loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 19
سه شنبه 30 ارديبهشت 1404 زمان : 12:12


سلسله مراتب دعوت منفعت‌های داودی

مفضل سیف الدین داعی مطلق فایده‌های داوودی
داعی مطلق: داعی مطلق سود‌های داودی در بالا تشکیلات دعوت این فرقه قراردارد. او، که در واقع جانشین امامِ مستور اسماعیلیان طیبی مستعلوی به حساب می‌آید، با نصّ داعی گذشته منصوب میگردد و اورا معصوم میدانند. داعی مطلق، با یاری دستیارانی که خویش برمی‌گزیند، با خودمختاری مطلق بر تک تک وجوه معاش جامعه داودیان سر گروهی و بررسی دارااست. داعی مطلق را معمولاً «مُلاجی مالک» یا این که «سیّدنا مالک» خطاب می‌نمایند. پایگاه داعی مطلق در بمبئی میباشد و موسوم به بَدْری مَحَل. هر چندین مقر مرکزی دعوت داودی در سورات قراردارد، در هر دو جای ، خاصه در سورات، دسته‌های جامع و نفیسی از کتاب ها خطی اسماعیلی میباشد که پایین لحاظ بی واسطه حسینیه نصرت مشهد داعی قراردارد.
دستیاران داعی مطلق: در سلسله مراتب دعوت داودی، بعد از داعی مطلق، به ترتیب «مأذون» و «مُکاسر» قرار دارا‌هستند. مأذون دستیار اساسی داعی و جانشین او میباشد و معمولاً از فی مابین خویشان مجاورت وی تعیین، و بعداز داعی جانشین وی میشود. داعی همینطور از خویشان خویش کسی را برمی‌گزیند که با تیتر مُکاسر به مأذون امداد آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.
استدلال: جايگاه آجل در سلسله مراتب دعوت، رده «استدلال» میباشد که پیشوای محلی داودیان میباشد و از طرف داعی به هر جماعت منفعت داودی که تعدادش از پنجاه خانوار بش‌خیس باشد پیامبر می گردد. وظیفه اساسی برهان رهبری داودیان در مراسم مذهبی و عبادی از قبیل مراسم وصلت، تدفین و غیره میباشد. وی همینطور دیون متعدد مذهبی و هدایا را برای داعی گردآوری رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.
ملا: واپسین سکو در سلسله مراتب دعوت داودی، درجه «مُلا» میباشد که فرد داعی ملاها را گزینش می‌نماید. ملاها تحت عنوان مدرس مذهبی برای خردسال ها فایده نیز سرویس می‌نمایند. هر نوباوه داودی بعداز وصال به سن پانزده سالگی، میثاق وفاداری نسبت به بیست و یک بدن از امامان اسماعیلی طیبی مستعلوی و داعیان داودی می‌بندد و از آن مجال به زمره مؤمنان در‌میاید. این عهد و پیمان را بزرگسالان داودی نیز هر سال در ۱۸ ذی‌الحجه (روز عیدغدیر) تجدید می‌نمایند. متن میثاق، که در دهه‌های اخیر تهیه گردیده، متضمن وعده اطاعت مطلق از داعی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲۱]
فایده‌های سلیمانی
در بین سلیمانی­‌ها از سال ۱۰۵۰ق تیترِ داعی مطلق، در یمن در خویشاوندان مَکرَمی محافظت گردیده که اساسا نجرانی (جنوب ایالات متحده عربی) بوده­‌اند. داعی مطلق فعلی سلیمانی‌ها، که در ۱۳۵۵ش تحت عنوان چهل و نهمی داعی به جایگاه رهبری اسماعیلیان سلیمانی رسید، شرفی حسین بن حسن مَکرَمی اسم دارااست. داعیان مطلق سلیمانی‌ها پایگاه خویش را در نجران در شمال شرقی یمن مراقبت کردند. این بخش از جنوب ایالات متحده عربی در دهه ۱۳۰۰ ش/ ۱۹۳۰، جزو خاک مرزو بوم ایالات متحده عربی سعودی شد. در نجران و حراز جماعت‌هایی از سلیمانی وجود داراست و در هند اقلیتی خرد که تخت‌گاز رو به کاهش می­‌رود در بمبی و حیدر آباد به دیده می­‌خورد. بروده (در شرق کمبی) پایگاه نماینده داعی یمنی در هند میباشد.[۲۲]

عقاید و آداب و رسوم سود‌ها
طیبیان اعم از داوودی و سلیمانی مغایر نزاریان به شریعت و فقه پایبند بوده و اجرا عبادی آن‌ها توسط بزرگان شرعی ایفا می­‌گیرد. جوان ها آن ها در سن پانزده سالگی با داعی مطلق بیعت کرده که آن را بیعت با امام تلقی می­‌نمایند. آن ها به نماز، زکات، روزه، حج و ولایت التفات بسزایی داده و مثل دیگر مسلمان‌ها مقید به جاری ساختن آن میباشند. اذان آنان مثل شیعه ها اثنی‌عشری میباشد، ولی مانند سنیان وضو می­‌گیرند. جای ‌های عبادت آنان به «جماعت‌منزل» دارای اسم و رسم میباشد. نماز آدینه را برگزار نمی­‌نمایند. آنان از شیوه های متفاوتی یه خرده از فرآورده خویش را در شیوه مذهب خود صرف می­‌نمایند. ماه رمضان در نزد آنان همواره سی روز بوده و شب ۲۷ رمضان شب قدر میباشد، البته برای شب‌های ۱۷، ۱۹ و ۲۱ نیز احترام خاصی قائلند. هجرت به مکه، مدینه، نجف، کربلا، قاهره و اماکنی که امامانشان مدفونند از مراسم‌ عبادی- زیارتی آنهاست. سوگواری محرم و جشن و پای کوبی عید غدیر نیز از مهمترین مراسم‌ آن‌ها میباشد.[۲۳]


سود‌های داوودی در حالا زیارت بارگاه راءس الحسین در قاهره.
بُهره‌ها یگانگی پروردگار، الهی بودن قرآن، پیامبری حضرت محمد(ص) و وصی فرستاده(ص) بودن حضرت علی(ع) را همانند شیعه ها اثنی عشری قبول دارا‌هستند. آن ها معتقدند که امامان، کامل کننده جنبش پیامبران میباشند؛ تنها با این تفاوت که پیامبران مبلغان شرایع ظاهری و امامان مبلغان شرایع باطنی اسلام میباشند. نکته قابل توجه در اعتقادات بُهره‌ها این میباشد که حضرت علی(ع) را والاتر از امام بشمار آورده و "پایه" می دانند. آن‌ها بعداز امام راستگو(ع) دارنده شانزده امام می‌باشند و بعد از آن، "داعی منطق بُهره‌های داوودی" در ابتدا تشکیلات دعوت این طایفه قراردارد. فریضه نماز آن‌ها به استثنای مواقعی جزئی همانند شیعه‌ها اثنی‌عشری میباشد.[۲۴]

بازدید : 22
دوشنبه 29 ارديبهشت 1404 زمان : 15:04


ساختار نژادی
علویان ترکیه از نظر نژادی به سه تیم تقسیم می‎شوند که عبارتند از ترکمن‌ها، کردها و زازاها.

ترکمن
بیشترین نژاد علویان را ترکمن‎ها به خویش تخصیص داده‎اند. ترکمن‎ها شاخه‎ای از نژاد رخنه‌ می‌باشند که به حیث تاریخی به آن‌ها اغوز می‎گویند. اغوزهایی که از نصفه دوم قرن دهم میلادی به اسلام گرویند، ترکمن نامیده شدند البته آن تیم از آنها که مسلمان نشدند، همچنان به اغوز آوازه دارا‌هستند.[۱۱] ترکمن‎ها خویش سه حسینیه نصرت مشهد مجموعه‎اند:

چینی‎ها
این مجموعه منسوب به شاخه‎ اوچ‎ اوک (به معنای سه تیر) اوغوزها می‌باشند. در کتاب ولایت طومار حاج بکتاش البته یک کدام از شخصیت‎های تاریخی علویان، از این دسته کلام به بین آمده میباشد. چینی‎ها در زمانه نخستین احاطه سلجوقیان بر آناتولی بدین بخش ها کوچ کردند. آن‌ها از سوی دولت سلجوقی تحت عنوان حاکمان بخش ها مرزی منصوب شدند. این دسته در اواخر قرن سیزدهم میلادی به جهت هم نظریه بودن با صفویه و قرابت شدید و هم نظریه بودن با آن‌ها به قزلباش دارای شهرت شدند. قزلباش لقبی بود که به سربازان صفویه اطلاق می‎شد. اکثری از چینی‎ها امروزه در شهرهای گرسون، تیره بولو، گورلو و واقفی عظیم بنا شده در استان ترابزون در شمال ترکیه معاش می‎نمایند. آن ها پایین تأثیر بزرگان اهل سنت و والیان این بخش ها، علوی‎گری را رها کرده و به اهل‎سنت میل پیدا کردند. اما توده‎ای از چینی‎هایی که در استان بالکسیر بنا شده در شمال غربی ترکیه معاش می‎نمایند، نام و نشان علوی خویش را محافظت آدرس حسینیه نصرت مشهد کردند.[۱۲]

تَخْتَچی‎ها
این تیم از ترکمن‎ها امروزه در بخشها وسیعی از جنوب تا جنوب غربی ترکیه، از ماراش تا کوه‎های توروس و از انتهای کوه‎های توروس تا جنوب دریای اژه (دریایی در امتداد شمال غربی تا جنوب غربی ترکیه) معاش می‎نمایند. تختچی‎ها را می‎اقتدار در بخشها جنگلی شهرهای آدانا، ماراش، ایچل، بوردور، اسپارتا، دنیزلی، موغلا، آیدین، ازمیر، بالیکسر، و تراکیا(نصیب اروپایی ترکیه) روءیت رزرو حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۳]

بیدی‎ها
این تیم از شاخه بوزوک ترکمن‎ها می باشند که در تأسیس حکومت صفوی شریک بودند. در زمان کنونی، علویانی که در اواسط آناتولی معاش می‎نمایند، به بیدی‎ها منسوب می‌باشند. شهرهای آنکارا، توکات، کرشهیر، قیصری، نوشهیر و توابع آن محل سکونت این گروه از علویان ترکمن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۴]

کردها
بعضی دانشمندان استانبولی معتقدند، یک سوم کردهای مستقر در ترکیه، علوی میباشند. کردهای علوی به طور متفرق در شهرهای بینگول، تونجلی، ارزنجان، سیواس، یوزگات، الازغ، مالاتیا، قهرمان ماراش و قیصری معاش می‎نمایند.[۱۵]

زازاها
زازاها یک کدام از نژاد علویان را تشکیل می‎دهند. گویش آن‌ها تشابه متعددی به لهجه کردی و حتی لری دارااست. نسبتاً نیمی از زازاها سنی و نیمی دیگر علوی میباشند. زازاهای علوی در مناطقی از کوه‎های مونزور در شمال ترکیه، راءس شهر ارزنجان و شهر ارزروم معاش می‎نمایند.[۱۶]

علویان نصیریه (عرب‎ها)
در ترکیه گروهی دیگر از علویان وجود دارا هستند که دارنده نژاد عرب میباشند. آنان در جنوب ترکیه و در بخشها مرزی با سوریه در شهرهای حاتای و آدانا معاش می‎نمایند. این مجموعه به عبارتی علویان سوریه یا این که نصیریه می‌باشند و ارتباطی با علویان ترکیه که به علویان آناتولی نیز مشهورند ندارند.[۱۷] علویان عرب‎ نسبت به علویان ترکیه از جمعیت کمتری برخوردارند. برگزاری مراسم عید غدیر در شهر حاتای با حضور هزاران نفر، تحت عنوان یکی اساسی‎ترین و باشکوه‎ترین مراسم علویان به شمار می‎رود. درین مراسم مفتی‎های اهل سنت و مسئولان دولتی نیز کمپانی می‎نمایند.[۱۸]

بازدید : 25
شنبه 27 ارديبهشت 1404 زمان : 10:37


رابطه با منصور عباسی
محمد بن جریر طبری تاریخ‌نگار قرن سوم قمری نقل نموده است که در ۱۴۰ق، منصور عباسی برای حج به مکه رفته بود، تنی چند از علویان مانند محمد نفس زکیه و ابراهیم، فرزندان عبدالله محض و عده ای از خراسانیان هوادارش نیز در مکه اجتماع کردند. برخی از آن ها تصمیم گرفتند منصور را ترور نمایند البته محمد مخالفت کرد. این تصمیم را اسماعیل به استحضار منصور رساند و وی عبدالله را دستگیر کرد و فرزندانش را از وی خواست، البته عبدالله جلوگیری کرد و به زندان زمین‌خورد و اموالش حسینیه نصرت مشهد فروخته شد.[۲۹]

ادعای امامت اسماعیل
بینش امامیه
علمای امامیه منکر وجود نص‌ بر امامت‌ اسماعیل‌ بوده‌اند و روایاتی را نقل کرده‌اند که امامت‌ اسماعیل‌ را رد کرده‌ میباشد‌.[۳۰] به عنوان مثال احادیث حدیث لوح[۳۱] و حدیث جابر[۳۲] میباشد که مبتنی بر آن ها رسول(ص)، اسامی امامان دوازده‌گانه را ذکر نموده است و در آن‌ها امام بعداز جعفر بن محمد، فرزندش موسی معرفی گردیده‌است خیر اسماعیل. همینطور امام درست گو(ع) در مفاد زیادی امامت موسی بن جعفر را به اصحاب مجاورت خویش اعلام کرده بود. در هرکدام از کتاب‌های الکافی،[۳۳] پند،[۳۴] اعلام الوری[۳۵] و بحارالانوار،[۳۶] بابی درباره نصوص امامت موسی بن جعفر(ع) وجود دارااست که به ترتیب ۱۶، ۴۶، ۱۲ و ۱۴ ماجرا را در این زمینه نقل آدرس حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۳۷]

آشکارسازی مرگ
برپایه روایتی‌ از زرارة بن اعین، پس‌ از مرگ‌ اسماعیل‌ و پیش‌ از دفن‌ وی، امام راست گو(ع) حدود سی بدن‌ از یاران‌ مجاورت‌ خویش را درباره مرگ‌ فرزندش‌ شاهد گرفت‌.[۳۸] همینطور غسل، کفن، مراسم تدفین و دفن اورا آشکارا برگزار کرد[۳۹] و امر کرد به نیابت وی حج به جا آورده خواهد شد.[۴۰] غرض امام از این فعالیت زدودن اطمینان به امامت او بود چرا‌که به گمان بعضا وی امامِ بعد از امام درستگو بود.[۴۱] با این حالا به اطمینان برخی از اسماعیلیه، اسماعیل نمرده بود و ظاهرسازی مرگ‌ وی برای فریب‌ عموم و مراقبت جان وی و اطرافیانش رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۴۲]

طریقه اسماعیلیه
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: اسماعیلیه
اسماعیلیه اسم فرقه‌هایی میباشد که بعداز امام درستگو(ع) به امامت فرزندش اسماعیل یا این که نواده‌اش محمد بن اسماعیل براین باوراند.[۴۳] به‌ اطمینان مبارکیه و قَرامطه از فرقه‌های اسماعیلیه، امامِ بعداز جعفر بن محمد، محمد بن اسماعیل میباشد چراکه اسماعیل‌ جانشین‌ امام‌ راستگو‌(ع‌) بوده‌ و زیرا وی در طول‌ حیات‌ پدرش فوت‌ کرده‌، امام‌ درست گو(ع) امامت‌ را به‌ محمد فرزند او ودیعت‌ میباشد‌. به باور آن ها پس‌ از امامت حسنین(ع) روا وجود ندارد‌ که‌ امامت‌ از اخوی به‌ اخوی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد منتقل‌ گردد.

[۴۴] سعد بن عبدالله اشعری این اطمینان را به اسماعیلیه خالصه یا این که خطابیه نیز نسبت داده میباشد.[۴۵] بعضی از اسماعیلیه نیز معتقدند اسماعیل بن جعفر از جهان نرفته، بلکه وی مهدی موعود میباشد.[۴۶] با این اکنون در منابع اسماعیلی و اثرها حکم دهنده‌ نعمان‌، نص ماجرا قطعی درباره امامت‌ اسماعیل‌ نیامده میباشد.[۴۷] هرچند که جعفر بن منصور الیمن داعی اسماعیلی اواخر قرن‌ سوم‌ و اوایل‌ قرن‌ چهارم‌ قمری احادیثی را فارغ از‌ بیان سلسله راویان‌، درباره امامت‌ اسماعیل‌ گردآورده‌ میباشد‌.[۴۸] همینطور در بعضا‌ منابع‌ آمده میباشد که‌ خلفای فاطمی در آغاز‌ به‌ مکان اسماعیل‌، برادرش‌ عبدالله افطح را امام‌ معرفی‌ می‌کرده‌اند آن‌گاه‌ از این‌ دستور عدول‌ کرده‌ و امامت‌ اسماعیل‌ را مطرح‌ ساختند.[۴۹]

بازدید : 50
پنجشنبه 25 ارديبهشت 1404 زمان : 10:25


بیعت بستن قسم وفاداری و اطاعت با رسول(ص)، امام(ع)، حکم کننده یا این که خلیفه میباشد. اولیه بیعت در سیره نبوی، بیعتِ حضرت علی(ع) و خدیجه(س) با آن حضرت بعداز قبول اسلام بود. بیعت عقبه نخستین و دوم در مکه رویداد و این دو بیعت، به ویژه بیعت دوم، بستر ساز مهاجرت حضرت پیامبر به حسینیه نصرت مشهد مدینه شد.

بیعت مسلمان ها با فرستاده اکرم(ص) هنگام جنبش به سوی بدر در مدینه شکل گرفت. بیعت رضوان یا این که شجره در سال ششم مهاجرت در حدیبیه و بیعتِ مردان و زنان با فرستاده(ص)، در فتح مکه در سال ۸ مسافرت جاری ساختن شد. واپسین بیعت فرصت رسول(ص)، بیعت مسلمان ها با حضرت علی(ع) در روز هجدهم سال دهم مسافرت در محلّی به اسم غدیر خم بود؛ مورد این بیعت، ولایت و جانشینی حضرت علی(ع) بعداز فرستاده(ص) آدرس حسینیه نصرت مشهد بود.

بیعت قبل از اسلام، در بعدازظهر فرستاده اکرم، بعداز فرستاده و در تک تک حکومت‌هایی که دعوی خلافت اسلامی داشتند، اشاعه رزرو حسینیه نصرت مشهد داشته میباشد.

معنای لغوی و اصطلاحی
بیعت به معنای، دست دادن، دست فشار دادن، دست راست خویش را به دست راست دیگری زدن برای خریدوفروش میباشد.[۱] قبل از اسلام، دربین عرب ترسیم بود که هنگام دادوستد برای منجّز و قطعی ساختن عقد بیع و تأکید بر التزام خویش به مورد ها آن، خریدار و فروشنده دست راستِ خویش را با ضربه به دست راستِ طرف دیگر می‌زد؛ این عمل را «بَیعَت» یا این که «صَفْقَه» می‌گفتند و با وقوع آن، معامله صورت گرفته تلقّی میشد. همینطور برای اینکه اشخاص جماعت یا این که خویشاوندان‌ای با حکم دهنده یا این که مدیریت فامیل جهت اطاعت و فرمانبری از او عهدوپیمان بندند، شغل دست دادن (مصافحه) معمول بود؛ و به سبب ساز همانندی آن با شغلِ بیعت در خریدوفروش، این فعالیت نیز بیعت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اسم گرفت.[۲]

اکثری از محقّقان، معنای اصطلاحی بیعت را در متن‌ها و منابع اسلامی، نهادن دست راست در چنگ راست کسی به آرم تایید اطاعت یا این که سر کردگی او دانسته‌اند.[۳] کم کم، با ساخت و ساز تحول و تنوّع در صورت ظاهری بیعت، کلمه بیعت خلال شغل سابق الذکر بر قسم و تعهّدی که‌این شغل حاکی و علامت آن باشد نیز اطلاق شد و درین معنای دوم، اشاعه و تداول یافت.

معنای بیعت در اسلام
معنای شایع و مصطلح بیعت در قرآن، سنّت، تاریخ، حرف و فقه سیاسی اسلام، عقد و پیمانی میباشد که شخص بیعت‌کننده با امام، حکم دهنده یا این که فردی دیگر می‌بندد تا در موضوعی خاص یا این که به صورت عام فرمانبردار و مطیع او بوده و به موارد تعهّد خویش ملتزم و بامسئولیت بماند.[۴]

تاریخچه
قبل از اسلام
قبل از اسلام، ترسیم بیعت برای تایید مهتری مدیر بستگان یا این که انتصاب یک شخص به منصبی اساسی متداول بوده میباشد.[۵] به بیعت قریش و بنی کنانه با قُصَی بن کِلاب، جدّ اعلای نبی(ص)، به هنگام تصمیمِ او به اخراج خُزاعَه از مکه در قبل از اسلام می‌قدرت اشاره نمود.

بیعت در طول رسول
اول بیعت در سیره نبوی، بیعتِ حضرت علی(ع) و خدیجه(س) با آن حضرت بعداز قبول اسلام میباشد[۶]. با وجود این، ابن شهرآشوب[۷] اولیه بیعت را در تاریخ اسلام بیعت عشیره دانسته که در سال سوم بعثت در «یوم الدّار» شکل گرفت. در‌این روز، پیامبر اکرم(ص) به امر الهی خواهان تایید اسلام و بیعت از سوی بنی هاشم شد و به موجب روایات شیعه و اهل سنت، فقط حضرت علی(ع)، که نادر سن‌ترین شخص قوم و قبیله بود، با رسول(ص) بیعت کرد.[۸]

دو بیعت اساسیِ دیگر که در مکه رویداد، بیعت اولیه عَقَبِه (بیعة العقبة الاولی) در سال ۱۲ بعثت و بیعت دوم عقبه (بیعة العقبة الثانیة) در ۱۳ بعثت بود که هر دو در موسم حج در محل عقبه (مکانی در میانۀ منش مکه و مِنا) شکل گرفت. این دو بیعت، به ویژه بیعت دوم، بستر ساز مهاجرت حضرت نبی به مدینه شد.[۹] مثلا بیعت‌هایی که در مدینه شکل گرفت، بیعت مسلمان ها با فرستاده اکرم(ص) هنگام جنبش به سوی بدر در اولِ مسافرت بود.[۱۰]

بیعت رضوان یا این که شجره نیز در سال ششم هجری در حدیبیه شکل گرفت.[۱۱] در آیه‌ها ۱۰ و ۱۸ سوره فتح، از این بیعت حرف رفته و در آیه ۱۰ بیعت با نبی(ص)، بیعت با آفریدگار خوانده گردیده و خلال شماتت بیعت‌شکنی (نَکْث)، برای وفاکنندگان به قول و بیعت، جایزه اخروی مقرر گردیده‌است. در آیه ۱۸، با اعلام رضایت الهی از آن بیعت، به مؤمنانِ بیعت کننده وعده برد مجاورت داده گردیده است.

دیگر بیعتِ مردان و زنان با فرستاده(ص)، در فتح مکه در سال ۸ قمری بود که آیه ۱۲ سوره ممتحنه بدان اشاره می‌نماید. در‌این آیه از رسول(ص) منظور گردیده که از زنان مکه که ایمان آورده بودند، بیعت بگیرد. موضوعات این بیعت، که در کتاب ها تعبیروتفسیر، حدیث و تاریخ به بیعت زنان (بیعت نساء) آوازه دارااست، به‌این گستردن میباشد: هجران از بی دینی، دوری از دزدی و بی عفتی، نکشتن فرزندان خویش، نسبت ندادن اولاد سایر افراد به همسران خویش و مخالفت نکردن با فرستاده(ص) در شغل های نیک.[۱۲]

مشهورترین قسم آن میباشد که آغاز نبی دست خویش را در تشت آبی‌رنگ قرار می‌بخشید و موارد بیعت را ذکر میکرد و آن گاه زنان با قرار دادن دست خویش در تشت آن را می‌پذیرفتند. [۱۳][یادداشت ۱] در روایاتی دیگر آمده میباشد که بیعت زنان با دست دادن از روی خرقه جاری ساختن می‌گردیده‌است[۱۴] واقدی بیعت زنان با نبی(ص) از روی جامه را تقویت نموده است. [۱۵] همینطور بنابر بعضی روایات،‌گاه بیعت زنان با آن حضرت تنهاً به طور کلامی و لفظی بوده میباشد[۱۶]. ضمن اینها، صورتهای دیگری نیز برای بیعت زنان در بعضی روایات مذکور میباشد.[۱۷] به نوشته قاسمی[۱۸] جز یکسری بیعت زنان که در طی فرستاده(ص) اعمال گرفته به عنوان مثال بیعت دوم عقبه، بیعت رضوان و فتح مکه-،[۱۹] گزارشی درباره بیعت زنان با خلفا و حکّام نیست و ظاهراً در ادوار سپس بیعت به مردان تخصیص داشته میباشد.

واپسین بیعت فرصت رسول(ص)، بنابر بعضا منابع،[۲۰] بیعت مسلمانها با حضرت علی(ع) در روز ۱۸ ذی‌الحجه سال دهم هجری (حدود ۲۹ اسفند سال دهم شمسی) در محلّی به اسم غدیر خم بود؛ زمینه این بیعت، ولایت حضرت علی(ع) پس از رسول(ص) بود.[یادداشت ۲]

بازدید : 43
چهارشنبه 24 ارديبهشت 1404 زمان : 13:21


مصاحبت با ائمه(ع)
به گفته آقابزرگ تهرانی عبدالعظیم، امام رضا(ع) و امام جواد(ع) را فهم و شعور کرده و ایمانش را بر امام هادی(ع) عرضه داشته میباشد.[۱۲] در کتاب الاختصاص نیز روایتی امام رضا(ع) به وسیله وی نقل گردیده است؛[۱۳] با این درحال حاضر آیت‌الله خویی، هم‌بعدازظهر بودن عبدالعظیم با امام رضا(ع) را رد حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۴]

روحانی طوسی عبدالعظیم را از اصحاب امام عسکری(ع) برشمرده میباشد.[۱۵] عزیزالله عطاردی، با تحقیق وضع و اوضاع عبدالعظیم حسنی و احادیث او، این نظر را دارد وی چهارتن از امامان (از امام کاظم(ع) تا امام هادی(ع)) را فهم و شعور نموده است.[۱۶] از لحاظ محمد محمدی ری‌شهری نیز عبدالعظیم امام جواد(ع) و امام هادی(ع) را شعور کرده و از آن ها روایات نقل آدرس حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۱۷]

نقل میباشد که عبدالعظیم مودب و تواضع ویژه‌ای در مجلس امام جواد(ع) یا این که امام هادی(ع) حاضر میشد و امام(ع) نیز اورا نزد خویش می‌نشاند و از احوالش جویا رزرو حسینیه نصرت مشهد می شد.[۱۸]

معاش در زمانه سرکوب شیعه‌ها
روزگار معاش عبدالعظیم مصادف با وضعیت خفقان و سرکوب شیعه‌ها بوسیله بنی عباس بود. وی نیز همانند پدرانش سال‌ها ذیل تعقیب بود. وی گرچه وقتی که در مدینه، بغداد و سامرا می‌زیست البته طرز تقیه می کرد و نظریه خویش را مخفی می‌داشت، اما با این حالا گزینه غضب متوکل و شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد معتز بود.[۱۹]

مهاجرت به ری
بنابر گزارش‌های تاریخی، عبدالعظیم در طول معتز، خلیفه عباسی، به دلیل اذیت و آزار و خوف از قتل، به دستور امام هادی(ع) از سامرا به ری -که از مقر‌های اصلی عباسیان بود- سفر کرد. برخی هم نقل کرده‌اند به قصد زیارت قبر امام رضا(ع) به قصد خراسان سفر کرد و در ری برای زیارت حمزة بن موسی بن جعفر توقف کرد و در آن‌جا محو شد.[۲۰]

نجاشی به گزارش احمد بن محمد بن خالد برقی نقل نموده است که عبدالعظیم در اکنون فراروگریز از فرمان روا، به ری آمد و در سرداب منزل یکی شیعه‌ها در محله «سِکة المَوالی» (کوچه و محله دوستان اهل‌بیت) سکنی گزید. وی در به عبارتی سرداب به عبادت می‌پرداخت، روز را روزه می‌گرفت و شب را به عبادت می گذراند. او مخفیانه از خانه خارج می‌آمد و به زیارت قبری می رفت که آن را قبر یک کدام از فرزندان موسی بن جعفر می‌دانست. پیوسته در آن سرداب بود و خبر ورود وی به شیعه ها آل محمد یکی از بعداز دیگری می سید تا اکثر شیعه‌ها با او آشنا شدند.[۲۱]

بعضی امامزادگان جمهوری اسلامی ایران
اسم امامزاده مقبره از نسل امام شهر، استان
هلال بن علی امامزاده هلال بن علی امام علی (ع) اصفهان-آران و بیدگل
هاشم بن حسن بن یحیی امامزاده هاشم امام علی (ع)
امام حسن(ع) مازندران-آمل
عبدالعظیم حسنی بقاع حضرت عبدالعظیم امام حسن(ع) ری
شرف‌الدین داود الحسنی امامزاده داود امام حسن(ع) طهران-کوه‌های کن
حسن بن حسین بن اسحاق امام حسن(ع) لرستان-الیگودرز
جلال الدین اشرف امامزاده جلال الدین اشرف امام حسن(ع) گیلان-آستانه اشرفیه
محسن بن علی بن حسین (الاثرم) امامزاده محسن یا این که امامزاده کوه امام حسن(ع) همدان
علی‌اکبر بن ابراهیم بن حسین امامزاده علی‌اکبر چیذر امام سجاد(ع) محله چیذر طهران
محمد بن محمد بن زید امامزاده محروق امام سجاد(ع) خراسان رضوی - نیشابور
عبدالله بن حسین بن علی اصغر بن زین‌العابدین امامزاده عبدالله امام سجاد(ع) خوزستان-شوشتر
محمد بن زید بن علی امامزاده محمد بن زید امام سجاد(ع) خوزستان - شوشتر
حسن، حسین، ابراهیم و جعفر حرم چهار امامزاده قم امام سجاد(ع) قم
اظهر بن علی امامزاده اظهر بن علی امام سجاد(ع) روستای درگزین، شهر رزن، همدان
احمد بن علی امامزاده احمد امام باقر(ع) اصفهان - حسن آباد
علی بن محمد باقر(ع) مشهد اردهال امام باقر(ع) اصفهان - کاشان
علی بن جعفر الصادق سه مقبره منسوب در عُریض (مدینه)، قم و سمنان امام راست گو(ع) مدینه/قم/ سمنان
علی زین العابدین درب امام امام راستگو(ع) اصفهان
جعفر بن علی امامزاده جعفر امام درستگو(ع) یزد
خدیجه خاتون حرم خدیجه‌خاتون امام درستگو(ع) قم
حمزه بن موسی(ع) در مجاورت آستانه حضرت عبدالعظیم امام کاظم(ع) طهران - ری
حسین بن موسی بن جعفر(ع) علاءالدین حسین امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن موسی بن جعفر(ع) سید میرمحمد امام کاظم(ع) عجم - شیراز
حکیمه دختر امام کاظم(ع) امام کاظم(ع) کهکیلویه و بویراحمد - گچساران
اسحاق بن موسی(ع) مشهدِ فروغ و روشنایی گرگان امام کاظم(ع) شهر گرگان
اسحاق بن موسی(ع) امامزاده اسحاق بن موسی بن جعفر (ساوه) امام کاظم(ع)
جعفر بن موسی کاظم امامزاده شاهرضا امام کاظم(ع) اصفهان - شهرضا
زینب بنت موسی بن جعفر زینبیه امام کاظم(ع) اصفهان
آقاعلی عباس امامزاده آقا علی عباس امام کاظم(ع) اصفهان - کاشان
باتقوا بن موسی کاظم امامزاده باتقوا امام کاظم(ع) طهران - تجریش
حسین بن موسی بن جعفر امام کاظم(ع) کوفه/ شیراز/ خراسان جنوبی - طبس
محمد بن موسی کاظم امامزاده سبز قبا امام کاظم(ع) خوزستان-دزفول
سید بهاءالدین محمد امامزاده سید بهاء الدین محمد (روحانی شبان) امام کاظم(ع) چهارمحال وبختیاری
علی بن حمزه امامزاده فرمان روا میر علی بن حمزه امام کاظم(ع) عجم - شیراز
محمد بن حسن آقامشهید امام کاظم(ع) عجم - فراشبند
یحیی بن موسی کاظم امامزاده یحیی بن موسی امام کاظم(ع) سمنان
عبیدالله بن موسی کوسه هجیج امام کاظم(ع) کرمانشاه - روستای هجیج
سید فرمانروا‌محمد امامزاده سید فرمانروا‌محمد (پیرچوگان) امام کاظم(ع) هرمزگان - رودان
عبدالله بن احمد الشعرانی امامزاده عبدالله امام کاظم(ع) همدان
حسن بن عبدالله امامزاده امام حسن امام کاظم(ع) شهرستان دیلم، استان بوشهر
حبیب بن موسی بن جعفر زیارتگاه حبیب بن موسی امام کاظم(ع) کاشان
خدیجه خاتون بقاع خدیجه‌خاتون امام کاظم(ع) قم
حسین بن علی امامزاده حسین امام رضا(ع) قزوین
جعفر بن علی بن موسی الرضا امامزاده جعفر بن رضا مشهور به امامزاده فرمان روا‌کرم امام رضا(ع) اصفهان
موسی بن محمد امامزاده موسی مبرقع - چهل‌اختران امام جواد(ع) قم
احمد بن موسی مبرقع امامزاده شاه میراحمد یا این که احمد بن موسی مبرقع امام جواد(ع) اصفهان - کاشان
امامزاده اسماعیل امام جواد(ع) عجم - فسا
حسین بن علی النقی شاهزاده حسین امام هادی(ع) همدان
نبو


مدفن و اجر زیارت عبدالعظیم
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مقبره عبدالعظیم حسنی

امام خمینی در مقبره عبدالعظیم حسنی
عبدالعظیم در شهر ری وفات یافت و در همانجا دفن شد[۲۲] آرامگاه وی به مسجد شجره (به معنای مسجد درخت) دارای شهرت میباشد.[۲۳] این نامگذاری به خوابی اشاره داراست که در آن رسول(ص) محل دفن یک کدام از فرزندانش را کنار درخت سیب در باغی در ری پیش‌بینی کرده بود.[۲۴]

مطابق روایتی که از امام هادی(ع) بیان شده اجر زیارت قبر عبدالعظیم هم‌تراز زیارت امام حسین(ع) میباشد.[۲۵] دانشمندان این قصه را آرم منزلت عبدالعظیم[۲۶] و یا این که آگاهی امام هادی برای مراقبت شیعه ها از خطرها زیارت امام حسین(ع) میدانند.[۲۷] با این درحال حاضر علی‌اکبر غفاری این نظر را دارد این کلام ممکن میباشد ناظر به موقعیت خاصی باشد. او برابری این دو زیارت را بعید می داند، ولی بر پایه ی قاعده تسامح در برهان سنن و خبر ها اینجانب بلغ اعتقاد دارد زیارت عبدالعظیم با نیت اجر زیارت امام حسین(ع) قادر است شامل ادب الهی خواهد شد.[۲۸]

فضائل و مقامات
علامه حلی عبدالعظیم را عالمی پرهیزکار معرفی می‌نماید.[۲۹] محدث نوری نیز درباره فضائل وی از رساله صاحب و مالک بن عباد نقل می‌نماید که او مردی با ورع، با تقوا، پر اسم و رسم به سپرده، صداقت در گفتار، دانا به کارها آیین، قائل به توحید و عدل و دارنده روایات بسیار بود.[۳۰]

در ذکر امام معصوم(ع)
امام هادی(ع) در سفری که عبدالعظیم به سامرا داشت، او‌را تصدیق کرد. امام هادی(ع) او را این‌سیرتکامل خطاب می‌نماید: یا این که اباالقاسم! تو به حق اما ما هستی... تو به عبارتی فقهی را که نیکو خداست، گزینش کرده‌ای... معبود تو‌را با گفتار اثبات در جهان و آخرت ثبت نماید.[۳۱] این مصاحبه در بین امام و عبدالعظیم به حدیث پهنا آئین معروف میباشد.[یادداشت ۱]

جایگاه علمی
ابوتراب رویانی می گوید: شنیدم که ابوحماد رازی می‌اظهار کرد در سامرا بر امام هادی(ع) وارد شدم و از برخی مسائل حلال و حرام پرسیدم. زیرا قصد وداع داشتم حضرت فرمود: در حالتی‌که در کارها فقهی در [تشخیص] حلال و حرام، موضوع‌ای بر تو طاقت فرسا شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی سؤال کن و درود منرا به وی برسان.[۳۲]

بازدید : 33
سه شنبه 23 ارديبهشت 1404 زمان : 10:07


استارت تعبیر و تفسیر قرآن
تفسير قرآن از قديمى ترين اشتغالات علمى میباشد كه محققان اسلامى را به خویش جلب و سرگرم كرده میباشد. و تاريخ اين نوع مشاجره كه نامش تفسير میباشد، از بعدازظهر نزول قرآن استارت گردیده، و اين مفهوم از آيۀ كَمَا أَرْ‌سَلْنَا فِيكُمْ رَ‌سُولًا مِّنكُمْ يَتْلُو عَلَيْكُمْ آيَاتِنَا وَيُزَكِّيكُمْ وَيُعَلِّمُكُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ (ترجمه:همانطور كه در ميان شما، رسول‌اى از خودتان روانه كرديم، [كه‌] آيات ما‌را بر شما مى‌خواند، و شمارا پاك مى‌گرداند، و به شما كتاب و حكمت مى‌آموزد)[بقره–۱۵۱] به خوبى به کارگیری مي‌گردد، زیرا مى فرمايد: به عبارتی رسولي كه كتاب قرآن به وی نازل شد، آن كتاب را به شما حسینیه نصرت مشهد تعليم مى‌دهد.

نگاهی به طبقات مفسران

شیت‌ای از تعبیر و تفسیر ابن عباس - نسخۀ خطی ایاصوفیا
طبقه نخستین از مفسرين اسلام، جمعى از صحابه بودند مانند ابن عباس، و عبدالله بن قدمت، و ابىّ ، و غير آدرس حسینیه نصرت مشهد ايشان.[۲۲]

آن روز مشاجره از قرآن از چارچوب جهات ادبى آيات، و شان نزول آنان، و مختصرى ادله به آيات براى توضيح آياتى ديگر، و اندكى تفسير به احادیث وارده از پیامبر پروردگار(ص) درباره ی قصص و معارف مبدا و معاد، و امثال آن تجاوز رزرو حسینیه نصرت مشهد نمی‌كرد.

در مفسرين طبقه دوم، يعنى تابعین زیرا مجاهد و قتاده و ابن ابى ليلى و شَعبى و سدى و ديگران نيز كه در دو قرن اولیه مهاجرت بودند، جريان به همين منوال بود. ايشان هم چيزى به آن چه مفسرين طبقه اولیه، و صحابه ، در طريقه تفسير سلوك كرده بودند، نيفزودند. صرفا چيزى كه به آن اضافه كردند، اين بود كه بيشتر از گذشتگان در تفسير خویش، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد روايت آوردند.[۲۳]

پس از نبی معبود(ص) در بعد از ظهر خلفا، فتوحات اسلامى استارت مى گردد، و مسلمان‌ها در بلاد فتح گردیده با فرقه هائى گوناگون، و امت‌هایى متفاوت، و با علماى اديان و مذهب ها متعدد آشنا میگردند و اين معاشرت و آميزش باعث مى‌خواهد شد دعوا هاى كلامى در مسلمان ها شايع گردد.

از سوى ديگر در اواخر سلطنت امویان و اوائل عباسیان، يعنى در اواخر قرن نخستین سفر، فلسفه يونان به گویش عربى ترجمه گردیده، در بين علماى اسلام نشر يافت. و کلیه جا مباحث عقلى ورد گویش‌ها و نقل مجالس علماء شد و از سوى سوم مقارن با تکثیر دعوا‌هاى فلسفى، مطالب عرفانى و صوفى گرى نيز در اسلام خط مش يافته، جمعى از عموم به آن تمايل نمودند. و از سوى چهارم، جمعى از عموم سطحى به به عبارتی تعبد صرف كه در ابتدا اسلام نسبت بدستورات نبی آفریدگار(ص) داشتند، باقى ماندند و فارغ از اينكه كارى به عقل و فكر خویش داشته باشند، در شعور آيات قرآن به احاديث اكتفاء نموده و در ادراک معناى حديث هم هيچگونه مداخله اى ننموده، به ظواهر آن ها تعبد مى كردند. و در صورتی هم احيانا بحثى از قرآن مى كردند، صرفا از جهات ادبى آن بود و بس. اين چهار ادله سبب شد كه شیوه اهل دانش در تفسير قرآن كريم متفاوت گردد، خلال اين چهار دلیل، ادله اصلی ديگرى كه در اين اختلاف تاثیر به سزائى داشت، اختلاف مذهب ها بود كه آنچنان در ميان مسلمان‌ها تفرقه افكنده بود، كه ميان مذهب ها اسلامى هيچ جامعه اى، كلمه واحدى نمانده بود، جز دو كلمه (لا اله الا الله و محمد نبی الله)، و گر خیر در تمامى مسائل اسلامى اختلاف پديد آمده بود.[۲۴]

در مسیحیت
هرمنوتیک که در فرهنگ وتمدن مسیحیت دانش تعبیر و تفسیر متن ها مقدس و به صورت خاص تورات و انجیل میباشد، جایگاهی در حدود دانش تعبیروتفسیر در اسلام داراست. ولی، مغایر تعبیر قرآن که مقصود از آن کشف و پرده برداری از معنای صحبت میباشد، در مسیحیت جنبۀ ارشادی و تازه به تازه شدن مفاهیم کتاب مقدس، متناسب با نیازهای روز معنی گردیده، گر چه به معنای تفصیل و تعقیب و توضیح لغات غامض به معنای معمولی هم آمده میباشد.[۲۵]

بایستگی تعبیر
ضرورت تعبیر به بایستگی آشنایی قرآن بازمی شود. قرآن را بایستی آشنایی و در زوایای آن نماید و کاو کرد تا به ژرفا و درونمایه‌اش خط مش یافت و از رهنمودهایش موعظه گرفت. قرآن کریم ومهربان در مداقه تدبر و اندیشیدن در آیاتش حرف گفته میباشد و مسلمان ها را به استیناف و درنگ در کلامش تشویق نموده است. در جایی میفرماید: كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَ‌كٌ لِّيَدَّبَّرُ‌وا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ‌ أُولُو الْأَلْبَابِ (ترجمه:[اين‌] كتابى مبارك میباشد كه آن را به سوى تو نازل كرده‌ايم تا در [باره‌] آيات آن بينديشند، و خردمندان ارشاد گيرند.)[ص–۲۹] از سوی دیگر، صراحت دارد که قرآن به لهجه عموم نازل گردیده و کتابی مبین و آشکار میباشد، البته به فرستاده(ص) امر داده تا قرآن را تفصیل و توضیح دهد وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ‌ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُ‌ونَ (ترجمه:و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم، تا براى عموم آنچه را به سوى ايشان نازل گردیده‌است توضيح دهى، و اميد كه آنها بينديشند.)[نحل–۴۴] چون پی بردن ظواهر معانی غیر از تعبیر میباشد. هر که عربی را به خیر و خوبی بداند، ظواهر معانی را در مییابد، البته به ژرفای آن جز با کارایی و سعی و در مشت داشتن ابزار و علم‌های موردنیاز نمیرسد.

قبل از این، در حالتی که کسی با تمرکز به مطالب قرآن دقت کند درمی یابد که قرآن خصوصیت‌هایی اختصاصی به خویش داراست که بایستگی تعبیر و تفسیر را در هر بعدازظهر و هنگامی ایجاب می‌نماید. بعضی از این خصوصیت‌های به‌این قرار میباشد:

معانی متفاوت: قرآن کریم ومهربان معانی مختلف دارااست، ژرفناک و فراخناک میباشد. امیرالمومنین(ع) می فرماید: و إنّ القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق لا تفنی عجائبه و لا تنقضی غرائبه‌ (ترجمه: ظواهر قرآن زیباست و باطنش ژرف و ناپیداست. شگفتی‌ها آن سپری نگردد و غرایب آن به نقطه پایان نرسد.[۲۶])
ذکر فشرده مسائل: در قرآن، مسائل بسیار فشرده و با اشاره آورده شده میباشد. در ذکر عقاید و احکام به سیرتکامل‌ای موجز مطالب را می آورد و از بیان مختصات و جزئیات دوری می‌نماید که مطلقاً نیاز به تعبیروتفسیر دارااست. نمونۀ پر‌نور آن در احکام نماز، روزه، حج و ده‌ها فعالیت عبادی و غیرعبادی میباشد.
نزول تدریجی قرآن: قرآن در برهه زمانی ۲۳ سال نازل گردیده و شیوۀ آن به سیرتکامل‌ای میباشد که مطالب در سوره‌های گوناگون قرار میگیرد. از این روی در هر سوره نکته‌ای را ذکر کرده که با کنار هم گذاشتن آن و پرده برداری از معانی می‌قدرت به فهم بی نقص آن رسید.
منشأ غیبی وحی: وحی گنجینۀ دانش الاهی و نازل گردیده از فقیه غیب و وابسته به جهانی میباشد بی‌غایت گسترده‌خیس از فقید احساس و مادیت. نکات غیبی و نامأنوس با طبیعت دنیوی بشری درقالب سخنان متعارف ریخته گردیده است. در قرآن حقایقی زیرا فرشتگان، عالم آخرت، دانا غیب، صفات الاهی، حرکات تکوینی و معجزات مطرح گردیده است. مأنوس شدن با این معانی نیاز به مقدمات و توضیح و تعبیر دارااست.

بازدید : 15
دوشنبه 22 ارديبهشت 1404 زمان : 10:07


تجرد روح
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: تجرد روح
اورده شده بیشتر فیلسوفان مسلمان معتقد به تجرد و غیرمادی بودن روح می باشند[۷۹] و دلایل زیادی برای ثابت آن ارائه کرده‌اند.[۸۰] بعضا متکلمان[۸۱] همانند روضه خوان صدوق و روضه خوان موءثر[۸۲] نوبختیان[۸۳] و بعضی از معتزله[۸۴] و علمای اخلاقی زیرا ملا احمد نراقی[۸۵] نیز معتقد به تجرد روح میباشند. آیه ۱۰ و ۱۱ سوره سجده و آیه ۴۲ سوره زمر را برای مثال آیه‌ها دلالت کننده بر تجرد روح حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.

[۸۶] به گفته ناصر مکارم شیرازی، مالک تعبیروتفسیر مثال، روح حقیقتی ماوراء طبیعت و گوناگون با ماده دارااست و اصول قاضی بر آن غیر از اصول قاضی بر ماده و خاصیت فیزیکی و شیمیایی میباشد. ازاین‌رو، در آیه ۸۵ سوره اسراء، روح از فقید دستور و خلقتی اسرارآمیز دانسته شد‌ه‌است.[۸۷] سید علی‌اکبر قرشی در قاموس قرآن، استقلال روح از تن را از ضروریات اسلام دانسته و این نظر را دارد بخش اعظمی از مسائل اساسی اسلامی متعلق به روح غیروابسته آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۸۸]

عده ای از متکلمان و اهل حدیث و همگی دنیوی‌انگاران، منکر تجرد روح گردیده‌اند.[۸۹] علامه مجلسی گفته میباشد دلایل عقلی مسلم بر تجرد یا این که دنیوی بودن روح نیست و ظواهر نشانه‌ها و احادیث دلالت بر دنیوی بودن آن دارا‌هستند.[۹۰] بعضی با انکار تجرد روح، آن را جسم لطیف نورانی دانسته و معتقدند هیچ یک از دلایل تجرد روح دلالت بر تجرد آن ندارد؛ بلکه آنچه از دلایل و آیه ها و احادیث به کار گیری می شود این میباشد که روح از اجسام دنیوی عنصری وجود ندارد.[۹۱] محمد صادقی تهرانی، مفسر شیعی قرن چهاردهم خورشیدی، با انکار تجرد روح،‌ گفته میباشد قرآن، سنت، عقل، احساس و دانش، آشکارا بر مادیت روح دلالت دارا‌هستند. از نگاه او براساس آیاتی که بشر را از خاک دانسته‌اند، روح بشر نیز برگرفته از خاک و چکیده‌ای از مغز، سینه و قلب بشر میباشد؛ چنانکه روح حیوانی آدم نیز چکیده‌ای از اعضای حساس رزرو حسینیه نصرت مشهد تن اوست.[۹۲]

رابطه روح و تن
نقل شده رابطه روح با تن رابطه تدبیری میباشد و روح تدبیرکننده تن میباشد.[۹۳] به گفته جعفر سبحانی، از متکلمان شیعی قرن چهاردهم خورشیدی، از حیث فلسفه اسلامی، روح یک جان دار مستقلی میباشد که تا تجرد بدون نقص پیدا نکند از تن، اعم از تن دنیوی و مثالی، بی‌نیاز نمی شود. روح در عالم، از روش اعضای تن مانند دیده و گوش به کار میپردازد و بعد از مرگ تن دنیوی، با بدنی لطیف‌خیس از تن دنیوی (تن مثالی) به کار خویش ادامه میدهد.[۹۴] از لحاظ برخی دانشمندان،‌ براساس معارف فقاهتی، مسلم میباشد که آدم مرکب از روح و تن میباشد و هرکدام از این دو به طور جدا می توانند وجود داشته باشند. این استقلال و طلاق روح از تن به اجماع مسلمانها در برزخ تحقق شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد مییابد.[۹۵]

محمدآصف محسنی قندهاری، به صراحت اعتراف کرده که واقعیت رابطه روح با تن را فهم نکرده میباشد.[۹۶]

بقای روح بعد از مرگ
نوشته ی علمیٔ مهم: جاودانگی
بقای روح بعداز مرگ و طلاق از تن را از معارف اساسی قرآن[۹۷] و از اصول اعتقادی آیین و دینداری شمرده‌اند.[۹۸] به گفته جعفر سبحانی، بقای روح بعداز مرگ، در فلسفه اسلامی به یک زمینه قطعی درآمده و تمامی فیلسوفان تعالی مسلمان همانند ابن سینا، روضه خوان اشراق و ملاصدرا به آن اعتقاددارند.[۹۹] برخی متکلمان شیعی همانند روضه خوان صدوق[۱۰۰] نیز معتقدند که روح جاودانه میباشد و با مرگ تن از فی مابین نمی‌رود. در مقابل روحانی اثرگذار، بقا و جاودانگی روح را با آیاتی مانند «کُلُّ مَنْ عَلَیْهَا فَانٍ وَیَبْقَىٰ وَجْهُ رَ‌بِّکَ ذُو الْجَلَالِ وَالْإِکْرَ‌امِ؛ هر چه بر [زمین‌] میباشد فانی‌شونده میباشد و ذات باشکوه و ارجمند پروردگارت باقی خواهد ماند.»[۱۰۱] در ناهم خوانی دانسته و آن را حیث فیلسوفان ملحد و علاقه مندان تناسخ شمرده میباشد.[۱۰۲] به گفته حسن معلمی، تمامی اندیشمندان مسلمان به بر خلاف ظواهر عبارت روضه خوان اثر گذار، روح و نفس را باقی و جاویدان میدانند.[۱۰۳]

فخر رازی نیز در تعبیر و تفسیر وسیع خویش با اعتنا به آیه «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْت‏؛ هر نفسی چشنده مرگ میباشد»[۱۰۴] حیث فیلسوفان درباره بقا و نمردن روح بشر را فسخ دانسته میباشد.[۱۰۵]

از حیث ناصر مکارم شیرازی، آیه ۱۱ سوره سجده (قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ) که با تفسیر «تَوَفّی» دلالت بر قبض روح داراست،‌ نشانه می دهد که روح استقلال دارااست و بعداز طلاق از تن باقی میماند.[۱۰۶] آیت‌الله سبحانی نیز اعتقاد دارد آیه ۱۵۴ سوره بقره، آیه ۲۵-۲۷ سوره یس و آیه ۲۵ سوره نوح نیز به صراحت بر بقای روح بعد از مرگ دلالت دارا هستند.[۱۰۷]

بازدید : 18
يکشنبه 21 ارديبهشت 1404 زمان : 11:15


عمره
در سال ۱۴۳۷ق بیش تر از شش میلیون نفر و در سال ۱۴۴۰ق (۱۳۹۷ش-۱۳۹۸ش) حدود شش میلیون و هفتصد هزار نفر، عمره مفرده اجرا دادند.[۴۶] ولی دولت ایالات متحده عربی براساس اپ ۲۰۳۰ در عملکرد میباشد که‌این تعداد را برای سال ۲۰۳۰ به پانزده میلیون زائر حسینیه نصرت مشهد برساند.[۴۶]

پول در گردش
مبتنی بر گزارش‌های گوناگون،‌ در سال ۱۴۳۷ق (۱۳۹۴ش) بیش تر از هشت میلیون زائر به زیارت منزل پروردگار هجرت کرده‌اند و درآمد بدون واسطه حکومت ایالات متحده عربی از این روش حدود ۱۲ میلیارد دلار بوده میباشد.[۴۷] این درآمد، حدود ۹ درصد درآمد نفت ایالات متحده عربی آدرس حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۴۸]
درآمدزایی از حج، منحصربه‌فرد به دولت ایالات متحده عربی وجود ندارد. کشورهای دیگر نیز به اندازه خویش از پول در گردش حج سود‌مند می گردند: در سال ۱۳۹۳ش، سعید اوحدی رییس وقت سازمان حج و زیارت جمهوری اسلامی ایران، میزان دارایی زائران اهل ایران در سیستم بانکی ایران را بیشتراز ۹۰هزار میلیارد ریال اعلام نموده است. وی همینطور پول در گردش سازمان حج و زیارت در خزانه‌های مرزوبوم را یک‌میلیارد و ۳۰۰ میلیون دلار دانست و معتقد بود هیچ ارگان، بنیان و دستگاهی این ترازو پول در گردش را در سیستم بانکی رزرو حسینیه نصرت مشهد ندارد.[۴۹]

تاریخچه ممنوعیت و تعطیلیِ حج
قرآن از کسانی که بازدارنده حج سایر افراد گردیده‌اند، به بدی حافظه می‌نماید: «آن ها اشخاصی می باشند که کافر شدند و شمارا از (زیارت) مسجد الحرام و وصال قربانی‌هایتان به محل قربانگاه بازداشتند».[۵۰] در احادیث نیز از سوراخ حج به طور جمعی و تعطیلی آن به‌شدت شماتت شد‌ه‌است.[۵۱] همینطور در احادیث آمده میباشد بر قاضی مسلمان واجب میباشد در‌حالتی که عموم فریضه حج را شکاف کردند، آن‌ها را به اعمال دادن آن وادار نماید و در شکل نیاز، هزینه مسافرت را از مال عموم تأمین شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نماید.[۵۲]
با این هم اکنون، در زمان تاریخ به دلیل مسائل امنیتی،‌ اقتصادی و سیاسی، گاهی حج ممنوع و تعطیل گردیده‌است. اولیه پرهیز از حج مسلمان ها را مشرکان مکه و در سال ششم هجری اجرا دادند، که به دنبال آن، صلح حدیبیه شکل گرفت و مسلمان‌ها توانستند از سال بعد از آن منزل پروردگار را زیارت نمایند.[۵۳]

تحریم حج در طول صفویه و قاجار
مسیر حج ایرانیان در حین حکومت صفویه از مملکت‌های دولت عثمانی می‌سپری شد و مسافرت به قلمرو عثمانی، به ویژه وقتی که حریق پیکار دربین دو دولت برافروخته بود، با مانع ها و مشکلاتی روبه‌رو میشد. فرمان روا عباس صفوی که حج‌گزاری ایرانیان را برهان روان شدن پولِ بسیار به مرزوبوم معاند می‌روءیت کرد، هجرت حج را مدتی ممنوع کرد. در سال‌های نهایی دولت قاجار نیز به جهت وقوع مبارزه جهانی اولیه و مشغول شدن خاورمیانه در‌این نبردها، به ویژه توسعه و گسترش دامنه جنگ به عراق، حج‌گزاری ایرانیان و دیگر کشورهای حوزه‌ به بازه پنج سال جدا شد.[۵۴]

حکومت آل سعود و ممنوعیت حج
با حاکمیت خویشان سعود در حجاز و ویران‌کردن بعضا از جای ‌های مقدس مکه و مدینه، اکثری از کشورهای مسلمان، مسافرت حج شهروندان خویش را ممنوع کردند. دولت جمهوری اسلامی ایران نیز در سال ۱۳۰۴ش مسافرت ایرانیان به مکه و مدینه را ممنوع کرد و دفتر نمایندگی‌های خویش در کشورهای عراق، سوریه و مصر را مأمور پیشگیری از مهاجرت ایرانیان به مکه کرد.[۵۵]
بعد از انقلاب اسلامی در حج سال ۱۳۶۶ش وقتی که حاجیان اهل ایران در درحال حاضر اجرا «مراسم برائت از مشرکین» بودند، نظامیان سعودی به آن‌ها حمله کردند و دست به کشتار زائران اهل ایران زدند. این اتفاق به رخداد حج خونین دارای شهرت میباشد. بعد از این کشتار،‌ سه سال ایرانیان به حج نرفتند.[۵۶] همینطور بعداز فاجعه منا در سال ۱۳۹۴ش و کشته‌شدن یک‌سری صد نفر از زائران اهل ایران، و به‌وجود وارد شدن خطاها سیاسی، حج واجب برای یکسال متوقف شوید.[۵۷] و نیز دولت سعودی برای کشورهای مختلفی همانند یمن و سوریه (بخش ها پایین در دست گرفتن دولت سوریه) ممنوعیت‌هایی قرار بخشید.[۵۸]

حادثه ها حج
در مراسم حج اتفاقات ناراحت کننده متعددی صورت داده که مهم ترین آن‌ها در چندین دهه اخیر اینگونه میباشد:

۱۳۹۴ش، فاجعه منا: بیش تر از ۷ هزار نفر بر تاثیر ازدحام جمعیت در مملکت منا کشته شدند. این فاجعه، مرگبارترین رخداد در حج تمتع بود.[۵۹] به‌دنبال این واقعه، اعزام حاجیان اهل ایران برای سال ۱۳۹۵ کنسل شد.[۶۰]
۱۳۹۴ش: بر تاثیر سقوط جرثقیل، ۱۰۷ نفر از حاجیان کشته شدند.[۶۱]
۱۳۸۵ش: بر تاثیر ریزش هتلی در مکه ۷۶ نفر و در رمی جمرات بر تاثیر فشار جمعیت ۳۶۴ حاجی کشته شدند.
۱۳۸۲ش: ۲۵۱ حاجی در فشار جمعیت در اول روزهای رمی جمرات کشته شدند.
۱۳۷۷ش: در فشار جمعیت در رمی جمرات، ۱۱۸ حاجی کشته و بیش تر از ۱۸۰ نفر زخمی شدند.
۱۳۷۶ش: بر تاثیر حریق‌سوزی در چادرهای حاجیان، ۳۴۳ حاجی فوت شدند.
۱۳۷۳ش: ۲۷۰ حاجی بر تاثیر فشار جمعیت در هنگام رمی جمرات کشته شدند.
۱۳۶۹ش: ۱۴۲۶ حاجی بر تاثیر فشار جمعیت در تونلی در منا در گیر خفگی شدند و جان خویش را از دست دادند.
۱۳۶۸ش: حمله به گوشه و کنار مسجد الحرام یک کشته و ۱۶ زخمی بر مکان گذاشت. بعداز آن ۱۶ کویتی به اتهام اعمال این حمله اعدام شدند.
۱۳۶۶ش، کشتار حجاج (۱۳۶۶): نیروهای امنیتی ایالات متحده عربی تظاهرات حجاج اهل ایران را با خشونت سرکوب کردند که طبق داده های عددی قانونی ایالات متحده عربی، ۴۰۲ حاجی برای مثال ۲۷۵ اهل ایران کشته شدند.
۱۳۵۸ش: صدها نفر از نیروهای دارای سلاح مخالف نظام ایالات متحده عربی به مقطع دو هفته در مسجد الحرام تحصن کردند و ده‌ها حاجی را گروگان گرفتند که در غایت آیتم حمله قرار گرفتند. داده های عددی قانونی حاکی از ۱۵۳ کشته و ۵۶۰ مصدوم میباشد.[۶۲]
کتاب‌‌شناسی
حج مثلا مفاهیم اساسی اسلامی میباشد که کتاب‌های زیادی در بعد ها متعدد آن به عنوان مثال: فلسفه و اسرار حج، ادبیات و هنر، سفرنامه‌ها و احکام و مسائل حج، به فن تحریر درآمده میباشد. جهت تدبیر بیشتر دراین باره می‌اقتدار به مدخل پایین مراجعه نمود.

بازدید : 14
شنبه 20 ارديبهشت 1404 زمان : 10:21


سید محمد حسینی بهشتی (۱۳۰۷ - ۱۳۶۰ش) پر اسم و رسم به شهید بهشتی و آیت‌الله بهشتی از روحانیون مؤثر در انقلاب اسلامی کشور ایران بود. بهشتی در حوزه علمیه قم فراگیر علمایی مانند آیت‌الله بروجردی، امام خمینی، پژوهشگر داماد و علامه طباطبائی بود. او از نادر روحانیان علم آموزی‌کرده دانشگاهی و آشنا به لهجه‌های انگلیسی و آلمانی بود. وی از نهاد‌گذران و اساتید مکتب علمیه حقانی میباشد که دروس فقاهتی را به طریق‌های جدیدتر یادگرفتن می‌بخشید و متوسطه آیین و علم را نیز با غرض تقویت علمی جوان ها مذهبی احداث حسینیه نصرت مشهد کرد.
بهشتی از معارضان نظام سلطنتی پهلوی حکم دهنده بر کشور‌ایران بود و علیه آن نزاع سیاسی میکرد به همین ادله مدتی از کشور ایران بیرون شد و درین زمان در راءس اسلامی هامبورگ در آلمان کار می کرد. در سال ۱۳۴۹ به جمهوری اسلامی ایران رجوع و برگشت و بر کار‌های فرهنگی مثلا تدوین کتاب ها درسی علم‌آموزان متمرکز شد. در شروع برد انقلاب اسلامی جمهوری اسلامی ایران، رهبری انقلاب او‌را تحت عنوان یکی اعضای شورای انقلاب گزینش کرد و پس از موفقیت نیز از موثرترین اشخاص در تهیه و تنظیم قانون اساسی ایران بود و تحت عنوان اولیه مدیریت دیوان خوب میهن که در ایران عمل خویش را استارت آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.
بهشتی پس از تشکیل جامعه روحانیت اهل نبرد طهران با همیاری دوستانش حزب جمهوری اسلامی را ایجاد کرد و اولیه دبیر تمام آن شد. وی آخر و عاقبت در دفتر کار مرکزی به عبارتی حزب و در یک عملیات تروریستی در ۷ تیر ۱۳۶۰ش به هم پا ۷۲ بدن دیگر به شهیدشدن رزرو حسینیه نصرت مشهد رسید.
بهشتی در مسائل متفاوت شرعی مالک لحاظ بود و گاه مواضعی مختلف از دیگر روحانیان داشت، چنان‌که در دهه ۱۳۵۰ خورشیدی از علی شریعتی در مقابل تهاجم ها حوزویان حفاظت می کرد. از وی اثراتی منتشر گردیده که قسمت مهمی از آنان نتایج سخنرانی‌های شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اوست.

به دنیا آمدن و نسب
در دوم آبان ۱۳۰۷ در محله لُنبان اصفهان دیده به جهان گشود. پدرش، سید ادب الله بهشتی، از روحانیون اصفهان بود و بابا مادرش، حاج میرزامحمدصادق استاد خاتون آبادی، از شاگردان آخوند خراسانی و سید محمد کاظم یزدی بود و از علمای اصفهان به شمار می رفت.[۱]


تحصیلات
زمان علم آموزی ابتدایی و دو سال اولیه متوسطه را در مدرسه های دولتی اصفهان در نوردید و در ۱۳۲۱ش، که جامعه کشور ایران بعداز سقوط رضاشاه زمان پرتلاطم و پرحادثه‌ای را استارت کرده بود، وارد حوزه علمیه شد و در مکتب صدر اصفهان به علم آموزی علم ها فقهی پرداخت.

علم آموزی علم ها شرعی
وی در حوزه علمیه اصفهان ادبیات عرب، منطق، سخن و دروس سطح فقه و اصول را فراگرفت و هم‌زمان استارت به تعلیم لهجه انگلیسی کرد. در ۱۳۲۵ش، برای ادامه علم آموزی علم ها فقهی به قم رفت و یکسال آن گاه در درس بیرون فقه و اصول استادان پررنگ حوزه علمیه کمپانی کرد.[۲]

از استادان او در قم، آیت الله بروجردی، سید محمد متفحص داماد، امام خمینی و روضه خوان مرتضی حائری یزدی بودند. او در سال جاری‌ها با حضور در درس‌های فلسفی علامه طباطبائی بیشتر به آموزش فلسفه روی آورد و از اصحاب رینگ درسی بود که مقاله‌ها علامه طباطبایی در آن رینگ، در به عبارتی سال‌ها، به طور کتاب دارای اسم و رسم اصول فلسفه و شیوه رئالیسم نشر یافت.

تحصیلات دانشگاهی
بهشتی، هم‌زمان با علم آموزی علم ها شرعی در قم، تحصیلات دبیرستانی نیمه تمام خویش را به طور داوطلب آزاد تمام کرد و بعد از دریافت دیپلم ادبی در ۱۳۲۷ش دانشجوی دانش گاه سنجیده و منقول (الهیات و معارف اسلامی کنونی) شد. در ۱۳۲۹-۱۳۳۰ش، در طهران سکونت گزید و برای گذراندن زندگی به درس دادن پرداخت. بعد از دریافت مرتبه مدرک کارشناسی در ۱۳۳۰ش به قم برگشت و با تسلطی که به لهجه انگلیسی پیدا کرده بود در متوسطه حکیم نظامی آن شهر دبیر لهجه انگلیسی شد. در ۱۳۳۱ش، تزویج کرد و در کنار درس دادن در متوسطه، علم آموزی در حوزه علمیه را خاطر نشان کرد.

بهشتی که مصمم بود به موازات علم آموزی و حضور و کار در حوزه علمیه قم، تحصیلات دانشگاهی را نیز دنبال نماید، در ۱۳۳۵ش عصر دکتری فلسفه را در دانش گاه سنجیده و منقول شروع کرد و پس از وقفه‌ای که به باعث مهاجرت وی به آلمان پیش آمد، در ۱۳۵۳ش به دریافت جايگاه دکتری نایل شد.

اثر ها
او تالیف کننده‌ای کثیرالتألیف خلا. بیشتر کتاب‌های وی نتایج درس‌گفتارها و سخنر‌انی‌های اوست.

از کتاب ها وی می‌اقتدار این عنا وین را اسم موفقیت

خداوند از نگرش قرآن (رساله نقطه نهایی‌طومار دکتری)،
آشنایی اسلام (با همیاری محمد جواد باهنر و علی گلزاده غفوری)،
نماز چیست ؟
بانکداری، ربا و مقررات مالی در اسلام،
دور و اطراف پیدایش اسلام،
اقتصاد اسلامی،
شریعتی، جستجوگری در مسیر «شدن»
حج در قرآن.
آشنایی از بینش قرآن
ولایت، رهبری، روحانیت
حق و فسخ از نگرش قرآن
بهداشت و تهیه خانواده
نقش آزادی در تربیت کودک ها
باید ها و نباید ها
تعبیر سوره ثنا
پیامبری از نگاهی دیگر
نبرد چیره (نظارت قیام عاشورا)
سه سیرتکامل اسلام
درس‌گفتارهای فلسفه آئین
همینطور برخی از مقاله ها و گفتارهای او در مبانی نظری قانون اساسی ایران جمع شد‌ه‌است.

بازدید : 54
پنجشنبه 18 ارديبهشت 1404 زمان : 10:25


زکات از واجبات مالی در آیین اسلام میباشد که بر پایه ی آن، مسلمانها بایستی مقدار معینی از ۹ مداد فرآورده برای مصرف در معاش فقرا و بقیه کارها همگانی اجتماعی بپردازند. این ۹ فرآورده عبارتند از نقدین (طلا و جواهرات و نقره)، انعام ثلاثه ( گاو، گوسفند و شتر) و غلات اربعه (گندم، جو، کشمش و رطب). مقدار پرداختی هر مورد از این کالاها متعدد بوده و در فقه رقم حسینیه نصرت مشهد خورده میباشد.

زکات مثلا مهمترین واجبات میباشد و تأکید اکثری بر آن گردیده است. زکات از فروع آیین شمرده گردیده و در منابع فقاهتی در کنار نماز و جهاد قرار گرفته و یکی‌از‏ از پنج ردیف آئین میباشد. در ۵۹ آیه قرآن و حدود ۲۰۰۰ داستان به زکات اشاره گردیده است. در قرآن در اکثری از مفاد از کلمه و واژه صدقه برای اشاره به زکات مصرف شده میباشد و در فقه، زکات را صدقه واجب آدرس حسینیه نصرت مشهد می خوانند.

زکات دو نوع داراست: زکات تن که به عبارتی زکات فطره میباشد و در عید فطر پرداخت میشود و زکات فرآورده که به غلات چهارگانه، دام‎‌ها و سکه‌ها با حالت خاصی وابستگی رزرو حسینیه نصرت مشهد می گیرد.

معنا‌شناسی
زکات از ریشه لغوی «ز ک و» دلالت بر رویش و نمو و زیاد شدن داراست.[۱] خلیل بن احمد درباره معنای لغوی زکات می گوید: «زکات متاع به معنای نظافت کردن آن میباشد و پاراگراف «زکا الزرع یزکو زکاء» به معنای پرورش کردن کشتزار و تولید ها میباشد.»[۲] راغب اصفهانی اصل زکات را به‌معنای رشدی که از برکت آفریدگار به‌دست آمده می داند.[۳] و علامه طباطبایی معنای لغوی زکات را پاک سازی بیان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.[۴]

زکات در اصطلاح فقهی به‌معنای وجوب پرداخت اندازه معینی از بعضا اموال میباشد که به حد نصابی خاص رسیده باشد. انگیزه اینکه این واجب، زکات نامیده گردیده، آرزو به برکت یافتن جنس، یا این که برای پاکیزه کردن نفس آدم میباشد.[۵]

زکات معنای عامی هم دارااست که به همۀ یاری‌های واجب و مستحب به سایر افراد گفته می شود.[مستلزم منبع]

در بعضی از نشانه‌ها قرآن[۶] برای اشاره به زکات از کلمه صدقه مصرف شده میباشد، برای زکات واجب از اصطلاح صدقه واجب به کارگیری میگردد تا از صدقه‌های مستحب متمایز خواهد شد.[مستلزم منبع]

بنابر لحاظ راغب اصفهانی صدقه اصولا برای کارها مستحبی و زکات در کارها واجب به کارگیری میگردد؛ البته به زکات واجب از آن جهت که صاحبش آن را ازروی اختیار و گرایش می پردازد، صدقه نیز میگویند.[۷]

زکات در قرآن و احادیث
زکات از مهم‌ترین نرم افزار‌های اقتصادی اسلام میباشد. این واژه و کلمه به هم پا مشتقاتش در قرآن ۵۹ جايگاه در ۲۹ سوره و ۵۶ آیه به فعالیت رفته، که ۲۷ گزینه در کنار نماز آمده میباشد: وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ ﴿٤﴾[مؤمنون–۴] الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ...﴿٤١﴾[حج–۴۱] ...وَالْمُقِيمِينَ الصَّلَاةَ ۚ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللَّـهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ أُولَـٰئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿١٦٢﴾[نساء–۱۶۲] رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّـهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءِ الزَّكَاةِ ۙ...﴿٣٧﴾[نور و روشنایی–۳۷]

در کتاب وسایل الشیعه و مستدرک آن، ۱۹۸۰ حدیث در‌این باب آمده میباشد که مداقه بالای آن را میرساند. بخشی از اثرها زکات در احادیث عبارتند از:

مایۀ پاکسازی و تزکیۀ روح آدم[۸]
یک کدام از پنج ردیف آئین اسلام[۹]
فرو نشاندن خشم آفریدگار[۱۰]
شرط تایید نماز[۱۱]
پرداخت زکات نشانۀ عشق و علاقه پروردگار به بشر میباشد [۱۲]
ادله دوست داستنی شدن نزد خداوند[۱۳]
طاقت فرسا‌ترین واجب [۱۴]
برهان نه و صلاح جامعه[۱۵]
حافظ اموال[۱۶]
آمرزش گناهان[۱۷]
زیاد شدن روزی و اینکه زکات دادن هیچ گاه سبب ساز پایین آمدن محصول کسی نمیشود[۱۸] [۱۹]
تزکیه نفس و زیاد شدن متاع[۲۰]
معالجه بیماران[۲۱]
دفع بلا از خویش فرد و سایر افراد[۲۲]
زکات آزمایشی برای مالداران و کمکی برای فقراست[۲۳]
معالجه بخل[۲۴]
باعث گشایش برای مردگان[۲۵]
فقر زدایی[۲۶]
شکاف کردن زکات اثرها زیانباری برای تارک آن داراست که عبارتند از:

تلف شدن اموال[۲۷]
زیان دو موازی[۲۸]
هزینه کردن در روش اشرار و گناه[۲۹]
محروم شدن از عفو و بخشش الهی[۳۰]
یکی‌از اقسام دزدی[۳۱]
محتاج شدن [۳۲]
عدم تایید نماز[۳۳]
محصول زکات داده نشده حریق روز قیامت می شود[۳۴]
زکات ندادن سبب بی‌ایمان مردن میگردد[۳۵]
زکات ندادن سبب ساز بی‌برکتی زمین میگردد[۳۶]
وجوب زکات
وجوب زکات از ضروریات آیین اسلام و آیتم واقعه همگی مسلمان ها میباشد و انکار وجوب آن موجب ارتداد گردد.[۳۷] زکات از عبادات به‌شمار می‌رود، از این رو، نیت (قصد نزدیکی) در آن شرط میباشد.[۳۸]

از آیه‌ها متعدد قرآن مثلا آیه ۱۵۶ سوره اعراف، ۳ سوره نمل، ۴ سوره لقمان، و آیه ۷ سوره فصلت که همگی از سوره‌های مکّی می‌باشند، اینگونه استعمال می گردد که: حکم وجوب زکات در مکه نازل شد‌ه‌است، و مسلمان ها ملزم به اجرا این وظیفه اسلامی بودند؛ البته وقتی که رسول(ص) به مدینه هجرت کرد و شالوده حکومت اسلامی را گذارد از طرف آفریدگار مأموریت یافت که زکات را شخصاً از عموم بگیرد - خیر این‌که خودشان به گرایش و لحاظ خویش، در مصارف آن صرف نمایند -. آیه شریفه «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً...»[۳۹] در‌این هنگام نازل شد. پر اسم و رسم این میباشد که نزول این آیه در سال دوم مهاجرت بود و آنگاه مصارف زکات به صورت ظریف در آیه ۶۰ سوره توبه ذکر شده است.[۴۰]

زکات در ادیان قدیمی
زکات ضمن آئین اسلام در ادیان قبل نیز بوده میباشد؛ یعنی زکات به یار و همدم نماز از مشترکات کلیه ادیان آسمانی میباشد و آیه ها اکثری در قرآن کریم ومهربان گواه این مدعاست.[۴۱]

با پژوهش آیه ها و احادیث در می یابیم که زکات در اسلام همچون زکات در دیگر ادیان الهی وجود ندارد که تنها بر اساس یک نوع وصیت و توصیه اخلاقی باشد؛ بلکه واجبی الهی میباشد و بی‌اعتنایی به آن فسق بوده و منکر وجوب آن، کافر میباشد.[۴۲]

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 523
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه