loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 15
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:26


جانبداری آیت‌الله بروجردی از قمی و دارالتقریب
قمی در قم با آیت الله بروجردی دیدار نمود و با گستردن قصه، اعتنا و جانبداری دنیوی و معنوی وی را نیز به خویش جلب کرد.[۸] آیت‌الله بروجردی اهتمام ویژه‌ای به دارالتقریب داشت و در بستر مرگ نیز به ضرورت تقویت این طرح تاکید نمود.[۹] آیت‌الله بروجردی به درخواست محمدتقی قمی، برای از بین‌برداشتن مانع ها دارالتقریب در مصر، از چاپ جلد هشتم بحارالانوار که مشتمل بر کتاب امامت و کتاب فتن و محن میباشد، پرهیز کرد.[۱۰] همینطور آیت‌الله بروجردی حدیث غدیر را با ورقه ها دارای اعتبار اهل‌سنت عده‌آوری نمود و جهت چاپ در مجلة رسالة الاسلام به قمی بخشید. این جزوه تأثیر بسزائی در فتوای تایید صلاحیت کار به فقه شیعه امامیه حسینیه نصرت مشهد داشت.[۱۱]

به رسمیت شناخته‌شدن مذهب شیعه امامیه
همت‌های محمدتقی قمی بدین فیض انجامید که در سال ۱۳۷۸ق (نسبتاً ۱۳۳۷ش)، روضه خوان محمود شلتوت -مدیر دانشکده الازهر مصر در آن زمان که خودش نیز از نهاد‌گذاران دارالتقریب بود- به تایید صلاحیت فعالیت کردن بر پایه ی با فقه شیعه امامیه حکم دهد.[۱۲] ولی این فتوا در سال‌های قبلی، از سوی روحانی عبدالمجید سلیم -از شخصیت‌های بارز در دارالتقریب- مطرح گردیده بود البته به خیال و خاطر مخالفت بعضی از عالمان الأزهر، صدور فتوا ده سال به مکث به‌زمین‌خورد تا این که روحانی محمود شلتوت آن را ابلاغ آدرس حسینیه نصرت مشهد نمود.[۱۳]

ذهن ها و آرای محمدتقی قمی

سخنرانی محمدتقی قمی در مسجد گوهرشاد
محمدتقی قمی در روزنامه «رسالة الاسلام» به تبیین ذهن ها خویش میپردازد:

برای تشکیل امت واحد اسلامی راه‌حل‌ای وجود ندارد جز ساخت‌و‌ساز اتحاد فرهنگی مسلمان ها که‌این فرمان نیز به دست نمی‌آید جز از روش گفت‌و‌گو و رابطه و تخمین رزرو حسینیه نصرت مشهد فرهنگی.[۱۴]
اتحاد فرهنگی مسلمان‌ها به معنای آشنا شدن هریک از مذهب‌ها با بقیه مذهب‌ها و به کارگیری از همدیگر میباشد؛ البته نهایتاً هر کدام از مذهبها اسلامی می تواند به عقاید مورد قبول خودش شغل نماید.[۱۵]
مقصود از اتحاد فرهنگی مسلمان ها، اتحاد در اصول ضروری آیین و لحاظ کردن به بقیه مباحث از روی واقعیت‌جویی میباشد به سیرتکامل‌ای که به لحاظ مشترک برسیم؛ و در شرایطی که هم اختلاف باقی ماند، هر کدام دیگری را معذور و مأجور بداند خیر این که همدیگر را تکفیر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کنیم.[۱۶]
مسلمان‌ها از اختلاف فکری خسارت نمی کنند؛ وقتی از اختلاف ضرر و زیان می‌نمایند که اختلاف سبب به جدا ارتباط و رخنه‌ برادری شود.[۱۷]
اختلاف مسلمان ها، اختلاف در مصادیق میباشد خیر اصول؛ یعنی همگان درین اصل کلی رخداد‌لحاظ دارا هستند که بایستی به هر آنچه که از فرستاده(ص) صادر گردیده فعالیت کنیم، ولی گاهی در‌این که از رسول(ص) چه صادر گردیده، اختلاف می‌گردد.[۱۸]
موضع قمی درباره انقلاب اسلامی کشور ایران
محمدتقی قمی برد انقلاب را به امام خمینی تهنیت اذعان کرد. ولی در به عبارتی روز ها، یک کدام از انقلابیون به خیال پیوندها کاری قمی با حاکمان کشورهای اسلامی برای مثال فرمانروا جمهوری اسلامی ایران، به وی توهین کرد. پس از این، قمی از جمهوری اسلامی ایران عازم پاریس شد و بعداز مدتی در آنجا با معارضان انقلاب اسلامی کشور‌ایران دیدار کرد و برخی تصور کردند او در قبال انقلاب اسلامی کشور‌ایران قرار گرفته میباشد. ولی قمی در تماسی که با یک کدام از دوستانش در کشور‌ایران داشت، این شغل را یک کارشکنی دانست و غرض انقلاب اسلامی را مقصود خودش دانست.[۱۹]

موضع قمی درباره مجمع جهانی تخمین مذهب‌ها اسلامی
پس از به رهبری‌وصال آیت‌الله خامنه‌ای و طرح ساخت مجمع جهانی تخمین مذهبها اسلامی، با محمدتقی قمی تماس‌هایی برقرار شد که گزینه استقبال او نیز قرار گرفت و قرار شد او به همین مراد، در سال ۱۹۹۰م مجددا عازم مصر گردد، البته با تصادف در خیابان‌های پاریس از جهان رفت.[۲۰]

جستارهای متعلق
محمود شلتوت
پانویس
امیردهی، «علامه روضه خوان محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۱.
«۱۶ شهریور درگذشت محمدتقی قمی مؤسس دار التقریب»، وب سایت آیین آنلاین.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ش، ص۱۴.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ش، ص۱۴ و ص۱۸۶.
رستمی نجف‌آبادی، شناخت با پیشگامان بیداری اسلامی؛ علامه روحانی محمدتقی قمی، ۱۳۹۳ش.
قمی، «رجال صدقو»، ص ۱۸۹
امیردهی، «علامه روضه خوان محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، ۱۳۸۷ ش، ص۱۱۵.
امیردهی، «علامه روحانی محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۴.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ ش، ص۱۸۲.
یوسفی غروی، «نقش مطاعن بحارالانوار در خرافه نهم ربیع‌الاول».
واعظ‌زاده خراسانی، «رای زنی با آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی به مناسبت سالروز تأسیس دارالتقریب».
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ ش، صص۲۰۳-۲۰۴.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ش، صص۱۷۴-۱۷۷.
قمی، «امۀ واحدۀ و ثقافة واحدۀ»، ۱۳۶۸ق، ص۲۵۸.
قمی، «امۀ واحدۀ و ثقافۀ واحدۀ»، ۱۳۶۸ق، صص۲۶۰-۲۶۱.
قمی، «نقط علی الحروف»، ۱۳۷۲ ق، ص۱۴۷.
قمی، «نقط علی الحروف»، ۱۳۷۲ق، ص۱۵۱.
قمی، «للعقول لا للعواطف»، ۱۳۸۲ق، ص۲۴۸.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ش، ص۱۸۹.

بازدید : 35
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 14:55


روضه خوان موءثر اثرها زیادی کتابت کرد که مبنی بر فهرست نجاشی تعداد آنان ۱۷۵ کتاب و رساله میباشد.[۲۶] آورده شده نیمی از این اثر ها درباره امامت میباشد.[۲۷] دارای شهرت‌ترین تاثیر روضه خوان اثرگذار در دانش فقه، المُقنَعَة، در دانش صحبت، اوائل المقالات و در تفصیل درحال حاضر‌نگاری امامان، الاِرشاد حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲۸]

گروه اثر ها مکتوب روحانی اثرگذار در گروه‌ای چهارده جلدی با تیتر مُصَنَّفات روحانی موثر منتشر گردیده است. این شرکت در سال ۱۳۷۱ش، برای برگزاری کنگره جهانی روضه خوان اثرگذار منتشر آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.[۲۹]

طریق نو شرعی
روحانی اثرگذار روشی متعدد با زمان قبل از خویش در فقه شیعه مبنا‌گذاری کرد. به گفته سبحانی و گرجی، قبل از روحانی اثر گذار دو طریق شرعی اشاعه داشت: طریق در آغاز به طور افراطی بر احادیث مبتنی بود و در آن در زمینه ی مدرک و متن احادیث اعتنا کافی شکل نمی‌گرفت.[۳۰] شیوه دوم به احادیث اعتنا مورد نیاز را نداشت و بیشتراز حد بر قواعد عقلی تأکید می کرد؛ هرچند مانند قیاس با نصوص شرعی در تعارض باشند.[۳۱] روضه خوان موءثر روش وسط را برگزید و شیوه فقاهتی جدیدی سازه کرد که در آن آغاز به امداد عقل اصول و قواعدی برای استنباط احکام تدوین می شد. آن‌گاه بوسیله این اصول، استنباط احکام از متن ها فقاهتی اعمال می‌گرفت.[۳۲] به این جهت او را تدوین‌کننده علم اصول فقه رزرو حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۳۳]

بعداز روحانی اثرگذار، شاگردانش سید مرتضی در کتاب الذریعة الی اصول الشریعة و روضه خوان طوسی در کتاب العُدَّة فی الاصول، این‌شیوه را ادامه دادند.[۳۴]

حضور در مناظرات علمی

کتاب الارشاد نوشته روضه خوان موءثر
در عصر روحانی اثرگذار گفتگوهای علمی در بین علماء والا مذهب‌ها متعدد اسلامی در بغداد برگزار می شد. اکثری از این مناظرات در حضور خلفای عباسی شکل می‌گرفت. روحانی اثرگذار در‌این جلسات حاضر می شد و به نقد ها نسبت به مذهب شیعه جواب می‌اعطا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.[۳۵]

در منزل روضه خوان موثر نیز مجلس بحثی برپا می شد که علماء مذهبها مختلف اسلامی ازجمله معتزله و زیدیه و اسماعیلیه در آن کمپانی می‌کردند.[۳۶]

ماجرای اصلاح خطا در فتوا
بر شالوده گزارشی، داعیه گردیده روحانی اثر گذار در صدور فتوایی خطا کرده و امام فرصت(عج) آن را اصلاح نموده است.[۳۷] اورده شده سابق‌ترین منبع این گزارش مرتبط با ۱۵۰ سال قبل میباشد.[۳۸] ضعف منبع توقیع، تعارض فتوا با احادیث و فتاوای دارای اسم و رسم، اتهام بی‌سوادی یا این که شتاب در صدور فتوا به روضه خوان موثر، از دلایل عدم صدق اینگونه روایتی معرفی گردیده است؛[۳۹] خلال اینکه روضه خوان اثرگذار، در کتاب دینی خویش، المقنعه، به فتوای دارای شهرت درین قضیه تصریح کرده و بر این شالوده، صدور اینگونه اشتباهی از او به ماجرا‌سرایی مشابه دانسته گردیده‌است.[۴۰]

مطابق نقل نام برده که به منابع مکتوب معاصر هم رویه یافته میباشد،[۴۱] مردی روستایی نزد روضه خوان موثر رفت و از وی پرسید که در‌حالتی که زنی آبستن از جهان برود و جنین در شکمش زنده باقی‌مانده باشد، می بایست جنین را با زن دفن کرد، یا این که آن را درآورد؟ روضه خوان موثر به مرد اظهار کرد که زن را سوای درآوردن فرزند از شکمش دفن نمائید. در روش رجوع، شخصی سوار بر اسب خویش را به مرد روستایی رساند و خاطرنشان کرد که روضه خوان گفته شکم زن را بشکافید، نوپا را خارج بیاورید و بعد زن را دفن نمائید. چندی آن‌گاه که مرد روستایی، قصه را برای روحانی موثر نقل کرد، روضه خوان تعجب کرد و صادر کردن شخصی برای اصلاح فتوا را انکار کرد و متوجه شد که آن شخص، امام مجال بوده میباشد. روضه خوان موءثر بعد از آن دست از فتوا دادن برداشت، تا آنکه در توقیعی از امام مجال، به او گفته شد که فتوا بده، و ما آن را اصلاح و پایدار می کنیم.[۴۲] [یادداشت ۳]

اثرها درباره روحانی موثر

کنگره جهانی هزاره روضه خوان موءثر
درباره روضه خوان اثر گذار کتاب‌ها و مقاله‌ها زیادی کتابت و منتشر گردیده‌است. برای مثال:

روحانی موثر درفش‌دار آزادی پندار، سید جعفر مرتضی عاملی
تامل‌های کلامی روحانی موثر، مارتین مکدرموت،( به انگلیسیMcdermott, Martin)
روحانی اثر گذار، علی اکبر ولایتی
مدافع حریم تشیع (مروری بر معاش و اثرها روحانی اثرگذار)، قاسمعلی کوچنانی
روحانی موءثر؛‌ استاد امت تاثیر احمد لقمانی.[۴۳]
در فروددین ماه ۱۳۷۲ش (۲۴ تا ۲۶ شوال ۱۴۱۳ق) کنگره جهانی هزاره روحانی اثرگذار در قم برگزار شد. در‌این کنگره بیش تر از ۲۵۰ بدن از شخصیت‌های علمی از ۲۳ مرزو بوم عالم در پوسته ارائه نوشته‌ی‌علمی به نظارت درنگ‌های کلامی، دینی، تاریخی و حدیثی روضه خوان موثر و خصوصیت‌های بعدازظهر وی پرداختند. این مقاله ها در پوسته تعدادی جلد کتاب منتشر شد.[۴۴]

همینطور در سال ۱۳۷۳ش تیم‌ای تلویزیونی درباره معاش روضه خوان اثرگذار با تیتر خورشید شب و با نویسندگی محمود حسنی و کارگردانی سیروس مقدم ساخته شد و در سال ۱۳۷۴ش از کانال دوم سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.[۴۵]

بازدید : 28
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:37


حکم دهنده القضات هند
سید دو ماه در آنجا سکونت داشت. آن‌گاه به یار و همدم اکبر پاد شاه به لاهور رفت. حکم دهنده لاهور، پیرمردِ سالخورده‌ای به اسم «روحانی مشخص» بود. اکبر پاد شاه امر بازنشستگی اورا صادر کرد و سید نورالله به مکان وی منصو ب حسینیه نصرت مشهد شد.[۹]

شوشتری قبل از آنکه بر منصب «حکم دهنده القضاة» بنشیند، به اکبرشاه گفته بود میتواند مسائل شرعی را مطابق منابع مهم آن‌ها نظارت و تحقیق کند و در فیض بدون چاره وجود ندارد که همواره از یکی‌از مذهبها شرعی تاسی نماید؛ با وجود این در اجتهاد خویش از حدود فقه سنّتی بالاتر نخواهد رفت و مطابق یک کدام از مذهب ها چهارگانه اهل سنت (شافعی، حنبلی، مالکی یا این که حنفی) فتوا خواهد اعطا آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۰]

اکبرشاه علی رغم شیعه بودن حاکم، به خیال و خاطر توان‌ها و صلاحیت هایش او‌را بدین سمت منصوب کرد. حکم دهنده نورالله به جهت تدبیر بزرگ‌ای که درباره فقه مذهبها چهارگانه و اختلاف آنان با یکدیگر داشت، می‌توانست احکامی را که بیشتر به منفعت عموم و همینطور مجاورت‌خیس به مذهب شیعه بود برگزیند. به همین جهت عبدالقادر بدایونی با اینکه خویش سنی متعصبی بود و با سیاست‌های اکبرشاه دشمنی سرسختانه‌ای داشت، عدل و داد، شرافت و دانش حکم کننده نورالله را رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌ستود.[۱۱]

کار‌های علمی و اثرها
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست اثر ها حکم دهنده نورالله شوشتری

کتاب احقاق الحق

كتاب مجالس المؤمنین

کتاب الصوارم المهرقه
عبدالله بن عیسی افندی تالیف کننده ریاض العلماء درباره معاش علمی وی می‌نویسد:

«مرحوم شوشتری شخصیتی بود فاضل، فقیه، متدین، با تقوا، علامه، دانا، محدث، حکیم، متکلم، مطلع به سیره‌ها و تواریخ، جامع فضیلت‌ها، جامع کلیه علم ها، شعر سرا و تالیف کننده. شعرش آیتم تحسین بوده. به گویش فارسی و عربی شعر می‌سرود و اشعار و قصیده‌های مشهوری در مدح ائمه(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داراست...»[۱۲]
مثال‌ای از سروده شوشتری در باره امیرالمؤمنین(ع)
شه سرير ولايت علیِّ عالى قدر
كه كُخیر وی نشناسد جز إيزد متعال‌
بقرب پايه حقش نمى‌برسد هر یکسری
ز شاخ سدره كند وهم نردبان خيال‌
بكار أهل طرب جود وی چنان آمد
كه ماند مرحله‌ها در عقب بَريدِ سؤال‌
سؤال خاتم از وی بى‌محل ميان نماز
لطيفه‌ايست نهانى ز إيزد متعال‌...
خوشا دمى كه شوى ساقى شراب طهور
مواليان تو نوشند استکان لبریز‌
ز جذب لطف تو دارم اميد آنكه كند
بخاک كوى تو سوا منرا ز فكر مآل‌
بغير از اين حسنه هيچ مدّعايم نيست‌
جز اين دعا عدم وجود بر گویش من را مه و سال‌
اميدوار چنانم كه مستجاب كند
دعاى خسته دلان لطف ايزد متعال‌
[۱۳]

مناظرات علمی
از مناظره‌های حاکم نورالله می‌قدرت به مناظره وی با عبدالقادر بن ملکوک پادشاه بدوانی از عالمان اهل تسنن اشاره نمود. وی در کتاب منتخب التواریخ خویش از آن خاطر می‌نماید. همینطور مناظره شوشتری با سید قزوینی که حکم کننده نورالله خویش در کتاب مجالس المؤمنین به آن اشاره می‌کند.[۱۴]

شاگردان
حکم دهنده نورالله، فقه را بر مبنای مذهبها پنجگانه ؛شیعه، حنفی، مالکی، حنبلی و شافعی برای طلاب هر مذهب درس دادن می‌نمود و در خاتمه و ذکر اقوال، حیث شیعه را با ظرافتی خاص بر کرسی می‌نشاند. جوّ ضدشیعی و ارتباط مخفیانه شاگردان شیعی‌مذهب و همینطور تقیه حکم دهنده نورالله، موجب شد که غیر از تعدادی بدن که آن هم بعضی از فرزندان حاکم بوده‌اند، اسم شاگردان دیگر او در تاریخ به تصویب نرسد و صرفا اسم این بزرگان در دفتر کار باقی بماند:[۱۵]

محمد هروی خراسانی
محمد علی کشمیری
سید جمال الدین عبدالله مشهدی
شهیدشدن
حکم کننده سید نورالله شوشتری در طول پادشاهی جهانگیر فرمانروا فرزند اکبر فرمان روا در ۱۸ جمادی‌الثانی سال ۱۰۱۹ق[۱۶] به اتهام شیعه بودن، در ذیل ضربات شلاق به شهیدشدن رسید.[۱۷] عامل شهیدشدن او، تایپ کردن کتاب احقاق الحق و ازهاق الباطل[۱۸] و بنابر نقلی مجالس المؤمنین بود.[۱۹] در فیض این رخداد، نورالله شوشتری به شهید ثالث جهانی شد[۲۰] و مزار وی در آگرا هندوستان(اکبر آباد) زیارتگاه مسلمان ها شبه مجموعه کشور ها شوید.[۲۱] روحانی عباس قمی روش شهید شدن اورا اینگونه میاورد:
«حکم کننده نورالله درگیر به قضاوت و همینطور نویسندگی در خفاء بود تا اینکه اکبر سلطان از عالم رفت و جهانگیر فرمانروا بر تخت جلسه. علمای دربار و مقرب درصدد فتنه و برانگیختن فرمانروا علیه حکم کننده برآمدند و نزد وی به سعایت پرداختند، که حاکم شیعه میباشد و خویش را موظف به مذهب‌ها اربعه نمی‌داند و فتوایش با فتوای مذهب امامیه تطبیق می‌نماید. جهانگیر پاد شاه ذکر آنان‌را برای ثابت تشیع حکم کننده بی نقص ندانست و اعلام‌کرد: این استدلال بی نقص وجود ندارد به دلیل آنکه وی از نخستین قضاوت را به شرط اجتهاد خویش پذیرفته میباشد. آنها به کارشکنی دیگری دست زدند. فردی را وا داشتند تا تحت عنوان طلبه نزد حکم دهنده رفت و آمد نماید و خویش را شیعه معرفی نماید. او بعداز رفت و آمد بسیار و جلب اعتقادوباور حکم دهنده، به نوشته‌های وی برای مثال مجالس المؤمنین پی پیروزی و درخواست آن را نمود. او کتاب را از حاکم گرفت و از آن ورژن‌ای برداشت و نزد علمای دربار موفقیت. آن ها نیز این کتاب را تحت عنوان گواهی تشیع حکم دهنده نورالله به جهانگیر فرمانروا عرضه کردند و به پاد شاه گفتند که وی در کتابش اینگونه و چنان گفته میباشد و استحقاق اجرای حد دارااست. جهانگیر پادشاه ذکر کرد: حدش چیست؟ آن ها گفتند: ضربه زدن با شلاق... پادشاه شغل را بر آنها واگذار کرد و آنها فورا حد را انجام کردند. حکم دهنده نورالله در سال ۱۰۱۹ق در حالی که حدود هفتاد سال قدمت داشت در ذیل شلاق به شهیدشدن رسید. می گویند بر تن حاکم نورالله با چوب خاردار آنچنان زدند که بدنش قطعه قطعه شد.»[۲۲]

تک‌نگاری
کتاب «نتیجهُ الاله فی ترجمةِ القاضی نورالله» نوشته جلال‌الدین حسینی، سرگذشت‌طومار حکم دهنده نورالله شوشتری میباشد، که به لهجه عربی، در ۱۳۱ شیت، به وسیله چاپخانه کمپانی سهامی طبع کتاب، در سال ۱۳۶۷ق/۱۳۲۷ش چاپ گردیده‌است.[۲۳]

بازدید : 24
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:20


جابجایی پایتخت به بغداد
سیاست‌های اهل ایران و به ظواهر ضدعباسی مأمون همواره مخالفت بزرگان عباسی و عموم بغداد را در‌پی داشت. این مخالف‎ت‌ها موجب شد گروهی از بزرگان عباسی در بغداد خلافت مأمون را نپذیرفته و با ابراهیم بن مهدی بیعت نمایند. این مخالفت‌ها به‌تدریج فضای بغداد را ناآرام ساخته و پیرو نبرد داخلی در پایتخت مرکزی بنی‌عباس صورت بگیرد.[۴۴] از سوی دیگر ناآرامی‌های مصر و جزیره نیز بالاگرفته و خطر مبارزه داخلی دربین اشخاص فامیل عباسی ارتقا یافته بود. خلیفه بدین فیض رسیده بود که رفع این ناآرامی‌ها جز با تغییر تحول سیاست‌های خویش و جابجایی پایتخت به بغداد قابلیت‌پذیر وجود ندارد، از این رو تصمیم گرفت عازم بغداد، پایتخت پدران خویش حسینیه نصرت مشهد گردد.[۴۵]

رجوع و برگشت علویان به روزگار محنت
مامون بعداز شهید شدن امام رضا(ع) وانمود کرد نقشی در شهید شدن وی نداشته، از این رو بعد از ورود به بغداد از علویان دلجویی کرد، هدایایی را برای امام جواد(ع) ارسال کرد و فدک را به علویان بازگرداند[۴۶] البته بعد از مدتی اذن ورود آن ها به کاخ خلافت را کنسل کرد و آن ها را وادار کرد تا جامه سیاه که نشانه بنی‌عباس بود را بپوشند. هم‌اینگونه وی یکی‌از نوادگان زیاد بن ابیه را که از معاندان علویان بود، تحت عنوان قاضی یمن، یکی مرکز ها قیام‌های علوی، قرار اعطا آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۴۷]

میل اعتزالی مأمون
مبنی بر شواهد تاریخی، مأمون با بعضی از عالمان معتزلی نظیر اَبُوهُذِیل عَلّاف و نَظَّام مراوادتی داشت[۴۸] و مناصب حکومتی را به بعضا از بزرگان معتزله واگذار کرده بود.[۴۹] وی همینطور معتقد به عقیده بنده بودن قرآن بود. این شواهد موجب شد بعضی از مورخان، عقیده رغبت مأمون به معتزله را مطرح نمایند. در مقابل گزارش‌هایی وجود داراست که از رابطه مأمون محترم‌های ضدمعتزلی خبر داده‌اند. یحیی بن اکثم تحت عنوان مشاور مأمون که از معاندان معتزله بود، یکی این مفاد میباشد.[۵۰] این گزارش‌های متناقض موجب گردیده بعضا پندار‌های اعتقادی مأمون را آمیخته‌ای از نگرش‌های یکسری فرقه کلامی رزرو حسینیه نصرت مشهد بدانند.[۵۱]

تفتیش عقاید
مأمون در اواخر حکومت خویش برای آزمودن فقها، محدثان و قضات خویش، محاکم تفتیش عقاید را ایجاد کرد. بر پایه ی امر مأمون در سال ۲۱۸ق معتزله مأمور شدند اطمینان اشخاص را در امر بنده بودن قرآن گزینه تفتیش قرار دهند؛ اشخاصی که اعتقادی به عبد و بنده بودن قرآن نداشتند از منصب خویش عزل گردیده و دستگیر می‌شدند. بر پایه ی بعضی گزارش‌ها اعترافات بعضا از فقها به عبد و بنده بودن قرآن از روی خوف بود. از این مبادرت مأمون با تیتر محنت خاطر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میشود.[۵۲]

تشیع مأمون
مذهب اعتقادی مأمون یکی مسائل اختلافی و چالشی مورخان شیعه، سنی و مستشرقان میباشد. تقلید وی از تشیع به معنای آنچه امامان شیعه بدان معتقد بودند، از سوی برخی از مورخان شیعه رد می‌گردد.[۵۳] از سوی دیگر در بعضی از منابع دارای اعتبار اهل‌سنت بر تشیع مأمون تأکید شد‌ه‌است؛ به‌تیتر مثال ذهبی، ابن‌کثیر و ابن‌خلدون بر شیعه‌بودن وی تصریح کرده، و در بعضی مورد ها دولت عباسی را دولت شیعی معرفی کرده‌اند.[۵۴] سیوطی نیز آوازه تشیع مأمون را نقل نموده است.[۵۵]

در بعضی موردها سیاست‌ها و اقدامات مأمون در دوستی با آل علی، اتهام رافضی بودن او را از سوی معارضان داخلی خویش یعنی فامیل عباسی بومی در بغداد درپی داشت.[۵۶]

دلایل موافقان تشیع مأمون
در منابع تاریخی گزارش‌هایی از سیاست‌ها و کارایی مأمون در دوران خلافتش آمده میباشد که حکایت از تمایلات شیعی وی میباشد. این نوع اقدامات مأمون را می‌اقتدار در چندین مسأله تبیین کرد:

توصیه خلافت و ولایتعهدی به آل‌علی: مدعیان تشیع مأمون معتقدند توصیه واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون ریشه در تربیت او در فضای قرابت فکری معتزله و شیعه به‌ویژه در موضوع برتری امام علی(ع) در خلافت برمی‌خواهد شد. افزون بر آن خراسانی بودن مامان مأمون که به حقانیت امام علی(ع) و فرزندانش ایمان داشت و رشد یافتن وی نزد اهل یک محل خراسان نقش مهمی در تمایل وی به مذهب تشیع داشت. طبق این داعیه مأمون باایمان پیمان بست در صورتی‌که بر برادرش پیروزشود، خلافت را به برگزیدگان شخص از فامیل علی(ع) واگذار می‌نماید؛ از این‌رو بعد از باخت امین به وعده خویش وفا کرد و امام رضا(ع) را به‌تیتر ولیعهد خویش تعیین کرد.[۵۷] این مبادرت مأمون موجب شد بعضی مورخین نظیر سیوطی اورا شیعه افراطی بدانند.[۵۸]

بازدید : 25
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:21


قبل از اسلام
حمزه در پیکار‌های فِجار و در قول حلف الفضول کمپانی داشته میباشد. او با ابوطالب و دیگر عموهای نبی(ص) در خواستگاری خدیجه نیز حاضر بوده میباشد؛ حتی بعضی از منابع، با وجود مسافت سنی معدود وی با فرستاده(ص) و قرائت خطبه وصلت به وسیله ابوطالب، در ماجرای خواستگاری خدیجه تنها از حمزه ذکر حسینیه نصرت مشهد شده‌اند.[۳۴]

ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد در سالی که قُرَیش به قحطی و خشکسالی رنج گرفتار گردیده بود، به دنبال سفارش رسول(ص) برای یاری به ابوطالب که شخصی عیال وار بود، حمزه سرپرستی جعفر را عهده دار آدرس حسینیه نصرت مشهد شد[۳۵]

حمزه شکا‌رچی بود و به شکار می‌پرداخت.[۳۶] وی در زمان نا‌آگاهی، مثلا فرزندان عبدالمطلب بود که در قریش سر گروهی یافتند و چنان جایگاهی داشت که بعضا با وی قول رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌بستند.[۳۷]

بعد از اسلام
ایمان آوردن حمزه به اسلام و نبی(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به امر پاد شاه منظور سوم قاضی عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تنظیم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.
ایمان آوردن حمزه به اسلام و رسول(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به فرمان فرمان روا خواسته سوم قاضی عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تهیه و تنظیم گردیده است.
روزی که رسول(ص) قبیله مجاورت خویش را برای دعوت به اسلام گردآورد (یوم الإنذار)، حمزه نیز حضور داشت.[۳۸] حمزه حتی‌د‌ر وقتی که هنوز مسلمان نشده بود، همانند ابوطالب، از فرستاده اکرم(ص) در مقابل آزار مشرکان تامین میکرد. طبق بعضا از نقل‌های تاریخی، حمزه توهین‌های ابولهب و بقیه مشرکان به فرستاده(ص) را تلافی میکرد.[۳۹]

مسلمان شدن
روزی ابوجهل مجاورت کوه صَفا به نبی(ص) واکنش و سخنانی ناشایست به او ذکر کرد. رسول(ص) بدو پاسخی نداد. کنیزی در آنجا بود و این داستان را مشاهده کرد. دیری نگذشت که حمزه از شکار به مکه رجوع و برگشت. عادت حمزه چنان بود که زیرا از شکار برمی گشت، کعبه را طواف می کرد، بعد به انجمن‌های قریش می رفت و با آن ها صحبت می‌اعلام‌کرد. قریش حمزه را به باعث جوانمردی‎‌هایش دوست می‌داشتند. این توشه که حمزه به عادت خویش به دیدن آشنایان سرگرم بود، آن کنیز نزد وی رفت و اظهار‌کرد: نبودی تا مشاهده کنی ابوجهل به برادرزاده‎ ات چه اعلام کرد. حمزه به سروقت ابوجهل رفت، اورا روئت کرد که در مسجد الحرام در بین عموم نشسته میباشد. کمان خویش را بر رمز او کوفت، چنان که راز ابوجهل زخمی تعالی برداشت. آن گاه بیان کرد: «‌تو محمد را دشنام میدهی، مگر نمی‌دانی اینجانب به آیین وی درآمده‌ام. هر چه وی بگوید اینجانب هم میگویم ». بنی‌مخزوم خواستند به کمک ابوجهل برخیزند، ولی او بیان کرد: حمزه را بگذارید، چه اینجانب برادرزاده او‌را دشنام‌های نامطلوب داده‌ام. این پیشامد سبب ساز شد که حمزه در شمار مسلمانها درآید. از آن پس، قریش زیرا دیدند محمد پیشتیبانی توانمند مانند حمزه داراست و او‌را از زخم آنها نگاه خواهد داشت، کمتر متعرض او شدند. [۴۰]

براساس روایتی از امام سجاد(ع)، ادله اسلام آوردن حمزه، غیرت وی در ماجرایی بود که مشرکان نوباوه‌دان شتری را روی راز فرستاده(ص) انداختند.[۴۱] با این درحال حاضر، بعضا از دانشمندان معتقدند اسلامِ حمزه از آغاز، مطابق دانایی و آشنایی بوده میباشد.[۴۲]

اسلام آوردن او را در سال دوم یا این که ششم بعثت و پیش از مسلمان شدن ابوذر دانسته‌اند.[۴۳] مسلمان شدن حمزه در گرویدن خویشاوندان وی به اسلام مؤثر بود.[۴۴]

دور اندیشی ما از معاش حمزه، بعد از اسلام آوردن تا مسافرت، ناچیز میباشد. بعداز آنکه نبی(ص) دعوت خویش را آشکار تشکیل داد، حمزه نیز به دعوت علنی پرداخت.[۴۵] او در کنار نبی(ص) ماند و به حبشه مسافرت نکرد.[۴۶] در سه سالی که مشرکان بنی‌هاشم را در شعب ابی‌طالب محاصره کردند، حمزه با مسلمان‌ها هم پا بود.[۴۷] در دومی بیعت عقبه، در سال دوازدهم بعثت، که عده ای از عموم مدینه با نبی(ص) عهد بستند، حمزه یار علی(ع) حاضر و مراقب بود تا مشرکان بدانجا مجاورت نشوند.[۴۸]

حضور در مدینه
حمزه در قسم برادری مسلمان ها در مکه با زید بن حارثه اخوی گردیده و در روز اُحُد هم او‌را وصی خویش کرد. [۴۹] در عهد و پیمان برادری مدینه، قبل از بدر، حمزه با کلثوم بن هدم اخوی شد.[۵۰]

نبی اکرم(ص) اول درفش پیکار را در ماه رمضان سال اولیه مهاجرت برای حمزه بست تا سریه‌ای را برای حمله به کاروان تجاری قریش که از شام به مکه بازمی گشت، رهبری نماید. حمزه به همپا ۳۰ بدن از مهاجران و از انصار تا منطقه عیص در کنار دریا دریا پیش رفت و در آنجا، با ۳۰۰ سوار از مشرکان مکه به فرماندهی ابوجهل روبه رو شد. با میانجی گری مَدورازشوخی بن عَمرو جُهَنی که با هر دو تیم قرار صلح داشت، جنگی روی نداد و هر دو سپاه بازگشتند.[۵۱] حمزه همینطور در غزوات اَبواء یا این که وَدّان، ذوالعُشَیره و بنی قَینُقاع درفش دار بود.[۵۲]

در غزوه بدر، حمزه در مجاورت‌ترین نصیب سپاه اسلام به مشرکان بود[۵۳] و نبی(ص) وی، علی(ع) و عُبَیدة بن حارث بن عبدالمُطَّلب را به رویا رویی با یک سری بدن از سران مشرکان ارسال کرد. سازه بر گزارش‌های متعدد، عُتْبة بن ربیعه یا این که شَیبه در نبرد بی واسطه با حمزه کشته شد.[۵۴]

در ماجرای سَدّ ابواب نیز به حمزه اشاره گردیده‌است. بیان کننده حمزه یکی‌از افرادی بود که از منزل خویش به مسجد فرستاده(ص) دری داشتند. فرستاده اکرم(ص) امر کرد که تمامی به جز حضرت علی(ع) این درها را ببندند و در جواب سؤال حمزه از انگیزه این امر و استثنا شدن علی(ع)، آن را دستوری از جانب آفریدگار خواند.[۵۵] اگرچه از پاره‌ای احادیث برمی آید که‌این قصه مرتبط با بعداز فتح مکه بوده میباشد، البته لحاظ نخستین ترجیح داراست.[۵۶]

در شروع غزوه احد در سال سوم مهاجرت، حمزه مثلا اشخاصی بود که خواهان نبرد در خارج مدینه بودند، به حدی که قسم خورد چیزی نخورَد تا هنگامی در بیرون شهر با معاند بجنگد. او مسئول قلب سپاه بود، با دو خنجر میجنگید و درین نبرد رشادت‌ها نمود.[۵۷]

بازدید : 23
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:12


سلسله مراتب دعوت منفعت‌های داودی

مفضل سیف الدین داعی مطلق فایده‌های داوودی
داعی مطلق: داعی مطلق سود‌های داودی در بالا تشکیلات دعوت این فرقه قراردارد. او، که در واقع جانشین امامِ مستور اسماعیلیان طیبی مستعلوی به حساب می‌آید، با نصّ داعی گذشته منصوب میگردد و اورا معصوم میدانند. داعی مطلق، با یاری دستیارانی که خویش برمی‌گزیند، با خودمختاری مطلق بر تک تک وجوه معاش جامعه داودیان سر گروهی و بررسی دارااست. داعی مطلق را معمولاً «مُلاجی مالک» یا این که «سیّدنا مالک» خطاب می‌نمایند. پایگاه داعی مطلق در بمبئی میباشد و موسوم به بَدْری مَحَل. هر چندین مقر مرکزی دعوت داودی در سورات قراردارد، در هر دو جای ، خاصه در سورات، دسته‌های جامع و نفیسی از کتاب ها خطی اسماعیلی میباشد که پایین لحاظ بی واسطه حسینیه نصرت مشهد داعی قراردارد.
دستیاران داعی مطلق: در سلسله مراتب دعوت داودی، بعد از داعی مطلق، به ترتیب «مأذون» و «مُکاسر» قرار دارا‌هستند. مأذون دستیار اساسی داعی و جانشین او میباشد و معمولاً از فی مابین خویشان مجاورت وی تعیین، و بعداز داعی جانشین وی میشود. داعی همینطور از خویشان خویش کسی را برمی‌گزیند که با تیتر مُکاسر به مأذون امداد آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.
استدلال: جايگاه آجل در سلسله مراتب دعوت، رده «استدلال» میباشد که پیشوای محلی داودیان میباشد و از طرف داعی به هر جماعت منفعت داودی که تعدادش از پنجاه خانوار بش‌خیس باشد پیامبر می گردد. وظیفه اساسی برهان رهبری داودیان در مراسم مذهبی و عبادی از قبیل مراسم وصلت، تدفین و غیره میباشد. وی همینطور دیون متعدد مذهبی و هدایا را برای داعی گردآوری رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.
ملا: واپسین سکو در سلسله مراتب دعوت داودی، درجه «مُلا» میباشد که فرد داعی ملاها را گزینش می‌نماید. ملاها تحت عنوان مدرس مذهبی برای خردسال ها فایده نیز سرویس می‌نمایند. هر نوباوه داودی بعداز وصال به سن پانزده سالگی، میثاق وفاداری نسبت به بیست و یک بدن از امامان اسماعیلی طیبی مستعلوی و داعیان داودی می‌بندد و از آن مجال به زمره مؤمنان در‌میاید. این عهد و پیمان را بزرگسالان داودی نیز هر سال در ۱۸ ذی‌الحجه (روز عیدغدیر) تجدید می‌نمایند. متن میثاق، که در دهه‌های اخیر تهیه گردیده، متضمن وعده اطاعت مطلق از داعی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲۱]
فایده‌های سلیمانی
در بین سلیمانی­‌ها از سال ۱۰۵۰ق تیترِ داعی مطلق، در یمن در خویشاوندان مَکرَمی محافظت گردیده که اساسا نجرانی (جنوب ایالات متحده عربی) بوده­‌اند. داعی مطلق فعلی سلیمانی‌ها، که در ۱۳۵۵ش تحت عنوان چهل و نهمی داعی به جایگاه رهبری اسماعیلیان سلیمانی رسید، شرفی حسین بن حسن مَکرَمی اسم دارااست. داعیان مطلق سلیمانی‌ها پایگاه خویش را در نجران در شمال شرقی یمن مراقبت کردند. این بخش از جنوب ایالات متحده عربی در دهه ۱۳۰۰ ش/ ۱۹۳۰، جزو خاک مرزو بوم ایالات متحده عربی سعودی شد. در نجران و حراز جماعت‌هایی از سلیمانی وجود داراست و در هند اقلیتی خرد که تخت‌گاز رو به کاهش می­‌رود در بمبی و حیدر آباد به دیده می­‌خورد. بروده (در شرق کمبی) پایگاه نماینده داعی یمنی در هند میباشد.[۲۲]

عقاید و آداب و رسوم سود‌ها
طیبیان اعم از داوودی و سلیمانی مغایر نزاریان به شریعت و فقه پایبند بوده و اجرا عبادی آن‌ها توسط بزرگان شرعی ایفا می­‌گیرد. جوان ها آن ها در سن پانزده سالگی با داعی مطلق بیعت کرده که آن را بیعت با امام تلقی می­‌نمایند. آن ها به نماز، زکات، روزه، حج و ولایت التفات بسزایی داده و مثل دیگر مسلمان‌ها مقید به جاری ساختن آن میباشند. اذان آنان مثل شیعه ها اثنی‌عشری میباشد، ولی مانند سنیان وضو می­‌گیرند. جای ‌های عبادت آنان به «جماعت‌منزل» دارای اسم و رسم میباشد. نماز آدینه را برگزار نمی­‌نمایند. آنان از شیوه های متفاوتی یه خرده از فرآورده خویش را در شیوه مذهب خود صرف می­‌نمایند. ماه رمضان در نزد آنان همواره سی روز بوده و شب ۲۷ رمضان شب قدر میباشد، البته برای شب‌های ۱۷، ۱۹ و ۲۱ نیز احترام خاصی قائلند. هجرت به مکه، مدینه، نجف، کربلا، قاهره و اماکنی که امامانشان مدفونند از مراسم‌ عبادی- زیارتی آنهاست. سوگواری محرم و جشن و پای کوبی عید غدیر نیز از مهمترین مراسم‌ آن‌ها میباشد.[۲۳]


سود‌های داوودی در حالا زیارت بارگاه راءس الحسین در قاهره.
بُهره‌ها یگانگی پروردگار، الهی بودن قرآن، پیامبری حضرت محمد(ص) و وصی فرستاده(ص) بودن حضرت علی(ع) را همانند شیعه ها اثنی عشری قبول دارا‌هستند. آن ها معتقدند که امامان، کامل کننده جنبش پیامبران میباشند؛ تنها با این تفاوت که پیامبران مبلغان شرایع ظاهری و امامان مبلغان شرایع باطنی اسلام میباشند. نکته قابل توجه در اعتقادات بُهره‌ها این میباشد که حضرت علی(ع) را والاتر از امام بشمار آورده و "پایه" می دانند. آن‌ها بعداز امام راستگو(ع) دارنده شانزده امام می‌باشند و بعد از آن، "داعی منطق بُهره‌های داوودی" در ابتدا تشکیلات دعوت این طایفه قراردارد. فریضه نماز آن‌ها به استثنای مواقعی جزئی همانند شیعه‌ها اثنی‌عشری میباشد.[۲۴]

بازدید : 25
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:04


ساختار نژادی
علویان ترکیه از نظر نژادی به سه تیم تقسیم می‎شوند که عبارتند از ترکمن‌ها، کردها و زازاها.

ترکمن
بیشترین نژاد علویان را ترکمن‎ها به خویش تخصیص داده‎اند. ترکمن‎ها شاخه‎ای از نژاد رخنه‌ می‌باشند که به حیث تاریخی به آن‌ها اغوز می‎گویند. اغوزهایی که از نصفه دوم قرن دهم میلادی به اسلام گرویند، ترکمن نامیده شدند البته آن تیم از آنها که مسلمان نشدند، همچنان به اغوز آوازه دارا‌هستند.[۱۱] ترکمن‎ها خویش سه حسینیه نصرت مشهد مجموعه‎اند:

چینی‎ها
این مجموعه منسوب به شاخه‎ اوچ‎ اوک (به معنای سه تیر) اوغوزها می‌باشند. در کتاب ولایت طومار حاج بکتاش البته یک کدام از شخصیت‎های تاریخی علویان، از این دسته کلام به بین آمده میباشد. چینی‎ها در زمانه نخستین احاطه سلجوقیان بر آناتولی بدین بخش ها کوچ کردند. آن‌ها از سوی دولت سلجوقی تحت عنوان حاکمان بخش ها مرزی منصوب شدند. این دسته در اواخر قرن سیزدهم میلادی به جهت هم نظریه بودن با صفویه و قرابت شدید و هم نظریه بودن با آن‌ها به قزلباش دارای شهرت شدند. قزلباش لقبی بود که به سربازان صفویه اطلاق می‎شد. اکثری از چینی‎ها امروزه در شهرهای گرسون، تیره بولو، گورلو و واقفی عظیم بنا شده در استان ترابزون در شمال ترکیه معاش می‎نمایند. آن ها پایین تأثیر بزرگان اهل سنت و والیان این بخش ها، علوی‎گری را رها کرده و به اهل‎سنت میل پیدا کردند. اما توده‎ای از چینی‎هایی که در استان بالکسیر بنا شده در شمال غربی ترکیه معاش می‎نمایند، نام و نشان علوی خویش را محافظت آدرس حسینیه نصرت مشهد کردند.[۱۲]

تَخْتَچی‎ها
این تیم از ترکمن‎ها امروزه در بخشها وسیعی از جنوب تا جنوب غربی ترکیه، از ماراش تا کوه‎های توروس و از انتهای کوه‎های توروس تا جنوب دریای اژه (دریایی در امتداد شمال غربی تا جنوب غربی ترکیه) معاش می‎نمایند. تختچی‎ها را می‎اقتدار در بخشها جنگلی شهرهای آدانا، ماراش، ایچل، بوردور، اسپارتا، دنیزلی، موغلا، آیدین، ازمیر، بالیکسر، و تراکیا(نصیب اروپایی ترکیه) روءیت رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۳]

بیدی‎ها
این تیم از شاخه بوزوک ترکمن‎ها می باشند که در تأسیس حکومت صفوی شریک بودند. در زمان کنونی، علویانی که در اواسط آناتولی معاش می‎نمایند، به بیدی‎ها منسوب می‌باشند. شهرهای آنکارا، توکات، کرشهیر، قیصری، نوشهیر و توابع آن محل سکونت این گروه از علویان ترکمن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۴]

کردها
بعضی دانشمندان استانبولی معتقدند، یک سوم کردهای مستقر در ترکیه، علوی میباشند. کردهای علوی به طور متفرق در شهرهای بینگول، تونجلی، ارزنجان، سیواس، یوزگات، الازغ، مالاتیا، قهرمان ماراش و قیصری معاش می‎نمایند.[۱۵]

زازاها
زازاها یک کدام از نژاد علویان را تشکیل می‎دهند. گویش آن‌ها تشابه متعددی به لهجه کردی و حتی لری دارااست. نسبتاً نیمی از زازاها سنی و نیمی دیگر علوی میباشند. زازاهای علوی در مناطقی از کوه‎های مونزور در شمال ترکیه، راءس شهر ارزنجان و شهر ارزروم معاش می‎نمایند.[۱۶]

علویان نصیریه (عرب‎ها)
در ترکیه گروهی دیگر از علویان وجود دارا هستند که دارنده نژاد عرب میباشند. آنان در جنوب ترکیه و در بخشها مرزی با سوریه در شهرهای حاتای و آدانا معاش می‎نمایند. این مجموعه به عبارتی علویان سوریه یا این که نصیریه می‌باشند و ارتباطی با علویان ترکیه که به علویان آناتولی نیز مشهورند ندارند.[۱۷] علویان عرب‎ نسبت به علویان ترکیه از جمعیت کمتری برخوردارند. برگزاری مراسم عید غدیر در شهر حاتای با حضور هزاران نفر، تحت عنوان یکی اساسی‎ترین و باشکوه‎ترین مراسم علویان به شمار می‎رود. درین مراسم مفتی‎های اهل سنت و مسئولان دولتی نیز کمپانی می‎نمایند.[۱۸]

بازدید : 29
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:37


رابطه با منصور عباسی
محمد بن جریر طبری تاریخ‌نگار قرن سوم قمری نقل نموده است که در ۱۴۰ق، منصور عباسی برای حج به مکه رفته بود، تنی چند از علویان مانند محمد نفس زکیه و ابراهیم، فرزندان عبدالله محض و عده ای از خراسانیان هوادارش نیز در مکه اجتماع کردند. برخی از آن ها تصمیم گرفتند منصور را ترور نمایند البته محمد مخالفت کرد. این تصمیم را اسماعیل به استحضار منصور رساند و وی عبدالله را دستگیر کرد و فرزندانش را از وی خواست، البته عبدالله جلوگیری کرد و به زندان زمین‌خورد و اموالش حسینیه نصرت مشهد فروخته شد.[۲۹]

ادعای امامت اسماعیل
بینش امامیه
علمای امامیه منکر وجود نص‌ بر امامت‌ اسماعیل‌ بوده‌اند و روایاتی را نقل کرده‌اند که امامت‌ اسماعیل‌ را رد کرده‌ میباشد‌.[۳۰] به عنوان مثال احادیث حدیث لوح[۳۱] و حدیث جابر[۳۲] میباشد که مبتنی بر آن ها رسول(ص)، اسامی امامان دوازده‌گانه را ذکر نموده است و در آن‌ها امام بعداز جعفر بن محمد، فرزندش موسی معرفی گردیده‌است خیر اسماعیل. همینطور امام درست گو(ع) در مفاد زیادی امامت موسی بن جعفر را به اصحاب مجاورت خویش اعلام کرده بود. در هرکدام از کتاب‌های الکافی،[۳۳] پند،[۳۴] اعلام الوری[۳۵] و بحارالانوار،[۳۶] بابی درباره نصوص امامت موسی بن جعفر(ع) وجود دارااست که به ترتیب ۱۶، ۴۶، ۱۲ و ۱۴ ماجرا را در این زمینه نقل آدرس حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۳۷]

آشکارسازی مرگ
برپایه روایتی‌ از زرارة بن اعین، پس‌ از مرگ‌ اسماعیل‌ و پیش‌ از دفن‌ وی، امام راست گو(ع) حدود سی بدن‌ از یاران‌ مجاورت‌ خویش را درباره مرگ‌ فرزندش‌ شاهد گرفت‌.[۳۸] همینطور غسل، کفن، مراسم تدفین و دفن اورا آشکارا برگزار کرد[۳۹] و امر کرد به نیابت وی حج به جا آورده خواهد شد.[۴۰] غرض امام از این فعالیت زدودن اطمینان به امامت او بود چرا‌که به گمان بعضا وی امامِ بعد از امام درستگو بود.[۴۱] با این حالا به اطمینان برخی از اسماعیلیه، اسماعیل نمرده بود و ظاهرسازی مرگ‌ وی برای فریب‌ عموم و مراقبت جان وی و اطرافیانش رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۴۲]

طریقه اسماعیلیه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: اسماعیلیه
اسماعیلیه اسم فرقه‌هایی میباشد که بعداز امام درستگو(ع) به امامت فرزندش اسماعیل یا این که نواده‌اش محمد بن اسماعیل براین باوراند.[۴۳] به‌ اطمینان مبارکیه و قَرامطه از فرقه‌های اسماعیلیه، امامِ بعداز جعفر بن محمد، محمد بن اسماعیل میباشد چراکه اسماعیل‌ جانشین‌ امام‌ راستگو‌(ع‌) بوده‌ و زیرا وی در طول‌ حیات‌ پدرش فوت‌ کرده‌، امام‌ درست گو(ع) امامت‌ را به‌ محمد فرزند او ودیعت‌ میباشد‌. به باور آن ها پس‌ از امامت حسنین(ع) روا وجود ندارد‌ که‌ امامت‌ از اخوی به‌ اخوی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد منتقل‌ گردد.

[۴۴] سعد بن عبدالله اشعری این اطمینان را به اسماعیلیه خالصه یا این که خطابیه نیز نسبت داده میباشد.[۴۵] بعضی از اسماعیلیه نیز معتقدند اسماعیل بن جعفر از جهان نرفته، بلکه وی مهدی موعود میباشد.[۴۶] با این اکنون در منابع اسماعیلی و اثرها حکم دهنده‌ نعمان‌، نص ماجرا قطعی درباره امامت‌ اسماعیل‌ نیامده میباشد.[۴۷] هرچند که جعفر بن منصور الیمن داعی اسماعیلی اواخر قرن‌ سوم‌ و اوایل‌ قرن‌ چهارم‌ قمری احادیثی را فارغ از‌ بیان سلسله راویان‌، درباره امامت‌ اسماعیل‌ گردآورده‌ میباشد‌.[۴۸] همینطور در بعضا‌ منابع‌ آمده میباشد که‌ خلفای فاطمی در آغاز‌ به‌ مکان اسماعیل‌، برادرش‌ عبدالله افطح را امام‌ معرفی‌ می‌کرده‌اند آن‌گاه‌ از این‌ دستور عدول‌ کرده‌ و امامت‌ اسماعیل‌ را مطرح‌ ساختند.[۴۹]

بازدید : 62
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:25


بیعت بستن قسم وفاداری و اطاعت با رسول(ص)، امام(ع)، حکم کننده یا این که خلیفه میباشد. اولیه بیعت در سیره نبوی، بیعتِ حضرت علی(ع) و خدیجه(س) با آن حضرت بعداز قبول اسلام بود. بیعت عقبه نخستین و دوم در مکه رویداد و این دو بیعت، به ویژه بیعت دوم، بستر ساز مهاجرت حضرت پیامبر به حسینیه نصرت مشهد مدینه شد.

بیعت مسلمان ها با فرستاده اکرم(ص) هنگام جنبش به سوی بدر در مدینه شکل گرفت. بیعت رضوان یا این که شجره در سال ششم مهاجرت در حدیبیه و بیعتِ مردان و زنان با فرستاده(ص)، در فتح مکه در سال ۸ مسافرت جاری ساختن شد. واپسین بیعت فرصت رسول(ص)، بیعت مسلمان ها با حضرت علی(ع) در روز هجدهم سال دهم مسافرت در محلّی به اسم غدیر خم بود؛ مورد این بیعت، ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) بعداز فرستاده(ص) آدرس حسینیه نصرت مشهد بود.

بیعت قبل از اسلام، در بعدازظهر فرستاده اکرم، بعداز فرستاده و در تک تک حکومت‌هایی که دعوی خلافت اسلامی داشتند، اشاعه رزرو حسینیه نصرت مشهد داشته میباشد.

معنای لغوی و اصطلاحی
بیعت به معنای، دست دادن، دست فشار دادن، دست راست خویش را به دست راست دیگری زدن برای خریدوفروش میباشد.[۱] قبل از اسلام، دربین عرب ترسیم بود که هنگام دادوستد برای منجّز و قطعی ساختن عقد بیع و تأکید بر التزام خویش به مورد ها آن، خریدار و فروشنده دست راستِ خویش را با ضربه به دست راستِ طرف دیگر می‌زد؛ این عمل را «بَیعَت» یا این که «صَفْقَه» می‌گفتند و با وقوع آن، معامله صورت گرفته تلقّی میشد. همینطور برای اینکه اشخاص جماعت یا این که خویشاوندان‌ای با حکم دهنده یا این که مدیریت فامیل جهت اطاعت و فرمانبری از او عهدوپیمان بندند، شغل دست دادن (مصافحه) معمول بود؛ و به سبب ساز همانندی آن با شغلِ بیعت در خریدوفروش، این فعالیت نیز بیعت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اسم گرفت.[۲]

اکثری از محقّقان، معنای اصطلاحی بیعت را در متن‌ها و منابع اسلامی، نهادن دست راست در چنگ راست کسی به آرم تایید اطاعت یا این که سر کردگی او دانسته‌اند.[۳] کم کم، با ساخت و ساز تحول و تنوّع در صورت ظاهری بیعت، کلمه بیعت خلال شغل سابق الذکر بر قسم و تعهّدی که‌این شغل حاکی و علامت آن باشد نیز اطلاق شد و درین معنای دوم، اشاعه و تداول یافت.

معنای بیعت در اسلام
معنای شایع و مصطلح بیعت در قرآن، سنّت، تاریخ، حرف و فقه سیاسی اسلام، عقد و پیمانی میباشد که شخص بیعت‌کننده با امام، حکم دهنده یا این که فردی دیگر می‌بندد تا در موضوعی خاص یا این که به صورت عام فرمانبردار و مطیع او بوده و به موارد تعهّد خویش ملتزم و بامسئولیت بماند.[۴]

تاریخچه
قبل از اسلام
قبل از اسلام، ترسیم بیعت برای تایید مهتری مدیر بستگان یا این که انتصاب یک شخص به منصبی اساسی متداول بوده میباشد.[۵] به بیعت قریش و بنی کنانه با قُصَی بن کِلاب، جدّ اعلای نبی(ص)، به هنگام تصمیمِ او به اخراج خُزاعَه از مکه در قبل از اسلام می‌قدرت اشاره نمود.

بیعت در طول رسول
اول بیعت در سیره نبوی، بیعتِ حضرت علی(ع) و خدیجه(س) با آن حضرت بعداز قبول اسلام میباشد[۶]. با وجود این، ابن شهرآشوب[۷] اولیه بیعت را در تاریخ اسلام بیعت عشیره دانسته که در سال سوم بعثت در «یوم الدّار» شکل گرفت. در‌این روز، پیامبر اکرم(ص) به امر الهی خواهان تایید اسلام و بیعت از سوی بنی هاشم شد و به موجب روایات شیعه و اهل سنت، فقط حضرت علی(ع)، که نادر سن‌ترین شخص قوم و قبیله بود، با رسول(ص) بیعت کرد.[۸]

دو بیعت اساسیِ دیگر که در مکه رویداد، بیعت اولیه عَقَبِه (بیعة العقبة الاولی) در سال ۱۲ بعثت و بیعت دوم عقبه (بیعة العقبة الثانیة) در ۱۳ بعثت بود که هر دو در موسم حج در محل عقبه (مکانی در میانۀ منش مکه و مِنا) شکل گرفت. این دو بیعت، به ویژه بیعت دوم، بستر ساز مهاجرت حضرت نبی به مدینه شد.[۹] مثلا بیعت‌هایی که در مدینه شکل گرفت، بیعت مسلمان ها با فرستاده اکرم(ص) هنگام جنبش به سوی بدر در اولِ مسافرت بود.[۱۰]

بیعت رضوان یا این که شجره نیز در سال ششم هجری در حدیبیه شکل گرفت.[۱۱] در آیه‌ها ۱۰ و ۱۸ سوره فتح، از این بیعت حرف رفته و در آیه ۱۰ بیعت با نبی(ص)، بیعت با آفریدگار خوانده گردیده و خلال شماتت بیعت‌شکنی (نَکْث)، برای وفاکنندگان به قول و بیعت، جایزه اخروی مقرر گردیده‌است. در آیه ۱۸، با اعلام رضایت الهی از آن بیعت، به مؤمنانِ بیعت کننده وعده برد مجاورت داده گردیده است.

دیگر بیعتِ مردان و زنان با فرستاده(ص)، در فتح مکه در سال ۸ قمری بود که آیه ۱۲ سوره ممتحنه بدان اشاره می‌نماید. در‌این آیه از رسول(ص) منظور گردیده که از زنان مکه که ایمان آورده بودند، بیعت بگیرد. موضوعات این بیعت، که در کتاب ها تعبیروتفسیر، حدیث و تاریخ به بیعت زنان (بیعت نساء) آوازه دارااست، به‌این گستردن میباشد: هجران از بی دینی، دوری از دزدی و بی عفتی، نکشتن فرزندان خویش، نسبت ندادن اولاد سایر افراد به همسران خویش و مخالفت نکردن با فرستاده(ص) در شغل های نیک.[۱۲]

مشهورترین قسم آن میباشد که آغاز نبی دست خویش را در تشت آبی‌رنگ قرار می‌بخشید و موارد بیعت را ذکر میکرد و آن گاه زنان با قرار دادن دست خویش در تشت آن را می‌پذیرفتند. [۱۳][یادداشت ۱] در روایاتی دیگر آمده میباشد که بیعت زنان با دست دادن از روی خرقه جاری ساختن می‌گردیده‌است[۱۴] واقدی بیعت زنان با نبی(ص) از روی جامه را تقویت نموده است. [۱۵] همینطور بنابر بعضی روایات،‌گاه بیعت زنان با آن حضرت تنهاً به طور کلامی و لفظی بوده میباشد[۱۶]. ضمن اینها، صورتهای دیگری نیز برای بیعت زنان در بعضی روایات مذکور میباشد.[۱۷] به نوشته قاسمی[۱۸] جز یکسری بیعت زنان که در طی فرستاده(ص) اعمال گرفته به عنوان مثال بیعت دوم عقبه، بیعت رضوان و فتح مکه-،[۱۹] گزارشی درباره بیعت زنان با خلفا و حکّام نیست و ظاهراً در ادوار سپس بیعت به مردان تخصیص داشته میباشد.

واپسین بیعت فرصت رسول(ص)، بنابر بعضا منابع،[۲۰] بیعت مسلمانها با حضرت علی(ع) در روز ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم هجری (حدود ۲۹ اسفند سال دهم شمسی) در محلّی به اسم غدیر خم بود؛ زمینه این بیعت، ولایت حضرت علی(ع) پس از رسول(ص) بود.[یادداشت ۲]

بازدید : 52
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:21


مصاحبت با ائمه(ع)
به گفته آقابزرگ تهرانی عبدالعظیم، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) را فهم و شعور کرده و ایمانش را بر امام هادی(ع) عرضه داشته میباشد.[۱۲] در کتاب الاختصاص نیز روایتی امام رضا(ع) به وسیله وی نقل گردیده است؛[۱۳] با این درحال حاضر آیت‌الله خویی، هم‌بعدازظهر بودن عبدالعظیم با امام رضا(ع) را رد حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۴]

روحانی طوسی عبدالعظیم را از اصحاب امام عسکری(ع) برشمرده میباشد.[۱۵] عزیزالله عطاردی، با تحقیق وضع و اوضاع عبدالعظیم حسنی و احادیث او، این نظر را دارد وی چهارتن از امامان (از امام کاظم(ع) تا امام هادی(ع)) را فهم و شعور نموده است.[۱۶] از لحاظ محمد محمدی ری‌شهری نیز عبدالعظیم امام جواد(ع) و امام هادی(ع) را شعور کرده و از آن ها روایات نقل آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۷]

نقل میباشد که عبدالعظیم مودب و تواضع ویژه‌ای در مجلس امام جواد(ع) یا این که امام هادی(ع) حاضر میشد و امام(ع) نیز اورا نزد خویش می‌نشاند و از احوالش جویا رزرو حسینیه نصرت مشهد می شد.[۱۸]

معاش در زمانه سرکوب شیعه‌ها
روزگار معاش عبدالعظیم مصادف با وضعیت خفقان و سرکوب شیعه‌ها بوسیله بنی عباس بود. وی نیز همانند پدرانش سال‌ها ذیل تعقیب بود. وی گرچه وقتی که در مدینه، بغداد و سامرا می‌زیست البته طرز تقیه می کرد و نظریه خویش را مخفی می‌داشت، اما با این حالا گزینه غضب متوکل و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد معتز بود.[۱۹]

مهاجرت به ری
بنابر گزارش‌های تاریخی، عبدالعظیم در طول معتز، خلیفه عباسی، به دلیل اذیت و آزار و خوف از قتل، به دستور امام هادی(ع) از سامرا به ری -که از مقر‌های اصلی عباسیان بود- سفر کرد. برخی هم نقل کرده‌اند به قصد زیارت قبر امام رضا(ع) به قصد خراسان سفر کرد و در ری برای زیارت حمزة بن موسی بن جعفر توقف کرد و در آن‌جا محو شد.[۲۰]

نجاشی به گزارش احمد بن محمد بن خالد برقی نقل نموده است که عبدالعظیم در اکنون فراروگریز از فرمان روا، به ری آمد و در سرداب منزل یکی شیعه‌ها در محله «سِکة المَوالی» (کوچه و محله دوستان اهل‌بیت) سکنی گزید. وی در به عبارتی سرداب به عبادت می‌پرداخت، روز را روزه می‌گرفت و شب را به عبادت می گذراند. او مخفیانه از خانه خارج می‌آمد و به زیارت قبری می رفت که آن را قبر یک کدام از فرزندان موسی بن جعفر می‌دانست. پیوسته در آن سرداب بود و خبر ورود وی به شیعه ها آل محمد یکی از بعداز دیگری می سید تا اکثر شیعه‌ها با او آشنا شدند.[۲۱]

بعضی امامزادگان جمهوری اسلامی ایران
اسم امامزاده مقبره از نسل امام شهر، استان
هلال بن علی امامزاده هلال بن علی امام علی (ع) اصفهان-آران و بیدگل
هاشم بن حسن بن یحیی امامزاده هاشم امام علی (ع)
امام حسن(ع) مازندران-آمل
عبدالعظیم حسنی بقاع حضرت عبدالعظیم امام حسن(ع) ری
شرف‌الدین داود الحسنی امامزاده داود امام حسن(ع) طهران-کوه‌های کن
حسن بن حسین بن اسحاق امام حسن(ع) لرستان-الیگودرز
جلال الدین اشرف امامزاده جلال الدین اشرف امام حسن(ع) گیلان-آستانه اشرفیه
محسن بن علی بن حسین (الاثرم) امامزاده محسن یا این که امامزاده کوه امام حسن(ع) همدان
علی‌اکبر بن ابراهیم بن حسین امامزاده علی‌اکبر چیذر امام سجاد(ع) محله چیذر طهران
محمد بن محمد بن زید امامزاده محروق امام سجاد(ع) خراسان رضوی - نیشابور
عبدالله بن حسین بن علی اصغر بن زین‌العابدین امامزاده عبدالله امام سجاد(ع) خوزستان-شوشتر
محمد بن زید بن علی امامزاده محمد بن زید امام سجاد(ع) خوزستان - شوشتر
حسن، حسین، ابراهیم و جعفر حرم چهار امامزاده قم امام سجاد(ع) قم
اظهر بن علی امامزاده اظهر بن علی امام سجاد(ع) روستای درگزین، شهر رزن، همدان
احمد بن علی امامزاده احمد امام باقر(ع) اصفهان - حسن آباد
علی بن محمد باقر(ع) مشهد اردهال امام باقر(ع) اصفهان - کاشان
علی بن جعفر الصادق سه مقبره منسوب در عُریض (مدینه)، قم و سمنان امام راست گو(ع) مدینه/قم/ سمنان
علی زین العابدین درب امام امام راستگو(ع) اصفهان
جعفر بن علی امامزاده جعفر امام درستگو(ع) یزد
خدیجه خاتون حرم خدیجه‌خاتون امام درستگو(ع) قم
حمزه بن موسی(ع) در مجاورت آستانه حضرت عبدالعظیم امام کاظم(ع) طهران - ری
حسین بن موسی بن جعفر(ع) علاءالدین حسین امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن موسی بن جعفر(ع) سید میرمحمد امام کاظم(ع) عجم - شیراز
حکیمه دختر امام کاظم(ع) امام کاظم(ع) کهکیلویه و بویراحمد - گچساران
اسحاق بن موسی(ع) مشهدِ فروغ و روشنایی گرگان امام کاظم(ع) شهر گرگان
اسحاق بن موسی(ع) امامزاده اسحاق بن موسی بن جعفر (ساوه) امام کاظم(ع)
جعفر بن موسی کاظم امامزاده شاهرضا امام کاظم(ع) اصفهان - شهرضا
زینب بنت موسی بن جعفر زینبیه امام کاظم(ع) اصفهان
آقاعلی عباس امامزاده آقا علی عباس امام کاظم(ع) اصفهان - کاشان
باتقوا بن موسی کاظم امامزاده باتقوا امام کاظم(ع) طهران - تجریش
حسین بن موسی بن جعفر امام کاظم(ع) کوفه/ شیراز/ خراسان جنوبی - طبس
محمد بن موسی کاظم امامزاده سبز قبا امام کاظم(ع) خوزستان-دزفول
سید بهاءالدین محمد امامزاده سید بهاء الدین محمد (روحانی شبان) امام کاظم(ع) چهارمحال وبختیاری
علی بن حمزه امامزاده فرمان روا میر علی بن حمزه امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن حسن آقامشهید امام کاظم(ع) عجم - فراشبند
یحیی بن موسی کاظم امامزاده یحیی بن موسی امام کاظم(ع) سمنان
عبیدالله بن موسی کوسه هجیج امام کاظم(ع) کرمانشاه - روستای هجیج
سید فرمانروا‌محمد امامزاده سید فرمانروا‌محمد (پیرچوگان) امام کاظم(ع) هرمزگان - رودان
عبدالله بن احمد الشعرانی امامزاده عبدالله امام کاظم(ع) همدان
حسن بن عبدالله امامزاده امام حسن امام کاظم(ع) شهرستان دیلم، استان بوشهر
حبیب بن موسی بن جعفر زیارتگاه حبیب بن موسی امام کاظم(ع) کاشان
خدیجه خاتون بقاع خدیجه‌خاتون امام کاظم(ع) قم
حسین بن علی امامزاده حسین امام رضا(ع) قزوین
جعفر بن علی بن موسی الرضا امامزاده جعفر بن رضا مشهور به امامزاده فرمان روا‌کرم امام رضا(ع) اصفهان
موسی بن محمد امامزاده موسی مبرقع - چهل‌اختران امام جواد(ع) قم
احمد بن موسی مبرقع امامزاده شاه میراحمد یا این که احمد بن موسی مبرقع امام جواد(ع) اصفهان - کاشان
امامزاده اسماعیل امام جواد(ع) عجم - فسا
حسین بن علی النقی شاهزاده حسین امام هادی(ع) همدان
نبو


مدفن و اجر زیارت عبدالعظیم
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مقبره عبدالعظیم حسنی

امام خمینی در مقبره عبدالعظیم حسنی
عبدالعظیم در شهر ری وفات یافت و در همانجا دفن شد[۲۲] آرامگاه وی به مسجد شجره (به معنای مسجد درخت) دارای شهرت میباشد.[۲۳] این نامگذاری به خوابی اشاره داراست که در آن رسول(ص) محل دفن یک کدام از فرزندانش را کنار درخت سیب در باغی در ری پیش‌بینی کرده بود.[۲۴]

مطابق روایتی که از امام هادی(ع) بیان شده اجر زیارت قبر عبدالعظیم هم‌تراز زیارت امام حسین(ع) میباشد.[۲۵] دانشمندان این قصه را آرم منزلت عبدالعظیم[۲۶] و یا این که آگاهی امام هادی برای مراقبت شیعه ها از خطرها زیارت امام حسین(ع) میدانند.[۲۷] با این درحال حاضر علی‌اکبر غفاری این نظر را دارد این کلام ممکن میباشد ناظر به موقعیت خاصی باشد. او برابری این دو زیارت را بعید می داند، ولی بر پایه ی قاعده تسامح در برهان سنن و خبر ها اینجانب بلغ اعتقاد دارد زیارت عبدالعظیم با نیت اجر زیارت امام حسین(ع) قادر است شامل ادب الهی خواهد شد.[۲۸]

فضائل و مقامات
علامه حلی عبدالعظیم را عالمی پرهیزکار معرفی می‌نماید.[۲۹] محدث نوری نیز درباره فضائل وی از رساله صاحب و مالک بن عباد نقل می‌نماید که او مردی با ورع، با تقوا، پر اسم و رسم به سپرده، صداقت در گفتار، دانا به کارها آیین، قائل به توحید و عدل و دارنده روایات بسیار بود.[۳۰]

در ذکر امام معصوم(ع)
امام هادی(ع) در سفری که عبدالعظیم به سامرا داشت، او‌را تصدیق کرد. امام هادی(ع) او را این‌سیرتکامل خطاب می‌نماید: یا این که اباالقاسم! تو به حق اما ما هستی... تو به عبارتی فقهی را که نیکو خداست، گزینش کرده‌ای... معبود تو‌را با گفتار اثبات در جهان و آخرت ثبت نماید.[۳۱] این مصاحبه در بین امام و عبدالعظیم به حدیث پهنا آئین معروف میباشد.[یادداشت ۱]

جایگاه علمی
ابوتراب رویانی می گوید: شنیدم که ابوحماد رازی می‌اظهار کرد در سامرا بر امام هادی(ع) وارد شدم و از برخی مسائل حلال و حرام پرسیدم. زیرا قصد وداع داشتم حضرت فرمود: در حالتی‌که در کارها فقهی در [تشخیص] حلال و حرام، موضوع‌ای بر تو طاقت فرسا شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی سؤال کن و درود منرا به وی برسان.[۳۲]

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 0
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه