loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 46
شنبه 29 شهريور 1404 زمان : 11:13


عباس بن محمدرضا قُمی (۱۲۹۴ق-۱۳۵۹ق) دارای اسم و رسم به روحانی عباس قمی و محدّث قمی فقیه شیعه در |قرن چهارده هجری قمری میباشد. وی محدث، مورخ و خطیب بود و تحصیلات و شغل های علمی خود را در سه حوزه قم، مشهد و نجف طی کرد و کتاب‌های پرشماری نگاشت. مفاتیح الجنان، سفینة البحار، نفس المهموم و منتهی الآمال از مشهورترین تألیفات روضه خوان عباس قمی به‌شمار می‌رود. محدث قمی در سال ۱۳۱۹ش در نجف درگذشت و در مقبره حسینیه نصرت مشهد علی بن ابیطالب(ع) دفن شد.

معاش‌طومار
روضه خوان عباس در سال ۱۲۹۴ق در قم متولد شد.[۱] پدرش محمدرضا قمی شخصی متدین و مرجع عموم برای دور اندیشی از وظایف فقهی بود[۲] و مادرش، بانو زینت از زنان متدین و صالح آدرس حسینیه نصرت مشهد بود.[۳]

روضه خوان عباس قمی درباره مامان خود اینچنین ذکر می دارد که:

«اینجانب هر موفقیتی که دارم از برکت مادرم میباشد؛ چون وی عملکرد داشت مدام من‌را با پاکی بی نقص شیر رزرو حسینیه نصرت مشهد دهد».[۴]

روحانی عباس در رجوع و برگشت از نجف به قم، تزویج کرد. او دختر سید زکریا قزوینی از علمای قم را به همسری برگزید؛ ولی این ازدواج بعد از چندی به طلاق انجامید.[۵] محدث قمی زمانی که در مشهد اقامت داشت، با دختر سید احمد طباطبایی (۱۲۷۰-۱۳۳۴ق) تزویج کرد.[۶] فرزندان او به اسم میرزا علی، میرزا محسن، فاطمه و نجمه از این بانو شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد متولد شدند.[۷]

محدث قمی در شب ۲۲ ذی‌الحجه سال ۱۳۵۹ق موازی با ۱ بهمن ۱۳۱۹ش[۸] در ۶۵ سالگی در نجف درگذشت. سید ابوالحسن اصفهانی در بقاع امام علی(ع) بر وی نماز خواند و پیکرش در کنار استادش میرزا حسین نوری در مقبره دفن شوید. بنابر نقل سید محسن امین سه مجلس بزرگداشت برای او در نجف، کربلا و کاظمین برگزار شد.[۹]

مقام و عنایت
سید محسن امین در کتاب اعیان الشیعه، او را تحت عنوان دانا، فاضل، محدث، واعظ، عبادت کننده و بازهد حافظه نموده است.[۱۰] علامه امینی در کتاب الغدیر به مناسبت بیان کتاب نتیجه القدیر فیما یتعلق بحدیث الغدیر او را از نوابغ و از بزرگان دانش حدیث معرفی می‌نماید.[۱۱] شعرانی در کتاب دمع السجوم او را ادیبی بارع، محدثی خبیر و با خبر و در ضبط مطالب ظریف و پیشوای دهر معرفی می‌کند[۱۲] امام خمینی در تفصیل چهل حدیث او‌را این سیرتکامل تعریف نموده است:«الشّيخ العالم الجليل المُتَعَبِّد الثّقة الثَّبت» روضه خوان دانشمند پای‌حایل به آیین و اهل تعبد و قابل پشت گرمی ودارای خطای نادر و تمیز از لاف. [۱۳] کنگره بزرگداشت روحانی عباس قمی، پنجشنبه ۱۱ آذر سال ۱۳۸۹ش در راس دینی ائمه اطهار(ع) در قم برگزار شد.[۱۴]

بازدید : 33
پنجشنبه 27 شهريور 1404 زمان : 10:39


نزاع خیبر
نوشته‌علمیٔ مهم: مبارزه خیبر
در سال هفتم هجری، نبی(ص) بر یهودیان خَیبَر برنده شد که قبل از آن تعدادی توشه با معاندان بر ضد وی هم‌عهد و پیمان گردیده بودند. قلعه خیبر که در حوالی مدینه واقع گردیده بود، به تصرف مسلمان ها درآمد و رسول(ص) عهده دار شد که یهودیان به عمل زراعت خود در آن حوزه‌ ادامه دهند و هر سال از مال خویش بخشی به مسلمان ها حسینیه نصرت مشهد بپردازند.[۱۰۳]

در نزاع خیبر، عمل فتح یکی‌از قلعه‌ها طاقت فرسا شد و فرستاده معبود(ص) به ترتیب ابوبکر بن ابی قحافه و قدمت بن خطاب را برای فتح آن ارسال کرد، ولی عاجز ماندند آنگاه درفش را به علی اعطا کرد و وی آن را فتح آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۱۰۴]

صلح حُدیبیه
نوشته ی علمی‌های مهم: صلح حدیبیه و بیعت رضوان
نزاع احزاب، تسلیم یهودیان بنی قریظه و دو سه نبرد که در سال ششم هجری صورت بخشید و به بهره مسلمان‌ها نقطه پایان یافت و غنیمت‌های جنگی که قسمت آنها شد، اقتدار اسلام را در چشم ساکنان شبه جزیره بالا موفقیت، چنان‌که بخش اعظمی از خاندان‌ها مسلمان یا این که هم‌قسم با مسلمان‌ها رزرو حسینیه نصرت مشهد شدند.[۱۰۱]

در ذی القعدة سال ششم هجری پیغمبر اکرم(ص) با هزار و پانصد بدن از عموم مدینه برای ادای عمره روانه مکه شد. قریش زمانی از قصد پیغمبر با خبر شدند، برای نهی کردن او مهیا گردیدند. ابتدا خالد بن ولید و عکرمة بن ابی‌جهل را روانه کردند تا اورا از وصال شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد به مکه بازدارند.

پیغمبر(ص) در جایی که حدیبیه اسم دارااست و استارت مرزوبوم‌های بقعه میباشد، فرود آمد و به عموم مکه پیغام بخشید ما برای زیارت آمده‌ایم خیر برای مبارزه. قریش نپذیرفتند. آخر و عاقبت صلح‌طومار‌ای فی مابین وی و نماینده عموم مکه امضا شد که به موجب آن برای ده سال جنگی فی مابین دو طرف نخواهد بود.

در سال جاری مسلمانها نباید به مکه باطن شوند، البته در سال آجل همین موقع عموم شهر سه روز از مکه خارج می روند و شهر را برای مسلمان ها خواهند گذاشت تا زیارت نمایند. یکی از دیگر از مواد این عهدوپیمان‌طومار این بود که هرکس از عموم مکه نزد محمد(ص) آید به مکه برگردانده خواهد شد، البته در حالتی که کسی از مدینه به مکه رفت قریش الزامی ندارد او‌را بازگرداند. دیگر ماده عهد و پیمان‌طومار این بود که هر قوم و قبیله آزاد میباشد که در قسم قریش باشد یا این که در عهد و پیمان محمد(ص).[۱۰۵] بعداً قریش با رعایت نکردن همین شرط موجبات فتح مکه را پدیدآوردند.[۱۰۶]

بازدید : 28
چهارشنبه 26 شهريور 1404 زمان : 10:06


حرمت
نادر‌فروشی حرام میباشد.[۷] روضه خوان انصاری در کتاب المکاسب، معدود‌فروشی را زیر تیتر «اموری که ذاتا حرام‌اند و به همین خیال و خاطر اکتساب با آن‌ها نیز حرام می باشد.» مطرح نموده است.[۸] آیت الله سبحانی حرمت آن را از ضروریات فقه دانسته میباشد.[۹]
فقها برای ثابت حرمت معدود‌فروشی به دلیل اربعه؛ یعنی قرآن، احادیث، اجماع و حسینیه نصرت مشهد عقل تمسک کرده‌اند:[۱۰]
آیه‌ها
هفت آیه در قرآن با عنوان ها متعدد «تَطفیف»، «بَخْس»، «نقص» و «اِخسار» بر حرمت نادر‌فروشی دلالت کرده و از اعمال آن نهی کرده‌اند.[۱۱] بعضا از این آیه‌ها آدرس حسینیه نصرت مشهد عبارتند از:

سوره مطففین با آیه «وَیلٌ لِّلْمُطَفِّفِینَ؛ وای بر معدود‌فروشان.» استارت گردیده و در دو آیه بعد از آن به ذکر اوصاف نادر‌فروشان پرداخته میباشد «آن ها که زیرا از عموم کالایی را با پیمانه و وزن می ستانند، آحاد و بدون نقص می ستانند-و زیرا برای آن ها پیمانه و وزن نمایند، رزرو حسینیه نصرت مشهد معدود می دهند.

»[۱۲] «وَیْل» برای وعید و انذار حال و روز گردیده و برای هر که در نابودی و عذاب واقع شد‌ه‌است، بکار می‌رود.[۱۳] بعضا نیز گفته‌اند: «ویل» اسم مکانی در دوزخ و جهنم میباشد.[۱۴] «مُطَفِّف» (نادر‌فروش) از ماده «تطفیف» و در اصطلاح به‌معنای معدود‌کردن پیمانه و معدود‌کشیدن شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۵]
«أَوْفُواْ الْمِکیالَ وَالْمِیزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْیاءهُمْ..؛ پیمانه و میزان را تک تک و بی نقص بدهید و از اجناس و اموال و حقوق و دستمزد عموم مکاهید.»[۱۶] «بخسْ» هم معنای «تطفیف» و به معنای نادر گذاشتن و کاستن حق دیگری از روی ظلم میباشد.[۱۷]
«وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِکیالَ وَالْمِیزَانَ..؛ از پیمانه و معیار مکاهید.»[۱۸]
«أَوْفُوا الْکَیلَ وَ لٰا تَکُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِینَ؛ پیمانه را بدون نقص بدهید و از نادر‌فروشان نباشید.»[۱۹]
احادیث
احادیث مرتبط با حرمت نادر‌فروشی-با احادیث دیگری که درباره بیزنس و حصول وارداتی-پایین تیتر «آداب التجارة» در منابع روایی تدوین گردیده است.[۲۰] بعضی از این احادیث عبارتند از:

کلینی در کتاب الکافی روایتی از اصبغ بن نباته از امام علی(ع) نقل کرده که سه درجه بالای منبر خطاب به اهل بازار اعلام‌کرد: «یا این که مَعْشَرَ التُّجَّارِ، الْفِقْهَ ثُمَّ الْمَتْجَرَ ...ای مجموعه تاجران نخستین فقه بیاموزید و بعد بیزنس نمایید... وسپش خاطر نشان نمود: التَّاجِرُ فَاجِرٌ، وَالْفَاجِرُ فِی النَّارِ، إِلاَّ مَنْ أَخَذَ الْحَقَّ، وَأَعْطَی الْحَقَّ؛‌بازرگان فاجر میباشد و فاجر در حریق دوزخ میباشد مگر آن ها که به مقدار حق خود از عموم بگیرند و حق الناس را بپردازند.»[۲۱]
روحانی صدوق در کتاب عیون خبرها الرضا(ع) روایتی نقل می‌نماید که در آن، امام رضا(ع) معدود‌گذاشتن و کاستن از پیمانه و معیار را از گناهان کبیره برشمرده میباشد.[۲۲]
روضه خوان صدوق در کتاب اجر الاعمال و عقاب الاعمال روایتی از امام باقر(ع) نقل نموده است که «رسول(ص) فرمود:...در هیچ قومی بی عفتی به طور آشکار و علنی اعمال نگرفت، مگر این که طاعون و دردهایی که در پیشینیان نبوده میباشد، در میان آنها شایع میشود، در پیمانه و وزن نادر فروشی نمیکنند، مگر این که به قحطی، مشقت هزینه های و ستمِ پاد شاه مبتلا می شوند...»[۲۳]
اجماع
سازه به گفته آیت الله خویی، قاطبه مسلمین، معدود‌فروشی را حرام دانسته‌اند.[۲۴] علامه حلی در تذکره الفقها برای حرمت معدود‌فروشی ادعای اجماع نموده است.[۲۵] مالک مفتاح الکرامه نیز اجماع فقها را یکی‌از برهان حرمت نادر‌فروشی دانسته میباشد.[۲۶]

آیت الله میرزا جواد تبریزی اجماع داعیه گردیده در‌این مساله را اجماع مدرکی[یادداشت ۱] دانسته و آن را فاقد اعتبار میداند.[۲۷] از حیث وی حرمت معدود‌فروشی با تمسک به آیه ها، احادیث و عقل، ثابت میشود.[۲۸]

عقل
عامل عقلی برای ثابت حرام بودن معدود‌فروشی بدین شکل میباشد که نادر‌فروشی ظلم میباشد و ظلم از نگاه عقل قبیح بوده در سود نادر‌فروشی قبیح میباشد.[۲۹]

سازه به گفته آیت الله خویی عقل به نحو جدا بر حرمت نادر‌فروشی حکم می‌نماید.[۳۰] سید تقی طباطبایی قمی عقل را ناتوان از ثابت احکام فقاهتی دانسته و بر این اعتقاد میباشد که احکام دینی تابع ملاکاتی میباشد که تنها شارع به آن ها دانش داراست.[۳۱] از دید وی حرمت معدود‌فروشی تنها با تمسک به آیه‌ها و احادیث اثبات میشود.[۳۲]

بازدید : 27
سه شنبه 25 شهريور 1404 زمان : 22:11


ارتباط با دیگر تیره‌های قریش
با دقت به برتری و بزرگی قریش در بین عرب شبه جزیره، رقابت بین تیره‌های قریش نیز از اهمیتی خاص بهره مند بود؛ از این رو هر مورد از این تیره‌ها عملکرد می‌کردند تا از هر نحوه ممکن با پیشی تصاحب کردن از رقبا، سر گروهی و رده ممتازی را بین قبایل مختلف قریش به حسینیه نصرت مشهد دست آورند.

ریشه دشمنی بنی امیه با بنی‌هاشم را نیز بایستی در همین رقابت‌های قوم و قبیله‌ای جست وجو کرد. گرچه بعضی گزارش‌های تاریخی (که گزینه شک هم قرار دارا‌هستند)،[۱۲] ریشه دشمنی فی مابین بنی امیه و بنی‌هاشم را به مسائلی جزئی‌خیس منتسب می‌نمایند. آدرس حسینیه نصرت مشهد مسائلی مانندِ حسادت امیة بن عبدشمس (برادرزاده هاشم)

به وی و مبارزه‌هایی فی مابین آن دو؛[۱۳] یا این که به «مُنافرة» (افتخار به حسب و نسب) حرب بن امیه با عبدالمطّلب.[۱۴] حتی برخی از احادیثِ تاریخی ماجراهای مرتبط با فرصت میلاد هاشم و عبدشمس (نیای امویان) را در توجیه مبارزه‌ها و رقابت‌های آجل امویان با بنی‌هاشم آیتم اعتنا قرار داده‌اند[۱۵] رزرو حسینیه نصرت مشهد (نک: هاشم بن عبدمناف).

بعداز مرگ عبدالمطّلب و عمدتاً به سبب ساز ضعف شدید مالی، رده بنی‌هاشم افول کرد؛ ولی با بعثت فرستاده(ص)، مجدداً رقابت‌ها و زد خورد‌های زیادی از سوی رقبای بنی‌هاشم به سرکردگی بنی مخزوم و آنگاه بنی امیه با آن‌ها گزارش شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است

. این فرمان به باور برگرفته از طریقه این اشخاص راجع به نبوت و رسالت فرستاده(ص) بود؛ چون از منظر این اشخاص بعثت پیامبری از بنی‌هاشم مقوله‌ای جدای از رقابت‌های بستگان‌ای خلا و آن را عذر‌ای برای حکومت کردن بنی‌هاشم و نتیجه ها بازیگری آن ها می‌دانستند؛[۱۶] از این رو کوشش می‌کردند تا با انکار نبوت و تقابل با رهروان آن حضرت بازدارنده رویش رده بنی‌هاشم گردند.

منابع همینطور از بنی عبدالدّار و بنی مخزوم تحت عنوان دیگر تیره‌های حریف و معاند بنی‌هاشم ذکر شده‌اند. بنی عبدالدّار که اول نبرد خویش را با هاشم بن عبدمناف در جریان تصدی مناصب مکه داشتند (نک: حلف الاحلاف) با بعثت رسول(ص) در کنار بنی امیه قرار گرفتند.[۱۷] بنی مخزوم نیز که در حلف الاحلاف در کنار بنی عبدالدّار قرار داشتند،[۱۸] با استارت دعوت علنی به اسلام در رأس معارضان نبی(ص) قرار گرفتند؛ چون با اعتنا به منزلت اشرافیت ابوجهل (تعالیِ بنی مخزوم) و سر گروهی وی بر مکه، بعثت پیامبری از بنی‌هاشم را خطری برای شرافت و مقام خویش می‌دیدند.

بازدید : 23
دوشنبه 24 شهريور 1404 زمان : 16:07


بعضا از بینش‌های شهید مطهری در کتاب نظام دستمزد زن در اسلام از این قرار میباشد:

از دید مطهری، زن در قرآن به عبارتی زن در طبیعت میباشد و قرآن زن را همان طور که در طبیعت میباشد، مراعات نموده است. او با این نگاه، درین کتاب هماهنگی طریقه قرآن درباره زن با طبیعت زن را توضیح حسینیه نصرت مشهد داده میباشد.[۲۱]
او تفاوت‌های زن و مرد را از شاهکارهای خلقت و درس توحید و خداشناسی شمرده، این نظر را دارد برای تولید وحدت و لینک فی مابین جسم و جان زن و مرد، تفاوت‌های جسمی و روحی بین آن ها قرار داده گردیده است. این تفاوت‌ها زن و مرد را به یکدیگر جذب کرده و شیدا و خواستار یکدیگر قرار میدهد. از لحاظ مطهری، مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.[۲۲]
مطهری در بخشی از کتاب می‌نویسد از نگاه اسلام زن و مرد هر دو انسانند و از حقوق و دستمزد انسانی هم اندازه سود‌مندند؛ ولی در جهات متعددی شبیه یکدیگر نیستند، عالم برای آنان یک‌جور وجود ندارد، خلقت و طبیعتْ آنان‌را یکنواخت نخواسته میباشد؛ همین تفاوت‌ها موجب می گردد زن و مرد از نظر اکثری از حقوق و دستمزد و تکالیف و مجازات‌ها شرایط مشابهی رزرو حسینیه نصرت مشهد نداشته باشند.

در دنیای غرب، کوشش می‌‏خواهد شد بین زن و مرد از دید ضوابط و ضوابط و حقوق و دستمزد و وظایف وضعی واحد و مشابهی به وجود آورند و تفاوت‌های غریزی و طبیعی زن و مرد را نادیده بگیرند. تفاوتی که دربین لحاظ اسلام و سیستم‌های غربی وجود داراست در اینجاست. او می گوید ادعای ما این میباشد که لازمه عدل و داد و دستمزد فطری زن و مرد، عدم همانندی آن ها در بعضی از حقوق و دستمزد میباشد. عدم همانندی زن و مرد در حدودی که طبیعت، زن و مرد را در موقعیت نامشابهی قرار داده، بهروزی خانوادگی و اجتماعی را نیز عالی تأمین شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.[۲۳]
مطهری درباره کمتر بودن ارث زن از مرد براین اعتقاد و باور میباشد که در موضوع ارث، صرفا جنبه مالی مطرح نبوده، بلکه جنبه‌های دیگر همانند جنبه‌های کم عقل و اجتماعی زن و مرد نیز نظر شد‌ه‌است. تضارب‌های زن به حیث ساخت‌و‌ساز نسل، اقتدار کمتر وی در دستیابی گنج، مصرف بیشتر گنج نسبت به مرد و ملاحظات روحی و دیوانه خاص زن موجب گردیده اسلام پرداخت مهریه و نفقه را بر مرد مورد نیاز بداند و در مقابل برای جبران فشار مالی بر مرد، سهم مرد از ارث را دو موازی زن قرار داده میباشد.[۲۴]
مطهری برآن میباشد عشق و محبت زن، عقب افتاده جسمی و متعلق به عشق و علاقه و محبت مرد میباشد. ازاین‌رو، بی‌علاقگی و بی‌وفایی مرد نسبت به زن، نقطه پايان معاش زناشویی میباشد؛ البته در حالتی که که سردی و بی‌علاقگی از سوی زن باشد، مرد می تواند با ابراز محبت و عشق و علاقه، عشق زن را بازگرداند. به نظر طبیعت زن، بدترین اهانت و تحقیر یک زن این میباشد که مرد با وجود بی‌علاقگی یا این که تنفر بخواهد او‌را ناچار به ادامه معاش نماید. بر همین پایه حق جدایی در مشت مرد قرار داده گردیده‌است.[۲۵] از دید او، انگیزه تخصیص حق جدایی به مرد، نقش خاص مرد در معاش زناشویی میباشد خیر مالکیت مرد نسبت به زن.[۲۶]

بازدید : 61
شنبه 22 شهريور 1404 زمان : 19:50


طوبی (طوبا) یا این که شجره طوبی اسم درختی در پردیس که مبتنی بر احادیث خدا آن را با دست خود کردار نمود. اصل و ریشه این درخت در منزل فرستاده(ص) و شاخه‌های آن در منزل‌های مؤمنان حسینیه نصرت مشهد میباشد.

مقام و معنا‌شناسی
کلمه و واژه طوبی در قرآن یک‌توشه در آیه ۲۹ سوره رعد نام برده میباشد: «الَّذِینَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ طُوبی لَهُمْ وَ آدرس حسینیه نصرت مشهد حُسْنُ مَاب»

واژه و کلمه " طوبی" را به هیچ وجهً عربی نمی‌دانند؛ طبق حیث ابن عباس طوبی اسم فردوس به گویش حبشی میباشد و سعید بن جبیر طوبی را اسم پردیس به لهجه هندی رزرو حسینیه نصرت مشهد دانسته میباشد.[۱]

برخی مفسران خواسته از کلمه و واژه طوبی در قرآن را مفاهیمی غیر از اسم درختی خاص بیان کرده‌اند،[یادداشت ۱] البته در احادیث شیعه و اهل سنت،[یادداشت ۲] از طوبی تحت عنوان درخت حافظه گردیده است. بعضا معتقدند خدا بعضا از اصطلاحات هنگفت و مفاهیم نامأنوس با ذهن بشری، مانند واقعیت «طوبی» را در پوسته مفاهیم قابل ادراکِ انسان ذکر کرده، و نباید در‌این مورد ها واقعیت مفهوم را همین درخت‌های مادی تصور شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کرد.[مستلزم منبع]

طوبی در احادیث
مجلسی اولیه با اعتنا به مضمون احادیث، درخت طوبی را چنین تعریف می‌نماید: درختی میباشد در پردیس و همان گونه که نوروفروغ خورشید در تمامی منزل‌ها وارد میگردد، شاخه‌های آن در منزل کلیه بهشتیان کشیده شد‌ه‌است، در هر شاخه‌ای از آن میوه‌ها و نعمتهایی میباشد که خیر چشمی چشم و خیر تلفن همراه شنیده و خیر در خیال و خاطر کسی خطور نموده است. آن درخت را آفریدگار با دست اقتدار خویش آفریده میباشد و آن را جانی داده میباشد که شیعه‌ها و درجات آنان را می شناسید، و بهشتیان هر سیرتکامل زینتی که بخواهند و هر نوع میوه که میل داشته باشند از آن درخت بچینند و این درخت ثمره محبت اهل بیت(ع) میباشد.»[۲]

رُاو عَن الصّادق(ع): هِی شَجَرَةٌ مِنْ جَنَّةِ عَدْنٍ غَرَسَهَا رَبِّی بِیدِهِ
امام راست گو(ع) در عظمت طوبی فرمود: طوبی درختی از جنت عَدْن میباشد که خدا آن را با دست خود کاشته میباشد.
حر عاملی، وسائل الشیعة، ۱۴۱۲ق، ج۲۴، ص۳۲۴
در حدیثی از امام علی(ع)، در اولیه شعبان به دستور خدا در پردیس باز گردیده و به درخت طوبی دستور میدهد تا شاخه‌هایش را بر روی عالم بگسترد، جاری ساختن این ماه، مانند چنگ زدن به شاخه‌های این درخت بوده و فرد را بهشتی می‌نماید.[۳]

مطابق احادیث درخت طوبی یک کدام از یکسری چیزی میباشد که خدا با دست اقتدار خود آنان‌را اخلاق کرده است.[۴]

در حدیثی از رسول اکرم(ص) در باب درخت طوبی سوال شد. حضرت فرمود اصلِ آن درخت در منزل اینجانب میباشد و فرع آن بر اهل پردیس. دقایقی آن‌گاه فرد دیگری همین سؤال را پرسید و حضرت فرمود: طوبی در منزل علی(ع) میباشد. حاضرین با تعجب انگیزه تفاوت جواب را پرسیدند، نبی(ص) فرمود: منزل اینجانب و علی(ع) در فردوس در یک جای میباشد.[۵]

در احادیث میباشد که پیامبر پروردگار (ص) فاطمه را زیاد می‌بوسیدو زیرا به لحاظ عايشه بوسیدن فاطمه امری نامتعارف بود، پیامبر آفریدگار (ص) به عایشه اظهار کرد: وقتی كه من‌را در رخداد اسراء به افق بردند، وارد پردیس شدم، جبرئیل منرا مجاورت درخت طوبی موفقیت و از میوه‌های آن به اینجانب بخشید و اینجانب خوردم. خدا آن را تبديل به آب در پشت اینجانب كرد. زمانی به زمین نزد خديجه آمدم، وی به فاطمه آبستن شد، هیچ هنگامی فاطمه را نبوسیدم مگر این كه بوی به عبارتی درخت طوبی را از وی استشمام کردم.[۶]

بازدید : 28
سه شنبه 18 شهريور 1404 زمان : 19:15


ماجرای مبارزه
غزوه ذات‌الرقاع در سال ۴ هجری برای تقابل با مشرکانی از بستگان‌های بنی‌انمار و بنی‌سَعد واقع شد که قصد حمله به مسلمانها را حسینیه نصرت مشهد داشتند.

بر پایه ی گزارشات تاریخی، فردی که از حیطه نَجْد برای فروش کالایش به مدینه می رفت، گروهی از بنی‌انمار و بنی‌سَعد را روءیت کرد که عموم را علیه مسلمانها عده کرده و قصد حمله به آن ها را دارا‌هستند، در حالی که مسلمانها از این جنبش معاندان بی‌خبر بودند.[۱] وقتی که‌این خبر به فرستاده(ص) آدرس حسینیه نصرت مشهد رسید،

عثمان[۲] و بنابر نقلی ابوذر را جانشین خویش در مدینه کرد[۳] و به هم پا ۴۰۰ و به قولی ۷۰۰ یا این که ۸۰۰ نفر از صحابه از مدینه برای مبارزه خارج رفتند.[۴] زمانی که سپاه اسلام به محل معاندان رسید، کسی را مشاهده نکردند؛ چرا‌که مشرکان به قله کوه‌ها گریخته[۵] و از آنجا بر سپاه اسلام اِشراف رزرو حسینیه نصرت مشهد داشتند.

[۶] مسلمان‌ها که از حمله غافلگیرانه مشرکان بیمناک بودند[۷] در وقت نماز با نبی(ص) نماز ترس خواندند.[۸] درین غزوه، رسول(ص) سوای آنکه جنگی نماید،[۹] بعد از ۱۵ روز[۱۰] با به چنگ آوردن غنائمی [۱۱] به مدینه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد برگشت.[۱۲]

مجال غزوه
تاریخ‌نگاران در طی وقوع این غزوه اختلاف دارا هستند.[۱۳] واقدی مجال غزوه را محرم سال چهارم،[۱۴] بَلاذُری محرم سال پنجم،[۱۵] حَلَبی ربیع‌الاول بعداز غزوه بَنی‌نَضیر،[۱۶] و دِهمپا البَکری بعداز غزوه بَدر صُغری[۱۷] بیان کرده‌اند.

نجات اعجازگونه رسول
در‌این غزوه سرازیر‌شدن سیل فی مابین نبی و اصحابش مسافت انداخت. یکی‌از مشرکان از به دور حضرت(ص) را رویت کرد و ذکر کرد: اینجانب اینک محمد را خواهم کشت. چاقو به دست به‌طرف فرستاده(ص) آمد و اعلام کرد: ای محمد! الان چه کسی تو‌را از دست اینجانب نجات می دهد؟ حضرت(ص) فرمود: وای بر تو خدا من را نجات خواهد بخشید. در‌این هنگام ناگهان مهاجم با سینه بر زمین زمین‌خورد و نبی(ص) شمشیرش را از او گرفت و بر سینه‌اش جلسه و فرمود: الان چه کسی تورا از دست اینجانب نجات میدهد؟ اظهار کرد: بزرگواری و سخاوت شما، فرستاده(ص) از روی سینه وی ازجاپرید و آن مرد می‌خاطرنشان کرد: به آفریدگار عهد تو از اینجانب عالی و بزرگوارتر هستی.[۱۸]

اسم‌گذاری
غزوه ذاتُ‌الرِقاع در منابع تاریخی با اسم‌های دیگری همانند غزوه اَعاجِیب،[۱۹] غزوه مُحارِب،[۲۰] غزوه بَنی‌ثَعْلَبَه[۲۱] و غزوه بَنی‌اَنْمار[۲۲]آمده میباشد.

تاریخ‌نگاران در نامگذاری این غزوه به ذات‌الرقاع ایده ها زیادی ذکر کرده‌اند:

قرارگرفتن این غزوه در کنار کوهی که دارنده قله‌های سرخ، سیاه و سپید میباشد.[۲۳]
جراحت‌شدن پای سربازان اسلام از شدت سوزش و حرارت زمین که بدون چاره با کُهنه‌ای (رِقاع عده رُقعه به معنای پارچه و کهنه) پای خویش را می‌بستند.[۲۴]
در‌این غزوه نماز واهمه خوانده شد.[۲۵]
استعمال از اسب‌های سیاه و سپید در‌این غزوه.[۲۶]
پانویس
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج‏۲، ص۲۴۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۴۰۲؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ۱۴۱۷ق، ج‏۱، ص۳۴۰.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج‏۴، ص۸۳.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۳۹۵؛ ذهبی، تاریخ الإسلام، ۱۴۰۹ق، ج‏۲، ص۲۴۶.
أنساب الأشراف، البلاذری، ج‏۱، ص۳۴۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ۱۴۱۸ق، ج‏۲، ص۴۷.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق‏، ج‏۱، ص۳۹۶؛ مقریزی، إمتاع الأسماع، ۱۴۲۰ق، ج۱، ص۱۹۷.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق‏، ج‏۱، ص۳۹۶.
واقدی، المغازی، ۱۴۰۹ق‏، ج‏۱، ص۳۹۶؛ طبری، تاریخ الأمم و الملوک، ج‏۲، ص۵۵۶.
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ج‏۴، ص۸۳.

بازدید : 18
دوشنبه 17 شهريور 1404 زمان : 17:11


پناهنده شدن همسایگان به کشور‌ایران
از اتفاق ها عمده روزگار فرمان روا طهماسب پناهنده شدن همایون فرمان روا هند و بایزید شاهزاده عثمانی بود که هردو اتفاق افتاد تأثیر متعددی در ارتباط ها کشور‌ایران با هند و حسینیه نصرت مشهد عثمانی داشت.

[۱۰] در سال ۹۵۰ ه‍.ق همایون سلطان هند به انگیزه اختلافاتی که در بین وی و شیرخان افغانی چهره داده بود، بر تاثیر نفاق برادرانش ناگزیر هند را شکاف کرد و با کسان مجاورت خویش به فرمان روا طهماسب پناهنده آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.

فرمانروا طهماسب مقدم مهمان خویش را گرامی داشت و امر اعطا کرد او‌را با احترام تا پایتخت ملازمت و همراهی نمایند. همایون بعداز مدتی اقامت در کشور‌ایران با نیرویی که فرمان روا صفوی در چنگ وی گذاشت، به هند رجوع و سلطنت از دست رفته خویش را به دست رزرو حسینیه نصرت مشهد آورد.

این حادثه چنان اثر خیر و خوبی در رابطه ها جمهوری اسلامی ایران و هند باقی گذاشت که تا انقراض صفویان به استثنای مواقعی یک‌سری که اختلافاتی دربین طرفین در مسایل مرزی به ویژه قندهار پیش آمد، شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد ادامه یافت.[۱۱]

در سال ۹۶۷ ه‍.ق بایزید به انگیزه پاره‌ای اختلافات که با پدرش پاد شاه سلیمان و برادرش سلیم پیدا کرده بود، با ده هزار سرباز دارای سلاح از آناتولی وارد جمهوری اسلامی ایران شد و از پاد شاه طهماسب تقاضای پناهنده شدن کرد. فرمان روا طهماسب او‌را گرامی داشته و امر کرد وی و نزدیکانش را در کاخ قابل قبولی مکان دهند. فرمان روا عثمانی که از داخل شدن بایزید به کشور‌ایران اگاهی یافت، با ارسال طومار‌های مکرر به طور احترام یا این که حتی گاه ترساندن، استرداد بایزید را از فرمان روا طهماسب تقاضا کرد. پادرمیانی‌ها و تقاضاهای فرمانروا نیز برای عفووبخشش شاهزاده عثمانی ابدا مؤثر واقع نشد. سرنوشت فرمان روا صفوی برای پرهیز از تهاجم عثمانی و شعله‌ور شدن پیکار‌هایی که به موجب صلح آماسیه متوقف گردیده بود، بایزید و فرزندان او‌را تسلیم مأموران عثمانی کرد. متعاقب آن در سال ۹۶۹ ه‍.ق صلحی در بین طرفین انعقاد شوید و نزاع‌های غرب میهن برای مدتی نسبتا زمانبر بی سر و صدا شد.[۱۲]

هجرت علما به کشور‌ایران
مقارن با شروع زمانه سلطنت صفویان، مرکز ها فقاهتی و شیخ شیعی در سوا کشور‌ایران و مرز و بوم‌های عربی به ویژه جبل دلیل قرار داشت. با استقرار سلطنت صفوی در زمان طهماسب، سیل هجرت عالمان و فقیهان شیعی از این مرکزها به سوی جمهوری اسلامی ایران سرازیر شد. گرچه در طول فرمانروا اسماعیل نخستین افرادی زیرا روحانی زین الدین علی و سید نعمت الله حلی و حتی یک توشه متفحص کرکی به کشور ایران آمده بودند؛ البته آن مسافرت‌ها کوتاه‌دوران، جداازهم و ناپایدار بود. بدین ترتیب می بایست اعلام کرد تشکیل و استمرار بنیان روحانیت شیعی از زمان طهماسب استارت میشود، خصوصا بعداز ورود پژوهشگر ثانی که به کشور‌ایران وارد شدند، دودمان‌های شیخ از این مهاجرین و فرزندانشان در کشور ایران ساخته شده و مناصب مختلفی در کشور ایران را از قبیل روحانی الاسلامی، امامت، قضاوت، صدارت تا وزارت را به دست آوردند که تا اواخر عصر صفویه تداوم یافت. این سلسله قوم و قبیله‌های روضه خوان که خلال رابطه نسبی و سببی از دید آموزشی و علمی نیز به یکدیگر لینک و پیوند می‌خورده‌اند، تا وسط زمان صفویه سیمایی عربی به هیأت روحانیت کشور ایران اعطا کرد؛ البته کم کم که نسل جدیدی از عالمان و فقیهان شیعی اهل ایران رشد یافت، عنصر اهل ایران در فقاهت و روحانیت شیهی وجه موفق یافت. از دارای شهرت‌ترین عالمانی که در عصر فرمان روا طهماسب به جمهوری اسلامی ایران هجرت کردند روضه خوان علی بن بنده العالی کرکی دارای اسم و رسم به متفحص ثانی، روحانی علی منشار، روحانی حسین بن عبدالصمد حارثی و فرزندش روضه خوان بهایی میباشند. [۱۳]

فرمان روا طهماسب متشخص و سیاست مذهبی‌ای که داشت، می کوشید تا رابطه ها گرم و بسیار قربت با علما برقرار نماید. به گونه ای که علما و روحانیون مدام در مجلس او حاضر بودند و فرمان روا طهماسب در هیچ امری فارغ از فتوا و مسأله شغل نمی کرد و در هر کاری آغاز حکم فقهی آن را از علما میپرسید.[۱۴]

بازدید : 24
پنجشنبه 13 شهريور 1404 زمان : 11:05


فضائل و مقامات
علامه حلی عبدالعظیم را عالمی پرهیزکار معرفی می‌نماید.[۲۹] محدث نوری نیز درباره فضائل وی از رساله مالک بن عباد نقل می‌نماید که او مردی با ورع، باتقوا، پر اسم و رسم به ودیعت، صداقت در گفتار، دانا به کارها آئین، قائل به توحید و عدل و دارنده روایات بسیار حسینیه نصرت مشهد بود.[۳۰]

در ذکر امام معصوم(ع)
امام هادی(ع) در سفری که عبدالعظیم به سامرا داشت، اورا تصدیق کرد. امام هادی(ع) او را این‌سیرتکامل خطاب می‌نماید: یا این که اباالقاسم! تو به حق اما ما هستی... تو به عبارتی فقاهتی را که نیکو خداست، تعیین کرده‌ای... پروردگار تو‌را با گفتار اثبات در جهان و آخرت ثبت نماید.[۳۱] این گفت‌و‌گو فی مابین امام و عبدالعظیم به حدیث پهنا آئین معروف آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[یادداشت ۱]

رده علمی
ابوتراب رویانی می گوید: شنیدم که ابوحماد رازی می‌اعلام کرد در سامرا بر امام هادی(ع) وارد شدم و از برخی مسائل حلال و حرام پرسیدم. زیرا قصد وداع داشتم حضرت فرمود: در صورتی در کارها شرعی در [تشخیص] حلال و حرام، مورد‌ای بر تو مشقت بار شد، از عبدالعظیم بن عبدالله حسنی سؤال کن و درود من‌را به وی رزرو حسینیه نصرت مشهد برسان.[۳۲]

احادیث عبدالعظیم
در کتاب ها حدیثی، بیش تر از صد داستان از عبدالعظیم حسنی نقل گردیده است.[۳۳]

از او کتاب‌هایی در چنگ میباشد؛ مانند کتاب «خُطَب امیرالمؤمنین‌»[۳۴]و کتاب «یوم و لیله»[۳۵] که ظاهرا اعمالی میباشد که بر حسب خبر‌ها ائمه با ذکر ها خاصه قصه گردیده است و هر مکلفی میتواند در تک تک روز و شب از مستحبات و واجبات به جا آورد.[۳۶]همینطور کتابی با تیتر «احادیث عبدالعظیم حسنی‌» نیز آوازه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داراست.[۳۷]

روحانی صدوق، تیم احادیث او را با تیتر «جامع خبرها عبدالعظیم‌» عده نموده است.[۳۸] او دو داستان از امام رضا(ع)، ۲۶ ماجرا از امام جواد(ع) و ۹ ماجرا از امام هادی(ع) بی‌واسطه نقل نموده است. احادیث باواسطه او هم به ۶۵ حدیث میرسد.[مستلزم منبع]

جدیدا، در مرزو بوم یمن، ورژن‌ای خطی از کتابی به اسم روایات امیر المؤمنین (باملاء القاضی جعفر الیمانی) کشف شد که در آن حکمت‌هایی منسوب به امام علی(ع) به داستان حضرت عبدالعظیم از امام جواد(ع) آورده شده بود.[۳۹] این کتاب به عملکرد مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث در سال ۱۴۴۲ق به چاپ رسید.[۴۰] در سلسله گواهی روایات این کتاب مذکور که راوی آن ها را از حضرت عبدالعظیم(ع) در منزلٔ وی در ری دریافت کرده است.[۴۱] ترجمه این روایات[۴۲] و نیز گستردن آنان[۴۳] در دو تاثیر غیروابسته به چاپ رسیده میباشد.

اثر ها درباره عبدالعظیم
در خرداد ماه سال ۱۳۹۲ش، برای معرفی شخصیت حضرت عبدالعظیم حسنی(ع) کنگره بزرگداشتی در سالن روحانی صدوق بنا شده در بقاع او برگزار شد؛ تیم اثرها این کنگره در ۲۹ جلد منتشر شوید که بعضا از آن‎ها عبارتند از:


کتاب جنة النعیم
رسالة فی فضل و ادب سیدنا عبدالعظیم الحسنی المدفون بالری، نوشته مالک بن عباد.
خبرها عبدالعظیم بن عبدالله بن علی بن الحسن بن زید بن الحسن بن علی بن ابی طالب(ع)، نوشته روضه خوان الصدوق، و در الذریعة به اسم "حیاة عبدالعظیم الحسنی" اذعان کرد.
جنات النعیم فی اوضاع و احوال سیدنا الشریف عبدالعظیم، عربی، نوشته ملا اسماعیل کزازی اراکی متوفای سال ۱۲۳۶ق.
روح وریحان، یا این که جنة النعیم والعیش السلیم فی أحوال السید الکریم والمحدث العلیم عبدالعظیم الحسنی (علیه‌السلام)، فارسی، نوشته: الشیخ باقر کجوری مازندرانی متوفای سال ۱۲۵۵ق.
التذکرة العظیمیة، عربی، نوشته الشیخ محمدابراهیم کلباسی متوفای سال ۱۳۶۲ق.
الخصایص العظیمیة فی اوضاع السید ابی‌القاسم عبدالعظیم بن عبدالله الحسنی(ع)، نوشته روضه خوان جواد پاد شاه عبدالعظیمی متوفای سال ۱۳۵۵ق.

پوستر فیلم سینمایی مسافر ری
مخلوق العظیم الحسنی حیاته ومسنده،
مسند حضرت عبدالعظیم حسنی، فارسی، نوشته عزیزالله عطاردی، متوفای ۱۳۹۳ش.
آشنائی با حضرت بنده العظیم حسنی(ع) و مصادر تفصیل اکنون وی، نوشته رضا استادی.
پژوهش کلی احادیث حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)، نوشته محمدکاظم رحمان ثنا.
آشنایی‌طومار حضرت عبدالعظیم حسنی و شهر ری، نوشته سید محمدحسین حکیم و علی‌اکبر وقتی‌نژاد.
مجموعة مقاله ها کنگره حضرت عبدالعظیم حسنی(ع).
حکمت‌طومار حضرت عبدالعظیم الحسنی(ع)، فارسی، نوشته محمد محمدی ری‌‎شهری.
عبدالعظیم الحسنی العالم الفقیه والمحدّث المؤتمن، سیرته ومسنده، عربی، نوشته احمد بن حسین العبیدان.
گستردن حدیث پهنا آئین حضرت عبدالعظیم حسنی، فارسی، نوشته لطف‌الله صافی گلپایگانی.
ایجاد کرد سریال
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مسافر ری (فیلم)
فیلم مسافر ری ماجرا‌گر هجرت عبدالعظیم حسنی(ع) از سامراء به ری و رویدادهای این مسافرت میباشد. این فیلم به کارگردانی داود میرباقری در سال ۱۳۷۹ش ساخت‌و‌ساز و نمایش گردیده‌است.[۴۴] آنگاه در سیمای ایران به طور سریال پخش شد‌ه‌است.[۴۵]

بازدید : 22
دوشنبه 10 شهريور 1404 زمان : 15:24


اثرها
نوشته‌ی‌علمیٔ مهم: فهرست اثرها بدرالدین حوثی
بدرالدین حوثی، تألیفات زیادی دارااست که تعداد آن ها در حدود ۱۰۰ تاثیر میباشد.[۳۴] در کتاب التَیسیر فی التفسیر وی، طریق تعبیر قرآن به قرآن و تعبیر و تفسیر روایی با توکل بر احادیث نبی(ص) و امام علی(ع) به‌عمل گرفته گردیده است.[۳۵] در کتاب ﺍﻟﻤَﺠﻤﻮﻋﺔُ ﺍﻟﻮﺍﻓﻴﺔ فی ﺍﻟﻔِﺌﺔ ﺍﻟﺒﺎﻏﻴﺔ، حدیث کشته‌شدن عمار یاسر به‌دست تیم متجاوز آیتم تحقیق قرار گرفته حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳۶]

وی کتاب‌های فضائل آل‌محمد علیهم‌السلام، اﺣﺎﺩﻳﺚ ﻣُﺨﺘﺎﺭﺓ فی ﻓﻀﺎﺋﻞ ﺁﻝﺍﻟﺒﻴﺖ و ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﻟَﻴﺴﻮﺍ ﻛُﻞُ ﺍﻷﻣﺔ و آیة المَوَدَّه را درباره اهل‌بیت نگاشته میباشد.[۳۷] کتاب‌هایی همانند مَن هُمُ الوَهابیه، الایجاز فی الرد علی فتاوی الحِجاز علیه وهابیت تألیف نموده است. اثرها او در رَدّ وهابیت در تیم السِلسِلة الذهبیه فی الرد علی الوَهابیه به چاپ آدرس حسینیه نصرت مشهد رسیده میباشد.[۳۸]

معاش‌طومار
وی در ۱۷ جمادی‌الاولی سال ۱۳۴۵ق در ضحیان یمن به‌جهان آمد و در صعده که راءس اساسی زیدیه در یمن بود رویش یافت.[۳۹] نسب او‌را به حسن مُثَنّیٰ فرزند امام حسن(ع) رسانده‌اند.[۴۰] نسب بستگان حوثی مستقر در صعده، به حسین بن محمد برمی‌خواهد شد که از شهر حوث به ضَحیان مسافرت رزرو حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۴۱]

تحصیلات
بدرالدین حوثی زمان علم آموزی خویش را در صعده نزد پدرش امیرالدین حسین حوثی (درگذشت: ۱۳۹۴ق) و عموی خویش حسن بن حسین حوثی (درگذشت: ۱۳۸۸ق) گذراند.[۴۲] وی همینطور از عبدالعزیز غالبی و یحیی بن حسین حوثی استفاده نمود.[۴۳] بدرالدین از بعضی عالمان اذن اجتهاد اخذ کرد که اسامی آن‌ها در مِفتاح اسانید الزیدیة نام برده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۴۴]

درگذشت

بدرالدین حوثی در کنار فرزندان و سران انصارالله
بدرالدین حوثی در اواخر سال ۲۰۱۰م درگذشت. حوثی‌ها انگیزه فوتش را بیماری ریوی گزارش کردند. مجموعه القاعده یمن مدعا شد که اورا طی یک عملیات به قتل رسانده میباشد.[۴۵] بعضی از رسانه‌های فی مابین‌المللی ادعای ترور بدرالدین به‌دست القاعده را نپذیرفتند.[۴۶]

فرزندان
طبق بعضا گزارش‌ها، بدرالدین حوثی چهار همسر داشت[۴۷] و دارنده هفت دختر و ۱۳ پسر بود.[۴۸] حسین، یحیی، عبدالقادر، محمد، احمد، حمید، امیرالدین، ابراهیم، عبدالملک، علی، عبدالخالق، عبدالسلام و نجم‌الدین پسران اویند.[۴۹]حسین، بنیانگذار انصارالله یمن، عبدالقادر و علی در مبارزه [۵۰] و ابراهیم در رخداد ترور کشته شدند.[۵۱] عبدالملک نیز سو‌مین رهبر حرکت انصارالله یمن میباشد.

پانویس
«وفاة بدرالدین الحوثی احد ابرز مرجعیات الطائفه الشیعیه الزیدیه فی الیمن»، وبگاه کانال خبری العالم؛ «جماعة الحوثیین.. حرکة یمنیه جمعت دربین الزیدیه و النهج الایرانی و الحکم العائلی»، وبگاه کانال خبری الجزیره.
وجیه، اعلام المؤلفین الزیدیه، ۱۴۲۰ق، ص۲۶۳.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.
روضه خوان‌حسینی، تکان انصارالله یمن، ص۹۸.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.
«العلامة الربانی بدرالدین الحوثی.. حائط صد امام التکفیریین»،‌ وبگاه انصارالله.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.
«السید العلامه بدرالدین بن امیرالدین الحوثی»، وبگاه رابطة علماء الیمن.

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه