loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 23
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:59


سید محمدمهدی بحرالعلوم (۱۱۵۵-۱۲۱۲ق) از مراجع پیروی و ذمه ‌دار سر کردگی عامه شیعه ها در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری قمری بود. بحرالعلوم در علم ها مختلفی زیرا فقه، اصول، حدیث، سخن، تعبیروتفسیر و رجال تبحر داشت. وی از شاگردان وحید بهبهانی و سید محمدمهدی خراسانی میباشد. خراسانی او‌را به سبب ساز رده شامخ علمی‌اش، بحرالعلوم خواند. این کنیه که قبل از آن به کسی داده نشده بود، ابعاد تیتر قوم و قبیله او شد که تا امروز به آن آوازه دارا حسینیه نصرت مشهد هستند.

معاش‌طومار
سید محمدمهدی بن مرتضی بن محمد بروجردی طباطبایی بحرالعلوم، در عید فطر سال ۱۱۵۵ق در کربلا دیده به جهان گشود. بابا و اجدادش از عالمان آیین بودند. مامانِ پدربزرگ وی از نسل مجلسی نخستین بود و به‌همین عامل، بحرالعلوم از مجلسی نخستین به‌تیتر جدّ و از علامه مجلسی به‌تیتر خان دایی خویش حافظه آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.[۱]

سید محمدمهدی بحرالعلوم در ۲۴ رجب سال ۱۲۱۲ق[۲] در ۵۷ سالگی درگذشت و در کنار قبر روضه خوان طوسی در مسجد روضه خوان طوسی در نجف به خاک ودیعت شد.

منزلت علمی
بحرالعلوم تحصیلات خویش را در کربلا و نزد بابا و یوسف بحرانی صاحب و مالک حدائق استارت کرد و بعد از آن به نجف رفت و نزد مهدی بن محمد فتونی عاملی، محمدتقی دورقی و محمدباقر هزارجریبی به دستیابی دانش پرداخت. بعد به کربلا رجوع و در درس وحید بهبهانی کمپانی کرد.[۳] وی در سال ۱۱۸۶ق به مشهد مهاجرت کرد و هفت سال در آنجا اقامت گزید. در‌این مقطع قبلی از کمپانی در مجالس علمی و مباحثه با علما، نزد سید محمدمهدی خراسانی به یادگرفتن فلسفه پرداخت و میرزا محمدمهدی اورا به باعث منزلت علمی‌اش بحرالعلوم (دریای علم‌ها) خواند. این کنیه که قبل از آن به کسی داده نشده بود، بعد ها تیتر قوم و قبیله او شد که تا امروز به آن آوازه دارا رزرو حسینیه نصرت مشهد هستند.[۴]

درس دادن و شاگردان
بعداز آنکه وحید بهبهانی به انگیزه کهولت سن درسش را تعطیل کرد، بحرالعلوم به پیشنهاد مدرس به نجف برگشت و در آنجا حوزه درسی ایجاد کرد. سید بحرالعلوم در ۱۱۹۳ق به حج رفت و در بازه زمانی دو سالی که در حجاز بود، پیشین از اقدامات شرعی، به درس دادن فقه مذهب ها اربعه پرداخت و اشخاص بخش اعظمی در رینگ درسی وی کمپانی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کردند.[۵]

علامه بحرالعلوم شاگردان اکثری داشت و به گردآوری‌ای نیز اذن داستان بخشید، مثلا:

سید صدرالدین عاملی
جعفر کشف کننده‌الغطاء، مالک کشف‌الغطاء
سید محمدجواد عاملی، مالک مفتاح الکرامة
ابوعلی حائری، مالک منتهی المقال
ملا احمد نراقی
سید محمد مجاهد
جعفر بن حسین خوانساری
اسدالله شوشتری
محمد نیشابوری دارای شهرت به اخباری
محمدعلی اعسم
سید دلدار علی نقوی[۶]
جعفر کشف کننده‌الغطاء از شاگردان بحرالعلوم بود و به گفته سید موسی شبیری زنجانی، در جرعه ای از دریا، روضه خوان جعفر با اینکه نسبتاًً با بحرالعلوم هم‌سن بود البته به وی احترام متعددی می‌گذاشت تا این حد که با پایین الحنک عمامه خویش، نعلین سید را منزه می کرد و تبرک می‌جست.[۷] برای احترام به درس وی می رفت و اورا معلم خطاب می کرد. همینطور منقول میباشد که در باب بحرالعلوم اینگونه گفته‌میباشد که چنانچه وی مجتهد باشد اینجانب هیچ مجتهد نیستم.[۸]

سر گروهی عامه
در روزگار سر گروهی عامّه بحرالعلوم در مسایل فتوایی عموم را به تبعیت از روحانی جعفر نجفی رهنمون کرد. برای قضا و تفحص به خصومات، روحانی محی‌الدین را معرفی نمود. برای اقامه جماعت، روضه خوان حسین نجف فقید و خداترس و امام جماعت مسجد هندی را منصوب کرد. همینطور شاگردش سید محمدجواد عاملی مؤلف مفتاح الکرامه، را به تدوین کتاب ها، برای مثال تقریرات درس خویش وی که پایه آن کتاب وافی سود کاشانی بود، تشویق کرد.

علامه بحرالعلوم نیز خلال درس دادن فقه و حدیث، به کارها عموم پژوهش می کرد.[۹]

بازدید : 15
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:17


عبدالله‌ بن خجسته قَدّاح، راوی از امام راستگو(ع). در بعضا اثرها معارضان اسماعیلیه، نهاد‌گذار این نهضت و جدّ والا خلفای فاطمی معرفی گردیده و بدان آوازه یافته میباشد، البته مبتنی بر مطالعات اخیر اسماعیلیه، او فردی غیر علوی بوده و قبل از دعوت اسماعیلیه می‌زیسته حسینیه نصرت مشهد میباشد.

بابا
بابا عبدالله، مبارک‌ بن الاسود القدّاح، در نیمۀ ابتدا قرن دوم قمری در مکه می‌زیست و در دورۀ امامت امام درستگو (ع) (شهید شدن ۱۴۸) وفات یافت. او از موالی بنی‌مخزوم و از شاگردان امام باقر(ع) بود و از آن حضرت یک‌سری حدیث ماجرا نموده است. عبدالله‌ و پدرش از املاک امام باقر و امام درست گو (ع) در مکه حفظ می‌کردند. این دو در اثر ها شیعه ها دوازده امامی از محدّثان گزینه احترام در حجاز به شمار آدرس حسینیه نصرت مشهد آمده‌اند[۱]

نقل داستان
عبدالله‌ در نیمۀ دوم قرن دوم قمری می‌زیست وی از امام درستگو داستان نموده است. روایات وی در اصول کافی و دیگر گروه‌های حدیثی شیعه آمده‌میباشد.[۲] به گفته آیت الله خوئی اسم وی در گواهی حدود ۷۰ قصه آمده میباشد.[۳]

مذهب
عبداللّه بن خوش یمن از شخصیت‌هایی میباشد که در تاریخ دربارۀ وی اقوال گوناگونی مطرح گردیده است. در منابع امامیه یا این که کتاب‌های رجال و ملل و فِرَق اهل سنت، از وی و پدرش تحت عنوان غلات شیعه یا این که حامیان فرق در ادامه اسماعیل بن جعفر مذکور رزرو حسینیه نصرت مشهد نشده‌میباشد.[مستلزم منبع]

در منابع ضد اسماعیلی
محمد بن رزام طائی کوفی برای اولیه‌توشه نقشی مهم برای عبدالله‌ بن خوش‌یمن در فرایند آغازین دعوت اسماعیلیه مراد نموده است. اصل رسالۀ ابن‌ رزام، به اسم النقض علی‌الباطنیة[۴] یا این که ردّ علی‌ الاسماعیلیة[۵] نزدیک به سال ۳۴۰ تألیف و ظاهراً مفقود گردیده، ولی قسمتی از آن که دربارۀ عبدالله‌ بن خوش یمن میباشد، در الفهرست ابن ندیم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اورده شده‌میباشد.[۶]

شریف ابوالحسین محمد بن علی، دارای شهرت به اخومحسن، نیز از رسالۀ ابن‌رزام در کتاب خویش (تألیف نزدیک به سال ۳۷۵)، استعمال کرده و خویش مطالب بیشتری دربارۀ نقش عبدالله‌ بن خجسته بر آن افزوده میباشد. کتاب اخومحسن نیز مفقود گردیده، البته نصیب‌هایی از آن که دربارۀ شروع نهضت اسماعیلیه میباشد، مراقبت گردیده است.[۷]

غیرعلوی و از رهروان ابوالخطاب
طبق گزارش‌ ابن‌رزام و اخومحسن، خوش‌یمن قدّاح غیرعلوی و از رهروان ابوالخطاب بود وی فرقه‌ای را نهاد بنیان که میمونیه نامیده می شد.[۸] بر پایه ی این قصه خوش‌یمن از شاگردان بردیصان نیز قلمداد می‌گردیده، یعنی مؤسس فرقۀ گنوسی مسیحی دیصانیه که ثنوی مذهب بوده میباشد. در بعضی از منابع ضداسماعیلی آتی، به تبعیت از داستان اخومحسن، خجسته قدّاح فرزند دیصان معرفی گردیده‌است.[۹]

بر طبق این ماجرا، عبدالله‌ بن خوش‌یمن نیز، که مؤسس نهضت اسماعیلیه معرفی گردیده، دیصانی بوده میباشد. او ادعای پیامبری نیز کرده و نظامی از اصول عقاید، مشمول ۷ مرحله، برای از در بین بردن اسلام از درون، بنیاد گذارده میباشد. عبدالله که اصولا اهل نواحی اهواز بوده، وانمود می‌کرده که به اسم محمد بن اسماعیل‌ بن جعفر، که تحت عنوان مهدی در استتار بوده، دعوت می‌نموده است. بعد از مدتی عبدالله از واهمه شیعه ها و معتزلیان، هم پا یکی‌از داعیان خویش، حسین اهوازی، به عَسکر حیلهَم در خوزستان و بعد به بصره گریخت و در آنجا به قوم و قبیله عقیل بن ابی طالب، که خویش را منسوب به آنها آرم می‌بخشید، دفاع موفقیت. اندکی آن گاه، عبدالله به سلمیه در شام گریخت و تا مجال مرگش (بعداز سال ۲۶۱) ، در آنجا با تقیه و نهفته داشتن نام‌و‌نشان حقیقی‌اش زیست. وی از سلمیه داعیانی را به دور و اطراف ارسال کرد. یک کدام از آن‌ها، در سواد کوفه، مردی را به اسم حمدان قرمط به کیش اسماعیلی درآورد. بعد از عبدالله‌ بن مبارک، پسرش احمد و آن گاه اخلاف احمد کارها دعوت اسماعیلیه را به دست گرفتند و آن را در بخشها مختلف توسعه دادند تا آنکه سر گروهی نهضت به سعید رسید که در سال ۲۹۷ق، با اسم عبدالله المهدی، خلافت فاطمیان را در شمال افریقا تأسیس و داعیه کرد که از اعقاب محمد بن اسماعیل میباشد.

بازدید : 23
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:25


طبقات تابعین
تابعین طبقاتی دارا هستند، بعضی مانند ابن حبّان (محمدبن احمد بستی . در سپری شد ۳۵۴ق.) کلیه تابعین را به اعتبار آنکه در ملاقات با صحابه مشترک‌اند، یک طبقه دانسته‌اند.[۱۹] مسلم تابعین را در سه طبقه و محمدبن سعد آن ها را در چهار طبقه تیم‌بندی نموده است.[۲۰] اما ابن سعد طبقه‌بندی دیگری نیز ارائه نموده است که در آن، ملاک هر طبقه را شهر و موطن قرار داده میباشد، مانند تابعین بصری و تابعین مدنی و تابعین حسینیه نصرت مشهد کوفی.[۲۱]

بینش قاضی نیشابوری
حکم دهنده نیشابوری تابعین را پانزده طبقه و اولیه طبقه را اشخاصی دانسته که (بعضی از )صحابه را ــ که نبی آفریدگار(ص) راجع به آنها بشارت فردوس داده میباشد ــ ملاقات کرده‌اند، مثلا این تابعین می‌اقتدار به سعید بن مُسَیب، قَیس بن ابی حازم، ابوعثمان نَهدی، قَیس بن عُباد و حُصَین بن مُنذر و چندین دیگر اشاره آدرس حسینیه نصرت مشهد نمود.[۲۲]

اکثر علمای حدیث حرف حکم کننده نیشابوری را رد کرده‌اند، چرا که دربین نامبردگان کسی جز قیس بن ابی حازم از همگی اصحاب ده گانه ماجرا نکرده میباشد؛[۲۳] چنانکه سعید بن مسیب که در طول خلافت قدمت دیده به جهان گشود، ظاهراً صرفا از سعد بن ابی وقاص قصه رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۲۴]

حکم کننده نیشابوری از طبقات دوم و سوم تابعین نیز جمع‌ای را معرفی نموده است، ولی سوای بیان طبقات دیگر می گوید که واپسین طبقه تابعین عده ای می باشند که امثال اَنَس بن صاحب، عبداللّه بن أبی أوفی، سائب بن یزید، عبداللّه بن حارث بن جَزء و ابوامامه باهلی را ملاقات کرده‌اند، [۲۵] و این گردآوری کهنسال‌ترین اصحاب نبی آفریدگار(ص) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بوده‌اند.

نگرش دیگر
به نظریه بعضا از پژوهشگران، تابعین را به «کِتوشه و متوسطین و صِغار» نیز می‌قدرت طبقه بندی کرد. طبقه کبار از بزرگان صحابه ماجرا نقل کرده‌اند، متوسطین خلال فهم و شعور صحابه، راوی بعضا از بزرگان تابعین نیز بوده‌اند و صغار راویان صحابه خردسال بوده‌اند که معمولاً تاریخ وفاتشان متأخر از سایر اصحاب میباشد.[۲۶]

در دعوا از تابعین، ‌گاه طبقه‌ای از راویان در ستون تابعین قلمداد گردیده‌اند بی‌آنکه شنیدن حدیث آنها از صحابه اثبات گردیده باشد، مانند ابراهیم بن سُوَید نَخَعی.‌گاه نیز طبقه‌ای که در شمار تابعین‌اند، به غلط در طبقه اتباعِ تابعین نام برده‌اند، مانند ابوالزَّناد عبدالله بن ذکوان.[۲۷]

فضیلت تابعین نزد اهل سنّت
تابعین حمل کننده علم ها صحابه و مبلّغ آیین بعداز وی و به نظریه اهل سنت، افضل امت به شمار میروند.[۲۸] استناد وی به آیه ۱۰۰ سوره توبه(وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ...) و بدین حدیث فرستاده آفریدگار(ص) میباشد: «خَیرُالناسِ قَرْنی ثُمَّ الذینَ یلُونَهُم ثُمَّ الذینَ یلُونَهُم‌؛ شایسته ترین عموم معاصران اینجانب‌اند، بعد از آن افرادی که بعد از آن ها میایند و بعد از آن مردمان بعداز آن‌ها».[۲۹]

افضل تابعین
راجع‌به افضل تابعین، میان علمای اهل سنّت اختلاف حیث وجود دارااست: قسم دارای اسم و رسم آن میباشد که سعید بن مسیب افضل تابعین و مُرسَلاتِ وی درست‌ترین میباشد [۳۰] برخی همانند احمد بن حنبل، علی بن مدینی و ابوحاتم رازی بر این نظریه بوده‌اند.[۳۱] برخی، مانند بُلْقینی، افضل تابعین را از جهت زهد و تقوا و وَرَع اویس قرنی و از جهت محافظتِ تاثیر و حدیث، سعیدبن مسیب دانسته‌اند.[۳۲] سازه به نقل از ابوعبداللّه محمدبن خفیف شیرازی، اهل مدینه، سعید بن مسیب، اهل بصره، حسن بصری، و اهل کوفه، اویس قرنی را افضل دانسته‌اند.[۳۳] اما بعضا از کوفیان افضلِ تابعین را عَلقَمَة بن قیس و اَسودبن یزید نخعی دانسته و اهل مکه نیز معتقد به افضلیت عطاءبن ابی رَباح بوده‌اند.[۳۴] ظاهراً اهل هر حوزه‌، گران قدر خویش را افضل تابعین می‌دانسته‌اند.[۳۵] به حیث ابوبکربن ابی داوود، حَفْصه دختر سیرین و عَمرَه دختر عبدالرحمان، افضلِ تابعات بوده‌اند و بعداز آن ها اُمِّ دَرداء قراردارد.[۳۶] توده‌ای دیگر افضل تابعین را اویس قَرَنی می دانند و به حدیث پیامبر پروردگار(ص) استناد می‌نمایند.[۳۷][یادداشت ۱]

فقهای سبعه
هفت بدن از تابعین که رده بیشتری دارا‌هستند به فقهای سبعه آوازه یافته‌اند. در میان تابعین از نگاه کثرت فتوا کسی به حد حسن بصری و عطاءبن ابی رباح نرسیده میباشد. [۳۹]

نقش سیاسی، علمی و فرهنگی
از نگرش تاریخی نیز نقش تابعین را در تکوین جریان های متعدد و گوناگون فکری و ادبی نمی‌اقتدار نادیده گرفت. اینان قبل از سهم پررنگ‌ای که در پیدایی علم ها حدیثی داشته‌اند، در تعبیر و تفسیر، فقه، سیره نویسی، مغازی و تاریخ هم مؤسس به شمار می آیند. این دستور گزینه دقت خاورشناسان بوده و آن‌ها در زمینه ی نقش تابعین و صحابه و تکوین ساختار اِسنادها که کلیه احادیث را به رسول اکرم(ص) میرساند آرای گوناگونی ابراز کرده‌اند.[۴۰]

پانویس
ابن صلاح،مقدمة ابن الصّلاح فی علم ها الحدیث،۱۴۰۴ق، ص۱۷۹؛ نووی، راهنمایی طلاب الحقایق الی معرفة سنن نه الخلائق، ۱۴۱۱ق، ص۲۰۰
سخاوی، فتح المغیث گستردن الفیة الحدیث، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۳؛ خطیب، اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، ۱۴۱۷ق، ص۴۱۰.
خطیب بغدادی، الکفایة فی دانش الروایة،۱۴۰۶ق، ص۳۸.
سخاوی، فتح المغیث گستردن الفیة الحدیث،۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۴.
مامقانی، مقباس الهدایة فی دانش الدرایة، ۱۴۱۱ق، .ج۳، ص۳۱۱؛ شهید ثانی، الرعایة فی دانش الدرایة، ۱۴۰۸ق، ص۳۴۶.
ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علم ها الحدیث، ۱۴۰۴ق، ص۱۷۹؛‌ عسقلانی، نزهة النظر: گستردن نخبة الفکر، ۱۴۰۹ق، ص۹۰.

بازدید : 17
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 13:50


ورود امام حسین به مکه
امام حسین(ع) بیشتراز چهار ماه از (سوم شعبان تا هشتم ذی‌الحجه) در مکه ماند. ساکنان مکه نزد وی در رفت‌‌وآمد بودند. گفته‌اند که‌این موضوع بر عبدالله بن زبیر طاقت فرسا گران آمد؛ به دلیل آن که آرزو داشت عموم مکه با او بیعت نمایند و می‌دانست که تا امام حسین(ع) در مکه میباشد، کسی با وی بیعت حسینیه نصرت مشهد نمی‌نماید.[۳۲]

طومار‌های دعوت کوفیان به امام حسین
نوشته ی علمیٔ مهم: طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع)
وقتی که امام حسین در مکه بود شیعه‌ها عراق از بیعت نکردن امام حسین(ع) با یزید بن معاویه با خبر شدند. از این رو در خانه سلیمان بن صُرَد خُزاعی گرد آمدند و طومار‌ای به امام نوشتند و از وی دعوت کردند که به کوفه برود.[۳۳] دو روز بعد از ارسال این طومار، کوفیان ۱۵۰ طومار دیگر (هر طومار امضای یک تا چهار نفر را داشت) به سوی حسین(ع) آدرس حسینیه نصرت مشهد فرستادند.[۳۴]

حسین(ع) از جواب دادن به طومار‌ها دوری می کرد تا اینکه وسعت طومار‌ها بسیار زیاد شد، بعد در طومار‌ای به کوفیان اینگونه نوشت:

...اینجانب، برادرم، عموزاده‌ام و شخص آیتم پشت گرمی از اهل‌بیتم را می‌فرستم. به وی گفته‌ام تا از اکنون و عمل و نظریه شما منرا مطلع سازد. در صورتی وی به اینجانب نوشت که آرای شما به عبارتی میباشد که در طومار‌هایتان آمده، نزد شما خواهم آمد... امام، صرفا کسی میباشد که به کتاب معبود شغل نماید، عدل و داد را انجام کند، به آئین حق اعتقاد و باور داشته باشد و خویش را وقف پروردگار رزرو حسینیه نصرت مشهد نماید.[۳۵]
طومار سلیمان بن صُرَد به امام حسین(ع)
...قدردانی خدای را که معاند جبّار تورا باخت؛ هر کس بر این امّت شورید؛ اموال آن را غصب کرد و سوای رضایت بر آن حکم دهنده شد؛ بعد از آن، شایسته ترین‌ها را کشت و بدترین‌ها را برجای گذاشت و متاع آفریدگار را بین ثروتمندان بگرداند؛ به دور باد به عبارتی‌سیرتکامل که ثمود؛ البته فعلا امامی نداریم، بیا، شاید خدا همگی مارا ذیل سایه رهبری تو بر رویکرد حق، وحدت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بخشد...
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۳۵۱.


اعزام مسلم بن عقیل به کوفه
امام حسین(ع) طومار‌ای به مسلم بن عقیل، پسرعمویش اعطا کرد تا عازم عراق خواهد شد و وضع و اوضاع آنجا را تحقیق کند و به وی گزارش دهد.[۳۶] مسلم بعد از وصال به کوفه در منزل مختار بن ابی‌عبید ثقفی،[۳۷] یا این که منزل مسلم بن عوسجه سکنی گزید.[۳۸] شیعه ها به محل اقامت مسلم رفت‌وآمد می‌کردند و وی طومار امام را برای آن ها میخواند.[۳۹] مسلم برای امام حسین(ع) بیعت می‌گرفت.[۴۰]در کوفه ۱۲۰۰۰[۴۱] یا این که ۱۸۰۰۰[۴۲] و به نقلی بیشتراز ۳۰۰۰۰ نفر[۴۳] با امام حسین(ع) بیعت کردند و برای ملازمت امام اعلام شایستگی کردند. مسلم طومار‌ای به امام نوشت و پرشماری بیعت‌کنندگان را تأیید کرد و امام را به کوفه فراخواند.[۴۴]

یزید، زمانی که خبر بیعت عموم با مسلم و تعامل نعمان بن بشیر حکم کننده وقت کوفه با آنها را شنید، عبیدالله بن زیاد را که آن هنگام قاضی بصره بود به حکومت کوفه منصوب کرد.[۴۵] ابن‌زیاد بعداز ورود به کوفه به جستجوی بیعت‌کنندگان پرداخت و سران قبایل را ترساندن کرد.[۴۶] گزارش‌های تاریخی، از خوف عموم بر تاثیر تبلیغات عبیدالله و دور از هم شدن سریع آن‌ها از گوشه و کنار مسلم حکایت دارا‌هستند، تا جایی که شب‌هنگام مسلم صرفا ماند و جایی برای خواب نداشت[۴۷] و در غایت بعداز زد خورد، با حمایت‌طومار محمد بن اشعث تسلیم[۴۸] و به قصر برده شد؛ اما ابن‌زیاد، تامین پسر اشعث را بی‌جا خواند و امر کرد راز مسلم را از تن مستقل نمایند.[۴۹]

بنابر بعضا گزارش‌های تاریخی، مسلم که نگران امام حسین(ع) بود، به قدمت بن سعد که از بستگان قریش بود وصیت کرد که کسی را نزد امام بفرستد و آن حضرت را از وارد شدن به کوفه ممانعت نماید.[۵۰] قدمت بن سعد پیکی را ارسال کرد و در منزلگاه آشغال پیام مسلم را به امام رساند.[۵۱]

جنبش امام حسین به سوی کوفه
پرونده:مسیر تکان امام حسین از مکه به کربلا.jpgکربلا
نینوا
کوفه
قصر بنی مقاتل
نجف
عین الرهمیه
عذیب الهجانات
بیضه
ذوحسم
مغیثه
واقصه
شراف
قرعاء
بطن العقبة
قاع
آشغال
شقوق
بطان
ثعلبیه
زرود
خزیمیه
اجفر
فید
توز
سمیراء
حاجر
معدن النَقرَه
مغیثه الماوان
ماء السلیله
عمق
معدن بنی سلیم
افیعیه
مسلخ
غمره
ذات عرق
صفاح
تنعیم
بستان بنی عامر
مکهمدینه
حائل
ریاض
عراق
دجلهفراتبصره
بغداد
دریای
سرخ
جده
دمشق

امام حسین(ع) در روز هشتم ذی‌الحجه[۵۲] (روزی که مسلم در کوفه قیام کرد) به یاروهمدم ۸۲ نفر[۵۳] (که ۶۰ نفر آن ها از شیعه ها کوفه بودند)[۵۴] مکه را به سوی کوفه شکاف کرد.

به نقل از روحانی اثر گذار امام حسین(ع) برای بیرون شدن از مکه، حج خویش را نیمه تمام گذاشت و نیت خویش را از حج به عمره مفرده برگرداند و از احرام بیرون شد؛[۵۵] البته بعضی با توکل بر شواهد تاریخی و روایی گفته‌اند امام حسین از آغاز نیت عمره مفرده کرده‌ بود و بعد از اجرا اجرا آن، از مکه بیرون شد.[۵۶]

در یک ماه پایان اقامت امام حسین(ع) در مکه که احتمال مسافرت آن حضرت به کوفه می رفت، بعضی به عنوان مثال عبدالله بن عباس نزد حضرت آمدند تا او‌را از مهاجرت به کوفه پشیمان نمایند؛ اما غالب نشدند.[۵۷]

بعداز خروج امام حسین(ع) و یارانش از مکه، یحیی بن سعید فرمانده پاسبانان عمرو بن سعید بن عاص -فرمان دار مکه - با گروهی از یارانش، راه و روش را بر حسین(ع) بستند؛ اما حضرت اعتنایی نکرد و به راهش خاطر نشان کرد.[۵۸]

مسیر مکه به کوفه
منزلگاه‌های کاروان امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه براین اساس میباشد:

بستان بنی‌عامر
تنعیم (تصرف کاروانی که بحیر بن ریسان حمیری کارگزار یزید در یمن از صفایا –غنایم برگزیده- به شام می‌ارسال کرد)
صفاح (ملاقات امام با فرزدق)
ذات عِرق (ملاقات حسین(ع) با آدم بن موفق و عون بن عبدالله بن جعفر)
وادی عقیق
غمره
ام خرمان
سلح
افیعیه
معدن فزان
عمق
سلیلیه
مغیثه ماوان
نقره
حاجر (صادر کردن قیس بن مسهر به کوفه)
سمیراء
توز
اجفر (ملاقات با عبدالله بن فرمان بردار عدوی و نصحیت وی به حسین(ع) برای رجوع و برگشت)
خزیمیه
زرود (پیوستن زهیر بن قین به کاروان حسین(ع) و دیدار با فرزندان مسلم و اگاهی از شهید شدن مسلم و هانی)
ثعلبیه
بطان
شقوق
آشغال (استحضار امام حسین از شهید شدن قیس و پیوستن گروهی به کاروان حضرت به عنوان مثال نافع بن هلال)
بطن عقبه (ملاقات حسین(ع) با عمرو بن لوزان و موعظه وی به حسین(ع) برای برگشت)
عمیه
واقصه
شراف
برکه ابومسک
جبل ذی‌حسم (عکس العمل حسین(ع) با سپاه حر بن یزید ریاحی)
بیضه (خطبه پر اسم و رسم حسین(ع) برای یاران خویش و حر)
مسیجد
خزینه
مغیثه
ام قرنها
عذیب‌الهجانات (مسیر کوفه از عذیب به قادسیه و حیره بود، البته حسین(ع) خط مش را عوض کرده و در کربلا فرود آمد)
قصر بنی‌مقاتل (ملاقات حسین(ع) با عبیدالله بن حر جعفی و رد کردن دعوت حسین(ع) برای امداد)
قطقطانه
کربلا - وادی طف- (روز دوم محرم سال ۶۱ق ورود امام به کربلا).[۵۹]
امام در مسیر برای جذب اشخاص یا این که پر‌نور‌کردن ذهن‌ها کوشش می کرد؛ مثلا در ذات عرق، آدم بن برنده اسدی به امام رسید و اوضاع و احوال کوفه را آشفته تعریف کرد. حضرت حرف اورا تأیید کرد. آن فرد از امام حسین(ع) درباره آیه «یوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاس بِإِمَامِهِم»[۶۰] پرسید. حضرت فرمود: «امامان دو مجموعه‌اند: گروه‌ای که عموم را به هدایت میخوانند و گروهی که به ضلالت دعوت می‌نمایند. هر که امام هدایت را تقلید نماید به پردیس می‌رود و هر که امام ضلالت را تاسی نماید، وارد دوزخ وجهنم میشود.[۶۱] آدم بن چیره با امام یار نشد؛ نقل شده وی ابعاد رمز قبر امام حسین(ع) ناله می کرد و از کمک‌نکردن حضرت، اظهار پشیمانی می‌نمود.[۶۲]

در ناحیه ثعلبیه نیز شخصی به اسم ابوهرّه ازدی به امام رسید و انگیزه مهاجرت را جویا شد. حضرت فرمود:

امویان مالم را گرفتند، شکیبایی کردم. دشنامم دادند، تحمّل نمودم. خواستند خونم را بریزند، گریختم.‌ای ابوهره! بدان که اینجانب به دست فرقه‌ای باغی (سرکش) کشته خواهم شد و آفریدگار خرقه مذلّت را کاملا به بدن آن ها خواهد پوشاند و شمشیری بُرنده بر آن‌ها حکم کننده خواهد کرد؛ هر که آنها را ذلیل سازد.[۶۳]

بازدید : 21
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 10:23


طریقه اسلام‌شناسان و شرق‌شناسان
مسئله بازرسی بعضی از شرق‌شناسان مورد مهدویت بوده میباشد و طریقه‌های متفاوتی در این باره دارا‌هستند. هانری کربن با نگاه پدیدارشناسانه مهدویت را از محوری‌ترین موادتشکیل دهنده اعتقادی عرفان و حکمت شیعی تلقی می‌نماید از دید او مهدویت به معنای تعبیروتفسیر داخل آئین و ظهور امام احیای مجدد حیات بشر‌ها میباشد.[۸۱] از حیث وی با ظهور همگی مبانی مخفی یا این که معانی معنوی وحی الهی آشکار می گردد.[۸۲] دارمستتر مولف فرانسوی با نگاهی تاریخی این نظر را دارد که مهدویت در قرآن نیامده میباشد و در سخنان رسول نیز نماد‌های روشنی دراین باره نیست. او مهدویت را زاییده‌درنگ فکری شیعه و متأثر از اساطیر اهل ایران حسینیه نصرت مشهد میداند.[۸۳]

خاورشناس هندی (۱۹۰۳-۱۸۶۶م) ادعا دارد که‌پندار مهدویت بوسیله شیعه ها کوفه رواج گردیده‌است تا بتوانند از پتانسیل و توانگری‌‎هایش در رویا رویی با خلافت خلفاء بنی امیه بومی شام به کار گیری نمایند.[۸۴] ایگناتس گلدزیهر ‏(درگذشت: ۱۹۱۲م)، خاورشناس مجارستانی، با نگاهی تاریخی اعتقاد دارد که یقین به مهدویت ریشه در عنصرها فکری یهودی و مسیحی برگشت دارااست و در آن پاره‌ای از خصوصیت سوژه سوشیانس که گزینه به کارگیری زرتشتیان میباشد چشم میگردد.[۸۵] دیوید سامویل مارگولیوث این نظر را دارد که مهدویت از مجال محمد‌ بن حنفیه به وسیله مختار ثقفی و بوسیله جمع‌ای از علاقه مندان محمد بن حنفیه -فرقه کیسانیه- به وجود آمده که بعداز کشته‌شدن وی تیتر مهدی خط مش به وی اطلاق آدرس حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۸۶]

مهدویت؛ انتقادات، اعتراض‌ها و جواب‌ها
عدم اشاره قرآن به مهدویت
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مهدویت § مهدویت در قرآن
قرضاوی، دانا اهل سنت، این نظر را دارد که در نشانه‌ها قرآن اشاره‌ای به مهدویت نشده.[۸۷] در مقابل، بخش اعظمی از علمای اهل سنت، مانند امام فخررازی و قرطبی، معتقدند که برخی از نشانه‌ها قرآن، مانند نشانه‌ها ۶۹ و ۱۱۴ سوره بقره، آیه ۳۳ سوره توبه، و آیه ۶۱ سوره زخرف، به مورد آخرالزمان و ظهور منجی رزرو حسینیه نصرت مشهد پرداخته‌اند.[۸۸]

تعارض در احادیث مهدویت و عدم نقل آن‌ها در صحیحین
رشید رضا در تعبیروتفسیر المنار ادعا دارد که احادیث مهدویت متعارض‌اند و یکدیگر را دفع می‌نمایند.[۸۹] متفکران شیعی در جواب گفته‌اند صرف تعارض، سبب رد حدیث نمی شود؛ چه اینکه در بعضا مفاد اعتقادی نیز روایات باهم تعارض دارا هستند. همینطور تعارض حقیقی وقتی میباشد که قوت و ضعف هر دو مجموعه روایات معادل باشد؛ درحالی که در‌این مورد ها یک تیم از احادیث قوت بیشتری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارا‌هستند.[۹۰]

احمد امین در کتاب ضحی الاسلام و رشید رضا در تعبیروتفسیر المنار معتقدند که‌این احادیث در صحیحین (درست بخاری و درست مسلم) نیامده‌اند؛ به این ترتیب اعتبار ندارند.[۹۱] ابن صلاح درباره این مسئله آورده میباشد: «بخاری و مسلم کلیه روایات درست را در صحاحشان توده‌آوری نکرده‌اند».[۹۲] از بخاری نقل میباشد: «اینجانب درین کتاب جز حدیث درست بیان نکرده‌ام؛ اما آنچه را از روایات درست نیاورد‌ه‌ام بیشتر میباشد»[۹۳] و از مسلم نیز اورده شده: «اینگونه وجود ندارد که هر حدیثی که نزد اینجانب درست باشد آن را در اینجا بیاورم».[۹۴] همینطور حکم دهنده نیشابوری، از محدثان اهل سنت، در کتاب المستدرک علی الصحیحین، صدها حدیث را بیان می‌نماید که بر طبق وضعیت این دو کتاب درست‌اند؛ البته در آن ها نیامده‌اند.[۹۵] اختصاصی درک کردن روایات درست درین دو کتاب، به معنای تشکیک و شک در همگی کتاب‌های حدیثی دیگر میباشد.

بازدید : 15
پنجشنبه 22 خرداد 1404 زمان : 11:23


فرزندان سید حیدر صدر
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: محمد باقر صدر
سید محمدباقر صدر (زاده ۱۳۵۳ق/ ۱۳۱۳ش و درگذشته ۱۴۰۰ق/۱۳۵۹ش)، از علما و فعالان سیاسی عراق، اخوی سید اسماعیل صدر. سید محمد باقر صدر پدرش سید حیدر صدرعاملی و مادرش دختر روضه خوان عبدالحسین آل‌یاسین عالم، مفسر و متفکر شیعه و فعال سیاسی عراقی. شرکت کردن در تشکیل حزب الدعوة الاسلامیة، صدور فتوای حرمت عضویت مسلمانها در حزب بعث عراق و برپایی چندین راهپیمایی و تظاهرات در شهرهای شیعه‌نشین جنوب عراق و بغداد بخشی از کار‌های سیاسی او بود. آحاد این اقدامات باعث شد که رژیم بعث عراق وی و خواهرش را بازداشت و به شهیدشدن رساند. سید جعفر صدر، صرفا پسر وی حسینیه نصرت مشهد میباشد.

نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: بنت الهدی صدر
آمنه صدر، پر اسم و رسم به بنت‌الهدی و شهیده صدر (۱۹۳۷–۱۹۸۰م)، پدرش آیت‌الله سیدحیدر صدر و مادرش خواهر آیت‌الله محمدرضا آل‌یاسین و برادرش سید محمدباقر صدر بود. از زنان مولف و فعال فرهنگی-سیاسی عراق بود. سرپرستی مدرسه های الزهراء نجف و کاظمین، تشکیل جلسات خانگی شرعی، تایپ کردن نوشته‌علمی در روزنامه الاضواء، ماجرا‌نویسی و سرایش اشعار مذهبی از شغل‌های فرهنگی-شرعی اوست. بنت‌الهدی، به دنبال اعتراض به دستگیری برادرش و سخنرانی در مقبره حضرت علی(ع) که به تظاهرات در شهرها و کشورهای مختلفی انجامید، بوسیله رژیم بعث زندانی و بعداز شکنجه زمان آدرس حسینیه نصرت مشهد بر اعدام شد.

فرزندان سید صدرالدین صدر
نوشته ی علمیٔ اساسی: امام موسی صدر
سید موسی صدر دارای شهرت به امام موسی صدر (زاده ۱۴ خرداد ماه ۱۳۰۷ ش در قم)، از عالمان و اندیشمندان تأثیرگذار شیعه در عرصه فرهنگی و سیاسی میباشد که بعداز مسافرت از کشور‌ایران به لبنان، مجلس اعلای شیعه ها لبنان و حرکت امل را تأسیس کرد و رهبری فکری و سیاسی شیعه‌ها این مرزو بوم را ذمه ‌دار شد. وی در ۹ شهریور ۱۳۵۷، طی سفری قانونی به لیبی به دعوت معمر قذافی، ناپدید شد. بخش اعظمی گزارش‌ها حاکی از قتل وی در به عبارتی فرصت بوسیله قذافی میباشد، البته گزارش‌هایی نیز در اختیار میباشد که بنابر آن‌ها وی کشته نشده و در زندان‌های لیبی بوده میباشد. بعداز سقوط معمر قذافی نیز هیچ گزارش قانونی جدیدی از شرایط وی به دست نیامده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.

نوشته‌علمیٔ اساسی: سید رضا صدر
سید رضا صدر(۱۳۰۰–۱۳۷۳ش) مجتهد شیعه و از مدرسان حوزه علمیه قم و مولف کتاب‌های فقاهتی. وی فرزند سید صدرالدین صدر و اخوی سید موسی صدر بود. در قم نزد استادانی مثل سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی، سید محمد متفحص داماد، سید محمد حجت کوه‌کمری و سید حسین بروجردی علم آموزی کرد. فلسفه و عرفان را نیز نزد امام خمینی شاگردی کرد. بعد ها به درخواست سید کاظم شریعتمداری به خواسته تبلیغ و موعظه به طهران رفت در ۱۳۵۶ش مجدد به حوزه علمیه قم رجوع و برگشت و تا نقطه نهایی قدمت در قم سرگرم به درس دادن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بود.

بقیه مشاهیر
سید محمد درستگو صدر بابا سید محمد صدر و جد سید مقتدی صدر.
سید محمد صدر، از مراجع تبعیت عراق (درگذشت ۱۳۷۷ ش)، پسر عموی سید محمدباقر صدر.
جمال الدین واعظ اصفهانی، ملقب به صدرالواعظین، روضه خوان مشروطه خواه.
بانوان معروف بستگان صدر
رباب صدر؛ فرزند سید صدرالدین صدر و خواهر امام موسی صدر میباشد که در سال ۱۳۲۳ش. در قم زاده شد. پدربزرگ مادری او آقا حسین طباطبایی قمی بود که به جهت اعتراض به سیاستهای ضداسلامی رضاشاه به عتبات تبعید شد. در سال ۱۹۶۲ به لبنان رفت و مدتی بعد از آن با حسین شرف‌الدین نوه آیت‌الله سید عبدالحسین شرف‌الدین تزویج کرد و در به عبارتی‌جا اقامت گزید. رباب صدر عمل‌های اجتماعی خویش را سازه به فرمان امام موسی صدر برای شرکت کردن در ساخت شاخه زنان مؤسسات شروع کرد و آن‌گاه رئیس «بیت الفتاه» را نیز عهده دار شد. بعداز ناپدید شدن سید موسی صدر در ۹ شهریور ۱۳۵۷ مسؤلیت اداره مؤسسات امام صدر عملاً به ذمه او قرار گرفت.[۴]
بنت‌الهدی صدر (۱۹۳۷–۱۹۸۰م).
سیده زهرا بیگم عاملی (درگذشت قرن ۱۴ق)، دختر سید صدرالدین عاملی همسر ملا محمدصالح مازندرانی جویباره‌ای بود. زهرا بیگم عالم بود و بر کتاب تفصیل لمعه لبه‌ای نوشت که در حوزه علمیه اصفهان آیتم دقت و مشاجره بود. برای مثال فرزندان وی، آقا محمد، مشهور به روضه خوان العراقین میباشد.
مریم‌بیگم جویباره‌ای، نوه سیده زهرا بیگم عاملی از شاعران مشهور در شهر اصفهان بود.
سیده بدرالشریعه خاتون‌آبادی، خاله شهید بهشتی و مامان محمدعلی اژه‌ای، که نوه آقا سید محمدجواد صدرعاملی نیز بود. شهیدبهشتی اوایل انقلاب اسلامی کشور‌ایران از وی تقاضا کرد که در قم مسئولیت منطقههای علمیه خواهران را قبول نماید؛ البته وی نپذیرفت.
فخرالسادات ابطحی سدهی، دخترخاله شهید بهشتی مکتب علمیه حضرت فاطمه محدثه اصفهان را نهاد بنیان و افزون بر اشتغالات علمی، فعالیتهای اجتماعی نیز داشت.[۵]
برای پژوهش بیشتر
مشاهیر بستگان صدر؛ محسن کمالیان، مؤسسه تحقیقاتی امام موسی صدر، ۱۳۹۴ش.

بازدید : 13
چهارشنبه 21 خرداد 1404 زمان : 10:42


یعقوبی در تاثیر خود بعضا مباحث جغرافیایی را نیز مطرح کرده[۱۰] و به گاه‌شماری اهل ایران و رومی نیز دقت نماد داده میباشد.[۱۱] وی در بیان تولد عیسی(ع) و تولد و بعثت و وفات فرستاده اسلام و استارت زمان هرکدام از خلفای اسلامی، اطلاعاتی نجومی داده میباشد. این داده ها برگرفته از منجِّمانی همانند محمد بن موسی خوارزمی (درگذشت ۲۳۲ق) و ماشاءالله یهودی (درگذشت ۲۰۰ یا این که ۲۰۵ ق) حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۲]

نصیب دوم
محتوا
جلد دوم تاریخ یعقوبی به تاریخ اسلام تخصیص داراست. ابتدا مجلد، تفصیل معاش رسول اسلام از به دنیاآمدن تا بعثت، سفر، غزوات، سفیران عرب، کاتبان و همسران نبی آمده میباشد.

تفصیل رویدادهای زمانه اول جانشینان فرستاده، یعنی ابوبکر و قدمت و عثمان و امام علی و امام حسن(ع)، سوژه آینده میباشد. یعقوبی در گزارش مهاجرت حجة الوداع به معرفی امام علی(ع) از سوی رسول(ص) تحت عنوان جانشین بعد از خویش در غدیر خم اشاره نمود و پاراگراف دارای شهرت نبی درباره امام علی(ع) را نقل نموده است:فمن كنت مولاه، فعلي مولاه، اللهم وال اینجانب والاه و عاد اینجانب عاداه. [۱۳] او به مناسبت بیان وفات ائمه، خلاصه‌ای از سرگذشت و سخنان آنها را تا امام علی النقی(ع) آورده میباشد.[۱۴] یعقوبی خلال حافظه کردن از امام علی(ع) و مقام وی و فضیلت ها اهل بیت، درباره شخصیت ابوطالب، حدیث غدیر و حدیث ثقلین، ماجرای سقیفه بنی ساعده، خلفای ابتدا و امام حسن(ع)، طلحه و زبیر و زبیریان حرف آدرس حسینیه نصرت مشهد گفته میباشد.[۱۵].

آنگاه به زمانه حکومت خلفای اموی و عباسی به ترتیب تاریخ به حکومت وصال آن ها تا رویدادها ۲۵۹قمری پرداخته گردیده است. تاریخ عباسیان در حدود یک پنجم کتاب را مشمول میگردد، چنانکه مسعودی[۱۶] در کتاب تاریخش (مروج الذهب) از کتابی با تیتر تاریخ «در خبر ها عباسیان و جز وی» حافظه کرده که احتمالاً همین قسمت از تاریخ یعقوبی رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۷]

طرز
طرز یعقوبی در قسمت دوم، بازرسی در احادیث و تعیین آنهاست. وی، برخلاف مورّخان اخباری مانند طبری، سلسله اوراق احادیث را ارائه نکرده میباشد. بلکه بعد از پژوهش و اعتنا در خبر ها راویان و سیره نویسان و مورّخان و تفاوت‌های آن ها، گزارشی جامع از خبرها و احادیث ارائه کرده است.[۱۸] یعقوبی در پیشگفتار این جلد، علاوه بر معرفی منابع این نصیب، شماری از راویان و اخباریان و نسب شناسان دارای اسم و رسم سده دوم و سوم را مذکور شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۹]

خصوصیت‌های کتاب
خصوصیت بارز این کتاب - که برخی آن را علامت شیعه بودن مؤلف دانسته‌اند و بعضی این حیث را اشتباه خوانده‌اند، بیان اوضاع امامان شیعه میباشد.

او درباره عباسیان، اواسط‌رو بوده و از حوادثی که برای آن ها غیر مطلوب بوده، مانند قتل ابن هُبَیره و ابومسلم خراسانی و سقوط برمکیان، به صورتی مطلوب حرف گفته و حتی درباره وفات امام موسی کاظم(ع) به عنوان کردن نقلی که عباسیان داشته‌اند، بسنده نموده است.[۲۰] یعقوبی درباره رویدادها در حدود بعدازظهر خویش، مانند قیام علی بن محمد مالک الزنج (درگذشت ۲۷۰ ش) به بیانی کوتاه اکتفا نموده است.[۲۱]

رده در میان تاریخ‌نویسان
این کتاب، آیتم دقت تاریخ‌نویسان آینده قرار گرفته میباشد. چنانکه مسعودی (درگذشت ۳۴۵ یا این که ۳۴۶) در کتابت تاریخ قبل از اسلام، از یعقوبی تاسی کرده و مطالب اکثری از وی اقتباس کرده است.[۲۲] در سده ششم هجری، مؤلف مجمل التواریخ و القصص، تاریخ یعقوبی را در اختیار داشته و از آن نقل و اقتباس نموده است.[۲۳]

حالت انتشار
تاریخ یعقوبی اول توشه به سعی هوتسما، از روی ورژن خطی کتابخانه کمبریج با پیشگفتار‌ای به لاتین در معرفی مؤلف و انتقاد کتاب، در دو مجلد تکثیر یافته میباشد.[۲۴] در‌این چاپ با وجود دقتی که به شغل رفته، پاره‌ای مشکلات، روی داده میباشد.[۲۵]

البته در چاپ آتی کتاب، که براساس رسیدگی هوتسما در سه مجلد تکثیر یافته (نجف ۱۳۵۸)، تصحیح گردیده‌است.[۲۶] هر یک‌سری در همین چاپ نیز تصرف‌هایی گردیده که گاه نابجاست.[۲۷]

در ۱۳۳۹ش / ۱۹۶۰ چاپ نو‌ای از روی چاپ هوتسما در دو مجلد در بیروت منتشر شد که فعلا رایج میباشد.

تاریخ یعقوبی را محمدابراهیم آیتی به فارسی ترجمه و در ۱۳۴۱ش در طهران چاپ نموده است.

پانویس
مراجعه کنید به یعقوبی، تاریخ یعقوبی، چاپ بیروت، ج۱، ص۱۷۵ـ۱۷۷.
مراجعه نمایید به ترجمه آیتی،طهران، ۱۳۶۲ش، ج۱، حاشیه ها.
یعقوبی، چاپ هوتسما، ج۱، پیشگفتار، صVIII.
کریستن سن، کشور‌ایران در طی ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، طهران، بی‌نا، ۱۳۵۱ش،ص۸۰ ـ۸۲، ۹۱.
کریستن سن، کشور‌ایران در طی ساسانیان، ترجمه رشید یاسمی، طهران، ۱۳۵۱ش،ص۸۸.
رجوع نمایید به فهارس تاریخ الیعقوبی، ص۴۵۵ـ۴۷۴، ۴۹۱ـ۴۹۲.
غربت، ص۵۲؛ نیز مراجعه‌نمایید به: یعقوبی، تاریخ یعقوبی، چاپ بیروت، ج۲، ص۳۹۷ـ ۳۹۸.

بازدید : 17
سه شنبه 20 خرداد 1404 زمان : 11:18


این نوشته ی علمی دربارهٔ روز تخریب بقیع میباشد. برای استحضار از اتفاق تخریب، مدخل تخریب بقیع را ملاحظه کنید.

نمایی از آرامستان بقیع پیش از تخریب آن بوسیله وهابیون
یَومُ‌الهَدْم (روز تخریب) سالروز تخریب بقیع میباشد. در هشتم شوال ۱۳۴۴ق. وهابیون به مدینه حمله کردند و برخی از اماکن اسلامی برای مثال حرم‌های بقیع را تخریب حسینیه نصرت مشهد کردند.[۱]


نمایی از قبور ائمه بقیع بعد از تخریب حرم‌های بقیع بوسیله وهابیون
وهابیان در صفر ۱۳۴۴ق به مدینه حمله کردند.[۲] درین حمله، ضرر و زیان‌هایی به بقعه نبوی و اماکن مذهبی وارد شد.[۳] هفت ماه سپس، در رمضان ۱۳۴۴ق، روضه خوان عبدالله بن بُلَیهد (۱۲۸۴-۱۳۵۹ق) که از سال ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۵ق، حکم دهنده القضات مکه بود،[۴] وارد مدینه شد و با استفتائی از مفتیان مدینه، حکم تخریب قبور را اخذ آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۵]

براین اساس در هشتم شوال ۱۳۴۴ق، بقاع‌های بقیع تخریب شد.[۶] مبتنی بر اوراق جانور، بعد از تخریب، ملک عبدالعزیز، فرمان روا ایالات متحده عربی، در طومار‌ ۱۲ شوال ۱۳۴۴ق خطاب به عبدالله بن بلیهد، اقدامات او در این مورد را رزرو حسینیه نصرت مشهد تحسین کرد.[۷]


نصب بنر عزا در مقبره امام حسین(ع) به‌مناسبت یوم‌الهدم (اردیبهشت ماه ۱۴۰۰ش)[۸]

شرایط فعلی قبور ائمه در گورستان بقیع
نزد شیعه‌ها، ۸ شوال، یوم‌الهدم (روز تخریب) اسم گرفت.[۹] شیعه‌ها، در سال‌گشت این اتفاق مجالسی برگزار می‌نمایند و به مرثیه‌سرایی و تذکر واقعه تخریب بقیع می پردازند.[۱۰] آیت‌الله صافی گلپایگانی، از مراجع تبعیت، این روز را به اسم روز جهانی بقیع خواند و از همگی مسلمان ها خواست که تخریب بقیع و دیگر اماکن مقدس اسلامی به‌دست وهابیان را محکوم کرده و مرمت آن را مطالبه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نمایند.[۱۱]

وهابیان اولیه توشه در ۱۸۰۶م موازی با سال ۱۲۲۰ق نیز به‌فرمان سعود بن عبدالعزیز، ضریح امامان چهارگانه و گنبد حضرت فاطمه(س) موسوم به بیت الاحزان را تخریب کرده یا این که ضرروزیان بدون شوخی به آنان وارد کردند.[۱۲] به نقل از عبدالرحمن جَبَرتی، نیروهای وهابی جز مرقد نبوی دیگر ضریح‌ها را از دربین بردند.[۱۳] برخی از ضریح‌ها در سال ۱۲۳۴ق به‌فرمان پادشاه محمود ثانی (حکومت: ۱۲۲۳-۱۲۵۵ق) مرمت گردیده بود.[۱۴]

همینطور مشاهده کنید: تخریب بقیع
پانویس
نجمی، تاریخ بقاع ائمه بقیع و اثرها دیگر در مدینه منوره، ۱۳۸۶ش، ص۵۱.
هاجری، البقیع قصة التدمیر، ۱۴۱۱ق، ص۱۱۳-۱۳۹؛ امینی، بقیع الغرقد، ۱۳۸۶ش، ص۴۹.
هاجری، البقیع قصة التدمیر، ۱۴۱۱ق، ص۱۱۳-۱۳۹؛ امینی، بقیع الغرقد، ۱۳۸۶ش، ص۴۹.
زرکلی، الاعلام، ۲۰۰۲م، ج۴، ص۹۱.
البلاغی، الردَ علی الوهابیة، ۱۴۱۹ق، ص۳۹-۴۱؛ هاجری، البقیع قصة التدمیر، ۱۴۱۱ق، ص۱۱۳-۱۳۹؛ امینی، بقیع الغرقد، ۱۳۸۶ش، ص۴۹.
نجمی، تاریخ مقبره ائمه بقیع و اثر ها دیگر در مدینه منوره، ۱۳۸۶ش، ص۵۱.
العساف، «عبدالله بن سلیمان البلیهد.. القاضی والمستشار فی زمن التأسیس».
«تصاویر مراسم سوگواری سالروز تخریب قبور ائمه بقیع در بقاع امام حسین(ع)»، خبرگزاری حوزه.
«به مناسبت ۸ شوال "یوم‌الهدم"/ رخداد دردناک تخریب بقیع زخمی بر قلب شیعه ها»، وبسایت شفقنا.
«دین بزرگداشت یوم‌الهدم در مسجد زیارت قدمگاه برگزار میگردد»، خبرگزاری شبستان.
«تخریب قبور ائمه بقیع(ع) توطئه گران قدر به اسلام میباشد»، مقر استحضار‌رسانی حوزه.
جبرتی، عجائب الآثار، دارالجیل، ج۳، ص۹۱.
جبرتی، عجائب الآثار، دارالجیل، ج۳، ص۹۱.
جعفریان، پنجاه سفرنامه، ۱۳۸۹ش، ج۳، ص۱۹۶.

بازدید : 20
دوشنبه 19 خرداد 1404 زمان : 16:41


پیوستن به دعوت بنی‌عباس
در منابع تاریخی مرتبط با معاش ابومسلم، شخصی به اسم‌های موسی سَرّاج یا این که ابوموسی سراج[۱۲] یا این که عیسی بن موسی سراج[۱۳] چشم می‌گردد که مقیم کوفه بود. وی در عمل زین و لگام اشتغال داشت و ابومسلم محصل یا این که پرسنل وی بوده میباشد.[۱۴] این شخص از دوستداران یا این که داعیان بنی‌عباس بوده[۱۵] و ابومسلم از روش وی یا این که در هجرت با وی، با دیگر داعیان عباسی در عراق به خصوص کوفه آشنا گشت.[۱۶] برخی نیز نوشته‌اند که ابومسلم، فی مابین سال‌های ۱۱۵ تا ۱۲۰ق رابط میان داعیان زندانی و آزاد و ابوموسی سراج بود.[۱۷] این داعیان بعد ابومسلم را به امام عباسی، ابراهیم بن‌ محمد بن علی، پر اسم و رسم به ابراهیم امام معرفی حسینیه نصرت مشهد کردند

.[۱۸] بعضا نوشته‌اند ابومسلم با محمد بن‌ علی، بابا ابراهیم نیز رابطه داشت.[۱۹][یادداشت ۱] ابومسلم بعد از فوت محمد بن علی نیز، تحت عنوان غلام آل‌مَعقل، دربین دو داعی بنی‌عباس، بُکَیر بن ماهان (زندانی در کوفه) و ابوسَلمه خَلاَل، داماد بُکَیر، واسطه پیام بود.[۲۰] این دو در ۱۲۵ق، اندکی قبل از کشته‌شدن یحیی بن زید در جَوزجان، هم پا گردآوری‌ای از داعیان خراسان برای دیدن ابراهیم امام به مکه رفتند.[۲۱] بعداز مرگ بکیر، ابوسلمه با غرض آشکار کردن قیام و استارت پوشیدن لباس‌های سیاه به خراسان رجوع و برگشت و ابومسلم را نیز یاروهمدم خویش آدرس حسینیه نصرت مشهد موفقیت.

[۲۲] در ۱۲۷ یا این که ۱۲۸ق ابومسلم یار و همدم ابوسلمه، در شراة با ابراهیم امام دیدار داشت. برخی منابع نوشته‌اند ابراهیم از زیرکی ابومسلم تمجید کرد و ابوسلمه، او‌را به ابراهیم واگذار کرد.[۲۳] ابراهیم از وی خواست لقب و اسم خویش را تغییر‌و تحول رزرو حسینیه نصرت مشهد دهد.[۲۴]

قیام علیه بنی‌امیه
ابومسلم در ۱۲۹ق به فرمان ابراهیم عباسی به خراسان رفت و ابراهیم، طرف داران خویش را به اطاعت وی امرکرد.[۲۵] در‌این فرصت، اختلاف در میان قبایل عرب در خراسان ارتقاء یافته بود و نصر بن سَیّار، حکم دهنده اموی نمی‌توانست کارها را در دست گرفتن نماید.[۲۶] آغاز شغل ابومسلم آغاز با مخالفت سلیمان بن کَثیر، داعی دارای شهرت خراسان روبرو شد؛ البته وی بعداز مدتی با ابومسلم همیاری کرد.[۲۷] ابومسلم در روستای سَفیدَنج مرو اقامت گزید و کسانی را به تَخارستان (تالِقان)، خوارَزم و بخش ها فضا مرو برای هماهنگی و جذب اشخاص بیشتر ارسال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.[۲۸]

قرار بود قیام ابومسلم در ماه محرم ۱۳۰ق آغاز خواهد شد اما با استحضار نصر بن سیار از این نقشه، قیام در عید فطر ۱۲۹ق با پوشیدن خرقه‌های سیاه و برپایی نماز فطر در سفیدنج استارت شد.[۲۹] ۱۸ روز بعد از آن، ابومسلم در او‌لین پیکار با نصر چیره شد.[۳۰] وی در نصفه ۱۳۰ق وارد مرو شد و از عموم بیعت گرفت.[۳۱] آن گاه قَحطبة بن شَبیب طایی، فرمانده سپاهیان ابومسلم،‌ شهرهای طوس، نیشابور، جرجان و فامیلِس را گرفت.[۳۲] در‌این هنگام، ابراهیم امام در زندان مروان بن محمد، به بیماری یا این که مسمومیت درگذشت.[۳۳] وی برادرش، عبدالله بن محمد سفاح را جانشین خویش کرد.[۳۴] چندی بعد از آن حسن و حُمَید، فرزندان قحطبه با لشکر خویش، وارد کوفه شدند و یار ابوسلمه، با سفاح بیعت کردند. مروان بن محمد نیز در مصر کشته شد.[۳۵]

روش تبلیغ و کار
ابومسلم در دعوت خویش از اصطلاح الرضا اینجانب آل محمد به کار گیری می کرد و به اسم فرد معلوم اشاره نمیکرد.[۳۶] هم‌اینگونه وی، کلمات «یا این که لثارات الحسین و زيد و يحيى» و «یا این که منصور امت» را در شعارهای خویش بکار میبرد.[۳۷] هم‌اینگونه ابومسلم جواب روشنی درباره نسب خویش نمی‌اعطا کرد.[۳۸] به گفته بعضی مورخان، نامفهوم بودن فرد موردنظر دعوت ابومسلم، سبب ساز شد که بیشتر معارضان بنی‌امیه به عنوان مثال شیعه ها با وی همیاری نمایند.[۳۹] ابومسلم از اختلاف قبایل عرب در خراسان نیز برای غلبه بر نصربن‌سیار و پیشبرد کارها خویش بهره مند شد.[۴۰] وی بعد از استقرار در مرو، معارضان دارای اسم و رسم خویش را در خراسان از راز شیوه برداشت.[۴۱]

بازدید : 16
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 10:53


علت ابن ملجم در قتل امیرمؤمنان
درباره شهیدشدن علی بن ابی طالب(ع) به دست ابن ملجم و علت آن، ماجرا‌های متفاوتی نقل شده میباشد.

ابن سعد، انتقام را علت قتل می داند و می‌نویسد:

در پی باخت خوارج در نهروان، سه بدن از آن‌ها، عبدالرحمن بن ملجم، برک بن عبدالله تمیمی و عمرو بن بکیر تمیمی در مکه گرد آمدند و بعداز رایزنی بر آن شدند که هم زمان، علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص را بکشند. عبدالرحمن کشتن علی (ع) را پذیرفت و به کوفه آمد و با یارانش از خوارج دیدار کرد. او در مواجهه زن زیبارویی به اسم قَطام دختر شجنة بن عدی به وی دل ناکامی و از وی خواستگاری کرد. قطام که بابا و برادرش در نهروان مقتول بودند، این سفارش را به عهده گرفت و یکی حالت وصلت را کشتن علی (ع) قرار اعطا کرد.[۶]
ابن اعثم کوفی، عشق و علاقه ابن ملجم به قطام را برهان بر قتل امیرمؤمنان بیان کرده حسینیه نصرت مشهد و می گوید:

بعد از مبارزه نهروان و قبل از وصال علی(ع) به کوفه، ابن ملجم به کوفه وارد شد و خبر کشته شدن خوارج را به طرفدارانشان اعطا کرد. وی در کوفه به زنی به اسم قطام دختر اضبع تمیمی دل ناکامی و از وی تقاضای تزویج کرد. سازه بر این نقل، عبدالرحمن در آن شب در منزل قطام به رمز پیروزی و شراب نوشید و مست زمین‌خورد و زیرا بانگ اذان صبح برخاست، قطام او‌را بیدار کرد و به مسجد کوفه ارسال کرد و عاقبت زیرا علی(ع) خواست در رکعت دوم به سجده رود، خنجر ابن ملجم بر سرش فرود آدرس حسینیه نصرت مشهد آمد.[۷]
ز گند زیرمیزی خوران عالمی قرینِ بدیست
که است معنا رشوت به پارسی بدگند
چنانکه زاده ملجم برای وصل قطام
فروخت خون علی را به نیم شکرخند
[۸] سازه بر منابع، ابن ملجم مرادی در سحر ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری قمری با خنجر آلوده و کثیف به زهر، فرق حضرت علی(ع) را در محراب مسجد کوفه رزرو حسینیه نصرت مشهد شکافت.[۹]

لعن فرشتگان
در روایتی از امام راستگو (ع) آمده وقتی که ابن ملجم ضربت خویش را بر راز امام علی(ع) فرود آورد، مانند به عبارتی ضربت بر صورتی از آن حضرت که در اسمان بود، نقش بست. و فرشتگان هر صبح زود و شامگاه آن شکل را زیارت می‌کنند، و بر ابن ملجم لعنت می‌فرستند.[۱۰] در متن‌ها فقهی از ابن ملجم تحت عنوان «اشقی الاشقیا» و «اشقی الآخرین» « اشقی الاولین والآخرین» حافظه گردیده است. [۱۱]در روایتی پیامبر پروردگار (ص) به امام علی خاطرنشان کرد ای علی چه کسی در قبیله ثمود شقی ترین عموم بود؟ علی جواب بخشید آن که شتر با تقوا را پی‌کرد. فرستاده پرسید شقی ترین فرد درین امت که می باشد؟ امام علی خاطرنشان کرد آفریدگار و پیامبرش داناترند فرستاده جواب دادکسی که تو را بکشد شقی‌ترین فرد در‌این امت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد. [۱۲][یادداشت ۲]

عاقبت
وصیت امام علی(ع) درباره واکنش با ابن ملجم
« پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانها فرو رفته‌اید -و دست‌ها را بدان آلوده و کثیف- و گویید امیر مؤمنان را کشته‌اند! بدانید جز مرگ آور اینجانب نباید کسی به خون اینجانب کشته خواهد شد. بنگرید! در‌صورتی‌که اینجانب از این ضربت وی عموم، او‌را صرفا یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او‌را مبرید که اینجانب از پیامبر آفریدگار(ص) شنیدم می‌فرمود: بپرهیزید از برش دادن اندام مرده، هرچند سگ خل وچل باشد. »

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، طومار ۴۷، ص۳۲۰-۳۲۱.

گزارش‌های متفاوتی از عاقبت ابن ملجم در منابع تاریخی آمده؛ ولی آن‌چه آوازه دارااست این میباشد که امام علی(ع) در واپسین ساعت‌ها معاش‌اش، به فرزندانش وصیت کرد که با او به مدارا اخلاق و رفتار نمایند. بعد از شهیدشدن امام علی(ع)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن(ع) آوردند و وی امرکرد با یک ضربۀ خنجر او‌را قصاص کردند. این رخداد در ۲۱ رمضان اتفاق افتاد. معروف میباشد ام الهیثم دختر اسود نخعی لاشه او‌را گرفته و آن را به حریق کشید.[۱۳]براساس برخی گزارش‌ها امام حسن(ع) به دست خود او‌را قصاص کرد.[۱۴]

در برخی شهرها مانند طهران و زنجان، روز ۲۷ رمضان را به‌تیتر روز کشته‌شدن ابن ملجم دانسته و ترسیم بوده میباشد که شب بیست‌وهفتم، کله‌پاچه و آجیل منظور می‌خوردند.[۱۵]

قبر
ابن بطوطه درباره محل دفن ابن ملجم می‌نویسد:

زمانی که به کوفه مهاجرت کردم، در غربی جَبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سپید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی انگیزه آن را پرسیدم و زیرا به پژوهش سرگرم شدم عموم آن دیار گفتند: این‌جا، قبر ابن ملجم، آدم کش حضرت علی(ع) میباشد و عادت اهل کوفه این میباشد که هر سال هیزم متعددی در رمز قبر ابن ملجم توده می‌نمایند و به برهه زمانی ۷ روز آن‌ها‌را در این جا می‌سوزانند.[۱۶]

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه