پناهنده شدن همسایگان به کشورایران
از اتفاق ها عمده روزگار فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون فرمان روا هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو اتفاق افتاد تأثیر متعددی در ارتباط ها کشورایران با هند و حسینیه نصرت مشهد عثمانی داشت.
[۱۰] در سال ۹۵۰ ه.ق همایون سلطان هند به انگیزه اختلافاتی که در بین وی و شیرخان افغانی چهره داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را شکاف کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمان روا طهماسب پناهنده آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.
فرمانروا طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و امر اعطا کرد اورا با احترام تا پایتخت ملازمت و همراهی نمایند. همایون بعداز مدتی اقامت در کشورایران با نیرویی که فرمان روا صفوی در چنگ وی گذاشت، به هند رجوع و سلطنت از دست رفته خویش را به دست رزرو حسینیه نصرت مشهد آورد.
این حادثه چنان اثر خیر و خوبی در رابطه ها جمهوری اسلامی ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یکسری که اختلافاتی دربین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ادامه یافت.[۱۱]
در سال ۹۶۷ ه.ق بایزید به انگیزه پارهای اختلافات که با پدرش پاد شاه سلیمان و برادرش سلیم پیدا کرده بود، با ده هزار سرباز دارای سلاح از آناتولی وارد جمهوری اسلامی ایران شد و از پاد شاه طهماسب تقاضای پناهنده شدن کرد. فرمان روا طهماسب اورا گرامی داشته و امر کرد وی و نزدیکانش را در کاخ قابل قبولی مکان دهند. فرمان روا عثمانی که از داخل شدن بایزید به کشورایران اگاهی یافت، با ارسال طومارهای مکرر به طور احترام یا این که حتی گاه ترساندن، استرداد بایزید را از فرمان روا طهماسب تقاضا کرد. پادرمیانیها و تقاضاهای فرمانروا نیز برای عفووبخشش شاهزاده عثمانی ابدا مؤثر واقع نشد. سرنوشت فرمان روا صفوی برای پرهیز از تهاجم عثمانی و شعلهور شدن پیکارهایی که به موجب صلح آماسیه متوقف گردیده بود، بایزید و فرزندان اورا تسلیم مأموران عثمانی کرد. متعاقب آن در سال ۹۶۹ ه.ق صلحی در بین طرفین انعقاد شوید و نزاعهای غرب میهن برای مدتی نسبتا زمانبر بی سر و صدا شد.[۱۲]
هجرت علما به کشورایران
مقارن با شروع زمانه سلطنت صفویان، مرکز ها فقاهتی و شیخ شیعی در سوا کشورایران و مرز و بومهای عربی به ویژه جبل دلیل قرار داشت. با استقرار سلطنت صفوی در زمان طهماسب، سیل هجرت عالمان و فقیهان شیعی از این مرکزها به سوی جمهوری اسلامی ایران سرازیر شد. گرچه در طول فرمانروا اسماعیل نخستین افرادی زیرا روحانی زین الدین علی و سید نعمت الله حلی و حتی یک توشه متفحص کرکی به کشور ایران آمده بودند؛ البته آن مسافرتها کوتاهدوران، جداازهم و ناپایدار بود. بدین ترتیب می بایست اعلام کرد تشکیل و استمرار بنیان روحانیت شیعی از زمان طهماسب استارت میشود، خصوصا بعداز ورود پژوهشگر ثانی که به کشورایران وارد شدند، دودمانهای شیخ از این مهاجرین و فرزندانشان در کشور ایران ساخته شده و مناصب مختلفی در کشور ایران را از قبیل روحانی الاسلامی، امامت، قضاوت، صدارت تا وزارت را به دست آوردند که تا اواخر عصر صفویه تداوم یافت. این سلسله قوم و قبیلههای روضه خوان که خلال رابطه نسبی و سببی از دید آموزشی و علمی نیز به یکدیگر لینک و پیوند میخوردهاند، تا وسط زمان صفویه سیمایی عربی به هیأت روحانیت کشور ایران اعطا کرد؛ البته کم کم که نسل جدیدی از عالمان و فقیهان شیعی اهل ایران رشد یافت، عنصر اهل ایران در فقاهت و روحانیت شیهی وجه موفق یافت. از دارای شهرتترین عالمانی که در عصر فرمان روا طهماسب به جمهوری اسلامی ایران هجرت کردند روضه خوان علی بن بنده العالی کرکی دارای اسم و رسم به متفحص ثانی، روحانی علی منشار، روحانی حسین بن عبدالصمد حارثی و فرزندش روضه خوان بهایی میباشند. [۱۳]
فرمان روا طهماسب متشخص و سیاست مذهبیای که داشت، می کوشید تا رابطه ها گرم و بسیار قربت با علما برقرار نماید. به گونه ای که علما و روحانیون مدام در مجلس او حاضر بودند و فرمان روا طهماسب در هیچ امری فارغ از فتوا و مسأله شغل نمی کرد و در هر کاری آغاز حکم فقهی آن را از علما میپرسید.[۱۴]
پناهنده شدن همسایگان به کشورایران
از اتفاق ها عمده روزگار فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون فرمان روا هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو اتفاق افتاد تأثیر متعددی در ارتباط ها کشورایران با هند و حسینیه نصرت مشهد عثمانی داشت.
[۱۰] در سال ۹۵۰ ه.ق همایون سلطان هند به انگیزه اختلافاتی که در بین وی و شیرخان افغانی چهره داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را شکاف کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمان روا طهماسب پناهنده آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.
فرمانروا طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و امر اعطا کرد اورا با احترام تا پایتخت ملازمت و همراهی نمایند. همایون بعداز مدتی اقامت در کشورایران با نیرویی که فرمان روا صفوی در چنگ وی گذاشت، به هند رجوع و سلطنت از دست رفته خویش را به دست رزرو حسینیه نصرت مشهد آورد.
این حادثه چنان اثر خیر و خوبی در رابطه ها جمهوری اسلامی ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یکسری که اختلافاتی دربین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ادامه یافت.[۱۱]
در سال ۹۶۷ ه.ق بایزید به انگیزه پارهای اختلافات که با پدرش پاد شاه سلیمان و برادرش سلیم پیدا کرده بود، با ده هزار سرباز دارای سلاح از آناتولی وارد جمهوری اسلامی ایران شد و از پاد شاه طهماسب تقاضای پناهنده شدن کرد. فرمان روا طهماسب اورا گرامی داشته و امر کرد وی و نزدیکانش را در کاخ قابل قبولی مکان دهند. فرمان روا عثمانی که از داخل شدن بایزید به کشورایران اگاهی یافت، با ارسال طومارهای مکرر به طور احترام یا این که حتی گاه ترساندن، استرداد بایزید را از فرمان روا طهماسب تقاضا کرد. پادرمیانیها و تقاضاهای فرمانروا نیز برای عفووبخشش شاهزاده عثمانی ابدا مؤثر واقع نشد. سرنوشت فرمان روا صفوی برای پرهیز از تهاجم عثمانی و شعلهور شدن پیکارهایی که به موجب صلح آماسیه متوقف گردیده بود، بایزید و فرزندان اورا تسلیم مأموران عثمانی کرد. متعاقب آن در سال ۹۶۹ ه.ق صلحی در بین طرفین انعقاد شوید و نزاعهای غرب میهن برای مدتی نسبتا زمانبر بی سر و صدا شد.[۱۲]
هجرت علما به کشورایران
مقارن با شروع زمانه سلطنت صفویان، مرکز ها فقاهتی و شیخ شیعی در سوا کشورایران و مرز و بومهای عربی به ویژه جبل دلیل قرار داشت. با استقرار سلطنت صفوی در زمان طهماسب، سیل هجرت عالمان و فقیهان شیعی از این مرکزها به سوی جمهوری اسلامی ایران سرازیر شد. گرچه در طول فرمانروا اسماعیل نخستین افرادی زیرا روحانی زین الدین علی و سید نعمت الله حلی و حتی یک توشه متفحص کرکی به کشور ایران آمده بودند؛ البته آن مسافرتها کوتاهدوران، جداازهم و ناپایدار بود. بدین ترتیب می بایست اعلام کرد تشکیل و استمرار بنیان روحانیت شیعی از زمان طهماسب استارت میشود، خصوصا بعداز ورود پژوهشگر ثانی که به کشورایران وارد شدند، دودمانهای شیخ از این مهاجرین و فرزندانشان در کشور ایران ساخته شده و مناصب مختلفی در کشور ایران را از قبیل روحانی الاسلامی، امامت، قضاوت، صدارت تا وزارت را به دست آوردند که تا اواخر عصر صفویه تداوم یافت. این سلسله قوم و قبیلههای روضه خوان که خلال رابطه نسبی و سببی از دید آموزشی و علمی نیز به یکدیگر لینک و پیوند میخوردهاند، تا وسط زمان صفویه سیمایی عربی به هیأت روحانیت کشور ایران اعطا کرد؛ البته کم کم که نسل جدیدی از عالمان و فقیهان شیعی اهل ایران رشد یافت، عنصر اهل ایران در فقاهت و روحانیت شیهی وجه موفق یافت. از دارای شهرتترین عالمانی که در عصر فرمان روا طهماسب به جمهوری اسلامی ایران هجرت کردند روضه خوان علی بن بنده العالی کرکی دارای اسم و رسم به متفحص ثانی، روحانی علی منشار، روحانی حسین بن عبدالصمد حارثی و فرزندش روضه خوان بهایی میباشند. [۱۳]
فرمان روا طهماسب متشخص و سیاست مذهبیای که داشت، می کوشید تا رابطه ها گرم و بسیار قربت با علما برقرار نماید. به گونه ای که علما و روحانیون مدام در مجلس او حاضر بودند و فرمان روا طهماسب در هیچ امری فارغ از فتوا و مسأله شغل نمی کرد و در هر کاری آغاز حکم فقهی آن را از علما میپرسید.[۱۴]

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم