loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 17
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:05


ابوبکر محمد بن قدمت بن محمد تمیمی (۲۸۴- ۳۵۵ق)، مشهور به اِبْن جِعابی، محدث و رجالی امامی بود. او در کتاب ها رجالی شیعه آیتم مدح قرار گرفته میباشد، [۱] و در برخی نسخه ها الفهرست روضه خوان طوسی توثیق حسینیه نصرت مشهد گردیده است.

معاش
ابن‌ندیم[۲] اسم او را عمرو بن محمد و روحانی طوسی[۳] قدمت بن محمد تصویب نموده است. بنابر برخی نسخه ها الفهرست طوسی[۴] ابن‌عبدون نیز مرتکب همین غلط گردیده است. ابن‌جعابی احتمالاً در بغداد زاده شد.[۵] و در همین شهر از عالم آدرس حسینیه نصرت مشهد رفت.[۶]

وی در دهه انتها قرن سوم هجری قمری در بغداد سرگرم علم آموزی بوده و این مقاله از حضور او نزد مشایخی زیرا حکم دهنده ابومحمد یوسف بن یعقوب (درگذشت۲۹۷ق) و برخی دیگر پر‌نور رزرو حسینیه نصرت مشهد میشود.

از معاش او در مسافت ۳۰۰-۳۳۰ق /۹۱۲-۹۴۲م استحضار چندانی در اختیار وجود ندارد، جز اینکه او برای استماع از عبدالله بن محمد دینوری به دینور سفری داشته میباشد.[۷] بسیار محتمل میباشد که مهاجرت وی به موصل و تصدی منصب قضا در آنجا[۸] مرتبط با همین عصر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد باشد.

ابن‌جعابی در زمان حکومت اِخشید (۳۲۴-۳۳۴ق) سفری به مصر کرد و با وی دیدار کرد.[۹] او مدتی را نیز نزد سیف الدوله، قاضی شیعی حلب (۳۳۳-۳۵۶ق) سپری کرد.[۱۰] ابن‌جعابی بجز حلب به دیگر نقاط شام برای مثال دمشق و حوزه‌ ساحلی مدیترانه نیز مهاجرت کرد.[۱۱]

گر چه احادیث در باب ترتیب این سفرها مقداری با هم اختلاف دارا هستند، البته شاید بتوان همگی سفرهای ذکر شده به مصر و شام را متصل به یکدیگر و یه خرده گذشته یا این که بعداز ۳۳۳ق /۹۴۵م دانست. به هر اکنون او به بغداد رجوع.[۱۲] قاضی نیشابوری در بین سالهای ۳۴۱-۳۴۳ق[۱۳] و ابن‌عیاش[۱۴] بعداز ۳۴۰ق از شاگردان وی درین عصر بوده‌اند.

ابن‌جعابی در ۳۴۸ق در ارجان نزد ابن‌عمید، وزیر دارای اسم و رسم آل بویه بوده[۱۵] و ظاهراً کمتر از یکسال آنگاه یار و همدم وی به بغداد برگشت، [۱۶] ولی در آنجا تفکر نکرد و در ۳۴۹ق روانه اصفهان شد.[۱۷] داده ها درباره ابن‌جعابی راجع‌به سالهای ۳۴۹-۳۵۳ق اندک میباشد، اما دانسته گردیده که او در ۳۵۳ و ۳۵۴ق در بغداد بوده و روحانی اثرگذار[۱۸] و ابن‌بابویه[۱۹] در آنجا از وی استماع کرده‌اند. ابن‌جعابی در حین حیات خویش دست کم یک توشه به کوفه[۲۰] و دو توشه به رقه[۲۱] مهاجرت نموده است که از تاریخ آن‌ها خبری در دسترس وجود ندارد.

مختصات
ابن‌جعابی در نگهداری و ضبط متن ها و اوراق روایات قادر بود و ضمن نقل، به عیب گیری حدیث نیز می‌پرداخت.[۲۲] ابن‌جعابی در حال و روز و انساب رجال داده ها وسیعی داشت، از گرانقدر‌ترین مشایخ بعدازظهر خویش در عراق، شام و مصر حدیث شنید، و اسانید اهل خراسان را نیز در چنگ داشت.[۲۳]

مشایخ و شاگردان
به عنوان مثال مشایخ او می‌قدرت ابوبکر محمد بن یحیی مروزی، ابوعمر محمد بن جعفر قتات، محمد بن حسن بن سماعه حضرمی، ابوبکر جعفر بن محمد فریابی، ابوبکر محمد بن محمد بن سلیمان باغندی، احمد بن محمد بن عقده همدانی، و ابومحمد هیثم بن خلف غربت را اسم پیروزی.[۲۴]


از شاگردان و راویان او نیز می‌قدرت از ابوالحسن علی بن قدمت دارقطنی، ابوحفص قدمت بن احمد شاهین، هارون بن موسی بن احمد تلعکبری، ابو عبدالله حسین بن عبیدالله غضائری، ابوالفتح هلال بن محمد حفار، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن عبدون، بزاز، ابوطاهر عبدالله بن احمد خازن و ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی اسم پیروزی.[۲۵]

مذهب
اینکه مذهب ابن‌جعابی امامی بوده، بارها به وسیله رجال نویسان آیتم تأیید قرار گرفته میباشد، [۲۶] ولی درباره ی وثوق او اقوال اهل سنت متعدد میباشد.

از طریقه علمای رجال
دارقطنی در روایتی بر ودیعه وی در قصه تأکید کرده، لیکن برخی از معاصران او اورا آیتم طعن قرار داده‌اند.[۲۷]
بعضی رجال نویسان متأخر با توکل بر این اتهامات ابن‌جعابی را در آئین سست دانسته و گناه کار شمرده‌اند، [۲۸] از دست اندرکاران تضعیف وی بوسیله اشخاص حافظه گردیده، تشیع ابن‌جعابی[۲۹] و هم‌نشینی وی با متکلمان[۳۰] لازم به ذکر میباشد.
ولی در کتاب ها رجالی شیعه او گزینه مدح قرار گرفته میباشد، [۳۱] حتی‌در برخی نسخه ها الفهرست روحانی طوسی[۳۲] او توثیق گردیده‌است.[۳۳]
اثر ها
به گفته خطیب بغدادی، [۳۴] ابن‌جعابی اثر ها متعددی در حدیث، تاریخ و دانش رجال تألیف نموده است. بعضا گفته‌اند که وی به هنگام احتضار امر داده تا کتاب‌هایش را بسوزانند، و به دنبال آن تلی از کتاب به حریق کشیده شد، [۳۵] قبل از آن نیز بخشی از کتاب‌هایش در رقه از در بین رفته بود، [۳۶] با این همگی قسمتی از اثر ها او تا مدتی بعد از مرگش باقی بوده میباشد. برخی از این اثر ها که اکنون اثری از آن ها در اختیار وجود ندارد عبارتند از:

تسمیة اینجانب روی الحدیث و غیره اینجانب العلوم و اینجانب کانت له صناعة و مذهب و نحلة.[۳۷]
الشیعة اینجانب اصحاب الحدیث و طبقاتهم، که بر پایه ی گزارش نجاشی[۳۸] این کتاب دستکم تا یک قرن بعداز ابن‌جعابی باقی بوده میباشد.
اینجانب حدث هو و ولده (ابوه) عن النبی(ص)، ابن‌حجر[۳۹] آن را به او نسبت داده و از آن نقل نموده است.
اینجانب روی حدیث غدیرخم.[۴۰] ابن‌شهر آشوب احتمالاً این کتاب را چشم بوده میباشد. او متذکر گردیده که ابن‌جعابی حدیث غدیر را از ۱۲۵ طرز گرد آورده میباشد.[۴۱] هفت شیوه از راه‌های سابق الذکر را ابن‌بابویه در معانی الاخبار[۴۲] نقل نموده است.
پانویس


ابوبکر محمد بن قدمت بن محمد تمیمی (۲۸۴- ۳۵۵ق)، مشهور به اِبْن جِعابی، محدث و رجالی امامی بود. او در کتاب ها رجالی شیعه آیتم مدح قرار گرفته میباشد، [۱] و در برخی نسخه ها الفهرست روضه خوان طوسی توثیق حسینیه نصرت مشهد گردیده است.

معاش
ابن‌ندیم[۲] اسم او را عمرو بن محمد و روحانی طوسی[۳] قدمت بن محمد تصویب نموده است. بنابر برخی نسخه ها الفهرست طوسی[۴] ابن‌عبدون نیز مرتکب همین غلط گردیده است. ابن‌جعابی احتمالاً در بغداد زاده شد.[۵] و در همین شهر از عالم آدرس حسینیه نصرت مشهد رفت.[۶]

وی در دهه انتها قرن سوم هجری قمری در بغداد سرگرم علم آموزی بوده و این مقاله از حضور او نزد مشایخی زیرا حکم دهنده ابومحمد یوسف بن یعقوب (درگذشت۲۹۷ق) و برخی دیگر پر‌نور رزرو حسینیه نصرت مشهد میشود.

از معاش او در مسافت ۳۰۰-۳۳۰ق /۹۱۲-۹۴۲م استحضار چندانی در اختیار وجود ندارد، جز اینکه او برای استماع از عبدالله بن محمد دینوری به دینور سفری داشته میباشد.[۷] بسیار محتمل میباشد که مهاجرت وی به موصل و تصدی منصب قضا در آنجا[۸] مرتبط با همین عصر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد باشد.

ابن‌جعابی در زمان حکومت اِخشید (۳۲۴-۳۳۴ق) سفری به مصر کرد و با وی دیدار کرد.[۹] او مدتی را نیز نزد سیف الدوله، قاضی شیعی حلب (۳۳۳-۳۵۶ق) سپری کرد.[۱۰] ابن‌جعابی بجز حلب به دیگر نقاط شام برای مثال دمشق و حوزه‌ ساحلی مدیترانه نیز مهاجرت کرد.[۱۱]

گر چه احادیث در باب ترتیب این سفرها مقداری با هم اختلاف دارا هستند، البته شاید بتوان همگی سفرهای ذکر شده به مصر و شام را متصل به یکدیگر و یه خرده گذشته یا این که بعداز ۳۳۳ق /۹۴۵م دانست. به هر اکنون او به بغداد رجوع.[۱۲] قاضی نیشابوری در بین سالهای ۳۴۱-۳۴۳ق[۱۳] و ابن‌عیاش[۱۴] بعداز ۳۴۰ق از شاگردان وی درین عصر بوده‌اند.

ابن‌جعابی در ۳۴۸ق در ارجان نزد ابن‌عمید، وزیر دارای اسم و رسم آل بویه بوده[۱۵] و ظاهراً کمتر از یکسال آنگاه یار و همدم وی به بغداد برگشت، [۱۶] ولی در آنجا تفکر نکرد و در ۳۴۹ق روانه اصفهان شد.[۱۷] داده ها درباره ابن‌جعابی راجع‌به سالهای ۳۴۹-۳۵۳ق اندک میباشد، اما دانسته گردیده که او در ۳۵۳ و ۳۵۴ق در بغداد بوده و روحانی اثرگذار[۱۸] و ابن‌بابویه[۱۹] در آنجا از وی استماع کرده‌اند. ابن‌جعابی در حین حیات خویش دست کم یک توشه به کوفه[۲۰] و دو توشه به رقه[۲۱] مهاجرت نموده است که از تاریخ آن‌ها خبری در دسترس وجود ندارد.

مختصات
ابن‌جعابی در نگهداری و ضبط متن ها و اوراق روایات قادر بود و ضمن نقل، به عیب گیری حدیث نیز می‌پرداخت.[۲۲] ابن‌جعابی در حال و روز و انساب رجال داده ها وسیعی داشت، از گرانقدر‌ترین مشایخ بعدازظهر خویش در عراق، شام و مصر حدیث شنید، و اسانید اهل خراسان را نیز در چنگ داشت.[۲۳]

مشایخ و شاگردان
به عنوان مثال مشایخ او می‌قدرت ابوبکر محمد بن یحیی مروزی، ابوعمر محمد بن جعفر قتات، محمد بن حسن بن سماعه حضرمی، ابوبکر جعفر بن محمد فریابی، ابوبکر محمد بن محمد بن سلیمان باغندی، احمد بن محمد بن عقده همدانی، و ابومحمد هیثم بن خلف غربت را اسم پیروزی.[۲۴]


از شاگردان و راویان او نیز می‌قدرت از ابوالحسن علی بن قدمت دارقطنی، ابوحفص قدمت بن احمد شاهین، هارون بن موسی بن احمد تلعکبری، ابو عبدالله حسین بن عبیدالله غضائری، ابوالفتح هلال بن محمد حفار، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن عبدون، بزاز، ابوطاهر عبدالله بن احمد خازن و ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی اسم پیروزی.[۲۵]

مذهب
اینکه مذهب ابن‌جعابی امامی بوده، بارها به وسیله رجال نویسان آیتم تأیید قرار گرفته میباشد، [۲۶] ولی درباره ی وثوق او اقوال اهل سنت متعدد میباشد.

از طریقه علمای رجال
دارقطنی در روایتی بر ودیعه وی در قصه تأکید کرده، لیکن برخی از معاصران او اورا آیتم طعن قرار داده‌اند.[۲۷]
بعضی رجال نویسان متأخر با توکل بر این اتهامات ابن‌جعابی را در آئین سست دانسته و گناه کار شمرده‌اند، [۲۸] از دست اندرکاران تضعیف وی بوسیله اشخاص حافظه گردیده، تشیع ابن‌جعابی[۲۹] و هم‌نشینی وی با متکلمان[۳۰] لازم به ذکر میباشد.
ولی در کتاب ها رجالی شیعه او گزینه مدح قرار گرفته میباشد، [۳۱] حتی‌در برخی نسخه ها الفهرست روحانی طوسی[۳۲] او توثیق گردیده‌است.[۳۳]
اثر ها
به گفته خطیب بغدادی، [۳۴] ابن‌جعابی اثر ها متعددی در حدیث، تاریخ و دانش رجال تألیف نموده است. بعضا گفته‌اند که وی به هنگام احتضار امر داده تا کتاب‌هایش را بسوزانند، و به دنبال آن تلی از کتاب به حریق کشیده شد، [۳۵] قبل از آن نیز بخشی از کتاب‌هایش در رقه از در بین رفته بود، [۳۶] با این همگی قسمتی از اثر ها او تا مدتی بعد از مرگش باقی بوده میباشد. برخی از این اثر ها که اکنون اثری از آن ها در اختیار وجود ندارد عبارتند از:

تسمیة اینجانب روی الحدیث و غیره اینجانب العلوم و اینجانب کانت له صناعة و مذهب و نحلة.[۳۷]
الشیعة اینجانب اصحاب الحدیث و طبقاتهم، که بر پایه ی گزارش نجاشی[۳۸] این کتاب دستکم تا یک قرن بعداز ابن‌جعابی باقی بوده میباشد.
اینجانب حدث هو و ولده (ابوه) عن النبی(ص)، ابن‌حجر[۳۹] آن را به او نسبت داده و از آن نقل نموده است.
اینجانب روی حدیث غدیرخم.[۴۰] ابن‌شهر آشوب احتمالاً این کتاب را چشم بوده میباشد. او متذکر گردیده که ابن‌جعابی حدیث غدیر را از ۱۲۵ طرز گرد آورده میباشد.[۴۱] هفت شیوه از راه‌های سابق الذکر را ابن‌بابویه در معانی الاخبار[۴۲] نقل نموده است.
پانویس

نظرات این مطلب

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه