loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 38
دوشنبه 6 مرداد 1404 زمان : 10:59

(درگذشت: ۱ق/۶۲۳م)، ملقب به اسعدالخیر، از صحابه و از اول مسلمان ها یثرب بود. او در مدینه به تبلیغ اسلام پرداخت تا بدانجا که گفته‌اند بت‌های شهر را درهم‌باخت و با مسلمانها به نماز ایستاد. فرستاده(ص) در قسم دوم عقبه، اسعد را نقیب خویشان‌اش بنی نجار کرد. اسعد عشق و علاقه بخش اعظمی به فرستاده آفریدگار(ص) داشت و فرستاده(ص) نیز به وی عشق و علاقه نشانه می‌اعطا کرد. هنگامی که اسعد از جهان رفت، فرستاده(ص) خویش بر پیکر وی نماز خواند و اورا در بقیع دفن کرد. گفته‌اند آیه ۱۴۳ سوره بقره در شأن بعضی یاران نبی(ص) به عنوان مثال اسعد نازل شد. بنابر نقلی اول نماز آدینه مدینه را وی حسینیه نصرت مشهد اقامه کرد.

لقب و کنیه ، لقب او ابوامامه و لقبش اسعدالخیر بود. بیان کننده به باعث پیش‌قدمی در آوردن اسلام به مدینه، او را «‌اسعدالخیر» گفته‌اند.[۱]، از اول مسلمانها ، اسعد بن زراره از اولیه مسلمانها یثرب بود که پیش از مسافرت رسول(ص)، در مکه با رسول(ص) ملاقات کرد و به دست وی مسلمان شد.[۲] اسعد از تیره خزرجیان بنی نجّارِ انصار[۳] و از یکتاپرستان بعد از ظهر جاهلی آدرس حسینیه نصرت مشهد بود.[۴]

شناخت با فرستاده(ص)، ولی ماجرای رابطه اول او با حضرت نبی(ص)، در منابع سیره فرستاده(ص) با اندک اختلافی نقل‌ شد‌ه‌است و سرچشمه تمامی این احادیث به کیفیت رابطه عموم یثرب با آن حضرت و بیعت‌های پر اسم و رسم به «‌عقبه‌» گشوده رزرو حسینیه نصرت مشهد می گردد.

به داستانِ ابن سعد وقتی که مبارزه قدیمی قبیلگی دربین اوس و خزرج بالا گرفته بود، اسعد و ذَکوان بن مخلوق قَیس از یثرب به مکه آمدند. زیرا آن دو شهرت حضرت پیامبر(ص) را شنیدند، نزد وی شتافتند و با شنیدن سخنان آن حضرت، اسلام آوردند. آن‌گاه به شهر خویش بازگشتند و به تبلیغ اسلام پرداختند و چندی آن‌گاه همدم تعدادی بدن از عموم یثرب نزد رسول (ص) آمدند[۵] و با نبی عهد بستند. این عهدوپیمان به بیعت اولیه عقبه دارای اسم و رسم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۶]

نقیب النقبای رسول(ص)
عموم یثرب تیم مجموعه با فرستاده(ص) بیعت کردند و بنی نجار، خویشان اسعد، مدعا بودند که اسعد اولیه بیعت‌کننده با فرستاده(ص) بوده میباشد.[۷] بعد از بیعت عقبه دوم، از هر بستگان‌ای، کسی تحت عنوان «‌نقیب‌» برگزیده شد تا «مسئول و مراقب آنچه دربین قومشان می‌گذرد باشند». اسعد نیز یکی این دوازده نقیب بود.[۸] به روایتی، رسول(ص)، اسعد را «‌نقیب النقبا‌» قرار بخشید.[۹]

ارتباط اسعد با فرستاده(ص)
سخنان اسعد در شب بیعت عقبه[۱۰] و هنگام ورود نبی(ص) به قبا و مدینه و خیر‌های وی به حضرت[۱۱] حکایت از شدت ایمان و عشق‌اش به وی داراست. او در مدتی که پیامبر آفریدگار(ص) در قبا بود، همواره به زیارتش می‌آمد و در نمازهای جماعت حضرت نیز کمپانی می کرد.[۱۲]

فرستاده(ص) نیز به وی عشق فراوانی داشت، به ‌طوری که به محض ورود به مدینه درباره وی پرسید[۱۳] و در بیماری اسعد، از وی عیادت و برای درمانش مبادرت کرد.[۱۴]

تبلیغ اسلام در مدینه
اسعد بعد از رجوع و برگشت به مدینه، به تبلیغ اسلام پرداخت، تا بدانجا که گفته‌اند بت‌های شهر را در هم ناکامی[۱۵] و با مسلمان ها به نماز ایستاد. همینطور آورده شده او اولیه نماز آدینه مدینه را اقامه کرد؛[۱۶] ولی مسئله تبلیغ اسلام و نمازگزاردن اسعد در مدینه مورداختلاف سیره نگاران میباشد؛ چون به داستان ابن اسحاق، حضرت پیامبر(ص) بعد از عقبه او‌لین، به درخواست مسلمانها شهر، مُصعَب بن عُمِیر را برای آموختن قرآن، به مدینه ارسال کرد[۱۷] و مصعب در عقبه ثانیه خویش هم پا انصار برای دیدار رسول(ص) به مکه آمد.[۱۸]

به روایتی دیگر، زمینه رفتن مصعب، بعداز بیعت عقبه ثانیه بوده میباشد.[۱۹] به هرحال، چنان‌که حیث واقدی میباشد، بیان کننده دستور آموختن قرآن با مصعب بوده میباشد و نمازگزاردن با اسعد.[۲۰] مصعب بعد از وارد شدن به مدینه، در منزل اسعد سکنی گزید و هم در آنجا به مأموریت خود می‌پرداخت.[۲۱]

وفات
از زندگانی اسعد، بعداز مسافرت حضرت فرستاده(ص) به مدینه درایت خاصی در مشت وجود ندارد، ولی هنوز یک‌سری ماهی از سفر نگذشته بود که اسعد مریض شد. مداوای وی تأثیری نبخشید و در ماه شوال، در حالی که هنوز بنای مسجد رسول(ص) به نقطه پايان نرسیده بود، درگذشت.[۲۲] نبی(ص) در تجهیز و تشییع ‌لاشه وی حاضر شد[۲۳] و بر او نماز گزارد و ‌این اولیه نماز میتی بود که فرستاده(ص) در مدینه به مکان آورد.[۲۴] او را در بقیع دفن کردند و گفته‌اند اولیه کسی بود که در آن آرامستان به خاک امانت شد.[۲۵]

بعد از مرگ اسعد، بنی نجار، نزد فرستاده(ص) آمدند و از وی خواستند تا نقیبی دیگر بر وی بگمارد، البته نبی(ص) فرمود که خویش نقیب وی خواهد بود و بنی نجار به‌این باعث دشوار به خویش می‌بالیدند.[۲۶]

از اسعد نسلی برجای نماند.[۲۷]

نزول بعضی آیه‌ها در‌ شأن اسعد
گروهی از یاران فرستاده(ص) به عنوان مثال اسعد ‌بن ‌زراره، پیش از تغییر تحول قبله از بیت المقدس به سوی کعبه، از عالم رفتند. پیرو تغییر تحول قبله، بعضا از عالمان یهودی درباره حکم نماز این تیم از یاران فرستاده(ص) شک و تردید تولید کردند[۲۸] و خانواده اسعد و دیگر یاران، از نبی(ص) درباره نمازهای آن ها پرسیدند. در جواب آن ها این قسمت از آیه ۱۴۳ سوره بقره نازل شد:[۲۹] ﴿وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ ١٤٣﴾ [بقره:143] و از ضایع‌نشدن ایمان آن‌ها خبر بخشید.
از مقاتل بن سلیمان نقل گردیده است آیه ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره آل عمران در پی تفاخر ثعلبة بن غنم و اسعد بن زراره نازل شد؛ البته بنابر شواهدی که خواهد آمد، به لحاظ میرسد نسبت دادن روایت تفاخر به اسعد درست وجود ندارد. ماجرا این تفاخر و عیب گیری آن درپی می آید:
ثعلبة ‌بن ‌غنم از خویشان اوس، و اسعد ‌بن ‌زراره از خویشاوندان خزرج با یکدیگر به تفاخر برخاستند. ثعلبه اظهار‌کرد: خزیمه ذوالشهادتین و حنظله غسیل الملائکه و عاصم بن اثبات که از آیین نگهبانی کرد و سعد بن معاذ که پروردگار به حکم وی درباره بنی قُرَیظه راضی شد از ما می‌باشند. اسعد اذعان کرد: اُبَیّ ‌بن ‌کعب، مُعاذ ‌بن ‌جبل، زید بن اثبات و ابوزید که حمل کننده و حافظ قرآن بودند و سعد بن عباده مدیر و خطیب انصار از ما می‌باشند. کارشان به دعوا کشید و هرمورد با خشم، فامیل خود را به کمک منظور، دست به سلاح بردند.

درپی این روایت، آیه ها ۱۰۲ و ۱۰۳ سوره آل عمران بر رسول(ص) نازل شد و آن‌ها‌را به تقوای الهی، وحدت و همدلی فراخواند. آن‌ها بعداز قرائت حضرت، با یکدیگر صلح کردند:[۳۰]

﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ ١٠٢ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَةَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُاینترنتِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا﴾ [آل عمران:102–103] با اعتنا به اینکه بعضا از افتخارات نقل‌گردیده درین داستان، بعد از وفات اسعد ‌بن ‌زراره (سال ۱ هجری قمری) پیش آمده میباشد، نسبت‌دادن اینگونه داستانی به وی درست به لحاظ نمیرسد؛ به عنوان مثالً حنظله در غَزوه اُحُد به شهید شدن رسید و روایت بنی قریظه و سعد بن معاذ در سال ۵ قمری رخداد. بعید وجود ندارد این رخداد به سعد اخوی اسعد، مربوط باشد که بنابر روایتی، از منافقان بوده میباشد.[۳۱]

پانویس
بَلاذُری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۴۳.
ابن سعد، الطبقات الکبری، دارصادر، ج۳، ص۶۰۸؛ خلیفه، الطبقات، ص۹۰-۹۱
ابن هشام، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۴۲۹؛ هاشمی بغدادی، المحبر، ص۲۶۹.
ابن ‌سعد، الطبقات الکبری، دارالکتب العلمیه، ج‌۱، ص۱۶۹؛ ابن جوزی، المنتظم، ج‌ ۳، ص۲۰۳.
نک: طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۵۴- ۳۵۵
ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، دار صادر، ج۱، ص۲۱۸، قس: ج۱، ص۲۱۹
ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۷۳، ۸۱ و ج۱، ص۸۹؛ طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۶۴؛ قس: ابن سعد، الطبقات الکبری، دار صادر، ج۱، ص۲۲۲
ر.ک: ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۸۵
بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۴
احمد بن حنبل، مسند، ج‌۴، ص۲۶۸؛ بیهقی، دلائل النبوه، ج‌۱، ص۳۰۲.
طبرسی، اعلام الوری، ص۷۶، ۷۸؛ ابن کثیر، البدایة والنهایه، ج‌۳، ص۱۵۹.
طبرسی، اعلام الوری، ص۷۶.
احمد بن حنبل، مسند، ج‌۵، ص۲۶.
ابن ‌سعد، الطبقات الکبری، دارالکتب العلمیه، ج۳، ص۴۵۸؛ ابن عبدالبر، الاستیعاب، بیروت، ج‌۱، ص۱۷۵.
ابن سعد، الطبقات الکبری، دار صادر، ج۳، صص۶۰۹ -۶۱۰
ابن هشام، السیرة النبویه، ج‌۲، ص۴۳۵؛ سهیلی، روض الانف، ج‌۴، ص۱۰۰ـ۱۰۱؛ طبرسی، مجمع البیان، ج‌۱۰، ص۴۳۱.
ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۷۶
ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۸۱.
ابن عبدالبر، الاستیعاب، قاهره، ج۴، ص۱۴۷۳.
ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، صص۲۳۹، ۲۴۳، ۲۶۶؛ طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۵۷
ابن هشام، السیره النبویه، ج۲، ص۷۶؛ طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۵۹
ابن سعد، الطبقات الکبری، دار صادر، ج۳، ص۶۱۱؛ طبری، تاریخ طبری، ج۲، ص۳۹۷؛ ابن هشام، السیره النبویه، ج۱، ص۱۰۰، ۱۵۳؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ج۱، ص۱۴
ابن ‌سعد، الطبقات الکبری، دارالکتب العلمیه، ج‌ ۳، ص۴۵۹.
ابن شبه، تاریخ المدینه، ج۱، ص۹۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه، ج‌۱، ص۲۰۹.
ابن سعد، الطبقات الکبری، دار صادر، ج۳، صص۶۱۱ -۶۱۲

بازدید : 35
يکشنبه 5 مرداد 1404 زمان : 10:59

از یاران امام علی(ع) و از شهدای کربلا. وی در مبارزه‌های جمل، صفین و نهروان کمپانی داشت. نافع در عذیب هجانات به کاروان امام حسین(ع) پیوست و روز عاشورا در کربلا به شهیدشدن رسید. وی در سخنانی پشتیبانی و وفاداری خویش را نسبت به امام حسین(ع) نماد حسینیه نصرت مشهد می‌د‌اد.

اسم و نسب ، در بعضا از منابع تاریخی و مقاتل، اسم نافع بن هلال با اسم هلال بن نافع غلط تصویب شد‌ه‌است.[۱] در حالی‌که هلال بن نافع نیز در اتفاق کربلا حضور داشته البته جزو سپاهیان قدمت بن سعد و از گزارشگران آن حادثه آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲][یادداشت ۱]

نافع بن هلال از تیرۀ جمل، یکی شاخه‌های قبیلۀ مَذحِج بوده و تبار یَمَنی داشته میباشد. در منابع تاریخی با نسبت جَمَلی، بَجَلی، مُرادی، و بَجَلی مرادی از وی خاطر گردیده‌است.[۳] حکومت حضرت علی(ع) ، نافع از یاران علی بن ابیطالب(ع) بود[۴] و در پیکار‌های جمل، صفین و نهروان کمپانی جست.[۵] آورده شده که نافع شخصی شجاع و تیرانداز بوده میباشد. از ابومِخنَف اورده شده که امیرمؤمنان علی (ع) او‌را آئین رزم رزرو حسینیه نصرت مشهد آموخته بود.[۶]

رخداد کربلا نافع بن هلال پیش از شهیدشدن مسلم بن عقیل از کوفه بیرون شد[۷] وی یکی چهار نفری بود که در عذیب الهجانات، به امام حسین(ع) پیوستند. حضرت از آن ها اوضاع و احوال عموم کوفه را پرسید و آن ها در جواب گفتند: تسلط و بزرگان کوفه به دلیل زیرمیزی‌هایی که گرفته‌اند علیه شما می‌باشند و سایر عموم، دلشان با شما اما شمشیرشان علیه شما میباشد.[۸] در برخی منابع به مکان نافع بن هلال از جابر بن حارث سلمانی حافظه گردیده‌شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد است.[۹]

تجدید بیعت با امام(ع)
۲ محرم، امام حسین(ع) وارد کربلا شد. حضرت اهل بیت و یارانش را عده کرد و خطاب به آن ها بعد سخنانی اختلال کرد. بعداز سخنان امام(ع) اصحاب در پناه از آن حضرت(ع)، یکی‌از بعد از دیگری برخاستند و بر بیعت دوباره خویش با وی پای فشردند. نافع، بعداز زُهِیر بن قِین سخنانی در تامین از امام اختلال کرد.[۱۰][یادداشت ۲]

آوردن آب
بعد از این که به امر قدمت بن سعد، آب را بر اردوگاه امام حسین(ع) بستند، امام حسین(ع) حضرت ابوالفضل را شبانه با سی سوار و بیست پیاده به عنوان مثال نافع بن هلال، به سوی فرات برای آوردن آب ارسال کرد. نافع در جلوی آنها در تکان بود تا به شریعه فرات رسیدند. آنها کمی آب به چادر‌ها رساندند.[۱۱]

گفتگوی نافع بن هلال با عمرو بن حجاج

عمرو بن حجاج زبیدی: کیستی؟
نافع: از پسر عموهای تو؛ آمده‌ایم از این آب که ما‌را از آن بازداشتن کرده‌اید، بنوشیم.
گوارایت باد بنوش! البته برای حسین(ع) از این آب مبر
خیر به پروردگار قسم و سوگند، قطره‌ای از آن آب نمی‌نوشم، در حالی‌که حسین(ع) و فامیل و یاران همراهش، کلیه تشنه‌اند.


[۱۲]
شب عاشورا
در نصفه‌های شب عاشورا که امام حسین(ع)، برای تحقیق تپه‌ها و گردنه‌های محیط، صرفا از چادر بیرون شد؛ نافع آرام در پی وی به منش زمین‌خورد. در شیوه رجوع حضرت(ع) به نافع فرمود: «آیا نمی‌خواهی درین شب تار از در میان این دو کوه بگذری و جان خودت را نجات دهی؟» نافع خویش را به روی گام‌های امام(ع) انداخت، اظهار کرد:

«شمشیری دارم که به هزار درهم می‌ارزد و اسبی دارم که به همین اندازه می‌ارزد، پس به آن خدایی که به حضور در رکاب شما، بر اینجانب منت بنیان قسم و سوگند، تا‌هنگامیکه شمشیرم به فعالیت آید هیچ گاه از شما جداگانه نمی شوم.»[۱۳]
همینطور نقل شده میباشد نافع وقتی که شم کرد اهل بیت امام حسین نگران وفاداری اصحاب آن حضرت می باشند. با مشورت کردن حبیب بن مظاهر اصحاب امام را مجاورت چادر آن حضرت توده کردند و آن‌ها وفاداری خویش را نسبت به امام اعلام کردند.[۱۴]

روز عاشورا
بعضا نقل کرده‌اند که نافع بن هلال جدید تزویج کرده بود و زیرا روز عاشورا عزم میدان پیکار کرد، همسرش او‌را از رفتن جلوگیری کردن نمود؛ البته وی بر کمک امام(ع) پافشاری ورزید، و زیرا امام(ع) از مورد باخبر شد، نافع را فرمود: همسرت نگران میباشد و اینجانب دوست ندارم در جوانی به فراق یکدیگر در گیر گردید؛ در حالتی‌که می‏‎خواهی عیالت را بردار و از این کویر برو.

نافع بیان کرد:‌ ای پسر فرستاده آفریدگار(ص) در صورتی در رنج تورا رها کنم و سراغ عیش و نوش خویش روم، فردای قیامت جواب جدّت نبی پروردگار(ص) را چه گویم.[۱۵]

نقل شده میباشد در روز عاشورا بعداز آنکه عَمرو بن قَرَظَه انصاری به شهیدشدن رسید، برادرش علی، که از سپاهیان قدمت بن سعد بود، به امام اعتراض کرد و به آن حضرت حمله کرد. البته نافع بن هلال او‌را مصدوم تشکیل داد.[۱۶]

بازدید : 36
شنبه 4 مرداد 1404 زمان : 11:27

که روایت وی و حضرت یوسف(ع) در قرآن آمده میباشد.[۱] در قرآن اسم زلیخا نیامده و صرفا با تعبیروتفسیر «الَّتِی هُوَ فِی بَيْتِهَا» (زنی که یوسف در منزل آن زن بود)[۲] و «امْرَأَتُ الْعَزِیز» (همسر عزیز مصر)[۳] از وی خاطر می گردد.[۴] با این درحال حاضر در برخی منابع تفسیری،[۵] تاریخی[۶] و حدیثی[۷] اسم وی زلیخا معرفی گردیده‌است. فخر رازی مفسر اهل‌‎سنت اعتقاد دارد، برای این اسم، منبع معتبری نیست.[۸] در بعضا منابع نیز اسم همسر عزیز مصر، زَلْیَخه دانسته حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.[۹]

در قسمت‌هایی از قرآن و تورات، قصه یوسف و زلیخا نقل شده میباشد.[۱۰] به گفته بعضا دانشمندان، قرآن و تورات تفاوت‌هایی در گزارش این ماجرا دارا‌هستند.[۱۱] به نقل از قرآن، زلیخا خواست از یوسف کامجویی نماید؛ البته یوسف با «دیدن عامل پروردگارش» به سوی در گریخت.[۱۲] ناصر مکارم شیرازی از مفسران شیعه اعتقاد دارد حضرت یوسف با کمک غیبی از آن دور و اطراف گناه نجات یافت.[۱۳] زلیخا خویش را به یوسف رساند و پیراهنش را پاره کرد.[۱۴] جلوی در، یوسف و زلیخا با عزیز مصر روبه‌رو شدند.[۱۵] زلیخا و یوسف هرمورد، دیگری را به حیله مجرم کردند.[۱۶] در آن هنگام شخصی از قوم زلیخا شهیدشدن اعطا کرد که در صورتی بلوز یوسف از پشت پاره گردیده باشد، یوسف راست گفته میباشد.[۱۷] از‌این‌رو اتهام کارشکنی از یوسف آدرس حسینیه نصرت مشهد برداشته شد.[۱۸]

مطابق بعضی گزارش‌ها، شاهدی که به عایدی یوسف شهیدشدن بخشید، خواهرزادۀ سه‌ماهۀ زلیخا بود[۱۹] که به توان آفریدگار به صحبت درآمد.[۲۰] با این هم اکنون، در گزارش‌های دیگر، آن شاهد مردی حکیم معرفی گردیده است.[۲۱] به گفته بعضا مفسران، به درخواست زلیخا، یوسف به زندان انداخته شد؛[۲۲] البته بعداز مدتی زلیخا به گناه خویش و راستگویی یوسف اعتراف رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.[۲۳]

زلیخا زنی خوشگل، ثروتمند[۲۴] و بت‌پرست بود.[۲۵] وی از همسرش صاحب و مالک فرزند نمی شد.[۲۶] مطابق بعضا منابع، بعداز آن‌که زلیخا در زمانه پیری توبه کرد و یکتاپرست شد، با دعای یوسف(ع) جوان شد و به وصلت وی درآمد.[۲۷] اورده شده از تزویج آن‌ها، دو فرزند چشم به جهان گشود.[۲۸] البته برخی دانشمندان بر این باورند که‌این ماجرا‌ها به جهت‌های مختلفی مانند وجود انواع در مدرک و متنشان، قابل‌استناد وجود ندارد و محتوای آنان از تورات گرفته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده است.[۲۹]

مبنی بر رسیدگی‌های اجرا‌گردیده، زلیخا بر تامل صوفی‌ها تأثیر بخش اعظمی داشته میباشد.[۳۰] بیان شده اهل‌تصوّف، وضعیت‌ها و کردار‌های زلیخا را بسیار ستوده‌ و با استناد به موقعیت‌ها و رفتارهای وی، به ذکر بینش‌های عرفانی خویش پرداخته‌اند.[۳۱] ماجرا علاقه زلیخا به حضرت یوسف(ع)، رفلکس فراوانی در ادبیات عالم، به عنوان مثال ادبیات فارسی، ترکی و اروپایی داشته میباشد.[۳۲] ابیات ذیل مثال‌ای از آن میباشد:

گرش مشاهده کنی و دست از ترنج بشناسی
جایز بود که سرزنش کنی زلیخا را[۳۳]
زلیخا چو گشت از میِ عشق و علاقه مست
به دامان یوسف درآویخت دست
چنان دیو شهوت رضا داده بود
که زیرا گرگ در یوسف افتاده بود.[۳۴]


پانویس
اسدی، «زلیخا»، ص۴۱۶.
سوره یوسف، آیه ۲۳.
سوره یوسف، آیه ۳۰.
اسدی، «زلیخا»، ص۴۱۴.
برای مثال نگاه نمائید به مقاتل، تعبیروتفسیر مقاتل بن سلیمان، ۱۴۲۳ق، ج۲، ص۳۲۷؛ قمی، تعبیروتفسیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۵۷؛ طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۳۴۰.
برای مثال نگاه نمایید به مقدسی، البدء و التاریخ، مکتبة الثقافة الدینیة، ج۳، ص۶۸؛ ابن‌خلدون، تاریخ ابن‌خلدون، ۱۴۰۸ق، ج۲، ص۴۵؛ ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۱۵.
برای مثال نگاه فرمایید به روحانی صدوق، علل الشرایع، ۱۳۸۵ش، ج۱، ص۵۵؛ خزاز رازی، کفایة الاثر، ۱۴۰۱ق، ص۲۶۴؛ راوندی، قصص الانبیا، ۱۴۰۹ق، ص۱۳۶.
فخر رازی، مفاتیح الغیب، ۱۴۲۰ق، ج۱۸، ص۴۳۵.
دیلمی، اعلام الدین، ۱۴۰۸ق، ص۴۲۹.
برای مثال سوره یوسف، آیه ۲۳-۳۲؛ تورات، سِفر پیدایش، باب ۳۹، آیه ها ۷-۲۰.
صادقی، «نگاهی تطبیقی به قصه یوسف و زلیخا در قرآن مجید و تورات»، ۱۰۱-۱۰۳.
سوره یوسف، آیه ۲۳-۲۵.
مکارم شیرازی، تعبیر مثال، ۱۳۷۴ش، ج۹، ص۳۷۴.
سوره یوسف، آیه ۲۵.
سوره یوسف، آیه ۲۵.
سوره یوسف، آیه ۲۵-۲۶.
سوره یوسف، آیه ۲۶-۲۷.
سوره یوسف، آیه ۲۸-۲۹.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۳۴۷.
قمی، تعبیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۴۳.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۳۴۷.
طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۵، ص۳۵۴؛ بیضاوی، انوار التنزیل، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۱۶۳.
سوره یوسف، آیه ۵۱.
قمی، تعبیر القمی، ۱۴۰۴ق، ج۱، ص۳۵۷.
روضه خوان صدوق، عیون خبرها الرضا علیه‌السلام، ۱۳۷۸ق، ج۲، ص۴۵.
کاشانی، تعبیر و تفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، ۱۳۳۶ش، ج۵، ص۲۸.
سود کاشانی، تعبیر و تفسیر الصافی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۵۲.
قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۹، ص۲۱۴.
معارف و دیگرافراد، «رسیدگی احادیث تفسیري فریقین در مسئلۀ وصلت حضرت یوسف با زلیخا»، ص۲۶.
پاکمهر، «زلیخا در تفکر شاعران و عارفان قرن پنجم تا هفتم»، ص۱۴۹.
پاکمهر، «زلیخا در تفکر شاعران و عارفان قرن پنجم تا هفتم»، ص۱۴۹.
خسروی، «تحقیق تطبیقی ماجرا یوسف و زلیخا در ادبیات اسلامی»، ص۷۱.
سعدی، غزلیات سعدی، ۱۳۴۲ش، ص۵، غزل ۵.
سعدی، بوستان، ۱۳۷۲ش، باب نهم در توبه و روش صواب، حکایت زلیخا با یوسف(ع)، ص۴۱۷.
منابع
ابن‌جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، بیروت، دار الکتب العلمیه، ۱۴۱۲ق.
ابن‌خلدون، عبدالرحمن بن محمد، تاریخ ابن‌خلدون، بیروت، دار الفکر، ۱۴۰۸ق.
اسدی، علی، «زلیخا»، در دایرة المعارف قرآن مهربان، ج۱۴،‌ قم، بوستان کتاب، ۱۳۹۵ش.
بیضاوی، عبدالله بن قدمت، انوار التنزیل و اسرار التأویل، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ۱۴۱۸ق.
پاکمهر، علی، «زلیخا در درنگ شاعران و عارفان قرن پنجم تا هفتم»، در فصلنامه تخصصی ادبیات فارسی (کالج آزاد مشهد)، شماره ۴۶، فصل پاییز ۱۳۹۴ش.
خزاز رازی، علی بن محمد، کفایة الاثر فی النص علی الائمة الاثنی‌عشر، قم، بیدار، ۱۴۰۱ق.
خسروی، زهرا، «رسیدگی تطبیقی قصه یوسف و زلیخا در ادبیات اسلامی»، در خبر نامه دانشنامه (واحد علم ها و پژوهش ها)، شماره ۲، ۱۳۸۸ش.
دیلمی، حسن بن محمد، اعلام الدین فی صفات المؤمنین، قم، مؤسسة آل‌البیت(ع) لاِحیاء التراث، ۱۴۰۸ق.
راوندی، قطب‌الدین سعید بن هبة‌الله، قصص الانبیا(ع)، مشهد، راس بازرسی‌های اسلامی، ۱۴۰۹ق.
سعدی، مصلح بن عبدالله، بوستان سعدی، با تصحیح محمدعلی فروغی، طهران، ققنوس، ۱۳۷۲ش.
سعدی، مصلح بن عبدالله، غزلیات سعدی، با تصحیح محمدعلی فروغی، طهران، اقبال، ۱۳۴۲ش.
روضه خوان صدوق، محمد بن علی، عیون خبر ها الرضا(ع)، پژوهش و تصحیح مهدی لاجوردی، طهران، تکثیر دنیا، چاپ اولیه، ۱۳۷۸ق.
روضه خوان صدوق، محمد بن علی، علل الشرایع، قم، داوری، ۱۳۸۵ش.
صادقی، سید محمود، «نگاهی تطبیقی به قصه یوسف و زلیخا در قرآن مجید و تورات»، در خبر نامه ادبیات تطبیقی، شماره ۴، فصل‌زمستان ۱۳۸۶ش.
طبرسی، فضل و ادب بن حسن، مجمع البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن، طهران، ناصرخسرو، ۱۳۷۲ش.
فخر رازی، محمد بن قدمت، مفاتیح الغیب، بیروت،‌ دار احیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ق.
نتیجه کاشانی، ملامحسن، تعبیر الصافی، رسیدگی حسین اعلمی، انتشارات الصدر، طهران، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، طهران، ناصرخسرو، ۱۳۶۴ش.
قمی، علی بن ابراهیم، تعبیروتفسیر القمی، متفحص، مصحح، موسوی جزائری، سید طیب، دار الکتاب، قم، چاپ سوم، ۱۴۰۴ق.
کاشانی، ملا فتح‌الله، تعبیروتفسیر منهج الصادقین فی الزام المخالفین، کتابفروشی محمد حسن علمی، طهران، ۱۳۳۶ش.
مکارم شیرازی، ناصر، تعبیر و تفسیر مثال، دار الکتب الاسلامیه، طهران، ۱۳۷۴ش.
معارف، مجید و سایرافراد، «پژوهش احادیث تفسیري فریقین در مسئلۀ وصلت حضرت یوسف با زلیخا»، در دو فصلنامه حدیث‌پژوهی، سال هفتم، شمارۀ سیزدهم، فصل بهار و فصل‌تابستان ۱۳۹۴.
مقاتل، ابن‌سلیمان، تعبیر و تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار احیاء التراث، ۱۴۲۳ق.
مقدسی، مطهر بن طاهر، البدء و التاریخ، بی‌جا، مکتبة الثقافة الدینیه، بی‌تا.
لینک و پیوند به خارج
نقش تربیتی ماجرا حضرت یوسف(ع) و زلیخا در قرآن
تحقیق رویدادها مرتبط با یوسف و زلیخا در منابع

بازدید : 31
پنجشنبه 2 مرداد 1404 زمان : 11:26

(۱۰۷۰ق-۱۱۲۷ق) فقیه امامی اواخر عصر صفوی و اولی کسی بود که منصب ملاباشی را ذمه ‌دار شد.او منصب روضه خوان الاسلامی را با وجود پافشاری فراوان فرمان روا پاد شاه حسین صفوی نپذیرفت، چراکه خویش را دارای شرایط مورد نیاز برای تایید این منصب حسینیه نصرت مشهد نمی‌دانست.

از آنجایی که ارتباط پاد شاه با خاتون آبادی بهتر بود حسادت سایرین را برانگیخت و گران شدن نان در اصفهان را سفارش او به پادشاه دانستند. لذا به منزل وی یورش بردند و این دستور سبب ساز تشدید بیماری او و نهایتا مرگ وی شد. به دنیا آمدن و نسب او در ۱۰۷۰ق متولد شد. پدرش میرمحمداسماعیل (متوفی ۱۱۱۶ق) از عالمان دارای شهرت اصفهان بود. محمدباقر نزد بابا و آقا حسین خوانساری درس خواند و از پدرش داستان آدرس حسینیه نصرت مشهد نقل کرد.

منزلت اجتماعی و سیاسی میر محمدباقر به نظر علمی هم درجه بابا خویش بود، ولی خصوصیت‌هایی زیرا خوش بیانی و مهارت در درس دادن و جایگاه ویژه وی نزد پادشاه پادشاه حسین صفوی (حکومت:۱۱۰۵۱۱۳۵ق) بر آوازه وی ادامه داد. فرمانروا او را به استادی خویش برگزید و بر تمامی عالمان آن بعد از ظهر مقدّم داشت و همواره با وی مشورت کردن می کرد. امرا و دولتمردان نیز به تبعیت از پاد شاه در قبال وی خاضع رزرو حسینیه نصرت مشهد بودند.[۱]

هرچند میرمحمدباقر از عالمان پر اسم و رسم فرصت خویش به شمار میرفت، ولی ظاهراً قربت وی به پادشاه در‌این خصوص نقشی اصلی داشت، ازاین‌رو، بعضا او‌را از حیث علمی فروتر از آقا جمال خوانساری خوانده‌اند به ویژه آنکه خاتون آبادی خویش نیز منزلت علمی آقاجمال را حرمت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌بنیان.[۲]

شاگردان
ملاعبدالحسین کاظمی (زنده تا ۱۱۲۰ق)
سید نورالدین جزایری (متوفی ۱۱۵۸ق)
سید احمد علوی خاتون آبادی (متوفی ۱۱۶۱ق)
محمدصالح قزوینی (متوفی پیش از ۱۱۹۱ق)[۳]
اثرها

نستعلیق شکسته آمیز. دستخط محمدباقر خاتون‌آبادی(۱۰۷۰-۱۱۲۷ق) در کتاب رسالةٌ فی ماءِالنِیسان و ما یتعلَّق به
برخی اثرها فارسی خاتون آبادی عبارتند از:

نوروزنامه که تقویمی میباشد بر اساس خبر ها و روایات.
کائنات الجَوّ یا این که اثر ها عُلوی، درباره تطبیق قواعد شریعت با اقوال حکما.
رسالةٌ فی ماءِالنِیسان و ما یتعلَّق به، درباره خاصیت باران ماه نیسان و اثرها قمر در عقرب از نگرش روایات شیعه.[۴]
لبه‌هایی بر دو کتاب علامه حلّی در دانش رجال، ایضاح الاشتباه و خلاصة الاقوال، نگاشته میباشد.[۵]
خاتون آبادی بعضا اثرها اصلی را، عمدتاً به درخواست فرمانروا پاد شاه حسین، به فارسی ترجمه کرد، برای مثال:

عُدَّةُ السَفَر و عُمْدَةُ الحَضَر تاثیر ابوعلی طبرسی (متوفی ۵۴۸) که درباره نمازهای مستحبی و دعاها میباشد.[۶]
مکارم الاخلاق تاثیر رضی الدین ابونصر طبرسی (فقید قرن ششم)
المشکول تاثیر حاج بابابن محمدصالح قزوینی (دانا قرن یازدهم)، که به مدل کشکول تألیف گردیده است و در ترجمه آن بعضی عالمان معاصر وی شرکت کردن داشته‌اند.
عُیون الحِساب تاثیر ملامحمدباقر یزدی (ریاضی دان دارای اسم و رسم، متوفای پیش از ۱۰۶۹ق)[۷]
اناجیل اربعه[۸]، خاتون آبادی این کتاب را به درخواست فرمانروا فرمان روا حسین برای رد کردن آرای مسیحیان که در آن فرصت مبشرانشان در اصفهان تبلیغ می‌کردند ترجمه کرد.
نپذیرفتن منصب روضه خوان الاسلامی
بعداز وفات جعفر بن عبداللّه معدودَره‌ای، روضه خوان الاسلام اصفهان، در ۱۱۱۵ق، فرمان روا با سماجت بسیار منصب روحانی الاسلامی را به محمدباقر خاتون آبادی سفارش کرد، ولی وی این منصب را به جهت عدم مشروعیت نپذیرفت.[۹] سخنان میرمحمدباقر با فرمان روا بیان‌کننده آن میباشد که او خویش را دارای شرایط مایحتاج برای تصدی این منصب نمی‌دانسته میباشد یعنی خویش را مجتهد نمی‌خوانده میباشد.[۱۰] پادشاه حسین از آقاجمال الدین خوانساری (متوفی ۱۱۲۲ق) خواست که میرمحمدباقر را به تایید این مسئولیت وادار نماید اما او گشوده هم امتناع نمود. آنگاه یکی از دیگر از اشخاص خویشاوندان خاتون آبادی، میرمحمدصالح خاتون آبادی، بدین سمت برگزیده شد.[۱۱]

این اتفاق افتاد از ارادت پادشاه صفوی به میرمحمدباقر نکاست، چنانکه او‌را در مسافرت خویش در ۱۱۱۹ق به مشهد، یاور و هم سخن خویش کرد.

اختیار جایگاه ملاباشی
پاد شاه در ذی الحجة ۱۱۱۸ق، که بنای مکتب چهارباغ (سلطانی) حدوداً نقطه پايان یافته بود، میرمحمدباقر را به مدرّسی آنجا برگزید؛ هرچند بهره‌برداری قانونی آن تا رجب ۱۱۲۲ق به عقب افتاد.

خاتون آبادی در ۱۱۲۳ق به منجر اشتغالات فراوان، درس دادن در‌این مکتب را به فرزندش محمد سپرد.[۱۲]

در ۱۱۲۴ق میرمحمدصالح از سِمَت روضه خوان الاسلامی عزل شد و سلطان بعضا اختیارات میرمحمدصالح مانند تولیت اوقاف را به میرمحمدباقر سپرد و درخواست مصرّانه او برای بازگرداندن آن‌ها به میرمحمدصالح را نپذیرفت.

در همین فرصت منصب جدیدی ساخت که شأن مهم آن سر کردگی بر علما بود و این منصب را ملاباشی نامید و آن را به میرمحمدباقر سپردن کرد.[۱۳] ظاهراً محمدباقر خاتون آبادی اول کسی بود که ذمه ‌دار این منصب گردیده بود. [یادداشت ۱]

وظائف ملاباشی
براین اساس، ملاباشی مهم ترین مشاور پادشاه بود و این منصب خوب‌ترین جایگاه شیخ در ساختار دیوانی جمهوری اسلامی ایران در اواخر زمان صفویان به شمار میرفت. رساندن وجوهات و صدقات به نیازمندان، پرداخت حقوق و دستمزد طلاب و خودداری از ظلم به اشخاص، برای مثال وظایف ملاباشی بود.[۱۴]

حسادت به خاتون آبادی
در صفر ۱۱۲۷ق نان در اصفهان گران شد. شایع گردیده بود که خاتون آبادی فرمان روا را تشویق به ارتقاء بها نموده است. برخی از عموم تحریک شدند و به منزل وی یورش بردند.

پاد شاه شاه حسین برای مراقبت جان او و پراکندن عموم اقدماتی کرد، ولی فتحعلی خان داغستانی، که در آن مجال مدیر غلامان ویژه بود و با خاتون آبادی وسط نیکی نداشت، نیرنگی به فعالیت بست و سبب ساز ضرب و جرح طلاب و شماری از نزدیکان خاتون آبادی، که در منزل وی گرد آمده بودند، شد.

حمله به منزل میرمحمدباقر و بی‌حرمتی به وی، عکس العمل عموم و عالمان شهر را برانگیخت. آنها مساجد را بستند و اجتماعاتی تشکیل دادند، ولی این امور سود‌ای دربرنداشت و از جانب پاد شاه مبادرت مؤثری شکل نگرفت.[۱۵] احتمالا بی‌تفاوتی پادشاه ناشی از تأثیرپذیری از دور و بری ها و درباریانی بود که از نفوذ حرف میرمحمدباقر و اعتبار فقاهتی و سیاسی وی ناخشنود بودند.

فرزندان
دو فرزند خاتون آبادی، محمد و اسماعیل نیز از عالمان دوران خویش بودند.

محمد در ۱۰۹۳ق در مدینه چشم به جهان گشود. او در ۱۱۲۳ق به نیابت از بابا بر کرسی درس دادن مکتب چهارباغ (سلطانی) گردهمایی و بعداز وفات وی، به درس دادن در آنجا خاطر نشان نمود. او از مدرّسان مسجد جامع عباسی هم بود. او همینطور از پدرش اذن ماجرا داشت و میرزا ابراهیم بن غیاث الدین محمد اصفهانی خُوزانی (متوفی ۱۱۶۰ق) از وی اذن قصه گرفت. محمد بعد از ۱۱۶۰ق درگذشت و در مدینه دفن شد.[۱۶]

اسماعیل، دارای شهرت به اسماعیل ثالث[یادداشت ۲] در فقه، حدیث و تعبیر تبحر داشت و بعداز وفات پدرش در مسجد جامع عباسی به درس دادن و اقامه نماز جماعت پرداخت. او همینطور از مدرّسان مکتب چهارباغ بود.[۱۷]اسماعیل خاتون آبادی بعداز ۱۱۶۰ق درگذشت.[۱۸] و در توکل خاتون آبادی در تخت فولاد اصفهان به خاک ودیعه شد.

درگذشت
بیماری میر محمدباقر خاتون آبادی که تا قبل از این شروع گردیده بود، براثر رخداد حمله به منزل‌اش شدت یافت و وی در ۶ ربیع‌الاول[۱۹] ۱۱۲۷ق درگذشت.[۲۰]

بعضا منابع گفته‌اند که میرمحمدباقر را مسموم کرده بودند، چنانکه به وی شهید ثالث گفته میشد. وی در توکل خاتون آبادی تخت فولاد اصفهان در کنار پدرش به خاک ودیعه شد.[۲۱]

بازدید : 30
چهارشنبه 1 مرداد 1404 زمان : 11:33

از فیس‌های سرشناس قریش بود. وی برادرزاده حضرت خدیجه(س) و پسرعموی زبیر بن عوام بود. منابع اهل‌سنت از به دنیاآمدن وی در کعبه کلام گفته‌اند که‌این داعیه خلال ضعف سندی در راستای فضیلت‌تراشی زبیریان برای قوم و قبیله و کمرنگ کردن فضیلت ولادت امام علی(ع) در کعبه چک حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

حکیم شخصی ثروتمند و درستکار بود. وی در طول نا‌آگاهی، زید بن حارثه را برای حضرت خدیجه(س) خریداری کرد و در طی محاصره اقتصادی مسلمانها در شعب ابی‌طالب برای حضرت خدیجه(س) آذوقه میبرد. حکیم از کمپانی‌کنندگان در دارالندوه برای رویارویی با نبی اسلام(ص) بود و در تصمیم‌گیری برای قتل رسول(ص) بوسیله جوان ها خویشاوندان‌های متعدد حضور داشت. او در غزوه بدر علیه مسلمانها نیز کمپانی کرد و از حامیان مالی لشکریان قریش آدرس حسینیه نصرت مشهد بود.

وی در جریان فتح مکه به یاور فرزندانش اسلام را به عهده گرفت و بعد از مدتی به مدینه سفر کرد. حکیم از کسانی بود که برای تألیف قلوب، غنیمت بیشتری در پیکار حنین اخذ کرد. او از طرف داران سرسخت عثمان بن عفان خلیفه سوم بود و در خاک سپاری وی شرکت کردن کرد و بر لاشه وی نماز رزرو حسینیه نصرت مشهد خواند.

حکیم بعد از عثمان با امام علی(ع)، بیعت نمود؛ البته امام را در نبرد‌ها کمک نکرد. پسرش عبدالله از پرچمداران سپاه عایشه در نبرد جمل بود که در‌این پیکار کشته شد. از حکیم احادیث و گزارش‌های مختلفی در مسئله‌های گوناگون تاریخی و دینی نقل گردیده‌است. شوشتری از عالمان دانش رجال او‌را عثمانی مذهب دانسته و این نظر را دارد سوای رضایت قلبی با امام علی(ع) بیعت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.

معرفی اجمالی
حکیم بن حزام بن خویلد الاسدی القرشی[۱] المکی[۲] با لقب ابوخالد[۳] از نوادگان قصی بن کلاب[۴] و از خاندان بنی‌اسد بود.[۵] حکیم از فیس‌های سرشناس و تسلط قریش[۶] در طی نادانی و اسلام دانسته شد‌ه‌است.[۷] وی صحابه فرستاده اکرم(ص)[۸] و حتی داعیه گردیده رفیق رسول(ص) پیش از بعثت و آنگاه بود[۹] و از محبت زیاد وی به رسول(ص) صحبت به فی مابین آمده میباشد.[۱۰]

حکیم ۱۳ سال پیش از عام الفیل[۱۱] در مکه متولد شد.[۱۲] او ۱۲۰ سال قدمت کرد.[۱۳] بیان شده ۶۰ سال در نا‌آگاهی و ۶۰ سال در اسلام معاش کرد.[۱۴] حکیم در سال ۵۰ق یا این که ۵۴[۱۵] یا این که ۶۰ق[۱۶] و در طی حکومت معاویة بن ابی‌سفیان در مدینه از عالم رفت.[۱۷] وی در اواخر قدمت نابینا گردیده بود.[۱۸] و دائما از این قضیه گلایه می کرد.[۱۹]

حکیم بن حزام در نا‌آگاهی از کمپانی‌کنندگان در نبرد فجار بود و پدرش را درین نزاع از دست اعطا کرد.[۲۰] وی عالم، نیکو‌کار، باتقوا و ثروتمند دانسته شد‌ه‌است.[۲۱] بیان شده او از عالمان دانش انساب[۲۲] به خصوص نسب قریش و خبر ها آنان بود.[۲۳] یک کدام از درهای مسجدالحرام با اسم باب حکیم بن حزام شناخته می شود.[۲۴]

ادعای ولادت حکیم در کعبه
طبق پاره‌ای از نقل‌ها مامان حکیم بن حزام با اسم حکیمه[۲۵] یا این که صفیه (فاخته) دختر زهیر بن الحارث[۲۶] او را در کعبه به جهان آورد.[۲۷] مسلم نیشابوری در صحیحش، مدعا گردیده است که حکیم بن حزام در داخل کعبه به عالم آمده میباشد؛[۲۸] ولی برای این داعیه هیچ مستندی بیان نکرده میباشد. نووی از عالمان اهل‌سنت در قرن ۷ق به گزارش سایر افراد آورده میباشد که حکیم در داخل کعبه به عالم آمده و کسی جز وی در کعبه به جهان نیامده میباشد و آنگاه مدعا گردیده که علما، خبر ها مرتبط با به دنیاآمدن امام علی(ع) در کعبه را ضعیف قلمداد کرده‌اند.[۲۹] البته یک‌سری منابع شیعه[۳۰] و اهل‌سنت[۳۱] گواهی آن را ضعیف دانسته و این داعیه را رد کرده‌اند. اورده شده که راویان این قصه نیز مطابق قواعد رجالی اهل‌سنت ضعیف می‌باشند.[۳۲] و نیز بیان شده این فضیلت‌تراشی برای کمرنگ کردن فضیلت میلاد امام علی(ع) در کعبه بوده میباشد.[۳۳]

سید جعفر مرتضی عاملی این نظر را دارد عشق و علاقه زبیریان به حکیم و خویشاوندی آنان با او در منقبت‌تراشی برای وی تأثیرگذار بوده و مسئله را برای جعل و تخصیص قصه ولادت در کعبه به اورا مهیا کرد. این در حالی میباشد که خبر ها پشت سرهم فراوانی وجود دارااست که امام علی(ع) را فقط فردی دانسته که در کعبه دیده به جهان گشود و این منقبت فقط تخصیص به آن امام دارااست.[۳۴] هرچند نقل شده در شکل درستی گزارش و ورود مامان حکیم به کعبه، فضیلتی برای حکیم محسوب نمیشود؛ چون طبق گزارش‌ها درِ کعبه به خیال مناسبتی گشوده بود و مامان حکیم به یاروهمدم زنان قریش وارد آن شد؛ این درحالی میباشد که کعبه در طی به دنیاآمدن امام علی(ع) بسته بود که به فرمان معبود دیوار آن شکافته و مامان امام وارد کعبه شد و به بازه سه روز در آن ماند.[۳۵]

رویا رویی با اسلام و رسول اکرم(ص)
حکیم بن حزام از کمپانی‌کنندگان در دارالندوه محل تشکیل جلسات اصلی اعراب بود. او در تصمیم‌گیری‌های دارالندوه علیه فرستاده اکرم(ص) کمپانی می کرد. به عنوان مثال اجتماعی که فیض آن تصمیم برای قتل فرستاده(ص) به وسیله جوان ها خاندان‌های متعدد بود.[۳۶] نقل شده تنها اشخاص بالای ۶۰ سال حق کمپانی در جلسات دارالندوه را داشتند؛ البته حکیم صرفا کسی بود که از سن ۱۵ سالگی در‌این جلسات کمپانی میکرد.[۳۷]

کمپانی در غزوه بدر علیه مسلمان ها
حکیم علیه مسلمان‌ها در غزوه بدر کمپانی کرد و از تأمین‌کنندگان طعام برای لشکریان قریش بود.[۳۸] هرچند نقل شده وی با نزاع مخالف بود و از قریش مراد بود تا از پیکار پشیمان شوند.[۳۹] فرستاده خداوند(ص) بعد از دانستن حضور احاطه قریش زیرا حکیم درین پیکار فرمود که مکه جگرگوشه‌های خویش را به‌این نبرد رسول میباشد.[۴۰] حکیم در نبرد بدر در شروع کشته شدن قرار گرفت؛ ولی در غایت نجات یافت.[۴۱] وی پس از مسلمان شدنش وقتی‌که می‌خواست قسم مهمی به گویش آورد، می‌اظهار کرد: قسم و سوگند به خدایی که من‌را در نزاع بدر نجات اعطا کرد.[۴۲] وی کسی میباشد که خبر مشاهده شدن فرشتگان و امداد آنان به مسلمان ها در‌این نزاع را گزارش نموده است.[۴۳]
مسلمان‌شدن در فتح مکه
حکیم بن حزام در سال ۸ق و در جریان فتح مکه به یاروهمدم فرزندان خویش مسلمان شد.[۴۴] زمانی‌که نبی معبود(ص) با لشکریانش برای فتح مکه در اطراف مکه بومی شد، حکیم و ابوسفیان برای حصول داده ها از مکه بیرون شدند و بعد از ملاقات با عباس بن عبدالمطلب نزد رسول(ص) رفته و بعد از گفتگوهایی با وی،[۴۵] صبح روز آنگاه اسلام را به عهده گرفت.[۴۶] نبی هنگام ورود به مکه منزل حکیم را منزل امن معرفی کرد.[۴۷] در روایتی آمده که فرستاده(ص) یک دیروز از فتح مکه به چهار نفر که یکی آنان حکیم بود اشاره نمود و فرمود که دوست ندارد آنان در شرک باقی بمانند.[۴۸]

در گزارشی آمده که حکیم از پذیرفتن دیرهنگام اسلام و عدم مهاجرت به مدینه و همینطور تاسی از مشرکان قریش و پیروی از پدران و بزرگان خویش ابراز پشیمانی کرد.[۴۹] وی تا‌زمانیکه در مکه بود، ملک و مسئولیت دارالندوه را به ذمه داشت؛ ولی عاقبت آن را به معاویة بن ابوسفیان فروخت[۵۰] و مبلغ آن را در شیوه خداوند خرج کرد.[۵۱] حکیم بعداز مدتی به مدینه هجرت کرد و در آن شهر سکنی گزید
کمپانی در غزوه حنین
حکیم از طلقاء[۵۳] و اشخاص مؤلفة قلوبهم[۵۴] و از کمپانی‌کنندگان در غزوه حنین بود[۵۵] و حضرت محمد(ص) از غنیمت‌های به دست آمده در‌این پیکار به وی اعطا کرد.[۵۶] روایت پند نبی معبود(ص) به وی بعد از درخواست چندباره برای اخذ غنیمتِ بیشتر به طور پرتکرار در منابع رفلکس داشته میباشد.[۵۷] اورده شده وی بعداز شنیدن پند رسول(ص) تا انتها قدمت چیزی را از کسی اخذ نکرد

بازدید : 41
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 12:39

دارای شهرت به علی عُرَیضی خرد‌ترین فرزند امام درستگو(ع) میباشد. وی از برادرش، امام موسی بن جعفر(ع) و امام رضا(ع) روایاتی نقل نموده است. از او کتابی به مکان ما‌نده به اسم مسائلُ علیِ بن جعفر که در آن، سوال‌های خویش و جواب‌های امام کاظم(ع) را ماجرا نموده است. نسب سادات حسینی را که در جنوب شرق آسیا معاش می‌نمایند، به علی بن جعفر میرسانند. مقبره‌هایی در عُرَیض، قم و سمنان به او منسوب حسینیه نصرت مشهد میباشد.
ولادت علی بن جعفر از فرزندان امام راستگو(ع) میباشد. مامان وی ام ولد بود.[۱] گفته‌اند وی هنگام شهیدشدن امام راستگو(ع) (۱۴۸ق) دو سال داشته میباشد.[۲] به‌گزارش تنقیح‌المقال، او از پدرش حدیث نقل نموده است.[۳] در کتاب انوار متفرق که درباره امامزادگان مدفون در جمهوری اسلامی ایران مندرج میباشد، با توکل بر نقل داستان وی از پدرش، ولادتش در سال ۱۳۴ یا این که ۱۳۵ق تقریب زده آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.[۴]

لقب او ابوالحسن میباشد.[۵] وی بومی عُرَیض[یادداشت ۱] بود[۶] و به همین استدلال، او‌را عُرَیضی[۷] و فرزندان و نوادگانش را عُرَیضیّون[۸] می‌خواندند. همسر و فرزندان،روحانی عباس قمی، فاطمه دختر محمد بن عبدالله باهر را همسر او معرفی نموده است.[۹] سیزده پسر و هفت دختر برای علی بن جعفر رزرو حسینیه نصرت مشهد تصویب شد‌ه‌است:[۱۰]

پسران وی محمد، حسن، احمد شعرانی، جعفر اصغر، حسین، جعفر اکبر، عیسی، قاسم، علی، عبدالله، محمد اصغر، احمد اصغر و محسن اسم داشتند.[۱۱] کلثوم، عِلیه، ملیکه، خدیجه، حمدونه، زینب و فاطمه نیز دختران وی بودند.[۱۲] جد سادات حسینی جنوب شرق آسیا ، اورده شده سادات حسینی که در بخشها جنوب شرق آسیا در کشورهای اندونزی، مالزی، سنگاپور و جنوب تایلند دور از هم‌اند، از نسل احمد بن عیسی بن محمد فرزند علی بن جعفر می‌باشند.[۱۳] اینان در پیشرفت اسلام در آن بخشها نقش شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشته‌اند.[۱۴]

علت نوادگان او از مسافرت بدین حوزه‌ تبلیغ اسلام و کسب و کار مذکور میباشد.[۱۵] روحانی عباس قمی تداوم نسل او‌را از چهار فرندش به اسم‌های محمد، احمد شعرانی، حسن و جعفر دانسته میباشد.
مسائلُ علیِ بن جعفر و مُستَدرَکاتُها، ص۳۱۹.

روضه خوان طوسی، علی بن جعفر را از اصحاب امام موسی بن جعفر(ع)[۱۷] و امام رضا(ع)[۱۸] بیان نموده است. از وی گفته شده که چهار توشه به‌یاور امام کاظم(ع) به عمره رفته میباشد.[۱۹]

حسن بن فضال حدیثی نقل کرده که در آن امام کاظم(ع)، امامت امام رضا(ع) را به علی بن جعفر ذکر میدارد و او قبول می‌نماید.[۲۰] همینطور در حدیثی که زکریا بن یحیی نقل کرده، علی بن جعفر در خاطرنشان کرد‌وگویی با حسن بن حسین بن علی بن حسین، نوه امام سجاد(ع)، به ذکر امامت امام رضا(ع) پرداخته میباشد.[۲۱] سازه بر روایتی که در الکافی نقل گردیده‌است، وی امام جواد(ع) را در حالی که نوباوه بود، بسیار احترام می کرد و زمانی که اصحابش از انگیزه آن پرسیدند، در جواب به امامت آن حضرت اشاره نمود.[۲۲]
علی بن جعفر امام هادی(ع) را هم فهم کرده و در طی آن وی، از جهان رفته میباشد.[۲۳]

رده رجالی
ابن‌داوود در کتاب رجال خویش، او‌را در شمار ممدوحان بیان نموده است.[۲۴] روحانی اثر گذار نیز گفته میباشد وی روایات متعددی از امام کاظم(ع) نقل کرده و روشی پایدار داشته و دارنده ادب بسیار و تقوای زیاد بوده میباشد.[۲۵] روضه خوان طوسی نیز او‌را ثقه تعریف نموده است.[۲۶]

علی بن جعفر از پدرش،[۲۷] امام کاظم(ع)[۲۸] و امام رضا(ع)[۲۹] حدیث نقل نموده است. همینطور وی از حسین ذوالدَّمعه فرزند زید بن علی، سفیان بن عُیَینه، محمد بن مسلم، عبدالملک بن قُدامه و معتب غلام امام راست گو(ع) نیز قصه نقل نموده است
راویان
در ورژن تفحص‌گردیده کتاب مسائل علی بن جعفر، اسم ۴۳ راوی از او مذکور میباشد که به عنوان مثالٔ آن ها احمد بن ابی نصر بزنطی، عبدالعظیم حسنی، حسین بن موسی بن جعفر و یونس بن عبدالرحمن میباشد
احمد بن علی نجاشی برای علی بن جعفر کتابی در قضیه مسائل حلال و حرام تصویب نموده است.[۳۲] همینطور روحانی طوسی دو کتاب با اسم‌های «المناسک» و «مسائلُ لِاَخیهِ موسی الکاظم» به او نسبت داده میباشد.[۳۳] وی در کتاب مسائل، سوال‌های خویش و جواب‌های امام کاظم(ع) را داستان نموده است.[۳۴] مؤسسه آل‌البیت این سوال‌ها و دیگر احادیث علی بن جعفر را در کتاب «مسائلُ علیِ بن جعفر و مُستَدرَکاتُها» گرد آورده میباشد

بازدید : 34
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:21

شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری. او را ملاشاه محمد و با شهرت اصطهباناتی، دارابی، دارابجردی و شیرازی خوانده‌اند. وی در جوانی شاگرد شیخ بهائی یا ملاصدرا بوده است. از آثار او ریاض العارفین در شرح صحیفه سجادیه است.معرفی‌نامه ،محمدبن محمد دارابی عارف، شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری است. با این که نامش دارابی است، اما کسی او را زاده یا ساکن آن دیار نمی‌داند. آقابزرگ تهرانی در حالی که او را عارف اصطهباناتی خوانده است،[۱] به‌نقل از شاگردش محمد مؤمن‌ جزائری (متوفای ۱۱۳۰ق) می‌گوید: اصل و نسب شاه محمد از اصطهباتات است و خودش در شیراز سکونت حسینیه نصرت مشهد گزید.[۲]

سال تولد و وفات وی مشخص نیست؛ اما با توجه به وقایع زندگی او و مطالبی که شاگردان و معاصرانش در مورد او حکایت کرده‌ وعمرش را فراتر از عمر طبیعی دانسته‌اند، وی حدود ۱۳۰ سال عمر کرده و در حدود ۱۱۳۰ق. در شیراز وفات کرده است.[۳] هنگام وفات او، حزین لاهیجی در شیراز حضور داشته، اما تاریخ وفات وی را بیان آدرس حسینیه نصرت مشهد نکرده است.[۴]

لقب و شهرت او را ملاشاه محمد و با شهرت اصطهباناتی، دارابی، دارابجردی و شیرازی خوانده‌اند.[۵]اما آقابزرگ تهرانی، شاه‌محمد دارابی اصطهباناتی را غیر از شاه‌محمد دارابجردی دانسته است. وی به استناد گزارش صبح گلشن، صدیق حسن خان، شهادت شاه محمد دارابجردی را در هند دانسته است. به نظر وی[۶] چنانچه بتوان در روایت مذکور تردید کرد، می‌توان به یکی بودن این دو نفر حکم کرد؛ اما با توجه به اینکه در صبح گلشن[۷] گزارشی دربارۀ شهادت دارابی نیامده است‌، نمی‌توان القاب و عناوین مذکور را متعلق به یک نفر رزرو حسینیه نصرت مشهد دانست.

زندگی‌نامه علمی دارابی تحصیل را در شیراز آغاز کرد. او حدود سال ۱۰۴۰ق در زمان صفی‌الدین اردبیلی به حالت فقر وارد اصفهان شد و به ادامه تحصیل پرداخت.[۸]استادان آنچه از اساتید او گفته شده است٬ به شرح زیر می‌باشد:شیخ بهایی؛ بر اساس گزارش تذکرۀ لطایف الخیال، دارابی در جوانی شاگرد شیخ بهائی بوده است.[۹] محمد مسیح بن اسماعیل معروف به ملا مسیحا فسائی: دارابی ظاهراً در حلقۀ ادبی محمد مسیح‌، متخلص به معنی،در شیراز شرکت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کرد.[۱۰]
ملاصدرا (متوفی ۱۰۵۰ق): این احتمال هم مطرح شده که وی شاگرد ملاصدرا بوده و به واسطه او از شاگردان شیخ بهایی به شمار آمده است.[۱۱]
علی بن سلیمان بحرینی(متوفّای۱۰۶۴ق)؛ دارابی از او در کتاب ریاض العارفین نقل روایت کرده است.[۱۲]
شاگردان
دارابی در سال ۱۱۱۴ق برای همیشه به ایران بازگشت. ابتدا در اصفهان و سپس در شیراز اقامت گزید و بر کرسی تدریس و تربیت نشست. به زودی آوازه‌اش در همه جا پیچید و مشتاقان معرفت را به شیراز فراخواند.[۱۳] او فقه و حدیث و حکمت درس می‌داده است. برخی شاگردان او از این قرار است:

سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی ذهبی(متوفای ۱۱۷۳ق)[۱۴] مؤلف حکمة العارفین که از او به بزرگی یاد کرده‌ است.[۱۵]
محمد مؤمن جزائری[۱۶] مؤلف درر الحکم
میر محمدحسین خاتون‌آبادی مولف مناقب الفضلاء؛ او از شاه‌محمد دارابی نقل روایت کرده است.[۱۷]
محمدعلی بن محمد امین سکاکی شیرازی(متوفای۱۱۳۵ق).[۱۸]
علی بن سید علاء الدوله؛ او بر کتاب ریاض العارفین شاه‌محمد که شرح صحیفه سجادیه است، دیباچه نگاشته است.[۱۹]
حزین لاهیجی (متوفی ۱۱۸۰)،[۲۰]
سفرها
از حاشیۀ نسخه‌ای از لطایف الخیال[۲۱] به نوشتۀ خود دارابی، می‌توان به جنبه‌هایی از زندگی و احوال او پی برد؛ از جمله اینکه او در ۱۰۶۲ق به هند رفته و بین سال‌های ۱۰۷۶ و ۱۰۷۸ق مشغول تألیف لطایف الخیال بوده است. در همین ایام به مکه و عتبات عراق و نواحی گوناگون ایران، از جمله شوشتر و مشهد و اصفهان سفر کرده و در تاریخی نامعلوم به هند بازگشته‌، اما در اواخر عمر به ایران آمده و در شیراز از دنیا رفته است.[۲۲]

آثار
آثار دارابی عبارت‌اند از:

تذکرۀ لطایف الخیال؛ در شرح‌حال شاعران قدیم و هم‌روزگار مؤلف از حافظ تا حسین قدسی کربلایی که به ترتیبِ محل سکونت یا زادگاه سرایندگان مرتب شده است‌. این اثر از حیث گزارش احوال شاعران و معاصران دارابی، منبعی ارزشمند و مهم است.[۲۳]
معراج الکمال؛ در شرح اصطلاحات شیخ و ارشاد و مرید و استرشاد.
ریاض العارفین فی شرح صحیفة المتقین (یا روضة العارفین)؛ در شرح صحیفه سجادیه.[۲۴]
رساله‌ای در باب عالَم مثال‌؛ که در آن گفته است عالم مثال از طریق دلایل عقلی اثبات‌شدنی نیست‌، بلکه از طریق کتاب و سنّت و مکاشفه به اثبات می‌رسد.[۲۵]
مقامات السالکین؛ رساله‌ای در مصطلحات موسیقی و آرای دانشمندان اسلامی در بارۀ غناء.[۲۶]
لطیفۀ غیبی؛ در شرح اشعار مشکل دیوان حافظ به همراه توضیح برخی اصطلاحات اهل تصوف و عرفان که در ۱۳۵۷ در شیراز با همین عنوان چاپ شده است‌.
دیوان عارف شیرازی؛[۲۷] او در اشعارش‌، «شاه» و «عارف» تخلص می‌کرده است‌؛ ازاین‌رو، تذکره‌نویسان شرح حال او را ذیلِ دو عنوان ذکر کرده‌اند.[۲۸]
فصل الخطاب[۲۹]
تحفة المؤمنین؛ اثبات اصول پنج‌گانه دین[۳۰]
حلّ العقائد؛ در ترجمه و شرح کتاب التوحید شیخ صدوق
تفسیر آیة الکرسی؛[۳۱]
کشف الکافی؛[۳۲]
الرسائل الکثیرة فی الحدیث و الحکمة و التصوف و غیرها؛[۳۳]
فَرَح السالکین یا رساله وَجْدیه؛ به فارسی در اصطلاحات صوفیان.
روضةالصالحین و حدیقة‌المومنین؛
شرح اسماء الحسنی؛
اخلاق شاه محمدی؛ به فارسی است در مباحث اخلاقی و اجتماعی.[۳۴]

بازدید : 25
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:39


نَظْمُ دُرَرِ السِّمْطَیْن فی فَضائل الْمُصْطَفی وَ الْمُرْتَضی و الْبَتول وَ السِّبْطَین نوشته محمد بن یوسف زرندی حنفی (متوفای ۷۵۰ق) از علمای اهل سنت میباشد. این کتاب، چنانکه از نامش پیداست، درباره فضائل پنج بدن آل عبا حرف گفته و مؤلف در دو نصیب، آیه ها و احادیث مربوطه را آورده حسینیه نصرت مشهد میباشد.

درباره مؤلف
جمال‌الدین محمد بن یوسف بن حسن زرندی حنفی مدنی از محدثان اهل سنت که کتاب معارج الوصول را نوشته میباشد. گفته می شود وی در مدینه به نقل حدیث اشتغال داشته و بعداز پدرش حکم کننده این شهر بوده میباشد. بعداز آن به شیراز رفته و تا پایان قدمت در‌این شهر سکونت نموده و مدتی هم قضاوت را در‌این شهر بر ذمه آدرس حسینیه نصرت مشهد داشته میباشد.
زرندی نزدیک به سال ۷۵۰ق در شیراز از جهان رفت.[۱]

طریق تآلیف
واژه و کلمه «سِمْطْ» در تیتر کتاب به معنای فن مروارید میباشد. مؤلف در پیشگفتار‌ای سجع سیرتکامل و ادبی یادآور گردیده که فضائل اهل‌بیت(ع) را همانند جواهراتی به نظم و ترتیب در آورده و کتاب را به دو سمط و قسمت، تقسیم نموده است. یک قسمت درباره فرستاده اکرم(ص) و علی(ع) و نصیب دیگر درباره فاطمه زهرا(س) و حسنین. او می گوید: «در‌این کتاب بر طرز محدث جوینی (متوفی ۷۲۲ق) در کتابش فرائد السمطین کار کرده و بعضا کلمات او‌را رزرو حسینیه نصرت مشهد آورده‌ام.»[۲]

هر تعدادی مقصود و تیتر کتاب، مناقب و فضائل میباشد البته مؤلف در مواقعی مختصر به ذکر مطالبی زیرا نسب، اشعار و انگیزه وفات پرداخته میباشد که جنبه تاریخی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارااست.[۳]

محتوا
نصیب نخستین دربرگیرنده فضائل خاتم النبیین حضرت محمد(ص) (بیان شمایل، صفات و معجزات) و مناقب علی بن ابی‌طالب(ع) میباشد و نصیب دوم مشمول مناقب فاطمه زهرا(س) و فرزندان او حسن(ع) و حسین(ع) میباشد.[۴]

مؤلف در اولِ هر بخش در صورتیکه نشانه‌ها قرآن وجود داشته آورده و آن‌گاه به روایات نبوی و آن‌گاه احادیث صحابه و تابعان که از آن پاراگراف ائمه شیعه میباشند اشاره می‌نماید و از سخنان بعضی اشخاص هم منفعت گرفته میباشد. طرز این کتاب نقل روایات میباشد لیکن مؤلف به این دلیل که خبر‌ها را از کتاب ها پیشینان نقل می‌نماید سلسله اوراق را بیان نکرده و فقط به عنوان کردن راوی مهم بسنده نموده است.[۵] استارت کتاب بیان آیاتی از قرآن مهربان[یادداشت ۱] درباره بعثت فرستاده و برتری وفضیلت امت اسلام میباشد. [۶]

اعتبار
بخش اعظمی از رجال، از این کتاب در کتابت کتاب خود سود کرده‌اند اشخاصی همانند ملا حیدر علی در منتهی الکلام، ملا سلامة الله در معرکة الآراء، نورالدین سمهودی در جواهر العقدین، محمد بن یوسف شامی در سبل الهدی و الرشاد، ابن صباغ مالکی در الفصول المهمة، میر حامد حسین در عبقات الانوار و علامه امینی در الغدیر مثلا بزرگان شیعه و سنی میباشند.[۷]

منابع کتاب
منابع او عمدتا کتاب ها حدیثی دارای شهرت اهل سنت مانند صحاح سته و منابع تاریخی و صحابه نگاری میباشد که تفصیل حالا پیامبر خداوند(ص) و اهل بیت وی در‌این اثرها آمده میباشد. وی به انگیزه در دست نداشتن اثرها شیعی از کتاب‌های شیعه‌ها استعمال نکرده میباشد.[۸]

مصحح کتاب در پاورقی به شرح کتاب‌هایی را که روایات در آن ها وجود داراست یادآور گردیده و به اصطلاح، روایات و احادیث را تخریج نموده است، اعم از آنکه منابع، متبوع مؤلف بوده یا این که منابعی میباشد که خبر ها او را آورده‌اند.[۹]

نسخه ها و چاپ
سه ورژن از کتاب معرفی شد‌ه‌است:

ورژن اساسی به خط مؤلف در کتابخانه همگانی امیرالمؤمنین در نجف.
ورژن‌ای از قرن هشتم در کتابخانه احمد ثالث در استانبول.
ورژن خطی نوشته‌گردیده در سال ۹۱۸ق در موزه اثرها اهل ایران در طهران.
این تاثیر نخسین بار با پژوهش محمد هادی امینی در سال ۱۳۷۷ق به چاپ رسید و بعد از آن در سال ۱۴۰۱ق بوسیله کتابخانه نینوا سازه بر طبع اولیه تجدید چاپ شد.[۱۰]

بازدید : 28
شنبه 28 تير 1404 زمان : 17:20


نام‌و‌نشان و تابعیت
اکثر قریب به واقعه متن‌ها و روایاتی که به مامان امام مجال(عج) اشاره کرده‌اند، او را کنیز دانسته‌اند.[۱۵] تعریف امام مهدی(عج) به «ابن خیرة الإماء:پسرِ شایسته ترین کنیز»[۱۶] یا این که «ابن سیدة الإماء: پسرِ سرور کنیزان»[۱۷] نیز بر کنیزبودن وی دلالت حسینیه نصرت مشهد دارااست.

[۱۸] همینطور در احادیث آمده میباشد امام درست گو(ع) برای فسخ‌کردن ادعای هر که مدعا بود محمد بن عبدالله بن حسن (پر اسم و رسم به نفس زکیه) به عبارتی قائم میباشد، بدین مقاله برهان کرد که قائم فرزند کنیز میباشد؛ در حالی که محمد بن عبدالله از مادری آزاده میباشد.[۱۹] صرفا ماجراِ مخالف با کنیز بودن، روایتی میباشد که شهید ثانی آن را در پوسته قولی ضعیف نقل می‌نماید و مامان امام مجال را مریم دختر زید علوی معرفی می‌نماید.[۲۰] به گفته محدث بحرانی، علامه مجلسی نیز این داستان را ضعیف دانسته‌ آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲۱]

فی مابین گزارش‌هایی که مامان امام را کنیز معرفی کرده‌اند، بعضی او را کنیز حکیمه خاتون (عمه امام حسن عسکری(ع)) دانسته‌اند[۲۲] و برخی گفته‌اند کنیزی بوده که تربیتش به حکیمه خاتون ودیعه گردیده بود.[۲۳] در روایتی نیز وی کنیزی سیاه معرفی گردیده‌است: «همانا در مالک این دستور، سنتی از یوسف(ع) میباشد و آن اینکه وی فرزند کنیزی سیاه میباشد.»[۲۴] همینطور گفته شده او کنیزی از «نوبه» (در شمال سودان) رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۲۵]

شاهزاده رومی
در بعضا از منابع قدیمی شیعه، داستانی کامل وجود داراست که مامان امام فرصت(عج) را شاهزاده‌ای رومی به اسم ملیکه (ملیکا) بنت یشوع، نوه دختری قیصر روم معرفی می‌نماید که نسب مادرش به شمعون، یکی‌از حواری عیسی(ع) می رسد. درین قصه آمده میباشد ملیکه که در کاخ جدش بود، حضرت مریم(ع) و حضرت فاطمه(س) را در فقیه رؤیا می‌بیند و حضرت فاطمه(س) او‌را به اسلام دعوت می‌نماید و او را متقاعد می‌سازد تا خویش را به اسارت لشکریان اسلام درآورد. ملیکه آن گاه در پیکار در بین مسلمان ها با رومیان، اسیر مسلمان ها می گردد و امام هادی(ع) شخصی را مأمور می‌نماید و ملیکه را از بازارِ برده‌فروشان میخرد و به عقد امام حسن عسکری(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد درمی‌آورد.[۲۶]

این قصه را برای نخسین بار روحانی صدوق (۳۰۵ ۳۸۱ق) در کتاب کمال الدین آورده و محمد بن جریر طبری در دلائل الإمامة[۲۷] آن را با سندی متعدد نقل نموده است.[۲۸] همینطور روحانی طوسی در کتاب الغیبه با به عبارتی گواهی طبری البته با یک واسطه بیشتر، آن را نقل نموده است.[۲۹]

گونه های‌هایی به‌این داستان وارداتی میباشد که بعضا از آن‌ها به‌این تفصیل میباشد: ۱. اشخاص جان دار در مدرک این حدیث، به جز محمد بن بحر (راوی نخستین)، همه مجهول یا این که مُهمل می‌باشند که نماد ضعف رجالی آنان و در فیض ضعف مدرک حدیث میباشد. ۲. محمد بن بحر (راوی نخستین) نیز به بزرگنمایی جنایتکار میباشد. ۳. انسان بن سلیمان که راوی بی واسطه قصه میباشد، مجهول و ناشناخته میباشد. ۴. پرداخت قصه‌سیرتکامل و ناهمگون بودنِ آن با طرز متن‌ها حدیثی، موجب کاهش اتکا بر این متن میباشد.[۳۰]

وفات و ضریح

نقشه بقاع عسکریین و محل دفن نرجس خاتون
گزارش‌گردیده‌است مامان امام فرصت(عج) پیش از شهیدشدن امام عسکری(ع) (سال ۲۶۰ قمری) درگذشت؛[۳۱] ولی نقل‌های تاریخی دیگری وجود داراست که می گویند او بعد از شهیدشدن امام نیز زنده بوده میباشد؛ از جمله روحانی صدوق نقل می‌نماید وی هنگام شهید شدن امام عسکری(ع) بر بالین امام بود.[۳۲] همینطور نجّاشی می‌نویسد مامان امام فرصت پس امام عسکری(ع) نیز در قید حیات و در منزل محمد بن علی بن حمزه بود.[۳۳] قبر نرجس خاتون در بقاع عسکریین در سامرا و در کنار قبر امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) جای‌دارد.[۳۴] ابن مشهدی زیارتنامه‌ای برای او نقل می‌نماید که ولی از طرف امام معصوم وجود ندارد.[۳۵]

پانویس
رجوع نمایید به: روضه خوان صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲؛ خصیبی، الهدایة الکبری، ۱۴۱۱ق، ص۲۴۸؛ روضه خوان طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۲۱۳.
روحانی صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲؛ ابن ابی الثلج، «تاریخ الائمه»، ۱۳۹۶ق، ص۲۶؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۳، ص۱۲۱.
روحانی صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲؛ ابن تمهید، جمهره انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۶۱؛ روحانی طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۲۷۲؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۳، ص۱۲۱.
روحانی صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲.
سلیمیان، فرهنگ و تمدن‌طومار مهدویت، ۱۳۸۸ش، ص۳۷۱.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۳۶۳ش، ج۵۱، ص۲۸.
مراجعه‌کنید به: مسعودی، إثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۵۸.
سلیمیان، درسنامه مهدویت، ۱۳۸۸ش، ص۱۸۲.

بازدید : 18
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:35


میرزا تندرست‌علی مُتَخَلص به دبیر (۱۸۰۳-۱۸۷۵م) شعر سرا و مرثیه‌سرای معروف شیعه در شبه مجموعه کشورها هند بود که درباره اهل‌بیت(ع) به‌ویژه امام حسین(ع) به گویش اردو و فارسی، مرثیه سروده میباشد. وی در اشاعه مرثیه‌سرایی نقش حسینیه نصرت مشهد بسزایی داشت.

خیال و خاطر‌پردازی‌های دبیر در شعر را فوق‌العاده دانسته‌اند. وی در استعاره و تشبیه، مهارت متعددی داشته و بابیان و کلمه‌هایی فاخر، شعر می‌سرود. دبیر را در ذکرِ احساسات بسیار حاذق دانسته‌اند که اتفاق را با کلمه و واژه‌هایی دلخراش ذکر میکرد. دیگر خصوصیت اشعار دبیر، به کارگیری از احادیث در شعر بوده میباشد. وی بیشتر وقت ها با وضو بر سجاده می‌جلسه و به تایپ کردن مرثیه مبادرت آدرس حسینیه نصرت مشهد میکرد.

میرزا دبیر در سال ۱۲۵۳ش در لکهنو درگذشت و در همانجا شد.

معاش‌طومار
میرزا سالم‌علی متخلص به دبیر[۱] فرزند غلامحسن کاغذفروش در ۱۱ جمادی‌الاول سال ۱۲۱۸ق (۶ شهریور ۱۱۸۲ش) در محله‌ای از نواحی شهر دهلی در هندوستان به‌عالم آمد.[۲] گفته میشود کنیه «دبیر» را استادش میرضمیر به وی داده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳]

دبیر در کودکی همپا با پدرش از دهلی به لکهنو رفت و تحصیلاتش را در آن شهر استارت کرد.[۴] علم ها متعدد مانند ادبیات عرب، منطق، فلسفه، فقه، تعبیروتفسیر، حکمت و حدیث را یادگرفت.[۵] مولانا غلام‌ضمانت کننده، مولوی میرزا کاظمعلی (محصل غُفران‌مآب)، مولوی فداعلی اخباری و ملامهدی مازندرانی از استادان دبیر بودند.[۶] به‌گفته بعضی دانشمندان، وی از ۱۲ سالگی مرثیه‌بیان کردن را استارت نمود.[۷] دبیر را خوش اخلاق و مهمان‌نواز دانسته‌اند.[۸] وی به لهجه فارسی و عربی احاطه داشت و به لهجه فارسی نیز شعر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد سروده میباشد.

نوروز بر تو مبارک باد
بخت و اقبال تو همایون باد
دوستانِ علی به عیش همیشه
دشمنانش به سختی مقرون باد[۹]

حرم میرزا دبیر
دبیر هم‌بعدازظهر میرانیس دیگر شعر سرا دارای شهرت آن مجال بود و سه ماه بعد از وفات وی در ۲۹ محرم سال ۱۲۹۲ق بر اساس ۱۶ اسفند ۱۲۵۳ش در ۷۲ سالگی در لکهنو درگذشت و در منزلٔ خویش دفن شد.[۱۰]

شعر و مرثیه‌خوانی
دبیر بین مرثیه‌سرایان هند مقام ویژه‌ای دارااست.[۱۱] از کودکی به شعر اعلام کردن عشق و علاقه داشت.[۱۲] شاعری را از استادش «میر مظفر ضمیر» یکی مرثیه‌نگاران لکهنو فراگرفت.[۱۳] دبیر در موضوعات متفاوت شعر می‌سرود اما شهرتش به مرثیه‌سرایی میباشد و بیشتر اشعار او درباره رخداد کربلا میباشد.

بدن ریش و به سجده راز به پیشانی تیر
شمشیر به گلوی کم آب و بر لب تکبیر
بر سینه نشسته شمر وی برای ذبح
نظاره کنان به نعشِ سرور همشیر[۱۴][یادداشت ۱]
درباره تعداد مرثیه‌های دبیر، تعداد مختلفی آورده شده میباشد.[۱۵] وی ضمن صدها مرثیه، تیم بزرگی از درود، شعر، روضه، رباعی، قطعه، غزل و مثنوی را نیز به مکان نهاده میباشد.[۱۶] از او در موضوعات گوناگون بیش تر از ۱۳۰۰رباعی توده‌آوری گردیده است.[۱۷] در مثنویات ۳۳۱۶ شعر توده‌آوری گردیده که در مدح اهل‌بیت(ع) سروده گردیده‌اند.[۱۸]

لب تشنه شه تشنه دهان را کشتند
بیان کننده یک توشه پنجتن را کشتند
زهرا ز لحد دست بر آورد و بگفت
فریاد غریب و بی‌وطن را کشتند[۱۹]
دبیر شعری سروده که در آن از حروف نقطه‌دار استعمال نشده میباشد.[۲۰] وی کتابی با تیتر «ابواب المصائب» نوشته که ماجرا حضرت یوسف را بنابر قرآن بیان کرده و دردهای او را با مصائب امام حسین(ع) مقایسه نموده است.[۲۱]

شعر دبیر با ضمانت از شعر ملا محمدحسن کاشی:
السلام‌ای مجمع البحرین ایمان و اعتقاد
السلام‌ای مرجع آیه‌هاِ قرآنِ مبین
السلام‌ای نوروفروغ عینِ طا و با و یا این که و سین
السلام‌ای سایه‌ات خورشیدِ رب العالمین
عرش عز و تمکین،‌ آفتاب اعطا کرد و آیین [۲۲]


دفتر کار ماتم جلد ۲۰
خاطر‌پردازی‌های دبیر را فوق‌العاده خوانده‌اند. وی در استعاره و تشبیه، مهارت متعددی داشت[۲۳] و بابیان و واژه و کلمه‌هایی فاخر، شعر می‌سرود.[۲۴] دبیر را در ذکر احساسات بسیار کار کشته دانسته‌اند[۲۵] که حادثه را با کلمه‌های دلخراش ذکر میکرد.[۲۶] دیگر خصوصیت اشعار دبیر، به کار گیری از احادیث در شعر بوده میباشد.[۲۷] وی بیشتر وقت ها با وضو بر سجاده می‌گرد‌همایی و به تایپ کردن مرثیه مبادرت می کرد.[۲۸]

اثر ها
میرزا دبیر اثراتی را تألیف نموده است:

نادرات مرزا دبیر
محل کار ماتم ۲۰ جلد[۲۹]
دیوان دبیر
مرزا دبیر کا مرثیه
مصحف فارسی۔ تیم سخن فارسی
مرثیه مرزا دبیر دو جلد
رباعیات دبیر۔ سید سرفراز حسین
ابوب المصائب؛ دبیر کی نثری نوشتن هے۔
سبع مثانی
سلک درود دبیر۔ دیوان شعر هے جسے سید تقی عابدی نے تروتمیز کیا هے۔
اشعار فارسی
اشعار فارسی میرزا دبیر را سید تقی عابدی با تیتر «مصحف فارسی مرزا دبیر» جمع نموده است که در آن ۳۹ رباعی، ۷ قطعه، ۲ درود، ۲۰ مخمس و ۳ مسدس نام برده‌اند.[۳۰]

از فرط عطش جگر کباب میباشد حسین
محتاج به نیم قطره آب میباشد حسین
افتادگیش چو خاک لب کم آب بدشت
زان روست که ابن بوتراب میباشد حسین[۳۱]
شعر «در یگانه دریائی مجمع البحرین - بخون طپیده کرب و بلا امام حسین» دارنده ۴۷ سد میباشد.
شعر «بلند درجه شاهی ز صدر زین زمین‌خورد - در حالتی که اشتباه نکنم افق بر زمین زمین‌خورد» ۲۳ سد داراست که‌این بیت، ضمانت از سروده مُقبِل کاشانی میباشد.
شعر «بی آرامش پا منه اینجا که عجب درگاهی ست - سجده گاه مَلَک و مدیحه شاهنشاهی ست» ۲۰ سد دارااست.[۳۲]
موسی آنجا بعصا آمد و دربانی کرد
جبرئیل از مالامال خویش مِروَحِه جنبانی کرد[یادداشت ۲]
دیده یعقوب ازین قبره نورانی کرد
ایزد از آیه پاک سازی ستایش خوانی کرد
[۳۳]

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه