loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 14
يکشنبه 18 خرداد 1404 زمان : 10:53


علت ابن ملجم در قتل امیرمؤمنان
درباره شهیدشدن علی بن ابی طالب(ع) به دست ابن ملجم و علت آن، ماجرا‌های متفاوتی نقل شده میباشد.

ابن سعد، انتقام را علت قتل می داند و می‌نویسد:

در پی باخت خوارج در نهروان، سه بدن از آن‌ها، عبدالرحمن بن ملجم، برک بن عبدالله تمیمی و عمرو بن بکیر تمیمی در مکه گرد آمدند و بعداز رایزنی بر آن شدند که هم زمان، علی(ع)، معاویه و عمرو بن عاص را بکشند. عبدالرحمن کشتن علی (ع) را پذیرفت و به کوفه آمد و با یارانش از خوارج دیدار کرد. او در مواجهه زن زیبارویی به اسم قَطام دختر شجنة بن عدی به وی دل ناکامی و از وی خواستگاری کرد. قطام که بابا و برادرش در نهروان مقتول بودند، این سفارش را به عهده گرفت و یکی حالت وصلت را کشتن علی (ع) قرار اعطا کرد.[۶]
ابن اعثم کوفی، عشق و علاقه ابن ملجم به قطام را برهان بر قتل امیرمؤمنان بیان کرده حسینیه نصرت مشهد و می گوید:

بعد از مبارزه نهروان و قبل از وصال علی(ع) به کوفه، ابن ملجم به کوفه وارد شد و خبر کشته شدن خوارج را به طرفدارانشان اعطا کرد. وی در کوفه به زنی به اسم قطام دختر اضبع تمیمی دل ناکامی و از وی تقاضای تزویج کرد. سازه بر این نقل، عبدالرحمن در آن شب در منزل قطام به رمز پیروزی و شراب نوشید و مست زمین‌خورد و زیرا بانگ اذان صبح برخاست، قطام او‌را بیدار کرد و به مسجد کوفه ارسال کرد و عاقبت زیرا علی(ع) خواست در رکعت دوم به سجده رود، خنجر ابن ملجم بر سرش فرود آدرس حسینیه نصرت مشهد آمد.[۷]
ز گند زیرمیزی خوران عالمی قرینِ بدیست
که است معنا رشوت به پارسی بدگند
چنانکه زاده ملجم برای وصل قطام
فروخت خون علی را به نیم شکرخند
[۸] سازه بر منابع، ابن ملجم مرادی در سحر ۱۹ رمضان سال ۴۰ هجری قمری با خنجر آلوده و کثیف به زهر، فرق حضرت علی(ع) را در محراب مسجد کوفه رزرو حسینیه نصرت مشهد شکافت.[۹]

لعن فرشتگان
در روایتی از امام راستگو (ع) آمده وقتی که ابن ملجم ضربت خویش را بر راز امام علی(ع) فرود آورد، مانند به عبارتی ضربت بر صورتی از آن حضرت که در اسمان بود، نقش بست. و فرشتگان هر صبح زود و شامگاه آن شکل را زیارت می‌کنند، و بر ابن ملجم لعنت می‌فرستند.[۱۰] در متن‌ها فقهی از ابن ملجم تحت عنوان «اشقی الاشقیا» و «اشقی الآخرین» « اشقی الاولین والآخرین» حافظه گردیده است. [۱۱]در روایتی پیامبر پروردگار (ص) به امام علی خاطرنشان کرد ای علی چه کسی در قبیله ثمود شقی ترین عموم بود؟ علی جواب بخشید آن که شتر با تقوا را پی‌کرد. فرستاده پرسید شقی ترین فرد درین امت که می باشد؟ امام علی خاطرنشان کرد آفریدگار و پیامبرش داناترند فرستاده جواب دادکسی که تو را بکشد شقی‌ترین فرد در‌این امت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد. [۱۲][یادداشت ۲]

عاقبت
وصیت امام علی(ع) درباره واکنش با ابن ملجم
« پسران عبدالمطلب! نبینم در خون مسلمانها فرو رفته‌اید -و دست‌ها را بدان آلوده و کثیف- و گویید امیر مؤمنان را کشته‌اند! بدانید جز مرگ آور اینجانب نباید کسی به خون اینجانب کشته خواهد شد. بنگرید! در‌صورتی‌که اینجانب از این ضربت وی عموم، او‌را صرفا یک ضربت بزنید و دست و پا و دیگر اندام او‌را مبرید که اینجانب از پیامبر آفریدگار(ص) شنیدم می‌فرمود: بپرهیزید از برش دادن اندام مرده، هرچند سگ خل وچل باشد. »

نهج البلاغه، ترجمه شهیدی، طومار ۴۷، ص۳۲۰-۳۲۱.

گزارش‌های متفاوتی از عاقبت ابن ملجم در منابع تاریخی آمده؛ ولی آن‌چه آوازه دارااست این میباشد که امام علی(ع) در واپسین ساعت‌ها معاش‌اش، به فرزندانش وصیت کرد که با او به مدارا اخلاق و رفتار نمایند. بعد از شهیدشدن امام علی(ع)، ابن ملجم را برای قصاص نزد امام حسن(ع) آوردند و وی امرکرد با یک ضربۀ خنجر او‌را قصاص کردند. این رخداد در ۲۱ رمضان اتفاق افتاد. معروف میباشد ام الهیثم دختر اسود نخعی لاشه او‌را گرفته و آن را به حریق کشید.[۱۳]براساس برخی گزارش‌ها امام حسن(ع) به دست خود او‌را قصاص کرد.[۱۴]

در برخی شهرها مانند طهران و زنجان، روز ۲۷ رمضان را به‌تیتر روز کشته‌شدن ابن ملجم دانسته و ترسیم بوده میباشد که شب بیست‌وهفتم، کله‌پاچه و آجیل منظور می‌خوردند.[۱۵]

قبر
ابن بطوطه درباره محل دفن ابن ملجم می‌نویسد:

زمانی که به کوفه مهاجرت کردم، در غربی جَبانه کوفه، در زمینی سرتاسر سپید، زمینی بسیار سیاه دیدم و از روی کنجکاوی انگیزه آن را پرسیدم و زیرا به پژوهش سرگرم شدم عموم آن دیار گفتند: این‌جا، قبر ابن ملجم، آدم کش حضرت علی(ع) میباشد و عادت اهل کوفه این میباشد که هر سال هیزم متعددی در رمز قبر ابن ملجم توده می‌نمایند و به برهه زمانی ۷ روز آن‌ها‌را در این جا می‌سوزانند.[۱۶]

بازدید : 10
شنبه 17 خرداد 1404 زمان : 15:42


میرزا جوادآقا تهرانی (۱۲۸۳-۱۳۶۸ش) دانا، معلم معارف و اعتقادات اسلامی و تعبیروتفسیر و از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی از اساتید کردار در مشهد و نماینده مجلس خبرگان قانون اساسی کشور کشور ایران تهرانی از معارضان تصوف بود و اصول فکری و اعتقادی و عملی اهل تصوف را انتقاد می کرد. اورا از بزرگان مدرسه تفکیک به شمار آورده‌اند. نظارت در پیرامون اسلام، عارف و صوفی چه می گویند؟ آئین معاش و درس‌های کردار اسلامی، عنوان ها برخی از اثرها چاپ‌گردیده تهرانی حسینیه نصرت مشهد میباشد.

معاش‌طومار
میرزا جواد تهرانی در سال ۱۲۸۳ش در طهران چشم به جهان گشود. اسم خانوادگی وی حاجی‌ترخانی بود.[مستلزم منبع] پدرش حاج محمدتقی و برادرش، حاج آقا رضا شاهپوری، از تاجران متدین و معتمد بودند و برادرش به تعیین آیت‌الله بروجردی (متوفای ۱۳۴۰ش)، تا پایان قدمت، سرپرست مسجداعظم آدرس حسینیه نصرت مشهد قم بود.[۱]

درگذشت
تهرانی، در سحرگاه سه‌شنبه ۲ آبان ۱۳۶۸ش بر تاثیر بیماری کبد در مشهد درگذشت و طبق وصیت خویش، [۲] در پردیس رضا در مشهد دفن شد.[۳]

تحصیلات
طهران و قم
تهرانی بعد از دریافت سند زمان اولیه متوسطه از مکتب گنج طهران، برای یادگرفتن علم ها شرعی راهی قم شد و بعد از تعدادی سال سکونت در آن شهر و گذراندن مقدمات و بخشی ازسطوح، به نجف رزرو حسینیه نصرت مشهد رفت.

نجف
در توقف دو ساله خویش در نجف، از استادانی همانند مرتضی طالقانی (متوفی ۱۳۶۲) و محمد تقی آملی (متوفی ۱۳۵۰ش) بهره مند شد. بعد از آن به دستور مادرش به طهران رجوع شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و برگشت.[۴]

مشهد
تهرانی بعد از درنگی کوتاه در طهران و تزویج، نزدیک به ۱۳۱۲ش به مشهد رفت. ابتدا از درس هاشم قزوینی (متوفی ۱۳۳۹ ش) فایده گرفت. تهرانی پیرو رویکرد علمی خویش، به حوزه درس‌های بیرون فقه و اصول و معارف میرزا مهدی اصفهانی (متوفی ۱۳۲۵ش) حاضر شد و تا نقطه نهایی قدمت او، یعنی حدود ده سال، از محضر او استفاده نمود.[۵]

تهرانی از شاگردان میرزا مهدی اصفهانی و رهروان مدرسه وی به‌شمار می رفت. حتی هنگام تعطیلی حوزه علمیه مشهد در طول حکومت پهلوی نخستین و فضای اختناق، فعالانه و مداوم در خانه فردی مدرس از وی سود علمی میبرد.[۶] میرزا مهدی اصفهانی در یک گرد‌همایی درس دادن، تهرانی را گزینه مداقه ویژه خویش قرار اعطا کرد و به صورت جدّی از وی خواست که یاددادن و تحقیق در معارف اعتقادی را ادامه دهد.[۷] تهرانی زیر تأثیر سلوک اخلاقی و مبانی معارفی مدرس خویش، تا نقطه پایان قدمت در تبیین و رواج مبانی و خط متد اعتقادی وی کوشید.


حضور آیت الله میرزا جواد تهرانی در جناح
درس دادن
مواد درس دادن
تهرانی از استادان حوزه علمیه مشهد بود[۸] و به درس دادن فقه و اصول، تعبیروتفسیر قرآن، معارف اعتقادی و فلسفه اشتغال داشت.

خصوصیت‌های درس دادن
از ویژگیهای درس دادن وی این موردها گفتنی میباشد: هجران از تبعیت در مسائل علمی، تأکید بر مسائل اخلاقی و اصول و مبانی اعتقادی، رعایت حرمت دیگر افراد در رده عیب گیری و تحقیق آرا و دادن مجال بیان کرد‌وگو و مشاجره به علم پژوهان و طلاب و احترام به شخصیت آن‌ها.[۹]

او بر ارائه جدا و اجتهادی مبانی اعتقادی تشیع، با ماهیت عقلی و نقلی، همچون طریق اجتهاد در حوزه فقاهت شیعی، تأکید داشت و به‌این نظریه، چه در اثرها علمی چه در عکس العمل عملی، دشوار پایبند بود.

بازدید : 11
سه شنبه 13 خرداد 1404 زمان : 16:10


جایگزینی اصطلاح غرب آسیا برای خاورمیانه
آیت‌الله خامنه‌ای، نامگذاری حیطه غرب آسیا به خاورمیانه از سوی آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها را تعبیری اشتباه می داند که اروپا را راس عالم دانسته و خاور یا این که شرق را نسبت به اروپا می‌سنجند و به سه حوزه‌ خاور بدور، خاور وسط و خاور مجاورت تقسیم‌بندی می‌نمایند. به باور وی عبارت «غرب آسیا» جایگزینی صحیح برای این حوزه‌ حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۴۰]

راه حل مورد فلسطین، کلیه‌پرسی میباشد
آیت‌الله خامنه‌ای، تامین از نام و نشان فلسطینی و تمامی علامت‌های آن را امری واجب و جهاد مقدس ذکر کرده و اعتقاد دارد کشورهای اسلامی و عربی و نیز جریان‌های اسلامی و ملی وظیفه دارا هستند در سرویس آرمان فلسطین (رهایی از اشغال اسرائیل) باشند.[۴۱] از حیث وی، چاره مورد فلسطین برگزاری تمامی‌پرسی میباشد که تمامی فلسطینی‌ها اعم از مسلمان، مسیحی و یهودی که در کشور‌های اشغالی و فارغ آن ساکنند، در آن کمپانی آدرس حسینیه نصرت مشهد نمایند.[۴۲]

رویکرد آزادی فلسطین، مقاومت میباشد خیر رای زنی
آیت‌الله خامنه‌ای اعتقاد دارد منشِ آزادی فلسطین، مقاومت میباشد خیر سازگاری و گفت‌و‌گو.[۴۳] وی گفتگو برای مورد فلسطین را خطایی میداند که جز ضرروزیان برای فلسطینیان چیزی به یاروهمدم ندارد و آزادی فلسطین را به تأخیر می‌اندازد.[۴۴] وی بر دارای اسلحه‌کردن کرانه باختری تأکید دارااست.[۴۵] کشور‌ایران بر مبنای نظرها وی از تیم‌های مقاومت حمایت کننده فلسطین امان می‌نماید و سیاست مسلح کردن کرانه باختری را دنبال می‌نماید.[۴۶] نظریاتش درباره فلسطین در کتاب فلسطین از منظر آیت‌الله خامنه‌ای توده رزرو حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.


تصویری از روی جلد کتاب منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای
نامگذاری سال‌های خورشیدی
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: نامگذاری سال‌های خورشیدی
آیت‌الله خامنه‌ای از سال ۱۳۷۸ش سال‌های خورشیدی را نامگذاری می‌نماید. به گفتهٔ غلامعلی حداد عادل فلسفهٔ این فعالیت جلب اعتنا عموم به یک قیمت خاص و یا این که دقت به یک اختلال میباشد.[۴۷] برای مثال وی سال ۱۳۷۸ش را سال امام خمینی، سال ۱۳۷۹ش را سال امام علی(ع)، سال ۱۳۸۱ش را سال عزت و افتخار حسینی و سال ۱۳۸۵ش را سال نبی اعظم نامیده میباشد. در نامگذاری سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ش نیز بیشتر به مسائل اقتصادی در کشور ایران اعتنا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشته میباشد.[۴۸]

انتخاب نقشه روش برای چهل سال دوم انقلاب اسلامی
نوشته‌علمیٔ مهم: بیانیه قدم دوم انقلاب
در بهمن سال ۱۳۹۷ش به مناسبت سپری شد چهل سال از انقلاب اسلامی کشور ایران، آیت‌الله خامنه‌ای تحت عنوان رهبر کشور‌ایران بیانیه‌ای با تیتر قدم دوم انقلاب صادر کرد.[۴۹] وی در‌این بیانیه نگاهی زود گذر به پیشین و بعدی انقلاب اسلامی نموده است.

خصوصیت‌های حوزه علمیه پیشرو و سرآمد
نوشته‌علمیٔ اساسی: حوزه پیشرو و سرآمد
آیت‌الله خامنه‌ای در پیامی به همایش صدسالگی بازتأسیس حوزه علمیه قم خلاقیت، پاسخگویی به مسائل روز، تهذیب، انقلابی و توانمندی در پیاده سازی نظامات اجتماعی را از خصوصیت‌ها حوزه پیشرو و سرآمد معرفی و رسم و رواج فرهنگ وتمدن نوین اسلامی را مهم‌ترین وظیفه حوزه علمیه برشمرده میباشد.[۵۰]

برخی از محققان، تفکر‌ها و نظرها آیت‌الله خامنه‌ای را در کتاب‌ها و مقاله‌ها مختلفی گردآوری‌آوری کرده‌اند. مانند منظومه فکری آیت‌الله العظمی خامنه‌ای[۵۱] و فلسفه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای.[۵۲] همینطور در ۱۲ اردیبهشت ماه ۱۴۰۳ش، کنگره در میان‌المللی درنگ‌های قرآنی آیت‌الله خامنه‌ای با حضور اساتید معارف اسلامی حوزه و دانش گاه در دانش کده معارف اسلامی قم برگزار شد و از مقاله ها برگزیده این کنگره تقدیر به شغل آمد.[۵۳]

بازدید : 30
دوشنبه 12 خرداد 1404 زمان : 13:57


درس دادن

درس دادن خویی در مسجد الخضراء نجف
ابوالقاسم خویی در ضمن علم آموزی در حوزه علمیه نجف، به درس دادن هم سرگرم بوده و به نقل از منابع گوناگون، هر کتابی را که می‌آموخته، آن را درس دادن می‌نموده حسینیه نصرت مشهد است.[۲۱]

بعد از درگذشت محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی، مجلس درس سید ابوالقاسم خویی و محمدعلی کاظمی خراسانی، از درس‌های اصلی نجف گزارش گردیده و بر این شالوده، بعداز درگذشت کاظمی خراسانی، مجلس درس خویی، از مجالس دارای شهرت حوزه درسی نجف معرفی گردیده است.[۲۲] چنان‌که خویی در معاش‌طومار خودنوشت آورده، در علاوه بر سال‌های زمان بر درس دادن، جز در روزهای بیماری و مسافرت، هیچ‌گاه دست از آموختن شاگردان خود نکشیده میباشد.[۲۳] وی در کل ۷۰ سال به درس دادن دروس سطح و بیرون در حوزه نجف پرداخته و بر طبق منابع، مجاورت پنجاه سال، مجلس درسی اسم‌آوری در حوزه علمیه نجف را ذمه ‌دار بوده و طلابی از کشور ایران، هند، افغانستان، پاکستان، عراق، لبنان و برخی کشورهای دیگر، در درس وی حاضر آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌گردیده‌اند.[۲۴]

خویی، یک زمان بدون نقص درس بیرون فقه و شش زمان درس بیرون اصول فقه را به شاگردان خویش آموختن بخشید. وی همینطور در یک عصر کوتاه به درس دادن تعبیروتفسیر قرآن رزرو حسینیه نصرت مشهد پرداخت.[۲۵]

طرز درس دادن
خویی، در درس دادن مباحث علمی، موفق‌دست و مسلط خوانده گردیده که مطالب را شمرده، فصیح، منظم و سوای داخل شدن به زواید و حاشیه ها ذکر می‌کرده، به مباحث فلسفی نمی‌پرداخته، به کارگیری فراوانی از احادیث می‌کرده و به سندهای احادیث اعتنا ویژه می‌نموده است.[۲۶] درس او، خلاصه‌ای از آراء و مبانی علمی مجالس درس آقا ضیاء عراقی، محمدحسین غروی نائینی و محمدحسین غروی اصفهانی و نظرها خویش او تعریف شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.[۲۷]

اثر ها و تقریرات
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست اثر ها سید ابوالقاسم موسوی خویی
سید ابوالقاسم خویی، اثراتی در موضوعات فقه، اصول فقه، رجال، حرف و علم ها قرآنی نگاشته میباشد. اثر ها وی در تیم‌ای پنجاه جلدی با تیتر «موسوعة الامام الخوئی» جمع گردیده[۲۸] و ورژن دیجیتال این شرکت نیز، به وسیله راس پژوهش ها کامپیوتری علم ها اسلامی فروغ در دسترس میباشد.[۲۹]

بعضا از شناخته‌گردیده‌ترین اثرها وی عبارتند از:

اجود التقریرات
معجم رجال الحدیث
البیان فی تعبیر و تفسیر القرآن

خویی و شاگردانش: به ترتیب از سمت راست: سیدجعفر خویی، سید موسی صدر، سید عبدالله شیرازی، ابوالقاسم خوئی، سید نصرالله مستنبط و سیدمرتضی حکمی.
شاگردان
ابوالقاسم خویی، شاگردان فراوانی داشته و بعضا منابع بیشتراز ۶۰۰ طلبه برای او برشمرده‌اند.[۳۰] تنی چند از شاگردان در جلسات استفتاء حضور داشتند.

اعضای هیئت استفتاء اولیه:[۳۱] روحانی صدرا بادکوبه‌ای، روضه خوان مجتبی لنکرانی، میرزا جواد تبریزی، میرزا کاظم تبریزی، روحانی حبیب‌الله اراکی، سید جعفر مرعشی.
اعضای هیئت استفتاء دوم:[۳۲] سید علی سیستانی، سید علی حسینی بهشتی، سید مرتضی خلخالی، روضه خوان محمداسحاق فیاض، روضه خوان علی‌اصغر احمدی شاهرودی، روضه خوان محمدجعفر نائینی
بعضا دیگر از شاگردان وی عبارتند از:

محمدعلی توحیدی تبریزی [۳۳]
حاج آقا تقی قمی
سید محمدباقر صدر
علی فلسفی تنکابنی
سید موسی صدر
مرتضی بروجردی
ابوالقاسم گرجی[۳۴]
حسین وحید خراسانی
محمدآصف محسنی قندهاری[۳۵]
سید علی هاشمی شاهرودی
سید جواد آل‌علی شاهرودی
محمدتقی جعفری
سید عبدالکریم رضوی کشمیری[۳۶]
سید محمدحسین ادب الله
باقر شریف قرشی
سید محمدحسین حسینی تهرانی
بشیر حسین نجفی
سید عبدالکریم موسوی اردبیلی
حسین حقیقت کاشانی
آرا و دیدگاه ها علمی
سید ابوالقاسم خویی، در فقه و اصول فقه، نظرها و آرای قابل توجهی داشته که گاه با نظرها دارای اسم و رسم فقیهان شیعه گوناگون بوده و به نقل از برخی، ۳۰۰ فتوا خلاف فتواهای پر اسم و رسم فقیهان شیعه، دربین فتاوای خویی چشم میشود.[۳۷] بعضا از این مورد ها عبارت میباشد از:

مخالفت با موظف بودن کافران به فروع آئین: خویی مانند یوسف بحرانی و مغایر لحاظ تمامی علمای شیعه که معتقدند کافران خلال اصول آئین، ملزم به فروع آئین هم گردیده‌اند،[۳۸] بر این اعتقادوباور میباشد که کافران تاوقتی‌که اسلام را نپذیرند، ملزم به فروع آیین نمی شوند.[۳۹]
عدم تایید نسبی بودن استارت ماه قمری: به اعتقاد خویی، مغایر لحاظ دارای اسم و رسم، استارت ماه قمری برای کلیه یکسان میباشد و نمی‌قدرت آن را چیزی نسبی دانست. به این دلیل‌که ترازو شروع ماه قمری، مبنی بر آرای خویی، خارج رفتن ماه از محاق میباشد که پدیده‌ای تکوینی میباشد و به احوال قرارگیری خورشید، ماه و زمین مرتبط میباشد و متعلق به اجزا و بخشها متعدد زمین وجود ندارد.[۴۰]
مخالفت با آوازه فتوایی و اجماع: سید ابوالقاسم، دربارهٔ آوازه فتوایی، نظراتی به کلی گوناگون با نظرها پر اسم و رسم عالمان شیعه داشت. به یقین بیشتر اصولیان شیعه، در‌صورتی‌که یک فتوا میان فقیهان، دارای شهرت باشد، ماجرا معتبری که با آن ناسازگار میباشد، اعتباری ندارد. خویی ولی با این اصل مخالف میباشد و «آوازه فتوایی» را در ترجیحات باب تعارض در اصول فقه بیان نکرده و این نظر را دارد، آوازه عملی ضعف گواهی ماجرا را جبران نمی‌نماید؛ به عبارتی‌طور که بی‌توجهی فقها به یک حدیث درست، آن را از حجیت ساقط نخواهد کرد.[۴۱] او اعتبار و حجیت اجماع را هم تحت سؤال برده میباشد؛ چه اجماع منقول و چه اجماع محصَّل. با این حالا خویی در فتاوای خویش احتیاط کرده و به اجماع دقت نموده است.[۴۲]
فتاوای مخالف دارای اسم و رسم: تایید صلاحیت بیرون شدن زن از منزل سوای اذن همسر، تایید صلاحیت سقط جنین برای زن در شکل احتمال مرگ خویش، تایید صلاحیت تزویج مرد مسلمان با زن اهل کتاب، منوط نبودن جهاد ابتدایی به حضور امام معصوم، شرط نبودن اجتهاد برای حکم دهنده، و همینطور پاکی چرم‌های وارداتی از کشورهای غیرمسلمان که ذبح فقهی آنان مشکوک میباشد.[۴۳]

بازدید : 15
شنبه 10 خرداد 1404 زمان : 17:17


علت کتابت
از‌آن‌جا‌که تأویل و رسیدگی معانی نشانه‌ها متشابه به طور گردآوری‌بندی و طبقه‌بندی گردیده در اثرها گذشتگان نبوده و صرفا در لابلای اثر ها گردآوری‌ای از معتزله بدین مسائل پرداخته گردیده و تنقیح و تحریر روشمند به خویش را می‌طلبد. از این رو تالیف کننده بدین دستور تلاش حسینیه نصرت مشهد گماشت.[۴]

طریق تألیف
نحوه تفسیری مؤلف، در تحقیق نشانه‌ها متشابه و تحقیق مفردات آیه ها و ارجاع نشانه‌ها به نشانه‌ها دیگر قرآن میباشد و گاهی نیز از شعر تحت عنوان شاهد نمونه به کار گیری نموده آدرس حسینیه نصرت مشهد است.

مؤلف، جز ده سوره (شمس، علق، قدر، ز‌لزله، قارعه، عادیات، بعد از ظهر، همزه، فیل، قریش) از همه سوره‌های قرآن کریم ومهربان آیاتی را کسب نموده که به صورت بلاغی، تفسیری، تأویلی و ذکر لوازم النزول به توضیح و تعبیر و تفسیر آن پرداخته رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.

مؤلف که خویش از اندیشمندان پررنگ شیعی میباشد درباره شک ها وارده بر بعضی آیه‌ها، آن را از روش صحبت و عقاید شیعه به پاسخگویی پرداخته شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.

با اعتنا به تخصص مهم ابن شهرآشوب در زمینه‌ی حدیث و قصه، بیشترین تأکید وی بر احادیث بعدازظهر صحابه و تابعین میباشد. او از بعضی اصحاب زیرا ابن عباس، ابو سعید خدری، جابر بن عبدالله انصاری، ابن مسعود، ابوهریره و حذیفه و از تابعان نیز از مجاهد، ابو عبیده، سفیان بن عیینه، احمد بن حنبل، کلبی، ابو پارسا و ابن جریح نقل می‌نماید.[۵]

محتوای کتاب
ابن شهرآشوب درین کتاب که در دو جلد تهیه و تنظیم گردیده به مباحثی نظیر توحید و اصول آیین و صفات الهی‌، خلقت اسمان و زمین و دیگر موجودات‌، به روزی و سیاه بختی و قضا و قدر، نبوت و قصص أنبیاء (ع)، نشانه‌ها قرآن پیرامون رسول اسلام (ص)، فضائل اهل بیت (ع)، موضوعات متفرقه مانند توبه و قیامت، مسأله نسخه ها، معانی، ذکر، و بدیع (یعنی بلاغت و شیوایی) قرآن برای مثال واقعیت، مجاز و استعاره پرداخته میباشد.[۶]

اولیه مقاله درباب نخستین کتاب، فصلی میباشد با تیتر [فصل في رفتار السماوات] این فصل به تبیین نبودنِ ناسازگاری فی مابین دو آیه از قرآن پرداخته میباشد. براساس آیه ۲۹ سوره بقره (هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا ثُمَّ اسْتَوَىٰ إِلَى السَّمَاءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَمَویَاتٍ اوست آن كسى كه آنچه در زمين میباشد، همگی را براى شما آفريد؛ آن‌گاه به [آفرينش‌] افق پرداخت، و هفت عرش را پایدار كرد) خلقت زمین قبل از اسمان میباشد البته مبتنی بر آیه ۳۰ سوره نازعات (وَالْأَرْضَ بَعْدَ ذَٰلِكَ دَحَاهَوی بعداز آن، زمين را با غلتانيدن گسترد) آفرینش زمین بعد از افق میباشد. جواب این میباشد که پروردگار اصل زمین را قبل از افق آفریده اما گستراندن آن بعد از آفرینش عرش بوده میباشد. جواب دیگر این میباشد که واژه و کلمه«ثُمَّ» و «آن گاه» در‌این دو آیه به معنای ترتیب و نثار و تأخیر وقتی وجود ندارد. که بیان‌کننده آفرینش زمین قبل از افق باشد. [۷]

نقطه پایان نصیب کتاب خاتمه‌ای که حاوی سوال ها نافع ابن ارزق از ابن عباس درباره پیشینه به کارگیری بعضی واژه و کلمه‌های قرآنی دربین عرب میباشد مانند: شواظ، امشاج، بنین، حفده، لات، زنیم و صمد. ابن عباس نیز برای مجموع مورد ها شاهد از اشعار عرب آورد.[۸]

ابواب کتاب
مؤلف، کتاب را در ده باب به ترتیب تحت تهیه و تنظیم نموده است:

باب توحید، دربرگیرنده ۵۸ فصل.
باب عدل، مشتمل بر ۳۳ فصل.
باب نبوّت، مشمول ۲۸ فصل.
باب امامت، مشتمل بر ۲۳ فصل.
باب مفردات، مشتمل بر ۲۱ فصل.
باب اصول فقه، دربرگیرنده ۸ فصل.
باب فقه، مشمول ۲۳ فصل.
باب ناسخ و منسوخ، مشتمل بر ۱ فصل.
باب اصول نحو و ادبیات، دربرگیرنده ۱۴ فصل.
باب نوادر، مشتمل بر ۸ فصل.
پانویس
گریوانی، یار با دانشنامه اثرها دینی شیعه: متشابه القرآن و مختلفه، ۱۳۸۹ش.
ابن شهرآشوب، معالم العلماء، ۱۴۱۰ق، ص۱۵۴.
تهرانی، الذریعة، ج۱۹، ص۶۲.
ابن شهرآشوب، متشابه القرآن، ۱۴۱۰ق، ج۱، ص۲.
کوه‌پیما، معرفی کتاب (متشابه القرآن ومختلفه)، ۱۳۸۳ش.
ابن شهرآشوب، متشابه القرآن و مختلفه، ۱۴۱۰ق، فهرست کتاب.
متشابه القرآن و مختلفه، ۱۳۶۹ق، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۳.
متشابه القرآن و مختلفه، ۱۳۶۹ق، ابن شهر آشوب، ج۱، ص۲۸۴-۲۸۵.
یادداشت
منابع
تهرانی، آقابزرگ، الذریعه، بیروت، دارالاضواء.
ابن شهرآشوب، محمد بن علی، متشابه القرآن و مختلفه، قم، انتشارات بیدار، ۱۴۱۰ق.
ابن شهرآشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، قم.
گریوانی، خلیل، همدم با دانشنامه اثرها فقاهتی شیعه : متشابه القرآن و مختلفه، فقه اهل بیت سال شانزدهم فصل بهار ۱۳۸۹ش، شماره ۶۱.
کوه‌پیما، حمید، معرفی کتاب (متشابه القرآن ومختلفه)، پیام جاویدان، فصل زمستان ۱۳۸۳ - شماره ۵.
لینک به خارج
همدم با دانشنامه اثر ها شرعی شیعه : متشابه القرآن و مختلفه
رسیدگی کتابهای (متشابه القرآن)
معرفی کتاب «متشابه القرآن و مختلفه»
نبو
تفسیرهای شیعه
تفسیرهای عربی
قرن نخستین
تعبیر و تفسیر سعید بن جبیر • تعبیر و تفسیر ابن عباس
قرن دوم
تعبیروتفسیر ابو حمزه ثمالی • تعبیروتفسیر مقاتل بن سلیمان • تعبیر ابی‌الجارود
قرن سوم
تعبیر تستری • تعبیر الحبری • تعبیر امام عسکری • تعبیروتفسیر قمی
قرن چهارم
تعبیروتفسیر فرات کوفی • تعبیر و تفسیر نعمانی • تعبیروتفسیر عیاشی
قرن پنجم
التبیان • تلخیص البیان • خصائص الوحی المبین • رسائل الشریف المرتضی
قرن ششم
جامعه ها الجامع • فقه القرآن • متشابه القرآن و مختلفه • مجمع البیان
قرن هفتم
نهج البیان • معجزه البيان فى تفسير ام القرآن
قرن هشتم
تعبیر و تفسیر المحیط الاعظم
قرن نهم
کنز العرفان
قرن دهم
زبدة البیان • زبدة التفاسیر • تأویل الآیات الظاهرة • سواطع الالهام
قرن یازدهم
آیه‌ها الاحکام استرآبادی • الصافی • الاصفی • البرهان • تعبیروتفسیر القرآن الکریم (ملاصدرا) • فروغ و روشنایی الثقلین • مسالک الافهام • تفسير المعين
قرن دوازدهم
کنز الدقائق و بحر الغرائب • الوجیز
قرن سیزدهم
تعبیر الصراط المستقیم • الجوهر الثمین • تعبیروتفسیر ست سور • بوارق القهر • تفسير القرآن الكريم (شبر) • فتح القدیر
قرن چهاردهم
آلاء الرحمن • التفسیر الکاشف • تعبیر مبین • ذکر السعادة • تخمین القرآن الی الاذهان • الجدید • تعبیر القرآن الکریم (خمینی) • الوجیز (عاملی) • الوجیز (دخیل) • پند الاذهان الى تفسير القرآن • مقتنيات الدرر و ملتقطات الثمر • تبيين القرآن • تمام الرسائل (المحكم و المتشابه) • المیزان
قرن پانزدهم
بدایع الکلام • البلاغ فی تعبیر و تفسیر القرآن بالقرآن • البیان • اینجانب وحی القرآن • التفسیر لکتاب الله المنیر • الفرقان • اینجانب هدی القرآن • مواهب الرحمن • التفسير المعين للواعظين و المتعظين • الموسوعة القرآنیة
تفسیرهای فارسی
قرن ششم
روض الجنان
قرن هفتم
دقائق التأویل
قرن هشتم
تعبیر گازر
قرن نهم
جواهر التفسیر • مواهب علیه
قرن دهم
آیه‌ها الاحکام جرجانی • منهج الصادقین • خلاصة المنهج
قرن یازدهم
تعبیروتفسیر شریف لاهیجی
قرن چهاردهم
انوار براق • تعبیروتفسیر اثنی‌عشری • تعبیر و تفسیر خسروی • تعبیر و تفسیر صفی • تعبیروتفسیر عاملی • تعبیر سهل • تعبیر و تفسیر نوین • پرتوی از قرآن • نفحات الرحمن • حجة التفاسیر • تفسير ام الكتاب
قرن پانزدهم
تعبیر تسنیم • اطیب البیان • انوار العرفان • تعبیر و تفسیر احسن الحدیث • تعبیر جامع • تعبیر پر‌نور • تعبیروتفسیر راهنما • تعبیروتفسیر مثال • تعبیر و تفسیر نور و روشنایی • تعبیر کوثر • تعبیروتفسیر علیین • مثال بینات در‌شان نزول آیه‌ها • مخزن العرفان • تعبیر سرازیر جاوید • پیام قرآن • البصائر • قاموس قرآن • منشور جاوید
تفسیرهای روایی شیعه / مفسران شیعه

بازدید : 11
پنجشنبه 8 خرداد 1404 زمان : 10:26


جانبداری آیت‌الله بروجردی از قمی و دارالتقریب
قمی در قم با آیت الله بروجردی دیدار نمود و با گستردن قصه، اعتنا و جانبداری دنیوی و معنوی وی را نیز به خویش جلب کرد.[۸] آیت‌الله بروجردی اهتمام ویژه‌ای به دارالتقریب داشت و در بستر مرگ نیز به ضرورت تقویت این طرح تاکید نمود.[۹] آیت‌الله بروجردی به درخواست محمدتقی قمی، برای از بین‌برداشتن مانع ها دارالتقریب در مصر، از چاپ جلد هشتم بحارالانوار که مشتمل بر کتاب امامت و کتاب فتن و محن میباشد، پرهیز کرد.[۱۰] همینطور آیت‌الله بروجردی حدیث غدیر را با ورقه ها دارای اعتبار اهل‌سنت عده‌آوری نمود و جهت چاپ در مجلة رسالة الاسلام به قمی بخشید. این جزوه تأثیر بسزائی در فتوای تایید صلاحیت کار به فقه شیعه امامیه حسینیه نصرت مشهد داشت.[۱۱]

به رسمیت شناخته‌شدن مذهب شیعه امامیه
همت‌های محمدتقی قمی بدین فیض انجامید که در سال ۱۳۷۸ق (نسبتاً ۱۳۳۷ش)، روضه خوان محمود شلتوت -مدیر دانشکده الازهر مصر در آن زمان که خودش نیز از نهاد‌گذاران دارالتقریب بود- به تایید صلاحیت فعالیت کردن بر پایه ی با فقه شیعه امامیه حکم دهد.[۱۲] ولی این فتوا در سال‌های قبلی، از سوی روحانی عبدالمجید سلیم -از شخصیت‌های بارز در دارالتقریب- مطرح گردیده بود البته به خیال و خاطر مخالفت بعضی از عالمان الأزهر، صدور فتوا ده سال به مکث به‌زمین‌خورد تا این که روحانی محمود شلتوت آن را ابلاغ آدرس حسینیه نصرت مشهد نمود.[۱۳]

ذهن ها و آرای محمدتقی قمی

سخنرانی محمدتقی قمی در مسجد گوهرشاد
محمدتقی قمی در روزنامه «رسالة الاسلام» به تبیین ذهن ها خویش میپردازد:

برای تشکیل امت واحد اسلامی راه‌حل‌ای وجود ندارد جز ساخت‌و‌ساز اتحاد فرهنگی مسلمان ها که‌این فرمان نیز به دست نمی‌آید جز از روش گفت‌و‌گو و رابطه و تخمین رزرو حسینیه نصرت مشهد فرهنگی.[۱۴]
اتحاد فرهنگی مسلمان‌ها به معنای آشنا شدن هریک از مذهب‌ها با بقیه مذهب‌ها و به کارگیری از همدیگر میباشد؛ البته نهایتاً هر کدام از مذهبها اسلامی می تواند به عقاید مورد قبول خودش شغل نماید.[۱۵]
مقصود از اتحاد فرهنگی مسلمان ها، اتحاد در اصول ضروری آیین و لحاظ کردن به بقیه مباحث از روی واقعیت‌جویی میباشد به سیرتکامل‌ای که به لحاظ مشترک برسیم؛ و در شرایطی که هم اختلاف باقی ماند، هر کدام دیگری را معذور و مأجور بداند خیر این که همدیگر را تکفیر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کنیم.[۱۶]
مسلمان‌ها از اختلاف فکری خسارت نمی کنند؛ وقتی از اختلاف ضرر و زیان می‌نمایند که اختلاف سبب به جدا ارتباط و رخنه‌ برادری شود.[۱۷]
اختلاف مسلمان ها، اختلاف در مصادیق میباشد خیر اصول؛ یعنی همگان درین اصل کلی رخداد‌لحاظ دارا هستند که بایستی به هر آنچه که از فرستاده(ص) صادر گردیده فعالیت کنیم، ولی گاهی در‌این که از رسول(ص) چه صادر گردیده، اختلاف می‌گردد.[۱۸]
موضع قمی درباره انقلاب اسلامی کشور ایران
محمدتقی قمی برد انقلاب را به امام خمینی تهنیت اذعان کرد. ولی در به عبارتی روز ها، یک کدام از انقلابیون به خیال پیوندها کاری قمی با حاکمان کشورهای اسلامی برای مثال فرمانروا جمهوری اسلامی ایران، به وی توهین کرد. پس از این، قمی از جمهوری اسلامی ایران عازم پاریس شد و بعداز مدتی در آنجا با معارضان انقلاب اسلامی کشور‌ایران دیدار کرد و برخی تصور کردند او در قبال انقلاب اسلامی کشور‌ایران قرار گرفته میباشد. ولی قمی در تماسی که با یک کدام از دوستانش در کشور‌ایران داشت، این شغل را یک کارشکنی دانست و غرض انقلاب اسلامی را مقصود خودش دانست.[۱۹]

موضع قمی درباره مجمع جهانی تخمین مذهب‌ها اسلامی
پس از به رهبری‌وصال آیت‌الله خامنه‌ای و طرح ساخت مجمع جهانی تخمین مذهبها اسلامی، با محمدتقی قمی تماس‌هایی برقرار شد که گزینه استقبال او نیز قرار گرفت و قرار شد او به همین مراد، در سال ۱۹۹۰م مجددا عازم مصر گردد، البته با تصادف در خیابان‌های پاریس از جهان رفت.[۲۰]

جستارهای متعلق
محمود شلتوت
پانویس
امیردهی، «علامه روضه خوان محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۱.
«۱۶ شهریور درگذشت محمدتقی قمی مؤسس دار التقریب»، وب سایت آیین آنلاین.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ش، ص۱۴.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ش، ص۱۴ و ص۱۸۶.
رستمی نجف‌آبادی، شناخت با پیشگامان بیداری اسلامی؛ علامه روحانی محمدتقی قمی، ۱۳۹۳ش.
قمی، «رجال صدقو»، ص ۱۸۹
امیردهی، «علامه روضه خوان محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، ۱۳۸۷ ش، ص۱۱۵.
امیردهی، «علامه روحانی محمدتقی قمی؛ همزیست دارالتقریب»، ۱۳۸۷ش، ص۱۱۴.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ ش، ص۱۸۲.
یوسفی غروی، «نقش مطاعن بحارالانوار در خرافه نهم ربیع‌الاول».
واعظ‌زاده خراسانی، «رای زنی با آیت‌الله واعظ‌زاده خراسانی به مناسبت سالروز تأسیس دارالتقریب».
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ ش، صص۲۰۳-۲۰۴.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ش، صص۱۷۴-۱۷۷.
قمی، «امۀ واحدۀ و ثقافة واحدۀ»، ۱۳۶۸ق، ص۲۵۸.
قمی، «امۀ واحدۀ و ثقافۀ واحدۀ»، ۱۳۶۸ق، صص۲۶۰-۲۶۱.
قمی، «نقط علی الحروف»، ۱۳۷۲ ق، ص۱۴۷.
قمی، «نقط علی الحروف»، ۱۳۷۲ق، ص۱۵۱.
قمی، «للعقول لا للعواطف»، ۱۳۸۲ق، ص۲۴۸.
آذرشب، پیشینه تخمین، ۱۳۸۴ش، ص۱۸۹.

بازدید : 32
سه شنبه 6 خرداد 1404 زمان : 14:55


روضه خوان موءثر اثرها زیادی کتابت کرد که مبنی بر فهرست نجاشی تعداد آنان ۱۷۵ کتاب و رساله میباشد.[۲۶] آورده شده نیمی از این اثر ها درباره امامت میباشد.[۲۷] دارای شهرت‌ترین تاثیر روضه خوان اثرگذار در دانش فقه، المُقنَعَة، در دانش صحبت، اوائل المقالات و در تفصیل درحال حاضر‌نگاری امامان، الاِرشاد حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲۸]

گروه اثر ها مکتوب روحانی اثرگذار در گروه‌ای چهارده جلدی با تیتر مُصَنَّفات روحانی موثر منتشر گردیده است. این شرکت در سال ۱۳۷۱ش، برای برگزاری کنگره جهانی روضه خوان اثرگذار منتشر آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.[۲۹]

طریق نو شرعی
روحانی اثرگذار روشی متعدد با زمان قبل از خویش در فقه شیعه مبنا‌گذاری کرد. به گفته سبحانی و گرجی، قبل از روحانی اثر گذار دو طریق شرعی اشاعه داشت: طریق در آغاز به طور افراطی بر احادیث مبتنی بود و در آن در زمینه ی مدرک و متن احادیث اعتنا کافی شکل نمی‌گرفت.[۳۰] شیوه دوم به احادیث اعتنا مورد نیاز را نداشت و بیشتراز حد بر قواعد عقلی تأکید می کرد؛ هرچند مانند قیاس با نصوص شرعی در تعارض باشند.[۳۱] روضه خوان موءثر روش وسط را برگزید و شیوه فقاهتی جدیدی سازه کرد که در آن آغاز به امداد عقل اصول و قواعدی برای استنباط احکام تدوین می شد. آن‌گاه بوسیله این اصول، استنباط احکام از متن ها فقاهتی اعمال می‌گرفت.[۳۲] به این جهت او را تدوین‌کننده علم اصول فقه رزرو حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۳۳]

بعداز روحانی اثرگذار، شاگردانش سید مرتضی در کتاب الذریعة الی اصول الشریعة و روضه خوان طوسی در کتاب العُدَّة فی الاصول، این‌شیوه را ادامه دادند.[۳۴]

حضور در مناظرات علمی

کتاب الارشاد نوشته روضه خوان موءثر
در عصر روحانی اثرگذار گفتگوهای علمی در بین علماء والا مذهب‌ها متعدد اسلامی در بغداد برگزار می شد. اکثری از این مناظرات در حضور خلفای عباسی شکل می‌گرفت. روحانی اثرگذار در‌این جلسات حاضر می شد و به نقد ها نسبت به مذهب شیعه جواب می‌اعطا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.[۳۵]

در منزل روضه خوان موثر نیز مجلس بحثی برپا می شد که علماء مذهبها مختلف اسلامی ازجمله معتزله و زیدیه و اسماعیلیه در آن کمپانی می‌کردند.[۳۶]

ماجرای اصلاح خطا در فتوا
بر شالوده گزارشی، داعیه گردیده روحانی اثر گذار در صدور فتوایی خطا کرده و امام فرصت(عج) آن را اصلاح نموده است.[۳۷] اورده شده سابق‌ترین منبع این گزارش مرتبط با ۱۵۰ سال قبل میباشد.[۳۸] ضعف منبع توقیع، تعارض فتوا با احادیث و فتاوای دارای اسم و رسم، اتهام بی‌سوادی یا این که شتاب در صدور فتوا به روضه خوان موثر، از دلایل عدم صدق اینگونه روایتی معرفی گردیده است؛[۳۹] خلال اینکه روضه خوان اثرگذار، در کتاب دینی خویش، المقنعه، به فتوای دارای شهرت درین قضیه تصریح کرده و بر این شالوده، صدور اینگونه اشتباهی از او به ماجرا‌سرایی مشابه دانسته گردیده‌است.[۴۰]

مطابق نقل نام برده که به منابع مکتوب معاصر هم رویه یافته میباشد،[۴۱] مردی روستایی نزد روضه خوان موثر رفت و از وی پرسید که در‌حالتی که زنی آبستن از جهان برود و جنین در شکمش زنده باقی‌مانده باشد، می بایست جنین را با زن دفن کرد، یا این که آن را درآورد؟ روضه خوان موثر به مرد اظهار کرد که زن را سوای درآوردن فرزند از شکمش دفن نمائید. در روش رجوع، شخصی سوار بر اسب خویش را به مرد روستایی رساند و خاطرنشان کرد که روضه خوان گفته شکم زن را بشکافید، نوپا را خارج بیاورید و بعد زن را دفن نمائید. چندی آن‌گاه که مرد روستایی، قصه را برای روحانی موثر نقل کرد، روضه خوان تعجب کرد و صادر کردن شخصی برای اصلاح فتوا را انکار کرد و متوجه شد که آن شخص، امام مجال بوده میباشد. روضه خوان موءثر بعد از آن دست از فتوا دادن برداشت، تا آنکه در توقیعی از امام مجال، به او گفته شد که فتوا بده، و ما آن را اصلاح و پایدار می کنیم.[۴۲] [یادداشت ۳]

اثرها درباره روحانی موثر

کنگره جهانی هزاره روضه خوان موءثر
درباره روضه خوان اثر گذار کتاب‌ها و مقاله‌ها زیادی کتابت و منتشر گردیده‌است. برای مثال:

روحانی موثر درفش‌دار آزادی پندار، سید جعفر مرتضی عاملی
تامل‌های کلامی روحانی موثر، مارتین مکدرموت،( به انگلیسیMcdermott, Martin)
روحانی اثر گذار، علی اکبر ولایتی
مدافع حریم تشیع (مروری بر معاش و اثرها روحانی اثرگذار)، قاسمعلی کوچنانی
روحانی موءثر؛‌ استاد امت تاثیر احمد لقمانی.[۴۳]
در فروددین ماه ۱۳۷۲ش (۲۴ تا ۲۶ شوال ۱۴۱۳ق) کنگره جهانی هزاره روحانی اثرگذار در قم برگزار شد. در‌این کنگره بیش تر از ۲۵۰ بدن از شخصیت‌های علمی از ۲۳ مرزو بوم عالم در پوسته ارائه نوشته‌ی‌علمی به نظارت درنگ‌های کلامی، دینی، تاریخی و حدیثی روضه خوان موثر و خصوصیت‌های بعدازظهر وی پرداختند. این مقاله ها در پوسته تعدادی جلد کتاب منتشر شد.[۴۴]

همینطور در سال ۱۳۷۳ش تیم‌ای تلویزیونی درباره معاش روضه خوان اثرگذار با تیتر خورشید شب و با نویسندگی محمود حسنی و کارگردانی سیروس مقدم ساخته شد و در سال ۱۳۷۴ش از کانال دوم سیمای جمهوری اسلامی پخش شد.[۴۵]

بازدید : 21
دوشنبه 5 خرداد 1404 زمان : 15:37


حکم دهنده القضات هند
سید دو ماه در آنجا سکونت داشت. آن‌گاه به یار و همدم اکبر پاد شاه به لاهور رفت. حکم دهنده لاهور، پیرمردِ سالخورده‌ای به اسم «روحانی مشخص» بود. اکبر پاد شاه امر بازنشستگی اورا صادر کرد و سید نورالله به مکان وی منصو ب حسینیه نصرت مشهد شد.[۹]

شوشتری قبل از آنکه بر منصب «حکم دهنده القضاة» بنشیند، به اکبرشاه گفته بود میتواند مسائل شرعی را مطابق منابع مهم آن‌ها نظارت و تحقیق کند و در فیض بدون چاره وجود ندارد که همواره از یکی‌از مذهبها شرعی تاسی نماید؛ با وجود این در اجتهاد خویش از حدود فقه سنّتی بالاتر نخواهد رفت و مطابق یک کدام از مذهب ها چهارگانه اهل سنت (شافعی، حنبلی، مالکی یا این که حنفی) فتوا خواهد اعطا آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۰]

اکبرشاه علی رغم شیعه بودن حاکم، به خیال و خاطر توان‌ها و صلاحیت هایش او‌را بدین سمت منصوب کرد. حکم دهنده نورالله به جهت تدبیر بزرگ‌ای که درباره فقه مذهبها چهارگانه و اختلاف آنان با یکدیگر داشت، می‌توانست احکامی را که بیشتر به منفعت عموم و همینطور مجاورت‌خیس به مذهب شیعه بود برگزیند. به همین جهت عبدالقادر بدایونی با اینکه خویش سنی متعصبی بود و با سیاست‌های اکبرشاه دشمنی سرسختانه‌ای داشت، عدل و داد، شرافت و دانش حکم کننده نورالله را رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌ستود.[۱۱]

کار‌های علمی و اثرها
نوشته‌ی علمیٔ مهم: فهرست اثر ها حکم دهنده نورالله شوشتری

کتاب احقاق الحق

كتاب مجالس المؤمنین

کتاب الصوارم المهرقه
عبدالله بن عیسی افندی تالیف کننده ریاض العلماء درباره معاش علمی وی می‌نویسد:

«مرحوم شوشتری شخصیتی بود فاضل، فقیه، متدین، با تقوا، علامه، دانا، محدث، حکیم، متکلم، مطلع به سیره‌ها و تواریخ، جامع فضیلت‌ها، جامع کلیه علم ها، شعر سرا و تالیف کننده. شعرش آیتم تحسین بوده. به گویش فارسی و عربی شعر می‌سرود و اشعار و قصیده‌های مشهوری در مدح ائمه(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داراست...»[۱۲]
مثال‌ای از سروده شوشتری در باره امیرالمؤمنین(ع)
شه سرير ولايت علیِّ عالى قدر
كه كُخیر وی نشناسد جز إيزد متعال‌
بقرب پايه حقش نمى‌برسد هر یکسری
ز شاخ سدره كند وهم نردبان خيال‌
بكار أهل طرب جود وی چنان آمد
كه ماند مرحله‌ها در عقب بَريدِ سؤال‌
سؤال خاتم از وی بى‌محل ميان نماز
لطيفه‌ايست نهانى ز إيزد متعال‌...
خوشا دمى كه شوى ساقى شراب طهور
مواليان تو نوشند استکان لبریز‌
ز جذب لطف تو دارم اميد آنكه كند
بخاک كوى تو سوا منرا ز فكر مآل‌
بغير از اين حسنه هيچ مدّعايم نيست‌
جز اين دعا عدم وجود بر گویش من را مه و سال‌
اميدوار چنانم كه مستجاب كند
دعاى خسته دلان لطف ايزد متعال‌
[۱۳]

مناظرات علمی
از مناظره‌های حاکم نورالله می‌قدرت به مناظره وی با عبدالقادر بن ملکوک پادشاه بدوانی از عالمان اهل تسنن اشاره نمود. وی در کتاب منتخب التواریخ خویش از آن خاطر می‌نماید. همینطور مناظره شوشتری با سید قزوینی که حکم کننده نورالله خویش در کتاب مجالس المؤمنین به آن اشاره می‌کند.[۱۴]

شاگردان
حکم دهنده نورالله، فقه را بر مبنای مذهبها پنجگانه ؛شیعه، حنفی، مالکی، حنبلی و شافعی برای طلاب هر مذهب درس دادن می‌نمود و در خاتمه و ذکر اقوال، حیث شیعه را با ظرافتی خاص بر کرسی می‌نشاند. جوّ ضدشیعی و ارتباط مخفیانه شاگردان شیعی‌مذهب و همینطور تقیه حکم دهنده نورالله، موجب شد که غیر از تعدادی بدن که آن هم بعضی از فرزندان حاکم بوده‌اند، اسم شاگردان دیگر او در تاریخ به تصویب نرسد و صرفا اسم این بزرگان در دفتر کار باقی بماند:[۱۵]

محمد هروی خراسانی
محمد علی کشمیری
سید جمال الدین عبدالله مشهدی
شهیدشدن
حکم کننده سید نورالله شوشتری در طول پادشاهی جهانگیر فرمانروا فرزند اکبر فرمان روا در ۱۸ جمادی‌الثانی سال ۱۰۱۹ق[۱۶] به اتهام شیعه بودن، در ذیل ضربات شلاق به شهیدشدن رسید.[۱۷] عامل شهیدشدن او، تایپ کردن کتاب احقاق الحق و ازهاق الباطل[۱۸] و بنابر نقلی مجالس المؤمنین بود.[۱۹] در فیض این رخداد، نورالله شوشتری به شهید ثالث جهانی شد[۲۰] و مزار وی در آگرا هندوستان(اکبر آباد) زیارتگاه مسلمان ها شبه مجموعه کشور ها شوید.[۲۱] روحانی عباس قمی روش شهید شدن اورا اینگونه میاورد:
«حکم کننده نورالله درگیر به قضاوت و همینطور نویسندگی در خفاء بود تا اینکه اکبر سلطان از عالم رفت و جهانگیر فرمانروا بر تخت جلسه. علمای دربار و مقرب درصدد فتنه و برانگیختن فرمانروا علیه حکم کننده برآمدند و نزد وی به سعایت پرداختند، که حاکم شیعه میباشد و خویش را موظف به مذهب‌ها اربعه نمی‌داند و فتوایش با فتوای مذهب امامیه تطبیق می‌نماید. جهانگیر پاد شاه ذکر آنان‌را برای ثابت تشیع حکم کننده بی نقص ندانست و اعلام‌کرد: این استدلال بی نقص وجود ندارد به دلیل آنکه وی از نخستین قضاوت را به شرط اجتهاد خویش پذیرفته میباشد. آنها به کارشکنی دیگری دست زدند. فردی را وا داشتند تا تحت عنوان طلبه نزد حکم دهنده رفت و آمد نماید و خویش را شیعه معرفی نماید. او بعداز رفت و آمد بسیار و جلب اعتقادوباور حکم دهنده، به نوشته‌های وی برای مثال مجالس المؤمنین پی پیروزی و درخواست آن را نمود. او کتاب را از حاکم گرفت و از آن ورژن‌ای برداشت و نزد علمای دربار موفقیت. آن ها نیز این کتاب را تحت عنوان گواهی تشیع حکم دهنده نورالله به جهانگیر فرمانروا عرضه کردند و به پاد شاه گفتند که وی در کتابش اینگونه و چنان گفته میباشد و استحقاق اجرای حد دارااست. جهانگیر پادشاه ذکر کرد: حدش چیست؟ آن ها گفتند: ضربه زدن با شلاق... پادشاه شغل را بر آنها واگذار کرد و آنها فورا حد را انجام کردند. حکم دهنده نورالله در سال ۱۰۱۹ق در حالی که حدود هفتاد سال قدمت داشت در ذیل شلاق به شهیدشدن رسید. می گویند بر تن حاکم نورالله با چوب خاردار آنچنان زدند که بدنش قطعه قطعه شد.»[۲۲]

تک‌نگاری
کتاب «نتیجهُ الاله فی ترجمةِ القاضی نورالله» نوشته جلال‌الدین حسینی، سرگذشت‌طومار حکم دهنده نورالله شوشتری میباشد، که به لهجه عربی، در ۱۳۱ شیت، به وسیله چاپخانه کمپانی سهامی طبع کتاب، در سال ۱۳۶۷ق/۱۳۲۷ش چاپ گردیده‌است.[۲۳]

بازدید : 21
شنبه 3 خرداد 1404 زمان : 16:20


جابجایی پایتخت به بغداد
سیاست‌های اهل ایران و به ظواهر ضدعباسی مأمون همواره مخالفت بزرگان عباسی و عموم بغداد را در‌پی داشت. این مخالف‎ت‌ها موجب شد گروهی از بزرگان عباسی در بغداد خلافت مأمون را نپذیرفته و با ابراهیم بن مهدی بیعت نمایند. این مخالفت‌ها به‌تدریج فضای بغداد را ناآرام ساخته و پیرو نبرد داخلی در پایتخت مرکزی بنی‌عباس صورت بگیرد.[۴۴] از سوی دیگر ناآرامی‌های مصر و جزیره نیز بالاگرفته و خطر مبارزه داخلی دربین اشخاص فامیل عباسی ارتقا یافته بود. خلیفه بدین فیض رسیده بود که رفع این ناآرامی‌ها جز با تغییر تحول سیاست‌های خویش و جابجایی پایتخت به بغداد قابلیت‌پذیر وجود ندارد، از این رو تصمیم گرفت عازم بغداد، پایتخت پدران خویش حسینیه نصرت مشهد گردد.[۴۵]

رجوع و برگشت علویان به روزگار محنت
مامون بعداز شهید شدن امام رضا(ع) وانمود کرد نقشی در شهید شدن وی نداشته، از این رو بعد از ورود به بغداد از علویان دلجویی کرد، هدایایی را برای امام جواد(ع) ارسال کرد و فدک را به علویان بازگرداند[۴۶] البته بعد از مدتی اذن ورود آن ها به کاخ خلافت را کنسل کرد و آن ها را وادار کرد تا جامه سیاه که نشانه بنی‌عباس بود را بپوشند. هم‌اینگونه وی یکی‌از نوادگان زیاد بن ابیه را که از معاندان علویان بود، تحت عنوان قاضی یمن، یکی مرکز ها قیام‌های علوی، قرار اعطا آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۴۷]

میل اعتزالی مأمون
مبنی بر شواهد تاریخی، مأمون با بعضی از عالمان معتزلی نظیر اَبُوهُذِیل عَلّاف و نَظَّام مراوادتی داشت[۴۸] و مناصب حکومتی را به بعضا از بزرگان معتزله واگذار کرده بود.[۴۹] وی همینطور معتقد به عقیده بنده بودن قرآن بود. این شواهد موجب شد بعضی از مورخان، عقیده رغبت مأمون به معتزله را مطرح نمایند. در مقابل گزارش‌هایی وجود داراست که از رابطه مأمون محترم‌های ضدمعتزلی خبر داده‌اند. یحیی بن اکثم تحت عنوان مشاور مأمون که از معاندان معتزله بود، یکی این مفاد میباشد.[۵۰] این گزارش‌های متناقض موجب گردیده بعضا پندار‌های اعتقادی مأمون را آمیخته‌ای از نگرش‌های یکسری فرقه کلامی رزرو حسینیه نصرت مشهد بدانند.[۵۱]

تفتیش عقاید
مأمون در اواخر حکومت خویش برای آزمودن فقها، محدثان و قضات خویش، محاکم تفتیش عقاید را ایجاد کرد. بر پایه ی امر مأمون در سال ۲۱۸ق معتزله مأمور شدند اطمینان اشخاص را در امر بنده بودن قرآن گزینه تفتیش قرار دهند؛ اشخاصی که اعتقادی به عبد و بنده بودن قرآن نداشتند از منصب خویش عزل گردیده و دستگیر می‌شدند. بر پایه ی بعضی گزارش‌ها اعترافات بعضا از فقها به عبد و بنده بودن قرآن از روی خوف بود. از این مبادرت مأمون با تیتر محنت خاطر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میشود.[۵۲]

تشیع مأمون
مذهب اعتقادی مأمون یکی مسائل اختلافی و چالشی مورخان شیعه، سنی و مستشرقان میباشد. تقلید وی از تشیع به معنای آنچه امامان شیعه بدان معتقد بودند، از سوی برخی از مورخان شیعه رد می‌گردد.[۵۳] از سوی دیگر در بعضی از منابع دارای اعتبار اهل‌سنت بر تشیع مأمون تأکید شد‌ه‌است؛ به‌تیتر مثال ذهبی، ابن‌کثیر و ابن‌خلدون بر شیعه‌بودن وی تصریح کرده، و در بعضی مورد ها دولت عباسی را دولت شیعی معرفی کرده‌اند.[۵۴] سیوطی نیز آوازه تشیع مأمون را نقل نموده است.[۵۵]

در بعضی موردها سیاست‌ها و اقدامات مأمون در دوستی با آل علی، اتهام رافضی بودن او را از سوی معارضان داخلی خویش یعنی فامیل عباسی بومی در بغداد درپی داشت.[۵۶]

دلایل موافقان تشیع مأمون
در منابع تاریخی گزارش‌هایی از سیاست‌ها و کارایی مأمون در دوران خلافتش آمده میباشد که حکایت از تمایلات شیعی وی میباشد. این نوع اقدامات مأمون را می‌اقتدار در چندین مسأله تبیین کرد:

توصیه خلافت و ولایتعهدی به آل‌علی: مدعیان تشیع مأمون معتقدند توصیه واگذاری خلافت به امام رضا(ع) از سوی مأمون ریشه در تربیت او در فضای قرابت فکری معتزله و شیعه به‌ویژه در موضوع برتری امام علی(ع) در خلافت برمی‌خواهد شد. افزون بر آن خراسانی بودن مامان مأمون که به حقانیت امام علی(ع) و فرزندانش ایمان داشت و رشد یافتن وی نزد اهل یک محل خراسان نقش مهمی در تمایل وی به مذهب تشیع داشت. طبق این داعیه مأمون باایمان پیمان بست در صورتی‌که بر برادرش پیروزشود، خلافت را به برگزیدگان شخص از فامیل علی(ع) واگذار می‌نماید؛ از این‌رو بعد از باخت امین به وعده خویش وفا کرد و امام رضا(ع) را به‌تیتر ولیعهد خویش تعیین کرد.[۵۷] این مبادرت مأمون موجب شد بعضی مورخین نظیر سیوطی اورا شیعه افراطی بدانند.[۵۸]

بازدید : 21
پنجشنبه 1 خرداد 1404 زمان : 10:21


قبل از اسلام
حمزه در پیکار‌های فِجار و در قول حلف الفضول کمپانی داشته میباشد. او با ابوطالب و دیگر عموهای نبی(ص) در خواستگاری خدیجه نیز حاضر بوده میباشد؛ حتی بعضی از منابع، با وجود مسافت سنی معدود وی با فرستاده(ص) و قرائت خطبه وصلت به وسیله ابوطالب، در ماجرای خواستگاری خدیجه تنها از حمزه ذکر حسینیه نصرت مشهد شده‌اند.[۳۴]

ابوالفرج اصفهانی می‌نویسد در سالی که قُرَیش به قحطی و خشکسالی رنج گرفتار گردیده بود، به دنبال سفارش رسول(ص) برای یاری به ابوطالب که شخصی عیال وار بود، حمزه سرپرستی جعفر را عهده دار آدرس حسینیه نصرت مشهد شد[۳۵]

حمزه شکا‌رچی بود و به شکار می‌پرداخت.[۳۶] وی در زمان نا‌آگاهی، مثلا فرزندان عبدالمطلب بود که در قریش سر گروهی یافتند و چنان جایگاهی داشت که بعضا با وی قول رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌بستند.[۳۷]

بعد از اسلام
ایمان آوردن حمزه به اسلام و نبی(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به امر پاد شاه منظور سوم قاضی عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تنظیم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.
ایمان آوردن حمزه به اسلام و رسول(ص) در کتاب سیره النبی که در قرن یازدهم هجری به فرمان فرمان روا خواسته سوم قاضی عثمانی و بوسیله سید سلیمان کسیم پاشا تهیه و تنظیم گردیده است.
روزی که رسول(ص) قبیله مجاورت خویش را برای دعوت به اسلام گردآورد (یوم الإنذار)، حمزه نیز حضور داشت.[۳۸] حمزه حتی‌د‌ر وقتی که هنوز مسلمان نشده بود، همانند ابوطالب، از فرستاده اکرم(ص) در مقابل آزار مشرکان تامین میکرد. طبق بعضا از نقل‌های تاریخی، حمزه توهین‌های ابولهب و بقیه مشرکان به فرستاده(ص) را تلافی میکرد.[۳۹]

مسلمان شدن
روزی ابوجهل مجاورت کوه صَفا به نبی(ص) واکنش و سخنانی ناشایست به او ذکر کرد. رسول(ص) بدو پاسخی نداد. کنیزی در آنجا بود و این داستان را مشاهده کرد. دیری نگذشت که حمزه از شکار به مکه رجوع و برگشت. عادت حمزه چنان بود که زیرا از شکار برمی گشت، کعبه را طواف می کرد، بعد به انجمن‌های قریش می رفت و با آن ها صحبت می‌اعلام‌کرد. قریش حمزه را به باعث جوانمردی‎‌هایش دوست می‌داشتند. این توشه که حمزه به عادت خویش به دیدن آشنایان سرگرم بود، آن کنیز نزد وی رفت و اظهار‌کرد: نبودی تا مشاهده کنی ابوجهل به برادرزاده‎ ات چه اعلام کرد. حمزه به سروقت ابوجهل رفت، اورا روئت کرد که در مسجد الحرام در بین عموم نشسته میباشد. کمان خویش را بر رمز او کوفت، چنان که راز ابوجهل زخمی تعالی برداشت. آن گاه بیان کرد: «‌تو محمد را دشنام میدهی، مگر نمی‌دانی اینجانب به آیین وی درآمده‌ام. هر چه وی بگوید اینجانب هم میگویم ». بنی‌مخزوم خواستند به کمک ابوجهل برخیزند، ولی او بیان کرد: حمزه را بگذارید، چه اینجانب برادرزاده او‌را دشنام‌های نامطلوب داده‌ام. این پیشامد سبب ساز شد که حمزه در شمار مسلمانها درآید. از آن پس، قریش زیرا دیدند محمد پیشتیبانی توانمند مانند حمزه داراست و او‌را از زخم آنها نگاه خواهد داشت، کمتر متعرض او شدند. [۴۰]

براساس روایتی از امام سجاد(ع)، ادله اسلام آوردن حمزه، غیرت وی در ماجرایی بود که مشرکان نوباوه‌دان شتری را روی راز فرستاده(ص) انداختند.[۴۱] با این درحال حاضر، بعضا از دانشمندان معتقدند اسلامِ حمزه از آغاز، مطابق دانایی و آشنایی بوده میباشد.[۴۲]

اسلام آوردن او را در سال دوم یا این که ششم بعثت و پیش از مسلمان شدن ابوذر دانسته‌اند.[۴۳] مسلمان شدن حمزه در گرویدن خویشاوندان وی به اسلام مؤثر بود.[۴۴]

دور اندیشی ما از معاش حمزه، بعد از اسلام آوردن تا مسافرت، ناچیز میباشد. بعداز آنکه نبی(ص) دعوت خویش را آشکار تشکیل داد، حمزه نیز به دعوت علنی پرداخت.[۴۵] او در کنار نبی(ص) ماند و به حبشه مسافرت نکرد.[۴۶] در سه سالی که مشرکان بنی‌هاشم را در شعب ابی‌طالب محاصره کردند، حمزه با مسلمان‌ها هم پا بود.[۴۷] در دومی بیعت عقبه، در سال دوازدهم بعثت، که عده ای از عموم مدینه با نبی(ص) عهد بستند، حمزه یار علی(ع) حاضر و مراقب بود تا مشرکان بدانجا مجاورت نشوند.[۴۸]

حضور در مدینه
حمزه در قسم برادری مسلمان ها در مکه با زید بن حارثه اخوی گردیده و در روز اُحُد هم او‌را وصی خویش کرد. [۴۹] در عهد و پیمان برادری مدینه، قبل از بدر، حمزه با کلثوم بن هدم اخوی شد.[۵۰]

نبی اکرم(ص) اول درفش پیکار را در ماه رمضان سال اولیه مهاجرت برای حمزه بست تا سریه‌ای را برای حمله به کاروان تجاری قریش که از شام به مکه بازمی گشت، رهبری نماید. حمزه به همپا ۳۰ بدن از مهاجران و از انصار تا منطقه عیص در کنار دریا دریا پیش رفت و در آنجا، با ۳۰۰ سوار از مشرکان مکه به فرماندهی ابوجهل روبه رو شد. با میانجی گری مَدورازشوخی بن عَمرو جُهَنی که با هر دو تیم قرار صلح داشت، جنگی روی نداد و هر دو سپاه بازگشتند.[۵۱] حمزه همینطور در غزوات اَبواء یا این که وَدّان، ذوالعُشَیره و بنی قَینُقاع درفش دار بود.[۵۲]

در غزوه بدر، حمزه در مجاورت‌ترین نصیب سپاه اسلام به مشرکان بود[۵۳] و نبی(ص) وی، علی(ع) و عُبَیدة بن حارث بن عبدالمُطَّلب را به رویا رویی با یک سری بدن از سران مشرکان ارسال کرد. سازه بر گزارش‌های متعدد، عُتْبة بن ربیعه یا این که شَیبه در نبرد بی واسطه با حمزه کشته شد.[۵۴]

در ماجرای سَدّ ابواب نیز به حمزه اشاره گردیده‌است. بیان کننده حمزه یکی‌از افرادی بود که از منزل خویش به مسجد فرستاده(ص) دری داشتند. فرستاده اکرم(ص) امر کرد که تمامی به جز حضرت علی(ع) این درها را ببندند و در جواب سؤال حمزه از انگیزه این امر و استثنا شدن علی(ع)، آن را دستوری از جانب آفریدگار خواند.[۵۵] اگرچه از پاره‌ای احادیث برمی آید که‌این قصه مرتبط با بعداز فتح مکه بوده میباشد، البته لحاظ نخستین ترجیح داراست.[۵۶]

در شروع غزوه احد در سال سوم مهاجرت، حمزه مثلا اشخاصی بود که خواهان نبرد در خارج مدینه بودند، به حدی که قسم خورد چیزی نخورَد تا هنگامی در بیرون شهر با معاند بجنگد. او مسئول قلب سپاه بود، با دو خنجر میجنگید و درین نبرد رشادت‌ها نمود.[۵۷]

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه