زمان مرجعیت
سید ابوالقاسم خویی، سید محسن طباطبایی حکیم، سید محمود شاهرودی و سید علی تبریزی.
بعداز درگذشت میرزا محمدحسین نائینی (۱۳۱۵ش)، بعضا مقلدان وی به سید محسن حکیم رجوع و برگشت کردند و بعد از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی (۱۳۲۵ش)، مرجعیت وی ثبت شد. سید محسن حکیم بعد از درگذشت بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، آوازه بیشتری بهدست حسینیه نصرت مشهد آورد.[۱۳]
اقدامات فرهنگی - اجتماعی
شماری از اقدامات فرهنگی و اجتماعی محسن حکیم عبارتند از:
تاسیس یا این که تجدید بنا و نوسازی دهها مسجد، حسینیه و بنای فرهنگی.
تأسیس کتابخانهای همگانی مکتبة آیة الله الحکیم العامة در نجف و ساختوساز شعبههایی از آن در بعضی شهرهای عراق و نیز در کشورهایی زیرا اندونزی، کشورایران، بحرین، پاکستان، سوریه، لبنان، مصر و آدرس حسینیه نصرت مشهد هند.
هواخواهی دنیوی و معنوی از نشریاتی مانند الاضواء، رسالة الاسلام، النجف، الایمان، الثقافة الاسلامیة و سلسله کتابها و جزوههایی با تیتر «مِنْ هُدَی النجف».
هواخواهی از نویسندگان، خطیبان، ادیبان و شاعرانی که فرهنگ وتمدن اسلامی را توسعه میدادند و با فکرهای الحادی و کمونیستی یا این که انحرافی رویارویی رزرو حسینیه نصرت مشهد میکردند.
ارسال کردن هیئتی به هند برای رفع اختلاف دربین عالمان.
موضعگیری در اعتراض به قتلعام مسلمانها پاکستان.
دفاع از تأسیس المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی در لبنان.
موضعگیری درباره اخوانالمسلمین مصر.[۱۴]
ساماندهی حوزه
تلگراف آیت الله حکیم به جمال عبدالناصر
بعضی از اقدامات سید محسن حکیم برای ساماندهی ناحیههای علمیه شیعه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عبارتند از:
اپریزی برای ارتقا شمار طلاب؛ چنانکه شمار طلاب در حوزه علمیه نجف، از ۱۲۰۰ بدن به حدود هشت هزار نفر رسید.
تأسیس مکتب علم ها اسلامی و غنابخشیدن به دروس حوزه با برقراری درسهایی زیرا فلسفه، حرف، تعبیر و اقتصاد.
نرمافزارریزی برای آشنا شدن طلاب با پندارهای الحادی مانند مارکسیسم، و دقت دادن بزرگان حوزه به خطر آنان.
تمرکززدایی از حوزه و توسعه و گسترش ناحیههای علمیه در شهرها و بخش ها دوردست و بقیه کشورها مانند پاکستان، ایالات متحده عربی و کشورهای آفریقایی.
اهتمام به وام ها و الزامات علم آموزی و اسکان طلاب فرنگی؛ مثلا تخصیص مکتبای در نجف به طلاب هند و مکتبای به طلاب افغانستان و کشمیر.[۱۵]
نزاع با کمونیسم
بعداز کودتای عبدالکریم قاسم در عراق و به اقتدار وصال وی در ۱۳۳۷ش، قضیه قابل قبولی برای رواج ذهن ها کمونیستی و ثبت قانون ها ناسازگار با احکام دینی مهیا شد. آیت الله حکیم به طور رسمیً به ثبت این مقررات اعتراض کرد و عالمان و خطیبان را به مطلع سازی عموم از ماهیت ضد فقهی آن فراخواند. وی همینطور با صدور دو فتوای تاریخی در ۱۳۳۸ش، پیوستن به حزب کمونیست را از منظر دینیً غیرمجاز و در حکم شرک و الحاد یا این که اشاعه بی دینی و الحاد دانست. [یادداشت ۱]به دنبال این فتوا، دیگر عالمان نجف هم فتواهای شبیه دادند و آخر و عاقبت عبدالکریم قاسم را به معذرت خواهی واداشتند.[۱۷]
مرقد سید محسن حکیم
عملهای سیاسی درون عراق
برخی از عملهای سیاسی سید محسن حکیم در درون عراق عبارتند از:
تأسیس و ثبت جماعت العلماء فی النجف الاشرف.
هجرت به بغداد در ۱۳۴۲ش در اعتراض به رژیم بعثی حکومت عبدالسلام عارف و حبس و شکنجه معارضان.
اعتراض شدید به سیاست طایفهگرایی، تبعیض مذهبی و تفرقهافکنی.
اعتراض به ثبت ضابطه ملیسازی بعضی از کمپانیهای تجاری در ۱۳۴۳ش که به تضعیف توان مالی شیعه ها میانجامید.
عکس العمل شدید به تصمیم حکومت عبدالسلام عارف در سرکوب کردهای شمال عراق. او با فتوا به روا نبودن نزاع با کردها، از کشتار آنها خودداری کرد.[۱۸]
مرقد آیت الله حکیم در کتابخانه
شغلها نسبت به مسلمان ها عالم
سید محسن حکیم به مورد فلسطین آلرژی ویژهای علامت میبخشید. وی در قبال تهاجم رژیم صهیونیستی اسرائیل به فلسطین در سال ۱۳۴۶ش، کلیه مسلمان ها را به ایستادگی و بسیج تجهیزات فراخواند، به رسمیت شناختن اسرائیل از جانب حکومت وقت کشور ایران را محکوم کرد و در اتفاق حریق زدن مسجد الاقصی در ۱۳۴۸ش، با صدور بیانیهای، مسئولیت فقاهتی و تاریخی مسلمانها را در قبال صهیونیستها یادآور شد.[۱۹]سید احمد شبیری زنجانی اطمینان داشت که خلال ملا بودن فهم مصالح همگانی اسلام از وضعیت مرجعیت عامه میباشد وسید محسن حکیم را واجد این شرط می دانست. [۲۰]
بیان شده در جریان محکومیت سید قطب (از رهبران تکان اسلامی مصر) از سوی نظام جمال عبدالناصر، محسن حکیم در ۶ جمادیالاول ۱۳۸۶ق با ارسال تلگرافی خطاب به جمال عبدالناصر، خواهان کنسل حکم اعدام او و دوستانش شد.[۲۱][یادداشت ۲]
موضع ها حکیم در مواجهه با رویدادهای کشور ایران
آیتاللّه حکیم در بعضی از رویدادهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مخالفت خویش را با کارایی حکومت محمدرضا پهلوی علامت اعطا کرد؛ مثلا:
برخورد شدید به ثبت لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی.
اظهار تأثر شدید از کشته شدن یکسری فراگیر در حادثه فیضیه و ارائه این توصیه که علما تیمجمعی به عتبات سفر نمایند تا وی بتواند رأی مصرح خویش را درباره دولت جمهوری اسلامی ایران صادر نماید. امام خمینی و شماری دیگر از علمای قم در جواب بدین سفارش، سفر را به صلاح ندانستند و حضور در کشورایران را ضروری قلمداد کردند.
محکومیت رخداد ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش و اعلام ناتوانی حکومت کشور ایران در اداره کشور.[۲۲]
عدم ملازمت و همراهی در برخی مسائل: حسینعلی منتظری در کتاب خاطرات خویش، آورده که بعضا، ذهن حکیم را نسبت به آیتالله خمینی مغشوش کرده بود و به همین ادله، وی با آیتالله خمینی ملازمت و همراهی و همیاری نمیکرد.[یادداشت ۳]
تکنگاری
کتاب «احیاگر حوزه علمیه نجف، آیتالله العظمی سید محسن حکیم» تاثیر صفاءالدین تبرائیان میباشد که به معاش، کارها و نقش آیتالله حکیم تحت عنوان مرجع شیعه در عالم اسلام میپردازد. این کتاب از سوی راءس اوراق انقلاب اسلامی منتشر گردیده است.[۲۳]
کتاب «مرجع بعدازظهر آیتالله العظمی حکیم به قصه تصویر» نیز تاثیر تبرائیان میباشد که در آن بیشتراز ۳۰۰ تصویر از آیتالله حکیم، فرزندان و شاگردانش و بناهای عتبات عالیات عده شدهاست.
کتاب الامام الحکیم، نوشته سید احمد حسینی اشکوری نیز، به گستردنهم اکنون سید محسن حکیم پرداخته میباشد.[۲۴]
زمان مرجعیت
سید ابوالقاسم خویی، سید محسن طباطبایی حکیم، سید محمود شاهرودی و سید علی تبریزی.
بعداز درگذشت میرزا محمدحسین نائینی (۱۳۱۵ش)، بعضا مقلدان وی به سید محسن حکیم رجوع و برگشت کردند و بعد از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی (۱۳۲۵ش)، مرجعیت وی ثبت شد. سید محسن حکیم بعد از درگذشت بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، آوازه بیشتری بهدست حسینیه نصرت مشهد آورد.[۱۳]
اقدامات فرهنگی - اجتماعی
شماری از اقدامات فرهنگی و اجتماعی محسن حکیم عبارتند از:
تاسیس یا این که تجدید بنا و نوسازی دهها مسجد، حسینیه و بنای فرهنگی.
تأسیس کتابخانهای همگانی مکتبة آیة الله الحکیم العامة در نجف و ساختوساز شعبههایی از آن در بعضی شهرهای عراق و نیز در کشورهایی زیرا اندونزی، کشورایران، بحرین، پاکستان، سوریه، لبنان، مصر و آدرس حسینیه نصرت مشهد هند.
هواخواهی دنیوی و معنوی از نشریاتی مانند الاضواء، رسالة الاسلام، النجف، الایمان، الثقافة الاسلامیة و سلسله کتابها و جزوههایی با تیتر «مِنْ هُدَی النجف».
هواخواهی از نویسندگان، خطیبان، ادیبان و شاعرانی که فرهنگ وتمدن اسلامی را توسعه میدادند و با فکرهای الحادی و کمونیستی یا این که انحرافی رویارویی رزرو حسینیه نصرت مشهد میکردند.
ارسال کردن هیئتی به هند برای رفع اختلاف دربین عالمان.
موضعگیری در اعتراض به قتلعام مسلمانها پاکستان.
دفاع از تأسیس المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی در لبنان.
موضعگیری درباره اخوانالمسلمین مصر.[۱۴]
ساماندهی حوزه
تلگراف آیت الله حکیم به جمال عبدالناصر
بعضی از اقدامات سید محسن حکیم برای ساماندهی ناحیههای علمیه شیعه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عبارتند از:
اپریزی برای ارتقا شمار طلاب؛ چنانکه شمار طلاب در حوزه علمیه نجف، از ۱۲۰۰ بدن به حدود هشت هزار نفر رسید.
تأسیس مکتب علم ها اسلامی و غنابخشیدن به دروس حوزه با برقراری درسهایی زیرا فلسفه، حرف، تعبیر و اقتصاد.
نرمافزارریزی برای آشنا شدن طلاب با پندارهای الحادی مانند مارکسیسم، و دقت دادن بزرگان حوزه به خطر آنان.
تمرکززدایی از حوزه و توسعه و گسترش ناحیههای علمیه در شهرها و بخش ها دوردست و بقیه کشورها مانند پاکستان، ایالات متحده عربی و کشورهای آفریقایی.
اهتمام به وام ها و الزامات علم آموزی و اسکان طلاب فرنگی؛ مثلا تخصیص مکتبای در نجف به طلاب هند و مکتبای به طلاب افغانستان و کشمیر.[۱۵]
نزاع با کمونیسم
بعداز کودتای عبدالکریم قاسم در عراق و به اقتدار وصال وی در ۱۳۳۷ش، قضیه قابل قبولی برای رواج ذهن ها کمونیستی و ثبت قانون ها ناسازگار با احکام دینی مهیا شد. آیت الله حکیم به طور رسمیً به ثبت این مقررات اعتراض کرد و عالمان و خطیبان را به مطلع سازی عموم از ماهیت ضد فقهی آن فراخواند. وی همینطور با صدور دو فتوای تاریخی در ۱۳۳۸ش، پیوستن به حزب کمونیست را از منظر دینیً غیرمجاز و در حکم شرک و الحاد یا این که اشاعه بی دینی و الحاد دانست. [یادداشت ۱]به دنبال این فتوا، دیگر عالمان نجف هم فتواهای شبیه دادند و آخر و عاقبت عبدالکریم قاسم را به معذرت خواهی واداشتند.[۱۷]
مرقد سید محسن حکیم
عملهای سیاسی درون عراق
برخی از عملهای سیاسی سید محسن حکیم در درون عراق عبارتند از:
تأسیس و ثبت جماعت العلماء فی النجف الاشرف.
هجرت به بغداد در ۱۳۴۲ش در اعتراض به رژیم بعثی حکومت عبدالسلام عارف و حبس و شکنجه معارضان.
اعتراض شدید به سیاست طایفهگرایی، تبعیض مذهبی و تفرقهافکنی.
اعتراض به ثبت ضابطه ملیسازی بعضی از کمپانیهای تجاری در ۱۳۴۳ش که به تضعیف توان مالی شیعه ها میانجامید.
عکس العمل شدید به تصمیم حکومت عبدالسلام عارف در سرکوب کردهای شمال عراق. او با فتوا به روا نبودن نزاع با کردها، از کشتار آنها خودداری کرد.[۱۸]
مرقد آیت الله حکیم در کتابخانه
شغلها نسبت به مسلمان ها عالم
سید محسن حکیم به مورد فلسطین آلرژی ویژهای علامت میبخشید. وی در قبال تهاجم رژیم صهیونیستی اسرائیل به فلسطین در سال ۱۳۴۶ش، کلیه مسلمان ها را به ایستادگی و بسیج تجهیزات فراخواند، به رسمیت شناختن اسرائیل از جانب حکومت وقت کشور ایران را محکوم کرد و در اتفاق حریق زدن مسجد الاقصی در ۱۳۴۸ش، با صدور بیانیهای، مسئولیت فقاهتی و تاریخی مسلمانها را در قبال صهیونیستها یادآور شد.[۱۹]سید احمد شبیری زنجانی اطمینان داشت که خلال ملا بودن فهم مصالح همگانی اسلام از وضعیت مرجعیت عامه میباشد وسید محسن حکیم را واجد این شرط می دانست. [۲۰]
بیان شده در جریان محکومیت سید قطب (از رهبران تکان اسلامی مصر) از سوی نظام جمال عبدالناصر، محسن حکیم در ۶ جمادیالاول ۱۳۸۶ق با ارسال تلگرافی خطاب به جمال عبدالناصر، خواهان کنسل حکم اعدام او و دوستانش شد.[۲۱][یادداشت ۲]
موضع ها حکیم در مواجهه با رویدادهای کشور ایران
آیتاللّه حکیم در بعضی از رویدادهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مخالفت خویش را با کارایی حکومت محمدرضا پهلوی علامت اعطا کرد؛ مثلا:
برخورد شدید به ثبت لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی.
اظهار تأثر شدید از کشته شدن یکسری فراگیر در حادثه فیضیه و ارائه این توصیه که علما تیمجمعی به عتبات سفر نمایند تا وی بتواند رأی مصرح خویش را درباره دولت جمهوری اسلامی ایران صادر نماید. امام خمینی و شماری دیگر از علمای قم در جواب بدین سفارش، سفر را به صلاح ندانستند و حضور در کشورایران را ضروری قلمداد کردند.
محکومیت رخداد ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش و اعلام ناتوانی حکومت کشور ایران در اداره کشور.[۲۲]
عدم ملازمت و همراهی در برخی مسائل: حسینعلی منتظری در کتاب خاطرات خویش، آورده که بعضا، ذهن حکیم را نسبت به آیتالله خمینی مغشوش کرده بود و به همین ادله، وی با آیتالله خمینی ملازمت و همراهی و همیاری نمیکرد.[یادداشت ۳]
تکنگاری
کتاب «احیاگر حوزه علمیه نجف، آیتالله العظمی سید محسن حکیم» تاثیر صفاءالدین تبرائیان میباشد که به معاش، کارها و نقش آیتالله حکیم تحت عنوان مرجع شیعه در عالم اسلام میپردازد. این کتاب از سوی راءس اوراق انقلاب اسلامی منتشر گردیده است.[۲۳]
کتاب «مرجع بعدازظهر آیتالله العظمی حکیم به قصه تصویر» نیز تاثیر تبرائیان میباشد که در آن بیشتراز ۳۰۰ تصویر از آیتالله حکیم، فرزندان و شاگردانش و بناهای عتبات عالیات عده شدهاست.
کتاب الامام الحکیم، نوشته سید احمد حسینی اشکوری نیز، به گستردنهم اکنون سید محسن حکیم پرداخته میباشد.[۲۴]

فعالیتهای آموزشی و فرهنگی حسینیه نصرت مشهد