loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 59
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 19:50


طوبی (طوبا) یا این که شجره طوبی اسم درختی در پردیس که مبتنی بر احادیث خدا آن را با دست خود کردار نمود. اصل و ریشه این درخت در منزل فرستاده(ص) و شاخه‌های آن در منزل‌های مؤمنان حسینیه نصرت مشهد میباشد.

مقام و معنا‌شناسی
کلمه و واژه طوبی در قرآن یک‌توشه در آیه ۲۹ سوره رعد نام برده میباشد: «الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبی لَهُمْ وَ آدرس حسینیه نصرت مشهد حُسْنُ مَاب»

واژه و کلمه " طوبی" را به هیچ وجهً عربی نمی‌دانند؛ طبق حیث ابن عباس طوبی اسم فردوس به گویش حبشی میباشد و سعید بن جبیر طوبی را اسم پردیس به لهجه هندی رزرو حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.[۱]

برخی مفسران خواسته از کلمه و واژه طوبی در قرآن را مفاهیمی غیر از اسم درختی خاص بیان کرده‌اند،[یادداشت ۱] البته در احادیث شیعه و اهل سنت،[یادداشت ۲] از طوبی تحت عنوان درخت حافظه گردیده است. بعضا معتقدند خدا بعضا از اصطلاحات هنگفت و مفاهیم نامأنوس با ذهن بشری، مانند واقعیت «طوبی» را در پوسته مفاهیم قابل ادراکِ انسان ذکر کرده، و نباید در‌این مورد ها واقعیت مفهوم را همین درخت‌های مادی تصور شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.[مستلزم منبع]

طوبی در احادیث
مجلسی اولیه با اعتنا به مضمون احادیث، درخت طوبی را چنین تعریف می‌نماید: درختی میباشد در پردیس و همان گونه که نوروفروغ خورشید در تمامی منزل‌ها وارد میگردد، شاخه‌های آن در منزل کلیه بهشتیان کشیده شد‌ه‌است، در هر شاخه‌ای از آن میوه‌ها و نعمتهایی میباشد که خیر چشمی چشم و خیر تلفن همراه شنیده و خیر در خیال و خاطر کسی خطور نموده است. آن درخت را آفریدگار با دست اقتدار خویش آفریده میباشد و آن را جانی داده میباشد که شیعه‌ها و درجات آنان را می شناسید، و بهشتیان هر سیرتکامل زینتی که بخواهند و هر نوع میوه که میل داشته باشند از آن درخت بچینند و این درخت ثمره محبت اهل بیت(ع) میباشد.»[۲]

رُاو عَن الصّادق(ع): هِی شَجَرَةٌ مِنْ جَنَّةِ عَدْنٍ غَرَسَهَا رَبِّی بِیدِهِ
امام راست گو(ع) در عظمت طوبی فرمود: طوبی درختی از جنت عَدْن میباشد که خدا آن را با دست خود کاشته میباشد.
حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۱۲ق، ج۲۴، ص۳۲۴
در حدیثی از امام علی(ع)، در اولیه شعبان به دستور خدا در پردیس باز گردیده و به درخت طوبی دستور میدهد تا شاخه‌هایش را بر روی عالم بگسترد، جاری ساختن این ماه، مانند چنگ زدن به شاخه‌های این درخت بوده و فرد را بهشتی می‌نماید.[۳]

مطابق احادیث درخت طوبی یک کدام از یکسری چیزی میباشد که خدا با دست اقتدار خود آنان‌را اخلاق کرده است.[۴]

در حدیثی از رسول اکرم(ص) در باب درخت طوبی سوال شد. حضرت فرمود اصلِ آن درخت در منزل اینجانب میباشد و فرع آن بر اهل پردیس. دقایقی آن‌گاه فرد دیگری همین سؤال را پرسید و حضرت فرمود: طوبی در منزل علی(ع) میباشد. حاضرین با تعجب انگیزه تفاوت جواب را پرسیدند، نبی(ص) فرمود: منزل اینجانب و علی(ع) در فردوس در یک جای میباشد.[۵]

در احادیث میباشد که پیامبر پروردگار (ص) فاطمه را زیاد می‌بوسیدو زیرا به لحاظ عايشه بوسیدن فاطمه امری نامتعارف بود، پیامبر آفریدگار (ص) به عایشه اظهار کرد: وقتی كه من‌را در رخداد اسراء به افق بردند، وارد پردیس شدم، جبرئیل منرا مجاورت درخت طوبی موفقیت و از میوه‌های آن به اینجانب بخشید و اینجانب خوردم. خدا آن را تبديل به آب در پشت اینجانب كرد. زمانی به زمین نزد خديجه آمدم، وی به فاطمه آبستن شد، هیچ هنگامی فاطمه را نبوسیدم مگر این كه بوی به عبارتی درخت طوبی را از وی استشمام کردم.[۶]

بازدید : 25
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:15


ماجرای مبارزه
غزوه ذات‌الرقاع در سال ۴ هجری برای تقابل با مشرکانی از بستگان‌های بنی‌انمار و بنی‌سَعد واقع شد که قصد حمله به مسلمانها را حسینیه نصرت مشهد داشتند.

بر پایه ی گزارشات تاریخی، فردی که از حیطه نَجْد برای فروش کالایش به مدینه می رفت، گروهی از بنی‌انمار و بنی‌سَعد را روءیت کرد که عموم را علیه مسلمانها عده کرده و قصد حمله به آن ها را دارا‌هستند، در حالی که مسلمانها از این جنبش معاندان بی‌خبر بودند.[۱] وقتی که‌این خبر به فرستاده(ص) آدرس حسینیه نصرت مشهد رسید،

عثمان[۲] و بنابر نقلی ابوذر را جانشین خویش در مدینه کرد[۳] و به هم پا ۴۰۰ و به قولی ۷۰۰ یا این که ۸۰۰ نفر از صحابه از مدینه برای مبارزه خارج رفتند.[۴] زمانی که سپاه اسلام به محل معاندان رسید، کسی را مشاهده نکردند؛ چرا‌که مشرکان به قله کوه‌ها گریخته[۵] و از آنجا بر سپاه اسلام اِشراف رزرو حسینیه نصرت مشهد داشتند.

[۶] مسلمان‌ها که از حمله غافلگیرانه مشرکان بیمناک بودند[۷] در وقت نماز با نبی(ص) نماز ترس خواندند.[۸] درین غزوه، رسول(ص) سوای آنکه جنگی نماید،[۹] بعد از ۱۵ روز[۱۰] با به چنگ آوردن غنائمی [۱۱] به مدینه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد برگشت.[۱۲]

مجال غزوه
تاریخ‌نگاران در طی وقوع این غزوه اختلاف دارا هستند.[۱۳] واقدی مجال غزوه را محرم سال چهارم،[۱۴] بَلاذُری محرم سال پنجم،[۱۵] حَلَبی ربیع‌الاول بعداز غزوه بَنی‌نَضیر،[۱۶] و دِهمپا البَکری بعداز غزوه بَدر صُغری[۱۷] بیان کرده‌اند.

نجات اعجازگونه رسول
در‌این غزوه سرازیر‌شدن سیل فی مابین نبی و اصحابش مسافت انداخت. یکی‌از مشرکان از به دور حضرت(ص) را رویت کرد و ذکر کرد: اینجانب اینک محمد را خواهم کشت. چاقو به دست به‌طرف فرستاده(ص) آمد و اعلام کرد: ای محمد! الان چه کسی تو‌را از دست اینجانب نجات می دهد؟ حضرت(ص) فرمود: وای بر تو خدا من را نجات خواهد بخشید. در‌این هنگام ناگهان مهاجم با سینه بر زمین زمین‌خورد و نبی(ص) شمشیرش را از او گرفت و بر سینه‌اش جلسه و فرمود: الان چه کسی تورا از دست اینجانب نجات میدهد؟ اظهار کرد: بزرگواری و سخاوت شما، فرستاده(ص) از روی سینه وی ازجاپرید و آن مرد می‌خاطرنشان کرد: به آفریدگار عهد تو از اینجانب عالی و بزرگوارتر هستی.[۱۸]

اسم‌گذاری
غزوه ذاتُ‌الرِقاع در منابع تاریخی با اسم‌های دیگری همانند غزوه اَعاجِیب،[۱۹] غزوه مُحارِب،[۲۰] غزوه بَنی‌ثَعْلَبَه[۲۱] و غزوه بَنی‌اَنْمار[۲۲]آمده میباشد.

تاریخ‌نگاران در نامگذاری این غزوه به ذات‌الرقاع ایده ها زیادی ذکر کرده‌اند:

قرارگرفتن این غزوه در کنار کوهی که دارنده قله‌های سرخ، سیاه و سپید میباشد.[۲۳]
جراحت‌شدن پای سربازان اسلام از شدت سوزش و حرارت زمین که بدون چاره با کُهنه‌ای (رِقاع عده رُقعه به معنای پارچه و کهنه) پای خویش را می‌بستند.[۲۴]
در‌این غزوه نماز واهمه خوانده شد.[۲۵]
استعمال از اسب‌های سیاه و سپید در‌این غزوه.[۲۶]
پانویس
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج‏۲، ص۲۴۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۰۲؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۱، ص۳۴۰.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج‏۴، ص۸۳.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج‏۲، ص۲۴۶.
أنساب الأشراف، البلاذری، ج‏۱، ص۳۴۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج‏۲، ص۴۷.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق‏، ج‏۱، ص۳۹۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۹۷.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق‏، ج‏۱، ص۳۹۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق‏، ج‏۱، ص۳۹۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج‏۲، ص۵۵۶.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج‏۴، ص۸۳.

بازدید : 17
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:11


پناهنده شدن همسایگان به کشور‌ایران
از اتفاق ها عمده روزگار فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون فرمان روا هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو اتفاق افتاد تأثیر متعددی در ارتباط ها کشور‌ایران با هند و حسینیه نصرت مشهد عثمانی داشت.

[۱۰] در سال ۹۵۰ ه‍.ق همایون سلطان هند به انگیزه اختلافاتی که در بین وی و شیرخان افغانی چهره داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را شکاف کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمان روا طهماسب پناهنده آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.

فرمانروا طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و امر اعطا کرد او‌را با احترام تا پایتخت ملازمت و همراهی نمایند. همایون بعداز مدتی اقامت در کشور‌ایران با نیرویی که فرمان روا صفوی در چنگ وی گذاشت، به هند رجوع و سلطنت از دست رفته خویش را به دست رزرو حسینیه نصرت مشهد آورد.

این حادثه چنان اثر خیر و خوبی در رابطه ها جمهوری اسلامی ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یک‌سری که اختلافاتی دربین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ادامه یافت.[۱۱]

در سال ۹۶۷ ه‍.ق بایزید به انگیزه پاره‌ای اختلافات که با پدرش پاد شاه سلیمان و برادرش سلیم پیدا کرده بود، با ده هزار سرباز دارای سلاح از آناتولی وارد جمهوری اسلامی ایران شد و از پاد شاه طهماسب تقاضای پناهنده شدن کرد. فرمان روا طهماسب او‌را گرامی داشته و امر کرد وی و نزدیکانش را در کاخ قابل قبولی مکان دهند. فرمان روا عثمانی که از داخل شدن بایزید به کشور‌ایران اگاهی یافت، با ارسال طومار‌های مکرر به طور احترام یا این که حتی گاه ترساندن، استرداد بایزید را از فرمان روا طهماسب تقاضا کرد. پادرمیانی‌ها و تقاضاهای فرمانروا نیز برای عفووبخشش شاهزاده عثمانی ابدا مؤثر واقع نشد. سرنوشت فرمان روا صفوی برای پرهیز از تهاجم عثمانی و شعله‌ور شدن پیکار‌هایی که به موجب صلح آماسیه متوقف گردیده بود، بایزید و فرزندان او‌را تسلیم مأموران عثمانی کرد. متعاقب آن در سال ۹۶۹ ه‍.ق صلحی در بین طرفین انعقاد شوید و نزاع‌های غرب میهن برای مدتی نسبتا زمانبر بی سر و صدا شد.[۱۲]

هجرت علما به کشور‌ایران
مقارن با شروع زمانه سلطنت صفویان، مرکز ها فقاهتی و شیخ شیعی در سوا کشور‌ایران و مرز و بوم‌های عربی به ویژه جبل دلیل قرار داشت. با استقرار سلطنت صفوی در زمان طهماسب، سیل هجرت عالمان و فقیهان شیعی از این مرکزها به سوی جمهوری اسلامی ایران سرازیر شد. گرچه در طول فرمانروا اسماعیل نخستین افرادی زیرا روحانی زین الدین علی و سید نعمت الله حلی و حتی یک توشه متفحص کرکی به کشور ایران آمده بودند؛ البته آن مسافرت‌ها کوتاه‌دوران، جداازهم و ناپایدار بود. بدین ترتیب می بایست اعلام کرد تشکیل و استمرار بنیان روحانیت شیعی از زمان طهماسب استارت میشود، خصوصا بعداز ورود پژوهشگر ثانی که به کشور‌ایران وارد شدند، دودمان‌های شیخ از این مهاجرین و فرزندانشان در کشور ایران ساخته شده و مناصب مختلفی در کشور ایران را از قبیل روحانی الاسلامی، امامت، قضاوت، صدارت تا وزارت را به دست آوردند که تا اواخر عصر صفویه تداوم یافت. این سلسله قوم و قبیله‌های روضه خوان که خلال رابطه نسبی و سببی از دید آموزشی و علمی نیز به یکدیگر لینک و پیوند می‌خورده‌اند، تا وسط زمان صفویه سیمایی عربی به هیأت روحانیت کشور ایران اعطا کرد؛ البته کم کم که نسل جدیدی از عالمان و فقیهان شیعی اهل ایران رشد یافت، عنصر اهل ایران در فقاهت و روحانیت شیهی وجه موفق یافت. از دارای شهرت‌ترین عالمانی که در عصر فرمان روا طهماسب به جمهوری اسلامی ایران هجرت کردند روضه خوان علی بن بنده العالی کرکی دارای اسم و رسم به متفحص ثانی، روحانی علی منشار، روحانی حسین بن عبدالصمد حارثی و فرزندش روضه خوان بهایی میباشند. [۱۳]

فرمان روا طهماسب متشخص و سیاست مذهبی‌ای که داشت، می کوشید تا رابطه ها گرم و بسیار قربت با علما برقرار نماید. به گونه ای که علما و روحانیون مدام در مجلس او حاضر بودند و فرمان روا طهماسب در هیچ امری فارغ از فتوا و مسأله شغل نمی کرد و در هر کاری آغاز حکم فقهی آن را از علما میپرسید.[۱۴]

بازدید : 19
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 11:05


فضائل و مقامات
علامه حلی عبدالعظیم را عالمی پرهیزکار معرفی می‌نماید.[۲۹] محدث نوری نیز درباره فضائل وی از رساله مالک بن عباد نقل می‌نماید که او مردی با ورع، باتقوا، پر اسم و رسم به ودیعت، صداقت در گفتار، دانا به کارها آئین، قائل به توحید و عدل و دارنده روایات بسیار حسینیه نصرت مشهد بود.[۳۰]

در ذکر امام معصوم(ع)
امام هادی(ع) در سفری که عبدالعظیم به سامرا داشت، اورا تصدیق کرد. امام هادی(ع) او را این‌سیرتکامل خطاب می‌نماید: یا این که اباالقاسم! تو به حق اما ما هستی... تو به عبارتی فقاهتی را که نیکو خداست، تعیین کرده‌ای... پروردگار تو‌را با گفتار اثبات در جهان و آخرت ثبت نماید.[۳۱] این گفت‌و‌گو فی مابین امام و عبدالعظیم به حدیث پهنا آئین معروف آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[یادداشت ۱]

رده علمی
ابوتراب رویانی می گوید: شنیدم که ابوحماد رازی می‌اعلام کرد در سامرا بر امام هادی(ع) وارد شدم و از برخی مسائل حلال و حرام پرسیدم. زیرا قصد وداع داشتم حضرت فرمود: در صورتی در کارها شرعی در [تشخیص] حلال و حرام، مورد‌ای بر تو مشقت بار شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی سؤال کن و درود من‌را به وی رزرو حسینیه نصرت مشهد برسان.[۳۲]

احادیث عبدالعظیم
در کتاب ها حدیثی، بیش تر از صد داستان از عبدالعظیم حسنی نقل گردیده است.[۳۳]

از او کتاب‌هایی در چنگ میباشد؛ مانند کتاب «خُطَب امیرالمؤمنین‌»[۳۴]و کتاب «یوم و لیله»[۳۵] که ظاهرا اعمالی میباشد که بر حسب خبر‌ها ائمه با ذکر ها خاصه قصه گردیده است و هر مکلفی میتواند در تک تک روز و شب از مستحبات و واجبات به جا آورد.[۳۶]همینطور کتابی با تیتر «احادیث عبدالعظیم حسنی‌» نیز آوازه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داراست.[۳۷]

روحانی صدوق، تیم احادیث او را با تیتر «جامع خبرها عبدالعظیم‌» عده نموده است.[۳۸] او دو داستان از امام رضا(ع)، ۲۶ ماجرا از امام جواد(ع) و ۹ ماجرا از امام هادی(ع) بی‌واسطه نقل نموده است. احادیث باواسطه او هم به ۶۵ حدیث میرسد.[مستلزم منبع]

جدیدا، در مرزو بوم یمن، ورژن‌ای خطی از کتابی به اسم روایات امیر المؤمنین (باملاء القاضی جعفر الیمانی) کشف شد که در آن حکمت‌هایی منسوب به امام علی(ع) به داستان حضرت عبدالعظیم از امام جواد(ع) آورده شده بود.[۳۹] این کتاب به عملکرد مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث در سال ۱۴۴۲ق به چاپ رسید.[۴۰] در سلسله گواهی روایات این کتاب مذکور که راوی آن ها را از حضرت عبدالعظیم(ع) در منزلٔ وی در ری دریافت کرده است.[۴۱] ترجمه این روایات[۴۲] و نیز گستردن آنان[۴۳] در دو تاثیر غیروابسته به چاپ رسیده میباشد.

اثر ها درباره عبدالعظیم
در خرداد ماه سال ۱۳۹۲ش، برای معرفی شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) کنگره بزرگداشتی در سالن روحانی صدوق بنا شده در بقاع او برگزار شد؛ تیم اثرها این کنگره در ۲۹ جلد منتشر شوید که بعضا از آن‎ها عبارتند از:


کتاب جنة النعیم
رسالة فی فضل و ادب سیدنا عبدالعظیم الحسنی المدفون بالری، نوشته مالک بن عباد.
خبرها عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب(ع)، نوشته روضه خوان الصدوق، و در الذریعة به اسم "حیاة عبدالعظیم الحسنی" اذعان کرد.
جنات النعیم فی اوضاع و احوال سیدنا الشریف عبدالعظیم، عربی، نوشته ملا اسماعیل کزازی اراکی متوفای سال ۱۲۳۶ق.
روح وریحان، یا این که جنة النعیم والعیش السلیم فی أحوال السید الکریم والمحدث العلیم عبدالعظیم الحسنی (علیه‌السلام)، فارسی، نوشته: الشیخ باقر کجوری مازندرانی متوفای سال ۱۲۵۵ق.
التذکرة العظیمیة، عربی، نوشته الشیخ محمدابراهیم کلباسی متوفای سال ۱۳۶۲ق.
الخصایص العظیمیة فی اوضاع السید ابی‌القاسم عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی(ع)، نوشته روضه خوان جواد پاد شاه عبدالعظیمی متوفای سال ۱۳۵۵ق.

پوستر فیلم سینمایی مسافر ری
مخلوق العظیم الحسنی حیاته ومسنده،
مسند حضرت عبدالعظیم حسنی، فارسی، نوشته عزیزالله عطاردی، متوفای ۱۳۹۳ش.
آشنائی با حضرت بنده العظیم حسنی(ع) و مصادر تفصیل اکنون وی، نوشته رضا استادی.
پژوهش کلی احادیث حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، نوشته محمدکاظم رحمان ثنا.
آشنایی‌طومار حضرت عبدالعظیم حسنی و شهر ری، نوشته سید محمدحسین حکیم و علی‌اکبر وقتی‌نژاد.
مجموعة مقاله ها کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی(ع).
حکمت‌طومار حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)، فارسی، نوشته محمد محمدی ری‌‎شهری.
عبدالعظیم الحسنی العالم الفقیه والمحدّث المؤتمن، سیرته ومسنده، عربی، نوشته احمد بن حسین العبیدان.
گستردن حدیث پهنا آئین حضرت عبدالعظیم حسنی، فارسی، نوشته لطف‌الله صافی گلپایگانی.
ایجاد کرد سریال
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مسافر ری (فیلم)
فیلم مسافر ری ماجرا‌گر هجرت عبدالعظیم حسنی(ع) از سامراء به ری و رویدادهای این مسافرت میباشد. این فیلم به کارگردانی داود میرباقری در سال ۱۳۷۹ش ساخت‌و‌ساز و نمایش گردیده‌است.[۴۴] آنگاه در سیمای ایران به طور سریال پخش شد‌ه‌است.[۴۵]

بازدید : 21
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:24


اثرها
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فهرست اثرها بدرالدین حوثی
بدرالدین حوثی، تألیفات زیادی دارااست که تعداد آن ها در حدود ۱۰۰ تاثیر میباشد.[۳۴] در کتاب التَیسیر فی التفسیر وی، طریق تعبیر قرآن به قرآن و تعبیر و تفسیر روایی با توکل بر احادیث نبی(ص) و امام علی(ع) به‌عمل گرفته گردیده است.[۳۵] در کتاب ﺍﻟﻤَﺠﻤﻮﻋﺔُ ﺍﻟﻮﺍﻓﻴﺔ فی ﺍﻟﻔِﺌﺔ ﺍﻟﺒﺎﻏﻴﺔ، حدیث کشته‌شدن عمار یاسر به‌دست تیم متجاوز آیتم تحقیق قرار گرفته حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳۶]

وی کتاب‌های فضائل آل‌محمد علیهم‌السلام، اﺣﺎﺩﻳﺚ ﻣُﺨﺘﺎﺭﺓ فی ﻓﻀﺎﺋﻞ ﺁﻝﺍﻟﺒﻴﺖ و ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻟَﻴﺴﻮﺍ ﻛُﻞُ ﺍﻷﻣﺔ و آیة المَوَدَّه را درباره اهل‌بیت نگاشته میباشد.[۳۷] کتاب‌هایی همانند مَن هُمُ الوَهابیه، الایجاز فی الرد علی فتاوی الحِجاز علیه وهابیت تألیف نموده است. اثرها او در رَدّ وهابیت در تیم السِلسِلة الذهبیه فی الرد علی الوَهابیه به چاپ آدرس حسینیه نصرت مشهد رسیده میباشد.[۳۸]

معاش‌طومار
وی در ۱۷ جمادی‌الاولی سال ۱۳۴۵ق در ضحیان یمن به‌جهان آمد و در صعده که راءس اساسی زیدیه در یمن بود رویش یافت.[۳۹] نسب او‌را به حسن مُثَنّیٰ فرزند امام حسن(ع) رسانده‌اند.[۴۰] نسب بستگان حوثی مستقر در صعده، به حسین بن محمد برمی‌خواهد شد که از شهر حوث به ضَحیان مسافرت رزرو حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۴۱]

تحصیلات
بدرالدین حوثی زمان علم آموزی خویش را در صعده نزد پدرش امیرالدین حسین حوثی (درگذشت: ۱۳۹۴ق) و عموی خویش حسن بن حسین حوثی (درگذشت: ۱۳۸۸ق) گذراند.[۴۲] وی همینطور از عبدالعزیز غالبی و یحیی بن حسین حوثی استفاده نمود.[۴۳] بدرالدین از بعضی عالمان اذن اجتهاد اخذ کرد که اسامی آن‌ها در مِفتاح اسانید الزیدیة نام برده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۴۴]

درگذشت

بدرالدین حوثی در کنار فرزندان و سران انصارالله
بدرالدین حوثی در اواخر سال ۲۰۱۰م درگذشت. حوثی‌ها انگیزه فوتش را بیماری ریوی گزارش کردند. مجموعه القاعده یمن مدعا شد که اورا طی یک عملیات به قتل رسانده میباشد.[۴۵] بعضی از رسانه‌های فی مابین‌المللی ادعای ترور بدرالدین به‌دست القاعده را نپذیرفتند.[۴۶]

فرزندان
طبق بعضا گزارش‌ها، بدرالدین حوثی چهار همسر داشت[۴۷] و دارنده هفت دختر و ۱۳ پسر بود.[۴۸] حسین، یحیی، عبدالقادر، محمد، احمد، حمید، امیرالدین، ابراهیم، عبدالملک، علی، عبدالخالق، عبدالسلام و نجم‌الدین پسران اویند.[۴۹]حسین، بنیانگذار انصارالله یمن، عبدالقادر و علی در مبارزه [۵۰] و ابراهیم در رخداد ترور کشته شدند.[۵۱] عبدالملک نیز سو‌مین رهبر حرکت انصارالله یمن میباشد.

پانویس
«وفاة بدرالدین الحوثی احد ابرز مرجعیات الطائفه الشیعیه الزیدیه فی الیمن»، وبگاه کانال خبری العالم؛ «جماعة الحوثیین.. حرکة یمنیه جمعت دربین الزیدیه و النهج الایرانی و الحکم العائلی»، وبگاه کانال خبری الجزیره.
وجیه، اعلام المؤلفین الزیدیه، ۱۴۲۰ق، ص۲۶۳.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.
روضه خوان‌حسینی، تکان انصارالله یمن، ص۹۸.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.
«العلامة الربانی بدرالدین الحوثی.. حائط صد امام التکفیریین»،‌ وبگاه انصارالله.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.

بازدید : 14
يکشنبه 9 شهريور 1404 زمان : 15:09


شیوه مولف
شوشتری در قاموس الرجال، راویان و اصحاب ائمه را به ترتیب حروف الفبا معرفی نموده است.[مستلزم منبع] وی آغاز بخشی از عبارت‌های مامقانی را میاورد، آن گاه با عبارت «أقول» نگرش خویش را مطرح می‌نماید. همینطور طریقه رجالیان (بیشتر رجالیان متقدم) را درباره راویان بیان حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.

[۹] در مواقعی که مامقانی به گستردن‌ اکنون راوی نپرداخته، گستردن‌ حالا او‌را میاورد. وی ادعا دارد که در تنقیح المقال در اسم برخی از اصحاب، تحریف و تصحیف صورت داده میباشد و در مواقعی به منشأ مشکلات مامقانی می پردازد و برهان تحریف‌ها و تصحیف‌های او‌را نیز بیان آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.[۱۰]

شوشتری برای اشاره به اصحاب هرمورد از معصومان و کتاب ها رجالی از رمزهایی به کار گیری نموده است.[۱۱]

ساختار
قاموس الرجال یک پیشگفتار و چهار نصیب و یک خاتمه داراست. پیشگفتار در ۲۸ فصل، مطالب مختلفی مثلا برخی اشتباهات کتاب تنقیح المقال، مبنای نقدها شوشتری درباره نظرها مامقانی و توضیح بعضی از اصطلاحات رجالی را دربردارد.[۱۲] شوشتری همینطور در پیشگفتار قاموس الرجال ادعا دارد که درین کتاب به جزء بعضی از مهملین که در بیان اسم آن ها سود‌ای نبوده تفصیل‌ درحال حاضر همگی راویان را گرد آورده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۳]

آن گاه به معرفی راویان در چهار نصیب پرداخته میباشد:

قسمت اسم‌ها: در ابن نصیب به معرفی ۸۵۶۷ راوی پرداخته میباشد. بیشتر وسعت کتاب مرتبط با همین قسمت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۴]
قسمت لقب‌ها: درین قسمت آغاز توضیحی درباره لقب داده آنگاه به معرفی راویانی که به لقب شناخته میگردند پرداخته میباشد.[۱۵] وی در‌این قسمت ۱۲۷۶ راوی را معرفی نموده است.[۱۶]
نصیب لقب‌ها: درین قسمت ۴۲۴ راوی معرفی گردیده‌اند.[۱۷]
نصیب زنان راوی: در‌این قسمت ۵۲۱ راوی زن را معرفی نموده است.[۱۸]
خاتمه: انتقاد خاتمه تنقیح المقال.[۱۹] وی در آن ۳۳ سود رجالی بیان نموده است.[۲۰]
نقد
از کتاب قاموس الرجال انتقادهایی گردیده است. برخی از آنان عبارتند از:

به کار گیری از سر در اسامی کتاب‌ها و ائمه.
بیان نکردن شماره جلد و شیت منابع.
همینطور بعضا به جهت لحن تند،[۲۱] وجود عبارت‌های نامناسب و زمانبر بودن گستردن‌اکنون بعضا از راویان در‌این کتاب از تالیف کننده آن عیب گیری کرده‌اند.[۲۲]

موقعیت نشر
قاموس الرجال به سال ۱۳۷۹ق در ۱۱ جلد در طهران منتشر شد. بعد از آن شوشتری سه جلد تحت عنوان ملحقات به آن ادامه داد و در سال ۱۳۷۸ش در ۱۴ جلد در طهران منتشر شد و در نقطه پایان جلد یازدهم این چاپ رساله سهو النبی تالیف کننده نیز آمده بود.[۲۳] مؤسسه تکثیر اسلامی نیز این کتاب را در سال ۱۴۱۰ق در ۱۴ جلد منتشر کرد.[۲۴] آنگاه مطالب سه جلد اخیر در بقیه مجلدات درج شد و کتاب در سال ۱۴۲۴ق در ۱۲ جلد منتشر شوید. در جلد دوازدهم رساله‌های رسالة فی تواریخ النبی و الآل و الرسالة المبصره (در اوضاع ابی‌بصیر)نیز چاپ گردیده‌است.

جستارهای متعلق
رسالة فی تواریخ النبی و الآل
الاخبار الدخیله
پانویس
شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲.
آقا تبارک تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۴، ص۴۴۶، ج۷، ص۹۶.
آقا گران قدر تهرانی، الذریعه، ۱۴۰۸ق، ج۷، ص۹۶
شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۷.
رضایی کرمانی و زارع‌ زردینی، منابع غیر بی واسطه حرفه رجال؛ سیرتکامل‌ها و کاربردها از حیث علامه شوشتری در قاموس الرجال، ص۵۰.
رضایی کرمانی و زارع‌زردینی، منابع غیر بی واسطه حرفه رجال؛ سیرتکامل‌ها و کاربردها از نظر علامه شوشتری در قاموس الرجال، ص۵۰.
آیت‌الله علامه حاج روحانی محمد تقی روحانی (شوشتری) رجالی گسترده معاصر، ۱۳۶۴ش.
شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۸-۱۲؛ برای بازرسی مواقعی از اشکالات کتاب تنقیح المقال و اصلاحات شوشتری، ر. ک. رستگار، «تنقیح المقال در قاموس الرجال»، ص۲۶-۳۰
رای مثال ر. ک. شوشتری، قاموس الرجال، ج۱۱، ص۳۹۰، ۳۹۴.
رضایی کرمانی و زارع‌زردینی، منابع غیر بدون واسطه رشته رجال؛ سیرتکامل‌ها و کاربردها از نظر علامه شوشتری در قاموس الرجال، ص۵۰.
شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲.
قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲-۸۴؛ آقایی، ص۶۸.
مامقانی، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۱۲.

بازدید : 15
جمعه 7 شهريور 1404 زمان : 14:10


رهبری
اول دبیرکل حزب‌الله صبحی طفیلی بود که در ۵ نوامبر سال ۱۹۸۹م به‌این سمت گزینش شد. قبل از آن، حزب به برهه زمانی هفت سال، به روش شورایی رهبری می شد.[۵] سید محمدحسین ادب‌الله، صبحی طفیلی، سید عباس موسوی، سید حسن نصرالله، نعیم قاسم، حسین کورانی، حسین خلیل، محمد رعد، محمد فنیش، محمد یزبک و سید ابراهیم امین السید از مؤسسان حزب‌الله آدرس حسینیه نصرت مشهد بودند.

[۶] در مه ۱۹۹۱م به انگیزه اختلافات و انتقاداتی که به صبحی طفیلی بود، سید عباس موسوی تحت عنوان دبیرکل تازه حزب‌الله تعیین شد.[۷] وی در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲م به وسیله اسرائیل به شهیدشدن رسید و شورای حزب‌الله سید حسن نصرالله را به‌تیتر دبیرکل گزینش کرد.[۸] سید حسن نصرالله نیز در ۶ مهر سال ۱۴۰۳ش در بمباران نیروهای اسرائیلی به شهید شدن حسینیه نصرت مشهد رسید.[۹]

نعیم قاسم در ۲۹ اکتبر ۲۰۲۴م و حدود یک ماه بعد از شهید شدن سید حسن نصرالله سو‌مین دبیرکل رزرو حسینیه نصرت مشهد حزب‌الله شد.[۱۰]

شخصیت‌های پررنگ
بعضی از شخصیت‌های پررنگ حزب‌الله عبارت‌اند از:

سید حسن نصرالله

سید حسن نصرالله سومی دبیرکل حزب‌الله بود که در ۶ مهر سال ۱۴۰۳ بوسیله اسرائیل ترور شد.
نوشته‌علمیٔ اساسی: سید حسن نصرالله
سید حسن نصرالله (شهیدشدن: ۲۰۲۴ م) سو‌مین دبیرکل حزب‌الله لبنان و از بنیانگذاران آن در سال ۱۹۸۲م بود. حزب‌الله در زمانه او به قدرتی حوزه‌‌ای تبدیل شد و توانست بعداز جاری ساختن عملیات‌های متفاوت، در سال ۲۰۰۰م اسرائیل را وادار به عقب‌نشینی از لبنان و رهاکردن اسرای لبنانی کند. سید حسن نصرالله در ۶ مهر سال ۱۴۰۳ش در بمباران نیروهای اسرائیلی به شهید شدن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رسید.[۱۱]

سید عباس موسوی

سید عباس موسوی دو‌مین دبیرکل حزب‌الله بود که در ۱۶ فوریه ۱۹۹۲م به وسیله رژیم صهیونیستی ترور شد.
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: سید عباس موسوی
سید عباس موسوی عضو مؤسس و دومی دبیرکل حزب‌الله بود. وی بعد از کنارگذاشتن صبحی طفیلی در سال ۱۳۷۰ش دبیرکل حزب‌الله شد.[۱۲] وی پیش خیس در کنار نیروهای فلسطینی با اسرائیل جنگیده بود. زمان تصدی او در سمت دبیرکلی حزب کمتر از نُه ماه بود و بوسیله اسرائیل به شهید شدن رسید.[۱۳]

صبحی طفیلی
نوشته‌ی علمیٔ مهم: صبحی طفیلی
روحانی صُبْحی طُفَیلی (ولادت ۱۳۲۷ش) اولیه دبیرکل حزب‌الله لبنان بود و از سال ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۰ش این سمت را برعهده داشت.[۱۴] وی در سال ۱۳۷۷ش جنبش «ثَورةُالجیاع» (انقلاب گرسنگان) را تأسیس کرد. طرف‌داران او به برخی از مرکز ها دولتی حمله کردند که به تضارب و کشته‌شدن یک‌سری سبب شد.[۱۵] او از منتقدان حزب‌الله لبنان و کشور ایران میباشد.[۱۶]


عماد مغنیه ار فرماندهان نظامی حزب‌الله بود که بوسیله اسرائیل ترور شد.
عماد مغنیه
نوشته‌ی علمیٔ مهم: عماد مغنیه
عماد مغنیه دارای شهرت به حاج رضوان از فرماندهان پر رنگ حزب‌الله بود. وی فرماندهی گارد جانبداری مقامات بلندپایه و مسئولیت عملیات ویژه حزب‌الله را برعهده داشت. همینطور طراح و رهبر عملیات الوعد الصادق و فرمانده می دانی حزب‌الله در نبرد ۳۳ روزه با اسرائیل بود.[۱۷] اسرائیل در ۱۲ فوریه ۲۰۰۸م او را در دمشق به شهید شدن رساند.[۱۸]

سید هاشم صفی‌الدین
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: سید هاشم صفی‌الدین
سید هاشم صفی‌الدین از مجال تأسیس حزب‌الله لبنان، عضو این حزب بوده و از سال ۱۹۹۴م، سر کردگی شورای اجرایی حزب‌الله را بر ذمه داشت.[۱۹] از وی به‌تیتر نفر دوم حزب‌الله[۲۰] و جانشین سید حسن نصرالله خاطر می شد.[۲۱] ارتش اسرائيل، از ترور صفی‌الدین در ۳ اکتبر ۲۰۲۴م/۱۲ مهر سال ۱۴۰۳ش در حمله اسرائیل به ضاحیه بیروت خبر اعطا کرد.[۲۲] رسانه‌ها از کشف پیکر وی در ۱ آبان ۱۴۰۳ خبر دادند[۲۳] و حزب‌الله در ۲ آبان شهادتش را به طور رسمیً اظهار کرد.[۲۴]

بازدید : 15
چهارشنبه 5 شهريور 1404 زمان : 22:29


عبدالله بن بُدَیل خُزاعی از صحابه فرستاده(ص) و از یاران امام علی(ع) و از شهیدشدن‌دهندگان حدیث غدیر میباشد. او در طی فتح مکه به همپا پدرش مسلمان شد و در غزوه‌های تبوک و حُنین کمپانی کرد و به‌تیتر نماینده رسول(ص) به یمن پیامبر شد. از وی روایاتی با واسطه از رسول(ص) حسینیه نصرت مشهد مذکور میباشد.

عبدالله بن بدیل در فتوحات فرصت خلفا حضور داشت و فتح اصفهان، کرمان و همدان به وسیله او شکل گرفت. او در جریان محاصره و قتل خلیفه سوم عثمان بن عفان حضور داشت. وی از اولیه افرادی میباشد که با امام علی(ع) بیعت کرد و در نزاع‌های جمل و صفین حضور داشت و در مبارزه صفین به شهیدشدن رسید. عبدالله بن بدیل در مبارزه جمل گفتگویی با عایشه در ثابت حقانیت امام علی(ع) داشته میباشد. او در نبرد صفین از فرماندهان لشکر امام علی(ع) آدرس حسینیه نصرت مشهد بود.

شخصیت‌شناسی
عبدالله بن بدیل بن ورقاء خزاعی از اصحاب رسول(ص)[۱] و در زمره مهاجران بود؛[۲] ولی محمد بن قدمت کشی او‌را از تابعان دانسته میباشد.[۳] او از بزرگان[۴] و صورت‌های شاخص دربین یاران امام علی(ع) نیز رزرو حسینیه نصرت مشهد بود.[۵]

عبدالله بن بدیل را از دُهات(نوابغ) پنج‌گانه[۶] و یا این که شش‌گانه[۷] و از سخنوران پر رنگ عرب[۸] و صاحب و مالک مقام[۹] شرافت و جلال[۱۰] شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانسته‌‌اند.

نسب عبدالله را تا عدی بن عمرو بن ربیعه نقل کرده‌اند.[۱۱] از سال ولادت او داده ها دقیقی در اختیار وجود ندارد.[یادداشت ۱] وی در سال ۳۷ق، در مبارزه صفین به شهیدشدن رسید.[۱۲]

از نسل عبدالله، اشخاص شاخصی زیرا عبدالرحمن نیشابوری،[۱۳] دعبل خزاعی[۱۴] و ابوالفتوح رازی[۱۵] مذکور گردیده است؛ تا آن‌جا که بُدَیلی تیتر عده ای میباشد که نسلشان به بدیل بن ورقاء، بابا عبدالله می رسد.[۱۶]

عبدالله به درخواست امیرمؤمنان علی(ع) به همپا خزیمة بن اثبات، قیس بن سعد بن عباده و دیگرافراد بر حدیث غدیر شهیدشدن اعطا کرد[۱۷] که‌این قضیه به یوم الرکبان آوازه دارااست.[۱۸]

در طول رسول(ص)
عبدالله بن بدیل از بزرگان فامیل خزاعه بود[۱۹] وی به یار پدرش بدیل بن ورقاء، در فتح مکه[۲۰] و یا این که پیش از آن به حضور نبی اسلام(ص) رسید و مسلمان شد.[۲۱] و منزل پدرش در فتح مکه پناهگاه مکیان شد.[۲۲] وی همینطور وصی پدرش در حفظ از طومار پیامبر پروردگار(ص) بود[۲۳] که در آن از خاندان خزاعه حمد گردیده بود.[۲۴]

برخی مدعا‌اند که عبدالله در بیعت رضوان حضور داشته میباشد.[۲۵] او در کنار رسول اسلام(ص)، در نزاع‌های طائف، تبوک و حُنین کمپانی کرد.[۲۶] عبدالله به یار و همدم برادرش محمد[۲۷] یا این که عبدالرحمن[۲۸] و یا این که هر سه نفر[۲۹] به‌تیتر نماینده پیامبر آفریدگار(ص) به یمن نیز پیامبر شد. او با واسطه به نقل قصه از حضرت محمد(ص) پرداخته میباشد.[۳۰]

بازدید : 12
سه شنبه 4 شهريور 1404 زمان : 22:10


حسن بصری از نگاه رجال شناسان سنّی و شیعه
در لحاظ اهل سنت
احادیث حسن در نزد عامه اهل سنّت مورد قبول میباشد و بخاری و مسلم در صحیحین روایات اورا آورده‌اند. همینطور در مکه برای حسن مجلس داستان حدیث ترتیب دادند و مجاهد و عطاء و طاووس و عَمروبن شُعَیب برای مثال علمای تبارک اهل سنّت بودند که در مجلس وی کمپانی حسینیه نصرت مشهد کردند.

ابن سعد[۹۴] اورا با تیتر جامع، ثقة و حجت ستوده، هر تعدادی احادیث مرسل او‌را حجت ندانسته میباشد. ذهبی در کتاب تذکرةالحفاظ[۹۵] حسن را امام، روضه خوان الاسلام، حافظ و علامه و با این هم اکنون او‌را مدِلّس خوانده میباشد. ابن اثیر[۹۶] گفته میباشد که حسن دربین دانش و زهدو تقوا و عبادت و ورع عده کرده بود. ابونعیم اصفهانی،[۹۷] ضمن آنکه اورا دانا و خداپرست و عابدی دانسته که زینت جهان را بدور افکنده بود، احادیث حاکی از حال و روز حسن و مواعظ او‌را نقل آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.

در لحاظ شیعه ها
از چهار منبع متقدم رجال شیعه، اسم حسن بصری تنها در چنگ معرفة الرجال[۹۸] آمده که مهم ترین مستند رجالیان متأخر شیعه هم است و دربردارنده سخنانی منسوب به ادب بن شاذان میباشد که به مناسبت بیان زهاد ثمانیه، حسن بصری گزینه سرزنش قرار گرفته میباشد.[۹۹] مقصود کشّی در کتاب رجال خویش آن بوده میباشد که آنچه را درباره هر مورد از راویان، از مدح و ذم، رسیده یکجا آماده آورد، سوای آن که درباره آن ها داوری نماید. واسطه نقل او از فضل و ادب بن شاذان دراین مورد، علی بن محمد بن قتیبه میباشد که رجال‌شناسان شیعه او‌را غیرمعتمد رزرو حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۱۰۰]

داوری منفی درباره وی
در بین علمای شیعه مثلا افرادی که حسن را مردود و مذموم شمرده‌اند، سود کاشانی،[۱۰۱] محمدباقر مجلسی،[۱۰۲] محمدطاهر قمی[۱۰۳] و آقامحمدعلی کرمانشاهی[۱۰۴] بوده‌اند. عیب گیری آنها ناظر به آوازه حسن بصری به روش صوفیانه و دوری دادن مخاطبان از تقلید از او بوده میباشد. آنها با استناد به برخی گزارش‌ها، داوری‌های منفی درباره حسن عرضه کرده و گاهی او‌را با عناوینی همانند استادِ بدعت و ضلالت، مروّج رهبانیت، مدیریت قدریان، منافق و معاند علی(ع)، مذمت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۱۰۵]

پشتیبانی از وی
در مقابل، برخی از علمای متقدم و متأخر شیعه در جایگاه تامین از حسن بصری برآمده و احادیث و تفاسیر او‌را دارای اعتبار شمرده‌اند. ابن بابویه در امالی، ضمن نقل احادیث بصری، سخنانی از وی درباره امام علی(ع) نقل کرده که حاکی از عنایت فراوان آن‌ها در لحاظ ابن بابویه میباشد، بی‌آنکه کمترین تعریضی درباره حسن داشته باشد.[۱۰۶] شریفِ مرتضی دانش الهدی[۱۰۷] نیز از حسن به خیر خاطر کرده و او‌را کثیرالعلم، بلیغ المواعظ، اسوه، پیشوا و یکی‌از متقدمان دانسته که از تصریح به عدل پروردگار پروا نمی‌نمود؛ او از واکنش شجاعانه حسن با حجاج نیز، که موجب شد حکم به قتل وی بدهد، گزارشی آورده میباشد.

روحانی طوسی در پیشگفتار تعبیر تبیان،[۱۰۸] ابن عباس و حسن و قَتاده (محصل حسن) را به ترتیب از مفسرانی شمرده که در تعبیر قرآن «‌نگرش‌ای ممدوح و مذهبی محمود‌» داشته‌اند. حسن در تعبیروتفسیر وی دو‌مین نفر میباشد که از وی بسیار نقل قسم گردیده است. طبرسی نیز در تعبیر و تفسیر مجمع البیان، همین روش را در پیش گرفته میباشد.[۱۰۹] به گفته حاکم نوراللّه شوشتری[۱۱۰] به گزارش یک کدام از مشایخش، رضی الدین علی بن طاووس، حسن را مورد قبول می‌دانسته میباشد. فتح اللّه کاشانی نیز در تعبیر فارسی منهج الصادقین[۱۱۱] در بخش اعظمی از مورد ها، قبلی یا این که پس از نقل ماجرا و قولی از حسن، تصریح کرده که عهد و ماجرا وی با آنچه از ائمه علیهم السلام رسیده و مورد قبول شیعه ها میباشد یکی‌از میباشد. او همینطور گزارش پاره‌ای از سخنان حسن در حمد امام علی(ع) در قبال حجاج را آورده میباشد. محمدتقی مجلسی نیز این نظر را دارد که حسن به فرمان امام علی(ع) در عکس العمل با زیاد و پسرش، عبیداللّه، و نیز حجاج تقیه نموده است.[۱۱۲] همینطور محمدتقی شوشتری[۱۱۳] از طومار حسن در رد جبریان خاطر کرده و آن را ستوده و نوشته نیکوتر آن میباشد که او را مردی نیک و پرهیزکار بدانیم و معتقد باشیم که تقیه نموده است. محمدهادی معرفت[۱۱۴] نیز تفصیل وضع و اوضاع حسن را به شرح و با لحنی آکنده از ثنا نوشته میباشد و اتهاماتی را که به او وارد آورده‌اند مردود شمرده میباشد.

از علمای شیعه اشخاصی همانند محمدباقر خوانساری[۱۱۵] و علی علیاری تبریزی[۱۱۶] و عبدالله مامقانی[۱۱۷] نیز با استناد به قصه سلیم بن قیس هلالی[۱۱۸] که حاکی از ندامت حسن و توبه در انتها عمرش میباشد اظهار کرده‌اند که حسن در آغاز در رویه هدایت خلا و بعداً مستبصر شد و به رهروان مذهب حق پیوست.

بازدید : 24
دوشنبه 3 شهريور 1404 زمان : 23:18


کَعْبُ الاَحْتوشه (درگذشت ۳۲یا۳۴ق) از عالمان یهودی که در طی خلفاء مسلمان شد. کعب الاحبار از اشخاص گزینه اعتقاد خلیفه دوم بود و اکثری از اسرائیلیات را فی مابین مسلمانها اشاعه اعطا کرد. صحابه نبی بینش‌ها و رفتارهای متفاوتی نسبت به وی داشته‌اند و امام باقر(ع) او‌را دروغگو دانسته میباشد. هیچ یک از کتاب ها اربعه شیعه از وی حدیثی را نقل حسینیه نصرت مشهد نکرده‌اند.

معاش طومار
کعب بن ماتع حمیری یمانی، با لقب أبوإسحاق[۱] از تابعان بوده میباشد.[۲] وی در طول نا‌آگاهی از بزرگان علمای یهود در یمن بود.[۳] بنابر ادعای برخی مورخان،‌ وی صحیح و خطا آنچه به کتاب مقدس ارجاع می‌دادند را تشخیص آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌اعطا کرد.[۴]

وی در حین خلیفه دوم به مدینه آمد و در آنجا باقی ماند.[۵] در طول خلیفه سوم به شام رفته و در شهر حمص سکنی گزید و در سال ۳۲ق[۶] و یا این که ۳۴ق[۷] از عالم رزرو حسینیه نصرت مشهد رفت.

وی پر اسم و رسم به کعب الأحبار بوده میباشد. «أحبار» توده کلمه و واژه «حِبْر» و به معنای فقیه آیین میباشد.[۸] کعب مطالب اکثری از تورات نقل میکرد و از آن با تیتر کتاب الله خاطر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نمود.[۹]

اسلام آوردن
کعب در طول خلافت ابوبکر و یا این که اوائل خلافت قدمت مسلمان شد.[۱۰] بعضی منابع، اسلام‌آوردن کعب را در طول فتح بیت المقدس و به توصیه خلیفه دوم دانسته‌اند.[۱۱]

عباس بن عبد و بنده المطلب از کعب پرسید: چه شد که در حین فرستاده(ص) مسلمان نشدی و اینک در طول خلافت قدمت ایمان آوردی. کعب اعلام کرد: پدرم از تورات مطلبی را برایم نوشت و اعلام کرد: به آن کار کن و بر کلیه­ کتاب‌هایش مهر بنیان و از اینجانب عهد و پیمان گرفت که مهر آن ها را گشوده نکنم. زمانی که اسلام را دیدم که ظهور کرده و مشکلی برایش پیش نیامده، گفتم: شاید پدرم دانشی را از اینجانب نهفته نموده است. به همین ادله مهر کتاب‌ها را گشوده کردم. ناگهان اوصاف نبی و امت اورا در آن ها مشاهده کردم و به این ترتیب مسلمان شدم.[۱۲]

کعب از لحاظ صحابه
مهمترین و مهم‌ترین شخص از صحابه فرستاده که کعب را مطرح ایجاد کرد و به وی متکی بودن داشت، خلیفه دوم بوده میباشد. منابع متعدد اهل سنت نقل‌های متنوعی را در‌این راستا بیان کرده‌اند:

خلیفه دوم و کعب
کعب در مسجد در بین اشخاص، کلام می‌بیان کرد؛ خلیفه در کنار این اشخاص گرد هم آیی و از کعب خواست او‌را سفارش نماید.[۱۳] در قصه دیگری خلیفه دوم از کعب می‌خواست که از قیامت برایش بگوید[۱۴] روزی خلیفه به‌دنبال کعب ارسال کرد و به وی اعلام کرد:‌ ای کعب! وصف منرا در تورات چه‌طور می‌بینی؟ وی اذعان کرد: خلیفه قلعه آهنین میباشد که در راه و روش پروردگار از نکوهش هیچ سرزنش‌گری نمی‌ترسد.[۱۵]

در مواقعی، خلیفه سخن او‌را نمی‌عهده دار شد. از قدمت اورده شده که به کعب می‌اظهار کرد: نقل روایت از گذشتگان و پیشینیان را رها کن یا این که آن‌که تورا به مرزوبوم خوش یمن‌ها(ظاهراً منظورش افریقا میباشد) می‌فرستم.( لَتَتْرُكَنَّ الْحَدِيثَ عن الأول أو لألحقنك بأرض القردة.)[۱۶] ولی این حرف در راستای ممانعت خلیفه از نقل حدیث از رسول اسلام بوده و منحصر به کعب نداشته میباشد چون ابن کثیر قبل از نقل این قصه در همین کتاب نقل کرده که قدمت به ابو هریره هم گفته میباشد که نقل حدیث از فرستاده را رها کن و گرنه تورا به مرز و بوم دَوس(خاندان ای دریمن)می‌فرستم. همینطور خلیفه دوم با لحاظ کعب در ایجاد کرد محراب در بیت المقدس،‌ مخالفت کرد.[۱۷]

صحابه موافق
جعفر مرتضی عاملی اعتقاد دارد؛ اطمینانی که خلیفه دوم به کعب داشت و همینطور برگشت خویش خلیفه به وی در مسائل گوناگون، انگیزه نقل فراوان صحابه از کعب بوده میباشد.[۱۸]

ابودرداء از صحابه نبی(ص)، کعب الاحبار را دارنده دانش فراوان می‌دانست.[۱۹] معاویه نیز کعب را یک کدام از علماء معرفی میکرد.[۲۰] و هم وی اینگونه گفته میباشد: «درست گو‌ترین کسانی که از اهل کتاب داستان می‌نمایند، کعب الاحبار میباشد. درصورتی که چه ما از این کتاب‌ها لاف‌هایی را شنیده‌ایم».[۲۱] [یادداشت ۱]و حتی بنابر ادعای بعضا مورخان، جمله‌ها مدح آمیز معاویه در زمینه‌ی کعب دارای شهرت بوده میباشد.[۲۳]

ابن عباس و عمرو بن عاص در نزد معاویه اختلافی در تلاوت یک واژه و کلمه از قرآن پیدا کردند. آن گاه در ادامه کعب فرستادند تا لحاظ اورا جویا شوند.[۲۴] طلحه با ابن‌عباس در مورد‌ای اختلاف پیدا کردند و اختلاف خویش را به نزد کعب بردند.[۲۵] و این‌ها آرم از اعتقادوباور آن ها به کعب دارااست. همینطور کعب از کم تابعانی میباشد که صحابه نبی از وی نقل حدیث کرده‌اند. ذهبی این نقل صحابه از یک تابعی را امری معدود و گرامی دانسته میباشد.[۲۶]

صحابه مخالف
بعضا منابع شیعی، نقل تاریخی مفصلی را بیان کرده‌اند که کعب در پیش امام علی(ع) و خلیفه دوم گفتاری دارااست و امام علی(ع) بر رد آن عامل نموده است.[۲۷]

از ابوذر غفاری نیز واکنش تندی با کعب گزارش گردیده است:

عثمان: آیا انواع داراست که از مال همه مردم، یه خرده را برداشته و در کارها خودمان خرج کنیم و ببخشیم؟ کعب: انواع ندارد. ابوذر عصای خویش را بلند کرده و بر سینه کعب زد و اعلام‌کرد:‌ ای فرزند یهودی چه چیز به تو جرأت داده که درباره‌ی آیین ما کلام می گویی.[۲۸]

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه