loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 18
سه شنبه 21 مرداد 1404 زمان : 13:52


اثرها درباره امام خمینی
درباره امام خمینی اثر ها علمی‌، هنری و چندرسانه‌ای اکثری خوی گردیده‌است.[۱۰۹]

کتاب‌ها
کتاب‌های خاطرات مرتبط به امام خمینی بخشی از اثرها منتشره درباره وی میباشد. این کتاب‌ها گاه به صورت بدون واسطه به خاطرات مرتبط با امام خمینی می پردازند و گاه ضمنا گزارش معاش شاگردان و دور و بری ها وی، خاطرات مشترک نیز نقل شد‌ه‌است. کتاب‌های پا به پای آفتاب، که در ۸ جلد عده شد‌ه‌است دارای شهرت‌ترین کتاب در این باره میباشد.[۱۱۰] امام به ماجرا دانشوران، پرتوی از خورشید، خاطرات سال‌های نجف در دو جلد،[۱۱۱]و در سایه آفتاب نوشته محمدحسن حسینیه نصرت مشهد رحیمیان [۱۱۲] از سایر اثر ها در این مورد‌اند.
دسته اوراق مربوط به کار‌های سیاسی امام خمینی در زمان پیکار با نظام سلطنتی پهلوی در ۲۲ جلد منتشر گردیده است.[۱۱۳]پژوهش و تحليلی از نهضت امام خمینی از تیم‌های سابق در مسئله پژوهش کار های سیاسی امام خمینی میباشد که به وسیله سید حمید شیخ (زیارتی) بازرسی و تدوین گردیده است. مولف برای مستند کردن کتاب خویش از عکس‌ها، اعلامیه‌ها، طومار‌های علما، تلگراف‌ها، استفتائات و کارت‌های تهنیت به کارگیری آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۱۴]
منظومه فکری امام خمینی، که حاوی ۲۴ نوشته ی علمی از نویسندگان متفاوت میباشد. این کتاب با غرض معرفی نظام‌مند قسمت‌های فکری و مبانی تفکر وی رزرو حسینیه نصرت مشهد تألیف گردیده‌است.[۱۱۵]
دانشنامه امام خمینی: این دانشنامه در ۱۰ جلد به بعد ها متفاوت معاش فردی، خصوصیت‌های شخصیتی، تلاش، بینش‌ها و مسایل پیرامونی امام خمینی و نیز اشخاص مربوط به وی میپردازد. این دانشنامه به وسیله مؤسسه تهیه و انتشار اثرها امام خمینی تدوین و در سال ۱۳۹۹ش از آن رونمایی شد. در‌این دانشنامه بیشتراز ٨۶٠ مدخل اساسی و بیشتراز ۵٠٠ مدخل ارجاعی وجود دارااست و بیش تر از یک‌سوم نوشته ی علمی‌های آن دارنده تصویر میباشد.[۱۱۶]
دایرة المعارف مصوّر تاریخ معاش امام خمینی، مولف: جعفر شیرعلی‌نیا، سایان، طهران، ۱۳۹۳ش.
مقاله ها و نقطه پايان‌طومار‌ها
مقاله‌ها منتشر گردیده درباره معاش یا این که درنگ‌های امام خمینی در جایی گردآوری‌آوری نشده میباشد. کلیه ساله در سالگرد درگذشت وی در نصفه خرداد ماه خبرنامه‌ها و مجلات بخشی از فضای خویش را به نوشته ی علمی‌هایی با محوریت امام خمینی تخصیص می دهند. در مقر اینترنتی پرتال امام خمینی چکیده بیش تر از ۵۵۰ نقطه پايان‌طومار دانشگاهی که زمینه آنان رسیدگی درنگ‌ها و معاش امام خمینی میباشد، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد منتشر شد‌ه‌است.[۱۱۷]

اثر ها تعدادی رسانه‌ای
فیلم سینمایی فرزند صبح به کارگردانی بهروز افخمی.
گروه تلویزیونی صنوبر به کارگردانی مجتبی راعی[۱۱۸]
مستند امام روح الله. ساخته کانال تلویزیونی المنار لبنان. که به گویش عربی در ده نصیب به گذر زمان معاش امام خمینی پرداخته میباشد. این تاثیر به فارسی دوبله و پخش شد.[۱۱۹]
نگارخانه تصاویر
بقاع امام خمینی
بقعه امام خمینی

مراسم سی و پنجمی سالگرد امام خمینی (۱۴ خرداد ماه ۱۴۰۳ش/بقاع امام خمینی)[۱۲۰]
مراسم سی و پنجمی سالگرد امام خمینی (۱۴ خرداد ماه ۱۴۰۳ش/بقعه امام خمینی)[۱۲۰]
پانویس
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۸۹ش، ص۴.
نیکو، خاطرات آیت‌الله نیکو، ۱۳۸۴ش، ص۷۱ و ۷۲.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۸۹ش، ص۵.
جعفریان، جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی کشور‌ایران، ۱۳۹۰ش، ص۳۲۳.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۸۹ش، ص۵.
نیکو، خاطرات آیت‌الله نیکو، ۱۳۸۴ش، ص۷۲ و ۷۳.
نیکو، خاطرات آیت‌الله نیکو، ۱۳۸۴ش، ص۲۵۹.
حیدری، «وضع سیاسی اجتماعی خمین در عصر بابا امام»، ص۱۲۳.
نیکو، خاطرات آیت‌الله نیکو، ۱۳۸۴ش، ص۲۵۸–۲۶۲.
نیکو، خاطرات آیت‌الله نیکو، ۱۳۸۴ش، ص۴۱ و ۴۲.
نیکو، خاطرات آیت‌الله نیکو، ۱۳۸۴ش، ص۴۷.
نیکو، خاطرات آیت‌الله نیکو، ۱۳۸۴ش، ص۴۱ و ۴۲.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۸۹ش، ص۵.
بهبودی، الف لام خمینی، ۱۳۹۷ش، ص۲۷ و ۲۸.
محمدی ری‌شهری و سایرافراد، دانشنامه ری، ۱۳۹۸ش، ج۲، ص۲۲۵.
میریان، بابا کریم، ۱۳۸۴ش، رای زنی با زهرا مصطفوی، ص۳۴ و ۳۵.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۳.
عارفی، طبیب دلها، ۱۳۷۶ش، ص۳۴۱.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۷.
رجایی، تشنه و دریا، ۱۳۹۲ش، ص۲۱۷.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۸۹ش، ص۱۹۹.
«آیت‌الله خمینی چطور الهام‌نصیب مشهورترین خوشحالی فوتبال ولز شد؟».
«تامل‌های وحدت نصیب امام، راهگشای ایرادات عالم اسلام»، ص۲۴۶.
«تأکید بر برگزاری هرچه با شکوه‌خیس مراسم بزرگداشت حضرت امام در سراسر مرزوبوم»، پرتال امام خمینی.
انصاری، «پشت صحنه مراسم ۱۴ خرداد ماه و رویدادها تلخ آن»، ص۳۰۱.
برای مثال نگاه نمایید به «سخنها در مراسم بیستمین سالگرد رحلت امام خمینی»، دفتر کار محافظت و انتشار اثرها حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۶.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۷۸ش، ص۱۶.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۷۸ش، ص۱۶.
شیرعلی‌نیا، دایرة المعارف مصور تاریخ معاش امام خمینی، ۱۳۹۴ش، ص۱۸.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۶.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۷.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۷.
علوی، «امام خمینی، فلسفه اسلامی و دیدگاه عقلی»، ص۲۲۱.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۷.
امام خمینی، موسوعة الامام الخمینی ۴۵: تعلیقات گستردن فصوص الحکم و تعلیقات علی مصباح الانس، ۱۴۳۴ق، مقدمة التحقیق، ص۵.
اردبیلی، تقریرات فلسفه امام خمینی، ۱۳۹۲ش، ج۱، پیشگفتار، صx.
«عرایض در دیدار اعضای مجمع بهتر حکمت اسلامی»، تارنمای محل کار مراقبت و تکثیر اثرها حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای.
بهبودی، الف لام خمینی، ۱۳۹۷ش، ص۱۵۸؛ شیرعلی‌نیا، دایرة المعارف مصور تاریخ معاش امام خمینی، ۱۳۹۴ش، ص۴۵.
روضه خوان، نهضت امام خمینی در کشور‌ایران، ۱۳۶۱ش، ص۹۸؛ شیرعلی‌نیا، دایرة المعارف مصور تاریخ معاش امام خمینی، ۱۳۹۴ش، ص۴۵.
شیخ، نهضت امام خمینی در کشور ایران، ۱۳۶۱ش، ص۱۰۱.
بهبودی، الف لام خمینی، ۱۳۹۷ش، ص۱۵۷.
بهبودی، الف لام خمینی، ۱۳۹۷ش، ص۱۵۸.
رجایی‌نژاد، «اجازات در سیره نظری و عملی امام خمینی(س)»، مقر استحضار‌رسانی و خبری جماران.
«مروری بر تناقض‌های دایرةالمعارف تعالی اسلامی درباره اجتهاد امام خمینی»، راءس سندها انقلاب اسلامی.
پوسانی، «آیا امام خمینی اذن اجتهاد داشت؟»، کانال اجتهاد.
شیرعلی‌نیا، دایرة المعارف مصور تاریخ معاش امام خمینی، ۱۳۹۴ش، ص۲۲.
حافظیان، «اجازات حسبیه امام خمینی»، ص۱۸۶.
پوسانی، «آیا امام خمینی اذن اجتهاد داشت؟»، کانال اجتهاد.
کمیته علمی کنگره شهید آیت الله سید مصطفی خمینی، ‏یادها و یادمانها از شهید آیت‌الله سید مصطفی خمینی (ره)‏، ۱۳۷۶ش، ج۱، ص۳۵.
«آیت‌الله محمد یزدی»، تارنما قانونی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۷.
بهبودی، الف لام خمینی، ۱۳۹۷ش، ص۱۳۸.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۷.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۸.
امام خمینی، ولایت دانا، ۱۳۹۴ش، پیشگفتار چاپ کننده، ص۱.
مؤسسه تهیه انتشار اثر ها امام خمینی (ره)، امام به ماجرا دانشوران، ۱۳۹۲ش، ص۹۸.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۶۸ش، ج۱۹، ص۴۲۷ و ۴۲۸.
امام خمینی، تعبیروتفسیر سوره ستایش، ۱۳۷۵ش، پیشگفتار، شیت د.
ایازی، «چرا تعبیر و تفسیر سوره ستایش امام خمینی توقیف شد؟»، مقر استحضار‌رسانی و خبری جماران.
ربانی، مدرسه‌های حدیثی، بی‌تا، ص۳۳۸.
انصاری، حدیث بیداری، ۱۳۷۸ش، ص۱۹–۲۰.
علوی، «امام خمینی، فلسفه اسلامی و طریقه عقلی»، ص۲۲۱.
«فهرست تألیفات امام خمینی»، پرتال پژوهشی و اگاهی‌رسانی راءس تهیه و تنظیم و تکثیر اثر ها امام خمینی.
رجبی، معاش‌طومار سیاسی امام خمینی، ۱۳۷۸ش، ص۲۲۹.
خمینی، صحیفه امام، ۱۳۸۹ش، ج۱، ص۲۳.
«برگی از صحیفه/ تحریم رفراندوم دروغین پاد شاه به وسیله امام خمینی»، پرتال پژوهشی و آگهی راءس تهیه و انتشار اثر ها امام خمینی.
رجبی، معاش طومار سیاسی امام خمینی، ۱۳۷۸ش، ص۲۵۰؛ «مروری بر رخدادهای فصل بهار 1342...»، پرتال پژوهشی و آگهی راس تهیه و تنظیم و انتشار اثرها امام خمینی.
«صوت سخنرانی امام خمینی بمناسبت ثبت کاپیتولاسیون»، پرتال پژوهشی و اگاهی‌رسانی راءس تهیه و انتشار اثرها امام خمینی.
«رهبری»، پرتال امام خمینی.
«معاش‌طومار»، پرتال امام خمینی.
«تأسیس شورای پاسبان به داستان تصاویر ایرنا»، تارنما شورای پاسبان.
متن بدون نقص قانون اساسی ایران،‌ ۱۳۸۸ش، ص۲۶و۲۷، اصل ۴ و ص۵۵، اصل ۹۶.
متن بی نقص قانون اساسی ایران،‌ ۱۳۸۸ش، ص۵۶، اصل ۹۸.
متن بدون نقص قانون اساسی ایران،‌ ۱۳۸۸ش، ص۵۶، اصل ۹۹.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج ۱۷، ص ۳۲۱.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۲۰، ص۴۶۴.
متن بدون نقص قانون اساسی ایران،‌ ۱۳۸۸ش، ص۶۳،‌ اصل ۱۱۲.
متن بی نقص قانون اساسی کشور،‌ ۱۳۸۸ش، ص۶۲،‌ اصل ۱۱۰.
متن بی نقص قانون اساسی کشور،‌ ۱۳۸۸ش، ص۶۱،‌ اصل ۱۱۰.
متن بدون نقص قانون اساسی ایران،‌ ۱۳۸۸ش، ص۶۴،‌ اصل ۱۱۲.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۹، ص ۲۶۷.
روز قدس، تابناک.
«رویدادهای اساسی سال ۱۳۶۷ هجری شمسی»، وبسایت جامع امام خمینی.
«پیام به آقای میخائیل گورباچف (دعوت به اسلام و پیش‌بینی باخت کمونیسم)»، پرتال امام خمینی.
سیری بر زندگانی و شخصیت امام راحل، بلاغ.
امام خمینی، صحیفه امام،‌ ۱۳۷۸ش، ج۲۱، ص۲۶۳.
امام خمینی، صحیفه امام،‌ ۱۳۷۸ش، ج۲۱، ص۲۶۸.
نگاه نمایید به امام خمینی، ولایت فقید، ۱۴۲۱ق، ص۱.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۲۰، ص۴۵۲.
امام خمینی، صحیفه امام،‌ ۱۳۷۸ش، ج۲۱، ص۲۹۱.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۲۱،‌ ص۲۸۹.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۲۱، ص۱۷۷.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۲۱، ص۱۲۹.
امام خمینی، صحیفه امام، ۱۳۷۸ش، ج۲۱، ص۱۵۱.
حسینی، درآمدی بر اسلام ناب، ۱۳۸۹ش، ص۱۶۳.
فلاح‌پور، «بعد ها و مرزهای اسلام ناب محمدی»، ص۳۷.
امام خمینی(ره) از حیث دیگرافراد»، پرتال فرهنگی راسخون.
امام خمینی(ره) از لحاظ دیگرافراد»، پرتال فرهنگی راسخون.
امام خمینی(ره) از حیث دیگرافراد»، پرتال فرهنگی راسخون.
امام خمینی(ره) از دید دیگرافراد»، پرتال فرهنگی راسخون.
شبیری زنجانی، جرعه‌ای از دریا، ۱۳۹۳ش، ج۳، ص۶۶۳.
امام خمینی(ره) از نظر بقیه افراد»، پرتال فرهنگی راسخون.
امام خمینی(ره) از حیث دیگر افراد»، پرتال فرهنگی راسخون.
«شعر حضرت امام که در جواب به طومار شهید ستاری نوشتند+تصویر»، خبرگزاری عجم.
خمینی، دیوان امام،۱۳۸۳ش، ص۲۷۹.
«پیشخوان کتاب»، پرتال امام خمینی.
«دستکاری تازه دسته پا به ‌پای آفتاب...»، خبرگزاری کتاب جمهوری اسلامی ایران.
«فهرست گروه اثر ها خاطره...» مقر اگاهی‌رسانی و خبری جماران.
«کتابشناسی در سایه آفتاب»، سازمان اوراق و کتابخانه ملی کشور ایران.
«کتاب ۲۲ جلدی «سیر مبارزات یاران امام (ره) در آیینه ورقه ها ساواک...»، خبرگزاری تسنیم.
«پژوهش و تحلیلی از نهضت امام خمینی»، وبسایت ۱۵ خرداد ماه.
خسروپناه، منظومه فکری امام خمینی، ۱۳۹۶ش، ص۳۳.
«هم‌زمان با فرا وصال بعثت نبی اسلام (ص) از دانشنامه امام خمینی در حسینیه جماران رونمایی شد»، پرتال امام خمینی.
«نقطه پایان‌طومار‌ها/نقطه پايان‌طومار‌های دانشجویی»، پرتال خمینی.
«تصویر امام (ره) در تلویزیون و سینما...»، خبرگزاری لیوان جم آنلاین.
«فیلم مستند امام روح‌الله...»، بایگانی مستند و سخنرانی مبین مدیا.
«سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم سی و پنج‌مین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی»، مقر محل کار محافظت و انتشار اثر ها حضرت آیت‌الله خامنه‌ای.
یادداشت
در سال ۱۳۶۷ش تیمسار ستاری که فرماندهی نیروی هوایی ارتش را بر ذمه داشت، برای شادباش سالروز ولادت حضرت فاطمه(س) طومار‌ای را به امام خمینی فرستاد. امام خمینی در ذیل متن شادباش ارسالی این شعر را با خط خود نوشت
منابع
امام خمینی، سید روح‌الله، تعبیر و تفسیر سوره ستایش، طهران، مؤسسه تهیه و انتشار اثر ها امام خمینی، ۱۳۷۵ش.
امام خمینی، سید روح‌الله، صحیفه امام، طهران، مؤسسه تهیه و تنظیم و تکثیر اثرها امام خمینی، ۱۳۶۸ش.

بازدید : 19
دوشنبه 20 مرداد 1404 زمان : 10:05


ابوبکر محمد بن قدمت بن محمد تمیمی (۲۸۴- ۳۵۵ق)، مشهور به اِبْن جِعابی، محدث و رجالی امامی بود. او در کتاب ها رجالی شیعه آیتم مدح قرار گرفته میباشد، [۱] و در برخی نسخه ها الفهرست روضه خوان طوسی توثیق حسینیه نصرت مشهد گردیده است.

معاش
ابن‌ندیم[۲] اسم او را عمرو بن محمد و روحانی طوسی[۳] قدمت بن محمد تصویب نموده است. بنابر برخی نسخه ها الفهرست طوسی[۴] ابن‌عبدون نیز مرتکب همین غلط گردیده است. ابن‌جعابی احتمالاً در بغداد زاده شد.[۵] و در همین شهر از عالم آدرس حسینیه نصرت مشهد رفت.[۶]

وی در دهه انتها قرن سوم هجری قمری در بغداد سرگرم علم آموزی بوده و این مقاله از حضور او نزد مشایخی زیرا حکم دهنده ابومحمد یوسف بن یعقوب (درگذشت۲۹۷ق) و برخی دیگر پر‌نور رزرو حسینیه نصرت مشهد میشود.

از معاش او در مسافت ۳۰۰-۳۳۰ق /۹۱۲-۹۴۲م استحضار چندانی در اختیار وجود ندارد، جز اینکه او برای استماع از عبدالله بن محمد دینوری به دینور سفری داشته میباشد.[۷] بسیار محتمل میباشد که مهاجرت وی به موصل و تصدی منصب قضا در آنجا[۸] مرتبط با همین عصر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد باشد.

ابن‌جعابی در زمان حکومت اِخشید (۳۲۴-۳۳۴ق) سفری به مصر کرد و با وی دیدار کرد.[۹] او مدتی را نیز نزد سیف الدوله، قاضی شیعی حلب (۳۳۳-۳۵۶ق) سپری کرد.[۱۰] ابن‌جعابی بجز حلب به دیگر نقاط شام برای مثال دمشق و حوزه‌ ساحلی مدیترانه نیز مهاجرت کرد.[۱۱]

گر چه احادیث در باب ترتیب این سفرها مقداری با هم اختلاف دارا هستند، البته شاید بتوان همگی سفرهای ذکر شده به مصر و شام را متصل به یکدیگر و یه خرده گذشته یا این که بعداز ۳۳۳ق /۹۴۵م دانست. به هر اکنون او به بغداد رجوع.[۱۲] قاضی نیشابوری در بین سالهای ۳۴۱-۳۴۳ق[۱۳] و ابن‌عیاش[۱۴] بعداز ۳۴۰ق از شاگردان وی درین عصر بوده‌اند.

ابن‌جعابی در ۳۴۸ق در ارجان نزد ابن‌عمید، وزیر دارای اسم و رسم آل بویه بوده[۱۵] و ظاهراً کمتر از یکسال آنگاه یار و همدم وی به بغداد برگشت، [۱۶] ولی در آنجا تفکر نکرد و در ۳۴۹ق روانه اصفهان شد.[۱۷] داده ها درباره ابن‌جعابی راجع‌به سالهای ۳۴۹-۳۵۳ق اندک میباشد، اما دانسته گردیده که او در ۳۵۳ و ۳۵۴ق در بغداد بوده و روحانی اثرگذار[۱۸] و ابن‌بابویه[۱۹] در آنجا از وی استماع کرده‌اند. ابن‌جعابی در حین حیات خویش دست کم یک توشه به کوفه[۲۰] و دو توشه به رقه[۲۱] مهاجرت نموده است که از تاریخ آن‌ها خبری در دسترس وجود ندارد.

مختصات
ابن‌جعابی در نگهداری و ضبط متن ها و اوراق روایات قادر بود و ضمن نقل، به عیب گیری حدیث نیز می‌پرداخت.[۲۲] ابن‌جعابی در حال و روز و انساب رجال داده ها وسیعی داشت، از گرانقدر‌ترین مشایخ بعدازظهر خویش در عراق، شام و مصر حدیث شنید، و اسانید اهل خراسان را نیز در چنگ داشت.[۲۳]

مشایخ و شاگردان
به عنوان مثال مشایخ او می‌قدرت ابوبکر محمد بن یحیی مروزی، ابوعمر محمد بن جعفر قتات، محمد بن حسن بن سماعه حضرمی، ابوبکر جعفر بن محمد فریابی، ابوبکر محمد بن محمد بن سلیمان باغندی، احمد بن محمد بن عقده همدانی، و ابومحمد هیثم بن خلف غربت را اسم پیروزی.[۲۴]


از شاگردان و راویان او نیز می‌قدرت از ابوالحسن علی بن قدمت دارقطنی، ابوحفص قدمت بن احمد شاهین، هارون بن موسی بن احمد تلعکبری، ابو عبدالله حسین بن عبیدالله غضائری، ابوالفتح هلال بن محمد حفار، ابوعبدالله احمد بن عبدالواحد بن عبدون، بزاز، ابوطاهر عبدالله بن احمد خازن و ابونعیم احمد بن عبدالله اصفهانی اسم پیروزی.[۲۵]

مذهب
اینکه مذهب ابن‌جعابی امامی بوده، بارها به وسیله رجال نویسان آیتم تأیید قرار گرفته میباشد، [۲۶] ولی درباره ی وثوق او اقوال اهل سنت متعدد میباشد.

از طریقه علمای رجال
دارقطنی در روایتی بر ودیعه وی در قصه تأکید کرده، لیکن برخی از معاصران او اورا آیتم طعن قرار داده‌اند.[۲۷]
بعضی رجال نویسان متأخر با توکل بر این اتهامات ابن‌جعابی را در آئین سست دانسته و گناه کار شمرده‌اند، [۲۸] از دست اندرکاران تضعیف وی بوسیله اشخاص حافظه گردیده، تشیع ابن‌جعابی[۲۹] و هم‌نشینی وی با متکلمان[۳۰] لازم به ذکر میباشد.
ولی در کتاب ها رجالی شیعه او گزینه مدح قرار گرفته میباشد، [۳۱] حتی‌در برخی نسخه ها الفهرست روحانی طوسی[۳۲] او توثیق گردیده‌است.[۳۳]
اثر ها
به گفته خطیب بغدادی، [۳۴] ابن‌جعابی اثر ها متعددی در حدیث، تاریخ و دانش رجال تألیف نموده است. بعضا گفته‌اند که وی به هنگام احتضار امر داده تا کتاب‌هایش را بسوزانند، و به دنبال آن تلی از کتاب به حریق کشیده شد، [۳۵] قبل از آن نیز بخشی از کتاب‌هایش در رقه از در بین رفته بود، [۳۶] با این همگی قسمتی از اثر ها او تا مدتی بعد از مرگش باقی بوده میباشد. برخی از این اثر ها که اکنون اثری از آن ها در اختیار وجود ندارد عبارتند از:

تسمیة اینجانب روی الحدیث و غیره اینجانب العلوم و اینجانب کانت له صناعة و مذهب و نحلة.[۳۷]
الشیعة اینجانب اصحاب الحدیث و طبقاتهم، که بر پایه ی گزارش نجاشی[۳۸] این کتاب دستکم تا یک قرن بعداز ابن‌جعابی باقی بوده میباشد.
اینجانب حدث هو و ولده (ابوه) عن النبی(ص)، ابن‌حجر[۳۹] آن را به او نسبت داده و از آن نقل نموده است.
اینجانب روی حدیث غدیرخم.[۴۰] ابن‌شهر آشوب احتمالاً این کتاب را چشم بوده میباشد. او متذکر گردیده که ابن‌جعابی حدیث غدیر را از ۱۲۵ طرز گرد آورده میباشد.[۴۱] هفت شیوه از راه‌های سابق الذکر را ابن‌بابویه در معانی الاخبار[۴۲] نقل نموده است.
پانویس

بازدید : 13
يکشنبه 19 مرداد 1404 زمان : 10:14


حضور در غار ثور
پیامبر معبود در شب نخستین ربیع الاول رهسپار غار ثور شد و ابوبکر بن ابوقحافه نیز با او همپا گشت و بعد از سه روز که در غار ثور ماندند، در شب چهارم ربیع الاول راه و روش مدینه را در پیش حسینیه نصرت مشهد گرفتند.[۱۷]

آغاز ملازمت ابوبکر با رسول(ص) چندان معین وجود ندارد و برخی گفته‌اند نبی(ص) در رویکرد اتفاقی ابوبکر را رویت کرد و یار و همدم خویش موفقیت؛[۱۸] همینطور نقل دیگری میباشد که رسول(ص) در شب حمله مشرکان به منزل ابوبکر رفت و از آنجا به طرف غار ثور رهسپار شد.[۱۹] عهد سومین میباشد که ذکر میدارد ابوبکر به سراغ رسول(ص) آمد و علی(ع) اورا به مخفیگاهش ارشادوراهنمایی آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۲۰]

اقدامات حضرت علی(ع)
حضرت علی(ع) بعد از رفتن فرستاده(ص) به غار ثور شکیبایی کرد تا شب بعدی فرا رسید. وی همدم هند بن ابی هاله تکان کرد تا نزد فرستاده الله(ص) در غار رفتند و در آنجا آن حضرت(ص) به هند امرکرد که برای او و همراهش دو شتر خریداری نماید. ابوبکر بیان کرد: ای فرستاده آفریدگار، برای خویش و شما دو مرکب مهیا کرده‌ام که با آن ها تا مدینه مسافرت میکنیم. پیامبر الله(ص) فرمود: اینجانب هر دو و حتی یکی‌از آنها را قبول نمیکنم، مگر آن که بهای آن‌ها‌را بپردازم. ابوبکر ذکر کرد: تفویض با شماست و وی به علی(ع) امرکرد که بهای شترها را بپردازد و آنگاه به وی پیشنهاد کرد که ودیعت‌ها را رد نماید و تعهدات رزرو حسینیه نصرت مشهد او‌را بپردازد.

[۲۱] علی(ع) سه شبانه‌روز در مکه ماند و ودیعت‌های عموم را که نزد نبی‌ آفریدگار بود، به صاحبانش رسانید و زمانی که‌این فعالیت را اجرا بخشید، به مدینه مهاجرت کرد و همپا پیامبر آفریدگار در منزل کلثوم بن هدم خانه گزید.[۲۲]در‌این مهاجرت، فواطم ثلاث (فاطمه دختر رسول، فاطمه بنت اسد، فاطمه دختر زبیر) با گروهی دیگر ازنان همدم امیرالمؤمنین(ع) بودند. حضرت درراه به کمین معاندان عکس العمل کرد، اما با رویا رویی با آن‌ها توانست جان همراهانش را نگهداری نماید و به تندرست روانه مدینه شدند.[۲۳] [یادداشت ۱]رسول(ص) هنگام سفر از مکه به امیرالمؤمنین(ع) اینگونه فرمود: «اینجانب دخترم فاطمه را به تو سپردم و هردوى شمارا نیز به خداوند می‌سپارم و از آفریدگار می‌‏خواهم که پاسبان و حافظ شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شما باشد.» [۲۴] [یادداشت ۲]

تعقیب رسول(ص)
قریش بعد از آنکه در نقشه خویش ناکام ماندند، کوشیدند نبی(ص) را قبل از آنکه به مدینه رسد پیدا نمایند و او‌را به قتل برسانند؛ ازاین‌رو، ردّ اورا گرفتند تا به غار ثور رسیدند. یکی آنها اذعان کرد: از اینجا عبور نکرده‌اند یااینکه به عرش عروج کرده‌اند یا این که در زمین فرو رفته‌اند.[۲۵]

بنابر بعضی نقل‌ها، پروردگار عنکبوتی را مأمور کرد تا با تارهای خویش، درِ غار را ببندد. زمانی تعقیب‌کنندگان تارها را دیدند، به‌این فیض رسیدند که کسی وارد غار نشده میباشد و براین اساس دست از تعقیب کشیدند.[۲۶]در برخی گزارش‌ها به آشیانه کردن دو کبوتر وحشی و به روایتی روییدن درختی فرا روی فرستاده(ص) نیز اشاراتی گردیده است. [۲۷] [یادداشت ۳] همینطور نقل گردیده‌است فرشته‌ای به‌شکل بشر و سوار بر اسب رسید و ذکر کرد: محمد اینجا وجود ندارد، در‌این دره‌ها جست‌وجو نمایید تا او‌را بیابید. پس مشرکان از غار بدور شدند و در کوه‌ها و دره‌ها درگیر جست‌وجو شدند.[۲۸]

تکان به‌سوی یثرب و توقف در قبا
فرستاده(ص) سه روز در غار ماند و آن‌گاه به‌سوی مدینه جنبش کرد.[۲۹] رسول(ص) ۱۲ ربیع‌الاول هنگام ظهر به یثرب رسید و در قباء توقف کرد و نماز خواند و مسجد قبا را در دوران چندین روزی (یک هفته یا این که پاره ای بیشتر) که در آنجا اقامت داشت ایجاد کرد. او در آنجا میهمان (بنی) عمرو بن عوف شد و پاره ای بیشتر از ده روز پیش آنها اقامت کرد. اشخاص این خاندان از فرستاده خواستند تا پیش آنها بماند و برایش منزل‌ای بسازند، البته وی نپذیرفت و فرمود که درانتظار وصال علی بن ابی طالب(ع) میباشد و به عبارتی باز ماند تا علی بن ابی طالب رسید.[۳۰]

بازدید : 14
شنبه 18 مرداد 1404 زمان : 16:19


حَریز بن عبداللّه سجستانی؛ راوی‌، محدّث‌ و عالم‌ شیعی قرن دوم هجری قمری میباشد. پدرش حکم کنندهِ سجستان بود. مردم احادیث او از زرارة بن اعین و محمد بن مسلم حسینیه نصرت مشهد نقل گردیده‌است.

رجالیان شیعه اشاره کرده‌اند که حریز یک‌سری کتاب داشته میباشد که به عنوان مثال اصول اربعمأة شمرده میشوند. اکثر اوقات احادیث او، در ارتباط نماز بوده که نسبتاًً کل متن تاثیر پر اسم و رسم حریز، کتاب الصلاة، در ارتباط الصلاةِ کتاب ها اربعه باقی مانده میباشد. او سوای اذن امام درست گو(ع)، علیه خوارج سجستان دست به چاقو موفقیت و به دست آن ها آدرس حسینیه نصرت مشهد کشته شد.

میلاد و نسب
لقب او‌را ابومحمد[۱] و ابوعبداللّه[۲] بیان کرده‌اند. حریز از موالی (آزادشدگانِ)خویشان اَزْد، از قبایل مستقر در کوفه، بوده میباشد. عقیلی[۳] از محدثی از همسایه بصره به اسم ابوحریز عبدالله بن حسین ازدی کوفی حافظه کرده که حاکم سَجِستان بوده میباشد. به حیث میرسد، این محدث، با اعتنا به تمایل‌های شیعی و نیز لقب‌اش(ابوحریز)، بابا حریز باشد.[۴]؛ [۵] و ابن‌حجر عسقلانی[۶] او را حتماً بابا حریز دانسته‌اند. حریز نیز احتمالاً در کوفه به‌ جهان رزرو حسینیه نصرت مشهد آمده میباشد.

البته وی علی‌رغم اینکه کوفی بود، به سجستانی (اسم قدیم سیستان) آوازه داشت. نجاشی[۷] منجر آوازه حَریز به سجستانی را اشتغال او به بیزنس روغن در سجستان دانسته، ولی برقی،[۸]کشی[۹]روحانی طوس [۱۰]فارغ از اشاره به عمل حریز، صرفا از جابجایی وی از کوفه و سکونتش در سجستان صحبت گفته‌ اند. حریز در سجستان در تضارب با خوارج کشته شد. امام درست گو(ع) حریز را به‌ منجر رفتارش در تضارب با خوارج سجستان، شماتت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۱]

دانا
حریز از فقیهان پر رنگ بعد از ظهر خویش بوده و یونس‌ بن عبدالرحمان قمی او را به‌اعتبار علم عظیم‌اش در فقه ستوده[۱۲] و گفته که وی از امام راست گو(ع) صرفا دو حدیث نقل نموده است.[۱۳] در منابع رجالی اهل سنّت نیز از وی تحت عنوان یکی مشایخ شیعه خاطر شد‌ه‌است.[۱۴]از گفتگوی در بین حریز و ابوحنیفه، درباره بعضا مسائل شرعی، گزارشی آورده میباشد.

مشایخ
مشایخ او عبارتند از:

زرارة بن اعین
محمد بن مسلم[۱۵]
قاسم‌بن یحیی‌بن حسن‌بن راشد[۱۶]
بُرَید بن معاویه عجلی،[۱۷]
معلّی‌ بن خُنَیس[۱۸]
فُضَیل‌ بن یسار[۱۹]
راویان داستان از حریز
حماد بن عیسی جهنی
علی‌بن رباط
محمدبن ابی‌عمیر[۲۰]
عبدالله بن عبدالرحمان اصم[۲۱]
اثر ها
کتاب الصلاة
کتاب نوادر[۲۲]
کتاب الزکاة
کتاب الصیام[۲۳]
احادیث مو جود درین کتاب ها در جامعه ها حدیثی شیعه نقل گردیده است.

پانویس
نجاشی، \'فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال‌النجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۱۴۴.
کشی، سپردن معرفةالرجال، ۱۳۴۸ش، ص۳۸۵؛ شوشتری، قاموس الرجال، ۱۴۱۰ق، ج ۳، ص۱۶۴.
عقیلی، کتاب‌الضعفاءالکبیر، ۱۴۱۸ق، سفر۲، ص۲۴۰.
مدرسی طباطبائی، تربت‌ پاکان‌، ۱۳۵۵ش، ج۱، ص۲۴۴.
ابن‌ماکولا، الاکمال فی رفع‌الارتیاب عن المؤتلف و المختلف اینجانب الأسماء والکنی و الأنساب، ۱۴۰۶ق، ج۲، ص۸۶.
ابن‌حجر عسقلانی، لسان‌المیزان، ۱۴۲۳ق، ج۳، ص۱۴.
نجاشی، فهرست اسماء مصنّفی الشیعة المشتهر ب رجال‌النجاشی، ۱۴۰۷ق، ص۱۴۴.
برقی،\'کتاب‌الرجال، ۱۳۴۲ش، ص۴۱.
کشی، سپردن معرفةالرجال، ۱۳۴۸ش، ص۳۸۵.

بازدید : 15
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:03


محمد بن هارون بغدادی پر اسم و رسم به ابوعیسی وَرّاق (درگذشت ۲۴۷ یا این که ۲۴۸ق) متکلم در قرن سوم قمری. بنابر گزارش منابع، رشته وی در بغداد نویسندگی و کتابفروشی بوده میباشد. وراق از معتزلیانی بوده که ابعاد شیعه شد، اما درباره اعتقادات و مذهب وی اختلاف میباشد. روضه خوان اثر گذار و سید مرتضی، اورا شیعه دانسته و از وی و اثراتی مانند کتاب الامامه و کتاب السقیفه که درباره اعتقادات شیعه نوشته، تامین حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

ولی در منابع اهل سنت وی معتقد به عقاید خداناباوری معرفی شد‌ه‌است. اثر ها و نگرش‌های علمی وراق گزینه دقت بوده و او‌را جزو منتقدان بدون شوخی باورهای معتزلی نیز دانسته‌اند. از شاگردان وراق، ابن راوندی بوده که بعد ها وی نیز با مدرس خویش مخالفت کرد و اورا زندیق خواند. نجاشی، برای ابوعیسی کتاب‌های زیادی را مذکور که مثلا آن ها المقالات درباره ملل و آدرس حسینیه نصرت مشهد نحل میباشد.

معاش‌طومار
محمد بن هارون بغدادی مشهور به ابوعیسی وراق از متکلمان نصفه نخستین سده سوم هجری میباشد. وی اهل ایران و در بغداد بومی بوده و در سال ۲۴۷ق و یا این که ۲۴۸ق از جهان رزرو حسینیه نصرت مشهد رفته میباشد.[۱]

مهم ترین خصوصیت علمی وراق، رویا رویی او با درنگ‌های معتزلی میباشد. وی منتقد بنیاد معرفتی معتزله، یعنی فکر‌های توحیدی آن‌ها بود. بعضی گفته‌اند به همین برهان، معتزله نیز اورا همفکر مشرکان دانستند.[۲] رویکردها و نگرش‌های کلامی وی در عصر خویش، گزینه دقت علما و بزرگان عصرش بوده میباشد.[۳] ابن‌ندیم اورا برای مثال متکلمان مالک‌لحاظ شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شمرده میباشد.[۴]

وی و افرادی که معتزله را رها کرده‌اند، به «مُخلِط» دارای شهرت میباشند یعنی عده ای که نخستین معتزله بوده‌اند، بر تاثیر اظهار عقاید جدید از اعتزال خالص خارج آمده و به اصول مدرسه و تیم اعتقادی خویش دارای تعهد نمانده و هر یک راهی غیر وابسته در پیش گرفته‌اند.[۵]

عقاید
مذهب اعتقادی ابوعیسی از مباحث مناقشه برانگیز بوده میباشد. بر اساس گزارش‌های معتزلیان، او در آغاز معتزلی بود و بعد از آن از معتزلیان مستقل شد.[۶] برخی می گویند به همین ادله، اظهار نظرهای تند معتزلیان درباره وی وجود داشته میباشد.[۷] گردآوری‌ای از معتزله، میل وی به شیعه را حقیقی و واقعی ندانستند؛ البته در عین‌هم اکنون تصریح می‌نمایند وراق درین مسیر خدماتی را به مذهب جدیدش نموده‌میباشد.[۸]

خویی می‌نویسد، ابوعیسی برای حفاظت از خویش، درباره ثنویت کتابی نوشت. البته ظاهراً این کتاب موءثر خلا و حتی شاگردش ابن راوندی به وی نسبت بی‌فقهی داده میباشد. [۹] روضه خوان موءثر و سید مرتضی، او‌را به دلیل نوشتن کتاب‌هایی درباره امامت و امان از مذهب شیعه، از خویش دانسته‌ و از او پناه کرده‌اند.[۱۰]

به جهت خلا هیچ‌یک از اثرها وراق، اظهارنظر قطعی درباره عقاید، آراء و مذهب کلامی حقیقی وواقعی وی، طاقت فرسا میباشد.[۱۱] ابن ندیم،‌ او‌را از افرادی که در ظواهر اسلام آورده بودند؛ البته در داخل اعتقادی به اسلام نداشتند دانسته‌ میباشد.[۱۲]

اثرها
نجاشی، وراق را متکلمی پندار‌نگار و مشهورترین اثرش را مقاله‌ها می داند.[۱۳] وی خلال این کتاب که در آن به آراء و بینش‌های مجموعه‌های متفاوت شیعی اشاره کرده، در اثر ها آتی نیز این درنگ رفلکس داده گردیده‌است. مثلا آن اثرها، کتابی میباشد با اسم اختلاف شیعه که در آن به درنگ‌های کلامی شیعه پرداخته میباشد.[۱۴] در منابع رجالی و غیره، کتاب‌های دیگری نیز برای وی حافظه کرده‌اند از جملة المجالس و بعضی کتاب‌های دیگر مانند کتاب الامامة الکبیر و کتاب الامامة الصغیر، نقض العثمانیه، اقتصاص مذهبها اصحاب الاثنین و الرد علیهم.[۱۵] کتاب السقیفه،[۱۶]

زریاب خویی اشاره می‌نماید که از کتاب‌ها و مقاله ها زیادی که به وی نسبت می دهند. چیزی برجای نمانده و تنها منقولاتی در اثر ها دیگرافراد مخصوصا معارضان وی مانده میباشد.[۱۷] زریاب خویی نقل می‌نماید، در کتاب مروج الذهب که نسبتاً یک سده بعداز وراق مندرج، کتاب‌های ابوعیسی را زیاد و عالی وصف کرده و از کتاب‌های مقاله‌ها و المجالس او ذکر شده میباشد ؛البته در‌این کتاب‌ها سخنی از اعتقادوباور‌های وراق نزده میباشد.[۱۸]

کتاب الدیانات، الحدث و یک‌سری تاثیر در رد مسیحیت و یهود نیز برای مثال اثر ها او به شمار آمده میباشد.[۱۹

بازدید : 17
پنجشنبه 16 مرداد 1404 زمان : 10:03


محمد بن هارون بغدادی پر اسم و رسم به ابوعیسی وَرّاق (درگذشت ۲۴۷ یا این که ۲۴۸ق) متکلم در قرن سوم قمری. بنابر گزارش منابع، رشته وی در بغداد نویسندگی و کتابفروشی بوده میباشد. وراق از معتزلیانی بوده که ابعاد شیعه شد، اما درباره اعتقادات و مذهب وی اختلاف میباشد. روضه خوان اثر گذار و سید مرتضی، اورا شیعه دانسته و از وی و اثراتی مانند کتاب الامامه و کتاب السقیفه که درباره اعتقادات شیعه نوشته، تامین حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

ولی در منابع اهل سنت وی معتقد به عقاید خداناباوری معرفی شد‌ه‌است. اثر ها و نگرش‌های علمی وراق گزینه دقت بوده و او‌را جزو منتقدان بدون شوخی باورهای معتزلی نیز دانسته‌اند. از شاگردان وراق، ابن راوندی بوده که بعد ها وی نیز با مدرس خویش مخالفت کرد و اورا زندیق خواند. نجاشی، برای ابوعیسی کتاب‌های زیادی را مذکور که مثلا آن ها المقالات درباره ملل و آدرس حسینیه نصرت مشهد نحل میباشد.

معاش‌طومار
محمد بن هارون بغدادی مشهور به ابوعیسی وراق از متکلمان نصفه نخستین سده سوم هجری میباشد. وی اهل ایران و در بغداد بومی بوده و در سال ۲۴۷ق و یا این که ۲۴۸ق از جهان رزرو حسینیه نصرت مشهد رفته میباشد.[۱]

مهم ترین خصوصیت علمی وراق، رویا رویی او با درنگ‌های معتزلی میباشد. وی منتقد بنیاد معرفتی معتزله، یعنی فکر‌های توحیدی آن‌ها بود. بعضی گفته‌اند به همین برهان، معتزله نیز اورا همفکر مشرکان دانستند.[۲] رویکردها و نگرش‌های کلامی وی در عصر خویش، گزینه دقت علما و بزرگان عصرش بوده میباشد.[۳] ابن‌ندیم اورا برای مثال متکلمان مالک‌لحاظ شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شمرده میباشد.[۴]

وی و افرادی که معتزله را رها کرده‌اند، به «مُخلِط» دارای شهرت میباشند یعنی عده ای که نخستین معتزله بوده‌اند، بر تاثیر اظهار عقاید جدید از اعتزال خالص خارج آمده و به اصول مدرسه و تیم اعتقادی خویش دارای تعهد نمانده و هر یک راهی غیر وابسته در پیش گرفته‌اند.[۵]

عقاید
مذهب اعتقادی ابوعیسی از مباحث مناقشه برانگیز بوده میباشد. بر اساس گزارش‌های معتزلیان، او در آغاز معتزلی بود و بعد از آن از معتزلیان مستقل شد.[۶] برخی می گویند به همین ادله، اظهار نظرهای تند معتزلیان درباره وی وجود داشته میباشد.[۷] گردآوری‌ای از معتزله، میل وی به شیعه را حقیقی و واقعی ندانستند؛ البته در عین‌هم اکنون تصریح می‌نمایند وراق درین مسیر خدماتی را به مذهب جدیدش نموده‌میباشد.[۸]

خویی می‌نویسد، ابوعیسی برای حفاظت از خویش، درباره ثنویت کتابی نوشت. البته ظاهراً این کتاب موءثر خلا و حتی شاگردش ابن راوندی به وی نسبت بی‌فقهی داده میباشد. [۹] روضه خوان موءثر و سید مرتضی، او‌را به دلیل نوشتن کتاب‌هایی درباره امامت و امان از مذهب شیعه، از خویش دانسته‌ و از او پناه کرده‌اند.[۱۰]

به جهت خلا هیچ‌یک از اثرها وراق، اظهارنظر قطعی درباره عقاید، آراء و مذهب کلامی حقیقی وواقعی وی، طاقت فرسا میباشد.[۱۱] ابن ندیم،‌ او‌را از افرادی که در ظواهر اسلام آورده بودند؛ البته در داخل اعتقادی به اسلام نداشتند دانسته‌ میباشد.[۱۲]

اثرها
نجاشی، وراق را متکلمی پندار‌نگار و مشهورترین اثرش را مقاله‌ها می داند.[۱۳] وی خلال این کتاب که در آن به آراء و بینش‌های مجموعه‌های متفاوت شیعی اشاره کرده، در اثر ها آتی نیز این درنگ رفلکس داده گردیده‌است. مثلا آن اثرها، کتابی میباشد با اسم اختلاف شیعه که در آن به درنگ‌های کلامی شیعه پرداخته میباشد.[۱۴] در منابع رجالی و غیره، کتاب‌های دیگری نیز برای وی حافظه کرده‌اند از جملة المجالس و بعضی کتاب‌های دیگر مانند کتاب الامامة الکبیر و کتاب الامامة الصغیر، نقض العثمانیه، اقتصاص مذهبها اصحاب الاثنین و الرد علیهم.[۱۵] کتاب السقیفه،[۱۶]

زریاب خویی اشاره می‌نماید که از کتاب‌ها و مقاله ها زیادی که به وی نسبت می دهند. چیزی برجای نمانده و تنها منقولاتی در اثر ها دیگرافراد مخصوصا معارضان وی مانده میباشد.[۱۷] زریاب خویی نقل می‌نماید، در کتاب مروج الذهب که نسبتاً یک سده بعداز وراق مندرج، کتاب‌های ابوعیسی را زیاد و عالی وصف کرده و از کتاب‌های مقاله‌ها و المجالس او ذکر شده میباشد ؛البته در‌این کتاب‌ها سخنی از اعتقادوباور‌های وراق نزده میباشد.[۱۸]

کتاب الدیانات، الحدث و یک‌سری تاثیر در رد مسیحیت و یهود نیز برای مثال اثر ها او به شمار آمده میباشد.[۱۹

بازدید : 31
چهارشنبه 15 مرداد 1404 زمان : 16:45


سفرها و مناظرات
شهاب الدین در سال ۱۳۳۶ق در ۲۱ سالگی به سامرا هجرت کرد و حدود سه سال آنجا بود و با عبدالسلام کردستانی و روضه خوان نورالدین شافعی ملاقات و گفت و گو داشت. در ۱۳۴۰ق به کاظمین و بغداد رفت و با سیدابراهیم رفاعی بغدادی ملاقات داشت و همینطور به کربلا رفت و از عبدالهادی مازندرانی اذن شفاهی گرفت و با موسی اسکویی، محمد ثقة‌الاسلام تبریزی و برادرش، علی که از رؤسای شیخیه بودند ملاقات و مناظره حسینیه نصرت مشهد کرد.[۹]

وی به شهرهای دیگر عراق زیرا حله، موصل، العمارة، کوت، بصره، کوفه، مسیب، دجیل، زبیر و... مسافرت کرد و در سفری که به هندوستان داشت در بمبئی با مشاهیر مذهب ها بودایی ملاقات آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۰]

وی مکاتبات زیادی با علامه روضه خوان طنطاوی جوهری مصری، مدیر جمعیت اخوت اسلامی مصر داشته میباشد و کتاب ریاض السالکین فی تفصیل صحیفة سید الساجدین را به وی کادو رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۱]

مسافرت به جمهوری اسلامی ایران
مرعشی در ۲۱ محرم سال ۱۳۴۲ق از نجف به جمهوری اسلامی ایران هجرت کرد و در ۶ صفر سال جاری وارد کرمانشاه شد از آنجا به همدان، زنجان و تبریز رفت و با اقوام دیدار کرد. وی در کرمانشاه از روضه خوان هادی فرزند عبدالکریم کرمانشاهی اذن شفاهی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داستان گرفت.

در همدان با سید عبدالحسین فرزند سید فاضل لاری دیدار کرد و از وی اذن ماجرا گرفت و ورژن خطی نادری را از او خریداری کرد. آن گاه به قصد زیارت امام رضا(ع) راهی مشهد شد. وی در ۲۱ جمادی‌الثانی سال ۱۳۴۳ق. به طهران رفت و یک‌سری ماهی از اساتید ری بهره مند شد. او در ۷ شعبان ۱۳۴۳ق. وارد قم شد و به درخواست عبدالکریم حائری یزدی درین شهر مستقر و درگیر به درس دادن شد. وی در ۱۳۴۵ق. در قم با امر عبدالکریم حائری به استقبال شعر سرا و فیلسوف هندی، رابیندارات تاگور رفت و مباحثاتی با وی جاری ساختن بخشید. مرعشی با رحلت آیه‌ها سه‌گانه، صدر، حجت و خوانساری تحت عنوان یکی مراجع تبعیت شناخته شد و اولیه رساله‌ عملیه‌اش در سال‌های ۱۳۶۶ تا ۱۳۷۳ ه‍.ق تکثیر یافت. بعداز رحلت سید حسین طباطبایی بروجردی، سید شهاب‌الدین مرعشی نجفی تحت عنوان یکی‌از مراجع مطرح شد.[۱۲]

عدم مسافرت به مکه برای حج
مرعشی، برای ایفا مهاجرت حج، مستطیع نشد و به درخواست گروهی از تجار مبتنی بر تأمین هزینه حج‌اش جواب منفی بخشید. مرعشی در جواب به فردی که از وی پرسید: با وجود این که وجوهاتی در اختیارتان هست و پول هایی از آن را به طلاب و فقرا و سایرافراد می‌دهید، چطور برای حج واجب مستطیع نمی‌باشید؟ اذعان کرد: این پول‌ها کالا اینجانب وجود ندارد؛ سهم امام و سادات میباشد، کفاره روزه و مانند آن میباشد و هریک بایستی مکان خودش استفاده شود. وقتی به حج می روم که از دسترنج خودم مبلغی به دست آورده باشم. بعداز وفات‌اش بیش تر از صد حج به نیابت‌اش اجرا گرفت.[۱۳]

اساتید
ادبیات
جده‌اش: شمس اشرف بیگم
پدرش: سید محمود مرعشی
مرتضی طالقانی
سید محمدکاظم خرم‌آبادی موسوی نجفی
محمود حسینی مرعشی شوشتری
تعبیر و تفسیر
محمد حسین شیرازی
شمس‌الدین شکویی
ابوالحسن مشکینی اردبیلیی
سیدآقا شوشتری
محمدجواد بلاغی نجفی
فرج‌الله تبریزی
فقه و اصول
سید آقا شوشتری، گستردن لمعه
ابوالحسن مشکینی اردبیلی، کفایة الاصول
نعمت‌الله لاریجانی، مقررات الاصول
محمدحسین بن محمدخلیل شیرازی، اینجانب لایحضره الفقیه
احمد آل کشف کننده الغطاء (متوفی ۱۳۴۴ق.)
سید محمدرضا مرعشی رفسنجانی
غلامعلی قمی
حبیب‌الله اشتهاردی
میرزا حسن رشتی
محمدباقر قائنی بیرجندی [۱۴]
میرزا آقا اصطهباناتی
سید علی طباطبایی
عبدالحسین مرندی
سید احمد بن محمد باقر بهبهانی حائری
علی‌اصغر تبریزی نجفی
محمد حسین بن علی روحانی العراقین
روحانی علی نجفی (نوه صاحب و مالک جواهر)
آقا ضیاء عراقی (متوفی ۱۳۶۱ق)، از نخستین اصول تا مشاجره مطلق و مقید
محمدحسین تهرانی (متوفی ۱۳۴۰ق)
عبدالکریم حائری یزدی (متوفی ۱۳۵۵ق)
محمدرضا مسجدشاهی (متوفی ۱۳۶۲ق)
رجال
سید حسن صدر
عبدالله مامقانی
ابوالهدی کلباسی
روحانی موسی کرمانشاهی
صحبت
محمد اسماعیل محلاتی
محمدجواد بلاغی نجفی
سید هبةالدین شهرستانی
حکمت و منطق
شمس‌الدین شکویی (منطق)
علی‌محمد نجف آبادی (متوفی ۱۳۳۲ق)
فاضل مشهدی (متوقی ۱۳۴۳ق)
محمدطاهر تنکابنی (متوفی ۱۳۶۰ق)
میرزا مهدی آشتیانی (متوفی ۱۳۷۲ق)
خوی و عرفان
سید علی حاکم طباطبایی
سید احمد کربلایی
میرزا جواد ملکی تبریزی
علی‌اکبر حکمی یزدی
محمدحسین قمشه‌ای
أنساب
پدرش (مشجرات سادات را به وی فراگرفت)
سید محمد رضا فرزند سید علی دارای شهرت به صائغ بحرانی غُرَیفی (متوفی ۱۳۳۹ق)
سید مهدی موسوی بحرانی (متوفی ۱۳۴۳ق)[۱۵]
درس دادن و شاگردان

بازدید : 34
سه شنبه 14 مرداد 1404 زمان : 13:43


مُصعَب بن عُمَیر بن هاشم (درگذشت ۳ق) از صحابه رسول(ص) و از سابقون در اسلام میباشد که پیش از ورود رسول(ص) به منزل ارقم بن ابی ارقم به اسلام گروید. مصعب از اشخاصی بود که به حبشه مسافرت کرد و بعداز عهد و پیمان عقبه وقتی که عموم یثرب از نبی خداوند درخواست مدرس قرآن کردند، فرستاده، مصعب را به مدینه ارسال کرد. او پیش از ورود نبی(ص) به مدینه، نماز آدینه را در منزل سعد بن خثیمه پرپا کرد. نبی خداوند بعد از ورود به مدینه در میان مصعب و ابوایوب انصاری، عقد اخوت سرازیر حسینیه نصرت مشهد کرد.

مصعب بن عمیر در مبارزه بدر درفش‌دار جناج راست لشکر اسلام بود. او در مبارزه احد و در سن ۴۰ سالگی به شهیدشدن رسید. احاطه‌زاده قهرمان نوشته محمود حکیمی و هنگامی دلی نوشته محمدحسن شهسواری، کتاب داستان‌هایی به گویش فارسی می باشند که به تفصیل زندگانی مصعب آدرس حسینیه نصرت مشهد بن عمیر پرداخته‌اند.

لقب و کنیه
مصعب از صحابه و لقب‌اش ابوعبدالله میباشد.[۱] وی همینطور مصعب الخیر کنیه داشت.[۲] ادرش، خناس، دختر صاحب از ثروتمندان قریش بود. مصعب در خانواده‌ای مرّفه پروش یافت؛ والدین مصعب قبل از اسلامش، اورا بسیار دوست داشتند و شایسته ترین جامه‌ها را به بدن وی رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌کردند.[۳]

زینب بنت مصعب بن عمیر، دختر وی و حمنه بود و نسل مصعب جز از روش وی ادامه نیافت.[۴]

اسلام
مصعب از اولیه مسلمان ها میباشد؛ وی وقتی که رسول در منزلٔ ارقم به دعوت محرمانه سرگرم بود، اسلام آورد. او اسلامش را از اقوام و مادرش نهفته میکرد و بعضی اوقات مخفیانه نزد رسول رفت و آمد میکرد تا اینکه عثمان بن طلحه اورا در هم اکنون نماز رویت کرد و خبر مسلمان شدن او‌را به دور‌وبری ها و مادرش اعطا کرد. آنها، مصعب را زندانی کردند و وی در زندان بود تا اینکه به حبشه مسافرت کرد.[۵] او همینطور در کنار نبی پروردگار و بنی هاشم در شعب ابی طالب محدود شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بود.[۶]

مبلغ اسلام
در سال دوازدهم بعثت، بعداز عهدوپیمان عقبه که گروهی از عموم یثرب با نبی بیعت کردند، اسعد بن زراره به نمایندگی از آنها از فرستاده خواست تا برایشان فردی را بفرستد که به آنان قرآن آموختن نماید و دستورها دیگر اسلام را بیاموزد، فرستاده پروردگار(ص) مصعب را به یاروهمدم آن ها ارسال کرد.[۷] تبلیغ وی در یثرب سبب ساز شد کسانی مانند سعد بن معاذ و اسید بن حضیر و عباد بن آدم بن وقش اسلام را برگزینند.[۸] مصعب اول مهاجری بود که پیش از پیامبر خداوند به مدینه آمد.[۹]

نماز آدینه مدینه

مرقد کنونی شهدای پیکار احد
مصعب بن عمیر اولیه کسی میباشد که در مدینه، نماز آدینه گذارد؛ وی برای رسول(ص) طومار نوشت و از آن حضرت اذن خواست تا با مسلمانها مدینه نماز آدینه بگزارد، نبی(ص) اذن فرمود. وی اولیه توشه مسلمانها را در منزل سعد بن خیثمه عده کرد و با دوازده بدن نماز آدینه گزارد.[۱۰]

نبی آفریدگار میان وی و ابو ایوب انصاری، عقد اخوت برقرار کرد.[۱۱] همینطور آورده شده میباشد پیامبر پروردگار میان وی و سعد ابی وقاص و ذکوان بن عبدالقیس نیز عقد اخوت روان کرد.[۱۲]

بازدید : 26
دوشنبه 13 مرداد 1404 زمان : 16:42


مهدویت؛ رویکردها و تحولات گفتمانی
معنی مهدویت آموز‌ۀ مشترک در بین فرق اسلامی میباشد. مهدی‌باوری را حتی می‌اقتدار در بقیه ادیان آسمانی هم دید. این معنا در طی تاریخ مبتلا تطور گردیده و همواره یک مضمون‌ نداشته. هرچند در نصوص فقهی و به وسیله فرد نبی، هم مضمون‌ مهدویت و هم مصداق آن دقیقاً معین گردیده بود، ولی در حین تاریخ موقعیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، سبب ساز شد مدعیان متعدد مهدویت ظهور نمایند و حتی تعریف و تمجید جدیدی از آن ارائه خواهد شد. همین دستور حتی منجر پیدایش مذهب‌ها و فرق متفاوت مذهبی همانند کیسانیه، واقفیه، مبارکیه و ادیانی مثل قادریه و بهائیت حسینیه نصرت مشهد گردیده است.‌[۱۰۸]

گروهی مهدویت را امری اکتسابی می‌دانستند. در اینگونه تلقی‌ای مهدویت برخی حالت همگانی و غیرانحصاری دارااست که اشخاص با احراز آن موقعیت میتوانند مصداق مهدی موعود باشند. یکی اشخاص این منش محمدبن عبدالله بن حسن (۹۳-۱۴۵ق) دارای اسم و رسم به نفس زکیه آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۰۹]

در نظریۀ دیگری که مُبدع آن سید محمد مُشَعشَع (سید محمد بن فلاح بن فرم‌الله، از مدعیان نیابت حجت بن الحسن که پیش از سلطنت صفویان،(۸۷۰ق) او‌لین حکومت شیعه خوزستان را سازه بنیان.)میباشد، مهدویت در فردی غیر از مهدی موعود که حاجب، حمل کننده و نماینده قانونی اوست، تحقق پیدا می‌نماید. مشعشع فی مابین گوهر امام وقتی و فرزند امام حسن عسکری تمایز قائل بود. گوهر امام وقتی در هر مجال می‌توانست در کالبد کسی ظهور نماید، لذا تیتر مهدی به مصداق خاصی منحصر به فرد رزرو حسینیه نصرت مشهد نمی شد.[۱۱۰]

در بینش دیگری از معنای اصطلاحی مهدی در احادیث صرف‌لحاظ می‌نمایند و فقط بر معنای لغوی مهدی، یعنی هدایت‌گردیده، تأکید دارا هستند. براساس این نگاه مهدی کسی میباشد که از جانب پروردگار هدایت گردیده و با ظلم و ظالمان نبرد می‌نماید و از مظلومان در قبال ظالمان پشتیبانی می‌نماید. لذا این نگاه به نوعی موعود مصطلح در سخن انبیاء را انکار می‌نماید. سید محمد نوربخش (۸۶۹ق) را می‌اقتدار با تسامح از قائلین شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد این قسم دانست.[۱۱۱]

در تلقی دیگری مؤلفۀ غایب بودن در مهدویت را خیر ترفندی برای نگهداری جان مهدی و مهیا شدن موقعیت مایحتاج ظهور، بلکه آن را مجازاتی الهی می دانند. طبق این لحاظ زیرا آن حضرت در ایفا رسالت خویش کوتاهی کرده، مستحق مجازات غایب بودن میباشد. برای مثالً راجع‌به محمد بن حنفیه اینگونه ادعایی شد.[۱۱۲]

در تعریف‌و‌تمجید دیگری از مهدویت، کل اثر ها دنیوی و معنوی ظهور مهدی در یک سلسله یا این که خویشان خاص متجلی میشود. خلفای فاطمی قرن چهارم از شواهد تاریخی این رویکرداند که حکومت خویش را با ادعای مهدویت استارت کردند.[۱۱۳]

طبق طریقه دیگری اصلی وجود ندارد که حالت نام برده برای مهدویت در نصوص، احراز خواهد شد. بلکه این ارتباط ها و مناسبات سیاسی و فکری میباشد که موقعیت، هدف ها و خصوصیت‌های مهدی و مهدویت را گزینش می‌نماید.[۱۱۴] لذا چه بسا در بین آن مهدویتی که در نصوص آمده و آن مهدویتی که بسته به وضعیت خاص اجتماعی تعریف‌و‌تمجید می گردد، تفاوت‌های جزئی یا این که حتی بنیادین وجود داشته باشد. از شواهد تاریخی این طریقه می‌اقتدار به ادعای مهدویت منصور عباسی برای فرزندش و یا این که مهدویت ابتکار عمل‌ گردیده بوسیله خالدبن معاویه اشاره نمود.[۱۱۵]

در منش دیگری که نوعی مهدویت ارتدادی بود، برخی از اشخاص یا این که نحله‌ها با تمایل‌های خاص فکری و مذهبی، از مذاکره مذهبی چیره در جامعه بیرون می‌شدند و ادعای مهدویت می‌کردند. این معنی از مهدویت، بسته به هدفش به نصوص فقهی مجاورت یا این که بدور میشد. ادعایی که اسپهبدان گبر در زمینه‌ی ابومسلم خراسانی داشتند، از این عهد میباشد.[۱۱۶]

این دگرگونی و تطور در نقطه‌ای از تاریخ متوقف نشد و تا مجال معاصر ادامه داشت. برای مثال پدیدۀ انقلاب اسلامی در جمهوری اسلامی ایران به آموزۀ مهدویت بی‌رابطه وجود ندارد. از طرفی در پندار اسلامی، تحقق جامعۀ موعود، بی نقص‌ترین مرحلۀ فرهنگ وتمدن اسلامی به شمار می‌رود. از طرف دیگر انقلاب اسلامی کشور ایران نیز تحت عنوان حکومتی که اجرای احکام اسلامی را تسهیل می‌نماید، روش تمدنی داراست. آموزۀ مهدویت خیر فقط در صورت‌گیری و موفقیت انقلاب، بلکه در استمرار و بقاء آن هم نقش محوری داشت. براین اساس در بین آموزۀ مهدویت و روش تمدنی انقلاب اسلامی ربط و نسبت می باشد. به نحوی‌که می‌قدرت ذکر کرد آموزه‌های مرتبط با مهدویت راهنمای انقلاب اسلامی بود.[۱۱۷]

بعداز انقلاب بین مالک‌نظران رهیافت‌ها و رویکردهای مختلفی در حوزۀ مهدویت صورت گرفت. می‌قدرت از علاوه بر گفتگو با اساتید و صاحب و مالک‌نظران و منابع مکتوب و یکسری رسانه‌ای جان دار، این رویکردها را حصول کرد. راه و روش قرآنی، روایی، کلامی، فلسفی، دینی، تاریخی، تمدنی، سیاسی، تربیتی، عرفانی، تبلیغی و اگاهی‌رسانی، راهبردی و آجل‌نگارانه، مدیریتی، اجتماعی، جامعه‌شناختی، طرز‌شناختی، ادبی و آیینی و مناسکی، از جملۀ این رویکردها میباشند.[۱۱۸]

جراحت‌شناسی مهدویت؛ مدعیان مهدویت، خرافات و بدعت‌ها
نوشته ی علمیٔ مهم: مدعیان مهدویت
به عنوان مثال مسائلی که بیان کنده التفات «موضوع مهدویت» میباشد، این میباشد که در زمان تاریخ، به اسم اشخاصی واکنش میکنیم که با جعل و تطبیق اسم «مهدی موعود» بر خویش، و یا این که اطلاق این تیتر از سوی سایر افراد به آن‌ها، ادعا‌های بزرگی داشته، یا این که برای آنان قائل بودند که‌این خویش یکی برهان اصلی در اصالت مهدویت میباشد. مهم ترین خصوصیت این داعیه آن میباشد که رهروان آن‌ها، قائل گردیده‌اند که آن‌ها نمرده‌اند و در جایی نسبتا نامعلوم در عالم معاش می‌نمایند و در بعدی، ظهور خواهند نمود و بر ظالمان غلبه پیدا کرده و آئین خویش را در دنیا عظیم خواهند کرد.

اطلاق مهدی موعود بر افراد، از به عبارتی زمانه صدر اسلام شروع گردیده است و به حیث می رسد اولی نفری که او را مهدی خواندند، محمد حنفیه، پسر امام علی(ع) میباشد که از سوی کیسانیه، «موعود» خوانده گردیده‌است. این فرقه اعتقادوباور داشتند محمد حنفیه مهدی موعود میباشد و بعداز مرگ وی، داعیه کردند که وی هیچ گاه نمرده میباشد، بلکه در کوه رَضْاوٰ که در حوالی مدینه میباشد، میان دو شیر قرار گرفته، که حافظ و دربان وی میباشند.

بعداز محمد حنفیه، افراد دیگری بودند که یا این که خویش را مهدی می‌خواندند یااینکه پیروانشان، به آن اشخاص، مهدی می‌گفتند. مهمترین این اشخاص، محمد بن عبدالله محض، عبیدالله المهدی فاطمی، اسحاق سبتی، غلام‌احمد قادیانی، علی محمد شیرازی و مهدی سودانی میباشد.

بازدید : 23
يکشنبه 12 مرداد 1404 زمان : 17:08


فقه ابوحنیفه
فقهای چهارگانه اهل سنت
ابوحنیفه
صاحب بن انس
محمد بن ادریس شافعی
احمد بن حنبل
ساختار فقه ابوحنیفه
استدلال نقلی
در کنار مذهب شرعی مدونی که به اسم ابوحنیفه برجای باقیمانده میباشد، فقط آنچه از گزارش‌های دیرین راجع‌به دلیل فقه او به دست ما رسیده، یک‌سری داستان دور از هم میباشد که نباید بیشتراز اندازه بر اعتبار آن‌ها توکل کرد. مهمترین و جامع‌ترین آن ها روایتی از یحیی بن ضریس میباشد که در آن ابوحنیفه منابع فقه خویش را اینگونه تیتر حسینیه نصرت مشهد کرده است:

کتاب آفریدگار؛
سنت نبی(ص) و احادیث درست از آن حضرت به نقل ثقات از ثقات؛
پیمان صحابه و در شکل دست نیافتن به حکم در منابع حافظه گردیده،
فعالیت به اجتهاد و رأی[۵۴]
مثال دیگر، داستان ابن صباح میباشد که در آن دلیل فقه ابوحنیفه (ولی بعداز کتاب آفریدگار)، حدیث درست، بعداز آن آراء صحابه و تابعین و بعد قیاس دانسته شد‌ه‌است.[۵۵] و با داستان ابن ضریس در ارتباط با آراء تابعین هم آدرس حسینیه نصرت مشهد خوانی ندارد.[۵۶]

قیاس
ابوحنیفه خویش مدعا بود که مایه اساسی قیاس را از بعضی اصحاب رسول(ص) گرفته میباشد.[۵۷]

آنچه در مساله قیاس موجب تمایز ابوحنیفه از سایر افراد بود، معیار کاربرد و به ویژه کیفیت واکنش در مفاد تعارض قیاس با استدلال نقلی ضعیف همانند خبر واحد و برخی ظاهر استدلال بود. همین نکته، منجر میشد تا برخی معاصران حدیث‌گرای ابوحنیفه همانند صاحب که خویش قیاس را در فقه به شغل می‌بستند، بر قیاس وی انواع گیرند[۵۸] و در مقابل گروهی را نیز به تحسین قیاس وی وامی‌داشت[۵۹]، تا آنجا که قیاس او ضرب‌المثل گردیده رزرو حسینیه نصرت مشهد بود.[۶۰]

استحصال علل احکام از نصوص کتاب و سنت، سرایت کردن آن‌ها و پی‌ریزی برخی قواعد در فقه ابوحنیفه بسیار مشاهده میشود. وی در مسائل غیرتعبدی قواعد را بر خبر‌ها کل و دیگر عامل ضعیف مقدم می‌داشته میباشد. از مثال‌های ترجیح قواعد بر ظاهر کتاب، می‌اقتدار حکم به مجوز نکاح کنیز اهل کتاب با عدم تایید مضمون‌ مخالف معنا وصف در آیه ۲۵ سوره نساء[۶۱] را خاطر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.

استحسان
سازه به تعریف‌و‌تمجید جرجانی، استحسان عبارت میباشد از:

رخنه‌ قیاس و دریافت به حکمی که برای مردمان سهل وآسان‌خیس باشد،[۶۲] البته در تمجید ظریف ابوالحسن کرخی، استحسان در مذهب حنفی عبارت میباشد از:
عدول مجتهد در یک مسأله از حکم کردن به مثل مفاد نظیر، به علت وجود وجهی توانمند‌خیس که عدول را اقتضا نماید.[۶۳]
حنفیان در کتاب ها اصولی خویش مباحث مرتبط با استحسان را توسعه و گسترش و گستردن داده‌اند، البته ابوحنیفه خویش در بعضا از فروع، آنجا که قیاس را نامناسب و قبیح (ناپسند و زشت) می‌چشم، از بکار بردن آن عدول می‌نموده است و کارداران مؤثر در عدول او مواقعی زیرا ناسازگاری با ارتباط ها معمولی اجتماعی، جریان مرسوم معاملات و تولید عسر و حرج بوده میباشد.

حیث امامیه درباره فقه ابوحنیفه
از فرصت حیات ابوحنیفه، تمسک وی به رأی و قیاس و بعضا ایده ها وی در بعضا از فروع شرعی در مناظراتی با امام راستگو(ع) و امام کاظم(ع) و عالمان امامی مذهب همانند محمد بن علی مالک الطاق، حریز بن عبدالله سجستانی و هشام بن حکم، گزینه عیب گیری قرار گرفته بود.[۶۴]

در سده ۴ق ابن جنید اسکافی فقید امامی عراق، نماینده جناحی در فقه امامی بود که در طرز‌های خویش، تا اندازه‌ای به ابوحنیفه مجاورت گردیده، خلاف رغبت چیره امامیه، کاربرد قیاس در فقه را پذیرا بودند.

همینطور بایستی از شریف رضی (متوفی۴۰۶ق) از عالمان بغداد اسم موفقیت که ایده ها اصولی وی به ابن‌ جنید مجاورت بود و خویش بعضا متن ها فقه‌ حنفی را نزد استادان آن مذهب فرا گرفته بود.[۶۵]

از سوی دیگر، در همین زمان، عالم نام دار امامی، روحانی اثرگذار روش‌های اصولی و بعضا فروع فقاهتی ابوحنیفه را به شدت آیتم حمله قرار داده میباشد.[۶۶]

در سده‌های بعد از آن نیز گاه برخوردهای بسیار احترام‌آمیز با ابوحنیفه چشم میشود[۶۷] و گاه طرز‌ها و نظرها وی آیتم انتقاد و خرده‌گیری قرار گرفته میباشد.[۶۸]

ابوحنیفه و علم ها روایی
تلاوت
ابوحنیفه دانش تلاوت را به روش پهنا از استادان پر رنگ‌ای زیرا عاصم از ( قراء سبعه) ، اعمش (از قاریان چهارده‌گانه) و عبدالرحمن بن ابی لیلی یادگرفت و راوی وی در تلاوت حسن بن زیاد لولوی (لؤلوئی) بود.[۶۹]

او قرائتی از خویش داشت که آن‌را ابوالفضل محمد بن جعفر خزاعی (متوفی۴۰۸ق) ضبط کرد و مضمون آن را هذلی در کتاب الکامل[۷۰] و مکی در مناقب (۲/۷۱-۷۸ آورده‌اند.

حدیث
در هر نقطه اثر ها بازمانده از شاگردان ابوحنیفه همانند کتاب الاثار ابویوسف و کتاب الاثار محمد بن حسن شیبانی، شماری از روایات به داستان ابوحنیفه چشم میشود که دقت وی به قصه حدیث را نشانه می دهد.

ابوحنیفه خویش روایات خود را در گروه‌ای گرد نیاورد و همین فرمان در حین قرن ها علت نوشتن اثر ها مختلف با تیتر مسند ابی حنیفه شد که مولفان آن‌ها عملکرد داشتند تا روایات منقول از روش ابوحنیفه را در کتابی گرد آوردند.

داده ها و فهرستهای جان دار از شیوخ و راویان ابوحنیفه عمدتاً از همین احادیث منقول دستیابی گردیده‌است که می بایست در به کار گیری از آنان احتیاط ورزید.

راویان او
حماد بن ابی حنیفه،
زفربن هذیل
عباد بن عوام،
عبدالله بن خوش یمن،
هشیم بن بشیر،
وکیع بن جراح،
مسلم بن خالد زنجی،
ضحاک بن مخلد،
عبدالله بن یزید مقری،
نوح بن دراج حکم کننده،
ابونعیم ادب بن دکین،
ابراهیم بن طهان،
حمزة بن حبیب زیات
و دو دانش آموز اساسی وی ابویوسف[یادداشت ۲] و محمد بن حسن.[یادداشت ۳][۷۱]

اعتبار رجالی
درخصوص شخصیت رجالی او می بایست ذکر کرد که رجال شناسان اصحاب حدیث به لفظ ها متعدد او‌را که معاند فکری خویش می‌دانستند، تضعیف نموده‌اند،[۷۲] البته از تصریح به درستی و راستگویی وی نیز فروگذار نکرده‌اند.[۷۳]

تنهاحدیث منقول از ابوحنیفه در صحاح سته، حدیثی درباره‌ی حدود در سنن عظیم نسائی میباشد که در ورژن «المجتبی» از سنن چشم نمی شود.[۷۴]

ترمذی نیز صرفا در کتاب العلل از سنن خویش یک اظهار رجالی درباره جابر بن یزید جعفی و عطاء بن ابی رباح از ابوحنیفه نقل کرده[۷۵] و چند دفعه در اثناء سنن به آراء فقاهتی او اشاره کرده است.[۷۶]

ولی نزد امامیه، یک سری حدیث در موضوعات متفاوت مانند انگیزه تفاوت تعداد شاهدان در شهیدشدن بر زنا و قتل و حکم گریستن در نماز و... از روش ابوحنیفه در ۳ کتاب از کتاب ها اربعه امامیه نقل گردیده‌است.[۷۷]

در دیگر کتاب ها حدیثی شیعه نیز بعضی روایات وی چشم میشود.[۷۸]

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 526
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه