در عصرحاضر به باعث تولید گونه های پیوندها وسیع و تنگاتنگ در بین جامعه ها بشری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ، بخش اعظمی از مرزهای انتخاب کننده تفاوت ها و تمایزات در میان آنها کمرنگ شدهاست. با این اکنون، آیین در جایگاه یک کدام از پدیده های مهمی به حساب می آید که همچنان مایه تمایز و تولید تفاوت های چشمگیرست و قادر است سبب رزرو حسینیه نصرت مشهد به تضارب ها و منازعه های گاه پرخشونت خواهد شد. ایده ی گفتگوی میان ادیان۳ با مقصود برقراری حیات مسالمت آمیز رهروان ادیان در کنار یکدیگر در صدد برآمده میباشد تا با تاکید بر اشتراکات و سعی بر ساختوساز تعاملی همپا با ادراک متقابل برای رفع سوء فهم و شعور های جان دار به کاهش این ستیزها دست یابد ولو در حوزه های نظری. در آدرس حسینیه نصرت مشهد سده اخیر گفتگوی در بین ادیان در پوسته گرد هم آیی ها و کنفرانس های متعدد در سراسر عالم در پیشبرد هدف ها خویش همت های بخش اعظمی نموده است، ولی به طور برابر جریانی فقهی در اکنون رویش میباشد که هدف ها و سعی آن به نوعی نقطه مقابل هدف ها گفتگوی فی مابین ادیانی قرار میگیرد. بنیادگرایی جریانی میباشد که در سده اخیر در ادیان متفاوت رویش حسینیه نصرت مشهد چشمگیری داشته و از جهاتی موانعی در مسیر این رای زنی ساخت نموده است. دراین بازرسی تلاش براین میباشد تا با نظارت بعضا معضل های پیش رو رویت کرد چرا بنیادگرایی در پیشبرد هدف ها مذاکره بازدارنده ساخت می نماید و در فیض شایسته ترین راهکارها برای رفع آن چیست؟
ماوردی از برخی علما نقل مینماید که در شرایطی که منفعتگیری (استعمال) شماره مسجد توفیق مشهد از محضر مدرس برای دانشجو نافله (فزون بر فرض) باشد، درس دادن (افاده) بر معلم فرض میباشد [۵۷] وی به بعضا فواید درس دادن برای معلم نیز اشاره مینماید، به عنوان مثال آنکه گفتهاند: درس دادن موجب فزونی دانش و سفت شدن رزرو مسجد توفیق مشهد محفوظات میباشد. نیز خلیل بن احمد گفته میباشد که «یاد دادن خویش را رسیدگی و بازنگری (دراسة) در دانش خود بینگار و مناظره دانشجو را هشداری بر آنچه نمیدانی» [۵۸] [۵۹][۶۰]) (برای دیگر روایات نبوی، روایات ائمه معصومین (علیهمالسّلام) و حتی نقل عهدوپیمان از بزرگان صدر اسلامی زیرا سلمان فارسی و آدرس مسجد توفیق مشهد فرزانگانی زیرا لقمان، و نیز کتاب ها آسمانی زبور، تورات و انجیل، نک[۶۱][۶۲] [۶۳][۶۴])
در فرهنگ وتمدن اسلامی غرض و نیت در یاد دادن و تعلم همانند جاری ساختن دیگر نقشی اصلی داراست. در حدیث نبوی آمده میباشد: آن که دانش را برای برتریجویی بر نادانان و مجادله با پژوهشگران، یا این که برای جلب دقت مردمان و کادوتصاحب کردن از امرا بیاموزد، در حریق مکان گیرد (احادیث دیگری با مضمون ها شبیه در اختیار میباشد) در اکثری از کتاب ها حدیث بابی ویژه در سرزنش افرادی که دانش را جز برای (قربت به) معبود فرا می گیرند، آمده میباشد. [۶۵][۶۶][۶۷][۶۸][۶۹][۷۰][۷۱][۷۲][۷۳]
۲.۳.۱ - جوار فراگیری موردها ممنوعه
التفات فراگیری در نزد فقهای مسلمان تا بدانجا بود که در بخش اعظمی مورد ها عملی را که در شرایط معمولی جایز شمرده نمی شد، در حالتی که به نیت آموزاندن بود، روا میشمردند. به عنوان مثال آنکه به لحاظ فقها منزلت امام نباید بالاتر از مقام مأمومین باشد، یا این که به عهد ابوحنیفه این فرازی نباید بیشتراز بلندای قامت امام باشد، مگر آنکه مقصود یاددادن نماز به مأمومین باشد که در آن شکل نماز مأمومین صحیح خواهد بود. [۷۴][۷۵]
از بین مشهورترین مسائل مستحدثه دینی نیز بایستی به تایید صلاحیت تشریح جسد (بهویژه جسد شخص مسلمان) برای یادگرفتن پزشکی (که در شرایط معمولی فقها بر حرمتش متفقالقولاند) اشاره نمود که اکثری از فقها ولی با حالت و تأکیدات خاص بدان رأی دادهاند (برای آراء بعضا فقهای شیعه، نک [۷۶][۷۷] منوط بر آنکه معاش مسلمانی بدین فراگیری بستگی داشته باشد [۷۸] در شرایطی که این عمل موجب گسترش علمی و عزت اسلامی گردد. [۷۹] برای طریقه فقهای اهل تسنن، نک[۸۰][۸۱] چون در آن مصلحتـی میباشد اساسیخیس از نگهداری حرمت جسد آدم [۸۲][۸۳] برای استادان و دانشجوها پزشکی روا میباشد به شرط آنکه یگانه روش فراگیری پزشکی باشد [۸۴] وقتی که راهی ضروری برای آموختن و اتقان در پیشه پزشکی باشد روا میباشد. [۸۵][۸۶](ابنعثیمین حکم بر حرمت تشریح حتی به قصد یاددادن پزشکی داده میباشد.)
۳ - مواد درسی
[دستکاری]
به عنوان مثال مباحث یاددادن و تربیت در زمان اسلامی پرداختن به مواد درسیای میباشد که یادگرفتن داده می شد.
۳.۱ - اختلاف در مصداق دانش واجب
کلیه دانشوران مسلمان از هر فرقه و آیینی، در کرامت و فضیلت یاددادن و تعلم با یکدیگر همماجرا بودند، البته درباره مصداق علمی که پروردگار، نبی (صلیاللهعلیهوآلهوسلّم) و جانشینان او همگان را به سوی آن میخواندند، اختلافدیدگاه ها بس چشمگیر بود. بهطور نمونه غزالی بعداز نقل حدیث «طلب العلم فریضة علی آحاد مسلم» گفته میباشد: مردمان («الناس»، ولی در کیمیای به روزی: علما) اختلاف کردهاند کهاین چه دانش میباشد. و از این حیث به بیشتراز ۲۰ فرقه تقسیم گردیدهاند و هرمورد آن علمی را فریضه شمردهاند که خویش بدان سرگرماند. متکلمان گویند کهاین دانش سخن میباشد، چون معرفت خدای بزرگ بهاین نتیجه ها آید، فقها آنرا دانش فقه دانستهاند، چون جداکننده حلال و حرام میباشد، محدثان آنرا کتاب و سنت دانستهاند، چه اصل دانش شرع این میباشد و صوفیان آن را دانش وضع و اوضاع دل شمردهاند و (از اینرو) هر دسته دانش خود را تعظیم همینمایند. [۸۷][۸۸]
تأکید دانشوران مسلمان (به ویژه محدثان و فقها) به علم آموزی علم ها موءثر [۸۹][۹۰] در فعالیت چندان کارگشا عدم وجود، چون گرچه در فرهنگ و تمدن اسلامی دانش موثر، علمی بود که روشن بختی مادی و اخروی را درپی داشته باشد [۹۱] («دانش سودمند آن بود که او (جوینده) را حقارت عالم مشخص و معلوم نماید و خطر شغل آخرت به او کند، و جهل و حماقت عده ای که وی روی به جهان آوردهاند و از آخرت اعراض کردهاند، آشکارا نماید و آفت کبر و حسد و ریاودورویی و بخل و عجب و حرص و شره و حب جهان بشناسد و علاج آن بداند»)
۳.۱.۱ - طریقه غزالی
از نگرش خویش غزالی در صورتیکه فرضاً کسی چاشتگاه مسلمان یا این که بالغ خواهد شد، فقط پی بردن مفهوم واژه «لااله الاالله محمد فرستاده الله» بر وی واجب میگردد و آن هم خیر به جهت، بلکه صرفا بایستی بداند که اورا خدایی میباشد بهاینصفت. بعد دو نوع دانش بر وی واجب گردد، یکی از به دل وابستگی داراست و دیگری به انجام اعضاوجوارح کهاین یک خویش دو سیرتکامل میباشد: آنچه بایستی کرد و آنچه می بایست فروگذاشت. با این اوصاف زیرا هنگام نماز قبل آید، دانش عصمت و دانش نماز گذشته بر او واجب میشود و زیرا هنگام نماز شام (مغرب) برسد، آنگاه دانش نماز شام واجب خواهد شد: که بداند ۳ رکعت میباشد و قبلا واجب نشود و زیرا به ماه رمضان برسد، دانش روزه رمضان واجب خواهد شد... «و همینطور هر پیشه را علمی میباشد تا درصورتی که حَجّام بود، برای مثالً بایستی بداند که چه چیز شاید از آدمی برنده شود و چه دندان شاید که بکَند و تا چه نهایت شاید که در داروی زخمها ارتکاب نماید و امثال این»، واجبات از این نوع بر حسب کار مختلف می گردد و به عنوان مثالً بزاز مایحتاج وجود ندارد واجبات عمل حَجّام را بداند. و همینطور میباشد دانش به آنچه نباید کرد، مانند پوشیدن خرقه دیبا، تناول کردن گوشت خوک، مخالطت و نگریستن در زنان نامحرم. علم ها واجب وابسته به دل نیز خویش دو فرآورده میباشد: یکی از به اوضاع و احوال دل وابستگی دارااست، «مانند دانش به حرام بودن کبر و حسد و سوء ظن بردن و امثال این»، و دیگر به اعتقادات وابستگی دارااست، «آن بود که در صورتیکه در باور او شکی پدید آید، بر او واجب بود که آن شک و تردید از دل غالب شود: هرگاه که آن شک وتردید در اعتقادی باشد که واجب بود اساسا خود، یا این که در اعتقادی که تردید در آن جایز عدم وجود».
عوام پیوسته در معرض این خطر گرفتارند که کاری برایشان پیش آید و از رمز نا آگاهی به حرام افتند، درصورتیکه این دستور برای مثال مواقعی باشد که برای بخش اعظمی صورت میدهد، سپس شرع اورا به سبب ساز بیاطلاعی معذور نخواهد داشت، مگر آنکه در موردی از بیدانشی به اشتباه افتد که به تدریج چهره میدهد. [۹۲][۹۳]
در بنا شده در نگاه غزالی یاددادن نیاز در به مکان آوردن وظایف فقاهتی و نیز شغلی صرفا عاملی میباشد که قادر است یاد دادن علمی را بر آدم واجب سازد. ناگفته پیدا ست که گشوده هم در گزینش مصادیق علم ها اثرگذار، مضر و بیبهره و بیخسارت، و نیز درباره تعبیر کلمه نیاز گشوده هم اختلاف حیث پیش میآمد. گرچه در اکثر زمان ها علومی که یاد دادن یا این که آموزاندن آن حرام شمرده میشد، نادروبیش واقعه لحاظ وجود داشت، مانند آموختن غنا، یاددادن تورات و انجیل، یاددادن و تعلم سحر، و تعلم کهانه [۹۴][۹۵][۹۶][۹۷] ولی استنباط خطا اکثری از مسلمان ها از «پرداختن به علم ها موثر» موجب شد که اکثری از علم ها که فواید آن حداقل برای عوام چندان آشکار عدم وجود، مغفول ماند و چه بسا مذموم تلقی خواهد شد. [۹۸] [۹۹]
۳.۱.۲ - بینش ابوریحان بیرونی
ابوریحان بیرونی در تقابلی آشکار با این استنباط غلط، بر آن بود که خادم علم نباید در بین شاخههای دانش طلاق قائل گردد، بلکه می بایست بداند که علم بهطور مطلق، چه ذاتاً و چه نسبت به دور اندیشیهایی که درباره آن به دست می آید، پدیدهای شریف و نیکوست و جوینده را لذتی ابدی و پیوسته عطا مینماید [۱۰۰] او پیوسته افرادی را که با دانشوران دشمنی میورزند و در ارتباط بازرسیهای علمی صرفا بدین نکته که «در آن چه فایده میباشد؟!» دقت دارا هستند، به باد استهزاء می گیرد، چون آنها از برتری آدمیان بر دیگر جانوران دور اندیشی ندارند و نمیدانند کهاین برتری فقط به علم میباشد که جز بِدان، بر وی حجت نگیرند، و اینکه دانش به خودی خویش خواستنی میباشد، و شور راستین جز از آن آماده نشود، و در حالتی که آن نباشد، بسا آنچه به آن دست مییابند، بدی باشد و آنچه از آن غربت گزیدهاند، خیر و خوبی!. ابوریحان با استناد به بخشی از آیه شریفه ۱۹۱ سوره آل عمران «... یتَفَکرُونَ فی خَلْقِ السَّمٰواتِ وَالْاَرْضِ رَبَّنَا ما خَلَقْتَ هَذا باطِلًا...»[۱۰۱] و آیاتی دیگر و آوردن شواهد متفاوت، نیاز بشر به دانشآموزی را بسیار بالاتر از آن می داند که بخش اعظمی از همروزگارانش میپنداشتهاند. [۱۰۲]
۳.۲ - ناپسندشمردن یادگرفتن برخی از علم ها
البته از سوی دیگر اشاعه طریقههای علمستیزانه در مرز و بومهای اسلامی که بهویژه بعد از سرنگونی آل بویه و احاطه سلجوقیان بر دستگاه خلافت شدت یافت و در پوسته مدرسه ها نظامیه شکلی منظم به خویش گرفت، موجب شد که پرداختن به آموزش اکثری از علم ها (به ویژه علم ها دقیقه) کاری ناپسند شمرده خواهد شد. در طومارای منسوب به ابنثوابه، تالیف کننده نام دار سده ۳ق، نگارنده در جواب به دوستی که اورا به قرائت هندسه تشویق کرده بود، از آفریدگار می خواهد که اورا از شرّ هندسه ایمن دارااست [۱۰۳] که حتی در شرایطیکه آن را مجعول بدانیم، دستکم آرم آن میباشد کهاین نگرش دربین عوام مردم و حتی بعضا محافل خاص ترویج داشته میباشد.
غزالی پیشوای تعالی شافعی و معلم نام دار نظامیه که آثارش سالها دراین مدرسه های درس دادن می شد، بر آن بود که پرداختن به هندسه گرچه ذهن را نیرومند میسازد، ولی ازآنجاکه از مقدمات علم ها اوائل میباشد، عمل آموزندگان آن به خرابی می کشد. [۱۰۴] به حیث او یکیاز آفات اصلی یاددادن ریاضی ها آن میباشد که آشکاریِ براهین دراین علمها، مردمان را به فیلسوفان ــ که محور کارشان اینگونه علومی میباشد ــ عشق و علاقهمند مینماید و این عشق و علاقه موجب میگردد که عموم در بی دینی این فیلسوفان نیز از آنها تبعیت نمایند و کافر شوند. او وقتی پرداختن به پزشکی را ضروری میدانست، البته سرنوشت بهاین سود رسید که خیر صرفا از اکانت و نجوم و نحو و دانش جدل و بر خلاف، که از طب نیز جز تکبر نیفزاید! [۱۰۵][۱۰۶][۱۰۷] ابنجوزی، عالم حنبلی بغدادی، حتی رفتن به اینگونه مدارسی را نیز مخاطرهآمیز، و علمپژوهی را از تلبیسهای ابلیس دانست. [۱۰۸][۱۰۹] این طریقههای علمستیزانه که با برخورداری از جانبداری خلفای بیکفایت بغداد و حامیان سلجوقی آن ها [۱۱۰] سرنوشت، دوران علم دوستی را در دنیا اسلام به سرآورد.
۳.۳ - یادگرفتن قرآن
با دقت به آنچه گفته شد، ناگفته پیدا ست که فراگیری قرآن جزء تفکیکناپذیر تعلیمات همگانی و ابتدایی به شمار می رفت. حدیث دارای شهرت برگزیدگان (یا این که شایسته ترین) شما کسی میباشد که قرآن بیاموزد و بیاموزاند («افضلکم/خیرکم اینجانب تعلم القرآن و علَّمه») خیر تنها در اثرها حدیثی، که در اکثر اثرها مرتبط با آموختن و تربیت یا این که فضیلت دانش و جز آن تکرار گردیده است [۱۱۱][۱۱۲] البته اینگونه میکند که نگارش همواره به تمامی کودک ها یادگرفتن داده نمیگردیده است.
ابنسحنون حدیثی نقل مینماید که بر پایه ی آن یکیاز ۳ کاری که عموم را از آن راهکار وجود ندارد، اجیر کردن مدرس برای آموختن فرزندانشان میباشد، چه درصورتی که اینگونه خلا، کلیه مردمان امی میبودند [۱۱۳] همو از پدرش سحنون نقل مینماید که موردنیاز میباشد کودک ها قرآن تلاوت، نمازگزاردن و بالطبع وضوساختن را بیاموزند و بهویژه هنگام نماز به تقلید از خلفای راشدین قنوت را به هیچروی رها نکنند. خردسال ها را بایستی از ۷ سالگی به نمازگزاردن امر اعطا کرد و خردسالان ۱۰ ساله و فراتر را در شکل نماز نخواندن تنبیه بدنی کرد. از دید ابنسحنون، یادگرفتن خط و نگارش، اکانت، شعر و وقار عربی و نحو، در حالتی که بر استاد شرط نشده باشد، به تصمیم وی بستگی خواهد داشت.
کلمهٔ پیر (هممفهوم مرشد و روضه خوان عربی و پدر در گویشهای غرب کشور شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ایران و ترکی) در نوشتههای عرفانی آرامش پارسی بسیار به شغل رفتهمیباشد[۱] و به معنی اصطلاحی راهنمای معنوی و مرشدیمیباشد که خویش پیشتر شیوه عرفان را پیموده (سلوک) و بضاعت و توانهایی شیخ استخراج کردهمیباشد (ولایت) و لایقٔ هدایت و پیشبردن مرید در روش تصوف میباشد.[۲] معین وجود ندارد دقیقاً از چه رزرو حسینیه نصرت مشهد هنگام از زمانٔ اسلامی این لفظ در کشورایران رایج شد لیک بهاحتمال از سدههای چهارم و پنجم بین صوفیان خراسان قبل از لفظ روحانی به فعالیت میرفتهمیباشد. برای مثال ابوحامد محمد غزالی در رسالهٔ «ای فرزند» خویش لفظ «پیر» و «پیر طریقت» را به عمل می برد.[۳]در دیگر متنها عرفانی سدهٔ ۵ق/۱۱م نیز ازجمله ترجمهٔ آدرس حسینیه نصرت مشهد رسالهٔ قشیریه، طبقاتالصوفیهٔ خواجه عبدالله انصاری و ارشاد پیران بهکرات به شغل رفتهمیباشد؛ ولی بیشتر به معنی بزرگان و پیشروان طریقت و گاه تنها صوفیان، و خیر به معنی اصطلاحی (راهنمایان و مرشدان). در اثر ها عرفانی سدهٔ ۶ق مانند انسالتائبین احمد استکان، اسرارالتوحید محمد بن منور و تمهیدات عینالقضات همدانی، واژه و حسینیه نصرت مشهد کلمهٔ پیر به معنی اصطلاحی خویش یعنی راهنما و مرشدی که مرید را هدایت مینماید به عمل رفتهمیباشد. واژه و کلمهٔ روضه خوان (توده: مشایخ) نیز در متنها فارسی اواخر سدهٔ ۶ق به بعد از آن در همین مفهوم به فعالیت میرفتهمیباشد.[۴]
پدر در اصطلاح صوفیه به معنای روحانی و پیر آمدهمیباشد و بیشتر به مشایخی گفته میشد که معمر بودند، و گاهی به نخستین نام و هنگامی به پایان آن اضافه میکردند، مانند: پدر رکن الدّین شیرازی، روضه خوان علی پدر. در پیمان صوفیه ریش سفیدان و سرپرستان و سردمداران توکلها را نیز پدر میگفتند.[۵]
در اطمینان اهل تصوف، سوای جانبداری پیر، کارایی مرید بیثمر خواهد بود و از طرفی دستگیری پیر از مرید را هم تکلیفی الهی برای پیر برمیشمارند.[۴] پیر در نزد مرید، نایب محمد میباشد و اصطلاح «به پیر، به پیغمبر» — که در فارسی مدرن نیز به شغل میرود — بیانکننده مداقه پیر نزد وی میباشد.[۴]
«پیر، مرشد بدون نقص را گویند.» «پیر طریقت، پیری را گویند که متوجه پند مریدان در مراتب سیر و سلوک آنان باشد.»[۵] اصطلاح «پیر» از سدهٔ ۵ق/۱۱م به آن گاه در متن ها عرفانی فارسی توشه معنایی جدیدی به خویش گرفت و به معنای راهنمای درونی و باطنیای که بعداز طی مراتب سلوک و حصول استعداد مایحتاج بر سالک ظواهر می شود و اورا هدایت مینماید و سوالهای درونی وی پیرامون حقایق هستی را جواب می گوید درآمد و «پیر» درین اصطلاح در اثر ها متفاوت دراین زمان ازجمله رسالهٔ حی بن یقظان ابن سینا، سیرالعباد و حدیقةالحقیقه تاثیر سنایی و نیز قصیدهای از دیوان وی، و در مصیبتطومارٔ عطار نیشابوری، فوائح الجمال و فواتح الجلال نجمالدین کبری و مصباحالارواح شمسالدین بردسیری کرمانی به عمل رفتهمیباشد و پیرامون آن حرف رفتهمیباشد. شهابالدین سهروردی نیز در عقل سرخ، مونسالعشاق، و رسالةالابراج خویش پیرامون این مضمون حرف به دربین آوردهمیباشد.[۴]
روزبهان بقلی شیرازی: «… پیری ارثیه حق میباشد که در آن خویش را به مریدان میکند. خلیفه میباشد که از روی خود حیات میافزاید. وی متأدب میباشد به آداب حق. دانا میباشد به یاددادن حق. دلیل میباشد به فرمان حق، در علاقه مونس میباشد، و در توحید یگانه و در معرفت راسخ.»[۶]
در غزلیات حافظ شیرازی نیز اصطلاح «پیر» و ترکیبات آن[۷] بسیار به عمل رفتهمیباشد. مولانا جلالالدین بلخی نیز در مثنوی معنوی «پیر» را در معنا اصطلاحیاش بسیار به فعالیت بردهمیباشد.[۴]
اصطلاح «پیر» به معنی راهنما و مرشد، در نوشتههای جوانمردان و فتیان ازجمله فتوتطومارٔ بنایان، فتوتطومارٔ چیتسازان، فتوتطومارٔ آهنگران، ذکر موعظه پیر مرشد، فتوتطومارٔ سلطانی، فتوتطومارٔ بنایان، و فتوتطومارٔ نجمالدین زرکوب نیز نام برده و از اوصاف آن کلام رفتهمیباشد.[۴] این تیتر هنوز میان صوفیان معاصر جمهوری اسلامی ایران به عمل میرود.
موقعی که ما از جا نماز به کارگیری میکنیم که در محضر آفریدگار بزرگ و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد تبارک هستیم و این از مطرح ترین و گرانبها ترین دقایق معاش روزمره ما میباشد پس جانماز وسیله ای متبرک و خوش یمن و دیدنش در خواب بسیار پسندیده میباشد ولی حالات آن و نوع آن تفاوت هائی را به وجود میاورد که تعابیر را گوناگون می نماید. رزرو حسینیه نصرت مشهد
در شرایطی که در خواب مشاهده کنید که بر جا نماز و در مسجد نشسته اید به هجرت حج میروید البته آدرس حسینیه نصرت مشهد درصورتیکه در خواب دیدید که جانماز را تا کرده و پایین بغل گذاشته اید به هجرت زیارتی میروید.
در حالتی که جانمازی که در خواب میبینید از پشم باشد نماد آن میباشد که به طاعت و صلاح حسینیه نصرت مشهد تحریص میشوید البته چنانچه جانمازتان از ابریشم بود خواب شما میگوید شیوه تزویر و دورویی پیش میگیرید و در فعالیت آیین صداقت ندارید.
درحالتی که در خواب دیدید که جانماز خودتان را پشت و رو پهن نموده اید فریب شیطان را می خورید و کاری به تبع هوای نفس ایفا می دهید و گم راه میشوید.
در صورتی ملاحظه کنید که جانمازتان بخشی سوخته یا این که ترک گردیده خوابتان میگوید که عبادت شما زیرا بر مبنای صداقت نبوده بی قیمت میباشد و هشداری میباشد برای این که تغییرو تحول مسیر بدهید و نحوه صلاح بگیرید.
در حالتیکه در خواب دیدید که جانماز ( یا این که مهر و تسبیح) خویش را گم نموده اید و بهدنبال آن میگردید نماد میباشد که در معرض خطر وسوسه و فریب شیطان قرار گرفته اید.
همین وضعیت میباشد در شرایطی که ملاحظه کنید که جانمازی ملیله دوزی گردیده و مالامال شکوه دارید که با صداقت و خضوع در شغل آئین صحیح در نمی آید.
دیدن سجاده در خواب پسندیده میباشد به خصوص در شرایطیکه به خودتان وابستگی نداشته باشد و بر آن نشسته یا این که ایستاده باشید.
درصورتیکه در خواب مشاهده کنید بر سجاده وابسته به خودتان نشسته اید آرم آن میباشد که کاری نیک اعمال می دهید و عملی در جهت رضای پروردگار میکنید.
در صورتیکه در خواب ملاحظه کنید که سجاده ای دارید اما دیگری بر آن به نماز ایستاده نهاد نه می نهید یعنی کاری میکنید که دیگرافراد به تناوب و استمرار از آن برخوردار می گردند و اسم شمارا به خیر و خوبی میآورند مانند گزینش موقوفات و بنای مسجد و حفر قنات و ساختوساز کاریز و بنیاد سیل حایل.
درصورتی که در خواب مشاهده کنید که بر جانماز وابسته به دیگری به عبادت ایستاده اید شما از شغل نه دیگر افراد بهره میبرید.
در شرایطیکه ملاحظه کنید که سجاده خود را شسته و در آفتاب بزرگ اید تا کم آب گردد از گناه توبه میکنید و از روش مغایر برمی شوید.
در شرایطی که مشاهده کنید که سجاده ای دارید ولی سوخته یا این که رخنه گردیده خواب شما میگوید که گناهی مرتکب گردیده اید که اثرها آن باقی میباشد و هنوز توبه نکرده اید.
☺ تفسیر خواب «جانماز (سجاده)» برای اینجانب چیست؟
چنانچه در خوابتان «جانماز (سجاده)» را چشم اید البته تعبیرخواب فوق جوابگوی شما وجود ندارد آغاز نصیب ایده ها را بخوانید و در حالتی که که همچنان به تفسیر خواب خویش نرسیدید؛ جزئیات خوابتان را در قسمت ایده ها ارسال فرمایید تا به آن جواب قابل قبولی داده خواهد شد.
در قرآن نیز واژگان متفاوت ناظر به مورد حکومت، به شغل رفته، مانند امامت، خلافت، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد مُلک، ولایت، اولوالامر، حُکْم و بیعت . [۹]
در قرآن، پروردگار صاحب و مالک و فرمانروای افقها و زمین[۱۰][۱۱]فقط قاضی حقیقی و سرپرست مؤمنان خوانده گردیده [۱۲][۱۳]
و اوست که مُلک و فرمانروایی را به عزم خویش به اشخاص معلوم میدهد یا این که از آنان بازمیستاند رزرو حسینیه نصرت مشهد .[۱۴][۱۵]
آفریدگار به مؤمنان پارسا وعده حاکمیت بر زمین را داده میباشد . [۱۶]
در بعضا آیهها از حکمرانیِ ( مُلک ) شماری از مؤمنان و پیامبران، به اجازه و جعل الهی مثلا آلابراهیم و طالوت، یوسف، داود و سلیمان صحبت به فی مابین آمده و برای داودِ فرستاده تفسیر خلیفه بهفعالیت آدرس حسینیه نصرت مشهد رفته میباشد .[۱۷][۱۸][۱۹] [۲۰][۲۱][۲۲][۲۳][۲۴] و خلافت به جعل الهی، که به بندگان خاص پروردگار داده گردیده، اقتضا دارااست که خلیفه تروتمیز به کردار الهی باشد . [۲۵]
همینطور در قرآن به خصوصیتهای شماری از حاکمان و حکومتهای ستمگر حسینیه نصرت مشهد و نا مطلوب مثلا فرعون اشاره گردیده [۲۶][۲۷][۲۸] و بر بایستگی دستوربرداری نکردن از استبدادگران و پشت گرمی نورزیدن به ستمگران و حرمت تایید ولایت « طاغوت » تأکید شدهاست[۲۹][۳۰][۳۱]
۲.۸ - سیره اجتماعی و سیاسی نبی
سیره اجتماعی و سیاسی فرستاده اکرم نیز خویش شایسته ترین گواه بر عنایت و بایستگی وجود حکومتِ سزاوار در جامعه اسلامی میباشد.
آن حضرت بعد از دو توشه بیعت با رؤسا و نمایندگان قبایل مدینه بدین شهر مسافرت کرد و موضوع تأسیسِ حکومت را در آنجا آماده ایجاد کرد [۳۲][۳۳]
ولایت و سرپرستی ده ساله نبی بر جامعه مسلمان ها، روشای تازه برای اداره جامعهای بود که پیشتر به صورت خاندانای اداره میشد و در واقع، اولی حکومت اسلامی بود.
آن حضرت به اقتضای ولایتِ سیاسی خویش، که از جانب پروردگار به وی واگذار گردیده بود، به شغل های مهمی میپرداخت که از شئون حکومت به شمار می روند، مانند:
حفاظت از مدینه در قبال مشرکان، جهاد با کافران و منافقان [۳۴][۳۵]، عقد تفاهم نامه اجتماعی ـ حقوقی با یهودیان مدینه [۳۶]
قضاوت و داوری بین عموم برای رفع اختلافها [۳۷]
جمع زکات و خمس و غنایم و تصویب و ضبط و مصرف کردن آن در مورد ها معلوم[۳۸][۳۹] [۴۰]
اعزام کارگزاران خویش به شهرها و بخش ها متعدد، [۴۱][۴۲][۴۳][۴۴]
نصب فرماندهان سپاه [۴۵]
و ارسال بخشنامههای سیاسی و حکومتی به کارگزاران خویش و اخذ گونه های مالیاتها [۴۶]
اکثری از نویسندگانِ اسلامشناس غربی هم به تحقق دولت اسلامی در بعدازظهر پیامر اکرم و وجود نظام سیاسی در اسلام اذعان داراهستند، به نوشته لمتون شالوده دولت اسلامی فرستاده اسلام، اعتقادی بود خیر سیاسی یا این که قومی و مهمترین مقصود حکومت وی امان از نظریه و پاسداشت آن بود.
رسول اکرم قبل از رحلت، در سال دهم مهاجرت در غدیرخم از عموم برای ولایت حضرت علی بیعت گرفت. [۴۷]
۲.۹ - انتقاد عقیده دولت گریزی
۱. اشکالات دولت گریزان به اصل حکومت ، عمدتا به نوع حکومت بر میگردد خیر اصل حکومت، یعنی اثرات ضرر باری که طرف داران این میل بر شمردند زائیده اصل حکومت وجود ندارد، بلکه نوع و صورت خاصی از حکومت میباشد که دارنده این اثرات هست به این ترتیب میقدرت حکومتی از نوع دیگر داشت که دارنده این اثرها نباشد.
توضیح انکه حکومتی که غیر متکی به عموم میباشد و از عموم وجود ندارد و حکام و زمامداران آن پارسا و سزاوار نیستند همواره با انجام تحمیل یار و همدم بوده، موجب پیدایش ناهم خوانی طبقاتی، به دور کننده آدم از خوشبختی و گرانقدر، تباه کننده منافع عموم و منشاء خرابی در جامعه هست.
ولی حکومتی از عموم و برای عموم و دارنده حکامی پارسا و سزاوار باشد اینگونه اثرات مضری را نخواهد داشت و چون خیر مستلزم به جاری ساختن اجبار میباشد و خیر در راستای منافع خویش گام بر می دارد و خیر آدم را از هدفش گشوده میدارد.
اینگونه حکومتی مغایر اصل نخستین عقل وجود ندارد، چون در صورتیکه چه عقل حکم به آزادی و استقلال هر شخصی مینماید و برای هیچ شخصی علیه دیگر افراد ولایت قائل وجود ندارد، اما همین عقل در مواقعی خیر فقط تصرف و دخالت در شوون دیگری و ولایت بر اورا روا بلکه آن را مورد نیاز میشمارد و آن در جایی میباشد کهاین تصرف و ولایت به مصلحت مولی علیه و به اجازه خدای متعال باشد.
۲. همانگونه که طرف داران رغبت دوم معتقدند جامعه ممکن وجود ندارد سوای حکومت استوار بماند (گرچه ما طبیعت بشر را شرور و بد نمیدانیم بلکه معتقدیم که بشر دارنده فطرتی میباشد حق جو و حق طلب که دنبال قیمتهای انسانی و الهی می باشد.) بلکه حتی ممکن وجود ندارد بشر در جامعه فارغ از حکومت به منافع شخصی خوبش دست یابد چون:
اولا: آدم موجودی میباشد اجتماعی (دراینکه بشر منی بالطبع میباشد یا این که مدنی بالضروره دربین اندیشمندان اختلاف میباشد، البته این اختلاف اصولا مساله متبوع تاثیری ندارد.) که سوای معاش در اجتماع نمیتواند به حیات خویش ادامه دهد، می بایست میان عموم و یار و همدم با دیگر همنوعان خویش معاش کند.
ثانیا: بشر قطرتا قانع وجود ندارد و همواره بی غایت طلب میباشد و به این ترتیب متمایل میباشد به همگی مرادهایش بهطور مطلق خرقه شغل بپوشاند، واضح میباشد اجرای بی نقص و مطلق مرادهای یک شخص در جامعه مزاحم با اجرای بدون نقص و مطلق منظورهای بقیه افراد میباشد، براین اساس آزادی مطلق یک شخص موجب سلب آزادی مطلق بقیه افراد میگردد و این خویش نبرد و در گیری را بدنبال خواهد داشت، پس برای افتتاح عالی از امیال و غرائز می بایست مرادها و آزادی اشخاص محصور گردد، و این محدودیت مورد نیاز الاجرا خواهد بود و الا سبب ساز به هلاکت معاش اجتماعی آدم و در فیض از میان رفتن آدم میگردد.
به عباردت دیگر جامعه انسانی را میقدرت به یک جاده تشبیه نمود که تکان در آن به نحو دلخواه بگونه ای که هر شخصی بخواهد فقط عزم خویش را انجام کند سبب به عکس العمل، تصادف و تلف شدن خویش و دیگر افراد می گردد، براین اساس برای دست یابی به هدف ها و به دور ماندن از خطر تصادف و هلاکت به نظم و رسمی نیاز میباشد که جنبش در جاده را نتظیم کند تا همگی بتوانند از خطرها مصون باقی مانده و به مقصد برسند.
بدیهی میباشد اجرای اینگونه نظمی، محصور شدن آزادی اشخاص و تکان کنندگان درین مسیر را بدنبال خواهد داشت.
بهاین نکته نیز می بایست اعتنا داشت که عقل بهطور مطلق محدودیت را ضد قیمت نمیداند بلکه هر شخصی در معاش روزانه خویش برای حصول به هدف ها خود بایستی محدودیتهای را بر خویش هموار ساخته از چیزهایی که بازدارنده وصال او به مقصود میباشد حذر کند، نیز از دست یابی به چیزهایی که لازمه وصال به غرض میباشد ولو مغایر وی باشد کوتاهی نورزد.
۳. طبیعت معاش اجتماعی، نیازمندیهایی را بدنبال داراست که بر آورده شدن آن ها از یک شخص ممکن وجود ندارد و نیاز به نرمافزار و همیاری همگانی دارااست و جز با استعانت و شرکت کردن تمامی اشخاص جامعه ممکن وجود ندارد.
مانند مسائل بهداشتی، طرح ریزی برای مسائل اجتماعی و غیره، به این ترتیب انجام و بر آورده شدن این نیازمندیها به طراحی برنامه و رئیس تندرست و نیز شرکت کردن آحاد اشخاص محتاج میباشد.
۴. لازمه معاش اجتماعی ساخت و ساز رابطه آدم با سایرافراد میباشد مبرهن میباشد سالم رابطه ها اشخاص وامدار این میباشد کهاین پیوندها زیر نظم خاصی شکل گیرد بگونه ای که هیچکس از آن قانون شکنی ننماید و در شکل قانون شکنی مجازات خواهد شد، به این ترتیب بایستی شخص یا این که عده ای ناظر بر اجرای این ضوابط بوده و عکس العمل رسمی با متخاطی داشته باشند.
و در زیر نویس ها به دیگر مصادر روایی که روایات مربوط شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد را تصویب نموده است، اشاره میکنیم:
الف ـ احادیث اهل سنّت
1 ـ یحی بن بکیر، از عقیل، از ابن شهاب ماجرا کرده که امّ سلمه رزرو حسینیه نصرت مشهد منرا خبر اعطا کرد که ابوهریره ذکر کرد: از پیامبر پروردگار صلی الله علیه و آله شنیدم که در باره ماه رمضان فرمود:
«هر که از روی ایمان و اخلاص به نماز بایستد، خدا گناهان قبل اورا بیامرزد»؛ «مَنْ قَامَهُ إِیمَاناً وَ احْتِسَاباً غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ».(4)
2 ـ به طرز دیگر از ابوهریره اورده شده که فرستاده صلی الله علیه و آله فرمود: «مَنْ آدرس حسینیه نصرت مشهد قَامَ رَمَضان إِیمَاناً وَ احْتِسَاباً غُفِرَ لَهُ مَا تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِهِ».
ابن شهاب گوید: فرستاده خداوند رحلت کردند و تا فرصت ابوبکر و اوایل خلافت قدمت فرمان بدین منوال بود.(5)
شوکانی گوید: از نووی آورده شده که قیام رمضان، با نماز تراویح تحقق می پذیرد اما اختصاصی به تراویح وجود ندارد. و صحبت کرمانی را که گفته میباشد قیام رمضان جز به تراویح محقّق نمیشود، بدور حسینیه نصرت مشهد از حقیقت دانسته میباشد.(6)
3 ـ سازه به نقل بخاری، از عایشه قصه گردیده که اظهار کرد: «إِنَّ رَسُول اللّه صَلّی وَذلِکَ فی رَمَضان».(7)
4 ـ یحیی بن بکیر، از عقیل، از ابن شهاب، از عروه داستان کرده که عایشه بر اینجانب خبر اعطا کرد که پیامبر پروردگار در نصفه شبی به مسجد رفتند و گروهی با نماز آن حضرت نماز خواندند و این خبر منتشر شد و به دنبال آن جمعیت بیشتری آمدند و با نبی نماز گزاردند، صبح شد و خبر نماز پیغمبر گویش به گویش گشت و در شب سوّم نیز با نماز آن حضرت نماز خواندند و زیرا شب چهارم فرارسید، مسجد ظرفیت جماعت را نداشت تا اینکه عموم برای ادای فریضه صبح اجتماع کردند و رسول بعداز نماز صبح شهادتین گفته، آن گاه فرمودند: از تنگی جای بیم نداشتم، لیکن ترسیدم کهاین نماز بر شما واجب خواهد شد؛ (خَورقهُ أَنْ تَفْرِضَ عَلَیکُمْ...) و از اجرا آن ناتوان گردید. نبی رحلت نمودند و دستور به این منوال بود.(8)
شوکانی گوید: نوری گفته میباشد: از این ماجرا اینگونه به کار گیری می گردد که نافله را می شود به جماعت خواند، امّا به لحاظ اینجانب بایستی نافله را فرادی خواند، به جز نوافل اختصاصی؛ مانند عید، کسوف، استسقا و تراویح، به لحاظ اکثر فقها».(9)
این عقیده از یک سری جهت مردود میباشد:
ویّلاً: ماجرا قبل عامل بر این وجود ندارد که آن نماز که رسول گزاردند، تراویح بوده و در ماه رمضان اقامه گردیدهاست، تا بتوان بر مشروعیت تراویح ادله کرد.
ثانیا: فقهای اهل سنّت در اینکه مضمون داستان مبیّن جماعت در نافله باشد، تأمّل داراهستند و جز در مواقعی خاص؛ مانند عید و استستقا و... فرادی تلاوت را ترجیح داده اند. چنانکه از عهد و پیمان شوکانی خواهد آمد.
ثالثا: گواهی قصه مکان تأمّل دارااست؛ چون یحیی بن بکیر را که به عبارتی یحیی بن عبداللّه ابن بکیر میباشد، بعضا علما مانند نسائی و ابن حاتم ضعیف شمرده اند.
نسائی گوید: «ضعیف میباشد و دربارهی دیگر گوید ثقه وجود ندارد.»
ابی حاتم نیز گوید: حدیث وی تصویب می گردد امّا به آن ادله نمی اقتدار کرد.(10)
5 ـ اسماعیل گوید، صاحب برایم نقل کرد از سعید مقبری، از ابی سلمه پسر عبدالرحمان که از عایشه پرسید: نماز فرستاده در ماه رمضان چهطور بود؟ جواب بخشید: در رمضان و خیر غیر آن، بر یازده رکعت می خاطر نشان نمود. چهار رکعت میخواند که از زیبایی و وقتگیر بودنش مپرس، بعد از آن چهار رکعت دیگر میخواند که از زیبایی و زمان بر بودنش مپرس. آن گاه سه رکعت دیگر میخواند. پرسیدم: یا این که فرستاده اللّه آیا قبل از نماز وتر به خواب میروید؟ جواب می دادند ای عایشه، دیدگان اینجانب به خواب میروند امّا قلب اینجانب بیدار میباشد.(11)
تعبیر و تفسیر «خَشِیتُ أَنْ تَفْرِضَ»
نکته لازم به ذکر در داستان فوق، گزاره «میهراسم بر شما واجب خواهد شد» میباشد؛ چون چه طور ممکن میباشد مواظبت به یک فعالیتِ مستحب، باعث وجوب آن خواهد شد؟! و به گفته علاّمه مجلسی رحمه الله : مواظبت بر کار نه و اجتماع بر یک فعل مندوب، هیچ گاه سبب ساز وجوب آن نمیشود؛ به این دلیل که خدای بلندمرتبه از وجود مصالح و مفاسد افعال غافل وجود ندارد تا اجتماع عموم آن را کشف نماید ! ... در صورتی فرستاده از واجب شدن نماز نافله در شب، با شغل عموم، بیم داشت چرا امرکرد در منزل های خویش بخوانند؟ و چرا آنانرا از اجرا نوافل به جهت بیم از واجب شدن آن نهی نکرد؟! مطلوب با تعلیل نام برده در داستان فوق این بود که بفرماید: «میترسم جماعت قرائت نافله بر شما واجب خواهد شد» خیر اینکه «نافله شب واجب خواهد شد»، همان گونه که در برخی روایاتشان آمده میباشد. در حالی که آن ها معتقدند در بعضی نوافل مانند نماز عید، کسوف، استسقا و نماز میّت، جماعت قرائت مستحب میباشد و از جماعت تلاوت آن ها نهی نرسیده میباشد. بدین ترتیب، درصورتیکه قصه ذکر شده درست باشد می بایست بر این مقاله حمل کرد که چیزی را که آفریدگار دستور نفرموده، نباید در آن مرتکب تکلّف شد و به عنوان مثالً نماز شب را نباید واجب شمرد؛ به دلیل آن که موجب بدعت در آئین خواهد بود. پس این قصه به وضوح دلالت داراست که کار آنان (جماعت قرائت نافله) ناپسند میباشد و بسا موجب عقاب خواهد شد و درحال حاضر که اینگونه میباشد بعد از اینکه ارتباط وحی جدا شوید ارتکاب آن روا نخواهد بود.(12)
ب: احادیث امامیّه
1 ـ روحانی طوسی به ورقه ها خویش از مسعدة بن صدقه از حضرت راستگو علیه السلام قصه کرده که فرمود: «طرز پیغمبر در ماه رمضان این بود که بر نمازهای نافله گذشته می ادامه داد و از ویّل ماه تا بیستم، بیست رکعت بجای میاورد، هشت رکعت بعد از مغرب، دوازده رکعت بعد از عشا و در دهه انتها هر شب سی رکعت میخواند. دوازده رکعت بعد از مغرب، هجده رکعت بعداز عشا و به دعا و تجهّد اهتمام بلیغ می فرمود و در شب بیست و یکم صد رکعت و در شب بیست و سوّم صد رکعت می خواندند و به شب زنده داری می پرداختند»(13)
2 ـ ونیز روحانی طوسی به ورقه ها خویش از مفضل، از امام راست گو علیه السلام نقل کرده که فرمود:
«یُصَلَّی فِی شَهْرِ رَمَضَانَ زِیَادَةُ أَلْفِ رَکْعَةٍ»(14)
«در ماه رمضان بیش تر از هزار رکعت نماز خوانده میگردد.»
مفضل میگوید: چه کسی کار کشته به جاری ساختن این نمازهاست؟
امام میفرماید: اینگونه وجود ندارد که تو پنداری. آیا در ماه رمضان بیش تر از هزار رکعت خوانده نمیشود؟ بنابراین: در هر شب بیست رکعت، در شب نوزدهم صد رکعت، در شب بیست و یکم صد رکعت و در شب بیست و سوم صد رکعت و در هشت شب مانده دهه انتها، سی رکعت، کهاین نهصد و بیست رکعت میگردد... .»(15)
احادیث دیگری نیز با همین معنی ها از ائمّه معصوم علیهم السلام رسیده و بیانکننده آن میباشد که در هر شب از ماه خوشیمن رمضان تا بیست شب بیست رکعت خوانده می گردد و در هر شب از دهه انتها سی رکعت به تفصیلی که سپری شد.
روحانی طوسی در کتاب الفهرست، موءثر را شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شخصی تیزفهم و حاضرجواب و پیشتاز در علمهای حرف و فقه معرفی نموده است.[۱۸] ابن ندیم از موثر با عبارت مدیریت متکلمان شیعه حافظه کرده، در دانش صحبت بر بقیه افراد مقدم دانسته و بیهمتا تعریف نموده است.[۱۹] به گفته ذهبی از محدثان اهلسنت (درگذشت: ۷۴۸ق)، روحانی اثر گذار تمامی کتابهای معارضان شیعه را نگهداری بوده میباشد.[۲۰]
روضه خوان اثر گذار را نماینده مدرسه کلامی بغداد و پررنگترین شخصیت آن شمردهاند رزرو حسینیه نصرت مشهد که به انتقاد تفکرهای مدرسه کلامی قم میپرداخت.[۲۱] اورده شده مدرسه فکری بغداد در روضه خوان موءثر به نقطع ی عطف رسید.[۲۲] بیان شده روضه خوان موثر، خیر عقلگرای افراطی بود و خیر حدیثگرای افراطی، بلکه او، رویکردی اعتدالی و اواسط داشت.[۲۳]
روحانی موءثر شاگردان اکثری رویش بخشید که بعضی از آن ها علماء صاحب و مالکاسم شیعه آدرس حسینیه نصرت مشهد بودهاند. اشخاص تحت مثلا آنان میباشند:[۲۴]
سید مرتضی (درگذشت۴۳۶ق)
سید رضی (درگذشت۴۰۶ق)
روحانی طوسی (درگذشت۴۶۰ق)
نجاشی (درگذشت۴۵۰ق)
سلَّار دیلمی (درگذشت۴۶۳ق)
ابوالفتح کراجکی (درگذشت۴۴۹ق)
ابویعلی محمّد بن حسن جعفری (درگذشت۴۶۳ق).[۲۵]
آیت الله خامنهای مجتهد و محقق تاریخ اسلام:
«روحانی اثر گذار در سلسله علمای امامیه، صرفا یک متکلم و دانا سرآمد و پر رنگ وجود ندارد، بلکه بالاتر از این، او مؤسس و سرحلقه جریان علمیِ رو به تکاملی میباشد که در دو حرفه حرف و حسینیه نصرت مشهد فقه، تا امروز در حوزه های علمی شیعه امتداد یافته میباشد و با وجود بر کنار نماندن از تأثرات تاریخی و جغرافیایی و مکتبی، خصوصیت های اساسی و خطوط سیاسی آن همچنان پابرجا مانده میباشد. روحانی موءثر نقش مؤثر و گزینش کننده ای در ثبت نام و نشان جداگانه مدرسه اهل بیت علیهم السلام ، نهاد گذاری صورت و پوسته علمی درست برای فقه شیعه، آفرینش طرز گردآوری منطقی در بین عقل و نقل در فقه و سخن داشت»
منبع: پیام به کنگرهی جهانی هزارهی روضه خوان موءثر
تألیفات
نوشته ی علمیٔ اساسی: فهرست اثر ها روحانی اثرگذار
روحانی موثر اثرها زیادی کتابت کرد که مبتنی بر فهرست نجاشی تعداد آنان ۱۷۵ کتاب و رساله میباشد.[۲۶] بیان شده نیمی از این اثر ها درباره امامت میباشد.[۲۷] مشهورترین تاثیر روحانی اثرگذار در دانش فقه، المُقنَعَة، در دانش سخن، اوائل المقالات و در گستردن حالانگاری امامان، الاِرشاد میباشد.[۲۸]
تیم اثر ها مکتوب روضه خوان اثر گذار در دستهای چهارده جلدی با تیتر مُصَنَّفات روحانی اثر گذار منتشر گردیده است. این موسسه در سال ۱۳۷۱ش، برای برگزاری کنگره جهانی روحانی اثر گذار منتشر شد.[۲۹]
شیوه نو شرعی
روضه خوان اثرگذار روشی گوناگون با زمان قبل از خویش در فقه شیعه اساسگذاری کرد. به گفته سبحانی و گرجی، قبل از روحانی موءثر دو طرز شرعی اشاعه داشت: طرز در آغاز به طور افراطی بر احادیث مبتنی بود و در آن دربارهی مدرک و متن احادیث توجه کافی شکل نمیگرفت.[۳۰] طرز دوم به احادیث دقت ما یحتاج را نداشت و بیش تر از حد بر قواعد عقلی تأکید می کرد؛ هرچند مانند قیاس با نصوص شرعی در تعارض باشند.[۳۱] روحانی اثرگذار روش اواسط را برگزید و نحوه شرعی جدیدی سازه کرد که در آن آغاز به یاری عقل اصول و قواعدی برای استنباط احکام تدوین میشد. بعد توسط این اصول، استنباط احکام از متن ها شرعی ایفا میگرفت.[۳۲] بهاین جهت او را تدوینکننده علم اصول فقه دانستهاند.[۳۳]
بعد از روضه خوان موءثر، شاگردانش سید مرتضی در کتاب الذریعة الی اصول الشریعة و روضه خوان طوسی در کتاب العُدَّة فی الاصول، این شیوه را ادامه دادند.[۳۴]
حضور در مناظرات علمی
کتاب الارشاد نوشته روضه خوان موثر
در زمان روضه خوان اثرگذار گفتگوهای علمی فی مابین علماء والا مذهبها متعدد اسلامی در بغداد برگزار می شد. بخش اعظمی از این مناظرات در حضور خلفای عباسی شکل میگرفت. روضه خوان اثرگذار درین جلسات حاضر می شد و به نقد ها نسبت به مذهب شیعه جواب میبخشید.[۳۵]
در منزل روضه خوان اثرگذار نیز مجلس بحثی برپا می شد که علماء مذهب ها متفاوت اسلامی ازجمله معتزله و زیدیه و اسماعیلیه در آن کمپانی میکردند.[
به نقل از دسته فضای مجازی، در شرع مقدس شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اسلام در باب بها و عنایت صدقه سفارشات متعددی گردیده است. آیهها قرآن و احادیث چگونگی و التفات صدقه را ذکر نموده است.
در اسلام دو نوع صدقه مطرح میباشد؛ یکیاز صدقه واجب که به رزرو حسینیه نصرت مشهد عبارتی زکات میباشد و درآیات قرآن و احادیث مقدار مصرف آن و مستحقین آن اورده شده میباشد. در این مکان به دلیل اختصار تنها به آیتم پرسش که صدقه مستحبی میباشد میپردازیم.
الف.التفات صدقه
خبرها و احادیث وارده در فضیلت صدقه بسیار میباشد و فواید متعددی برای آن اورده آدرس حسینیه نصرت مشهد شده میباشد؛ مانند این که صدقه منجر متعددی رزق و روزی، شفای بیماری ها، غربت حریق دوزخ، دفع هفتاد بلا و مصیبت در جهان، طولا نی شدن قدمت و ... میشود.
ب. چگونگی و کیفیت صدقه دادن
خدای متعال صدقه دادن را مدح کرده، البته دو نحوه صدقه دادن را نمى پسندد، حسینیه نصرت مشهد یکى صدقه ریایى که از به عبارتی نخستین فسخ اجرا مى گردد، و دیگری صدقه ای که بعداز اعمال آن، توسط منت و اذیت اجر و قیمت آن از در میان می رود. بطلان این دو پیمان صدقه از این رو میباشد که براى رضاى خداوند اجرا نشده، و یا این که در صورتیکه هم برای رضای پروردگار بوده، فرد نتوانسته نیت خویش را خالص نگه داراست، و با منت و اذیت آن را فسخ نموده است.
نکته دیگر در چگونگی صدقه دادن، نهفته بودن آن میباشد
خدا در قرآن دو قول صدقه دادن را مطرح می نماید ، یکى صدقه آشکار و دیگرى نهفته، و هر دو را ستوده میباشد؛ براى این که هر یک از آن دو اثرها و نتایجی دارا هستند، ولی صدقه آشکارا که خویش تشویق و دعوت عملى عموم به فعالیت نیک، و نیز مایه دلگرمى فقرا و مساکین میباشد؛ به دلیل آن که مىبینند در جامعه مردمى مهرورز میباشند که به حالا آنها ترحم مىنمایند، و اموالی را در جامعه براى آنها و رفع حوایجشان قرار مىدهند، تا براى روز قیامتشان که روز گرفتارى میباشد ذخیرهاى باشد. این فعالیت سبب مىگردد که روحیه یاس و ناامیدى از فقرا زدوده گردد، و در شغل خویش داراى نشاط گردند، و شم نمایند در صورتی سرمایهدار استحصال و تجارتى مىنماید، صرفا براى منافع فردی وجود ندارد، و این خویش اثر ها نیک بسیارى داراست.
البته اثر ها صدقه پنهانى این میباشد که آدم از ریاودورویی دورتر میباشد، آبروى بینوا محفوظ مىماند، و بینوا حس ذلت و خفت نمىنماید؛ پس مىقدرت اعلام کرد: صدقه علنى فیضهاى بیشترى دارااست، و صدقه پنهانى خالصخیس و تمیزخیس ایفا مىخواهد شد. ازآنجاکه بناى آئین بر اخلاص میباشد، براین اساس شغل هر قدر خالص خیس باشد فضیلت بیشتری داراست، و به همین جهت خداى سبحان صدقه پنهان را بر صدقه علنى ترجیح داده و مىفرماید: "در حالتیکه مخفیانه صدقه دهید برایتان خوب میباشد".
از امام راست گو (ع) ماجرا گردیده که فرمودند: "ر چیزى را که معبود بر تو واجب ساخته، علنى آوردنش خوب از آن میباشد که پنهان و پنهانى بیاورى، و آنچه را که مستحبّ کرده، ایفا پنهانیش خوب از اجرا علنى آن میباشد".
ولی در صدقه دادن فرد می بایست میانهروی را رعایت نماید؛ یعنی خیر به طوری باشد که در صدقه دادن حسود باشد و خیر آن سیرتکامل صدقه دهد که برای خویش ایراد ساخت نماید.
ج. وابسته صدقه
در خصوص این که از چه چیزهایی می بایست صدقه اعطا کرد، نشانهها قرآن و احادیث فرموده اند: از طیبات صدقه بدهید؛ یعنی اموال منزه و حلالی که فرد از رویکرد حلال آنها را به دست میاورد، علاوه کوشش خواهد شد از اموال پست و ناقابل در صدقه به کارگیری نشود؛ چون صدقه دادن براى تهیه کردن رضایت پروردگار اعمال مىگیرد که یک طرف آن بینوایان و فقیران، و طرف دیگرش آفریدگار میباشد و درصورتی که مؤمنان این مسائل را رعایت ننمایند، هم توهین به معبود میباشد و هم تحقیرى نسبت به نیازمندان و بینوایان.
د. به چه کسی صدقه بدهیم؟
"عمرو بن جموح" پیر مرد گرانقدر و گنج مندی بود. به رسول (ص) پهنا کرد: از چه چیز صدقه بدهم و به چه کسانى؟ آیه نازل شد که ای پیغمبر بگو: "ر نه و نیکى (و هر سیرتکامل سرمایه سودمند مادى و معنوى) که انفاق مىنمائید، براى والدین و نزدیکان و یتیمان، در صورتیکه حاجتمند باشند و مستمندان و واماندگان در منش بایستی باشد".
حتما بیان این مفاد تحت عنوان ذکر مصداق هاى پرنور میباشد، و گر خیر مخصوص به آنها نبوده، بلکه در واقعیت هم اشیایى که از آن می اقتدار انفاق کرد و هم کسانى که به آنها میشود انفاق کرد، دایره وسیعى داراست.
به این ترتیب، در عین کلان بودن گزینه انفاق، حق تقدم ها نیز گفته شده میباشد. به طبع والدین و بعد از آن نزدیکان مستلزم درین موضوع حق تقدم دارا هستند و پس از آنها یتیمان و بعد از آن نیازمندان و حتى کسانى را که ذاتا بینوا نیستند،- ولى بر تاثیر رخداداى؛ مثل آحاد شدن هزینه های در هجرت مستلزم گردیدهاند - دربرگیرنده مىخواهد شد. بدین ترتیب، مقدار دستکم صدقه به قدرت فرد بستگی دارااست، حتیدر بعضا احادیث یک جرعه آب هم تحت عنوان صدقه نقل شده میباشد.
فیض:
طبق نشانهها و احادیث صدقه دادن یک فرمان بسیار با ارزشی میباشد، البته فرد صدقه دهنده بایستی این فعالیت را برای رضای معبود اعمال دهد و مواظب باشد که با منت گذاشتن و اذیت حاجتمند بها آن را از فی مابین نزاع. مقدار آن هم هر یه خرده که درحد فرد باشد کافی میباشد. در پرداخت آنهم می بایست نزدیکان خویش را در حق تقدم قرار دهد.
از این رو آفریدگار متعال هم برای آماده شدن این سیر بندگی و وصال به منزلت قرب و حضور الهی و زیارت کعبه واقعی، به حضرت ابراهیم خلیل الرحمن و اسماعیل ذبیح الله ماموریت دادند که حریم منزل اش را از هر چیزی که بازدارنده این سیر و سلوک معنوی باشد، تطهیر کنند تا زائران الهی در منزل اش فقط به وی بی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دیشند و بدور وی طواف کنند و از تاریکی ماسوی الله رهایی یابند تا بتوانند در منزل عشق و علاقه مهمان وی شوند و فراهم ملاقات با یگانه خداوند فقیه هستی گردند.
چنان که همین ماموریت با همین مقصود در سوره حج به طوری پرنور خیس و دقیقتر رزرو حسینیه نصرت مشهد آورده شده میباشد:
/////فلسفه حج چیست؟!/ چرا بایستی به حج برویم؟!
قرآن در این مورد میفرماید:
به خیال بیاور وقتی را که محل منزل کعبه را برای ابراهیم مهیا ساختیم و به ابراهیم گفتیم کهاین منزل را کانون توحید کن و چیزی را سهم دار اینجانب قرار مده و منزل ام را برای طواف کنندگان و قیام آدرس حسینیه نصرت مشهد کنندگان و رکوع کنندگان و سجده گزاران منزه گردان.
«وَ إِذْ بَوَّأْنَا لإبْرَاهِیمَ مَکانَ الْبَیتِ أَنْ لا تُشْرِک بِی شَیئًا وَطَهِّرْ بَیتِی لِلطَّائِفِینَ وَالْقَائِمِینَ وَالرُّکعِ السُّجُودِ»
مرحوم علامه طباطبائی در توضیح آیه میگوید:
منظور از میسر کردن کعبه برای ابراهیم این میباشد که آن جا مرجع عبادت خداوند قرار داده گردد تا بندگان آن جا را منزل عبادت قرار بدهند، خیر این که ابراهیم آن جای را محل سکنی و معاش خویش قرار دهد. از این رو منزل را به خودش نسبت بخشید و فرمود «بیتی» تا اعلان نماید کهاین منزل، کانون توحید و مختص عبادت خداست و هیچ چیز نباید سهیم آفریدگار قرار داده گردد و غرض دیگر این بوده که ابراهیم برای اشخاصی که قصد منزل آفریدگار نموده اند عبادتی را تشریع نماید که خالی از هرگونه شائبه بی دینی باشد.
آن چه کهاین عبادت خالص را فاسد می نماید و از منحصر به فرد بودن خداوند بیرون می نماید حسینیه نصرت مشهد و در فیض بشر را از بندگی و عبودیت گم راه می نماید، به عبارتی کفر میباشد که خویش دارنده اشکال و اقسام میباشد که در قرآن ظلم کبیر تلقی گردیده است. و شاید در راستای تحقق همین مقصود، در موقع احرام می بایست گفته خواهد شد «لا سهم دار لک لبیک» و به تعبیر و تفسیر عارفانه امام خمینی _ قدس سرهم _ لبیک گویان برای حق، نفی سهم دار در همگی مراتب نمایید و از خویش که منشا گران قدر بی دینی میباشد به سوی وی جل و علا مهاجرت کنید. (حج درکلام و پیام امام خمینی، ص 10)
و شاید نکته این که آیه «وَ أَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ » - پس از آیه « طَهِّرْ بَیتِی لِلطَّائِفِینَ»- مذکور این باشد که ابراهیم اولیه ماموریت یافت تا اطراف کعبه را برای عبادت خالصانه خداوند از هرگونه مظاهر کفر و بی دینی پاکسازی کند و آنگاه دعوت همگانی بنماید تا طواف و نماز و بقیه انجام حج صرفا برای وی جاری ساختن پذیرد.
یعنی طواف بدور منزل عتیق می بایست سبب ساز آزادی از حایل عبودیت غیرخدا گردد چنان که ذبح و قربانی هم می بایست موجب رهایی بشر شود. که آیه دیگری درباره قربانی میفرماید: گوشت ها و خون های قربانی به خداوند نمیرسد، بلکه آن چه به پروردگار میرسد تقوی و پرهیزکاری شماست.
یعنی مقصود از این مسافرت الهی، دستیابی تقوی و توشعه معنوی میباشد چنان که فرمود: (درین هجرت) زاد و بار تهیه و تنظیم فرمایید که شایسته ترین زاد و بار پرهیزکاری میباشد. ای صاحبان عقل و کوچک از امن بپرهیزید.
یعنی صرفا صاحبان عقل و کوچک از این هجرت دستیابی تقوی می نمایند و با پیمودن مدارج تقوی به جایگاه قرب الهی می رسند، چه این که در صورتیکه تقوی به آفریدگار میرسد «ینالُهُ التَّقْاو مِنْنادر»، نفس متقی به پروردگار میرسد چنان که معلم آیت الله جوادی آملی در توضیح آیه فرمود:
/////فلسفه حج چیست؟!/ چرا بایستی به حج برویم؟!
از آن جایی که تقوی با نفس متقی اتحاد داراست، پس نفس متقی هم به معبود میرسد و ممکن وجود ندارد تقوی به خداوند رسد البته متقی نرسد، پس گوارا باد بر حج گزاری که قربانی اش لله باشد و غیرخدا را در آن نبیند تا تقوایش به خداوند رسد و در سود خودش هم به معبود رسد و شاید به خیال همین تقوی گرانبها و «موعود به» در نحر باشد که روز نحر را «حج الاکبر» و شاید تعبیر و تفسیر آیه «ثُمَّ لْیقْضُوا تَفَثَهُمْ»در احادیث، به ملاقات با امام معصوم _ علیه السلام _، اشاره بهاین نکته باشد که در حالتیکه زائر متقی با قربانی به خداوند میرسد، همچنان که آلودگی های ظاهری را از تن بدور می سازید، می بایست آلودگی های روح را با ملاقات با حج بیت الله برطرف کند. چنان که امام راست گو _ علیه السلام _ در این باره فرمود: بایستی آلودگی های روح و جان را با ملاقات با امام _ علیه السلام _ برطرف کنند. امام باقرعلیه السلام هم در این زمینه فرمود: کامل شدن حج به آن میباشد که حاجی امام را ملاقات کند.
احتمالا برای همین نکات بوده که حضرت ابراهیم با طی این منازل و فرایند حج به رده والای امامت نائل گشت. برای مثال نشانهها دیگری که دلالت بر سپس معنوی و عرفانی حج دارااست آیه ای میباشد که اشاره به سود ایفا حج داراست:
زمانی که مناسک حج خویش را جاری ساختن دادید، پس بیان پروردگار را بگوئید؛ همچون یاداوری کردنتان از پدران بلکه از آن هم شدیدتر و بیش خیس.
یعنی پس از جاری ساختن حج و پیمودن منازل آن: می بایست چنان موقعیت ذکری به زائر منزل پروردگار دست بدهد که غیر آفریدگار را فراموش کند، آن هم لااقل مثل آن پر نمک و سوزی که در افتخار و مباهات به پدران خویش در ناآگاهی داشتند بلکه «اشد ذکرا» به شورتر و عمیق خیس و کیفیت خوب عالی و فراتر؛ چه این که «اشد ذکرا» به کمیت بیان فعالیت ندارد، بلکه مرتبط با اعتنا قلبی میباشد که چه بسا یک بیان قلبی همدم با سوز و گذار به مراتب عالی و بلندتر و کارسازتر از یک قدمت ذکر ها لفظی میباشد.
پس آخر و عاقبت حاجی قادر است با اعتنا قلبی شدید به آفریدگار رسد چنان که پیامبر مکرم اسلام _ صلی الله علیه و آله و سلم _ در این مورد فرمود:
مقصود از وجوب نماز و حج و طواف و مناسک به پاداشتن ذکرالله در قلب و جان بشر میباشد و الا آن نماز و حج چه ارزشی خواهد داشت. از این رو معبود در تعریف مؤمنین فرمود: مؤمنان فقط اشخاصی میباشند که هر وقت اسم آفریدگار برده خواهد شد، دل های آنها ترسان خواهد شد.
از این رو حضرت ابراهیم بالاترین رده را که منزلت تسلیم باشد در کنار کعبه، برای خویش و ذریه اش درخواست نمود: پروردگارا، مارا تسلیم دستور خودت قرار ده و از دودمان ما نیز امتی مسلمان قرار ده.
به عنوان مثال آیهها دیگری که دلالت بر آنگاه معنوی و عرفانی حج دارااست، آیه ای میباشد از سوره مبارکه مائده که پروردگار فرمود: «ای عده ای که ایمان آوردید شعائر الهی را نقض نکنید و حریم آنان را حلال نشمرید و احترام را نگه دارید و قربانی های بی علامت و یا این که نشاندار را حلال نشمرید و نیز احترام اشخاصی که برای فراهم کردن ادب خداوند و جلب رضوان وی به قصد زیارت منزل آفریدگار جنبش می نمایند، نگه بدارید و برای آنها مزاحمت ساخت و ساز نکنید.
در «کنز العمال» نقل گردیده است:
«لا یزال دستور امتی صالحا حتی یمضی منهم اثنا عشر خلیفه کلهم اینجانب قریش؛([۴۰])
مدام دستور خلافت دربین امت اینجانب به آمادگی ادامه دارااست تا اینکه بین آن ها زمان دوازده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نفر خلیفه نقطه نهایی یابد و همه از قریش می باشند»
در ماجرا جابر بن سمره از رسول آمده میباشد: رزرو حسینیه نصرت مشهد
«ان الاسلام لا یزال عزیزا الا اثنا عشر خلیفه»؛([۴۱])
«اسلام مدام عزت مند میباشد تا مادامی که دوازده خلیفه خلافت نمایند.»
در حدیث دیگر از فرستاده نقل گردیدهاست:
«لا تزال هذه الامه مستقیما اوامر ظاهره على عدوها حتی یمضی اثنا عشر خلیفه کلهم آدرس حسینیه نصرت مشهد اینجانب قریش»؛([۴۲])
مدام فرمان این امت به راهی راست بوده و بر معاندان چیره میباشد تا اینکه دوازده نفر خلیفه بر آن ها خلافت نمایند که کلیه از قریش می باشند.
هم اینگونه حضرت فرمود:
«لا یزال هذا الامر عزیزا الا اثنا عشر خلیفه کلهم اینجانب قریش»؛([۴۳])
مدام فرمان خلافت پایدار میباشد تا دوازده خلیفه که کلیه از قریش میباشند حسینیه نصرت مشهد خلافت کنند.
ما در اینجا به عنوان کردن همین مقدار از احادیث اکتفا می کنیم و تأکید میکنیم که به جز احادیث کتابت یافته در اینجا، دهها احادیث دیگر با همین مضمون در منابع شیعه و سنی نقل گردیده است که برای اگاهی بیشتر به منابع تحت مراجعه گردد.([۴۴])
خصوصیتهای حدیث اثنا عشر و خلفا
با دقت به نقلهای فراوان که حدیث اثنا عشر در منابع شیعه و سنی داراست و نیز تأمل در مختصات و خصوصیتهایی که برای خلفا مذکور میباشد، میقدرت رهیافتی پیدا نمود به سوی آشنایی و معرفت خلفای حقیقی از خلفای دروغین. بر این محور مطلوب میباشد به بعضا از آن خصوصیتها اشاره خواهد شد:
۱ ـ به عبارتیسیرتکامل که کتابت یافت، این روایات آیتم رخداد شیعه و سنی میباشد.
۲ ـ تأکید بر عدد دوازده کهاین مقاله در متن مجموع احادیث تحت عنوان شاخصه مهم گزینه دقت قرار گرفته که تعداد خلفا پس از فرستاده دوازده نفرند.
۳ ـ کل آن دوازده نفر از قریش می باشند.
۴ ـ خلافت تخصیص به فرصت خاصی ندارد، بلکه تا امت اسلامی باقی میباشد خلافت نیز برای آنها بایستگی دارااست.
۵ ـ قوام و ثبات آیین به وجود خلفای دوازدهگانه متعلق میباشد.
۶ ـ عزت اسلام به وجود خلفای دوازدهگانه میباشد.
۷ ـ درستی حدیث. ( از جهت کاربردی و اعتقادی یک کدام از مهمترین خصوصیتهای حدیث اثنا عشر این میباشد کهاین حدیث گزینه رخداد شیعه و سنی میباشد و این نکته مهم میباشد که از جهت پیشینه شناسی حدیث خاطر گردیده اولیه توشه در منابع اهلسنت که مرتبط با اواخر قرن دوم میباشد به تصویب رسیده، مانند ابوداوود طیالسی در «مسند» خویش و نعیم بن حماد در کتاب «الفتن»([۴۵]) و بعد از آن محدثان و دیگر پژوهشگران نام دار اهلسنت حدیث فوق را نقل نموده و بسیار نیز بر صدق آن اشاره نمودهاند.)
ترمذی در «درست» خویش بعداز نقل حدیث تصریح کرده است: هذا حدیث حسن.([۴۶])
هیثمی مینگارد: «رجال حدیث اثنا عشر که طبرانی آن را در «معجمالکبیر» نقل کرده است تمامی درست و آیتم وثوق میباشد».([۴۷])
هم اینگونه ابن حجر درباره حدیث اثنا عشر که از ابن مسعود اورده شده مینگارد: «حدیث حسن» میباشد.([۴۸])
ذهبی بعداز نقل حدیث اثنا عشر مینگارد:
هذه حدیث درست([۴۹])
عمروبن عاصم درباره این حدیث می گوید:
حدیث درست، اسناده حسن و رجاله ثقات([۵۰])
بدین ترتیب حدیث اثنا عشر گزینه وثوق و باور پژوهشگران اهلسنت میباشد کهاین از جهت کاربردی می تواند از مهم ترین خصوصیتهای این حدیث به شمار آید.
کلمه یابی خلیفه و خلافت در لغت
این دو کلمه و واژه، که اصولا یکی از برای فرد معلوم (خلیفه) و دیگری برای رده آن فرد (خلافت) به فعالیت می روند، در لغت به معنای جانشین آمده میباشد. خلیل دراین باره مینگارد:
الخلیفه اینجانب استخلف جای اینجانب قبله و یقوم مقامه؛([۵۱])
خلیفه کسی میباشد که جانشین کسی گردد که قبل از وی بوده و بر رده و منزلت وی بنشیند.
جوهری در «صحاح» مینگارد: «خلیفه به معنای فرمانروا اعظم (بلندمرتبه) میباشد و گردآوری آن خلائف است و گفته می شود فلانی جانشین فلانی شوید یا این که گفته میگردد فلانی جانشین فلانی در قومش شوید؛([۵۲]) ابن اثیر می گوید:
الخلیفه اینجانب یقوم جایگاه الذاهب و یسد مسده؛([۵۳])
خلیفه کسی میباشد که به مکان دیگری در شکل رفتن وی مینشیند و بر مسند وی توکل می زند.
در «قاموس» درباره کلمه خلافت و منشأ پیدایش آن آمده میباشد: «خلافت نیابت از غیر میباشد در تاثیر غایب بودن منوب عنه یا این که برای مرگش یا این که برای عاجز بودنش یا این که برای شرافت و یا این که برای شرافت نائب از این قبیل میباشد که خدا اولیای خود را در زمین خلیفه قرار داده، یعنی برای شرافت اولیا».([۵۴])
در برخی منابع آمده میباشد که خلیفه به معنای شاه گران قدر میباشد و در آن دو معنای فاعلی و مفعولی را میاقتدار حیث کرد. معنای فاعلی به اعتبار اینکه وی جانشین میباشد از هر کس پیش از وی بود و معنای مفعولی به اعتبار این که آفریدگار اورا خلیفه قرار داده میباشد.([۵۵])
از معنای لغوی خلیفه میقدرت استنباط کرد که خلافت و جانشینی در دو مراحل پایین متفحص می شود:
الف ـ گروهی از کاری کنار پروسه و جمعای دیگر جانشین آنها شوند.
ب ـ فرد یا این که گروهی دور اندیشی و اداره کاری را از سوی فرد یا این که گروهی بر ذمه گیرند.([۵۶])
در واقعیت از گفتار اهل لغت درباره مقام خلیفه و منزلت خلافت میقدرت بهاین سود رسید که به عبارتی سلطه و حقی که در امری برای مستخلف عنه بالاصاله وجود داشت بعداز وی بالتبع برای خلیفه و جانشینش متفحص میشود تا بر شغل های وی همچون خودش سامان بخشد.
تعداد صفحات : 52

مراسم محرم در حسینیه نصرت مشهد؛ راهنمای کامل حضور در مجالس عزاداری