بیعت تصاحب کردن برای خلافت پسرش یزید، بیش تر از هر مسأله دیگری سبب ساز شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی عیب گیری نمایند. او از روش مسلمان ها در تعیین خلیفه از زمانه خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۱۲] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، بایستی حکومت ارثی پدید می آورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی عمل سادگی عدم وجود؛ چون عربها از قبلی، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره عملکردهایی سی سالهاش در تأسیس حکومت اموی از در بین برود، میترسید. معاویه بر این اعتقاد و باور بود که انتخاب خلیفه بایستی فی مابین بنیامیه باقی بماند و بهاین خواسته یزید را به ولایتعهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راءس خلافت بایستی در مملکت شام باشد؛ چون میل سیاسی آنها به سوی بنیامیه حسینیه نصرت مشهد بود.[۱۱۳]
موافق قصه مشهوری مغیرة بن شعبه معاویه را بدین درنگ واداشت.[۱۱۴] البته خویش معاویه نیز اینگونه تصمیمی داشت و کلام مغیره، استارت علنی ساختن آن در بین عموم بود.[۱۱۵] زیاد بن ابیه موضع متفاوتی داشت. زیاد اعتقاد داشت که یزید بشر سستی میباشد و به شکار بیشتراز خلافت عشق و علاقه داراست و برای خلیفه شدن مطلوب وجود ندارد و از سوی دیگر مجموعه مخالف، همچنان نیرومند آدرس حسینیه نصرت مشهد بودند.[۱۱۶]
معاویه سفارش زیاد را به خواسته دوری از قیام امام حسن(ع) و فرزندان صحابه، به عهده گرفت و اعلان ولایتعهدی یزید را تا ساختوساز احوال بهتری عقب انداخت. در عین هم اکنون وی شخصیتهای مطرح مخالف ولایتعهدی یزید را از فی مابین برداشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین میگوید:وقتی که معاویه قصد کرد که برای خلافت پس از خودش به عایدی یزید از عموم بیعت بگیرد، برای امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص کارشکنی چید و مخفیانه سم ارسال کرد، هر دوی آنان به مسافت چندین روز از جهان رفتند.[۱۱۷] حتی سازه بر بعضا اقوال عایشه را نیز به همین استدلال به قتل رزرو حسینیه نصرت مشهد رساند.[۱۱۸]
مهم ترین سختی ها ولایتعهدی یزید عبارت بودند از:
اقناع شخصیتهای گرانقدر حجاز به ویژه فرزندان صحابه مانند امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمان بن ابی دیده نشده و حتی بعضی شخصیتهای اموی مانند مروان بن حکم و سعید بن عاص. معاویه برای اقناع شخصیتهای تبارک حجاز به مروان بن حکم طومار نوشت که لحاظ عموم را برای تعیین جانشین او سوای بیان اسم یزید جویا خواهد شد. زمانی پاسخ مثبت اخذ کرد، به مروان طومار نوشت که خبر انتخاب یزید را به استحضار برساند. همینطور در طومارای به کارگزارانش دستور بخشید که به ثنا از یزید بپردازند و هیأتهایی را از شهرهای تبارک به سوی وی گسیل داراهستند. در سود هیأتهایی از عراق و دیگر شهرهای شام برای بیعت با وی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد آمدند.
به زودی پدیدار و آشکار شد که مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی با این بیعت مخالف میباشد.[۱۱۹] امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت قضیه چینی برای خلافت یزید را رد کردند و مروان این مقاله را به معاویه خبر اعطا کرد.[۱۲۰] این چهار نفر توافق کردند که درصورتیکه خلافت ارثی میباشد، وی بیشتراز یزید استحقاق خلافت داراهستند و در حالتیکه استدلال انتخاب خلیفه گزینش اشخاص بلندتر میباشد، معاویه بایستی برای فراهم نمودن بیعت اهل حجاز مبادرت نماید. معاویه در آغاز نرمش آرم بخشید.[۱۲۱] و کارایی کرد با رحمتهای زیاد عموم را به سوی خود جلب نماید. شاعرانی زیرا عقیبه اسدی و عبدالله بن همام سلولی رکه از یزید کینه دوزی داشتند، با پول معاویه، تغییرو تحول موضع دادند.
معاویه در سال ۵۶ بیعت با یزید را به طور رسمیًاعلان کرد. در دمشق پایکوبی گزینش برگزار شد.[۱۲۲] معاویه برای پرهیز از عصیان اهل حجاز به مدینه رفت و خواست میل معارضان را به بیعت با یزید ضمانت نماید. هنگامی که معاویه به مجاورت مدینه رسید، معارضان به مکه رفتند و سایر عموم مدینه با یزید بیعت کردند. معاویه دشوار خشمگین شد و تصمیم گرفت درپی معارضان برود. در مسجدالحرام با آن ها صحبت اذعان کرد. ابن زبیر تحت عنوان سخنگو مخالفت را اظهار کرد و رای زنی ناکامی خورد. معاویه بعداز آن با ارعاب و مجازات، معارضان را به استثنای امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر وادار به بیعت با یزید کرد.[۱۲۳]
مهیا کردن یزید برای تایید این مسئولیت: معاویه برای استعداد یزید برای تایید مسئولیت، اورا در رأس سپاهی به مرزوبوم روم ارسال کرد تا سپاهیان اسلامی را کمک نماید. معاویه برخی شخصیتهای اسلامی مانند ابن عباس، ابن قدمت، ابن زبیر و ابوایوب انصاری را به همدم وی ارسال کرد. وی قصد داشت از یزید یک مجاهد نشانه دهد.[۱۲۴]
بیعت تصاحب کردن برای خلافت پسرش یزید، بیش تر از هر مسأله دیگری سبب ساز شد بخش اعظمی در مقابل وی بایستند و از وی عیب گیری نمایند. او از روش مسلمان ها در تعیین خلیفه از زمانه خلافت ابوبکر، خارج رفته بود.[۱۱۲] وی برای بقای نظامی که سازه کرده بود، بایستی حکومت ارثی پدید می آورد. عملی کردن اینگونه تصمیمی عمل سادگی عدم وجود؛ چون عربها از قبلی، با حکومت ارثی آشنا نبودند و آشکار میباشد که معاویه از این که ثمره عملکردهایی سی سالهاش در تأسیس حکومت اموی از در بین برود، میترسید. معاویه بر این اعتقاد و باور بود که انتخاب خلیفه بایستی فی مابین بنیامیه باقی بماند و بهاین خواسته یزید را به ولایتعهدی برگزید. از سایر سو وی نظریه داشت که راءس خلافت بایستی در مملکت شام باشد؛ چون میل سیاسی آنها به سوی بنیامیه حسینیه نصرت مشهد بود.[۱۱۳]
موافق قصه مشهوری مغیرة بن شعبه معاویه را بدین درنگ واداشت.[۱۱۴] البته خویش معاویه نیز اینگونه تصمیمی داشت و کلام مغیره، استارت علنی ساختن آن در بین عموم بود.[۱۱۵] زیاد بن ابیه موضع متفاوتی داشت. زیاد اعتقاد داشت که یزید بشر سستی میباشد و به شکار بیشتراز خلافت عشق و علاقه داراست و برای خلیفه شدن مطلوب وجود ندارد و از سوی دیگر مجموعه مخالف، همچنان نیرومند آدرس حسینیه نصرت مشهد بودند.[۱۱۶]
معاویه سفارش زیاد را به خواسته دوری از قیام امام حسن(ع) و فرزندان صحابه، به عهده گرفت و اعلان ولایتعهدی یزید را تا ساختوساز احوال بهتری عقب انداخت. در عین هم اکنون وی شخصیتهای مطرح مخالف ولایتعهدی یزید را از فی مابین برداشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبیین میگوید:وقتی که معاویه قصد کرد که برای خلافت پس از خودش به عایدی یزید از عموم بیعت بگیرد، برای امام حسن(ع) و سعد بن ابی وقاص کارشکنی چید و مخفیانه سم ارسال کرد، هر دوی آنان به مسافت چندین روز از جهان رفتند.[۱۱۷] حتی سازه بر بعضا اقوال عایشه را نیز به همین استدلال به قتل رزرو حسینیه نصرت مشهد رساند.[۱۱۸]
مهم ترین سختی ها ولایتعهدی یزید عبارت بودند از:
اقناع شخصیتهای گرانقدر حجاز به ویژه فرزندان صحابه مانند امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر، عبدالله بن قدمت و عبدالرحمان بن ابی دیده نشده و حتی بعضی شخصیتهای اموی مانند مروان بن حکم و سعید بن عاص. معاویه برای اقناع شخصیتهای تبارک حجاز به مروان بن حکم طومار نوشت که لحاظ عموم را برای تعیین جانشین او سوای بیان اسم یزید جویا خواهد شد. زمانی پاسخ مثبت اخذ کرد، به مروان طومار نوشت که خبر انتخاب یزید را به استحضار برساند. همینطور در طومارای به کارگزارانش دستور بخشید که به ثنا از یزید بپردازند و هیأتهایی را از شهرهای تبارک به سوی وی گسیل داراهستند. در سود هیأتهایی از عراق و دیگر شهرهای شام برای بیعت با وی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد آمدند.
به زودی پدیدار و آشکار شد که مدینه بیش از سایر شهرهای اسلامی با این بیعت مخالف میباشد.[۱۱۹] امام حسین(ع)، عبدالله بن زبیر و عبدالله بن قدمت قضیه چینی برای خلافت یزید را رد کردند و مروان این مقاله را به معاویه خبر اعطا کرد.[۱۲۰] این چهار نفر توافق کردند که درصورتیکه خلافت ارثی میباشد، وی بیشتراز یزید استحقاق خلافت داراهستند و در حالتیکه استدلال انتخاب خلیفه گزینش اشخاص بلندتر میباشد، معاویه بایستی برای فراهم نمودن بیعت اهل حجاز مبادرت نماید. معاویه در آغاز نرمش آرم بخشید.[۱۲۱] و کارایی کرد با رحمتهای زیاد عموم را به سوی خود جلب نماید. شاعرانی زیرا عقیبه اسدی و عبدالله بن همام سلولی رکه از یزید کینه دوزی داشتند، با پول معاویه، تغییرو تحول موضع دادند.
معاویه در سال ۵۶ بیعت با یزید را به طور رسمیًاعلان کرد. در دمشق پایکوبی گزینش برگزار شد.[۱۲۲] معاویه برای پرهیز از عصیان اهل حجاز به مدینه رفت و خواست میل معارضان را به بیعت با یزید ضمانت نماید. هنگامی که معاویه به مجاورت مدینه رسید، معارضان به مکه رفتند و سایر عموم مدینه با یزید بیعت کردند. معاویه دشوار خشمگین شد و تصمیم گرفت درپی معارضان برود. در مسجدالحرام با آن ها صحبت اذعان کرد. ابن زبیر تحت عنوان سخنگو مخالفت را اظهار کرد و رای زنی ناکامی خورد. معاویه بعداز آن با ارعاب و مجازات، معارضان را به استثنای امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر وادار به بیعت با یزید کرد.[۱۲۳]
مهیا کردن یزید برای تایید این مسئولیت: معاویه برای استعداد یزید برای تایید مسئولیت، اورا در رأس سپاهی به مرزوبوم روم ارسال کرد تا سپاهیان اسلامی را کمک نماید. معاویه برخی شخصیتهای اسلامی مانند ابن عباس، ابن قدمت، ابن زبیر و ابوایوب انصاری را به همدم وی ارسال کرد. وی قصد داشت از یزید یک مجاهد نشانه دهد.[۱۲۴]

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم