loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 44
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:21


مصاحبت با ائمه(ع)
به گفته آقابزرگ تهرانی عبدالعظیم، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) را فهم و شعور کرده و ایمانش را بر امام هادی(ع) عرضه داشته میباشد.[۱۲] در کتاب الاختصاص نیز روایتی امام رضا(ع) به وسیله وی نقل گردیده است؛[۱۳] با این درحال حاضر آیت‌الله خویی، هم‌بعدازظهر بودن عبدالعظیم با امام رضا(ع) را رد حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۴]

روحانی طوسی عبدالعظیم را از اصحاب امام عسکری(ع) برشمرده میباشد.[۱۵] عزیزالله عطاردی، با تحقیق وضع و اوضاع عبدالعظیم حسنی و احادیث او، این نظر را دارد وی چهارتن از امامان (از امام کاظم(ع) تا امام هادی(ع)) را فهم و شعور نموده است.[۱۶] از لحاظ محمد محمدی ری‌شهری نیز عبدالعظیم امام جواد(ع) و امام هادی(ع) را شعور کرده و از آن ها روایات نقل آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۷]

نقل میباشد که عبدالعظیم مودب و تواضع ویژه‌ای در مجلس امام جواد(ع) یا این که امام هادی(ع) حاضر میشد و امام(ع) نیز اورا نزد خویش می‌نشاند و از احوالش جویا رزرو حسینیه نصرت مشهد می شد.[۱۸]

معاش در زمانه سرکوب شیعه‌ها
روزگار معاش عبدالعظیم مصادف با وضعیت خفقان و سرکوب شیعه‌ها بوسیله بنی عباس بود. وی نیز همانند پدرانش سال‌ها ذیل تعقیب بود. وی گرچه وقتی که در مدینه، بغداد و سامرا می‌زیست البته طرز تقیه می کرد و نظریه خویش را مخفی می‌داشت، اما با این حالا گزینه غضب متوکل و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد معتز بود.[۱۹]

مهاجرت به ری
بنابر گزارش‌های تاریخی، عبدالعظیم در طول معتز، خلیفه عباسی، به دلیل اذیت و آزار و خوف از قتل، به دستور امام هادی(ع) از سامرا به ری -که از مقر‌های اصلی عباسیان بود- سفر کرد. برخی هم نقل کرده‌اند به قصد زیارت قبر امام رضا(ع) به قصد خراسان سفر کرد و در ری برای زیارت حمزة بن موسی بن جعفر توقف کرد و در آن‌جا محو شد.[۲۰]

نجاشی به گزارش احمد بن محمد بن خالد برقی نقل نموده است که عبدالعظیم در اکنون فراروگریز از فرمان روا، به ری آمد و در سرداب منزل یکی شیعه‌ها در محله «سِکة المَوالی» (کوچه و محله دوستان اهل‌بیت) سکنی گزید. وی در به عبارتی سرداب به عبادت می‌پرداخت، روز را روزه می‌گرفت و شب را به عبادت می گذراند. او مخفیانه از خانه خارج می‌آمد و به زیارت قبری می رفت که آن را قبر یک کدام از فرزندان موسی بن جعفر می‌دانست. پیوسته در آن سرداب بود و خبر ورود وی به شیعه ها آل محمد یکی از بعداز دیگری می سید تا اکثر شیعه‌ها با او آشنا شدند.[۲۱]

بعضی امامزادگان جمهوری اسلامی ایران
اسم امامزاده مقبره از نسل امام شهر، استان
هلال بن علی امامزاده هلال بن علی امام علی (ع) اصفهان-آران و بیدگل
هاشم بن حسن بن یحیی امامزاده هاشم امام علی (ع)
امام حسن(ع) مازندران-آمل
عبدالعظیم حسنی بقاع حضرت عبدالعظیم امام حسن(ع) ری
شرف‌الدین داود الحسنی امامزاده داود امام حسن(ع) طهران-کوه‌های کن
حسن بن حسین بن اسحاق امام حسن(ع) لرستان-الیگودرز
جلال الدین اشرف امامزاده جلال الدین اشرف امام حسن(ع) گیلان-آستانه اشرفیه
محسن بن علی بن حسین (الاثرم) امامزاده محسن یا این که امامزاده کوه امام حسن(ع) همدان
علی‌اکبر بن ابراهیم بن حسین امامزاده علی‌اکبر چیذر امام سجاد(ع) محله چیذر طهران
محمد بن محمد بن زید امامزاده محروق امام سجاد(ع) خراسان رضوی - نیشابور
عبدالله بن حسین بن علی اصغر بن زین‌العابدین امامزاده عبدالله امام سجاد(ع) خوزستان-شوشتر
محمد بن زید بن علی امامزاده محمد بن زید امام سجاد(ع) خوزستان - شوشتر
حسن، حسین، ابراهیم و جعفر حرم چهار امامزاده قم امام سجاد(ع) قم
اظهر بن علی امامزاده اظهر بن علی امام سجاد(ع) روستای درگزین، شهر رزن، همدان
احمد بن علی امامزاده احمد امام باقر(ع) اصفهان - حسن آباد
علی بن محمد باقر(ع) مشهد اردهال امام باقر(ع) اصفهان - کاشان
علی بن جعفر الصادق سه مقبره منسوب در عُریض (مدینه)، قم و سمنان امام راست گو(ع) مدینه/قم/ سمنان
علی زین العابدین درب امام امام راستگو(ع) اصفهان
جعفر بن علی امامزاده جعفر امام درستگو(ع) یزد
خدیجه خاتون حرم خدیجه‌خاتون امام درستگو(ع) قم
حمزه بن موسی(ع) در مجاورت آستانه حضرت عبدالعظیم امام کاظم(ع) طهران - ری
حسین بن موسی بن جعفر(ع) علاءالدین حسین امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن موسی بن جعفر(ع) سید میرمحمد امام کاظم(ع) عجم - شیراز
حکیمه دختر امام کاظم(ع) امام کاظم(ع) کهکیلویه و بویراحمد - گچساران
اسحاق بن موسی(ع) مشهدِ فروغ و روشنایی گرگان امام کاظم(ع) شهر گرگان
اسحاق بن موسی(ع) امامزاده اسحاق بن موسی بن جعفر (ساوه) امام کاظم(ع)
جعفر بن موسی کاظم امامزاده شاهرضا امام کاظم(ع) اصفهان - شهرضا
زینب بنت موسی بن جعفر زینبیه امام کاظم(ع) اصفهان
آقاعلی عباس امامزاده آقا علی عباس امام کاظم(ع) اصفهان - کاشان
باتقوا بن موسی کاظم امامزاده باتقوا امام کاظم(ع) طهران - تجریش
حسین بن موسی بن جعفر امام کاظم(ع) کوفه/ شیراز/ خراسان جنوبی - طبس
محمد بن موسی کاظم امامزاده سبز قبا امام کاظم(ع) خوزستان-دزفول
سید بهاءالدین محمد امامزاده سید بهاء الدین محمد (روحانی شبان) امام کاظم(ع) چهارمحال وبختیاری
علی بن حمزه امامزاده فرمان روا میر علی بن حمزه امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن حسن آقامشهید امام کاظم(ع) عجم - فراشبند
یحیی بن موسی کاظم امامزاده یحیی بن موسی امام کاظم(ع) سمنان
عبیدالله بن موسی کوسه هجیج امام کاظم(ع) کرمانشاه - روستای هجیج
سید فرمانروا‌محمد امامزاده سید فرمانروا‌محمد (پیرچوگان) امام کاظم(ع) هرمزگان - رودان
عبدالله بن احمد الشعرانی امامزاده عبدالله امام کاظم(ع) همدان
حسن بن عبدالله امامزاده امام حسن امام کاظم(ع) شهرستان دیلم، استان بوشهر
حبیب بن موسی بن جعفر زیارتگاه حبیب بن موسی امام کاظم(ع) کاشان
خدیجه خاتون بقاع خدیجه‌خاتون امام کاظم(ع) قم
حسین بن علی امامزاده حسین امام رضا(ع) قزوین
جعفر بن علی بن موسی الرضا امامزاده جعفر بن رضا مشهور به امامزاده فرمان روا‌کرم امام رضا(ع) اصفهان
موسی بن محمد امامزاده موسی مبرقع - چهل‌اختران امام جواد(ع) قم
احمد بن موسی مبرقع امامزاده شاه میراحمد یا این که احمد بن موسی مبرقع امام جواد(ع) اصفهان - کاشان
امامزاده اسماعیل امام جواد(ع) عجم - فسا
حسین بن علی النقی شاهزاده حسین امام هادی(ع) همدان
نبو


مدفن و اجر زیارت عبدالعظیم
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مقبره عبدالعظیم حسنی

امام خمینی در مقبره عبدالعظیم حسنی
عبدالعظیم در شهر ری وفات یافت و در همانجا دفن شد[۲۲] آرامگاه وی به مسجد شجره (به معنای مسجد درخت) دارای شهرت میباشد.[۲۳] این نامگذاری به خوابی اشاره داراست که در آن رسول(ص) محل دفن یک کدام از فرزندانش را کنار درخت سیب در باغی در ری پیش‌بینی کرده بود.[۲۴]

مطابق روایتی که از امام هادی(ع) بیان شده اجر زیارت قبر عبدالعظیم هم‌تراز زیارت امام حسین(ع) میباشد.[۲۵] دانشمندان این قصه را آرم منزلت عبدالعظیم[۲۶] و یا این که آگاهی امام هادی برای مراقبت شیعه ها از خطرها زیارت امام حسین(ع) میدانند.[۲۷] با این درحال حاضر علی‌اکبر غفاری این نظر را دارد این کلام ممکن میباشد ناظر به موقعیت خاصی باشد. او برابری این دو زیارت را بعید می داند، ولی بر پایه ی قاعده تسامح در برهان سنن و خبر ها اینجانب بلغ اعتقاد دارد زیارت عبدالعظیم با نیت اجر زیارت امام حسین(ع) قادر است شامل ادب الهی خواهد شد.[۲۸]

فضائل و مقامات
علامه حلی عبدالعظیم را عالمی پرهیزکار معرفی می‌نماید.[۲۹] محدث نوری نیز درباره فضائل وی از رساله صاحب و مالک بن عباد نقل می‌نماید که او مردی با ورع، با تقوا، پر اسم و رسم به سپرده، صداقت در گفتار، دانا به کارها آیین، قائل به توحید و عدل و دارنده روایات بسیار بود.[۳۰]

در ذکر امام معصوم(ع)
امام هادی(ع) در سفری که عبدالعظیم به سامرا داشت، او‌را تصدیق کرد. امام هادی(ع) او را این‌سیرتکامل خطاب می‌نماید: یا این که اباالقاسم! تو به حق اما ما هستی... تو به عبارتی فقهی را که نیکو خداست، گزینش کرده‌ای... معبود تو‌را با گفتار اثبات در جهان و آخرت ثبت نماید.[۳۱] این مصاحبه در بین امام و عبدالعظیم به حدیث پهنا آئین معروف میباشد.[یادداشت ۱]

جایگاه علمی
ابوتراب رویانی می گوید: شنیدم که ابوحماد رازی می‌اظهار کرد در سامرا بر امام هادی(ع) وارد شدم و از برخی مسائل حلال و حرام پرسیدم. زیرا قصد وداع داشتم حضرت فرمود: در حالتی‌که در کارها فقهی در [تشخیص] حلال و حرام، موضوع‌ای بر تو طاقت فرسا شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی سؤال کن و درود منرا به وی برسان.[۳۲]

بازدید : 33
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:07


استارت تعبیر و تفسیر قرآن
تفسير قرآن از قديمى ترين اشتغالات علمى میباشد كه محققان اسلامى را به خویش جلب و سرگرم كرده میباشد. و تاريخ اين نوع مشاجره كه نامش تفسير میباشد، از بعدازظهر نزول قرآن استارت گردیده، و اين مفهوم از آيۀ كَمَا أَرْ‌سَلْنَا فِيكُمْ رَ‌سُولًا مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ (ترجمه:همانطور كه در ميان شما، رسول‌اى از خودتان روانه كرديم، [كه‌] آيات ما‌را بر شما مى‌خواند، و شمارا پاك مى‌گرداند، و به شما كتاب و حكمت مى‌آموزد)[بقره–۱۵۱] به خوبى به کارگیری مي‌گردد، زیرا مى فرمايد: به عبارتی رسولي كه كتاب قرآن به وی نازل شد، آن كتاب را به شما حسینیه نصرت مشهد تعليم مى‌دهد.

نگاهی به طبقات مفسران

شیت‌ای از تعبیر و تفسیر ابن عباس - نسخۀ خطی ایاصوفیا
طبقه نخستین از مفسرين اسلام، جمعى از صحابه بودند مانند ابن عباس، و عبدالله بن قدمت، و ابىّ ، و غير آدرس حسینیه نصرت مشهد ايشان.[۲۲]

آن روز مشاجره از قرآن از چارچوب جهات ادبى آيات، و شان نزول آنان، و مختصرى ادله به آيات براى توضيح آياتى ديگر، و اندكى تفسير به احادیث وارده از پیامبر پروردگار(ص) درباره ی قصص و معارف مبدا و معاد، و امثال آن تجاوز رزرو حسینیه نصرت مشهد نمی‌كرد.

در مفسرين طبقه دوم، يعنى تابعین زیرا مجاهد و قتاده و ابن ابى ليلى و شَعبى و سدى و ديگران نيز كه در دو قرن اولیه مهاجرت بودند، جريان به همين منوال بود. ايشان هم چيزى به آن چه مفسرين طبقه اولیه، و صحابه ، در طريقه تفسير سلوك كرده بودند، نيفزودند. صرفا چيزى كه به آن اضافه كردند، اين بود كه بيشتر از گذشتگان در تفسير خویش، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد روايت آوردند.[۲۳]

پس از نبی معبود(ص) در بعد از ظهر خلفا، فتوحات اسلامى استارت مى گردد، و مسلمان‌ها در بلاد فتح گردیده با فرقه هائى گوناگون، و امت‌هایى متفاوت، و با علماى اديان و مذهب ها متعدد آشنا میگردند و اين معاشرت و آميزش باعث مى‌خواهد شد دعوا هاى كلامى در مسلمان ها شايع گردد.

از سوى ديگر در اواخر سلطنت امویان و اوائل عباسیان، يعنى در اواخر قرن نخستین سفر، فلسفه يونان به گویش عربى ترجمه گردیده، در بين علماى اسلام نشر يافت. و کلیه جا مباحث عقلى ورد گویش‌ها و نقل مجالس علماء شد و از سوى سوم مقارن با تکثیر دعوا‌هاى فلسفى، مطالب عرفانى و صوفى گرى نيز در اسلام خط مش يافته، جمعى از عموم به آن تمايل نمودند. و از سوى چهارم، جمعى از عموم سطحى به به عبارتی تعبد صرف كه در ابتدا اسلام نسبت بدستورات نبی آفریدگار(ص) داشتند، باقى ماندند و فارغ از اينكه كارى به عقل و فكر خویش داشته باشند، در شعور آيات قرآن به احاديث اكتفاء نموده و در ادراک معناى حديث هم هيچگونه مداخله اى ننموده، به ظواهر آن ها تعبد مى كردند. و در صورتی هم احيانا بحثى از قرآن مى كردند، صرفا از جهات ادبى آن بود و بس. اين چهار ادله سبب شد كه شیوه اهل دانش در تفسير قرآن كريم متفاوت گردد، خلال اين چهار دلیل، ادله اصلی ديگرى كه در اين اختلاف تاثیر به سزائى داشت، اختلاف مذهب ها بود كه آنچنان در ميان مسلمان‌ها تفرقه افكنده بود، كه ميان مذهب ها اسلامى هيچ جامعه اى، كلمه واحدى نمانده بود، جز دو كلمه (لا اله الا الله و محمد نبی الله)، و گر خیر در تمامى مسائل اسلامى اختلاف پديد آمده بود.[۲۴]

در مسیحیت
هرمنوتیک که در فرهنگ وتمدن مسیحیت دانش تعبیر و تفسیر متن ها مقدس و به صورت خاص تورات و انجیل میباشد، جایگاهی در حدود دانش تعبیروتفسیر در اسلام داراست. ولی، مغایر تعبیر قرآن که مقصود از آن کشف و پرده برداری از معنای صحبت میباشد، در مسیحیت جنبۀ ارشادی و تازه به تازه شدن مفاهیم کتاب مقدس، متناسب با نیازهای روز معنی گردیده، گر چه به معنای تفصیل و تعقیب و توضیح لغات غامض به معنای معمولی هم آمده میباشد.[۲۵]

بایستگی تعبیر
ضرورت تعبیر به بایستگی آشنایی قرآن بازمی شود. قرآن را بایستی آشنایی و در زوایای آن نماید و کاو کرد تا به ژرفا و درونمایه‌اش خط مش یافت و از رهنمودهایش موعظه گرفت. قرآن کریم ومهربان در مداقه تدبر و اندیشیدن در آیاتش حرف گفته میباشد و مسلمان ها را به استیناف و درنگ در کلامش تشویق نموده است. در جایی میفرماید: كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَ‌كٌ لِّيَدَّبَّرُ‌وا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ‌ أُولُو الْأَلْبَابِ (ترجمه:[اين‌] كتابى مبارك میباشد كه آن را به سوى تو نازل كرده‌ايم تا در [باره‌] آيات آن بينديشند، و خردمندان ارشاد گيرند.)[ص–۲۹] از سوی دیگر، صراحت دارد که قرآن به لهجه عموم نازل گردیده و کتابی مبین و آشکار میباشد، البته به فرستاده(ص) امر داده تا قرآن را تفصیل و توضیح دهد وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ‌ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُ‌ونَ (ترجمه:و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى عموم آنچه را به سوى ايشان نازل گردیده‌است توضيح دهى، و اميد كه آنها بينديشند.)[نحل–۴۴] چون پی بردن ظواهر معانی غیر از تعبیر میباشد. هر که عربی را به خیر و خوبی بداند، ظواهر معانی را در مییابد، البته به ژرفای آن جز با کارایی و سعی و در مشت داشتن ابزار و علم‌های موردنیاز نمیرسد.

قبل از این، در حالتی که کسی با تمرکز به مطالب قرآن دقت کند درمی یابد که قرآن خصوصیت‌هایی اختصاصی به خویش داراست که بایستگی تعبیر و تفسیر را در هر بعدازظهر و هنگامی ایجاب می‌نماید. بعضی از این خصوصیت‌های به‌این قرار میباشد:

معانی متفاوت: قرآن کریم ومهربان معانی مختلف دارااست، ژرفناک و فراخناک میباشد. امیرالمومنین(ع) می فرماید: و إنّ القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه‌ (ترجمه: ظواهر قرآن زیباست و باطنش ژرف و ناپیداست. شگفتی‌ها آن سپری نگردد و غرایب آن به نقطه پایان نرسد.[۲۶])
ذکر فشرده مسائل: در قرآن، مسائل بسیار فشرده و با اشاره آورده شده میباشد. در ذکر عقاید و احکام به سیرتکامل‌ای موجز مطالب را می آورد و از بیان مختصات و جزئیات دوری می‌نماید که مطلقاً نیاز به تعبیروتفسیر دارااست. نمونۀ پر‌نور آن در احکام نماز، روزه، حج و ده‌ها فعالیت عبادی و غیرعبادی میباشد.
نزول تدریجی قرآن: قرآن در برهه زمانی ۲۳ سال نازل گردیده و شیوۀ آن به سیرتکامل‌ای میباشد که مطالب در سوره‌های گوناگون قرار میگیرد. از این روی در هر سوره نکته‌ای را ذکر کرده که با کنار هم گذاشتن آن و پرده برداری از معانی می‌قدرت به فهم بی نقص آن رسید.
منشأ غیبی وحی: وحی گنجینۀ دانش الاهی و نازل گردیده از فقیه غیب و وابسته به جهانی میباشد بی‌غایت گسترده‌خیس از فقید احساس و مادیت. نکات غیبی و نامأنوس با طبیعت دنیوی بشری درقالب سخنان متعارف ریخته گردیده است. در قرآن حقایقی زیرا فرشتگان، عالم آخرت، دانا غیب، صفات الاهی، حرکات تکوینی و معجزات مطرح گردیده است. مأنوس شدن با این معانی نیاز به مقدمات و توضیح و تعبیر دارااست.

بازدید : 16
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:07


تجرد روح
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: تجرد روح
اورده شده بیشتر فیلسوفان مسلمان معتقد به تجرد و غیرمادی بودن روح می باشند[۷۹] و دلایل زیادی برای ثابت آن ارائه کرده‌اند.[۸۰] بعضا متکلمان[۸۱] همانند روضه خوان صدوق و روضه خوان موءثر[۸۲] نوبختیان[۸۳] و بعضی از معتزله[۸۴] و علمای اخلاقی زیرا ملا احمد نراقی[۸۵] نیز معتقد به تجرد روح میباشند. آیه ۱۰ و ۱۱ سوره سجده و آیه ۴۲ سوره زمر را برای مثال آیه‌ها دلالت کننده بر تجرد روح حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.

[۸۶] به گفته ناصر مکارم شیرازی، مالک تعبیروتفسیر مثال، روح حقیقتی ماوراء طبیعت و گوناگون با ماده دارااست و اصول قاضی بر آن غیر از اصول قاضی بر ماده و خاصیت فیزیکی و شیمیایی میباشد. ازاین‌رو، در آیه ۸۵ سوره اسراء، روح از فقید دستور و خلقتی اسرارآمیز دانسته شد‌ه‌است.[۸۷] سید علی‌اکبر قرشی در قاموس قرآن، استقلال روح از تن را از ضروریات اسلام دانسته و این نظر را دارد بخش اعظمی از مسائل اساسی اسلامی متعلق به روح غیروابسته آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۸۸]

عده ای از متکلمان و اهل حدیث و همگی دنیوی‌انگاران، منکر تجرد روح گردیده‌اند.[۸۹] علامه مجلسی گفته میباشد دلایل عقلی مسلم بر تجرد یا این که دنیوی بودن روح نیست و ظواهر نشانه‌ها و احادیث دلالت بر دنیوی بودن آن دارا‌هستند.[۹۰] بعضی با انکار تجرد روح، آن را جسم لطیف نورانی دانسته و معتقدند هیچ یک از دلایل تجرد روح دلالت بر تجرد آن ندارد؛ بلکه آنچه از دلایل و آیه ها و احادیث به کار گیری می شود این میباشد که روح از اجسام دنیوی عنصری وجود ندارد.[۹۱] محمد صادقی تهرانی، مفسر شیعی قرن چهاردهم خورشیدی، با انکار تجرد روح،‌ گفته میباشد قرآن، سنت، عقل، احساس و دانش، آشکارا بر مادیت روح دلالت دارا‌هستند. از نگاه او براساس آیاتی که بشر را از خاک دانسته‌اند، روح بشر نیز برگرفته از خاک و چکیده‌ای از مغز، سینه و قلب بشر میباشد؛ چنانکه روح حیوانی آدم نیز چکیده‌ای از اعضای حساس رزرو حسینیه نصرت مشهد تن اوست.[۹۲]

رابطه روح و تن
نقل شده رابطه روح با تن رابطه تدبیری میباشد و روح تدبیرکننده تن میباشد.[۹۳] به گفته جعفر سبحانی، از متکلمان شیعی قرن چهاردهم خورشیدی، از حیث فلسفه اسلامی، روح یک جان دار مستقلی میباشد که تا تجرد بدون نقص پیدا نکند از تن، اعم از تن دنیوی و مثالی، بی‌نیاز نمی شود. روح در عالم، از روش اعضای تن مانند دیده و گوش به کار میپردازد و بعد از مرگ تن دنیوی، با بدنی لطیف‌خیس از تن دنیوی (تن مثالی) به کار خویش ادامه میدهد.[۹۴] از لحاظ برخی دانشمندان،‌ براساس معارف فقاهتی، مسلم میباشد که آدم مرکب از روح و تن میباشد و هرکدام از این دو به طور جدا می توانند وجود داشته باشند. این استقلال و طلاق روح از تن به اجماع مسلمانها در برزخ تحقق شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد مییابد.[۹۵]

محمدآصف محسنی قندهاری، به صراحت اعتراف کرده که واقعیت رابطه روح با تن را فهم نکرده میباشد.[۹۶]

بقای روح بعد از مرگ
نوشته ی علمیٔ مهم: جاودانگی
بقای روح بعداز مرگ و طلاق از تن را از معارف اساسی قرآن[۹۷] و از اصول اعتقادی آیین و دینداری شمرده‌اند.[۹۸] به گفته جعفر سبحانی، بقای روح بعداز مرگ، در فلسفه اسلامی به یک زمینه قطعی درآمده و تمامی فیلسوفان تعالی مسلمان همانند ابن سینا، روضه خوان اشراق و ملاصدرا به آن اعتقاددارند.[۹۹] برخی متکلمان شیعی همانند روضه خوان صدوق[۱۰۰] نیز معتقدند که روح جاودانه میباشد و با مرگ تن از فی مابین نمی‌رود. در مقابل روحانی اثرگذار، بقا و جاودانگی روح را با آیاتی مانند «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَىٰ وَجْهُ رَ‌بِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَ‌امِ؛ هر چه بر [زمین‌] میباشد فانی‌شونده میباشد و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند.»[۱۰۱] در ناهم خوانی دانسته و آن را حیث فیلسوفان ملحد و علاقه مندان تناسخ شمرده میباشد.[۱۰۲] به گفته حسن معلمی، تمامی اندیشمندان مسلمان به بر خلاف ظواهر عبارت روضه خوان اثر گذار، روح و نفس را باقی و جاویدان میدانند.[۱۰۳]

فخر رازی نیز در تعبیر و تفسیر وسیع خویش با اعتنا به آیه «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت‏؛ هر نفسی چشنده مرگ میباشد»[۱۰۴] حیث فیلسوفان درباره بقا و نمردن روح بشر را فسخ دانسته میباشد.[۱۰۵]

از حیث ناصر مکارم شیرازی، آیه ۱۱ سوره سجده (قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ) که با تفسیر «تَوَفّی» دلالت بر قبض روح داراست،‌ نشانه می دهد که روح استقلال دارااست و بعداز طلاق از تن باقی میماند.[۱۰۶] آیت‌الله سبحانی نیز اعتقاد دارد آیه ۱۵۴ سوره بقره، آیه ۲۵-۲۷ سوره یس و آیه ۲۵ سوره نوح نیز به صراحت بر بقای روح بعد از مرگ دلالت دارا هستند.[۱۰۷]

بازدید : 18
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


عمره
در سال ۱۴۳۷ق بیش تر از شش میلیون نفر و در سال ۱۴۴۰ق (۱۳۹۷ش-۱۳۹۸ش) حدود شش میلیون و هفتصد هزار نفر، عمره مفرده اجرا دادند.[۴۶] ولی دولت ایالات متحده عربی براساس اپ ۲۰۳۰ در عملکرد میباشد که‌این تعداد را برای سال ۲۰۳۰ به پانزده میلیون زائر حسینیه نصرت مشهد برساند.[۴۶]

پول در گردش
مبتنی بر گزارش‌های گوناگون،‌ در سال ۱۴۳۷ق (۱۳۹۴ش) بیش تر از هشت میلیون زائر به زیارت منزل پروردگار هجرت کرده‌اند و درآمد بدون واسطه حکومت ایالات متحده عربی از این روش حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده میباشد.[۴۷] این درآمد، حدود ۹ درصد درآمد نفت ایالات متحده عربی آدرس حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۴۸]
درآمدزایی از حج، منحصربه‌فرد به دولت ایالات متحده عربی وجود ندارد. کشورهای دیگر نیز به اندازه خویش از پول در گردش حج سود‌مند می گردند: در سال ۱۳۹۳ش، سعید اوحدی رییس وقت سازمان حج و زیارت جمهوری اسلامی ایران، میزان دارایی زائران اهل ایران در سیستم بانکی ایران را بیشتراز ۹۰هزار میلیارد ریال اعلام نموده است. وی همینطور پول در گردش سازمان حج و زیارت در خزانه‌های مرزوبوم را یک‌میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار دانست و معتقد بود هیچ ارگان، بنیان و دستگاهی این ترازو پول در گردش را در سیستم بانکی رزرو حسینیه نصرت مشهد ندارد.[۴۹]

تاریخچه ممنوعیت و تعطیلیِ حج
قرآن از کسانی که بازدارنده حج سایر افراد گردیده‌اند، به بدی حافظه می‌نماید: «آن ها اشخاصی می باشند که کافر شدند و شمارا از (زیارت) مسجد الحرام و وصال قربانی‌هایتان به محل قربانگاه بازداشتند».[۵۰] در احادیث نیز از سوراخ حج به طور جمعی و تعطیلی آن به‌شدت شماتت شد‌ه‌است.[۵۱] همینطور در احادیث آمده میباشد بر قاضی مسلمان واجب میباشد در‌حالتی که عموم فریضه حج را شکاف کردند، آن‌ها را به اعمال دادن آن وادار نماید و در شکل نیاز، هزینه مسافرت را از مال عموم تأمین شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نماید.[۵۲]
با این هم اکنون، در زمان تاریخ به دلیل مسائل امنیتی،‌ اقتصادی و سیاسی، گاهی حج ممنوع و تعطیل گردیده‌است. اولیه پرهیز از حج مسلمان ها را مشرکان مکه و در سال ششم هجری اجرا دادند، که به دنبال آن، صلح حدیبیه شکل گرفت و مسلمان‌ها توانستند از سال بعد از آن منزل پروردگار را زیارت نمایند.[۵۳]

تحریم حج در طول صفویه و قاجار
مسیر حج ایرانیان در حین حکومت صفویه از مملکت‌های دولت عثمانی می‌سپری شد و مسافرت به قلمرو عثمانی، به ویژه وقتی که حریق پیکار دربین دو دولت برافروخته بود، با مانع ها و مشکلاتی روبه‌رو میشد. فرمان روا عباس صفوی که حج‌گزاری ایرانیان را برهان روان شدن پولِ بسیار به مرزوبوم معاند می‌روءیت کرد، هجرت حج را مدتی ممنوع کرد. در سال‌های نهایی دولت قاجار نیز به جهت وقوع مبارزه جهانی اولیه و مشغول شدن خاورمیانه در‌این نبردها، به ویژه توسعه و گسترش دامنه جنگ به عراق، حج‌گزاری ایرانیان و دیگر کشورهای حوزه‌ به بازه پنج سال جدا شد.[۵۴]

حکومت آل سعود و ممنوعیت حج
با حاکمیت خویشان سعود در حجاز و ویران‌کردن بعضا از جای ‌های مقدس مکه و مدینه، اکثری از کشورهای مسلمان، مسافرت حج شهروندان خویش را ممنوع کردند. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۰۴ش مسافرت ایرانیان به مکه و مدینه را ممنوع کرد و دفتر نمایندگی‌های خویش در کشورهای عراق، سوریه و مصر را مأمور پیشگیری از مهاجرت ایرانیان به مکه کرد.[۵۵]
بعد از انقلاب اسلامی در حج سال ۱۳۶۶ش وقتی که حاجیان اهل ایران در درحال حاضر اجرا «مراسم برائت از مشرکین» بودند، نظامیان سعودی به آن‌ها حمله کردند و دست به کشتار زائران اهل ایران زدند. این اتفاق به رخداد حج خونین دارای شهرت میباشد. بعد از این کشتار،‌ سه سال ایرانیان به حج نرفتند.[۵۶] همینطور بعداز فاجعه منا در سال ۱۳۹۴ش و کشته‌شدن یک‌سری صد نفر از زائران اهل ایران، و به‌وجود وارد شدن خطاها سیاسی، حج واجب برای یکسال متوقف شوید.[۵۷] و نیز دولت سعودی برای کشورهای مختلفی همانند یمن و سوریه (بخش ها پایین در دست گرفتن دولت سوریه) ممنوعیت‌هایی قرار بخشید.[۵۸]

حادثه ها حج
در مراسم حج اتفاقات ناراحت کننده متعددی صورت داده که مهم ترین آن‌ها در چندین دهه اخیر اینگونه میباشد:

۱۳۹۴ش، فاجعه منا: بیش تر از ۷ هزار نفر بر تاثیر ازدحام جمعیت در مملکت منا کشته شدند. این فاجعه، مرگبارترین رخداد در حج تمتع بود.[۵۹] به‌دنبال این واقعه، اعزام حاجیان اهل ایران برای سال ۱۳۹۵ کنسل شد.[۶۰]
۱۳۹۴ش: بر تاثیر سقوط جرثقیل، ۱۰۷ نفر از حاجیان کشته شدند.[۶۱]
۱۳۸۵ش: بر تاثیر ریزش هتلی در مکه ۷۶ نفر و در رمی جمرات بر تاثیر فشار جمعیت ۳۶۴ حاجی کشته شدند.
۱۳۸۲ش: ۲۵۱ حاجی در فشار جمعیت در اول روزهای رمی جمرات کشته شدند.
۱۳۷۷ش: در فشار جمعیت در رمی جمرات، ۱۱۸ حاجی کشته و بیش تر از ۱۸۰ نفر زخمی شدند.
۱۳۷۶ش: بر تاثیر حریق‌سوزی در چادرهای حاجیان، ۳۴۳ حاجی فوت شدند.
۱۳۷۳ش: ۲۷۰ حاجی بر تاثیر فشار جمعیت در هنگام رمی جمرات کشته شدند.
۱۳۶۹ش: ۱۴۲۶ حاجی بر تاثیر فشار جمعیت در تونلی در منا در گیر خفگی شدند و جان خویش را از دست دادند.
۱۳۶۸ش: حمله به گوشه و کنار مسجد الحرام یک کشته و ۱۶ زخمی بر مکان گذاشت. بعداز آن ۱۶ کویتی به اتهام اعمال این حمله اعدام شدند.
۱۳۶۶ش، کشتار حجاج (۱۳۶۶): نیروهای امنیتی ایالات متحده عربی تظاهرات حجاج اهل ایران را با خشونت سرکوب کردند که طبق داده های عددی قانونی ایالات متحده عربی، ۴۰۲ حاجی برای مثال ۲۷۵ اهل ایران کشته شدند.
۱۳۵۸ش: صدها نفر از نیروهای دارای سلاح مخالف نظام ایالات متحده عربی به مقطع دو هفته در مسجد الحرام تحصن کردند و ده‌ها حاجی را گروگان گرفتند که در غایت آیتم حمله قرار گرفتند. داده های عددی قانونی حاکی از ۱۵۳ کشته و ۵۶۰ مصدوم میباشد.[۶۲]
کتاب‌‌شناسی
حج مثلا مفاهیم اساسی اسلامی میباشد که کتاب‌های زیادی در بعد ها متعدد آن به عنوان مثال: فلسفه و اسرار حج، ادبیات و هنر، سفرنامه‌ها و احکام و مسائل حج، به فن تحریر درآمده میباشد. جهت تدبیر بیشتر دراین باره می‌اقتدار به مدخل پایین مراجعه نمود.

بازدید : 14
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:21


سید محمد حسینی بهشتی (۱۳۰۷ - ۱۳۶۰ش) پر اسم و رسم به شهید بهشتی و آیت‌الله بهشتی از روحانیون مؤثر در انقلاب اسلامی کشور ایران بود. بهشتی در حوزه علمیه قم فراگیر علمایی مانند آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، پژوهشگر داماد و علامه طباطبائی بود. او از نادر روحانیان علم آموزی‌کرده دانشگاهی و آشنا به لهجه‌های انگلیسی و آلمانی بود. وی از نهاد‌گذران و اساتید مکتب علمیه حقانی میباشد که دروس فقاهتی را به طریق‌های جدیدتر یادگرفتن می‌بخشید و متوسطه آیین و علم را نیز با غرض تقویت علمی جوان ها مذهبی احداث حسینیه نصرت مشهد کرد.
بهشتی از معارضان نظام سلطنتی پهلوی حکم دهنده بر کشور‌ایران بود و علیه آن نزاع سیاسی میکرد به همین ادله مدتی از کشور ایران بیرون شد و درین زمان در راءس اسلامی هامبورگ در آلمان کار می کرد. در سال ۱۳۴۹ به جمهوری اسلامی ایران رجوع و برگشت و بر کار‌های فرهنگی مثلا تدوین کتاب ها درسی علم‌آموزان متمرکز شد. در شروع برد انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، رهبری انقلاب او‌را تحت عنوان یکی اعضای شورای انقلاب گزینش کرد و پس از موفقیت نیز از موثرترین اشخاص در تهیه و تنظیم قانون اساسی ایران بود و تحت عنوان اولیه مدیریت دیوان خوب میهن که در ایران عمل خویش را استارت آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.
بهشتی پس از تشکیل جامعه روحانیت اهل نبرد طهران با همیاری دوستانش حزب جمهوری اسلامی را ایجاد کرد و اولیه دبیر تمام آن شد. وی آخر و عاقبت در دفتر کار مرکزی به عبارتی حزب و در یک عملیات تروریستی در ۷ تیر ۱۳۶۰ش به هم پا ۷۲ بدن دیگر به شهیدشدن رزرو حسینیه نصرت مشهد رسید.
بهشتی در مسائل متفاوت شرعی مالک لحاظ بود و گاه مواضعی مختلف از دیگر روحانیان داشت، چنان‌که در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی از علی شریعتی در مقابل تهاجم ها حوزویان حفاظت می کرد. از وی اثراتی منتشر گردیده که قسمت مهمی از آنان نتایج سخنرانی‌های شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اوست.

به دنیا آمدن و نسب
در دوم آبان ۱۳۰۷ در محله لُنبان اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش، سید ادب الله بهشتی، از روحانیون اصفهان بود و بابا مادرش، حاج میرزامحمدصادق استاد خاتون آبادی، از شاگردان آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی بود و از علمای اصفهان به شمار می رفت.[۱]


تحصیلات
زمان علم آموزی ابتدایی و دو سال اولیه متوسطه را در مدرسه های دولتی اصفهان در نوردید و در ۱۳۲۱ش، که جامعه کشور ایران بعداز سقوط رضاشاه زمان پرتلاطم و پرحادثه‌ای را استارت کرده بود، وارد حوزه علمیه شد و در مکتب صدر اصفهان به علم آموزی علم ها فقهی پرداخت.

علم آموزی علم ها شرعی
وی در حوزه علمیه اصفهان ادبیات عرب، منطق، سخن و دروس سطح فقه و اصول را فراگرفت و هم‌زمان استارت به تعلیم لهجه انگلیسی کرد. در ۱۳۲۵ش، برای ادامه علم آموزی علم ها فقهی به قم رفت و یکسال آن گاه در درس بیرون فقه و اصول استادان پررنگ حوزه علمیه کمپانی کرد.[۲]

از استادان او در قم، آیت الله بروجردی، سید محمد متفحص داماد، امام خمینی و روضه خوان مرتضی حائری یزدی بودند. او در سال جاری‌ها با حضور در درس‌های فلسفی علامه طباطبائی بیشتر به آموزش فلسفه روی آورد و از اصحاب رینگ درسی بود که مقاله‌ها علامه طباطبایی در آن رینگ، در به عبارتی سال‌ها، به طور کتاب دارای اسم و رسم اصول فلسفه و شیوه رئالیسم نشر یافت.

تحصیلات دانشگاهی
بهشتی، هم‌زمان با علم آموزی علم ها شرعی در قم، تحصیلات دبیرستانی نیمه تمام خویش را به طور داوطلب آزاد تمام کرد و بعد از دریافت دیپلم ادبی در ۱۳۲۷ش دانشجوی دانش گاه سنجیده و منقول (الهیات و معارف اسلامی کنونی) شد. در ۱۳۲۹-۱۳۳۰ش، در طهران سکونت گزید و برای گذراندن زندگی به درس دادن پرداخت. بعد از دریافت مرتبه مدرک کارشناسی در ۱۳۳۰ش به قم برگشت و با تسلطی که به لهجه انگلیسی پیدا کرده بود در متوسطه حکیم نظامی آن شهر دبیر لهجه انگلیسی شد. در ۱۳۳۱ش، تزویج کرد و در کنار درس دادن در متوسطه، علم آموزی در حوزه علمیه را خاطر نشان کرد.

بهشتی که مصمم بود به موازات علم آموزی و حضور و کار در حوزه علمیه قم، تحصیلات دانشگاهی را نیز دنبال نماید، در ۱۳۳۵ش عصر دکتری فلسفه را در دانش گاه سنجیده و منقول شروع کرد و پس از وقفه‌ای که به باعث مهاجرت وی به آلمان پیش آمد، در ۱۳۵۳ش به دریافت جايگاه دکتری نایل شد.

اثر ها
او تالیف کننده‌ای کثیرالتألیف خلا. بیشتر کتاب‌های وی نتایج درس‌گفتارها و سخنر‌انی‌های اوست.

از کتاب ها وی می‌اقتدار این عنا وین را اسم موفقیت

خداوند از نگرش قرآن (رساله نقطه نهایی‌طومار دکتری)،
آشنایی اسلام (با همیاری محمد جواد باهنر و علی گلزاده غفوری)،
نماز چیست ؟
بانکداری، ربا و مقررات مالی در اسلام،
دور و اطراف پیدایش اسلام،
اقتصاد اسلامی،
شریعتی، جستجوگری در مسیر «شدن»
حج در قرآن.
آشنایی از بینش قرآن
ولایت، رهبری، روحانیت
حق و فسخ از نگرش قرآن
بهداشت و تهیه خانواده
نقش آزادی در تربیت کودک ها
باید ها و نباید ها
تعبیر سوره ثنا
پیامبری از نگاهی دیگر
نبرد چیره (نظارت قیام عاشورا)
سه سیرتکامل اسلام
درس‌گفتارهای فلسفه آئین
همینطور برخی از مقاله ها و گفتارهای او در مبانی نظری قانون اساسی ایران جمع شد‌ه‌است.

بازدید : 54
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:25


زکات از واجبات مالی در آیین اسلام میباشد که بر پایه ی آن، مسلمانها بایستی مقدار معینی از ۹ مداد فرآورده برای مصرف در معاش فقرا و بقیه کارها همگانی اجتماعی بپردازند. این ۹ فرآورده عبارتند از نقدین (طلا و جواهرات و نقره)، انعام ثلاثه ( گاو، گوسفند و شتر) و غلات اربعه (گندم، جو، کشمش و رطب). مقدار پرداختی هر مورد از این کالاها متعدد بوده و در فقه رقم حسینیه نصرت مشهد خورده میباشد.

زکات مثلا مهمترین واجبات میباشد و تأکید اکثری بر آن گردیده است. زکات از فروع آیین شمرده گردیده و در منابع فقاهتی در کنار نماز و جهاد قرار گرفته و یکی‌از‏ از پنج ردیف آئین میباشد. در ۵۹ آیه قرآن و حدود ۲۰۰۰ داستان به زکات اشاره گردیده است. در قرآن در اکثری از مفاد از کلمه و واژه صدقه برای اشاره به زکات مصرف شده میباشد و در فقه، زکات را صدقه واجب آدرس حسینیه نصرت مشهد می خوانند.

زکات دو نوع داراست: زکات تن که به عبارتی زکات فطره میباشد و در عید فطر پرداخت میشود و زکات فرآورده که به غلات چهارگانه، دام‎‌ها و سکه‌ها با حالت خاصی وابستگی رزرو حسینیه نصرت مشهد می گیرد.

معنا‌شناسی
زکات از ریشه لغوی «ز ک و» دلالت بر رویش و نمو و زیاد شدن داراست.[۱] خلیل بن احمد درباره معنای لغوی زکات می گوید: «زکات متاع به معنای نظافت کردن آن میباشد و پاراگراف «زکا الزرع یزکو زکاء» به معنای پرورش کردن کشتزار و تولید ها میباشد.»[۲] راغب اصفهانی اصل زکات را به‌معنای رشدی که از برکت آفریدگار به‌دست آمده می داند.[۳] و علامه طباطبایی معنای لغوی زکات را پاک سازی بیان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.[۴]

زکات در اصطلاح فقهی به‌معنای وجوب پرداخت اندازه معینی از بعضا اموال میباشد که به حد نصابی خاص رسیده باشد. انگیزه اینکه این واجب، زکات نامیده گردیده، آرزو به برکت یافتن جنس، یا این که برای پاکیزه کردن نفس آدم میباشد.[۵]

زکات معنای عامی هم دارااست که به همۀ یاری‌های واجب و مستحب به سایر افراد گفته می شود.[مستلزم منبع]

در بعضی از نشانه‌ها قرآن[۶] برای اشاره به زکات از کلمه صدقه مصرف شده میباشد، برای زکات واجب از اصطلاح صدقه واجب به کارگیری میگردد تا از صدقه‌های مستحب متمایز خواهد شد.[مستلزم منبع]

بنابر لحاظ راغب اصفهانی صدقه اصولا برای کارها مستحبی و زکات در کارها واجب به کارگیری میگردد؛ البته به زکات واجب از آن جهت که صاحبش آن را ازروی اختیار و گرایش می پردازد، صدقه نیز میگویند.[۷]

زکات در قرآن و احادیث
زکات از مهم‌ترین نرم افزار‌های اقتصادی اسلام میباشد. این واژه و کلمه به هم پا مشتقاتش در قرآن ۵۹ جايگاه در ۲۹ سوره و ۵۶ آیه به فعالیت رفته، که ۲۷ گزینه در کنار نماز آمده میباشد: وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ﴿٤﴾[مؤمنون–۴] الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ...﴿٤١﴾[حج–۴۱] ...وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ ۚ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولَـٰئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿١٦٢﴾[نساء–۱۶۲] رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ...﴿٣٧﴾[نور و روشنایی–۳۷]

در کتاب وسایل الشیعه و مستدرک آن، ۱۹۸۰ حدیث در‌این باب آمده میباشد که مداقه بالای آن را میرساند. بخشی از اثرها زکات در احادیث عبارتند از:

مایۀ پاکسازی و تزکیۀ روح آدم[۸]
یک کدام از پنج ردیف آئین اسلام[۹]
فرو نشاندن خشم آفریدگار[۱۰]
شرط تایید نماز[۱۱]
پرداخت زکات نشانۀ عشق و علاقه پروردگار به بشر میباشد [۱۲]
ادله دوست داستنی شدن نزد خداوند[۱۳]
طاقت فرسا‌ترین واجب [۱۴]
برهان نه و صلاح جامعه[۱۵]
حافظ اموال[۱۶]
آمرزش گناهان[۱۷]
زیاد شدن روزی و اینکه زکات دادن هیچ گاه سبب ساز پایین آمدن محصول کسی نمیشود[۱۸] [۱۹]
تزکیه نفس و زیاد شدن متاع[۲۰]
معالجه بیماران[۲۱]
دفع بلا از خویش فرد و سایر افراد[۲۲]
زکات آزمایشی برای مالداران و کمکی برای فقراست[۲۳]
معالجه بخل[۲۴]
باعث گشایش برای مردگان[۲۵]
فقر زدایی[۲۶]
شکاف کردن زکات اثرها زیانباری برای تارک آن داراست که عبارتند از:

تلف شدن اموال[۲۷]
زیان دو موازی[۲۸]
هزینه کردن در روش اشرار و گناه[۲۹]
محروم شدن از عفو و بخشش الهی[۳۰]
یکی‌از اقسام دزدی[۳۱]
محتاج شدن [۳۲]
عدم تایید نماز[۳۳]
محصول زکات داده نشده حریق روز قیامت می شود[۳۴]
زکات ندادن سبب بی‌ایمان مردن میگردد[۳۵]
زکات ندادن سبب ساز بی‌برکتی زمین میگردد[۳۶]
وجوب زکات
وجوب زکات از ضروریات آیین اسلام و آیتم واقعه همگی مسلمان ها میباشد و انکار وجوب آن موجب ارتداد گردد.[۳۷] زکات از عبادات به‌شمار می‌رود، از این رو، نیت (قصد نزدیکی) در آن شرط میباشد.[۳۸]

از آیه‌ها متعدد قرآن مثلا آیه ۱۵۶ سوره اعراف، ۳ سوره نمل، ۴ سوره لقمان، و آیه ۷ سوره فصلت که همگی از سوره‌های مکّی می‌باشند، اینگونه استعمال می گردد که: حکم وجوب زکات در مکه نازل شد‌ه‌است، و مسلمان ها ملزم به اجرا این وظیفه اسلامی بودند؛ البته وقتی که رسول(ص) به مدینه هجرت کرد و شالوده حکومت اسلامی را گذارد از طرف آفریدگار مأموریت یافت که زکات را شخصاً از عموم بگیرد - خیر این‌که خودشان به گرایش و لحاظ خویش، در مصارف آن صرف نمایند -. آیه شریفه «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً...»[۳۹] در‌این هنگام نازل شد. پر اسم و رسم این میباشد که نزول این آیه در سال دوم مهاجرت بود و آنگاه مصارف زکات به صورت ظریف در آیه ۶۰ سوره توبه ذکر شده است.[۴۰]

زکات در ادیان قدیمی
زکات ضمن آئین اسلام در ادیان قبل نیز بوده میباشد؛ یعنی زکات به یار و همدم نماز از مشترکات کلیه ادیان آسمانی میباشد و آیه ها اکثری در قرآن کریم ومهربان گواه این مدعاست.[۴۱]

با پژوهش آیه ها و احادیث در می یابیم که زکات در اسلام همچون زکات در دیگر ادیان الهی وجود ندارد که تنها بر اساس یک نوع وصیت و توصیه اخلاقی باشد؛ بلکه واجبی الهی میباشد و بی‌اعتنایی به آن فسق بوده و منکر وجوب آن، کافر میباشد.[۴۲]

بازدید : 44
سه شنبه 16 ارديبهشت 1404 زمان : 10:12


مسلم بن عقبه و امام سجاد(ع)
در منابع، گزارش‌هایی وجود دارااست دربارهٔ کیفیت واکنش مسلم بن عقبه با امام سجاد(ع) در جریان اتفاق حره[۳۳] که متعدد و ناهم‌ساز تلقی گردیده‌ میباشد.[۳۴] در برخی آمده که مسلم بن عقبه، بنابر توصیه یزید بن معاویه،[۳۵] با امام سجاد(ع) با نیکویی واکنش کرد.[۳۶] عامل یزید برای این توصیه، عدم دخالت امام(ع) درین قیام، تصویب حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.[۳۷]

در منابع دیگر آمده که مسلم بن عقبه قصد تکریم امام سجاد(ع) را نداشته و قبل از وارد شدن امام(ع)، وی و پدرانش را خشمگینانه دشنام می‌داده میباشد؛ البته به‌هنگام داخل شدن امام(ع) با وی به خیر خوی نموده است.[۳۸] از مسلم بن عقبه، برهان این تغییر تحول خلق و خوی پرسیده گردیده و وی در پاسخ گفته که‌این تغییر‌و تحول اکنون دست وی نبوده و به‌عامل ترسی بوده که از امام(ع) در دل وی آدرس حسینیه نصرت مشهد افتاده بوده میباشد.

[۳۹] به‌نقل از مسعودی[۴۰] و روحانی موثر،[۴۱] این تغییر تحول خلق به‌برهان دعایی بوده که امام(ع) برای دفع شر مسلم بن عقبه خوانده میباشد. طبری و ابن‌اثیر، از مورخان اهل‌سنت نوشته‌اند که امام سجاد(ع) از واهمه مسلم بن عقبه در نگهبانی اشخاصی زیرا مروان بن حکم و عبدالملک بن مروان نزد وی رفته میباشد؛ با وجود این، مسلم به امام(ع) گفته در‌صورتی‌که پیشنهاد یزید عدم وجود، به‌رغم شفاعت این‌دو، تو‌را می‌کشتم.[۴۲] بعضا دانشمندان، با بیان دلایلی، این گزارش را (شفاعت امام به وسیله مروان و پسرش) را تضعیف رزرو حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۴۳]

قضیه دیگر درباره خلق مسلم بن عقبه با امام سجاد(ع) روش بیعت امام(ع) با وی تلقی گردیده است.[۴۴] در بعضا منابع آمده که مسلم بن عقبه از تمامی براساس بندگی یزید بیعت گرفت، جز از علی بن حسین(ع) و یکی‌از پسران عبدالله بن عباس.[۴۵] برخلاف این نقل، از یعقوبی آورده شده که امام سجاد(ع) به سفارش خویش، به‌شرط بندگی، با مسلم بن عقبه بیعت کرد.[۴۶] عموم مدینه هم با دیدن بیعت امام(ع) گفتند که زیرا وی که فرزند فرستاده خداست با اینگونه شرطی بیعت کرده، چرا ما بیعت نکنیم تا از مرگ بگریزیم.[۴۷] سید جعفر شهیدی این نقل را جعلی خوانده‌ میباشد. از دید وی، اینگونه نقلی برساخته فرزندان تعالی‌زادگان مدینه میباشد که مراد‌اند تا از قبح بیعت با شرط بندگی پدرانشان با مسلم بن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عقبه بکاهند.[۴۸]

پانویس
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۴۸۳.
عقاد،‌ ابوالشهداء الحسين بن علی(ع)، ۱۴۱۵ق، ص۱۶۲-۱۶۳.
ابن‌اثیر، اسدالغابة، ۱۴۰۹ق، ج۳، ص۱۱۵؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج۶، ص۲۳۴.
برای مثال نگاه فرمائید: یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۳۷۵.
عقاد،‌ ابوالشهداء الحسين بن علی(ع)، ۱۴۱۵ق، ص۱۶۲-۱۶۳؛ سبحانی، نوروروشنایی ولایت، ۱۳۸۰ش، ص۷۴۶.
مطهری، حماسه حسینی، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص ۱۲۳؛ شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۶۷ش، ص۸۴-۸۶؛ جعفریان، تاریخ خلفاء، ۱۳۸۲ش، ص۶۲۰.
ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۸، ص۱۰۲.
ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ۱۴۱۵ق، ج۵۸، ص۱۰۲.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۲، ص۴۶۷؛ ابن‌اثیر، الكامل فی التاريخ‌، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۳۸۱.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۱۲؛ ابن‌اثیر، الكامل فی التاريخ‌، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۲۹۴.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۳۲۳.
برای مثال نگاه نمائید: عقاد،‌ ابوالشهداء الحسين بن علی(ع)، ۱۴۱۵ق، ص۱۶۳.
مطهری، حماسه حسینی، ۱۳۸۲ش، ج۲، ص۹۴.
سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۷ق،‌ ص۲۴۶.
مسعودی، التنبیه و الاشراف، ۱۸۹۳م، ص۳۰۶.
ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج۶، ص۲۳۳-۲۳۴.
ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۳۲.
ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۳۲.
یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۵۰؛ طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۴۹۱؛ ابن‌کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج۶، ص۲۳۴.
ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۳۷-۲۳۸.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۵، ص۳۲۷.
سیوطی، تاریخ الخلفاء، ۱۴۱۷ق،‌ ص۲۴۶.
یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۵۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۴، ص۷۹.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۵، ص۳۳۱؛‌ بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۵، ص۳۳۷.
جعفریان، تاریخ خلفاء، ۱۳۸۲ش، ص۵۷۷.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۴۸۳.
ابن بنده ربه، العقد الفريد، ۱۴۰۷ق، ج۵، ص۱۳۹.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۵، ص۳۳۷.
ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۱؛ ابوحنیفه دینوری، اخبارالطوال، ۱۳۷۳ش، ص۲۶۷؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ۱۴۰۹ق، ص۷۱.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۴۹۶؛ ابن‌اثیر، الكامل فی التاريخ‌، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۱۲۳.
بلاذری، انساب الاشراف، ۱۳۹۴ق، ج۵، ص۳۳۱-۳۳۲؛ ابن‌قتیبه، الامامة و السیاسة، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲۴۲.
موثر، الارشاد، طهران، ج۲، ص۱۵۱.
برای مثال نگاه نمایید: مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ۱۴۰۹ق، ص۷۰-۷۱.
زاهدی توچائی، «تأملی در خبر ها ملاقات امام زین‌العابدین(ع) با مسلم بن عقبه در قیام حره»، ص۹۳.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۴۸۴.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۴۹۳-۴۹۴؛ مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ۱۴۰۹ق، ص۷۰.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۴۸۴؛ ابن‌اثیر، الكامل فی التاريخ‌، ۱۳۸۵ق، ج۳، ص۳۸۱.
مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ۱۴۰۹ق، ص۷۰.
مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ۱۴۰۹ق، ص۷۰-۷۱.
مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ۱۴۰۹ق، ص۷۰-۷۱.
موثر، الارشاد، ۱۴۱۳ق، ج۲، ص۱۵۱.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص۴۹۳؛ ابن‌اثیر، الكامل فی التاريخ‌، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۱۱۹.
برای مثال نگاه فرمائید به زاهدی توچائی، «تأملی در خبرها ملاقات امام زین‌العابدین(ع) با مسلم بن عقبه در قیام حره»، ص۹۶-۹۸.
زاهدی توچائی، «تأملی در خبرها ملاقات امام زین‌العابدین(ع) با مسلم بن عقبه در قیام حره»، ص۹۳.
مسعودی، مروج الذهب، ج۳، ۱۴۰۹ق، ص۷۰؛ ابن‌اثیر، الكامل فی التاريخ‌، ۱۳۸۵ق، ج۴، ص۱۱۹-۱۲۰.
یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، بیروت، ج۲، ص۲۵۱.
طبری، تاریخ الطبری، بیروت، ج۵، ص
شهیدی، زندگانی علی بن الحسین(ع)، ۱۳۶۷ش، ص۸۵-۸۶.
منابع
ابن‌اثیر، محمد بن علی، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۹ق.
ابن‌اثیر، محمد بن علی، الكامل فی التاريخ‌، بیروت، دار صادر، ۱۳۸۵ق.
ابن‌عبد و بنده ربه، احمد بن محمد، العقد الفرید، پژوهش اثر گذار محمد قمیحه و عبدالمجید ترحینی، بیروت، دار الکتب العلمية، ۱۴۰۷ق.
ابن‌عساکر، علی بن حسن، تاریخ مدینة دمشق، پژوهش علی شیری، بیروت، دار الفکر، ۱۴۱۵ق.
ابن‌قتیبه دینوری، عبدالله بن مسلم، الامامة و السیاسة، رسیدگی علی شیری، بیروت، دار الأضواء، ۱۴۱۰ق.
ابن‌کثیر، اسماعیل بن قدمت، البدایة و النهایة، استیناف خلیل شحاده، بیروت، دارالفکر، بی‌تا.
ابوحنیفه دینوری، احمد بن داود، اخبارالطوال، بازرسی جمال‌الدین شیال و محمد عبدالمنعم عامر، قم،‌ منشورات رضی، ۱۳۷۳ش.
بلاذری، احمد بن يحيى، جمل اینجانب انساب الاشراف، تحقيق محمدباقر المحمودی، بيروت، مؤسسة الاعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۴-۱۴۰۰ق.
ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام و وفیات المشاهیر و الاعلام، بازرسی قدمت عبدالسلام تدمری، بیروت، دار الکتاب العربی، ۱۴۰۹ق.
جعفریان، فرستاده، تاریخ خلفاء (از رحلت نبی تا زوال امویان) قم، انتشارات عامل ما، ۱۳۸۲ش.

بازدید : 62
دوشنبه 15 ارديبهشت 1404 زمان : 10:57


جِدال اَاحساسَن روشی در مجادله میباشد که مقصود از آن آشکار شدن حق و راضی کردن فرد مقابل، با به کار گیری از مقدمات نیکو میباشد. از حیث قرآن، جدال احسن گفت و گو و مناظره‌ای میباشد که دربین دو نفر برای رد و ثابت نظریه‌ای، به‌شکل علمی و با رعایت مسائل اخلاقی اعمال می‌گردد. در قرآن به مثال‌هایی از جدال احسن اشاره شد‌ه‌است. خدا در قرآن جدلی که موقعیت جدال احسن را نداشته باشد ممنوع نموده است. مهم ترین دست اندرکاران در جدال احسن، استعمال از منابع علمی دارای اعتبار همانند قرآن، سنت، منابع عقلی و رعایت خلق حسینیه نصرت مشهد میباشد.

به‌یقین علامه طباطبایی، در‌صورتی‌که که هر دو مناظره‌کننده عشق و علاقه‌مند به پر‌نور شدن حق بوده و لجاجت به خرج ندهند، جدال احسن میباشد. معنی‌شناسی جدال احسن گفتگویی میباشد برای آشکار شدن حق و اقناع فرد مقابل، و مقدمات آن، عقاید مشهوری میباشد که از حیث مصلحت مردم، نیکو و آدرس حسینیه نصرت مشهد نیکوست.[۱]

ملاصدرا فیلسوف شیعه:
خواسته از جدل، علم آموزی اعتقادوباور وجود ندارد بلکه الزام میباشد، براین اساس ممکن میباشد جدل به‌شکل استقراء یا این که تمثیل باشد؛ جدل بر دو عهد میباشد: جدال احسن، از آن برای الزام عموم فاسدالعقیده و منکر واقعیت استعمال میشود؛ و جدال مذموم، از آن برای پابرجا نمودن فسخ و پایمال کردن حقیقتی به کارگیری رزرو حسینیه نصرت مشهد می شود.[۲]

به‌اعتقاد بعضا جدال احسن، مذاکره در مسائل متفاوت علمی و غیر علمی، به‌شکل معلوم و براساس قواعد و قانون ها پر اسم و رسم و مقبول طرف مقابل بوده که با طرز‌های علمی، برای ثابت مناسب و کشف واقعیت، به عمل رفته میباشد؛ به‌طوری‌که با اقامه ادله، قدرت نقض آن از طرف مقابل سلب شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شود.[۳]

مداقه جدال احسن
جدال احسن از دو جهت پر ارزش میباشد؛ ابتدا: دعوت غیرمسلمانان به اسلام و باخبر ساختن مسلمان ها ناآگاه؛ دوم: راه حل‌اندیشی در مسائل اجتهادی-اختلافی؛ به‌این مضمون‌ که جدال احسن می تواند، راهی چهت نیل به بینش مشترک در حل مسائل اختلافی باشد.[۴] برخی اندیشمندان مداقه آن را در مواقعی همانند تفاهم اجتماعی، مدد از باورها و رابطه فرهنگی در جامعه تیتر کرده‌اند.[۵]

پیشینه جدال احسن
به‌اعتقاد و باور بعضا قرآن‌پژوهان، مشتقات «جدل» ۲۹ توشه در قرآن آورده شده میباشد.[۶] از منظر قرآن جدال احسن مشاجره و مناظره‌ایست که میان دو نفر برای رد و ثابت نظریه‌ای اعمال میشود؛ و بایستی به شایسته ترین صورت «وَجَٰدِلۡهُم بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ»[۷] صورت پذیرد.[۸] مظفر (درگذشته ۱۳۷۵ق) از عالمان شیعه، در زمینه‌ی این آیه می‌نویسد: این عبارت به‌معنای خوب بودن چهت نیل به فیض مناسب بوده و شایسته ترین تفسیری میباشد که با (بِٱلَّتِی هِیَ أَحۡسَنُ) تناسب داراست.[۹]

در بعضا آیه‌ها از جدال نهی شد‌ه‌است؛ در مسألۀ اعتکاف باب حج آمده میباشد: «وَ لاٰ جِدٰالَ فِی الْحَجِّ»[۱۰] (در حج مجادله نکنید). در شرایطی که مجادله منصفانه باشد و مقوله‌های اخلاقی، عقلی و دینی ملاحظه گردد، خیر‌صرفا از آن نهی نشده بلکه آفریدگار به اینگونه جدالی دستور فرموده: «اُدْعُ إِلیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جٰادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»[۱۱] (با حکمت و موعظه پسندیده، به رویه پروردگارت دعوت نما! و با آن‌ها به‌روشی که نیکوتر میباشد، عامل و مناظره کن). این آیه، تمامی را به جدال احسن دعوت می‌نماید.[۱۲]

جدال احسن از نظر مفسران
روحانی طوسی (درگذشته ۴۶۰ق) در تعریف‌و‌تمجید جدال احسن می گوید: روشی همدم با نرمی، ادب، سکینه که با موفقیت طرف حق به‌وسیله ارائه ادله و برهان منطقی میباشد.[۱۳] برخی عالمان شیعه همانند طبرسی (درگذشته ۵۴۸ق) به محتوای مقدمات دقت کرده و جدال احسن را به مناظره به وسیله قرآن و حجت‌های قطعی معرفی کرده و بر این مبنا، تقدیر آیه را «بالکلمه التی هی احسن» می دانند.[۱۴] فخر رازی (درگذشته ۶۰۶ق) مفسر اهل‌سنت، ملاک جدال احسن را مسلّم بودن مقدمات آن ذکر نموده است.[۱۵] به اطمینان بعضا مفسران جدال احسن، مجادله‌ای برای تبیین حق در خصوص فرائض میباشد.[۱۶]

گروهی دیگر «علت» را شالوده اساسی تعریف و تمجید خویش قرار داده و جدال احسن را به جدالی که در آن سرکشی نفس و وسوسه‌های شیطانی نبوده و تنها برای پروردگار باشد تعبیروتفسیر کرده‌اند.[۱۷] مغنیه (درگذشته ۱۴۰۰ق) مفسر شیعه، به غرض دقت کرده و جدال احسن را به اظهار حق و اقناع فرد تعبیر و تفسیر نموده است.[۱۸]

بعضی مفسران، با اعتنا به ماجرا فرستاده(ص) «أمرنا معاشر الأنبیاء ان نکلم الناس علی قدر عقولهم» (به ما پیامبران امر داده شد‌ه‌است که با عموم به اندازه عقلشان سخن کنیم)، جدال احسن را به جدالی تعبیر کرده‌اند که در خور فهم و شعور کاربر باشد.[۱۹] برخی دیگر با اعتنا به نوع کاربر میگویند: معنای «وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» یعنی با هر طایفه‌ای، با نحوه متناسب با آن مجادله کن؛ پس با اهل نفاق مجادله کن و با آن ها شدت به خرج بده و با موافقان با لطف و عفو مجادله کن و نسبت به مؤمنان ادم خاکی باش و از آن‌ها درگذر و برایشان طلب مغفرت نما.[۲۰]

علامه طباطبایی (درگذشته ۱۳۶۰ش) مفسر شیعه می‌نویسد: «در صورتی هر دو مناظره کننده عشق و علاقه‌مند به پر‌نور شدن حق بوده و لجاجت به خرج ندهند، جدال احسن میباشد.[۲۱]

بازدید : 14
يکشنبه 14 ارديبهشت 1404 زمان : 10:31


رسول و قرآن در فکر اقبال
اقبال لاهوری:
قرآن کتابی میباشد که درباره شغل بیش تر از تفکر تأکید نموده است.[۳۰]
اقبال را به جهت اشعارش، عاشق نبی اسلام(ص) حسینیه نصرت مشهد معرفی کرده‌اند.[۳۱]
در دل مسلم رده مصطفی میباشد
آبروی ما ز اسم مصطفی میباشد
وی همینطور در امر رسول اسلام سروده میباشد:
حق بلندمرتبه پیکر ما آفرید
وز رسالت در بدن ما جان دمید[۳۲]
از رسالت در دنیا شکل گیری ما
از رسالت آئین ما آیین ما
از رسالت صد هزار ما یک میباشد
جزو ما از جزو «مالاینفک» میباشد
آن که شان اوست «یهدی اینجانب یرید»
از رسالت رینگ گرد ما کشید
رینگ ی ملت فضا افزاستی
راءس وی وادی بطحاستی
ما ز حکم نسبتِ وی ملتیم
اهل فقید را پیام رحمتیم
از در بین بحر وی خیزیم ما
مثل موج از هم نمیریزیم ما
امتش در حرز دیوار بقعه
نعره زن مانند شیران در اَجَم
مضمون‌ حرفم کنی تفحص در شرایطی که
بنگری با چشم‌ی صدیق در حالتی که
قوت قلب و جگر خواهد شد فرستاده
از آفریدگار دوست داستنی‌خیس خواهد شد فرستاده
قلب مؤمن را کتابش قوت میباشد
حکمتش حبل الورید ملت میباشد
دامنش تلف کردن، مُردن میباشد
زیرا گُل از باد خزان افسردن میباشد
معاش خاندان از دم وی یافت آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد
این سحر از آفتابش تافت میباشد
شخص از حق ، ملت از او زنده میباشد
از شعاع مهر وی تابنده میباشد
از رسالت هم آوا گشتیم ما
هم نفس هم مُدَّعا گشتیم ما
کثرت هم مدعی وحدت گردد
پخته زیرا وحدت گردد ملت خواهد شد
زنده هر کثرت ز حایلِ وحدت میباشد
وحدت مسلم ز آئین فطرت میباشد
آیین فطرت از پیامبر آموختیم
در ره حق مشعلی افروختیم
این گهر از بحر بی نقطه پايان اوست
ما که یک جانیم از احسان اوست
تا خیر این وحدت ز دست ما رود
هستی ما با ابد هم پا گردد
پس خداوند بر ما شریعت ختم کرد
بر نبی ما رسالت ختم کرد
رونق از ما محفل روزها را
وی رسل را ختم و ما اقوام را
سرویس ساقی گری با ما گذاشت
بخشید ما‌را واپسین جامی که داشت
«لا فرستاده آتی» ز احسان خداست
پرده ی ناموس آئین مصطفی میباشد
قبیله را سرمایه ی قوت ازو
مراقبت رازِّ وحدتِ ملت ازو
حق تبارک نقش هر دعوی باخت
تا ابد اسلام را شیرازه بست
دل ز غیر الله مسلمان بر نماید
نعره ی لا قوم و قبیله آتی میزند[۳۳]

اقبال لاهوری قرآن را معتبرترین مدرک اسلام و معاش می داند که بر «کار» تأکید رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۳۴]

گر تو می خواهی مسلمان زیستن
وجود ندارد ممکن جز بقرآن زیستن[۳۵]

وی برای گریز از دل‌فریبی‌های غرب، سفارش به دفاع بردن به قرآن می‌نماید:

ای به تقلیدش اسیر آزاد شو
دامن قرآن بگیر آزاد شو[۳۶]


اقبال و تصوف
اقبال به منجر عشق پدرش به کتاب‌های ابن عربی، از نوجوانی به تصوف عشق و علاقه‌مند بود[۳۷] و قسمت مفصلی از رساله دکتری خویش را به تصوف تخصیص بخشید.[۳۸] اقبال با وجود عشق و دفاعی که از تصوف داشت، ولی انتقاداتی نیز بدان طرح شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میکرد:[۳۹]

اقبال قَبا پوشد در شغل عالم کوشد
دریاب که درویشی با دَلْق و کلاهی وجود ندارد[۴۰]

اقبال بعضا تفکر‌‏های صوفیانه که بر تنبلی و سستی سازه گردیده بودند را مُعارِضِ اسلامِ حاذق می‌‏دانست.[۴۱] از مبانی پندار عرفانی و تصوفی اقبال، عشق و علاقه و محبت، سلوک عرفانی معتدل، عدم‏ مقابله مادیت و معنویت یا این که عالم و آخرت را معرفی کرده‌اند.[۴۲]

اقبال لاهوری خلال تجلیل از سرویس تصوف‏ قدیم در صورت دادن و توجیه تکامل تجربیات شرعی، از نمایندگان معاصر مدرسه‌‏های صوفیه به جهت جهلی‏ که نسبت به روحیه و درنگ مجال تازه داشته، عیب گیری میکرد.[۴۳] اقبال معتقد بود بخش اعظمی از بها‌های صوفیه، اساس و صبغه‌‏ای غیر اسلامی داراست و گرفته گردیده از ادیان دیگر میباشد. به یقین وی، عقیده «فنای صوفیه» مخالف تعلیمات‏ قرآن و سنت فرستاده میباشد و معتقد بود غرض اخلاقی و شرعی آدم، سرکوب‌کردن‏ خودی وجود ندارد بلکه ثابت خودی میباشد و این‏ وقتی به‌دست میاید که آدم، شخصیت خویش را یکتا و منحصر به فرد به‏ خویش کند.[۴۴]

اقبال را بسیار متأثر از مولوی دانسته‌اند.[۴۵] وی به حافظ عشق و علاقه‌ای نداشت و از وی نقد می کرد.[۴۶]

تفکر‌ها
مرتضی مطهری اقبال را دانشمند ارزشمندی دانسته که از هر وسيله عالی و مشروعی برای مقصود خودش که معرفی و انتشار اسلام باشد به کار گیری كرده میباشد. [۴۷] پزشک معالج سروش، از روشنفکران معاصر اهل ایران، اقبال را یک نوگرا شرعی تعالی معرفی کرد که نظرها اصلاح‌گرایانه داشت.[۴۸]

اقبال در فضای آن مجال شبه مجموعه کشورها هند، بر علم آموزی دختران و زنان تأکید می کرد[۴۹] و معتقد بود ضابطه تعدد زوجات بایستی اصلاح گردد؛ چون در ابتدا اسلام این فرمان به انگیزه حال و روز اقتصادی و سیاسی لزوم داشت، ولی در طی حاضر ضروری وجود ندارد.[۵۰] اقبال از مجاورت فرهنگ و تمدن غرب را روئت کرد البته از آن متاثر نشد بلکه فرهنگ وتمدن اسلامی را یک تمدن متعالی می‌دانست.[۵۱]

اقبال لاهوری:

«۳۵ سال پیشین معاش‌ام را در یافتن تدابیری جهت تطبیق فرهنگ وتمدن اسلامی با فرهنگ وتمدن حاضر وقف کرده‌ام. صرفا مقصود اینجانب در حین همین سال‌ها همین بوده میباشد».[۵۲]

اقبال را اولیه شخصیت فی مابین معاصرانش دانسته‌اند که بعد از پذیرفتن عقیده تابعیت اسلامی، تصور تابعیت مختلط در هندوستان را برای مدام رها کرد.[۵۳] ملی‌گرایی از نظر اقبال، صورت بسیار دلپذیر از شکل‌های بت‌پرستی میباشد. وطن‌پرستان، چیزی دنیوی را می‌پرستند.[۵۴] ولی اسلام اصلا بت‌پرستی را نمی‌پسندد بلکه علیه هر نوع بت‌پرستی، جهاد می‌نماید[۵۴]:

خیر افغانیْم و نِی سوراخ و تَتاریم
چمن زادیم و از یک شاخساریم
منزه رنگ و عطر بر ما حرام میباشد
که ما پروردهٔ یک تازه بهاریم

اقبال به وحدت جهانی اسلام و پیوستن مسلمانها هند به دنیا اسلام باور داشت.[۵۵] اقبال در ۱۹۳۰م/۱۳۰۹ش سر کردگی حزب «مسلم لیک» را بر ذمه گرفت و طرح تشکیل مرزو بوم اسلامی پاکستان را در گرد‌همایی حزب مطرح کرد.[۵۶]

به یقین اقبال مطرح ترین نقص‌ مسلمان‌ها، خلل نام و نشان و بدور شدن از آموزه‌ها و بها‌های اسلامی میباشد.[۵۷] به اعتقاد و باور او، مسلمان‌ها در صورتی‌که می توانند به وجود خویش افتخار نمایند و بین دیگر ملت‌ها سرافکنده نشوند که تشکیلات حکومتی مستقل‌ای براساس اصول اسلام در بخش ها مسلمان‌نشین تولید کنند.[۵۸]

بازدید : 13
پنجشنبه 11 ارديبهشت 1404 زمان : 10:35


عَمْرو بن سعید بن عاص (درگذشت: ۷۰ق) ملقب به اَشْدَق فرمان‌دار مکه و مدینه در عصر بنی‌امیه بود. او را از صحابه، بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی در بین عموم شام دانسته‌اند. اَشدق از سوی یزید مأمور به قتل امام حسین(ع) در مکه شد؛ اما با خروج زودهنگام امام از مکه چیره بدین حسینیه نصرت مشهد فعالیت نشد.

عمرو بن سعید بعداز شنیدن خبر شهید شدن امام حسین(ع) امر کرد تا آن را در میان عموم مدینه جار بزنند. وی با شنیدن صدای فغان و عزای زنان بنی‌هاشم، آن را انتقام روز ناله زنان بر قتل عثمان آدرس حسینیه نصرت مشهد دانست.

یزید در ذی‌الحجة سال ۶۱ق، عمرو را از حکومت مدینه بر کنار کرد. اَشدق در اوایل خلافت خالو خویش، مروان بن حکم یار و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود. او به ولایت‌عهدی عبدالملک بن مروان نیز برگزیده شد، اما در غایت به دست عبدالملک رزرو حسینیه نصرت مشهد کشته شد.

معرفی
عَمْرو بن سعید‌(درگذشت: ۷۰ق) با اسم بدون نقص عمرو بن سعید بن عاص بن امیة بن عبدشمس اشدق، فرمان دار مکه و مدینه در سال ۶۰ق از سوی معاویه و پسرش یزید بود.[۱] او به جهت بلاغت در حرف با کنیه اَشدق (کام‌گشاده) شناخته شد.[۲] برادران او خالد بن سعید، ابان بن سعید و عتبة بن سعید اسم داشته و به لحاظ روضه خوان طوسی تمامی در شمار صحابه فرستاده بودند.[۳] عاص بن سعید اخوی دیگرش بود که مسلمان نشد و به دست امام علی(ع) در پیکار بدر کشته شد.[۴] مروان بن حکم را خالو شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد وی بود.[۵]

نقش اشدق در اتفاق کربلا
هنگامی که معاویه از عموم برای یزید بیعت می‌گرفت، اَشدق به درخواست وی خطابه‌ای در حمد یزید خواند و عموم را به بیعت با او تشویق کرد.[۶] همینطور اَشدق را از بزرگان قریش و شخصیتی دوستداشتنی دربین عموم شام دانسته‌اند.[۷] یزید بر ضعف مدیر و تسامح ولید بن عتبه در عکس العمل با امام حسین(ع) اگاهی یافت.[۸] آن‌گاه به نقل از تاریخ طبری (تألیف: ۳۰۳ق) و سایر افراد در رمضان سال ۶۰ق او‌را از امارت مکه کنار گذاشت و مکه و مدینه[۹] را به عمرو بن سعید سپرد.[۱۰] بعد اَشدق را همپا با سپاهی به مکه ارسال کرد و در موسم حج اورا امیر الحاج قرار بخشید. همینطور یزید به وی سفارش کرد هر جا به امام حسین(ع) دست یافت، او‌را بکشد.[۱۱] به نقل سید عبدالرزاق موسوی مقرم موقعی که امام حسین(ع) از این نقشه قتل مطلع شد، برای این که حرمت منزل آفریدگار با ریختن خونش شکسته نشود، به عمره اکتفا کرد و از مکه خارج رفت.[۱۲]

مطابق گزارشات تاریخی، وقتی که عبیدالله بن زیاد، رمز امام حسین(ع) را برای یزید ارسال کرد، عبدالمَلِک بن ابی‌حُدَیث سُلَمی[یادداشت ۱] را احضار کرد. بعد اورا به مدینه نزد عمرو بن سعید ارسال کرد تا خبر شهید شدن امام حسین(ع) را بدهد. عمرو بن سعید بعد از شنیدن خبر به قاصد دستورداد تا آن را دربین عموم مدینه فریاد بزند.[۱۳] هنگامی قاصد به دار الإماره بازگشت عمرو خندید و بعداز تلاوت بیتی از اشعار در کنایه به صدای عزا و فغان زنان بنی‌هاشم در مقابل زاری زنان سوگوار عثمان اعلام کرد: این گریه عموم در قبال فغان در روز کشته‌شدن عثمان میباشد.[۱۴] او با اجتماع عموم بر منبر رفت و بعداز اعلام خبر، در حق یزید دعا کرد.[۱۵]

به‌گزارش طبری، یزید در اولیه ذی‌الحجه ۶۱ق عمرو را از حکومت مدینه بر کنار کرد.[۱۶]

مرگ عمرو بن سعید در طی مروانیان
عمرو بن سعید در اوایل خلافت مروان بن حکم یار و همرزم وی در دفع شورشیان و برپایی حکومت بود.[۱۷] برای مثال اَشدق در مجاورت فلسطین به جنگ با سپاه مصعب بن زبیر رفت و اورا ناکامی اعطا کرد و بازدارنده ورود آن‌ها به شام شد.[۱۸] وی از سوی مروان به ولایتعهدی بعداز پسرش عبدالملک بن مروان برگزیده شد. ولی زمانی عبدالملک به خلافت رسید خواست اورا برکنار نماید.[۱۹] اَشدق از وی فرار و گریز کرد تازمانیکه عبدالملک برای جنگی دمشق را رخنه‌ کرد. در به عبارتی مجال اَشدق آن شهر را تصرف کرد و عموم تحت عنوان خلیفه با وی بیعت کردند. آخر و عاقبت عبدالملک وارد دمشق شد و در فرصتی عمرو بن سعید را کشت.[۲۰] عبدالرحمن بن ام‌حکم ثقفی راز او‌را دربین عموم انداخت.[۲۱]

در کتاب تاریخ مدینه دمشق شخص دیگری همنام عمرو بن سعید معرفی گردیده که جزو صحابه بوده و در سال ۱۳ق در مبارزه اجنادین فی مابین مسلمانها و رومیان کشته شد.[۲۲]

پانویس

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه