

بعداز انقلاب بین مالک‌نظران رهیافت‌ها و رویکردهای مختلفی در حوزۀ مهدویت صورت گرفت. می‌قدرت از علاوه بر گفتگو با اساتید و صاحب و مالک‌نظران و منابع مکتوب و یکسری رسانه‌ای جان دار، این رویکردها را حصول کرد. راه و روش قرآنی، روایی، کلامی، فلسفی، دینی، تاریخی، تمدنی، سیاسی، تربیتی، عرفانی، تبلیغی و اگاهی‌رسانی، راهبردی و آجل‌نگارانه، مدیریتی، اجتماعی، جامعه‌شناختی، طرز‌شناختی، ادبی و آیینی و مناسکی، از جملۀ این رویکردها میباشند.[۱۱۸]

جراحت‌شناسی مهدویت؛ مدعیان مهدویت، خرافات و بدعت‌ها
نوشته ی علمیٔ مهم: مدعیان مهدویت
به عنوان مثال مسائلی که بیان کنده التفات «موضوع مهدویت» میباشد، این میباشد که در زمان تاریخ، به اسم اشخاصی واکنش میکنیم که با جعل و تطبیق اسم «مهدی موعود» بر خویش، و یا این که اطلاق این تیتر از سوی سایر افراد به آن‌ها، ادعا‌های بزرگی داشته، یا این که برای آنان قائل بودند که‌این خویش یکی برهان اصلی در اصالت مهدویت میباشد. مهم ترین خصوصیت این داعیه آن میباشد که رهروان آن‌ها، قائل گردیده‌اند که آن‌ها نمرده‌اند و در جایی نسبتا نامعلوم در عالم معاش می‌نمایند و در بعدی، ظهور خواهند نمود و بر ظالمان غلبه پیدا کرده و آئین خویش را در دنیا عظیم خواهند کرد.

اطلاق مهدی موعود بر افراد، از به عبارتی زمانه صدر اسلام شروع گردیده است و به حیث می رسد اولی نفری که او را مهدی خواندند، محمد حنفیه، پسر امام علی(ع) میباشد که از سوی کیسانیه، «موعود» خوانده گردیده‌است. این فرقه اعتقادوباور داشتند محمد حنفیه مهدی موعود میباشد و بعداز مرگ وی، داعیه کردند که وی هیچ گاه نمرده میباشد، بلکه در کوه رَضْاوٰ که در حوالی مدینه میباشد، میان دو شیر قرار گرفته، که حافظ و دربان وی میباشند.

بعداز محمد حنفیه، افراد دیگری بودند که یا این که خویش را مهدی می‌خواندند یااینکه پیروانشان، به آن اشخاص، مهدی می‌گفتند. مهمترین این اشخاص، محمد بن عبدالله محض، عبیدالله المهدی فاطمی، اسحاق سبتی، غلام‌احمد قادیانی، علی محمد شیرازی و مهدی سودانی میباشد.


مهدویت؛ رویکردها و تحولات گفتمانی
معنی مهدویت آموز‌ۀ مشترک در بین فرق اسلامی میباشد. مهدی‌باوری را حتی می‌اقتدار در بقیه ادیان آسمانی هم دید. این معنا در طی تاریخ مبتلا تطور گردیده و همواره یک مضمون‌ نداشته. هرچند در نصوص فقهی و به وسیله فرد نبی، هم مضمون‌ مهدویت و هم مصداق آن دقیقاً معین گردیده بود، ولی در حین تاریخ موقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، سبب ساز شد مدعیان متعدد مهدویت ظهور نمایند و حتی تعریف و تمجید جدیدی از آن ارائه خواهد شد. همین دستور حتی منجر پیدایش مذهب‌ها و فرق متفاوت مذهبی همانند کیسانیه، واقفیه، مبارکیه و ادیانی مثل قادریه و بهائیت حسینیه نصرت مشهد گردیده است.‌[۱۰۸]

گروهی مهدویت را امری اکتسابی می‌دانستند. در اینگونه تلقی‌ای مهدویت برخی حالت همگانی و غیرانحصاری دارااست که اشخاص با احراز آن موقعیت میتوانند مصداق مهدی موعود باشند. یکی اشخاص این منش محمدبن عبدالله بن حسن (۹۳-۱۴۵ق) دارای اسم و رسم به نفس زکیه آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۰۹]

در نظریۀ دیگری که مُبدع آن سید محمد مُشَعشَع (سید محمد بن فلاح بن فرم‌الله، از مدعیان نیابت حجت بن الحسن که پیش از سلطنت صفویان،(۸۷۰ق) او‌لین حکومت شیعه خوزستان را سازه بنیان.)میباشد، مهدویت در فردی غیر از مهدی موعود که حاجب، حمل کننده و نماینده قانونی اوست، تحقق پیدا می‌نماید. مشعشع فی مابین گوهر امام وقتی و فرزند امام حسن عسکری تمایز قائل بود. گوهر امام وقتی در هر مجال می‌توانست در کالبد کسی ظهور نماید، لذا تیتر مهدی به مصداق خاصی منحصر به فرد رزرو حسینیه نصرت مشهد نمی شد.[۱۱۰]

در بینش دیگری از معنای اصطلاحی مهدی در احادیث صرف‌لحاظ می‌نمایند و فقط بر معنای لغوی مهدی، یعنی هدایت‌گردیده، تأکید دارا هستند. براساس این نگاه مهدی کسی میباشد که از جانب پروردگار هدایت گردیده و با ظلم و ظالمان نبرد می‌نماید و از مظلومان در قبال ظالمان پشتیبانی می‌نماید. لذا این نگاه به نوعی موعود مصطلح در سخن انبیاء را انکار می‌نماید. سید محمد نوربخش (۸۶۹ق) را می‌اقتدار با تسامح از قائلین شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد این قسم دانست.[۱۱۱]

در تلقی دیگری مؤلفۀ غایب بودن در مهدویت را خیر ترفندی برای نگهداری جان مهدی و مهیا شدن موقعیت مایحتاج ظهور، بلکه آن را مجازاتی الهی می دانند. طبق این لحاظ زیرا آن حضرت در ایفا رسالت خویش کوتاهی کرده، مستحق مجازات غایب بودن میباشد. برای مثالً راجع‌به محمد بن حنفیه اینگونه ادعایی شد.[۱۱۲]

در تعریف‌و‌تمجید دیگری از مهدویت، کل اثر ها دنیوی و معنوی ظهور مهدی در یک سلسله یا این که خویشان خاص متجلی میشود. خلفای فاطمی قرن چهارم از شواهد تاریخی این رویکرداند که حکومت خویش را با ادعای مهدویت استارت کردند.[۱۱۳]

طبق طریقه دیگری اصلی وجود ندارد که حالت نام برده برای مهدویت در نصوص، احراز خواهد شد. بلکه این ارتباط ها و مناسبات سیاسی و فکری میباشد که موقعیت، هدف ها و خصوصیت‌های مهدی و مهدویت را گزینش می‌نماید.[۱۱۴] لذا چه بسا در بین آن مهدویتی که در نصوص آمده و آن مهدویتی که بسته به وضعیت خاص اجتماعی تعریف‌و‌تمجید می گردد، تفاوت‌های جزئی یا این که حتی بنیادین وجود داشته باشد. از شواهد تاریخی این طریقه می‌اقتدار به ادعای مهدویت منصور عباسی برای فرزندش و یا این که مهدویت ابتکار عمل‌ گردیده بوسیله خالدبن معاویه اشاره نمود.[۱۱۵]

در منش دیگری که نوعی مهدویت ارتدادی بود، برخی از اشخاص یا این که نحله‌ها با تمایل‌های خاص فکری و مذهبی، از مذاکره مذهبی چیره در جامعه بیرون می‌شدند و ادعای مهدویت می‌کردند. این معنی از مهدویت، بسته به هدفش به نصوص فقهی مجاورت یا این که بدور میشد. ادعایی که اسپهبدان گبر در زمینه‌ی ابومسلم خراسانی داشتند، از این عهد میباشد.[۱۱۶]

این دگرگونی و تطور در نقطه‌ای از تاریخ متوقف نشد و تا مجال معاصر ادامه داشت. برای مثال پدیدۀ انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران به آموزۀ مهدویت بی‌رابطه وجود ندارد. از طرفی در پندار اسلامی، تحقق جامعۀ موعود، بی نقص‌ترین مرحلۀ فرهنگ وتمدن اسلامی به شمار می‌رود. از طرف دیگر انقلاب اسلامی کشور ایران نیز تحت عنوان حکومتی که اجرای احکام اسلامی را تسهیل می‌نماید، روش تمدنی داراست. آموزۀ مهدویت خیر فقط در صورت‌گیری و موفقیت انقلاب، بلکه در استمرار و بقاء آن هم نقش محوری داشت. براین اساس در بین آموزۀ مهدویت و روش تمدنی انقلاب اسلامی ربط و نسبت می باشد. به نحوی‌که می‌قدرت ذکر کرد آموزه‌های مرتبط با مهدویت راهنمای انقلاب اسلامی بود.[۱۱۷]

بعداز انقلاب بین مالک‌نظران رهیافت‌ها و رویکردهای مختلفی در حوزۀ مهدویت صورت گرفت. می‌قدرت از علاوه بر گفتگو با اساتید و صاحب و مالک‌نظران و منابع مکتوب و یکسری رسانه‌ای جان دار، این رویکردها را حصول کرد. راه و روش قرآنی، روایی، کلامی، فلسفی، دینی، تاریخی، تمدنی، سیاسی، تربیتی، عرفانی، تبلیغی و اگاهی‌رسانی، راهبردی و آجل‌نگارانه، مدیریتی، اجتماعی، جامعه‌شناختی، طرز‌شناختی، ادبی و آیینی و مناسکی، از جملۀ این رویکردها میباشند.[۱۱۸]

جراحت‌شناسی مهدویت؛ مدعیان مهدویت، خرافات و بدعت‌ها
نوشته ی علمیٔ مهم: مدعیان مهدویت
به عنوان مثال مسائلی که بیان کنده التفات «موضوع مهدویت» میباشد، این میباشد که در زمان تاریخ، به اسم اشخاصی واکنش میکنیم که با جعل و تطبیق اسم «مهدی موعود» بر خویش، و یا این که اطلاق این تیتر از سوی سایر افراد به آن‌ها، ادعا‌های بزرگی داشته، یا این که برای آنان قائل بودند که‌این خویش یکی برهان اصلی در اصالت مهدویت میباشد. مهم ترین خصوصیت این داعیه آن میباشد که رهروان آن‌ها، قائل گردیده‌اند که آن‌ها نمرده‌اند و در جایی نسبتا نامعلوم در عالم معاش می‌نمایند و در بعدی، ظهور خواهند نمود و بر ظالمان غلبه پیدا کرده و آئین خویش را در دنیا عظیم خواهند کرد.

اطلاق مهدی موعود بر افراد، از به عبارتی زمانه صدر اسلام شروع گردیده است و به حیث می رسد اولی نفری که او را مهدی خواندند، محمد حنفیه، پسر امام علی(ع) میباشد که از سوی کیسانیه، «موعود» خوانده گردیده‌است. این فرقه اعتقادوباور داشتند محمد حنفیه مهدی موعود میباشد و بعداز مرگ وی، داعیه کردند که وی هیچ گاه نمرده میباشد، بلکه در کوه رَضْاوٰ که در حوالی مدینه میباشد، میان دو شیر قرار گرفته، که حافظ و دربان وی میباشند.

بعداز محمد حنفیه، افراد دیگری بودند که یا این که خویش را مهدی می‌خواندند یااینکه پیروانشان، به آن اشخاص، مهدی می‌گفتند. مهمترین این اشخاص، محمد بن عبدالله محض، عبیدالله المهدی فاطمی، اسحاق سبتی، غلام‌احمد قادیانی، علی محمد شیرازی و مهدی سودانی میباشد.

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه