loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 29
سه شنبه 9 ارديبهشت 1404 زمان : 10:03


مسجد قِبْلَتَیْن یا این که ذوقبلتین مسجدی میباشد در مدینه که با نزول آیه ۱۴۴ سوره بقره امر تغییر و تحول قبله از مسجد الاقصی به کعبه در آن بر رسول اسلام إعلان شد. واپسین تجدید بنای آن در سال ۱۴۰۸ق حسینیه نصرت مشهد تمام شد.

جریان تغییر‌و تحول قبله
نقل گردیده‌است رسول(ص) به یار تنی چند از صحابه به فی مابین خاندان بنی‌سلمه رفت[۱] تا با اُم‌ّبِشر دختر براء بن معرور ملاقات نماید.[۲] ام‌انسان غذایی برایشان مهیا کرد. بعداز میل کردن خوراک به هم پا صحابه به نماز درگیر شدند. در وسط نماز، آیه قبله نازل شد و نبی و اصحاب، روی خویش را به سمت کعبه آدرس حسینیه نصرت مشهد برگرداندند.[۳]

قرآن کریم ومهربان در سوره بقره، آیه‌های ۱۴۲ تا ۱۵۰ و نیز آیه ۱۷۷ در زمینه ی تغییر و تحول قبله صحبت گفته میباشد.

ساختن مسجد
در محلی که نماز به سمت دو قبله در آن اقامه شد، مسجدی ساختند که مسجد قبلتین نامیده شد.[۴] این مسجد در شمال غربی مدینه، حدود ۳ کیلومتری مسجد النبی[۵]، غرب مسجد فتح[۶]، مجاورت چاه رُومَة[۷] و در حیطه عقیق[۸] واقع میباشد. مسجد قبلتین فی مابین خویشاوندان بنی‌سلمه قرار گرفته بود و به مسجد بنی‌سلمه نیز آوازه رزرو حسینیه نصرت مشهد یافت.[۹]

این مسجد که در سال ۲ هجری قمری سازه گردیده بود، در طی قرن‌ها به دفعات آیتم نوسازی قرار گرفته میباشد.[۱۰]

واپسین بازسازی
واپسین تجدید بنای مسجد قبلتین هم پا پیشرفت، به فرمان فهد بن مخلوق العزیز (درگذشت: ۱۴۲۶ق) در زمینی به مساحت ۳۹۲۰ متر مربع شکل گرفت که تشکیل داد آن در سال ۱۴۰۸ق نقطه پايان یافت. زمین مسجد مثلث میباشد با اضلاع ۸۳ متر بهر خیابان مهم، ۹۵ متر ضلع جنوبی و ۸۲ متر در غرب. سالنی با دو گنبد در مساحت ۱۱۹۰ متر ویژه نمازگزاران میباشد و رواقی به مساحت ۴۰۰ متر به بانوان تخصیص دارااست. مسجد دارنده دو گلدسته به طول چهل متر میباشد. مقابل مسجد، قبرستانی میباشد که بعضا به آن گورستان بنی سلمه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میگویند.[۱۱]

مسجدهای دیگر به اسم قبلتین
در منابع سابق مسجدهای دیگر نیز به «قبلتین» نامیده گردیده‌اند؛ زیرا با داخل شدن خبر تغییر‌و تحول قبله در مسجد ذوالقبلتین، به نمازگزاران این مسجدها اینان نیز بین نماز، قبله را تغییر‌و تحول داده‌اند:

مسجد قبا: نمازگزاران در مسجد قبا فی مابین نماز صبح خبر تغییر و تحول قبله را دریافتند و به سمت کعبه روی گرداندند[۱۲] و لذا مسجد قبا به ذو قبلتین اسم گرفت.[۱۳]

مسجد بنی‌عبدالاشهل: بنی‌عبدالاشهل در مسجدشان تا رکعت دوم نماز جماعت را به طرف بیت المقدس خوانده بودند که خبر تغییر تحول قبله به آن‌ها رسید و در سود زنان و مردان، جایشان را با هم عوض کردند و دو رکعت ما‌نده را به سمت کعبه خواندند. این مسجد به قبلتین اسم‌گذاری شد.[۱۴]

جستارهای متعلق
تغییر و تحول قبله
آیه قبله
مساجد سبعه
پانویس
صالحی دمشقی‏، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۱۲، ص۵۶.
ابن‌سعد، الطبقات الکبری‏، ۱۹۹۰م، ج۱، ص۱۸۶.
بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج۱، ص۲۴۶.
مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۷۹.
جعفریان، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۱ش، ص۳۳۴.
مکی، تاریخ مکة المشرفة والمسجد الحرام والمدینة الشریفة والقبر الشریف، ۱۴۱۸ق، ص ۳۰۰
علامه مجلسی، بحار الأنوار، ۱۴۰۳ق، ج۸۱، ص۷۶.
حموی، معجم البلدان، ۱۳۹۹ق، ج ۱، ص ۲۹۹.
یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، دار صادر، ج۲، ص۴۲.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۹۱ش، ص۳۳۲-۳۳۴.
نگاه نمائید به: کعکی، معالم المدینة المنورة، ۱۴۳۲ق، جزء ۴، ص ۳۰ ـ ۴۵
بخاری، درست البخاری، ۱۴۰۱ق، ج۸، ص۱۳۳ ـ ۱۳۴.
غزالی، إحیاء علم ها الدین، دار الکتاب العربی، ج۶، ص۱۳۰.
طوسی، تهذیب الأحکام، ۱۳۶۴ش، ج۲، ص۴۴.
منابع
ابن‌سعد، محمد، الطبقات الکبری‏، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۹۹۰م.
ابن عبدالبر، یوسف بن عبد و بنده الله‏، الاستیعاب فی معرفة الأصحاب، رسیدگی: علی محمد البجاوی، بیروت، دار الجیل، چاپ نخستین، ۱۴۱۲ق.
بخاری، محمد بن اسماعیل، درست البخاری، دارالفکر، ۱۴۰۱ق.
بلاذری، احمد بن یحیی، انساب الاشراف، رسیدگی: سهیل زکار و ریاض زرکلی، بیروت، دار الفکر، چاپ نخستین، ۱۴۱۷ق.
جعفریان، پیامبر، اثر ها اسلامی مکه و مدینه، طهران، مشعر، ۱۳۹۱ش.
حموی، یاقوت، معجم البلدان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ۱۳۹۹ق.
صالحی دمشقی‏، محمد بن یوسف، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة نه العباد، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ نخستین، ۱۴۱۴ق.
طوسی، محمد، تهذیب الاحکام، رسیدگی: سید حسن موسوی خرسان، طهران، دار الکتب الاسلامیة، چاپ سوم، ۱۳۶۴ش.
غزالی، محمد، إحیاء علم ها الدین، بیروت، دار الکتاب العربی.
کعکی، عبدالعزیز، معالم المدینة المنورة دربین العمارة و التاریخ، بیروت، مؤسسة التاریخ العربی، چاپ نخستین، ۱۴۳۲ق.
مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ دوم، ۱۴۰۳ق.

بازدید : 53
دوشنبه 8 ارديبهشت 1404 زمان : 10:04


منزلت علمی
«این روحانی (خواجه نصیر) شایسته ترینِ زمان خویش در علم ها عقلی بود … و با خوی‌ترین شخصی بود که اینجانب چشم بودم.[۴۱]

خواجه نصیر طوسی را در دانش، همتای ابن سینا دانسته‌اند؛ با این تفاوت که ابن سینا در طب سرآمد بود و خواجه‌نصیر در ریاضی ها.[مستلزم منبع] بعضا معتقدند نگهبانی خواجه نصیرالدین طوسی از ابن سینا در قبال نقدها فخر رازی، در کتاب گستردن اشارات، موجب احیای فلسفه در آن بعدازظهر حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

[۴۲] هم‌اینگونه خواجه نصیر را مبتکر طریق فلسفی در سخن شیعه دانسته‌اند.[۴۳] به اعتقادوباور مرتضی مطهری، آحاد اثرها کلامی بعداز خواجه نصیر، از کتاب تجرید الاعتقاد تأثیر پذیرفته‌اند.[۴۴] براساس بعضی بازرسی‌های معاصر، خواجه نصیر طوسی، از یک سو شارح و مُمعدودّل فیلسوفان و پژوهشگران قبل از خویش بوده، و از سوی دیگر الگو محققان بعداز خویش آدرس حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.[۴۵]

بخش اعظمی از محققان مسلمان و همینطور اسلام‌شناسان غربی، از وی حمد کرده‌اند.[۴۶] تعابیر مختلفی که دربارهٔ خواجه طوسی گردیده نشانگر منزلت علمی اوست بعضا از آن ها عبارتند از: «أفضل المتأخرین العلامة الطوسی»[۴۷] پاد شاه المحققین[۴۸] فخر الحکما و مؤیّد الفضلا، نصیر الملّة و الدّین[۴۹]پژوهشگر مدقق طوسی و حکیم کلان قُدّوسی[۵۰] افضل المتأخرین و رزرو حسینیه نصرت مشهد اکمل المتقدمین.[۵۱]

۵ اسفند سالروز به دنیاآمدن خواجه نصیر، به حافظه این دانشمند تعالی تحت عنوان روز مهندس به تصویب رسیده میباشد و هر سال هم‌زمان با این روز همایش‌ها و مراسم مختلفی برگزار می شود.[۵۲]اشعاری را نیز به خواجه نصیر طوسی نسبت داده‌اند مثلا در طومار دانشوران این رباعی را به وی منسوب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند

زیرا در سفریم ای پسر هیچ مگوی
وضع حَضَر در‌این هجرت هیچ مگوی
ما هیچ و دنیا هیچ و حزن و شور هیچ
می‌دان که نِه‌ای هیچ دگر هیچ مگوی‌[۵۳]


شاگردان
بعضا از شاگردان تعالی خواجه نصیر طوسی عبارتند از:

علامه حلی فقید و متکلم گران قدر شیعی (متوفی ۷۲۶ق)، حکمت را نزد خواجه طوسی یادگرفت[۵۴] و شرحی بر کتاب تجرید الاعتقاد خواجه نصیر با تیتر کشف المراد نوشت. این کتاب از مشهورترین گستردن‌های تجرید میباشد.[۵۵]
ابن میثم بحرانی، تالیف کننده کتاب مصباح السالکین (تفصیل نهج البلاغه)، حکیم، ریاضی‌دان، متکلم و فقید که در حکمت، طلبه خواجه نصیر و در فقه مدرس او بود.[۵۶]
قطب الدین شیرازی (متوفی ۷۱۰ق)، هنگامی که خواجه به‌یار و همدم هلاکو به قزوین رفت، با خواجه یار شد، با وی به مراغه رفت و طلبه خواجه نصیر در دانش هیئت، ریاضی، فلسفه و طب شد. خواجه اورا قطب فلک الوجود میخواند.[۵۷]
سید رکن الدین (حسن بن محمد بن شَرَفْپادشاه علوی)، از شاگردان خواجه بوده و بعضی از اثرها اورا تفصیل داده میباشد.[۵۸]
کمال الدین عبدالرزاق شیبانی بغدادی (۶۴۲–۷۲۳ ق) دارای اسم و رسم به ابن الفُوَطی، از تاریخ‌نویسان قرن هفتم قمری میباشد و کتاب‌های «معجم الآداب» و «الحوادث الجامعه» از اثرها اوست. وی کتابداری کتابخانه رصدخانه مراغه و در اواخر قدمت، کتابخانه مُستَنصریه را بر ذمه داشت.[۵۹]
عماد الدین حربوی مشهور به ابن الخَوّام (۶۴۳–۷۲۸ ق)، در اکانت و طب سرآمد مجال خویش بوده و کتاب‌های «الفوائد بهائیه فی القواعد الحسابیه» و «پیشگفتار‌ای در طب» از وی بر مکان باقیمانده میباشد. [۶۰][۶۱]
اثر ها
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: فهرست اثرها خواجه نصیر‌الدین طوسی
دسته کتاب‌ها و رساله‌های علمی خواجه نصیرالدین طوسی (متوفای ۶۷۲ق) را بیشتراز ۱۸۴ تیتر دانسته‌اند.[۶۲] خواجه نصیر در مسئله‌های مختلفی همانند ریاضی ها و هیئت، عقاید، فلسفه و عرفان، منطق، فقه، طب، علم ها ناآشنا و تعبیر قرآن نوشتن نموده و بیشتر اثرها وی به گویش عربی میباشد. خواجه نصیر، در پیشگفتار تفصیل اشارات، از مشقت فراوان و ناراحتی روزافزونش هنگام تألیف کتاب نوشته میباشد.[۶۳]

بعضی از اثر ها وی:

تجرید الاعتقاد: این کتاب از فرصت تألیف تا به امروز از کتاب‌هایی میباشد که در ناحیههای علمیه شیعه در حوزه سخن درس دادن می گردد.[۶۴] خواجه نصیر در‌این کتاب صحبت را با فلسفه آمیخته و مسائل کلامی را به‌شیوه فلسفی حل نموده است.[۶۵]
محور الاقتباس: این کتاب در زمینه منطق و به‌لهجه فارسی میباشد.[۶۶] برخی این کتاب را بعداز قسمت منطق کتاب شفای بوعلی سینا، مهم‌ترین کتابی دانسته‌اند که درین مورد نگاشته گردیده است.[۶۷]
گستردن الاشارات و التنبیهاتِ ابوعلی سینا: این کتاب از متن‌ها درسی حکمت مَشّاءاست.[۶۸]
خوی ناصری: ترجمه کتاب طهاره الاعراقِ ابن مسکویه به‌هم پا اضافات میباشد.[۶۹]
پانویس
نعمة، فلاسفة الشیعة، ۱۹۸۷م، ص۵۳۵.
الامین، الاسماعیلیون و المغول و نصیرالدین الطوسی، ۲۰۰۵م، ص۱۶–۲۰.
الامین، الاسماعیلیون و المغول و نصیرالدین الطوسی، ۲۰۰۵م، ص۲۰.
امین، اعیان الشیعة، ۱۹۸۶م، ج۹، ص۴۱۵.
نصیرالدین طوسی، تنسوخ طومار ایلخانی، ۱۳۶۳ش، پیشگفتار مصحح، ص۱۵.
امین، اعیان الشیعة، ۱۹۸۶م، ج۹، ص۴۱۵.
امین، اعیان الشیعة، ۱۹۸۶م، ج۹، ص۴۱۵.
نصیرالدین طوسی، تنسوخ طومار ایلخانی، ۱۳۶۳ش، ص۱۶.
نصیرالدین طوسی، تنسوخ طومار ایلخانی، ۱۳۶۳ش، ص۱۷.
برای مثال، نگاه نمائید به: آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ۱۳۸۹ق، ج۱، ص۳۸۰-۳۸۱؛ امین، اعيان الشيعة، ۱۴۰۳ق، ج۹، ص۴۱۵.
مدرسی رضوی، حال و روز و اثر ها خواجه نصیرالدین، ۱۳۵۴ش، ص۹.
مدرسی رضوی، وضع و اوضاع و اثرها خواجه نصیرالدین، ۱۳۵۴ش، ص۹.
امین، اعیان الشیعة، ۱۹۸۶م، ج۹، ص۴۱۵.
امین، اعیان الشیعة، ۱۹۸۶م، ج۹، ص۴۱۵.

بازدید : 71
شنبه 6 ارديبهشت 1404 زمان : 10:37


فاطمه بنت حسین بن علی بن ابی‌طالب(ع) دختر امام حسین(ع). مادرش امّ‌اسحاق دختر طلحة بن عبیدالله میباشد. فاطمه در حادثه کربلا حضور داشت و اسیر شد. وی در کوفه خطبه خواند و کوفیان را شماتت کرد. بنابر حدیث امام باقر(ع)، امام حسین(ع) پیش از شهید شدن، ودایع امامت و وصایای مکتوب خویش را به وی سپرد و وی بعداً آنان را به امام سجاد(ع) بخشید. او از پدرش و برادرش امام سجاد(ع) قصه نقل حسینیه نصرت مشهد نموده است.

معرفی
فاطمه دختر امام حسین(ع) از ام‌اسحاق میباشد.[۱] تاریخ ظریف به دنیا آمدن وی معین وجود ندارد؛ اما زیرا مادرش، در آغاز، همسر امام حسن(ع) بود و پس از شهیدشدن وی (۴۹ یا این که ۵۰ق)، به همسری امام حسین(ع) درآمد، به دنیاآمدن او بعداز سال ۵۰ق بوده میباشد از این رو بعضا احتمال داده‌اند که در سال ۵۱ قمری به عالم آمده باشد.[۲] فاطمه را بلندمرتبه‌ترین دختر امام حسین(ع) دانسته‌اند.[۳] نقل شد‌ه‌است امام حسین(ع) از در میان دو دخترش (فاطمه و سکینه)، فاطمه را مشابه‌خیس به فاطمه بنت پیامبر‌الله خواند. این وقتی بود که حسن مُثَنّی فرزند امام حسن(ع) فاطمه را از امام حسین(ع) خواستگاری کرد.[۴] وی قبل از حادثه کربلا با فاطمه آدرس حسینیه نصرت مشهد وصلت کرد.[۵]
حضور در کربلا و اسارت
فاطمه و همسرش حسن مُثَنّی در اتفاق عاشورا حضور داشتند.[۶] حسن در روز عاشورا یار و همدم امام حسین(ع) جنگید و زخمی و اسیر شد. هم‌خاندان مادرش، اسماء بن خارجه فزاری او را نجات بخشید. وی در کوفه ذیل معالجه قرار گرفت و بعد از بهبودی به مدینه برگشت.[۷] فاطمه به یار و همدم دیگر اعضای خویشان امام حسین(ع)، به اسارت به کوفه و شام برده شد.[۸] برخی از ماجراهای هجوم به چادر‌ها و روزگار اسارت اسیران کربلا از وی نقل گردیده‌است.[۹] بین وی و یزید در دربار شام سخنانی رد و بدل شوید.[۱۰] احمد بن علی طبرسی، دعوا‌های وی با اهل کوفه را آورده میباشد.[۱۱] بر پایه ی بعضی نقل‌ها مردی شامی از یزید خواست، فاطمه بنت الحسین را به کنیزی به وی دهد، ولی این درخواست با برخورد تند حضرت زینب مواجه شد و یزید آن مرد شامی را ساکت رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۲]

رده
جابجایی ودایع امامت
بنابر حدیثی از امام باقر(ع)، امام حسین(ع) پبش از شهید شدن، ودایع امامت و وصایای مکتوب خویش را به فاطمه سپرد و وی ابعاد آنان‌را به امام سجاد(ع) تحویل اعطا کرد.[۱۳]

داستان حدیث
فاطمه از طبقه چهارم راویان حدیث و در زمره تابعین ثقه شمرده میگردد.[۱۴] وی از پدرش امام حسین(ع)، عبدالله بن عباس و اسماء بنت عُمَیس قصه نقل نموده است.[۱۵] آورده شده که او از حضرت فاطمه(س)، به‌شکل مرسل قصه نموده است. وی همینطور از پدرش حسین بن علی(ع)، عمه‌اش حضرت زینب(س)، برادرش امام سجاد(ع)، عبدالله بن عباس، عایشه، اسما بنت عمیس و بلال نیز به‌سیرتکامل مرسل، ماجرا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۶]

خطبه در کوفه
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: خطبه فاطمه صغری در کوفه
فاطمه هنگام اسارت در کوفه سخنرانی کرد. او در‌این سخنرانی، مصیبت‌هایی که از جانب کوفیان به اهل‌بیت امام حسین رسیده بود را یادآور میشود. محتوای خطبه عبارت میباشد از:

ستایش و ثناء معبود و اقرار به رسالت نبی (ص).
شهیدشدن امام حسین (ع).
عدم کمک کوفیان و شهیدشدن امام علی(ع).
مقام و فضائل اهل‌بیت (ع).
نکوهش کوفیان.
وعده عذاب مادی و اُخروی به کوفیان.[۱۷]
در سوگ حسن مثنی
اورده شده فاطمه بعد از درگذشت حسن مُثَنّی، یکسال بر مزار وی به سوگ گرد هم آیی و روز ها روزه می‌گرفت و شب‌ها به عبادت می‌پرداخت.[۱۸]

فاطمه بعد از درگذشت حسن مثنی، با عبدالله بن عمرو بن عثمان بن عفان وصلت کرد.[۱۹] بعداز مرگ عبدالله، عبدالرحمان بن ضحاک، والی مدینه، از فاطمه خواستگاری کرد که وی نپذیرفت.[۲۰] عبدالرحمان فاطمه را ارعاب کرد که آبروی او‌را با شلاق زدن فرزندش عبدالله به جرم شرابخواری خواهد پیروزی.[۲۱] فاطمه گلایه به خلیفه وقت موفقیت و خلیفه، عبدالرحمان را برکنار، زندان، شکنجه و جریمه کرد.[۲۱]

فاطمه از حسن مثنی، چهار فرزند به اسم‌های عبدالله، ابراهیم، حسن و زینب داشت[۲۲] و زیرا سادات طباطبایی از نسل ابراهیم فرزند فاطمه و حسن مثنی میباشند به آن ها سید حسنی و حسینی می گویند. از همسر دومش عبدالله بن عمرو بن عثمان، دارنده سه فرزند به اسم‌های محمد دیباج، قاسم و رقیه شد.[۲۳] بیشتر فرزندان و نوادگان او، در نزاع با خلفای بنی عباس به شهید شدن رسیدند یا این که زندانی شدند.[۲۴]

وفات
به گفته سبط ابن جوزی در تذکره الخواص، فاطمه دختر امام حسین(ع) نزدیک به سال ۱۱۷ق، در مدینه درگذشت.[۲۵] اما شمس الدین ذهبی سال وفات او را ۱۱۰ق نقل نموده است.[۲۶] همینطور برخی از مورخان فارغ از اشاره به تاریخ وفات، گفته‌اند وی در هنگام وفات، نود سال داشته‌میباشد.[۲۷] در دیگر منابع آمده او در حین خلافت هشام بن عبدالملک (حکومت: ۱۰۵-۱۲۵ق) درگذشت.[۲۸] قبری در گورستان باب الصغیر به او منسوب میباشد.[۲۹]

مُسنَد فاطمه بنت الحسین(ع)
مُسنَدُ فاطمةَ بنتِ الحسین(ع) تألیف سید علیرضا سيد كُباری قم، انتشارات زائر، ۱۳۷۶ش
پانویس

بازدید : 15
سه شنبه 2 ارديبهشت 1404 زمان : 10:30


سُبَیْعَه دختر حارِث اَسْلَمی، از زنان صحابی و راوی حدیث از رسول(ص). او بعداز صلح حدیبیه مسلمان شد‌ و بعداز طلاق از همسرش نزد پیامبر معبود رفت. آیه ۱۰ سوره ممتحنه درباره ماجرای وی نازل گردیده است. سبیعه آن گاه با سعد بن خوله وصلت کرد. بعد از درگذشت سعد و متولد شدن فرزندش، با ابوالسنابل قرشی تزویج کرد. وی روایتی درباره توده زن آبستن از فرستاده(ص) نقل کرده که مستند فقیهان قرار حسینیه نصرت مشهد گرفته میباشد.

صحابی نبی
سبیعه بعد از صلح حدیبیه مسلمان شد.[۱] روحانی طوسی در کتاب رجال خویش، او‌را از صحابه شمرده‌ میباشد.[۲]

وصلت
سبیعه همسر صیفی بن راهب از کفار مکه بود. بعد از صلح حدیبیه، همسرش را سوراخ کرد و نزد فرستاده خداوند(ص) رفت. شوهرش با استناد به صلح‌طومار حدیبیه از فرستاده خواست سبیعه را به وی برگرداند. فرستاده(ص) به وی اذعان کرد قول ما مرتبط با مردان میباشد خیر زنان. آن‌گاه آیه ۱۰ سوره ممتحنه نازل شد و بر پایه ی آن، نبی با قسم و سوگند دادن سبیعه ایمان او‌را آزمود و بعد از آنکه سبیعه قسم و سوگند خورد که با سپردن اسلام را پذیرفته و مسلمان شدنش حقیقی وواقعی میباشد، فرستاده اورا به شوهرش آدرس حسینیه نصرت مشهد برنگرداند.[۳]

سبیعه بعداز مسلمان شدن همسر سعد بن خوله شد و سعد در حجة الوداع در مکه درگذشت.[۴] سبیعه در هنگام وفات همسرش (سعد) آبستن بود و کمتر از ۲۵ شب بعداز وفات وی فرزندش به دنیا آمد.[۵] ابوالسنابل قرشی به وی بیان کرد که بایستی چهار ماه و ده روز توده نگه دارااست و وی این صحبت را به نبی(ص) رساند.[۶] فرستاده وصلت اورا بعد از زایمان روا دانست.[۷] بعداز آن ابوالسنابل قرشی (حبّة بن بعکک) از وی خواستگاری کرد[۸] و با وی وصلت نمود.[۹] فقیهان تابعی مدینه و کوفه، این قصه سبیعه را درباره جمع زن حامله نقل رزرو حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۱۰]

از عقیلی گفته شده که سبیعه اسلمی بعد از طلاق از همسر اولش، با قدمت بن خطاب وصلت کرد.[۱۱] با این اکنون ابن‌حجر، سبیعه اسلمیه، همسر قدمت بن خطاب را سبیعه اسلمی دیگری دانسته میباشد.[۱۲]

نقل قصه
اسم سبیعه در شمار راویان آمده[۱۳] و وی از نبی اکرم داستان نموده است.[۱۴] همینطور عبدالله بن قدمت[۱۵]، عمرو بن عتبة[۱۶]، زفر بن اوس بن حدثان، قدمت بن عبدالله بن ارقم[۱۷] و مسروق بن اجدع و دیگر افراد از وی قصه کرده‌اند.[۱۸] به گفته ابن‌عبدالبر، عقیلی به نادرست بر این اطمینان بوده که عبدالله بن قدمت از او قصه نکرده، بلکه از سبیعه اسلمی دیگری قصه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۹]

پانویس
ابن‌حجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۱۷۳.
طوسی، رجال الطوسی، ۱۳۷۳ش، ص۵۲.
بلخی، تعبیروتفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۴، ص۳۰۳.
ابن‌حجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ۴۵، ج۸، ص۱۷۱؛ ابن‌اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۱۳۷.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۵۹؛ ابن‌اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۶، ص۱۳۷؛ ابن‌حجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۴۵؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۳؛ ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۳۱۲.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۴، ص۱۸۵۹؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۲۳.
ابن‌عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۲، ص۵۸۷؛ ج۴، ص۱۸۵۹؛ ابن‌اثیر، اسدالغابه، ۱۴۰۹ق، ج۵، ص۱۵۶؛ ابن‌حجر، الاصابة، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۱۷۱؛ ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۲۲۴.
ابن‌سعد، الطبقات، ۱۴۱۰ق، ج۸، ص۲۲۴.

بازدید : 25
دوشنبه 1 ارديبهشت 1404 زمان : 10:23


دِماء ثَلاثَة یا این که خون‌های سه‌گانه، سه خون حیض، نفاس و استحاضه که از مجرای تناسلی زنان بیرون می‌گردد. در احکام اسلامی حیض و نفاس بازدارنده ایفا عباداتی مثل نماز، روزه، حج، حضور در مساجد و نیز ارتباط جنسی میباشند. بعداز انقطاع شدن این خون‌ها زنان می بایست غُسل نمایند. استحاضه بازدارنده عبادت وجود ندارد البته برای ایفا این عبادات بایستی با قوانینی خاص غسل نمایند یا این که وضو حسینیه نصرت مشهد بگیرند.

خون‌های سه‌گانه
در احکام اسلامی خون‌هایی که از مجرای تناسلی زنان بیرون می شود به سه تیم تقسیم گردیده‌اند که در اصطلاح دینی به آنها دماء ثلاثه گفته می گردد.[۱] در کتاب‌های شرعی این زمینه بیشتر در کتاب الطهارة گزینه دعوا قرار میگیرد. در رساله‌های توضیح المسائل بیشتر این احکام در قسمت غسل‌های واجب آدرس حسینیه نصرت مشهد مندرج‌اند.

تفاوت خون‌های سه‌گانه
نوشته‌ی‌علمی‌های اساسی: حیض، نفاس، و استحاضه
خون حیض خونی میباشد که بعداز بلوغ به طور عادت ماهانه در ایامی خاص از رَحِم زن بیرون میگردد. این خون غالبا تیره رنگ و غلیظ میباشد و با حرارت و سوزش بیرون میشود. زن در روزهای حیض حائض رزرو حسینیه نصرت مشهد نامیده می گردد.[۲]

نفاس خونی میباشد که هنگام وضع حمل از زن و با خروج اولی جزء کودک از رحم مامان، از مجرای تناسلی زن بیرون می گردد.[۳] زن در هنگامی که خون نفاس می‌بیند نُفَساء شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد خوانده می‌گردد.

استحاضه خونی میباشد که نفاس و حیض و ناشی از زخم و آسیب، و خون از در بین رفتن بکارت وجود ندارد. این خونْ سرد، زردرنگ و جاری میباشد و فارغ از سوزش و فشار بیرون می گردد. به زن در روزهایی که خون استحاضه می‌بیند مُستَحاضَه گفته میگردد. مقدار خونی که در استحاضه بیرون میشود مبنی بر اشخاص و حالت متعدد میباشد و به همین ادله آن را به سه پیمان استحاضه قلیله، استحاضه دبیرستان و استحاضه کثیره تقسیم کرده‌اند.[۴]

احکام شرعی
عبادات منوط به عصمت و طهارت مانند نماز، روزه، طواف، اعتکاف، حضور در مسجد،حضور در بقاع رسول(ص) و امامان(ع)، قرائت سوره‌های سجده‌دار برای زن در اکنون حیض و نفاس درست وجود ندارد.[۵]
زنی که از خون حیض و نفاس تمیز گردیده است برای روزه به چنگ آوردن بایستی مسلما تا پیش از طلوع فجر غسل یا این که تیمم نماید و در‌صورتی‌که عمدا غسل نکند روزه‌اش فسخ میباشد.[۶]
خواندن قرآن برای زن در حالا حیض و نفاس و استحاضه اشکالی ندارد (به جز سوره‌های سجده‌دار).[۷]
چنانچه یکی خون‌های سه‌گانه در جامه یا این که تن کسی باشد نمی‌تواند با آن نماز بخواند. البته در صورتیکه خون دیگری باشد و مقدار آن از یک دِرْهَم کمتر باشد نماز با آن درست میباشد.[۸][یادداشت ۱]
اجرا ارتباط جنسی از قُبُل (جلو) با زن در حالا حیض یا این که نفاس حرام میباشد.[۹]
اجرا ارتباط جنسی از دُبُر (پشت) با زن در درحال حاضر حیض یا این که نفاس به فتوای بعضا فقیهان حرام و به فتوای بعضا دیگر کراهت شدید دارااست.[۱۰]

بازدید : 56
يکشنبه 31 فروردين 1404 زمان : 16:33


صباح، نماینده امام غائب
در‌این مجال، اسماعیلیان نزاری، امامی در دسترس نداشتند و مانند عصر قبل از فاطمی، توشه دیگر عصر سَخیس (زمان غایب بودن امامشان) را تجربیات می‌کردند. در اینگونه وضعی، حجت نماینده تام‌الاختیار حسینیه نصرت مشهد امام بود.

نزاریان در‌این عصر سَخیس، حسن صباح را به‌تیتر حجت امام غایبشان پذیرفتند. حسن نیز، که ظهور قریب‌الوقوع امام را پیشگویی میکرد، خویش را حجت وی می‌دانست.[۱۹]

تا حدود هفتاد سال بعداز مرگ نزار، روی سکه‌هایی که در الموت ضرب میشد، اسم وی حک میگردید و به ذریه او، سوای آنکه اسمی از آن‌ها بیان گردد، دعا و درود پیامبر آدرس حسینیه نصرت مشهد می شد.[۲۰]

خصوصیت‌های اسماعیلیه نزاری
یاددادن آموزه‌های اسماعیلی
خارج از جماعت اس ماعیلیه کشور ایران، با استارت عمل‌های انقلابی حسن صباح، این حس به‌وجود آمده بود که اسماعیلیه کشور‌ایران دعوت جدیدی در قیاس با دعوت قدیم اسماعیلیان عصر فاطمی استارت کرده‌اند. حالا آنکه در دعوت تازه عقاید نو‌ای تبلیغ نمیشد، بلکه آن در اصلً مبین نظریه‌ای سابق بود که در میان اسماعیلیه نیز سوابق‌ای زمان بر داشت، یعنی یاد دادن یا این که فراگیری موثق از روش معلمی درستگو، که در آن فرصت به‌شکل نو‌ای عرضه رزرو حسینیه نصرت مشهد میشد.[مستلزم منبع]

این نظریه به حسن صباح که متکلمی دانشمند و به سنّت‌های فلسفی نیز باخبر بود، منسوب شده میباشد. وی این عقیده را به‌شکل جدّی در رساله‌ای کلامی، به فارسی، به اسم چهار فصل (فصول اربعه) از جدید اظهار‌کرد. این رساله باقی نمانده میباشد، ولی مورخان اهل ایران آن را چشم و گستردن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۲۱]

سیاست ترور
اتخاذ سیاست ترور افراد اساسیِ نظامی و سیاسی مذهبی نیز واکنشی به متمرکز نبودن توان سلجوقیان بود. حسن صباح در‌این فرمان به روشی متوسل گردیده بود که تا قبل از اینً و در به عبارتی مجال نیز تیم‌های گوناگون، به عنوان مثال غُلات و خوارج و خویش سلجوقیان، به‌فعالیت گرفته بودند، البته این سیاست به‌سیرتکامل‌ای اغراق‌آمیز به اسماعیلیه کشور‌ایران و شام انتساب پیدا کرد و به‌همین برهان، هر قتل مهمی که در زمان الموت در کشور‌های مرکزی دنیای اسلام صورت می‌اعطا کرد، به فداییان اسماعیلی نسبت داده میشد.[۲۲]

عکس العمل اهل سنت به نظریه آموختن
حسن صباح در رساله مذکور، عقیده شیعی یاد دادن را از تازه گستردن داده که در آن مبنایی منطقی برای تبیین مرجعیت یک استاد درستگو به‌تیتر راهنمای روضه خوان اشخاص آدم، به‌مکان علمای گوناگون اهل سنت، نهاد گذاشته میباشد که بنابر آن، این استاد راستگو فردی غیر از امام اسماعیلی فرصت نمی‌توانست باشد.

اشاعه این نظریه عکس العمل دستگاه اهل سنّت و خلافت عباسی را برانگیخت و درین در بین، غزالی از طرف خلیفه عباسی، مأموریت یافت که رساله کاملی در رد باطنیه (اسماعیلیه) بنویسد.[۲۳]

وی در رساله‌ای که‌اندک وقتی پیش از ۴۸۸ نوشت و بعداً به المستظهری آوازه یافت، نظریه یاددادن را رد کرد. از این به بعد از آن، اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران به تعلیمیه نیز آوازه یافت.[۲۴]

کارایی بی‌ثمر حکم دهنده سلجوقی
در عصر سلطنت برکیارق، اسماعیلیه جمهوری اسلامی ایران همچنان رو به بسط بود و تا قربت اصفهان، پایتخت سلجوقیان، نیز رواج پیدا کرد. در اینگونه اوضاعی، برکیارق در مغرب کشور ایران و شاه سنجر در مشرق سرزمین از اقتدار روزافزون اسماعیلیه هراسان گردیده بودند.

آن‌ها در ۴۹۴ به توافق رسیدند که هر مورد در قلمرو خویش به طوری مؤثرتر با اسماعیلیان به رویا رویی بپردازد اما تا مرگ برکیارق در سال ۴۹۸، حسن صباح توانسته بود کار‌های خویش را با گسیل داشتن داعیان اهل ایران، در شام نیز توسعه و گسترش دهد.[۲۵]

نقطه پایان نفوذ اسماعیلیه در اصفهان
شاه محمدبن ملکشاه سلجوقی، جانشین برکیارق، قاطعانه‌خیس برضد اسماعیلیه مبادرت کرد. او لشکرهای بزرگی به رویارویی با الموت ارسال کرد و فردً نیز با سپاهیانش قلعه سلطان دز را محاصره کرد و آخر و عاقبت آنجا را در سال ۵۰۰ از اسماعیلیه گرفت و به نفوذ آن ها در حوزه‌ اصفهان نقطه پایان بخشید.[۲۶]

زمانه وقفه
با مرگ فرمان روا محمدبن ملکشاه در ۵۱۱، سلجوقیان توشه دیگر بر رمز جانشینی فرمان روا در گیر منازعات داخلی شدند و این به نزاریان کشور‌ایران زمان اعطا کرد تا حدودی ناکامی‌های قبل خویش را جبران کنند. تا سال‌های نقطه پايان قدمت حسن صباح، قیام ضد سلجوقی اسماعیلیان کشور ایران قوّت نخستین خویش را از دست داده بود.[مستلزم منبع]

از طرفی، لشکرکشی‌های زمانبر سلجوقیان برای راندن اسماعیلیه از قلعه‌هایشان فارغ از سود باقی‌مانده بود و اسماعیلیان کشور‌ایران توانسته بودند قلعه‌های متعددی را همچنان در رودبار، قومس و قهستان محافظت نمایند. به این ترتیب، در حال حاضر مرحله جدیدی شروع گردیده بود که می‌قدرت آن را روزگار وقفه نامید.[۲۷]

خصوصیت‌ها
حسن صباح که متکلم، فیلسوف و منجم بود، در مدیر و پیش بینی ها سیاسی و جنگی نیز تبحر داشت. او معاش زاهدانه‌ای داشت و طریق معاش وی سر مشق دیگر نزاریان گردیده بود. او بیش تر از سی سال در الموت باقیمانده بود و نقل شده میباشد که هیچ گاه از آن خارج نیامد و مدام در حجره خرد خویش ماند و خویش را وقف تحقیق کتاب و انشای تعالیم دعوت اسماعیلیه نزاری و اداره کارها دولت اسماعیلی کرد.[مستلزم منبع]

او در ملاحظه دستورهای شریعت بسیار ظریف بود و با دوست و معاند یکسان مشقت بار‌گیری می کرد. حسن صباح دو پسر داشت که با هر دو واکنش کرد، یک کدام از را به جرم نوشیدن شراب و دیگری را به اتهام دخالت در قتل داعی حسین قائنی که بعداً مشخص و معلوم شد اتهامی فسخ بوده میباشد.[۲۸]

درگذشت
حسن صباح زیرا نقطه نهایی عمرش را مجاورت روءیت کرد، کیابزرگ آرزو را از لَمسر فراخواند و او‌را داعی دیلم و جانشین خویش در الموت کرد. حسن صباح پیرو بیماری، در ۶ ربیع‌الثانی ۵۱۸ق درگذشت.[۲۹] درگذشت وی در ۲۶ ربیع‌الثانی نیز نام برده میباشد.[۳۰] اورا در اطراف قلعه الموت به خاک سپردند. بقعه وی، که بعداً کیابزرگ آرزو و دیگر رهبران نزاریه کشور‌ایران نیز در آنجا دفن شدند، تا‌وقتی‌که به دست مغولان ویران گشت، زیارتگاه اسماعیلیان نزاری بود.[۳۱]

جستارهای متعلق

بازدید : 66
شنبه 30 فروردين 1404 زمان : 10:16


محمد صدوقی
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: محمد صدوقی
محمد صدوقی، در سال ۱۲۸۷ خورشیدی در یزد چشم به جهان گشود. در سال ۱۳۰۹ به حوزه علمیه قم رفته و به علم آموزی و درس دادن علم ها پرداخت، از ابتداء ورود به قم با امام خمینی آشنا شد و بعد از کامل شدن تحصیلات نزد: عبدالکریم حائری یزدی، سید صدرالدین صدر، سید محمدتقی خوانساری، سید محمد حجت، سید علی محمد کازرونی، غلامرضا دانا خراسانی، سازه به پیشنهاد مراجع قم برای اداره کارها فقهی عموم به استان یزد رفت. با آغاز نهضت امام خمینی در سال‌های ۱۳۴۱ش و ۱۳۴۲ش به مبارزین پیوست و بعداز موفقیت انقلاب، نماینده عموم یزد در مجلس خبرگان قانون اساسی ایران و امام آدینه این شهر شد. او در ۱۱ تیر سال ۱۳۶۱ش (۱۰ رمضان ۱۴۰۲ق)، بعد از ادای نماز آدینه، به وسیله سازمان مجاهدین اخلاق کشور ایران به شهیدشدن حسینیه نصرت مشهد رسید.[۷]

عطاء الله اشرفی اصفهانی

شهید آیت‌الله اشرفی اصفهانی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: عطاءالله اشرفی اصفهانی
او در سال۱۲۷۹ش در خمینی شهر، اصفهان دیده به جهان گشود. او مقدمات را در اصفهان خوانده و بعد از آن رهسپار قم شوید و از محضر آیه ها عظام؛ خوانساری، حجت و صدر استحصال دانش کرد. او در سال ۱۳۳۴ش برای انتشار معارف اسلامی به باختران سفر نمود و مبارزات سیاسی خویش را بر علیه رژیم پادشاه استارت کرد، و بارها در این‌راه بازداشت و زندانی شد. او پس از برد انقلاب اسلامی از سوی امام خمینی در سال ۱۳۵۸ش به امامت آدینه شهر باختران (کرمانشاه) منصوب شدند. او در ۲۳ مهر سال ۱۳۶۱ش در نماز آدینه مسجد جامع کرمانشاه، به وسیله سازمان مجاهدین خوی کشور ایران به شهید شدن آدرس حسینیه نصرت مشهد رسید.[۸]

سید محمدباقر حکیم

شهید آیت‌الله سید محمدباقر حکیم
نوشته ی علمیٔ مهم: سید محمد باقر حکیم
سید محمد باقر حکیم در ۲۰ مرداد ۱۳۱۸ش در نجف بدنیا آمد پدرش آیت الله سید محسن حکیم از مراجع پیروی شیعه بود. تحصیلات حوزوی را نزد پدرش شروع کرد و فلسفه و علم ها قرآنی را به صورت تخصصی دنبال کرد و در فقه و اصول به جايگاه اجتهاد نایل رزرو حسینیه نصرت مشهد شد.

او به یاروهمدم سید محمد مهدی حکیم، سیدمحمدباقر صدر و چندتن دیگر در ۱۳۳۷ش حزب الدعوه را تأسیس کرد. او در عصر صدام حسین در جمهوری اسلامی ایران سکونت کرد. بعداز حمله نیروهای امریکایی به عراق و سقوط رژیم بعث در ۱۳۸۲ش، در ۲۱ اردیبهشت ماه به عبارتی سال به عراق رجوع و در نجف اقامت گزید، ولی در ۷ شهریور ۱۳۸۲ش بعد از امامت نماز آدینه و هنگام خروج از صحن نجف‌اشرف، در انفجار اتومبیل بمب‌گذاری گردیده به شهیدشدن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رسید.[۹][۱۰]

پانویس
ورعی، «نهضت احیای نماز آدینه»، ص۷.
پژوهشکده باقرالعلوم(ع).
راس تعلیمات اسلامی واشنگتن.
تارنما تفکر قم.
زندگینامه آیت الله دستغیب.
راس اوراق انقلاب اسلامی.
تارنما راسخون.
راءس سندها انقلاب اسلامی کشور ایران.
راس تحقیق و سنجش اذهان صدا و سیما.
خبرگزاری رسا.

بازدید : 29
پنجشنبه 28 فروردين 1404 زمان : 10:35


قم و انقلاب اسلامی

سخنرانی امام خمینی در مکتب فیضیه ۱۳ خرداد ماه ۱۳۴۲ش. بعد از ظهر روز عاشورا ۱۳۸۳ق.
از قم تحت عنوان خاستگاه انقلاب اسلامی کشور ایران خاطر میشود.[۷۷] محل سکونت امام خمینی در قم بود و بعضا از سخنرانی‌های وی علیه حکومت پهلوی در‌این شهر اجرا میشد. امام خمینی در ۱۳ خرداد ماه سال ۱۳۴۲ش در مکتب فیضیه علیه حکومت پهلوی سخنرانی کرد.[۷۸] پیرو این سخنرانی، او بازداشت و به طهران منتقل حسینیه نصرت مشهد شد.

در ۱۵ خرداد ماه در اعتراض به دستگیری امام خمینی عموم برخی از شهرهای جمهوری اسلامی ایران برای مثال قم به خیابان‌ها آمدند و در زد خورد با مأموران حکومتی شماری کشته و زخمی شد.[۷۹] از این حادثه به قیام ۱۵ خرداد ماه خاطر می شود و در حیث برخی نقطه عطفی ابتدا انقلاب اسلامی به آدرس حسینیه نصرت مشهد شمار می آید.

همینطور در ۱۳۵۷ش، عموم قم به‌دنبال نشر نوشته ی علمی‌ای با تیتر «جمهوری اسلامی ایران و استعمار سرخ و سیاه» در خبرنامه‌ داده ها که در آن به مراجع پیروی به‌ویژه امام خمینی توهین گردیده بود، اعتراض کردند جنبش اعتراضی آن‌ها به قیام ۱۹ دی پر اسم و رسم میباشد.[۸۰] این قیام را دیباچه اعتراضاتی می دانند که به موفقیت انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران در بهمن ۱۳۵۷ش سبب ساز شد و از آن به جرقه انقلاب کشور ایران حافظه رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌نمایند.[۸۱]

بناهای تاریخی و مذهبی
در قم بناها و جای ‌های مذهبی و تاریخی بخش اعظمی مانند مساجد، مدرسه های علمیه، بقاع امزادگان و گورستان‌های تاریخی وجود دارااست. بعضا از مهم‌ترین اماکن مذهبی تاریخی این شهر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عبارتند از:


دورنمایی از مسجد جمکران
مقبره حضرت معصومه(س)؛ از زیارتگاه‌های شیعه ها در شهر قم میباشد.
مسجد جمکران، از مساجد منسوب به امام مجال(عج) در جنوب شرقی قم واقع گردیده است.
مسجد امام حسن عسکری، این سازه در اطراف مقبره حضرت معصومه(س) واقع گردیده است. بنای نخستین مسجد طبق روایتی در قرن سوم به دست نماینده قانونی امام حسن عسکری(ع)، احمد بن اسحاق اشعری اجرا گرفته میباشد.[۸۲]

مسجد جامع قم
مسجد جامع قم، عمر این مسجد به قرن ششم برمی‌شود و بعداز مسجد امام حسن عسکری، سابق‌ترین مسجد قم به حساب می آید.[۸۳]
مسجد اعظم در سمت غربی آستانه حضرت معصومه(س) به اهتمام آیت الله بروجردی، در سال ۱۳۷۴ق، تاسیس شد‌ه‌است.[۸۴]
مسجد امام حسن مجتبی، این مسجد در مسیر جاده قدیم طهران به قم میباشد که بانی آن یدالله رجبیان میباشد، عمر آن به سال ۱۳۸۱ق میرسد، دارای اسم و رسم میباشد، سازه به درخواست امام مجال(عج) این مسجد تاسیس شده است.[۸۵]
مکتب ستیه، مکتب دارالشفاء، مکتب فیضیه، مکتب رضویه، چهل اختران، مقبره علی بن جعفر، مزار احمد بن قاسم، امامزاده ابراهیم و امامزاده جعفر از سایر بناهای تاریخی و مذهبی در قم میباشد.

بازدید : 63
چهارشنبه 27 فروردين 1404 زمان : 17:16


مشروعیت توسل به فوت شده ها از طریقه علمای مسلمان
نگرش وهابیت از سوی عالمان شیعه و اهل‌سنت انتقاد گردیده‌است. محمد بن علی شوکانی (درگذشت: ۱۲۵۰ق)، فقید زیدی، برای مشروعیت توسل به نبی(ص) هم در حین حیات و هم بعداز وفات او، به اجماع صحابه استناد کرده و گفته میباشد هیچ‌یک از صحابه فرستاده مشروعیت این نوع توسل را انکار نکرده‌اند.[۴۳] همینطور احمد بن محمد قسطلانی (درگذشت: ۹۲۳ق)، مورخ و محدث شافعی‌مذهب اهل مصر، گفته میباشد خبرها و اثرها توسل به نبی(ص) بعداز حیات او، قابل شمارش وجود ندارد.[۴۴] به‌گفته سمهودی در توسل به رسول(ص)، در بین این که در حین حیات او باشد یا این که بعداز آن، فرقی وجود ندارد.[۴۵] وی به روایاتی از منابع حدیثی اهل‌سنت اشاره نموده است که برپایه آنان صحابه بعد از وفات نبی(ص) برای کارها متعدد به او متوسل حسینیه نصرت مشهد می‌شدند.[۴۶]

جعفر سبحانی نیز گفته میباشد: سیره مسلمانها بر این بوده میباشد که به عبارتی‌طور که در طی حیات رسول(ص) به او توسل می‌جستند، بعداز وفات نیز به وی متوسل می‌شدند.[۴۷] محمد بن مومن کوثری (درگذشت: ۱۳۷۱ق)، دانا حنفی‌مذهب اهل ترکیه، گفته میباشد منکرِ توسل به پیامبران و صالحان بعد از وفاتشان، به فنای ارواح بعداز مرگ معتقد است و منکر معاد و حیات اخروی میباشد.[۴۸] وی منحصردانستن احادیث مشروعیت توسل به فرصت حیات توسل‌شدگان را تحریف این احادیث و تأویل سوای برهان آن ها آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.[۴۹]

بی دینی‌آمیز پی بردن توسل به رده و مقام رسول و اولیای الهی
تقی‌الدین سُبْکی:
«توسل و استغاثه به فرستاده(ص) عملی روا و پسندیده میباشد و مجوز و حُسن آن برای هر دینداری مشخص و معلوم میباشد و آن فعل و کار انبیاء مرسلین و سیره صالحان سلف و عالمان و عوام مسلمان بوده میباشد. در هیچ وقت و در هیچ شرعی کسی آن را انکار نکرد تا این که ابن‌تیمیه آمد و با سخنان خویش، این موضوع را بر اشخاص ضعیف مشتبه تشکیل داد[یادداشت ۱] و بدعتی را محور‌گذاری کرد که در هیچ عصری سوابق رزرو حسینیه نصرت مشهد نداشته میباشد.» [۵۰]

توسل به رده و جایگاه فرستاده(ص) به‌این شکل میباشد که متوسل‌گننده بگوید: «اللهمَّ إنّی أتوسل إلیک بجاه محمدٍ(ص) و حُرمته أن تقضی حاجتی؛ خدایا اینجانب رده و احترامی که نبی(ص) نزد تو دارااست را وسیله قرار می ‌دهم که حاجتم را برآورده کنی».[۵۱] محمدنسیب رفاعی، از وهابیان، بر این حیث میباشد که دلیلی بر مشروعیت تقرب به خدا توسط منزلت و احترام فرستاده(ص) و اولیای الهی، نیست و از صحابه نبی کسی اینگونه توسلی نکرده میباشد.[۵۲] عبدالعزیز بن‌گشوده (درگذشت: ۱۴۲۰ق)، مفتی وهابی اهل ایالات متحده عربی، نیز این نوع توسل را بدعت و کفر‌آمیز دانسته و به حرمت آن فتوا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داده میباشد.[۵۳]

انتقاد طریقه وهابیان از سوی عالمان مسلمان
این طریقه از سوی عالمان شیعه و اهل‌سنت عیب گیری گردیده‌است. از دید سمهودی توسل به جایگاه نبی(ص) و برکت وجود او نزد آفریدگار، سیره پیامبران و سلف باتقوا بوده و در هر هنگامی؛ چه قبل از خلقت و چه در حین حیات و بعد از وفات او بوده میباشد.[۵۴] شهاب‌الدین آلوسی (درگذشت: ۱۲۷۰ق)، مفسر شافعی‌مذهب، نیز توسل به منزلت و جایگاه فرستاده(ص) و اشخاص صالحی که نزد معبود دارنده رده باشند را مشروع دانسته میباشد.[۵۵]

جعفر سبحانی از علمای شیعه میگوید: توسل به حق و مقام پیامبران و بندگان باتقوا به‌این مضمون‌ وجود ندارد که برای آنها یک حق ذاتی بر پروردگار ما یحتاج میباشد تا کفر به شمار آید؛ بلکه کلیه حق وابسته به معبود میباشد و وی از روی فضل و ادب و کرامتش به بعضا بندگان و در جهت تکریم آنها، رده و منزلتی اعطا نموده است.[۵۶]

دار الإفتاء مصر، در جواب به حکم توسل به منزلت و مقام نبی(ص)، با استناد به آیه ۳۵ سوره مائده و آیه ۵۷ سوره اسراء و برخی احادیث، اینگونه فتوا داده میباشد که فرقی در میان توسل به رده نبی(ص) و توسل به خویش او وجود ندارد و توسل به رده و جایگاه رسول(ص) و بقیه انبیاء، از کارها مشروعی میباشد که مشروعیت آن در قرآن و سنت رسول ثابت گردیده است.[۵۷]

واقعه‌لحاظ مسلمان‌ها در مشروعیت توسل به قرآن و اسماء الهی
توسل به اسماء و صفات الهی
توسل به اسماء و صفات الهی بدین شکل میباشد که به عنوان مثالً توسل‌کننده بگوید: «اللّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُک بِاسْمِک یا این که اللّهُ، یا این که رَحْاینجانبُ، یا این که رَحِیمُ...خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ یا این که رَبِّ؛ خدایا از تو میخواهم به نامت، ای معبود، ای بخشنده، ای کریم و مهربان...ما‌را از حریق رهایی نصیب ای خداوند اینجانب».[۵۸] گفته میگردد دربین مسلمانها هیچ اختلافی در مشروعیت این پیمان از توسل نیست.[۵۹] در آیه ۱۸۰ سوره اعراف معبود فرمان داده که با اسماء حُسْنا خوانده خواهد شد.[۶۰] همینطور گفته می شود احادیث متعددی از رسول(ص) و امامان معصوم(ع)[۶۱] بر مشروعیت این نوع توسل دلالت دارا هستند.[۶۲] دعای جوشن بزرگ شامل صد حایل میباشد و در آن به ۱۰۰۱ نام و صفت از اوصاف الهی توسل می شود.[۶۳] همینطور در روایاتی به قرائت این دعا در شب‌های قدر پیشنهاد گردیده است.[۶۴]

بازدید : 29
سه شنبه 26 فروردين 1404 زمان : 10:35


حیث فقیهان اهل سنت
نماز میت نزد اهل سنت چهار تکبیر دارااست. با تکبیر اولیه، نماز شروع می گردد و بعد از آن ستایش آفریدگار خوانده میشود. بعداز تکبیر دوم،‌ صلوات می‌فرستند. پس از تکبیر سوم برای میت دعا می‌نمایند و با تکبیر چهارم و قرائت درود،‌ نماز نقطه پایان مییابد.[۱۲] اما در بعضا از جزئیات این نماز دربین اهل سنت اختلاف‌ حسینیه نصرت مشهد حیث است.[۱۳]

احکام
بعضی از احکام دینی نماز میت عبارت‌اند از: نماز میت، واجب کفایی میباشد؛ ازاین‌رو در صورتی کسی آن را خواند، وجوبش از سایر افراد ساقط می شود.[۱۴] به‌گفته صاحب و مالک‌جواهر طبق بینش پر اسم و رسم فقیهان، قرائت یکسری نماز بر یک میت مکروه میباشد.[۱۵] به‌فتوای آیت الله سیستانی این کراهت اثبات نشده میباشد و در‌صورتی‌که میت از اهل دانش و زهدوتقوا باشد، مکروه آدرس حسینیه نصرت مشهد وجود ندارد.[۱۶]
نماز میت را می‌اقتدار و مستحب میباشد [۱۷] به جماعت خواند، اما مأموم می بایست تکبیرها و ادعیه را خودش بخواند.[۱۸]
نماز میت برای مسلمانی که به سن شش سالگی رسیده میباشد، واجب میباشد.[۱۹] بر لاشه کافر و ناصبی نماز گزارده نمی شود.[۲۰] در نماز میت، پاکی از حدث اکبر و حدث اصغر ما یحتاج وجود ندارد.[۲۱] ولی رعایت حالت بقیه نمازهای واجب در آن خوب رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲۲]
نماز میت می بایست پیش از دفن[۲۳] و بعد از غسل و کفن خوانده گردد.[۲۴]
در‌صورتی‌که مسلمانی فارغ از نماز دفن گردد، بایستی بر قبرش نماز خوانده خواهد شد.[۲۵]
می‌اقتدار یک نماز میت را بر چندین میت با هم خواند.[۲۶]
تلاوت نماز میت در مساجد مکروه میباشد.[۲۷] بعضی از مراجع مسجد الحرام را از این حکم استثنا کرده‌‌اند،[۲۸] البته بعضا دیگر این استثنا را نپذیرفته‌اند.[۲۹]
نماز میت را می‌اقتدار با کفش هم به‌جا آورد، هرچند مستحب میباشد که فارغ از کفش خوانده خواهد شد.[۳۰]
نماز میت اذان و اقامه ندارد.[۳۱]
دستکم دعایی که در تکبیرات واجب میباشد به عربی خوانده میگردد و اضافه برآن را می‌قدرت به گویش غیر عربی مانند فارسی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد خواند.[۳۲]
نماز میت‌های تاریخی
نماز میت بر لاشه حضرت زهرا(س) و نماز میت بر لاشه امام خمینی از نماز میت‌هایی میباشد که هر مورد از جنبه‌ای آیتم دقت بوده میباشد: به‌گفته مورخان حضرت علی(ع)، همسرش فاطمه را شبانه غسل بخشید[۳۳] و بر پیکرش نماز خواند.[۳۴] به‌گزارش طبرسی، امام حسن، امام حسین، مقداد، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، عمار بن یاسر، عقیل بن ابی‌طالب، زبیر بن عوام، بُرَیده بن حصیب اسلمی و تنی چند از بنی‌هاشم در نماز بر لاشه حضرت زهرا(س) کمپانی داشتند.[۳۵]

انگیزه این شغل این بود که فاطمه(س) به علی(ع) وصیت کرده بود که اورا شبانه تشییع نماید تا کسانی که به وی ستم کرده بودند، در خاکسپاری‌اش حاضر نشوند و بر پیکرش نماز نخوانند.[۳۶]

نماز بر تن امام خمینی از به هم ریخته‌ترین نماز میت‌ها بوده میباشد. این نماز در خرداد ماه سال ۱۳۶۸ش به‌امامت آیت الله گلپایگانی اقامه شد. مراسم تشییع‌جنازه امام خمینی را پرجمعیت‌‌ترین مراسم‌تدفین در تاریخ شمرده‌اند.[۳۷]

جستارهای متعلق
کفن
دفن
تلقین میت
غسل میت
حنوط
پانویس
نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۲، ص۶۰.
علامه حلی، تذکرة الفقهاء، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۷۵؛ شهید ثانی، الروضة البهیه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۲۹.
شهید ثانی، روض‌الجنان، مؤسسه آل‌البیت، ص۱۷۲و۱۷۳.
فقه‌الرضا، ۱۴۰۶ق، ۱۷۹.
شهید ثانی، الروضة البهیه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۲۶.
نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۲، ص۵۳.
نجفی، جواهر الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۱۲، ص۶۷.
شهید ثانی، الروضة البهیه، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۴۲۵.

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه