نامشان را «احمد» گذاشتند، حسینیه نصرت مشهد وی فرزند بزرگوار امام موسی کاظم (ع) و از برادران امام رضا (ع) میباشند، آدرس حسینیه نصرت مشهد اسم مامان وی «ام احمد (س)» میباشد، از لقبها وی هم می شود به «شاهچراغ» و «سید السادات الاعاظم» اشاره نمود، رزرو حسینیه نصرت مشهد از تاریخ ظریف به دنیا آمدن این امامزاده واجب التکریم داده ها چندانی در مشت وجود ندارد، رزرو حسینیه نصرت مشهد ولی در تاریخ آمده میباشد که وی بوسیله بابا ارجمندشان همواره آیتم اعتنا قرار می گرفتند و حضرت موسی بن جعفر (ع) وی را مقدم می داشتند و به وی بسیار علاقمند بودند.
والدین
حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به پادشاه لامپ و سیدالسادات، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم علیه السلام میباشد. مامان او، دارای شهرت به «ام احمد»، مامان برخی از فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده میباشد. وی داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنان در نزد آن حضرت بودند و حضرت اسرار خویش را به او می گفتند و امانتشان را نزد او به ودیعت می گذاشتند.
بیعت با علی بن موسی الرضا علیه السلام
زیرا خبر شهیدشدن حضرت موسی کاظم علیه السلام امام هفتم شیعهها در مدینه شایع شد، عموم به در منزل ام احمد، مامان حضرت پاد شاه لامپ «احمد بن موسی» گرد آمده و حضرت سید میر احمد را با خویش به مسجد بردند، چون از جلالت قدر و شخصیت بارز و استحضار بر عبادات و طاعات و تکثیر شرایع و احکام و ظهور کرامات و بروز خوارق عادات که در آن جناب سراغ داشتند، گمان کردند که بعداز وفات پدرش امام موسی بن جعفر علیه السلام امام بحق و خلیفه آن حضرت فرزندش «احمد» میباشد.
به همیت جهت درباره ی امامت با حضرتش بیعت کردند و وی نیز از عموم مدینه بیعت بگرفت، بعد از آن بر منبر بالا رفت، خطبه ای در کمال شیوایی و شیوایی انشاء و خواندن فرمود، آن گاه کلیه حاضرین را کاربر ساخته و خواست که غائبین را نیز باخبر سازند و فرمود: همچنان که در حال حاضر کلیه شما در بیعت اینجانب می باشید، اینجانب خویش در بیعت برادرم علی بن موسی علیه السلام میباشم، بدانید پس از پدرم برادرم «علی» امام و خلیفه ی بحق و البته خداست. و از جانب آفریدگار و نبی صلی الله علیه و آله و سلم وی، بر اینجانب و شما فرض و واجب میباشد که دستور آن بزرگوار را اطاعت کنیم و به هر چه دستور فرماید گردن نهیم.
بعد از آن شمه ای از فضیلت ها و جلالت قدر برادرش علی علیه السلام را ذکر فرمود، تا آنجا که همگی حاضران گفته های آن بزرگوار را اطاعت کردند، آغاز وی بیعت را از عموم برداشت، آنگاه مجموعه حاضران در سرویس احمد به در منزل حضرت امام علی بن موسی علیه السلام آمده همه با آن جناب بر امامت و وصایت و جانشینی امام موسی بن جعفر علیه السلام بیعت نمودند. و حضرت امام رضا علیه السلام درباره برادرش احمد دعا کرد و فرمود: همچنان که حق را نهفته و ضایع نگذاشتی، آفریدگار در عالم و آخرت تورا ضایع نگذارد.
مهاجرت به کشورایران
شیعهها و محبان اهل بیت علیهم السلام، بعداز حضور با برکت امام هشتم علیه السلام در خراسان برای زیارت صورت تابناک امامت و ولایت از نقاط گوناگون، به سوی کشورایران تکان می نمایند. حضرت احمد بن موسی(ع) نیز در سال جاری ها(198-203 ه. ق) با جناب سید امیر محمد عبادت کننده و سید علاءالدین حسین(برادران وی) و عده متعددی از برادرزادگان و محبان اهل بیت علیهم السلام، به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از مدینه تکان می کنند تا از روش شیراز به طوس عزیمت نمایند. میان رویکرد نیز گردآوری کثیری از شیعه ها به آن ها ملحق میگردند. خبر جنبش اینگونه قافله بزرگی مأمون خلیفه عباسی را به وحشت انداخت.
مهاجرت به شیراز
در وقتی که حضرت امام علی بن موسی(ع) با ولایتعهدی تحمیلی در «طوس خراسان» بودند، حضرت احمد بن موسی(س) به رخداد جناب سید محمد عبادت کننده و جناب سید علاءالدین حسین برادران خویش و جمعی دیگر از برادرزادگان و اقارب و دوستان، به قصد زیارت آن حضرت از حجاز به سمت خراسان تکان نمود. دربین راه و روش نیز گردآوری کثیری از شیعه ها و طرفداران به قوم و قبیله رسالت، به سادات معظم ملحق و به رخداد جنبش نمودند تا جایی که می نویسند: به مجاورت شیراز که رسیدند، حدوداً یک قافله پانزده هزار نفری از زنان و مردان تشکیلشده بود.
خبر جنبش این کاروان را به خلیفه وقت(مأمون) دادند. او ترسید که در شرایطیکه اینگونه جمعیتی از بنی هاشم و طرفداران و فدائیان آنها به طوس برسند، اثاثیه تزلزل جایگاه خلافت شود. لذا امریّه ای صادر نمود به آحاد حکام بلاد که در هر کجا قافله بنی هاشم رسیدند، بازدارنده از جنبش گردید و آنها را به سمت مدینه برگردانید. به هرکجا این حکم رسید قافله تکان کرده بود مگر شیراز.
حکم دهنده شیراز مردی به اسم «قتلغ خان» بود. او با چهل هزار لشکر جرّار، در «خان زنیان» در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام اعطا کرد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا می بایست برگردید. حضرت سید احمد(س) فرمود: «ما قصدی از این مهاجرت نداریم، جز دیدار اخوی بزرگوارمان». ولی لشکر قتلغ خان روش را بستند و نزاع شدید خونینی آغاز شد البته لشکر در تاثیر فشار و شجاعت بنی هاشم دور از هم شدند.
لشکر باخت خورده، تدبیری اندیشیدند. بالای بلندی ها فریاد زدند: «الان خبر رسید که ولیعهد(امام هشتم علیه السلام) وفات کرد»! این خبر مانند برق، عنصرها وجود مردمان سست عنصر را حرکت داده، از فضا امام زادگان پراکنده شدند. جناب سید احمد(س) شبانه با برادران و اقارب از بیراهه به شیراز رهسپار گردیدند و با جامه مبدّل دور از هم شدند.
شهیدشدن
حضرت احمد بن موسی(س) برای تامین از تعدی حکومت، به هم پا اخوی خویش مخفیانه به شیراز رهسپار شد. سید احمد در شهر شیراز در خانه یکی شیعه ها در حوزه «سردزک» که مرقد وی دراین حوزه واقع میباشد، سکونت کرد و در منزل این فرد نهفته گشت و شب و روز را به عبادت میگذرانید.
«قتلغ خان» که جاسوسانی را برای شناسایی و بازداشت نمودن سادات که از بخشها خویش فراروگریز نموده بودند قرار داده بود، جای وی را پس از 1سال یافت و وی و همراهانش را محاصره نمودند و نبردی در میان آن ها و مأموران حکومت در گرفت و سید احمد با شهامت و شجاعت هاشمی خویش به پشتیبانی از خویش و ملازمان خویش پرداخت.
وقتی که «قتلغ» دانست که از روش ستیز مسلحانه، توان از در بین بردن آن ها را ندارد؛ از روش منزل اهل یک محل وی شدند و از روش شکافی که در منزل هم محلی صحیح کردند وارد منزل ای که سید أحمد در آن دفاع برده بود، شدند و هنگامی که وی برای استراحت و تجدید قوا، بعد از نبردی زمانبر به منزل رفته بود، هنگام خروج، با شمشیری بر رمز وی ضربه ای وارد کردند. آنگاه به فرمان «قتلغ خان» منزل را بر روی آن تن شریف حاد کردند و تحت آوار باقی گذاردند.
با اعتنا به تبلیغ بزرگ حکومت و مأموران بر علیه تشیع و اهل بیت(ع) تعداد متعددی از عموم که از مخالفین تشیع بودند، حرمت تن شریف نوه نبی را نگاه نداشتند و آن را در ذیل آوار نگاه داشته و به خاک نسپردند.
نامشان را «احمد» گذاشتند، حسینیه نصرت مشهد وی فرزند بزرگوار امام موسی کاظم (ع) و از برادران امام رضا (ع) میباشند، آدرس حسینیه نصرت مشهد اسم مامان وی «ام احمد (س)» میباشد، از لقبها وی هم می شود به «شاهچراغ» و «سید السادات الاعاظم» اشاره نمود، رزرو حسینیه نصرت مشهد از تاریخ ظریف به دنیا آمدن این امامزاده واجب التکریم داده ها چندانی در مشت وجود ندارد، رزرو حسینیه نصرت مشهد ولی در تاریخ آمده میباشد که وی بوسیله بابا ارجمندشان همواره آیتم اعتنا قرار می گرفتند و حضرت موسی بن جعفر (ع) وی را مقدم می داشتند و به وی بسیار علاقمند بودند.
والدین
حضرت سید امیر احمد(ع) ملقب به پادشاه لامپ و سیدالسادات، فرزند بزرگوار امام موسی کاظم علیه السلام میباشد. مامان او، دارای شهرت به «ام احمد»، مامان برخی از فرزندان حضرت موسی بن جعفر(ع) بوده میباشد. وی داناترین، پرهیزگارترین و گرامی ترین زنان در نزد آن حضرت بودند و حضرت اسرار خویش را به او می گفتند و امانتشان را نزد او به ودیعت می گذاشتند.
بیعت با علی بن موسی الرضا علیه السلام
زیرا خبر شهیدشدن حضرت موسی کاظم علیه السلام امام هفتم شیعهها در مدینه شایع شد، عموم به در منزل ام احمد، مامان حضرت پاد شاه لامپ «احمد بن موسی» گرد آمده و حضرت سید میر احمد را با خویش به مسجد بردند، چون از جلالت قدر و شخصیت بارز و استحضار بر عبادات و طاعات و تکثیر شرایع و احکام و ظهور کرامات و بروز خوارق عادات که در آن جناب سراغ داشتند، گمان کردند که بعداز وفات پدرش امام موسی بن جعفر علیه السلام امام بحق و خلیفه آن حضرت فرزندش «احمد» میباشد.
به همیت جهت درباره ی امامت با حضرتش بیعت کردند و وی نیز از عموم مدینه بیعت بگرفت، بعد از آن بر منبر بالا رفت، خطبه ای در کمال شیوایی و شیوایی انشاء و خواندن فرمود، آن گاه کلیه حاضرین را کاربر ساخته و خواست که غائبین را نیز باخبر سازند و فرمود: همچنان که در حال حاضر کلیه شما در بیعت اینجانب می باشید، اینجانب خویش در بیعت برادرم علی بن موسی علیه السلام میباشم، بدانید پس از پدرم برادرم «علی» امام و خلیفه ی بحق و البته خداست. و از جانب آفریدگار و نبی صلی الله علیه و آله و سلم وی، بر اینجانب و شما فرض و واجب میباشد که دستور آن بزرگوار را اطاعت کنیم و به هر چه دستور فرماید گردن نهیم.
بعد از آن شمه ای از فضیلت ها و جلالت قدر برادرش علی علیه السلام را ذکر فرمود، تا آنجا که همگی حاضران گفته های آن بزرگوار را اطاعت کردند، آغاز وی بیعت را از عموم برداشت، آنگاه مجموعه حاضران در سرویس احمد به در منزل حضرت امام علی بن موسی علیه السلام آمده همه با آن جناب بر امامت و وصایت و جانشینی امام موسی بن جعفر علیه السلام بیعت نمودند. و حضرت امام رضا علیه السلام درباره برادرش احمد دعا کرد و فرمود: همچنان که حق را نهفته و ضایع نگذاشتی، آفریدگار در عالم و آخرت تورا ضایع نگذارد.
مهاجرت به کشورایران
شیعهها و محبان اهل بیت علیهم السلام، بعداز حضور با برکت امام هشتم علیه السلام در خراسان برای زیارت صورت تابناک امامت و ولایت از نقاط گوناگون، به سوی کشورایران تکان می نمایند. حضرت احمد بن موسی(ع) نیز در سال جاری ها(198-203 ه. ق) با جناب سید امیر محمد عبادت کننده و سید علاءالدین حسین(برادران وی) و عده متعددی از برادرزادگان و محبان اهل بیت علیهم السلام، به قصد زیارت حضرت رضا علیه السلام از مدینه تکان می کنند تا از روش شیراز به طوس عزیمت نمایند. میان رویکرد نیز گردآوری کثیری از شیعه ها به آن ها ملحق میگردند. خبر جنبش اینگونه قافله بزرگی مأمون خلیفه عباسی را به وحشت انداخت.
مهاجرت به شیراز
در وقتی که حضرت امام علی بن موسی(ع) با ولایتعهدی تحمیلی در «طوس خراسان» بودند، حضرت احمد بن موسی(س) به رخداد جناب سید محمد عبادت کننده و جناب سید علاءالدین حسین برادران خویش و جمعی دیگر از برادرزادگان و اقارب و دوستان، به قصد زیارت آن حضرت از حجاز به سمت خراسان تکان نمود. دربین راه و روش نیز گردآوری کثیری از شیعه ها و طرفداران به قوم و قبیله رسالت، به سادات معظم ملحق و به رخداد جنبش نمودند تا جایی که می نویسند: به مجاورت شیراز که رسیدند، حدوداً یک قافله پانزده هزار نفری از زنان و مردان تشکیلشده بود.
خبر جنبش این کاروان را به خلیفه وقت(مأمون) دادند. او ترسید که در شرایطیکه اینگونه جمعیتی از بنی هاشم و طرفداران و فدائیان آنها به طوس برسند، اثاثیه تزلزل جایگاه خلافت شود. لذا امریّه ای صادر نمود به آحاد حکام بلاد که در هر کجا قافله بنی هاشم رسیدند، بازدارنده از جنبش گردید و آنها را به سمت مدینه برگردانید. به هرکجا این حکم رسید قافله تکان کرده بود مگر شیراز.
حکم دهنده شیراز مردی به اسم «قتلغ خان» بود. او با چهل هزار لشکر جرّار، در «خان زنیان» در هشت فرسخی شیراز اردو زد و همین که قافله بنی هاشم رسیدند، پیغام اعطا کرد که حسب الامر خلیفه، آقایان از همین جا می بایست برگردید. حضرت سید احمد(س) فرمود: «ما قصدی از این مهاجرت نداریم، جز دیدار اخوی بزرگوارمان». ولی لشکر قتلغ خان روش را بستند و نزاع شدید خونینی آغاز شد البته لشکر در تاثیر فشار و شجاعت بنی هاشم دور از هم شدند.
لشکر باخت خورده، تدبیری اندیشیدند. بالای بلندی ها فریاد زدند: «الان خبر رسید که ولیعهد(امام هشتم علیه السلام) وفات کرد»! این خبر مانند برق، عنصرها وجود مردمان سست عنصر را حرکت داده، از فضا امام زادگان پراکنده شدند. جناب سید احمد(س) شبانه با برادران و اقارب از بیراهه به شیراز رهسپار گردیدند و با جامه مبدّل دور از هم شدند.
شهیدشدن
حضرت احمد بن موسی(س) برای تامین از تعدی حکومت، به هم پا اخوی خویش مخفیانه به شیراز رهسپار شد. سید احمد در شهر شیراز در خانه یکی شیعه ها در حوزه «سردزک» که مرقد وی دراین حوزه واقع میباشد، سکونت کرد و در منزل این فرد نهفته گشت و شب و روز را به عبادت میگذرانید.
«قتلغ خان» که جاسوسانی را برای شناسایی و بازداشت نمودن سادات که از بخشها خویش فراروگریز نموده بودند قرار داده بود، جای وی را پس از 1سال یافت و وی و همراهانش را محاصره نمودند و نبردی در میان آن ها و مأموران حکومت در گرفت و سید احمد با شهامت و شجاعت هاشمی خویش به پشتیبانی از خویش و ملازمان خویش پرداخت.
وقتی که «قتلغ» دانست که از روش ستیز مسلحانه، توان از در بین بردن آن ها را ندارد؛ از روش منزل اهل یک محل وی شدند و از روش شکافی که در منزل هم محلی صحیح کردند وارد منزل ای که سید أحمد در آن دفاع برده بود، شدند و هنگامی که وی برای استراحت و تجدید قوا، بعد از نبردی زمانبر به منزل رفته بود، هنگام خروج، با شمشیری بر رمز وی ضربه ای وارد کردند. آنگاه به فرمان «قتلغ خان» منزل را بر روی آن تن شریف حاد کردند و تحت آوار باقی گذاردند.
با اعتنا به تبلیغ بزرگ حکومت و مأموران بر علیه تشیع و اهل بیت(ع) تعداد متعددی از عموم که از مخالفین تشیع بودند، حرمت تن شریف نوه نبی را نگاه نداشتند و آن را در ذیل آوار نگاه داشته و به خاک نسپردند.

فعالیتهای آموزشی و فرهنگی حسینیه نصرت مشهد