loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 33
يکشنبه 17 فروردين 1404 زمان : 11:20


شرّ اخلاقی به شغل های ناپسند مانند قتل یا این که دزدی گفته می‌گردد که از موجودات دارنده تفویض راز زده و موجب مشقت دیگر افراد می‌گردد. وقوع اتفاقاتی همانند نبرد‌های جهانی و کشتارهای عظیم، این سؤال را پررنگ نموده است که چرا پروردگار بازدارنده وقوع این اتفاقات نمیشود؟ خداناباوران وجود این شُرور را با وجود خدای عادل و توانمند ناسازگار می دانند و از خداباوران انتظار دارا‌هستند که پاسخی منطقی برای این ناسازگاری حسینیه نصرت مشهد ارائه نمایند.

الهی‌دانان شیعه معتقدند که شُرور اخلاقی فیض تفویض بشر‌ها میباشد و آفریدگار بشر را به‌استدلال مصلحت بالاتری، مختار آفریده میباشد. آفریدگار بازدارنده تحقق شر نمیشود، به دلیل آنکه در این حالت، تفویض بی‌مضمون‌ خواهد بود. ضمن این، وجود شرور، مسئله‌ای برای رویش بشر‌ها آماده می‌نماید؛ برای مثالً ظلم‌ستیزی و طاقت در قبال ناملایمات، فقط با وجود ظلم و بداخلاقی معنی پیدا آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.

خط مش مهم در آیه‌ها و احادیث برای توجیه منطقی وجود شرور در جهان، تبیین مکانیسم جبران برای درد و سختی‌های ناشی از شُرور اخلاقی در جهان و آخرت میباشد. متکلمان عدلیه معتقدند انتصاف به‌معنای تصاحب کردن حق مظلوم از ظالم بر خداوند واجب میباشد. در سود عدل و داد را بایستی در عرصه‌ای بالاتر از این عالم جُست. علاوه بر این که معبود در جهان نیز شرایطی را برای نبرد با شرارت اجتماعی در پوسته آیین اوضاع کرده و مجریانی برای آن انتخاب رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.

در پاسخی دیگر به‌این قضیه، شرور اخلاقی را عدمی می دانند. از جمله، پلیدی زنا، ناشی از خلا خصوصیت‌های لایق‌ای مانند عفت میباشد. مرتضی مطهری این جواب را برای توجیه شرور ناکافی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.

معرفی و مقام
شرّ اخلاقی به شغل های ناپسند و از روی میلِ موجودات دارنده سپردن همانند قتل و دزدی گفته می شود که موجب مشقت و درد دیگر افراد می گردد.[۱] در تقسیماتی که از شر ارائه شد‌ه‌است، شر اخلاقی را در مقابل شر طبیعی قرار داده‌اند. شر طبیعی اموری همانند بیماری، سیل، زمین‌لرزه می باشند که منشأ درد و مشقت بشر‌ها بوده و فارغ از دخالت ارادی مخلوقات صورت گرفته میباشد.[۲]

وجود شرور در فقید را یکی مهمترین معضل‌های ادیان آسمانی دانسته‌اند.[۳] با این حالا تبدیل شدن آن به یک موضوع پررنگ را مرتبط با زمان مبارزه جهانی اولیه و دوم می دانند.[۴] کشتار میلیون‌ها بشر، این سؤال را در ذهن آنان ساخت که چرا پروردگار بازدارنده این همگی شغل های زشت نمیشود؟[۵]

خداناباوران، وجود شرور اخلاقی را دلیلی بر عدم وجود خدای عادل، حاذق و خیرخواه دانسته‌اند؛ به این دلیل‌که درصورتی که اینگونه خدایی وجود داشته باشد، وجود این شرور در دانا، بی‌مفهوم خواهد بود.[۶] بر این محور خداباوران و آیین‌داران ما یحتاج میباشد ناسازگاری دربین وجود این شرور در دانا با خدای کارکشته، عالِم و خیرخواه را حل نمایند و پاسخی منطقی برای آن داشته باشند.[۷]

سپردن بشر، مصلحت فراتر
به نظریه الهی‌دانان مسلمان، وجود شرور اخلاقی با خصوصیت‌های پروردگار همانند عدل ناسازگار وجود ندارد؛ به دلیل آنکه ریشه در مشت آدم‌ها دارااست. معبود مطابق مصلحت بالاتری که جان دار مختار در نظام احسن دارااست، دست به آفرینش این جانور زده میباشد.[۸] در حکمت آفرینش مو جود مختار اورده شده میباشد که خدا آدم را دارنده عقل و غریزه ها آفریده و با تفویض آزاد تعیین می‌نماید، به این ترتیب بها شغل های نیک بشر بیشتر از ملائکه میباشد که تنهاً بر پایه ی عقلانیت فعالیت می‌نمایند.[۹]

مو جود دارنده تفویض ممکن میباشد شغل زشت نیز اجرا دهد؛ به دلیل آن که تفویض داشتن یعنی بشر بتواند فعالیت زشت و نیک را تعیین نماید. در شرایطی که خدا بازدارنده این گزینش گردد، در واقعیت به وی تفویض نداده میباشد.[۱۰] در حدیث توحید مفضل که مفضل بن قدمت از امام راستگو(ع) نقل کرده، نیز در جواب به شرور اخلاقی، به قضیه سپردن آدم اشاره گردیده و تفویض، وجه تمایز و برتری بشر نسبت به حیوان ها شمرده شد‌ه‌است.[۱۱]

پروردگار، بشرِ شَرور نیافریده میباشد؛ بلکه آدمِ دارنده از روی میل آفریده میباشد که با سود‌‌به چنگ آوردن از اختیارش دست به شرارت زده میباشد. خدا سازوکاری در خلقت برای نشر نسل آدم‌ها قرار داده و در آن مداخله نمی‌نماید. بشر‌ها بر طبق نظام اَسباب و مُسَبَّبات آفرینش به وجود آمده، بعضا شرور و بعضی نیک‌خلق می گردند.[۱۲] ناپسندیِ امور به نسبت آدم میباشد که با کمال و پرورش وی سازگار وجود ندارد. برای مثال، قتل زیرا موجب سقوط آدم میگردد و او‌را از آفریدگار بدور می‌نماید به نسبت وی شرّ میباشد. ولی به نسبت معبود از آن جهت که حکیمانه آدم دارنده تفویض آفریده میباشد، شر محسوب نمیشود.[۱۳]

عالم عرصه کنش و برخورد بین نه و شر میباشد که موضوع آزمون و در فیض پرورش را آماده می‌نماید. وجود آدم‌های ظالم میباشد که موجب می شود فضیلت ظلم‌ستیزی ساخت و ساز گردد. همانطور که در صورتی‌که بدِاخلاقی وجود نداشت، فضیلتی با تیتر طاقت در مقابل خلق و خویِ ناپسند، بی‌مضمون‌ بود.[۱۴] به گفته ملاصدرا، در شرایطی که دل‌های مشقت بار و خشن نبودند، آدم‌های طالب حق به کمال خویش نمی‌رسیدند.[۱۵]

اهل عرفان نیز که ساختار آفرینش را بر محور اسماء و صفات الهی تصویر کرده‌اند؛[۱۶] موجودات شرور را لازمه تحقق بعضا از اسماء الهی مثل انتقام، جبّاری، توبه‌پذیری، عفووبخشش و عفووبخشش میدانند.[۱۷]

بازدید : 35
شنبه 16 فروردين 1404 زمان : 16:26


تواتر و درستی حدیث
میرحامد حسین، حدیث مدینة العلم را پی درپی دانسته و تواتر آن را از سایرافراد نیز نقل نموده است.[۱۲] این حدیث در کتاب نفحات الازهار از ۱۰ صحابی نقل گردیده‌است: امیرالمومنین(ع)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، عبدالله بن عباس، جابربن عبدالله انصاری، عبدالله بن مسعود، حذیفه‌بن یمان، عبدالله بن قدمت، انس بن صاحب و مالک و عمرو حسینیه نصرت مشهد بن عاص.
[۱۳] سیوطی در کتاب «اللئالی المصنوعة فی الأحادیث الموضوعة» بابیان مدرک‌های مختلفی از این داستان گزارش نموده است که‌این داستان نزد بزرگان اهل سنت به عنوان مثال محمد بن جریر طبری، حکم دهنده نیشابوری، خطیب بغدادی و قاسم‌ بن عبدالرحمن انباری، در شمار روایات حسن و درست آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.
[۱۴] وی همینطور با اذعان به حَسَن بودن مدرک ماجرا، ادعای دارقطنی بر پایه ی مردود بودن همگی سندها این داستان را رد نموده است.[۱۵] قاضی حسکانی در کتاب شواهد التنزیل، قصه مدینه العلم را به یکسری شیوه از ابن عباس نقل رزرو حسینیه نصرت مشهد می نماید.
آن‌گاه میگوید این ماجرا به یکسری نحوه هم از خویش امیرالمومنین(ع) نقل گردیده است. همینطور ابن مسعود، ابن قدمت، عقبة بن عامر، ابوذر غِفاری، انس بن صاحب و مالک، سلمان و غیر آن ها نیز حافظه می‌نماید که قصه را نقل کرده‌اند.[۱۶] همینطور ابن حجر عسقلانی اعتقاد دارد که‌این حدیث سندهای زیادی داراست و به همین جهت درست وجود ندارد آن را ضعیف شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بدانیم.
[۱۷] کتاب الغدیر اسم بیست و یک بدن از محدثان سنی را که‌این حدیث را حسن یا این که درست میدانند، تصویب نموده است.[۱۸] وی همینطور ۱۱ استدلال برای صدق حدیث بیان می نماید.[۱۹] میرحامد حسین در کتاب عبقات الانوار، ۲۴۵ وجه در صدق این حدیث[۲۰] و ۲۲ حدیث نیز در تأیید آن بیان نموده است.[۲۱]

راویان حدیث

قطعه خوشنویسی حدیث انا مدینة العلم، به خط غلامحسین امیرخانی
صحابه و تابعین
امام علی(ع)
امام حسن(ع)
امام حسین(ع)
عبدالله بن عباس
جابر بن عبدالله انصاری
عبدالله بن مسعود
عبدالله بن قدمت
حذیفة بن یمان
انس بن صاحب
عمرو بن عاص
امام سجاد(ع)
امام باقر(ع)
اصبغ بن نباته
جریر ضبّی
سعید بن جبیر
عبداللَّه بن عثمان بن خثیم و عبدالرحمن بن عثمان[۲۲]
دیگرافراد
حافظ یحیی بن مشخص بغدادی[۲۳]
شیبانی[۲۴]
ترمذی[۲۵]
طبری[۲۶]
قاضی نیشابوری[۲۷]
بغدادی[۲۸]
ابن عبدالبر[۲۹]
ابن مغازلی[۳۰]
سمعانی[۳۱]
ابن اثیر[۳۲]
ذهبی[۳۳]
ابن صباغ مالکی[۳۴]
سیوطی[۳۵]
آلوسی[۳۶]
ابن کثیر [۳۷]


مضمون حدیث فرستاده(ص) در ادبیات و اشعار فارسی و عربی و شاعران شیعی و سنی منعکس گردیده است.
ناصر خسرو قبادیانی
در بود مر مدینهٔ دانش نبی را
چون جز وی عدم وجود سزای امانتش
گر دانش بایدت به درِ شهرِ دانش شو
تا بر دلت بتابد نور و روشنایی سعادتش[۳۸]

ونیز:

زیرا همی دانی که شهر دانش را حیدر صحیح
بهتر عدم وجود جز که حیدر میر و مهتر داشتن


عطار نیشابوری
چو اصل اهل بیت زمین‌خورد حیدر
بلی بایست شهر دانش را در
چو شهر دانش آیین پیغمبر آمد
گر بابیست آن را حیدر آمد[۳۹]


کتاب‌شناسی
بعضا از کتاب‌ها که درباره‌ی این داستان تألیف گردیده‌اند به تفصیل تحت میباشد:

کنتوری، میرحامد حسین، خلاصه عبقات الانوار؛ حدیث أنا مدینة العلم، مصحح علی حسینی میلانی، معنی کننده: محمدباقر دوست داستنی القلوب، طهران، تکثیر موسسه نبا، ۱۳۷۸ش.
حسینی میلانی، سید علی، أنا مدینة العلم و علی بابها، قم، انتشار الحقائق، ۱۴۳۴ق.
صا‌ئغ‌، بدرالدین‌، أنا مدینة العلم و علی بابها، قم، مطبعه العرفان، ۱۳۷۲ق.
الشوکانی، محمدعلی، پاسخ علی مفهوم حدیث انا مدینة العلم و علی بابها، صنعاء، دار الهجرة، ۱۴۱۱ق.
المغربی، احمد بن محمد بن الصدیق، فتح الملک العلی بصحة حدیث باب مدینة العلم، علی، پیشگفتار و حاشیه ها محمدهادی امینی، نجف، المکتبة الحیدریة، چاپ دوم، ۱۳۸۸ق.
پانویس
حکم کننده نیشابوری، المستدرک على الصحیحین، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۱۳۸، ح ۴۶۳۹؛ ابن شهر آشوب، المناقب، انتشار علامه، ص۸۰، ح۱۲۰؛ اخطب خوارزم، المناقب، ۱۴۱۱ق، ص۸۳، ح ۶۹.
حکم کننده نیشابوری، المستدرک علی الصحیحین، ۱۴۱۱ق، ج۳، ص۱۲۶.
ابن‌اثیر، جامع الاصول فی روایات الرسول، ۱۴۲۰ق، ج۹،ص۴۷۳.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، ۱۴۱۲ق، ج۳، ص۱۱۰۲.
ترمذی، الجامع الصحیح، ۱۴۰۸ق، ج۵، ص۶۳۷.
طبری، تهذیب الاثار، ۱۴۰۳ق، ص۱۰۵،

بازدید : 59
پنجشنبه 14 فروردين 1404 زمان : 21:00


۱۵ خرداد ماه، یوم الله

ملت ایران بزرگ سالروز ۱۵ خرداد ماه را که یوم الله میباشد زنده نگه میدارد، و افتخار قیام‏‎ ‎‏ملت را که با مشت گره کرده و خون طاهر خود در مقابل ستمشاهی پهلوی ایستاد و پایۀ‏‎ ‎‏پایدار انقلاب اسلامی را ـ که سرنگونی قدرتمندترین تبهکار ناحیه را در ادامه داشت ـ‏‎ ‎‏سرازیرشد از حافظه حسینیه نصرت مشهد نمی پیروزی. [۲۳]

۱۵ خرداد ماه، قیام قشرهای اسلامی

۱۵خرداد را به تبع اسلام اينها(قشرهای اسلامی) بوجود آوردند و به تبع اسلام اينها نگهداری کردند؛ و به تبع اسلام اينها محافظت می نمایند. اشخاصی كه گمان می كنند غير توان اسلام می توانست يك همچو سدی رابشکند در نادرست آدرس حسینیه نصرت مشهد می باشند. [۲۴]

آیت الله خامنه ای:

موادسازنده سه گانه در قیام

در ۱۵ خرداد ماه سه عنصر وجود داشت. یکی از عنصر عموم بود، یک کدام از عنصر رهبر و امام بود و سو‌مین عنصر علت‌ی مذهبی و روح شهید شدن‌طلبی و فداکاری برای پروردگار بود. نطفه‌ی انقلاب ما با این سه عنصر رزرو حسینیه نصرت مشهد بسته شد.[۲۵]


رابطه قیام با عاشورا


استارت نهضت پانزده خرداد ماه هم به برکت عاشورا بود... در پانزده خرداد ماه که در سال چهل و دوی خورشیدی - هشتاد و سه قمری - با دوازدهم محرّم مصادف بود، امام بزرگوار ما رضوان‌الله‌بزرگ علیه در عرصه عاشورایی و با افتتاح به شایسته ترین صورت ممکن از ماجرای عاشورا و محرّم ، توانستند پیام حق و بخشیدِ برآمده از دلِ خویش را به‌گوش عموم برسانند و عموم را متحوّل شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نمایند. [۲۶]

قیام خویش جوش

اتفاق‌ی دوم فروددین ماه - اتفاق‌ی مکتب‌ی فیضیه - در مقابل رخداد‌ی پانزده خرداد ماه، واقعه‌ی کوچکی بود... واقعه بعد ها خیلی متعددی نداشت. امام توانست آن واقعه را برای به تکان درآوردن کلیه‌ی ملت کشور‌ایران گزینه به کار گیری قرار دهد. پانزده خرداد ماه را که امام به وجود نیاورد - درین روز امام در زندان بود پانزده خرداد ماه یک اتفاق‌ی خودجوش بود. پانزده خرداد ماه، فرآورده حرکتی بود که امام در دوم فروددین ماه به وجود آورد، اینجانب در به عبارتی سال، این نکته را به امام پهنا کردم. گفتم نبودن شما در خارج، موجب شد که پانزده خرداد ماه با این عظمت، نتواند گزینه به کار گیری قرار بگیرد. یعنی امثال ماها که در خارج بودند، نتوانستند عشری از اعشار به کارگیری‌یی را که امام از دوم فروددین ماه کرد، از پانزده خرداد ماه بکنند. [۲۷]

بزرگداشت ۱۵ خرداد ماه
امام خمینی روز ۱۵ خرداد ماه را همانند عاشورا روز عزای همگانی ملت مظلوم دانست و روز حماسه و به دنیا آمدن نو اسلام و مسلمانها نامید.[۲۸] بعداز انقلاب در سال ۱۳۵۷ش این روز در روزنگار قانونی کشور ایران تعطیل قانونی اعلام شد و همگی ساله مراسم‌هایی به‌این مناسبت برگزار می شود.

قیام۱۵ خرداد ماه در اشعار و ادبیات انقلاب اسلامی
در اشعار شاعران گذشته و پس از پیرزوی انقلاب اسلامی مثال‌هایی از شعر در ارتباط با قیام ۱۵ خرداد ماه وجود دارااست. رضا اسماعیلی استیناف‌گر ادبیات این نظر را دارد که ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ شایسته ترین تاریخ برای به دنیاآمدن جریان شعر انقلاب میباشد. او تأکید داراست که از ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ معنی و جمله‌ای به اسم شعر انقلاب پا گرفت و تاکنون این درخت تناور و تنومند در حوزه وامداری شعر انقلاب از پیشینه قدیمی و سترگ جریان شعر اهل ایران روزبه‌روز پربارتر شده است. [۲۹]

چنان‌که در بیت انتها غزلی مشهور از امام خمینی به‌این رخداد اشاره شد‌ه‌است: سال‌ها می‌گذرد رخداد‌ها میاید‏/انتظار فرج از نصفه خرداد ماه کشم‏. [۳۰] محمدرضا حکیمی نیز در شعری با اسم «بت‌شکن» این رخداد را تصویر کرد [۳۱] سید حسن حسینی نیز در بیت شكفت از دل شب مهر نيمه خرداد ماه/ برآمد از شب و مهر امیدواران بود [۳۲] به اتفاق ۱۵ خرداد ماه اشاره نموده است. شاعران دیگری هم زیرا سیدعلی‌اصغر صائم کاشانی از تعبیروتفسیر چشمه خون‌رنگ نصفه خرداد ماه در شعر خویش استعمال نموده است [۳۳] حسین لاهوتی متخلص به «صفا» سروده میباشد: «ز برق خون شهیدان نصفه خرداد ماه/ فتاد حریق حرمان به خرمن بیداد» [۳۴] و عباس مشفق کاشانی در شعرش «چشمه انقلاب خرداد ماه» را به عمل برده میباشد.[۳۵] هم‌اینگونه شعر سرا دیگری به اسم سیدضیاءالدین شفیعی، سروده میباشد که: « فصل بهار پرپر قم در ورامین/ دریغا نصفه خرداد ماه جان بخشید [۳۶]

بازدید : 29
يکشنبه 10 فروردين 1404 زمان : 15:43


مقام علمی
ناصر عباسی شخصی بلیغ[۲۴] فقیه، تالیف کننده، راوی حدیث، شعر سرا[۲۵] و ادیب دانسته شد‌ه‌است.[۲۶] داعیه گردیده وی فقید به علم ها متعدد بوده[۲۷] و تألیفات گوناگونی داشت.[۲۸] او در مسئله فقه نیز داده ها جامعی داشت و با فقها به مذاکره می‌پرداخت.[۲۹] منزلت علمی ناصر منجر شد تا توده‌ای او‌را از فاضل‌ترین خلفای عباسی قلمداد حسینیه نصرت مشهد نمایند.[۳۰]

یک کدام از اثرها ناصر، کتاب روح‌ العارفین میباشد[۳۱] که آیتم اعتنا رهروان مذهب‌ها چهارگانه قرار گرفت.[۳۲] این کتاب در مسئله روایات درج شده[۳۳] و در بیشتراز ۱۰۰ جای در مرزوبوم‌های اسلامی درس دادن می‌گردیده است.[۳۴] وی همینطور کتابی درباره فضائل امام علی(ع) با همین تیتر آدرس حسینیه نصرت مشهد تألیف رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.[۳۵]

ناصر عباسی در کنار مکتب نظامیه بغداد، کتابخانه بزرگی تأسیس کرد که مشمول کتاب‌های ارزشمندی بود.[۳۶] وی عشق متعددی به علما و مباحث علمی داشت و شهاب‌الدین ابوحَفَص قدمت سهروردی، صوفی معروف و تالیف کننده کتاب عوارف المعارف، را به‌تیتر نماینده سیاسی خویش شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد برگزید.

[۳۷] او مجوزهایی برای نقل داستان از بعضا علما اخذ کرده و بعضی دیگر نیز از وی اینگونه مجوزی گرفتند.[۳۸] ناصر اذن درس دادن کتابش را به یکی عالمان شیعی با اسم ابوجعفر علوی داد.[۳۹]

مذهب
نقل شده، ناصر عباسی به مغایر پدران خویش شیعه بود[۴۰] و به مذهب امامیه تمایل داشت.[۴۱] با اعتنا به آنکه بغداد در حین وی راس اقامت شیعه‌ها امامی بوده، تشیع وی نیز تشیع امامی قلمداد گردیده است.[۴۲] چندین منابع شیعی نامش را در شمار بزرگان شیعه تصویب کرده‌اند[۴۳] و برای وی به خیال اعتقادوباور به ولایت ائمه(ع) دعای نه نموده‌اند.[۴۴] صنعانی بعداز تعریف وی به مذهبش پرداخته و شیعه بودنش را از عجائب معرفی نموده است.[۴۵] او بر این اعتقاد میباشد که ناصر خویش را نائب امام معطل می‌دانست.[۴۶]

عدم نظر ها پاره‌ای منابع اهل‌سنت نسبت به مذهب ناصر را دلیلی بر شیعه بودن وی معرفی کرده‌اند؛ به این دلیل‌که معمولاً در معرفی بزرگان، به مذهب آن‌ها اشاره می‌گردیده است.[۴۷] قصه سؤال ناصر عباسی از ابن‌جوزی دربارۀ فاضل‌ترین شخص پس از نبی پروردگار(ص) و پاسخ دوپهلوی ابن‌جوزی از واهمه ناصر در منابع رفلکس داشته و آن را دلیلی بر تشیع وی قلمداد کرده‌اند.[۴۸] ابن‌اثیر، تالیف کننده کتاب الکامل فی التاریخ، بعد از معرفی ناصر تحت عنوان شیعه، سوای دقت به خدماتش، او‌را شخصی بدسیرت تعریف نموده است. به باور او، در زمان حکومت ناصر مرز و بوم‌های اسلامی تخریب شد و اموال عموم به تحمیل گرفته می شد.[۴۹] سید محسن امین بر این اطمینان میباشد که مخفی کردن فضائل و پر رنگ کردن عیوب ناصر صرفا به جهت میل او به مدرسه امامیه بوده میباشد.[۵۰] آورده شده ادعای اینکه ناصر از مذهب تشیع به‌تیتر ابزاری برای رویا رویی با معارضان استعمال نموده است، صحیح وجود ندارد؛ چون مدد وی از شیعه‌ها دائمی بوده و با اعتنا به اقتدار و توان خلافتش، نیازی به یاری شیعه ها نداشته میباشد.[۵۱]

بازدید : 66
شنبه 9 فروردين 1404 زمان : 15:26


الحیاة السیاسیة للامام الحسن (کتاب)
الحیاة السیاسیة للامام الحسن علیه‌السلام کتابی به گویش عربی تاثیر سید جعفر مرتضی عاملی، سیره‌نگار شیعی که در سه فصل، زندگانی سیاسی امام حسن(ع) را در عصر پیامبر آفریدگار و خلفای سه‌گانه رسیدگی نموده است. از خصوصیت‌های این تاثیر، جنبه انتقادی و تحلیلی آن میباشد. این کتاب را محمد سپهری با تیتر «تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)» به لهجه فارسی ترجمه حسینیه نصرت مشهد نموده است.

درباره مؤلف
نوشته ی علمیٔ اساسی: سید جعفر مرتضی عاملی
سید جعفر مرتضی عاملی (۱۳۶۴-۱۴۴۱ق) فقید فقهی، کارشناس تاریخ اسلام و تشیع، سیره‌نگار شیعه و از عالمان حوزه علمیه قم و لبنان. او کتاب‌هایی در مورد سیره اهل بیت نوشتن نموده است مانند الصحیح اینجانب سیرة النبی الاعظم ، الصحیح اینجانب سیرة الامام علی و مأساة الزهراء. وی در حوزه نجف و حوزه قم علم آموزی آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.

قضیه و محتوا
جعفر مرتضی عاملی در‌این کتاب به معاش سیاسی امام حسن مجتبی (ع) پرداخته و آن را در سه فصل رزرو حسینیه نصرت مشهد عرضه نموده است:

معاش سیاسی امام مجتبی در قول نبی خداوند(ص)
معاش سیاسی امام مجتبی در پیمان قدمت و ابوبکر
معاش سیاسی امام مجتبی در عهدوپیمان عثمان[۱]
براین اساس و مبتنی بر تیتر کتاب که «حیات سیاسی» اسم داراست، مؤلف جز در صفحاتی زود گذر به اوضاع فردی و مناقب امام حسن نپرداخته و صرفا درباره مسئله مباهله شرح داده میباشد. مؤلف در فصل دوم به مباحثی زیرا اذان بلال به درخواست حسنین بعداز مادرشان و حضور امام حسن (ع) در شورای قدمت پرداخته که در اثر ها شبیه کمتر به آن دقت گردیده است. در فصل سوم به مباحثی زیرا عدم حضور امام در فتوحات مسلمان‌ها و شک وتردید در آسیب دیده شدن آن حضرت هنگام محاصره عثمان و رد اتهام عثمانی بودن آن حضرت می پردازد.[۲] اولیه مقاله کتاب روایتی از امام حسن(ع) در جواب به سؤالی درباره سیاست میباشد که فرازی از آن این میباشد: «سياست، رعايت دستمزد پروردگار، و دستمزد زندگان از عموم و حقوق و دستمزد فوت شده ها آن‌ها میباشد. ولی حق پروردگار: اعمال دادن فرايض (واجبات) و دورى كردن از آنچه ما‌را نهى كرده میباشد (محرّمات). ولی دستمزد زندگان: اين كه وظيفه خویش را نسبت به عموم اعمال دهى و هیچوقت از سرویس آن ها سرباز نزنی...» [۳]نقطه پایان قسمت کتاب روایتی از کافی درباره وقار امام حسین(ع) نسبت به برادرش امام حسن(ع) میباشد و این که از باب وقار هیچ زمان در مجلسی که امام حسن(ع) بود حرف نمی‌ذکر کرد و هنگام انفاق بر نیازمندان نادر خیس از برادرش به آن‌ها شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌بخشید. [۴]

مداقه
این کتاب از دو جهت مداقهِ ویژه دارااست:

در‌این تألیف، مولف با دیدی محققانه به تجزیه و بررسی وقایعی تلاش گمارده میباشد که به صورت بدون واسطه یا این که غیر بدون واسطه با زندگانی امام حسن (ع) رابطه داراست و در مواقعی آن حضرت نقش فعالی در شکل گیری آن بر ذمه داشته میباشد، مثل روایت مباهله و بیعت رضوان.
مغایر تاریخ نگاران و سیره نویسان، به نقل رویدادها و تاریخچه زندگانی امام حسن مجتبی (ع) نپرداخته، بلکه زندگانی سیاسی آن جناب را به صورت ظریف تجزیه و محاسبه نموده است.[۵]

تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی
ترجمه و چاپ
این کتاب را محمد سپهری که ترجمه کننده اثر ها جعفر مرتضی شناخته می گردد، با تیتر «تحلیلی از زندگانی سیاسی امام حسن مجتبی(ع)» به فارسی برگردانده میباشد.
ترجمه کتاب در سال ۱۳۷۴ش از سوی جهاد دانشگاهی میهن در دومی عصر تعیین کتاب سال دانشجویی در نصیب ترجمه تحت عنوان کتاب برگزیده دانشجویی معرفی شد.
چاپ نخستین این تاثیر به وسیله انتشارات دفتر کار تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در سال ۱۳۶۹ش انجام یافته که تا کنون یک‌سری توشه تجدید چاپ گردیده‌است.[۶]

بازدید : 42
پنجشنبه 7 فروردين 1404 زمان : 12:05


قبیله لوط
خاندان لُوط مردمانی بومی در مرزو بوم مُؤتَفِکات در فلسطین که به باعث اجرا گناهان کبیره به عنوان مثال لِواط عذاب شدند. رسول قوم و قبیله آنها لوط اسم داشت. بستگان لوط به دست جبرئیل، میکائیل و اِسرافیل عذاب شدند. ملائکه به طور مردان زیبای ناشناس میهمان خانه لوط شدند. مردان خاندان بعد از آگاه شدن از حضور مردان جوان در خانه لوط، از او خواستند با میهمانانش ارتباط جنسی برقرار نمایند. خاندان لوط بعد از رد درخواستشان از سوی لوط(ع)، به خانه او هجوم بردند. کوشش آن‌ها برای ورود به خانه لوط ناکام ماند. آن ها به هنگام ورود به خانه لوط به دست ملائکه حسینیه نصرت مشهد نابینا شدند.

خویشاوندان لوط، یک روز بعداز حضور ملائکه در خانه لوط، عذاب شدند. عذاب آنها با به کار گیری از بارش سنگ‌های آسمانی و تحت و رو شدن میهن آن ها به وقوع پیوست. لوط(ع) و دو دخترش قبل از وقوع عذاب، به پیشنهاد ملائکه، شبانه از مرز و بوم مؤتکفات بیرون آدرس حسینیه نصرت مشهد گشتند.

در قرآن و تورات و منابع تاریخی رخ‌ای منفی از خویشان لوط گزارش گردیده است. آن‌ها مرتکب گناهانی نظیر لواط، راهزنی، آزار رسانی مسافران می‌‌شدند. قرآن اولی قومی که مرتکب لواط شدند را خاندان لوط معرفی رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.

ملائکه قبل از رفتن به میهن مؤتکفات نزد ابراهیم(ع) رفتند و خبر وقوع عذاب قبیله لوط را به ابراهیم دادند. ابراهیم که نگران لوط بود از ملائکه خواست برای عذاب کردن بستگان لوط از خداوند اذن بگیرند. ملائکه به او اعتقاد دادند که به لوط و فرزندانش آسیبی نخواهد رسید. آن‌ها وقوع عذاب را وعده قطعی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد الهی دانستند.

معرفی
خویشاوندان لوط کسانی بودند که در کشور مؤتفکات در فلسطین مستقر بودند. این مرزوبوم به شهرهای سَدوم، عَموره، صَوغَر و صَبُاوِیم در فلسطین گفته میشد.[۱] در قرآن و متن‌ها تاریخی فیس‌ای منفی از فامیل لوط گزارش گردیده‌است.[۲] آن‌ها مرتکب لواط، راهزنی و آزار رسانی میهمانان می‌شدند.[۳]

خصوصیت‌ها
مبتنی بر آیه‌ها قرآن، فامیل لوط مرتکب گناه لواط می‌شدند.[۴] قرآن قبیله لوط را اول گروهی دانسته که مرتکب گناه لواط شد‌ه‌است.[۵] رفتارهای ناپسند دیگری نیز به خویشاوندان لوط منسوب شده میباشد نظیر اذن ندادن به مسافران و رهگذران برای به کار گیری از میوه درختان و غذای آنها، آزار رسانی مسافران، کبوتر بازی، پوشیدن جامه سرخ، دف زدن، کف و سوت زدن، شراب میل کردن، کوتاه کردن ریش و بلند نمودن سبیل، راهزنی و غصب اموال عموم.[۶]

نبی قوم و قبیله لوط
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: لوط
لوط(ع) فرزند هاران پیامبری بود که مأموریت یافت عموم مرزوبوم مؤتکفات را به دین ابراهیم(ع) و یکتاپرستی دعوت نماید. وی برادرزاده حضرت ابراهیم(ع) و اخوی مادری ساره بود.

بازدید : 25
چهارشنبه 6 فروردين 1404 زمان : 16:21


مسافت در بین عقد و عروسی
برخی کتاب‌ها گزارش کرده‌اند علی(ع) بعداز عقد، حیاء داشت از نبی بخواهد که همسرش را به منزل خویش غالب شود. برای فرستاده نیز سزاوار خلا که قبل از درخواست علی(ع) این مورد را مطرح نماید. همین باعث شد مدتی از عقد بگذرد و این مسافت را حتی تا یک‌سری ماه نیز برشمرده‌اند.[۷] در غایت عقیل انگیزه را از برادرش علی(ع‌) جویا شد و بعداز استحضار از حیاء علی(ع)، با وی یاروهمدم شد تا زمینه را با فرستاده مطرح نمایند. ام‌ایمن از زمینه خبردار شد و توصیه بخشید به نزد رسول نروند بلکه با ام‌سلمه مطرح نمایند. ام‌سلمه بعداز استحضار، به هم پا دیگر همسران فرستاده نزد رسول رفتند و با وی صحبت گفتند. نبی بعداز استحضار از انگیزه درخواست نکردن علی(ع)، او‌را به نزد خویش فراخواند و به وی وعده عروسی اعطا کرد و از وی خواست منزلی برای فاطمه(س) مهیا حسینیه نصرت مشهد نماید.[۸]

بعضی عالمان نقل‌های دیگری پیرامون طرز درخواست علی(ع) از رسول(ص) برای بردن فاطمه(س) به منزل خویش، بیان کرده‌اند.[۹]

تاریخ تزویج
درباره تاریخ وصلت علی(ع) و فاطمه اختلاف‌حیث وجود داراست:

عقد در نخستین ذی‌الحجه و وصلت در ششم ذی‌الحجه در سال دوم قمری.[۱۰] در کتاب المصباح کفعمی (درج شده در قرن نهم قمری) نیز ۱ ذی‌الحجه تحت عنوان روز وصلت علی(ع) با فاطمه مذکور میباشد.[۱۱] در روزنگار کشور‌ایران این روز به‌تیتر روز وصلت نامگذاری آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده است.
اواخر ماه صفر در سال دوم قمری[۱۲]
عقد در ماه رجب و عروسی بعد از رجوع و برگشت علی(ع) از نزاع بدر[۱۳]
عقد در ماه رمضان و وصلت در ماه ذی‌الحجه در سال دوم هجری قمری[۱۴]
وصلت در ۲۱ محرم در سال سوم هجری[۱۵]
عقد در اواخر صفر و وصلت در ذی‌الحجه سال دوم قمری[۱۶]
عقد و تزویج در ربیع‌الاول سال دوم رزرو حسینیه نصرت مشهد قمری[۱۷]
به گفته محمدهادی یوسفی غروی (متولد ۱۳۲۷ش) تاریخ‌پژوه، مسافت فرصت عقد تا تزویج فاطمه و علی(ع) به طور تقریب ده ماه بوده میباشد وی احتمال داده که تسریع فرستاده در اجرای صیغه عقد برای این بوده که خواستگاران پیشینِ فاطمه جواب روشنی اخذ نمایند. همینطور تأخیر در برپایی مراسم عروسی برای این بوده که فاطمه از نگاه جسمی پرورش نماید و به حد زنان دیگر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد رسد.[۱۸]

سن فاطمه هنگام تزویج
درباره سن فاطمه به هنگام وصلت اختلاف‌لحاظ وجود دارااست به گفته سید محسن امین (درگذشت ۱۳۷۱ق‌) تراجم‌نگار شیعه، این اختلاف به اختلاف‌حیث درباره تاریخ به دنیا آمدن و نیز تاریخ تزویج او برمی‌خواهد شد. از آن‌جا که سازه بر لحاظ دارای اسم و رسم، فاطمه در سال پنجم بعثت به جهان آمده و اختلاف درباره وصلت وی در سال اولیه، دوم و سوم قمری میباشد سن وی به هنگام وصلت نُه، ده و یا این که یازده سال نام برده میباشد.[۱۹] با این اکنون در برخی منابع سن فاطمه به هنگام تزویج ۱۸ سال[۲۰] و در بعضی دیگر پانزده سال و پنج ماه[۲۱] مذکور میباشد.

همینطور در کتاب الاستیعاب از منابع صحابه‌نگاری قرن پنجم قمری، سن امام علی(ع) به هنگام وصلت ۲۱ سال مذکور میباشد.[۲۲]

مهریه و جهیزیه
نوشته ی علمیٔ مهم: جهیزیه حضرت فاطمه(س)
در احادیث مهریه حضرت فاطمه(س)، دوازده و نیم اوقیه،[۲۳] ۵۰۰ درهم، ۴۸۰ درهم و ۴۰۰ مثقال نقره[۲۴] مذکور میباشد به گفته ابن‌شهرآشوب (۴۸۸-۵۸۸ق) محدث شیعه درست‌خیس ۵۰۰ درهم میباشد.[۲۵] وی انگیزه اختلاف را روایاتی دانسته که بر طبق آن ها مهریه حضرت فاطمه کتانِ بافت یمن، پوست دباغی‌نشده و گیاهی خوشبو و طبق بعضی دیگر، زره و پوست دباغی‌نشده گوسفند یا این که شتر بوده میباشد.[۲۶] ۵۰۰ درهم که مهریه همسران و دختران نبی(ص) بوده مهرالسنه نامیده می‌گردد.[۲۷] و مساوی حدود ۱۵۰۰ گرم نقره خالص میباشد.[۲۸]

بنابر نقل روضه خوان طوسی در کتاب امالی، امام علی(ع) به دستور فرستاده(ص) زره خویش را فروخت[۲۹] فرستاده(ص) کمی از پول آن را به بلال حبشی اعطا کرد تا برای فاطمه بو تهیه و تنظیم نماید.[۳۰] بعد از آن باقی مانده آن را برای تهیه و تنظیم وسائل ما یحتاج معاش، به ابوبکر بخشید که به ملازمت عمار یاسر و تعدادی بدن از صحابه جهیزیه را تهیه و تنظیم نمایند و آنان نیز تحت حیث ابوبکر، آن‌چه را مورد نیاز بود خریدرای کردند.[۳۱] ازجمله موردها جهیزیه حضرت فاطمه، پیراهنی بود که حضرت زهرا شب عروسی خویش به دنبال تقاضای زنی مستمند، به وی داد و خویش به لباسی مصرف شده اکتفا کرد.[۳۲]

بازدید : 23
سه شنبه 5 فروردين 1404 زمان : 10:30


ناصر مکارم شیرازی
ناصر مَفعالیتِم شیرازی (زادهٔ ۱۳۰۵ش) مرجع پیروی و معلم درس بیرون فقه و اصول در حوزه علمیه قم میباشد. وی یک کدام از هفت مرجع معرفی‌گردیده از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در سال ۱۳۷۳ش پس از درگذشت آیت‌الله محمدعلی حسینیه نصرت مشهد اراکی بود.

مکارم شیرازی از جوانی تألیفاتی داشته و تا دهه ۱۳۹۰ش، در حدود یک‌صد تاثیر از او منتشر گردیده‌است. او از مدیران روزنامه مدرسه اسلام به‌ویژه قبل از برد انقلاب اسلامی بود. تعبیر و تفسیر مثال، یکی مهمترین تفاسیر معاصر قرآن، نتایج عمل گروهی به سرپرستی اوست. مکارم شیرازی، مالک فتاوایی میباشد که در فقه شیعه نادر‌سوابق میباشد؛ برای مثال حرمت سیگار کشیدن و عدم نجاست ذاتی کفار. مدرسه های علمیه مانند مکتب فقاهتی امام کاظم(ع)، مؤسسات پژوهشی مانند راءس فراگیری تخصصی شیعه‌شناسی و همینطور کانال ماهواره‌ای ولایت مثلا مراکزی میباشد که از سوی دفتر کار او اداره آدرس حسینیه نصرت مشهد میگردد.

ناصر مکارم شیرازی، از روحانیان فعال و یکی‌از سخنرانان انقلابی بوده که قبل از انقلاب اسلامی در نقاط متعدد کشور ایران دست به کار زده و زندانی و تبعید گردیده است. وی عضو مجلس خبرگان قانون اساسی ایران کشور ایران بوده میباشد. در سال ۱۳۹۳ش، همایشی با رئیس او در قم و با تیتر «کنگره جهانی جریان‌های افراطی و تکفیری از بینش علمای اسلام» در عکس العمل به تحرکات تیم داعش برگزار شد و عالمانی از ۸۰ مرزو بوم عالم در آن حضو رزرو حسینیه نصرت مشهد داشتند.

معاش و علم آموزی
ناصر مکارم شیرازی، در سال ۱۳۰۵ش در شیراز چشم به جهان گشود. بابا وی تاجر و فروشنده بود. تحصیلات مدرسه ابتدایی و متوسطه را در شیراز طی کرد و در ۱۴ سالگی دروس فقهی خویش را در مکتب آقا پدر خان شیراز استارت کرد و در ۱۸ سالگی (۱۳۲۳ش) وارد حوزه علمیه قم شد. در سال ۱۳۲۹ش به نجف رفت، ولی بعداز یک‌سال اقامت و علم آموزی، در سال ۱۳۳۰ش به قم رجوع و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد برگشت.[۱]

مکارم شیرازی، در درس آیت‌الله بروجردی، سید محمد حجت کوه‌کمری و سید محمد پژوهشگر داماد در قم کمپانی می کرد. در نجف، در درس آیت‌الله خویی و سید محسن حکیم حاضر شد و در برگشت از نجف، در ۲۴ سالگی، از سید ابراهیم اصطهباناتی و محمدحسین کشف کننده‌الغطاء اذن اجتهاد اخذ کرد.[۲]

سید محمد حسینی بهشتی و امام موسی صدر، از هم‌‌مباحثه‌‌های مکارم شیرازی بوده‌اند.[۳]

مرجعیت
ناصر مکارم شیرازی یک کدام از مراجع پیروی شناخته‌گردیده در کشور ایران و یکی‌از هفت فقیهی میباشد که بعداز درگذشت آیت‌الله اراکی در آذر ۱۳۷۳ش، از سوی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، دارای شرایط مرجعیت شناخته و اعلام قانونی شد.[۴]

اقدامات علمی و فرهنگی
مکارم شیرازی، از اولِ جوانی دست به تألیف و رسیدگی زد و خلال تحصیلات حوزوی مرسوم، اقدامات فرهنگی را هم با جدیت دنبال کرد. این عمل‌های وی در قوانینی بوده که تعداد نویسندگان حوزوی در آن عصر بسیار اندک بود.[۵] برخی از شغل‌های وی از این قرار میباشد:

تالیف کننده برگزیده کتاب سال ۱۳۳۳ش
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فیلسوف‌نماها
مکارم شیرازی در سال ۱۳۳۳ش[۶] کتابی با تیتر فیلسوف‌نماها نوشت که غالب مشوق کتاب سال شد.[۷][یادداشت ۱]این کتاب، با زبانی داستانی، عقاید مارکسیستی را عیب گیری نموده است.[۸] وی قبلا، کتاب «جلوه حق» را در انتقاد فرقه صوفیه و در ادامه تبلیغات پهناور آنان تألیف کرده بود.[۹]

بازدید : 28
يکشنبه 3 فروردين 1404 زمان : 15:54


حضین بن منذر رقاشی
حُضَین بن مُنْذِر رَقاشی مشهور به ابوساسان انصاری از یاران امام علی(ع)، راویان حدیث، و از احاطه و بزرگان قوم بَکر بن وائل میباشد. او در نبرد جمل و صفین حضور داشت و امیرالمؤمنین(ع) در زمان حکومت خویش او را قاضی اصطخر کرد. در منابع اهل سنّت و شیعه از حضین تحت عنوان شخصی ثقه خاطر حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

معاش‌طومار
در منابع، اسم وی به طور حُصَین نیز آمده، البته شکل درست آن حُضَین میباشد.[۱] وی به اسم یکی مادربزرگ‌هایش، رِقاشه دختر ضَبیعه، منسوب میباشد.[۲] لقب‌های او را ابومحمد،[۳] ابوحَفْص[۴] و در بیشتر منابع، ابوساسان ضبط کرده‌اند. ابن مَنْجَوَیه (متوفی ۴۲۸)[۵] گفته که ابوساسان کنیه وی و ابومحمد لقب آدرس حسینیه نصرت مشهد اوست.

در منابع اهل سنّت و شیعه از حضین تحت عنوان شخصی ثقه خاطر شد‌ه‌است.[۶] حضین را شاعری لهجه‌آور معرفی کرده‌اند.[۷] ابیات دور از هم‌ای از وی در منابع رزرو حسینیه نصرت مشهد آمده میباشد.[۸]

میلاد و درگذشت
از تاریخ میلاد او اطلاعی وجود ندارد. امین[۹] احتمال داده میباشد که در سال سوم هجری به جهان آمده باشد. دربارهٔ تاریخ مرگ وی، اختلاف اندکی در منابع وجود داراست. به نوشته بخاری[۱۰] وی بعداز سال یکصد هجری، و به نوشته ابن منجویه[۱۱] در سال ۹۹هجری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد درگذشت.

در درستی دو روایتی که در آن حضین یک کدام از اولیه عده ای نام برده که بعداز رخداد سقیفه بنی ساعده به امام علی(ع) پیوسته،[۱۲] به جهت سن معدود حضین در آن هنگام، شک و تردید گردیده است.[۱۳]

ملازمت و همراهی با حضرت علی(ع)
برقی[۱۴] حضین را از یاران و برترین علی علیه‌السلام حافظه نموده است. حضرت علی(ع) در نبرد جمل حضین را به فرماندهی پیاده‌نظام فامیل دیده نشده بن وائل برگزید.[۱۵]

باتوجه به فتح سمرقند در سال ۹۳ به دست قُتَیبَة بن مُسْلِم و حضور حضین بن منذر در مجلس قتیبه در همین سال[۱۶] و نیز تصریح حضین به نود سالگی خویش در آن سال در یکی سروده‌هایش،[۱۷] حضین احتمالاً در مبارزه صفّین ۳۴ ساله بوده و بر این محور گفته ابویقظان سُحَیم بن حفص (متوفی ۱۹۰)، که حضین را در جنگ صفّین نوزده ساله بیان کرده،[۱۸] اشتباه میباشد.

در نزاع صفّین، درفش امام علی(ع) در چنگ او بود و وی به سرپرستی فامیل دیده نشده بن وائل نیز گماشته شد.[۱۹] این فعالیت یکی تدبیرهای ارزنده علی(ع) دانسته گردیده‌است.[۲۰] دلیری و پایداری حضین در مبارزه صفّین و اهتزاز موزون پرچمی که در مشت داشت، علی(ع) را به سرودن اشعاری برانگیخت که در منابع مضبوط میباشد.[۲۱] رنگ پرچمی که در اختیار حضین قرار داشته، سرخ یا این که سیاه بوده میباشد.[۲۲] به هنگام مکر برافراشتن قرآن‌ها بر نیزه‌ها و بروز اختلاف در میان یاران علی(ع) در پیکار صفّین، حضین از اولیه اشخاصی بود که با سخنانی کوتاه و شیوا از علی(ع) حمایت کرد و عموم را به دستور برداری فارغ از قید و شرط از وی فراخواند.[۲۳]

امام علی(ع)، در زمان حکومت خویش، حضین را حکم دهنده اصطخر کرد.[۲۴]

با این درحال حاضر نقل شده میباشد امیران اموی نیز در شغل های خویش با حضین رایزنی می‌کردند و در بعضی موراد از وی امداد می‌خواستند؛ حضین در بعضی سروده‌های خویش بدین زمینه اشاره نموده است.[۲۵]

بازدید : 25
جمعه 1 فروردين 1404 زمان : 17:50


پس غرض از جاودانگی اسلام در حیطه معارف و گوهر آئین, استمرار حسینیه نصرت مشهد حقانیت اسلام و عدم قابلیت و امکان نسخه ها آن بوسیله ادیان میباشد؛ ولی در حوزه‌ شریعت, هدف جاودانگی کلیات شریعت (مبانی و اصول کلی فقه) میباشد خیر به طور موجبه همه که مشتمل بر کلیه احکام شریعت باشد.
این درک از جاودانگی شریعت را بزرگانی از فقها و اصولیین مانند روضه خوان انصاری آدرس حسینیه نصرت مشهد (فرائدالاصول: 457), آخوند خراسانی(ج2: 342), پژوهشگر نائینی(1368: 515) و امام خمینی (1385: 29)ذکر نموده‌اند, چنان که روضه خوان انصاری در تعبیر حدیث «حلال محمد حلال الی یوم القیامة» می‌نویسد:
«ان الظاهر سوقه لبیان استمرار احکام محمد(ص) نوعاً اینجانب پیشین الله جل ذکره الی یوم القیامة فی مقابل نسخها به‌این انتها لا ذکر استمرار احکامه الشخصیة» (فرائدالاصول: 457).
استدلال جاودانگی شریعت رزرو حسینیه نصرت مشهد
برای ثابت جاوادنگی احکام شریعت می‌اقتدار به برهان پایین اشاره نمود:
1ـ حقیقیه بودن پاراگراف‌های فقهی
منطقیون قضایا و جمله‌ها را به سه پیمان زیر تقسیم می‌نمایند:
زمینه خارجیه: زمینه‌ای میباشد که مورد آن در فقید بیرون در یک کدام از مجال‌ها تحقق داشته و حکم نیز بر آن حمل می شود؛ برای مثالً‌ دانشجو ها دانش کده دانشجو ها درس‌خوان و مؤمن میباشند.
زمینه ذهنیه: موضوع‌ای میباشد که مسئله آن خیر در فقید بیرون بلکه تنها در ذهن تحقق دارااست؛ مانند اجتماع نقیضین محال میباشد. سیمرغ پرنده‌ای وسیع‌الجثه میباشد.
زمینه حقیقیه: مسئله‌ای میباشد که حکم و محمول آن به طبیعت و نفس الامر مورد وابستگی گرفته میباشد با انقطاع لحاظ از این که مورد در قبل, هم اکنون‌ یا این که در آتی تحقق خواهد یافت. درستی و درستی این نوع مسئله خیر با تحقق فرنگی یا این که فرضی مسئله بلکه با نفس الامر مفهوم پیدا می‌نماید, به عنوان مثالً‌ مربع چهار ضلع دارااست. بشر حیوان ناطق میباشد. حکم این دو زمینه به نفس دستور مربع و بشر وابستگی گرفته میباشد و مشمول کلیه نوع مربع‌ها و بشر‌های پیشین, حالا و بعدی میگردد. با این توضیح پر‌نور میگردد که قانون ها و ضوابط که در قوه و رده ضابطه‌گذاری حال و روز و ثبت می‌گردد, از نوع قضایای حقیقیه میباشد. این نکته گزینه حادثه حقوق و دستمزد‌دانان میباشد. شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد
نکته دیگر این‌که: بعضا غرض از زمینه حقیقیه در شریعت را موضوع همه تعریف می‌نمایند, به سیرتکامل‌ای قضیه آن, خیر موضوعات خاص و فرنگی بلکه مقدّرالوجود میباشد.
در هر دو شکل (آنالیز مسئله به طبیعت یا این که مقدرالوجود) معلوم می گردد احکام و مقرراتی که در کتاب و سنت از سوی خدا و رسول(ص) تحت عنوان حکم شریعت حال و روز و تقنین گردیده است مشمول همگی مسلمانها اعم از بعدازظهر حضور و غایب بودن میباشد, به عنوان مثالً‌ مسئله «لِلّهِ عَلَی النَّاسِ‌ حِجُّ البَیتِ مَنِ میباشدَطَاعَ إِلَیهِ‌ سَبِیلاً» (آل عمران‌ (3): 97) یک نوع ضابطه‌گذاری از نوع مسئله حقیقیه میباشد که وجوب حج را برای کلیه مستطیعان اثبات می‌نماید. بر پایه ی این, اصل و اساس در قضایا و احکام فقهی جاودانگی آن میباشد, ‌مگر این که عامل و قرینه‌ای مغایر آن اثبات گردیده باشد. عامل آیتم اشاره را عده ای از اصولیین متذکر گردیده‌اند؛ (نائینی, فوائدالاصول: 172).
2ـ اطلاق مقامی
اطلاق دو قول لفظی و مقامی تقسیم میگردد. در اطلاق لفظی هنگام شک وتردید در شمول لفظ واحد بر همگی مصادیق آن به اطلاق لفظ آن تمسک می گردد, از جملهً‌ چنانچه گفته گردد:‌ دانشجو ها میتوانند در اردو کمپانی نمایند, هنگام شک و تردید در شمول یا این که عدم شمول آن بر ترم اولین‌ها به اطلاق آن تمسک میگردد.
البته اطلاق مقامی در جایی میباشد که ضابطه‌گذار در منزلت وضع و اوضاع ضابطه و یاد دادن حکمی باشد, از جملهً شرط نمایندگی برای پارلمان را پنج شرط مشخص و معلوم نماید. یا این که رسمی را از ثبت گذرانده و برای آن اجل و زمانی را مشخص و معلوم نکرده میباشد. در این مکان به اطلاق مقامی استناد می شود و وجود شرط دیگر نفی و اجل و وقت ضابطه سابق الذکر غیر موقت و دایمی فرض می‌گردد.
ضوابط شریعت نیز بر اینگونه مبنایی پایدار میباشد. از آن جا که شارع مقدس قانون ها شرع خویش را به به عبارتی آدم‌ها خطاب کرده و برای آن فرصت و وقت خاصی را حیث ننموده میباشد, با استناد به اطلاق مقامی, دائمیت و جاودانگی آن استظهار و ثابت می‌گردد. چنان‌که صاحب و مالک کفایة می‌نویسد:
«فالحکیم گرانقدر و گرانقدر ینشأ علی وفق الحکمة والمصلحة طلب شیء قانونا اینجانب الموجود و المعدوم حین الخطاب لیصیر فعلیا آن گاه ما وجد الشرایط و فقد الموانع بلا حاجة الی انشاء‌انتها»؛ (آخوند خراسانی, ج1: 355).
بعضا از اندیشمندان اسلامی برای جاودانگی احکام شریعت به قاعده «اشتراک تکلیف» تمسک می‌نمایند, که آن در واقعیت به دو استدلال قبل برمی‌شود, چون لازمه حقیقیه بودن جمله‌های شرعی و اطلاق مقامی, اشتراک مسلمان ها نسل‌های آینده با نسل نخستین و مخاطبان شفاهی وحی آسمانی میباشد, یا این که مبنای آن استدلال خاص میباشد که اشاره شود؛ (حسینی, 1418: 26 و فاضل لنکرانی, 1416: 295).
3ـ آیه ها
بعضا از آیه‌ها به دلالت نص یا این که ظواهر بر جاودانگی آئین مقدس اسلام دلالت می‌نماید:
1ـ 3ـ «إنَّا نَحنُ نَزَّلنَا الذِّکرَ وَ إِنّا لَهُ لَحَافِظُونَ»؛ (حجر (15):9).
این آیه شریفه بر نگهداری و بقای قرآن به طور مطلق از طرف خدا و ضمانت عدم تحریف آن دلالت می‌نماید. علامه طباطبایی در تعبیروتفسیر این آیه شریفه می‌نویسد:
« فالآیة تدل علی کون کتاب الله محفوظا اینجانب التحریف بجمیع اقسامه اینجانب جهة کونه بیان الله سبحانه فهود بیان حی خالد»؛ (طباطبایی , ج12: 97)
علامه از تیتر وصف «لحافظون», صیانت قرآن در آتی را به کار گیری می‌نماید؛ (طباطبایی, به عبارتی,ج7: 97), چون در ادبیات عرب صفت (نام فاعل) برای دلالت در حالا و آجل به شغل می‌رود.
پر‌نور میباشد با ثابت جاودانگی قرآن, سرمدیت اصل شریعت و احکام عملی آن نیز اثبات می‌گردد.
2ـ 3ـ «أُوحِیَ إِلَیَّ هذَا القُرآنُ لِاُنذِرَکُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ»؛ (انعام (6): 19)
این آیه رسالت رسول(ص) را ترساندن مطلق آدم‌هایی که صحبت الهی به آن ها می رسد, بیان می‌نماید.
علامه طباطبایی در تحت آن می‌نویسد:
« یدل علی مردم رسالته(ص) بالقرآن لکل اینجانب سمعه منه وی سمعه اینجانب غیره الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, به عبارتی, ج7: 39؛ العناوین: 26)
3ـ 3ـ « وَ إِنَّه لَکِتابٌ عَزِیزٌ لاَ یَأتِیهِ البَاطِلُ مِن بَینِ یَدَیهِ وَ لاَ مِن خَلفِهِ تَنزِیلٌ مِن حَکِیمٍ حَمِیدٍ»؛ (فصلت (41): 42).
این آیه صحت دارد که هیچ‌سیرتکامل بطلان و نسخی دامن‌گیر قرآن نخواهد بود. علامه طباطبایی دراین مورد می‌نویسد:
فالمراد بقوله «اینجانب در میان یدیه و لا اینجانب خلفه» فرصت الحال و الاستقبال ای فرصت النزول و ما بعده الی یوم القیامة»؛ (طباطبایی, ج17: 397)
4ـ3ـ «فَأَقِم وَجهَکَ لِلدّینِ حَنیِفاً فِطرَة اللهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیهَا لاَ‌ تَبْدیِلَ لِخَلْقِ اللهِ ذَلِکَ الدِّینُ القَیِّمُ».
این آیه به صورت مصرح آیین را ـ که منظور اسلام میباشد ـ یک نوع فطرت و خلقت الهی تعریف می‌نماید که با آفرینش آدم در هم آمیخته و چنان با آن عجین گردیده‌است که قابل تبدیل و انفکاک وجود ندارد. آیه شریفه خیر فقط بر جاودانگی اسلام دلالت می‌نماید, که در جایگاه تبیین و تعبیروتفسیر مبنای علمی آن نیز است؛ (طباطبایی, به عبارتی, ج1: 63).
5ـ3ـ «هُوَ الَّذِی أََرسَلَ رَسُولُهُ بِالهُدَی وَ دِینِ الحقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدِّینِ کُلِّهُ وَ لَو کَرِهَ المُشرِکُونَ»؛ (توبه (9): 33؛ فتح (48): 28).
این آیه به عینه در سوره فتح و صف تکرار گردیده و صرفا پایین آن (و لو کره المشرکون) به «کفی بالله شهیدا» تغییر و تحول یافته میباشد.
این دو آیه شریفه خیر فقط بر جاودانگی اسلام بلکه بر غلبه آن بر مجموع ادیان دلالت می‌نماید که مبطل عقیده پلورالیزم فقهی میباشد. احادیث مختلفی نیز در تعبیر آیه وارداتی میباشد؛ (مجلسی, 1403ق, ج24: 236؛ ج16: 347 و ج52 :340).
6ـ 3ـ «و ما ارسلناک الا کافة للناس.»؛ (سبأ (34): 28).
این آیه به طور روشن مخاطبان رسول اکرم(ص) را خیر معاصران یا این که آدم‌های یک سری سده بعد از آن بلکه تمامی عموم تعریف می‌نماید.
تذکرات
الف. با تأمل در آیه ها دلالت‌کننده بر جاودانگی, پر‌نور میگردد که‌این نشانه‌ها در منزلت تأکید بر جاودانگی آئین اسلام و هم‌اینگونه قرآن مجید میباشد و دلالت‌ خاصی بر شریعت اسلام ندارد, البته اطلاق و مردم جاودانگی اصل قرآن و اسلام, بر جاودانگی شریعت به دلالت تمام بر جزء (دلالت تضمنی) نیز دلالت می‌نماید, چون که بخشی از قرآن و اسلام را شریعت و احکام تشکیل داده میباشد (سازه به حیث دارای اسم و رسم حدود پانصد آیه درباره احکام وارداتی میباشد) که با فرض جاودانگی قرآن آیه ها احکام آن نیز جاودان خواهد بود.
ب. آیه‌ها گزینه اشاره صرفا بر جاودانگی قرآن مهربان دلالت می‌نماید, البته جاودانگی سنت و به‌خصوص شریعت, از این آیه ها استظهار نمی شود, بلکه برای ثابت جاودانگی سنت ضمن خویش سنت ـ که گستردن آن می آید ـ می‌اقتدار به آیاتی تمسک کرد که به تاسی و اطاعت از فرستاده(ص) دستور می‌نماید, مانند:
«وَ مَا آتَاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ مَا نَهَاکُم عَخیرُ فَانتَهُوا وَاتَّقُوا اللهَ إٍنَّ اللهَ شَدِیدُ العِقَابِ»؛ (حشر‌(59): 7).
معبود در‌این آیه به صراحت به اطاعت از دستورها و هجران از نواهی فرستاده دستور می‌نماید که مشتمل بر تکالیف فقاهتی نیز می‌گردد که روایاتی نیز بر این دستور دلالت می‌نماید؛ (کلینی, 1365, ج1, 1365: 265؛ مجلسی, 1403, ج17: 7 و ج25: 331). بعضی از صحابه, تابعین و رهروان آن ها مانند ابن مسعود, حکم بن عمیر و شافعی این رأی را برگزیده‌اند؛ (قرطبی, 1414, ج18: 17؛ طباطبایی, ج3: 159).
« أَنزَلنَا إِلَیکَ الذَّکرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیهِمْ»؛ (نحل (16): 44).
این آیه شأن تبیین قرآن که مشتمل بر ذکر جزئیات احکام می گردد را به ذمه نبی(ص) واگذار کرده است. از جملهً اصل نماز در قرآن میباشد ولی جزئیات آن از قبیل کیفیت و تعداد رکعات آن را می بایست فرستاده(ص) تبیین فرماید.

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 527
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه