loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 45
سه شنبه 31 تير 1404 زمان : 12:39

دارای شهرت به علی عُرَیضی خرد‌ترین فرزند امام درستگو(ع) میباشد. وی از برادرش، امام موسی بن جعفر(ع) و امام رضا(ع) روایاتی نقل نموده است. از او کتابی به مکان ما‌نده به اسم مسائلُ علیِ بن جعفر که در آن، سوال‌های خویش و جواب‌های امام کاظم(ع) را ماجرا نموده است. نسب سادات حسینی را که در جنوب شرق آسیا معاش می‌نمایند، به علی بن جعفر میرسانند. مقبره‌هایی در عُرَیض، قم و سمنان به او منسوب حسینیه نصرت مشهد میباشد.
ولادت علی بن جعفر از فرزندان امام راستگو(ع) میباشد. مامان وی ام ولد بود.[۱] گفته‌اند وی هنگام شهیدشدن امام راستگو(ع) (۱۴۸ق) دو سال داشته میباشد.[۲] به‌گزارش تنقیح‌المقال، او از پدرش حدیث نقل نموده است.[۳] در کتاب انوار متفرق که درباره امامزادگان مدفون در جمهوری اسلامی ایران مندرج میباشد، با توکل بر نقل داستان وی از پدرش، ولادتش در سال ۱۳۴ یا این که ۱۳۵ق تقریب زده آدرس حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.[۴]

لقب او ابوالحسن میباشد.[۵] وی بومی عُرَیض[یادداشت ۱] بود[۶] و به همین استدلال، او‌را عُرَیضی[۷] و فرزندان و نوادگانش را عُرَیضیّون[۸] می‌خواندند. همسر و فرزندان،روحانی عباس قمی، فاطمه دختر محمد بن عبدالله باهر را همسر او معرفی نموده است.[۹] سیزده پسر و هفت دختر برای علی بن جعفر رزرو حسینیه نصرت مشهد تصویب شد‌ه‌است:[۱۰]

پسران وی محمد، حسن، احمد شعرانی، جعفر اصغر، حسین، جعفر اکبر، عیسی، قاسم، علی، عبدالله، محمد اصغر، احمد اصغر و محسن اسم داشتند.[۱۱] کلثوم، عِلیه، ملیکه، خدیجه، حمدونه، زینب و فاطمه نیز دختران وی بودند.[۱۲] جد سادات حسینی جنوب شرق آسیا ، اورده شده سادات حسینی که در بخشها جنوب شرق آسیا در کشورهای اندونزی، مالزی، سنگاپور و جنوب تایلند دور از هم‌اند، از نسل احمد بن عیسی بن محمد فرزند علی بن جعفر می‌باشند.[۱۳] اینان در پیشرفت اسلام در آن بخشها نقش شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد داشته‌اند.[۱۴]

علت نوادگان او از مسافرت بدین حوزه‌ تبلیغ اسلام و کسب و کار مذکور میباشد.[۱۵] روحانی عباس قمی تداوم نسل او‌را از چهار فرندش به اسم‌های محمد، احمد شعرانی، حسن و جعفر دانسته میباشد.
مسائلُ علیِ بن جعفر و مُستَدرَکاتُها، ص۳۱۹.

روضه خوان طوسی، علی بن جعفر را از اصحاب امام موسی بن جعفر(ع)[۱۷] و امام رضا(ع)[۱۸] بیان نموده است. از وی گفته شده که چهار توشه به‌یاور امام کاظم(ع) به عمره رفته میباشد.[۱۹]

حسن بن فضال حدیثی نقل کرده که در آن امام کاظم(ع)، امامت امام رضا(ع) را به علی بن جعفر ذکر میدارد و او قبول می‌نماید.[۲۰] همینطور در حدیثی که زکریا بن یحیی نقل کرده، علی بن جعفر در خاطرنشان کرد‌وگویی با حسن بن حسین بن علی بن حسین، نوه امام سجاد(ع)، به ذکر امامت امام رضا(ع) پرداخته میباشد.[۲۱] سازه بر روایتی که در الکافی نقل گردیده‌است، وی امام جواد(ع) را در حالی که نوباوه بود، بسیار احترام می کرد و زمانی که اصحابش از انگیزه آن پرسیدند، در جواب به امامت آن حضرت اشاره نمود.[۲۲]
علی بن جعفر امام هادی(ع) را هم فهم کرده و در طی آن وی، از جهان رفته میباشد.[۲۳]

رده رجالی
ابن‌داوود در کتاب رجال خویش، او‌را در شمار ممدوحان بیان نموده است.[۲۴] روحانی اثر گذار نیز گفته میباشد وی روایات متعددی از امام کاظم(ع) نقل کرده و روشی پایدار داشته و دارنده ادب بسیار و تقوای زیاد بوده میباشد.[۲۵] روضه خوان طوسی نیز او‌را ثقه تعریف نموده است.[۲۶]

علی بن جعفر از پدرش،[۲۷] امام کاظم(ع)[۲۸] و امام رضا(ع)[۲۹] حدیث نقل نموده است. همینطور وی از حسین ذوالدَّمعه فرزند زید بن علی، سفیان بن عُیَینه، محمد بن مسلم، عبدالملک بن قُدامه و معتب غلام امام راست گو(ع) نیز قصه نقل نموده است
راویان
در ورژن تفحص‌گردیده کتاب مسائل علی بن جعفر، اسم ۴۳ راوی از او مذکور میباشد که به عنوان مثالٔ آن ها احمد بن ابی نصر بزنطی، عبدالعظیم حسنی، حسین بن موسی بن جعفر و یونس بن عبدالرحمن میباشد
احمد بن علی نجاشی برای علی بن جعفر کتابی در قضیه مسائل حلال و حرام تصویب نموده است.[۳۲] همینطور روحانی طوسی دو کتاب با اسم‌های «المناسک» و «مسائلُ لِاَخیهِ موسی الکاظم» به او نسبت داده میباشد.[۳۳] وی در کتاب مسائل، سوال‌های خویش و جواب‌های امام کاظم(ع) را داستان نموده است.[۳۴] مؤسسه آل‌البیت این سوال‌ها و دیگر احادیث علی بن جعفر را در کتاب «مسائلُ علیِ بن جعفر و مُستَدرَکاتُها» گرد آورده میباشد

بازدید : 43
دوشنبه 30 تير 1404 زمان : 13:21

شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری. او را ملاشاه محمد و با شهرت اصطهباناتی، دارابی، دارابجردی و شیرازی خوانده‌اند. وی در جوانی شاگرد شیخ بهائی یا ملاصدرا بوده است. از آثار او ریاض العارفین در شرح صحیفه سجادیه است.معرفی‌نامه ،محمدبن محمد دارابی عارف، شاعر و تذکره‌نویس قرن یازدهم و دوازدهم هجری است. با این که نامش دارابی است، اما کسی او را زاده یا ساکن آن دیار نمی‌داند. آقابزرگ تهرانی در حالی که او را عارف اصطهباناتی خوانده است،[۱] به‌نقل از شاگردش محمد مؤمن‌ جزائری (متوفای ۱۱۳۰ق) می‌گوید: اصل و نسب شاه محمد از اصطهباتات است و خودش در شیراز سکونت حسینیه نصرت مشهد گزید.[۲]

سال تولد و وفات وی مشخص نیست؛ اما با توجه به وقایع زندگی او و مطالبی که شاگردان و معاصرانش در مورد او حکایت کرده‌ وعمرش را فراتر از عمر طبیعی دانسته‌اند، وی حدود ۱۳۰ سال عمر کرده و در حدود ۱۱۳۰ق. در شیراز وفات کرده است.[۳] هنگام وفات او، حزین لاهیجی در شیراز حضور داشته، اما تاریخ وفات وی را بیان آدرس حسینیه نصرت مشهد نکرده است.[۴]

لقب و شهرت او را ملاشاه محمد و با شهرت اصطهباناتی، دارابی، دارابجردی و شیرازی خوانده‌اند.[۵]اما آقابزرگ تهرانی، شاه‌محمد دارابی اصطهباناتی را غیر از شاه‌محمد دارابجردی دانسته است. وی به استناد گزارش صبح گلشن، صدیق حسن خان، شهادت شاه محمد دارابجردی را در هند دانسته است. به نظر وی[۶] چنانچه بتوان در روایت مذکور تردید کرد، می‌توان به یکی بودن این دو نفر حکم کرد؛ اما با توجه به اینکه در صبح گلشن[۷] گزارشی دربارۀ شهادت دارابی نیامده است‌، نمی‌توان القاب و عناوین مذکور را متعلق به یک نفر رزرو حسینیه نصرت مشهد دانست.

زندگی‌نامه علمی دارابی تحصیل را در شیراز آغاز کرد. او حدود سال ۱۰۴۰ق در زمان صفی‌الدین اردبیلی به حالت فقر وارد اصفهان شد و به ادامه تحصیل پرداخت.[۸]استادان آنچه از اساتید او گفته شده است٬ به شرح زیر می‌باشد:شیخ بهایی؛ بر اساس گزارش تذکرۀ لطایف الخیال، دارابی در جوانی شاگرد شیخ بهائی بوده است.[۹] محمد مسیح بن اسماعیل معروف به ملا مسیحا فسائی: دارابی ظاهراً در حلقۀ ادبی محمد مسیح‌، متخلص به معنی،در شیراز شرکت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌کرد.[۱۰]
ملاصدرا (متوفی ۱۰۵۰ق): این احتمال هم مطرح شده که وی شاگرد ملاصدرا بوده و به واسطه او از شاگردان شیخ بهایی به شمار آمده است.[۱۱]
علی بن سلیمان بحرینی(متوفّای۱۰۶۴ق)؛ دارابی از او در کتاب ریاض العارفین نقل روایت کرده است.[۱۲]
شاگردان
دارابی در سال ۱۱۱۴ق برای همیشه به ایران بازگشت. ابتدا در اصفهان و سپس در شیراز اقامت گزید و بر کرسی تدریس و تربیت نشست. به زودی آوازه‌اش در همه جا پیچید و مشتاقان معرفت را به شیراز فراخواند.[۱۳] او فقه و حدیث و حکمت درس می‌داده است. برخی شاگردان او از این قرار است:

سید قطب الدین محمد نیریزی شیرازی ذهبی(متوفای ۱۱۷۳ق)[۱۴] مؤلف حکمة العارفین که از او به بزرگی یاد کرده‌ است.[۱۵]
محمد مؤمن جزائری[۱۶] مؤلف درر الحکم
میر محمدحسین خاتون‌آبادی مولف مناقب الفضلاء؛ او از شاه‌محمد دارابی نقل روایت کرده است.[۱۷]
محمدعلی بن محمد امین سکاکی شیرازی(متوفای۱۱۳۵ق).[۱۸]
علی بن سید علاء الدوله؛ او بر کتاب ریاض العارفین شاه‌محمد که شرح صحیفه سجادیه است، دیباچه نگاشته است.[۱۹]
حزین لاهیجی (متوفی ۱۱۸۰)،[۲۰]
سفرها
از حاشیۀ نسخه‌ای از لطایف الخیال[۲۱] به نوشتۀ خود دارابی، می‌توان به جنبه‌هایی از زندگی و احوال او پی برد؛ از جمله اینکه او در ۱۰۶۲ق به هند رفته و بین سال‌های ۱۰۷۶ و ۱۰۷۸ق مشغول تألیف لطایف الخیال بوده است. در همین ایام به مکه و عتبات عراق و نواحی گوناگون ایران، از جمله شوشتر و مشهد و اصفهان سفر کرده و در تاریخی نامعلوم به هند بازگشته‌، اما در اواخر عمر به ایران آمده و در شیراز از دنیا رفته است.[۲۲]

آثار
آثار دارابی عبارت‌اند از:

تذکرۀ لطایف الخیال؛ در شرح‌حال شاعران قدیم و هم‌روزگار مؤلف از حافظ تا حسین قدسی کربلایی که به ترتیبِ محل سکونت یا زادگاه سرایندگان مرتب شده است‌. این اثر از حیث گزارش احوال شاعران و معاصران دارابی، منبعی ارزشمند و مهم است.[۲۳]
معراج الکمال؛ در شرح اصطلاحات شیخ و ارشاد و مرید و استرشاد.
ریاض العارفین فی شرح صحیفة المتقین (یا روضة العارفین)؛ در شرح صحیفه سجادیه.[۲۴]
رساله‌ای در باب عالَم مثال‌؛ که در آن گفته است عالم مثال از طریق دلایل عقلی اثبات‌شدنی نیست‌، بلکه از طریق کتاب و سنّت و مکاشفه به اثبات می‌رسد.[۲۵]
مقامات السالکین؛ رساله‌ای در مصطلحات موسیقی و آرای دانشمندان اسلامی در بارۀ غناء.[۲۶]
لطیفۀ غیبی؛ در شرح اشعار مشکل دیوان حافظ به همراه توضیح برخی اصطلاحات اهل تصوف و عرفان که در ۱۳۵۷ در شیراز با همین عنوان چاپ شده است‌.
دیوان عارف شیرازی؛[۲۷] او در اشعارش‌، «شاه» و «عارف» تخلص می‌کرده است‌؛ ازاین‌رو، تذکره‌نویسان شرح حال او را ذیلِ دو عنوان ذکر کرده‌اند.[۲۸]
فصل الخطاب[۲۹]
تحفة المؤمنین؛ اثبات اصول پنج‌گانه دین[۳۰]
حلّ العقائد؛ در ترجمه و شرح کتاب التوحید شیخ صدوق
تفسیر آیة الکرسی؛[۳۱]
کشف الکافی؛[۳۲]
الرسائل الکثیرة فی الحدیث و الحکمة و التصوف و غیرها؛[۳۳]
فَرَح السالکین یا رساله وَجْدیه؛ به فارسی در اصطلاحات صوفیان.
روضةالصالحین و حدیقة‌المومنین؛
شرح اسماء الحسنی؛
اخلاق شاه محمدی؛ به فارسی است در مباحث اخلاقی و اجتماعی.[۳۴]

بازدید : 30
يکشنبه 29 تير 1404 زمان : 15:39


نَظْمُ دُرَرِ السِّمْطَیْن فی فَضائل الْمُصْطَفی وَ الْمُرْتَضی و الْبَتول وَ السِّبْطَین نوشته محمد بن یوسف زرندی حنفی (متوفای ۷۵۰ق) از علمای اهل سنت میباشد. این کتاب، چنانکه از نامش پیداست، درباره فضائل پنج بدن آل عبا حرف گفته و مؤلف در دو نصیب، آیه ها و احادیث مربوطه را آورده حسینیه نصرت مشهد میباشد.

درباره مؤلف
جمال‌الدین محمد بن یوسف بن حسن زرندی حنفی مدنی از محدثان اهل سنت که کتاب معارج الوصول را نوشته میباشد. گفته می شود وی در مدینه به نقل حدیث اشتغال داشته و بعداز پدرش حکم کننده این شهر بوده میباشد. بعداز آن به شیراز رفته و تا پایان قدمت در‌این شهر سکونت نموده و مدتی هم قضاوت را در‌این شهر بر ذمه آدرس حسینیه نصرت مشهد داشته میباشد.
زرندی نزدیک به سال ۷۵۰ق در شیراز از جهان رفت.[۱]

طریق تآلیف
واژه و کلمه «سِمْطْ» در تیتر کتاب به معنای فن مروارید میباشد. مؤلف در پیشگفتار‌ای سجع سیرتکامل و ادبی یادآور گردیده که فضائل اهل‌بیت(ع) را همانند جواهراتی به نظم و ترتیب در آورده و کتاب را به دو سمط و قسمت، تقسیم نموده است. یک قسمت درباره فرستاده اکرم(ص) و علی(ع) و نصیب دیگر درباره فاطمه زهرا(س) و حسنین. او می گوید: «در‌این کتاب بر طرز محدث جوینی (متوفی ۷۲۲ق) در کتابش فرائد السمطین کار کرده و بعضا کلمات او‌را رزرو حسینیه نصرت مشهد آورده‌ام.»[۲]

هر تعدادی مقصود و تیتر کتاب، مناقب و فضائل میباشد البته مؤلف در مواقعی مختصر به ذکر مطالبی زیرا نسب، اشعار و انگیزه وفات پرداخته میباشد که جنبه تاریخی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارااست.[۳]

محتوا
نصیب نخستین دربرگیرنده فضائل خاتم النبیین حضرت محمد(ص) (بیان شمایل، صفات و معجزات) و مناقب علی بن ابی‌طالب(ع) میباشد و نصیب دوم مشمول مناقب فاطمه زهرا(س) و فرزندان او حسن(ع) و حسین(ع) میباشد.[۴]

مؤلف در اولِ هر بخش در صورتیکه نشانه‌ها قرآن وجود داشته آورده و آن‌گاه به روایات نبوی و آن‌گاه احادیث صحابه و تابعان که از آن پاراگراف ائمه شیعه میباشند اشاره می‌نماید و از سخنان بعضی اشخاص هم منفعت گرفته میباشد. طرز این کتاب نقل روایات میباشد لیکن مؤلف به این دلیل که خبر‌ها را از کتاب ها پیشینان نقل می‌نماید سلسله اوراق را بیان نکرده و فقط به عنوان کردن راوی مهم بسنده نموده است.[۵] استارت کتاب بیان آیاتی از قرآن مهربان[یادداشت ۱] درباره بعثت فرستاده و برتری وفضیلت امت اسلام میباشد. [۶]

اعتبار
بخش اعظمی از رجال، از این کتاب در کتابت کتاب خود سود کرده‌اند اشخاصی همانند ملا حیدر علی در منتهی الکلام، ملا سلامة الله در معرکة الآراء، نورالدین سمهودی در جواهر العقدین، محمد بن یوسف شامی در سبل الهدی و الرشاد، ابن صباغ مالکی در الفصول المهمة، میر حامد حسین در عبقات الانوار و علامه امینی در الغدیر مثلا بزرگان شیعه و سنی میباشند.[۷]

منابع کتاب
منابع او عمدتا کتاب ها حدیثی دارای شهرت اهل سنت مانند صحاح سته و منابع تاریخی و صحابه نگاری میباشد که تفصیل حالا پیامبر خداوند(ص) و اهل بیت وی در‌این اثرها آمده میباشد. وی به انگیزه در دست نداشتن اثرها شیعی از کتاب‌های شیعه‌ها استعمال نکرده میباشد.[۸]

مصحح کتاب در پاورقی به شرح کتاب‌هایی را که روایات در آن ها وجود داراست یادآور گردیده و به اصطلاح، روایات و احادیث را تخریج نموده است، اعم از آنکه منابع، متبوع مؤلف بوده یا این که منابعی میباشد که خبر ها او را آورده‌اند.[۹]

نسخه ها و چاپ
سه ورژن از کتاب معرفی شد‌ه‌است:

ورژن اساسی به خط مؤلف در کتابخانه همگانی امیرالمؤمنین در نجف.
ورژن‌ای از قرن هشتم در کتابخانه احمد ثالث در استانبول.
ورژن خطی نوشته‌گردیده در سال ۹۱۸ق در موزه اثرها اهل ایران در طهران.
این تاثیر نخسین بار با پژوهش محمد هادی امینی در سال ۱۳۷۷ق به چاپ رسید و بعد از آن در سال ۱۴۰۱ق بوسیله کتابخانه نینوا سازه بر طبع اولیه تجدید چاپ شد.[۱۰]

بازدید : 35
شنبه 28 تير 1404 زمان : 17:20


نام‌و‌نشان و تابعیت
اکثر قریب به واقعه متن‌ها و روایاتی که به مامان امام مجال(عج) اشاره کرده‌اند، او را کنیز دانسته‌اند.[۱۵] تعریف امام مهدی(عج) به «ابن خیرة الإماء:پسرِ شایسته ترین کنیز»[۱۶] یا این که «ابن سیدة الإماء: پسرِ سرور کنیزان»[۱۷] نیز بر کنیزبودن وی دلالت حسینیه نصرت مشهد دارااست.

[۱۸] همینطور در احادیث آمده میباشد امام درست گو(ع) برای فسخ‌کردن ادعای هر که مدعا بود محمد بن عبدالله بن حسن (پر اسم و رسم به نفس زکیه) به عبارتی قائم میباشد، بدین مقاله برهان کرد که قائم فرزند کنیز میباشد؛ در حالی که محمد بن عبدالله از مادری آزاده میباشد.[۱۹] صرفا ماجراِ مخالف با کنیز بودن، روایتی میباشد که شهید ثانی آن را در پوسته قولی ضعیف نقل می‌نماید و مامان امام مجال را مریم دختر زید علوی معرفی می‌نماید.[۲۰] به گفته محدث بحرانی، علامه مجلسی نیز این داستان را ضعیف دانسته‌ آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲۱]

فی مابین گزارش‌هایی که مامان امام را کنیز معرفی کرده‌اند، بعضی او را کنیز حکیمه خاتون (عمه امام حسن عسکری(ع)) دانسته‌اند[۲۲] و برخی گفته‌اند کنیزی بوده که تربیتش به حکیمه خاتون ودیعه گردیده بود.[۲۳] در روایتی نیز وی کنیزی سیاه معرفی گردیده‌است: «همانا در مالک این دستور، سنتی از یوسف(ع) میباشد و آن اینکه وی فرزند کنیزی سیاه میباشد.»[۲۴] همینطور گفته شده او کنیزی از «نوبه» (در شمال سودان) رزرو حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۲۵]

شاهزاده رومی
در بعضا از منابع قدیمی شیعه، داستانی کامل وجود داراست که مامان امام فرصت(عج) را شاهزاده‌ای رومی به اسم ملیکه (ملیکا) بنت یشوع، نوه دختری قیصر روم معرفی می‌نماید که نسب مادرش به شمعون، یکی‌از حواری عیسی(ع) می رسد. درین قصه آمده میباشد ملیکه که در کاخ جدش بود، حضرت مریم(ع) و حضرت فاطمه(س) را در فقیه رؤیا می‌بیند و حضرت فاطمه(س) او‌را به اسلام دعوت می‌نماید و او را متقاعد می‌سازد تا خویش را به اسارت لشکریان اسلام درآورد. ملیکه آن گاه در پیکار در بین مسلمان ها با رومیان، اسیر مسلمان ها می گردد و امام هادی(ع) شخصی را مأمور می‌نماید و ملیکه را از بازارِ برده‌فروشان میخرد و به عقد امام حسن عسکری(ع) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد درمی‌آورد.[۲۶]

این قصه را برای نخسین بار روحانی صدوق (۳۰۵ ۳۸۱ق) در کتاب کمال الدین آورده و محمد بن جریر طبری در دلائل الإمامة[۲۷] آن را با سندی متعدد نقل نموده است.[۲۸] همینطور روحانی طوسی در کتاب الغیبه با به عبارتی گواهی طبری البته با یک واسطه بیشتر، آن را نقل نموده است.[۲۹]

گونه های‌هایی به‌این داستان وارداتی میباشد که بعضا از آن‌ها به‌این تفصیل میباشد: ۱. اشخاص جان دار در مدرک این حدیث، به جز محمد بن بحر (راوی نخستین)، همه مجهول یا این که مُهمل می‌باشند که نماد ضعف رجالی آنان و در فیض ضعف مدرک حدیث میباشد. ۲. محمد بن بحر (راوی نخستین) نیز به بزرگنمایی جنایتکار میباشد. ۳. انسان بن سلیمان که راوی بی واسطه قصه میباشد، مجهول و ناشناخته میباشد. ۴. پرداخت قصه‌سیرتکامل و ناهمگون بودنِ آن با طرز متن‌ها حدیثی، موجب کاهش اتکا بر این متن میباشد.[۳۰]

وفات و ضریح

نقشه بقاع عسکریین و محل دفن نرجس خاتون
گزارش‌گردیده‌است مامان امام فرصت(عج) پیش از شهیدشدن امام عسکری(ع) (سال ۲۶۰ قمری) درگذشت؛[۳۱] ولی نقل‌های تاریخی دیگری وجود داراست که می گویند او بعد از شهیدشدن امام نیز زنده بوده میباشد؛ از جمله روحانی صدوق نقل می‌نماید وی هنگام شهید شدن امام عسکری(ع) بر بالین امام بود.[۳۲] همینطور نجّاشی می‌نویسد مامان امام فرصت پس امام عسکری(ع) نیز در قید حیات و در منزل محمد بن علی بن حمزه بود.[۳۳] قبر نرجس خاتون در بقاع عسکریین در سامرا و در کنار قبر امام هادی(ع) و امام حسن عسکری(ع) جای‌دارد.[۳۴] ابن مشهدی زیارتنامه‌ای برای او نقل می‌نماید که ولی از طرف امام معصوم وجود ندارد.[۳۵]

پانویس
رجوع نمایید به: روضه خوان صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲؛ خصیبی، الهدایة الکبری، ۱۴۱۱ق، ص۲۴۸؛ روضه خوان طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۲۱۳.
روحانی صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲؛ ابن ابی الثلج، «تاریخ الائمه»، ۱۳۹۶ق، ص۲۶؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۳، ص۱۲۱.
روحانی صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲؛ ابن تمهید، جمهره انساب العرب، ۱۹۸۲م، ص۶۱؛ روحانی طوسی، الغیبة، ۱۴۱۱ق، ص۲۷۲؛ ذهبی، سیر اعلام النبلاء، ۱۴۰۵ق، ج۱۳، ص۱۲۱.
روحانی صدوق، کمال الدین، ۱۳۹۵ق، ج۲، ص۴۳۲.
سلیمیان، فرهنگ و تمدن‌طومار مهدویت، ۱۳۸۸ش، ص۳۷۱.
مجلسی، بحارالانوار، ۱۳۶۳ش، ج۵۱، ص۲۸.
مراجعه‌کنید به: مسعودی، إثبات الوصیه، ۱۴۲۶ق، ص۲۵۸.
سلیمیان، درسنامه مهدویت، ۱۳۸۸ش، ص۱۸۲.

بازدید : 26
پنجشنبه 26 تير 1404 زمان : 10:35


میرزا تندرست‌علی مُتَخَلص به دبیر (۱۸۰۳-۱۸۷۵م) شعر سرا و مرثیه‌سرای معروف شیعه در شبه مجموعه کشورها هند بود که درباره اهل‌بیت(ع) به‌ویژه امام حسین(ع) به گویش اردو و فارسی، مرثیه سروده میباشد. وی در اشاعه مرثیه‌سرایی نقش حسینیه نصرت مشهد بسزایی داشت.

خیال و خاطر‌پردازی‌های دبیر در شعر را فوق‌العاده دانسته‌اند. وی در استعاره و تشبیه، مهارت متعددی داشته و بابیان و کلمه‌هایی فاخر، شعر می‌سرود. دبیر را در ذکرِ احساسات بسیار حاذق دانسته‌اند که اتفاق را با کلمه و واژه‌هایی دلخراش ذکر میکرد. دیگر خصوصیت اشعار دبیر، به کارگیری از احادیث در شعر بوده میباشد. وی بیشتر وقت ها با وضو بر سجاده می‌جلسه و به تایپ کردن مرثیه مبادرت آدرس حسینیه نصرت مشهد میکرد.

میرزا دبیر در سال ۱۲۵۳ش در لکهنو درگذشت و در همانجا شد.

معاش‌طومار
میرزا سالم‌علی متخلص به دبیر[۱] فرزند غلامحسن کاغذفروش در ۱۱ جمادی‌الاول سال ۱۲۱۸ق (۶ شهریور ۱۱۸۲ش) در محله‌ای از نواحی شهر دهلی در هندوستان به‌عالم آمد.[۲] گفته میشود کنیه «دبیر» را استادش میرضمیر به وی داده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳]

دبیر در کودکی همپا با پدرش از دهلی به لکهنو رفت و تحصیلاتش را در آن شهر استارت کرد.[۴] علم ها متعدد مانند ادبیات عرب، منطق، فلسفه، فقه، تعبیروتفسیر، حکمت و حدیث را یادگرفت.[۵] مولانا غلام‌ضمانت کننده، مولوی میرزا کاظمعلی (محصل غُفران‌مآب)، مولوی فداعلی اخباری و ملامهدی مازندرانی از استادان دبیر بودند.[۶] به‌گفته بعضی دانشمندان، وی از ۱۲ سالگی مرثیه‌بیان کردن را استارت نمود.[۷] دبیر را خوش اخلاق و مهمان‌نواز دانسته‌اند.[۸] وی به لهجه فارسی و عربی احاطه داشت و به لهجه فارسی نیز شعر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد سروده میباشد.

نوروز بر تو مبارک باد
بخت و اقبال تو همایون باد
دوستانِ علی به عیش همیشه
دشمنانش به سختی مقرون باد[۹]

حرم میرزا دبیر
دبیر هم‌بعدازظهر میرانیس دیگر شعر سرا دارای شهرت آن مجال بود و سه ماه بعد از وفات وی در ۲۹ محرم سال ۱۲۹۲ق بر اساس ۱۶ اسفند ۱۲۵۳ش در ۷۲ سالگی در لکهنو درگذشت و در منزلٔ خویش دفن شد.[۱۰]

شعر و مرثیه‌خوانی
دبیر بین مرثیه‌سرایان هند مقام ویژه‌ای دارااست.[۱۱] از کودکی به شعر اعلام کردن عشق و علاقه داشت.[۱۲] شاعری را از استادش «میر مظفر ضمیر» یکی مرثیه‌نگاران لکهنو فراگرفت.[۱۳] دبیر در موضوعات متفاوت شعر می‌سرود اما شهرتش به مرثیه‌سرایی میباشد و بیشتر اشعار او درباره رخداد کربلا میباشد.

بدن ریش و به سجده راز به پیشانی تیر
شمشیر به گلوی کم آب و بر لب تکبیر
بر سینه نشسته شمر وی برای ذبح
نظاره کنان به نعشِ سرور همشیر[۱۴][یادداشت ۱]
درباره تعداد مرثیه‌های دبیر، تعداد مختلفی آورده شده میباشد.[۱۵] وی ضمن صدها مرثیه، تیم بزرگی از درود، شعر، روضه، رباعی، قطعه، غزل و مثنوی را نیز به مکان نهاده میباشد.[۱۶] از او در موضوعات گوناگون بیش تر از ۱۳۰۰رباعی توده‌آوری گردیده است.[۱۷] در مثنویات ۳۳۱۶ شعر توده‌آوری گردیده که در مدح اهل‌بیت(ع) سروده گردیده‌اند.[۱۸]

لب تشنه شه تشنه دهان را کشتند
بیان کننده یک توشه پنجتن را کشتند
زهرا ز لحد دست بر آورد و بگفت
فریاد غریب و بی‌وطن را کشتند[۱۹]
دبیر شعری سروده که در آن از حروف نقطه‌دار استعمال نشده میباشد.[۲۰] وی کتابی با تیتر «ابواب المصائب» نوشته که ماجرا حضرت یوسف را بنابر قرآن بیان کرده و دردهای او را با مصائب امام حسین(ع) مقایسه نموده است.[۲۱]

شعر دبیر با ضمانت از شعر ملا محمدحسن کاشی:
السلام‌ای مجمع البحرین ایمان و اعتقاد
السلام‌ای مرجع آیه‌هاِ قرآنِ مبین
السلام‌ای نوروفروغ عینِ طا و با و یا این که و سین
السلام‌ای سایه‌ات خورشیدِ رب العالمین
عرش عز و تمکین،‌ آفتاب اعطا کرد و آیین [۲۲]


دفتر کار ماتم جلد ۲۰
خاطر‌پردازی‌های دبیر را فوق‌العاده خوانده‌اند. وی در استعاره و تشبیه، مهارت متعددی داشت[۲۳] و بابیان و واژه و کلمه‌هایی فاخر، شعر می‌سرود.[۲۴] دبیر را در ذکر احساسات بسیار کار کشته دانسته‌اند[۲۵] که حادثه را با کلمه‌های دلخراش ذکر میکرد.[۲۶] دیگر خصوصیت اشعار دبیر، به کار گیری از احادیث در شعر بوده میباشد.[۲۷] وی بیشتر وقت ها با وضو بر سجاده می‌گرد‌همایی و به تایپ کردن مرثیه مبادرت می کرد.[۲۸]

اثر ها
میرزا دبیر اثراتی را تألیف نموده است:

نادرات مرزا دبیر
محل کار ماتم ۲۰ جلد[۲۹]
دیوان دبیر
مرزا دبیر کا مرثیه
مصحف فارسی۔ تیم سخن فارسی
مرثیه مرزا دبیر دو جلد
رباعیات دبیر۔ سید سرفراز حسین
ابوب المصائب؛ دبیر کی نثری نوشتن هے۔
سبع مثانی
سلک درود دبیر۔ دیوان شعر هے جسے سید تقی عابدی نے تروتمیز کیا هے۔
اشعار فارسی
اشعار فارسی میرزا دبیر را سید تقی عابدی با تیتر «مصحف فارسی مرزا دبیر» جمع نموده است که در آن ۳۹ رباعی، ۷ قطعه، ۲ درود، ۲۰ مخمس و ۳ مسدس نام برده‌اند.[۳۰]

از فرط عطش جگر کباب میباشد حسین
محتاج به نیم قطره آب میباشد حسین
افتادگیش چو خاک لب کم آب بدشت
زان روست که ابن بوتراب میباشد حسین[۳۱]
شعر «در یگانه دریائی مجمع البحرین - بخون طپیده کرب و بلا امام حسین» دارنده ۴۷ سد میباشد.
شعر «بلند درجه شاهی ز صدر زین زمین‌خورد - در حالتی که اشتباه نکنم افق بر زمین زمین‌خورد» ۲۳ سد داراست که‌این بیت، ضمانت از سروده مُقبِل کاشانی میباشد.
شعر «بی آرامش پا منه اینجا که عجب درگاهی ست - سجده گاه مَلَک و مدیحه شاهنشاهی ست» ۲۰ سد دارااست.[۳۲]
موسی آنجا بعصا آمد و دربانی کرد
جبرئیل از مالامال خویش مِروَحِه جنبانی کرد[یادداشت ۲]
دیده یعقوب ازین قبره نورانی کرد
ایزد از آیه پاک سازی ستایش خوانی کرد
[۳۳]

بازدید : 30
چهارشنبه 25 تير 1404 زمان : 16:01


موسی بن خزرج بن سعد اشعری(درگذشته بعد از ۲۰۰ق) از راویان امام رضا(ع) میباشد. آوازه وی در تاریخ تشیع به باعث میزبانی فاطمه معصومه(س) هنگام ورود به قم دانسته حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

خویشاوندان
موسی بن خزرج از بستگان اشعری میباشد که در آبادانی قم و ذکر احادیث شیعه نقش داشته‌اند.[۱] پیامبر جعفریان اعتقاد دارد به منجر سرویس ها این قوم به تشیع میباشد که امام درستگو (ع)، «قم را شهر اهل بیت و شیعه‌ها»[۲] دانسته آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳]

از تاریخ تولد و وفات موسی بن خزرج اطلاعی در چنگ وجود ندارد.[۴] وی به هنگام درگذشت فاطمه معصومه در سال ۲۰۱ق زنده بوده میباشد.[۵]

میزبانی حضرت معصومه

عبادتگاه حضرت معصومه(س) در خانه موسی بن خزرج که امروزه به بیت النور دارای اسم و رسم میباشد.
در کتاب تاریخ قم بیان شده زمانی حضرت معصومه(س) در مسیر تکان به سمت خراسان در ساوه مریض شد از خادم خویش خواست که او‌را به قم غالب شود. هنگامی به قم رسید در سرای موسی بن خزرج بن سعد سکنی گزید.[۶] در خبر دیگری آمده میباشد هنگامی خبر به آل سعد اشعری رسید تصمیم گرفتند همه نزد فاطمه معصومه رفته و از وی درخواست نمایند به قم بیاید. از فی مابین آنان موسی بن خزرج شبانه و به تنهایی رفت و مهار مرکب او‌را به دست گرفت و او‌را به منزل خویش رزرو حسینیه نصرت مشهد پیروزی.[۷]

فاطمه معصومه(س) هفده روز در منزل موسی بن خزرج ماند.[۸] گفته می‌گردد پس از درگذشت فاطمه معصومه(س)، موسی بن خزرج عبادتگاه اورا باقی گذاشت و به احترام وی مسجدی بر آن منزل سازه کرد.[۹]منزل محل سکونت حضرت معصومه امروزه در میدان میر قراردارد و عبادتگاه وی به بیت النور دارای اسم و رسم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.[۱۰]

بعد از درگذشت فاطمه معصومه(س) موسی بن خزرج بر لاشه وی نماز گزارد و زمینی که در گلشن بابلان داشت را به محل دفن وی تخصیص اعطا کرد و سایه‌بانی بر مرقد وی سازه کرد.[۱۱]

آوازه موسی بن خزرج در تاریخ تشیع به منجر میزبانی حضرت معصومه(س) هنگام ورود به قم دانسته گردیده است.[۱۲]

نقل قصه
موسی بن خزرج از امام رضا(ع) ماجرا نقل نموده است.[۱۳] همینطور احمد بن خزرج اخوی موسی، از او ماجرا نقل نموده است.[۱۴]

پانویس
رک: جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۵ـ۱۵۷.
قمی، تاریخ قم، تصحیح جلال‌الدین طهرانی، ص۹۳، قمی، سفینة البحار، ۱۴۱۴ق، ج۷، ص۳۵۹.
رک: جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۷.
بسام، زبدة المقال، ۱۴۲۶ق، ج۲، ص۴۸۷.
نگاه فرمایید به: قمی، تاریخ قم، تصحیح جلال‌الدین طهرانی، ص۲۱۳.
قمی، تاریخ قم، تصحیح جلال‌الدین طهرانی، ص۲۱۳.
قمی، تاریخ قم، تصحیح جلال‌الدین طهرانی، ص۲۱۳.
قمی، تاریخ قم، تصحیح جلال‌الدین طهرانی، ص۲۱۳.
اصغری‌نژاد، اقامتگاه فاطمه معصومه س، ۱۳۷۸ش، ص۳۵.
فقیهی، تاریخ مذهبی قم، ۱۳۷۸ش، ص۹۴.
قمی، تاریخ قم، تصحیح جلال‌الدین طهرانی، ص۲۱۳.
رک: جعفریان، اطلس شیعه، ۱۳۹۱ش، ص۱۵۷ـ۱۵۸.
روحانی طوسی، الاستبصار، ۱۳۹۰ش، ج۱، ص۲۲۹.
نمازی شاهرودی، مستدرکات دانش رجال، ۱۴۱۴ق، ج۱، ص۳۰۸.
منابع
اصغری نژاد، محمد، «اقامتگاه فاطمه معصومه (س)»، فرهنگ وتمدن کوثر، شماره ۲۹، ص۳۵ـ۳۶، مرداد ۱۳۷۸ش.
بسام، مرتضی، زبدة المقال اینجانب معجم الرجال، بیروت، دار المحجة البیضاء، ۱۴۲۶ق.
جعفریان، پیامبر، اطلس شیعه، طهران، انتشارات سازمان جغرافیایی نیروهای دارای سلاح، ۱۳۹۱ش.
روضه خوان طوسی، محمد بن حسن، الاستبصار فیما اختلف اینجانب الاخبار، طهران، دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۹۰ش.
فقیهی، علی‌اصغر، تاریخ مذهبی قم، قم، انتشار زائر، ۱۳۷۸ش.
قمی، حسن بن محمد بن حسن قمی، تاریخ قم، تصحیح سید جلال الدین طهرانی، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.
قمی، عباس، سفینة البحار، قم، اسوه، ۱۴۱۴ق.
نمازی شاهرودی، علی، مستدرکات دانش رجال الحدیث، طهران، چاپ کننده فرزند تالیف کننده، ۱۴۱۴ق.

بازدید : 23
سه شنبه 24 تير 1404 زمان : 16:28


منزل اَرْقَم بْن اَبی‌اَرْقَم منزل‌ای که نبی اسلام در اولِ دعوت به اسلام در آنجا، عموم را به اسلام دعوت کرده و مسلمانها را یاد دادن می‌بخشید. نبی(ص) و مسلمان‌ها، به طور مخفیانه در آنجا حضور پیدا کرده و معبود را عبادت می‌کردند تا اینکه تعداد آنها به چهل مرد رسید، از آنجا بیرون گردیده و آیین خویش را آشکار کردند. این منزل در مکه، کنار کوه صفا قرار حسینیه نصرت مشهد داشت.

این منزل در تاریخ اسلام به طور یک دوران تاریخی در آمد و رویدادها زمانه مکه در کتاب‌های سیره با بیان این‌که پیش از منزل ارقم فیس داده یا این که آن گاه، معین آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌گردد.

ارقم بن ابی‌ارقم
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: ارقم بن ابی‌ارقم
ارقَم بن ابی‌ارقم صحابی نبی(ص) و براساس نقلی، هفتمی مسلمان بود.[۱] رسول(ص) بعداز مسافرت، میان وی و زید بن راحت عهد و پیمان برادری بست.[۲] او در غزوه بدر، احد و دیگر غزوات کمپانی داشت.[۳] ارقم در هشتاد و چندین سالگی در مدینه در حین معاویه رزرو حسینیه نصرت مشهد درگذشت.[۴]

منزل ارقم
منزل ارقم در مکه، کنار کوه صفا قرار داشت.[۵] رسول اسلام در اولِ دعوت به اسلام در منزل ارقم، عموم را به اسلام دعوت کرده و مسلمان‌ها را آموختن می‌اعطا کرد.[۶] رسول و مسلمان ها در منزل ارقم به‌شکل مخفیانه معبود را عبادت می‌کردند.[۷] وقتی که تعداد آنان به چهل مرد رسید، از آنجا بیرون گردیده و آیین خویش را آشکار شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کردند.[۸]

منزل ارقم به دلیل نقشی که در اولِ دعوت به اسلام داشت «دارالاسلام؛ منزل اسلام» خوانده میشد.[۶] این منزل در تاریخ اسلام به طور یک دوران تاریخی در آمد و حادثه ها زمان مکه در کتاب‌های سیره با بیان این‌که پیش از منزل ارقم فیس داده یا این که آن‌گاه، مشخص و معلوم میگردد.[۹]

ارقم ابعاد منزل خویش را تحت عنوان صدقه قرار بخشید که قابلیت و امکان خریدوفروش ندارد.[۱۰] به همین جهت فرزندانش که در آن مستقر می‌شدند، مالی را تحت عنوان اجاره پرداخت می‌کردند.[۱۱] تا اینکه منصور عباسی فرزندان ارقم را بدون چاره کرد منزل را به وی بفروشند و وی نیز آن‌را به فرزندش مهدی کادو بخشید[۱۲]

بعد ها مهدی آن منزل را به همسرش خیزران اعطا کرد.[۱۳] خیزران نیز در این جا مسجدی ایجاد کرد.[۱۲] این منزل تا برهه زمانی‌ها به «دار الخیزران؛ منزل خیزران» مشهور بود.[۵] این منزل در سال ۱۳۷۵ق در توسعه و گسترش‌ای که فرصت سعود بن عبدالعزیز شکل گرفت، درون مسجد الحرام قرار داده شد.[۹]

پانویس
ابن‌حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۹۷.
ابن‌سعد، طبقات الکبری،‌ ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۸۵.
ابن‌حجر عسقلانی، الإصابة، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۱۹۸.
ابن‌اثیر، اسد الغابة، ۱۴۰۹ق، ج۱، ص۷۵.
ابونعیم اصفهانی، معرفة الصحابة، ۱۴۱۹ق، ج۱، ص۲۹۳.
ابن‌سعد، طبقات الکبری،‌ ۱۴۱۰ق، ج۳، ص۱۸۳-۱۸۴.
صالحی دمشقی، سبل الهدی، ۱۴۱۴ق، ج۲، ص۳۱۹.
ابن‌قانع بغدادی، معجم الصحابة، ۱۴۲۴ق، ج۲، ص۴۴۹.
جعفریان، اثرها اسلامی مکه و مدینه، ۱۳۸۷ش، ص۱۵۷.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۷۹.
ابن‌جوزی، المنتظم، ۱۴۱۲ق، ج۵، ص۲۸۰.
صفدی، الوافی بالوفیات، ۱۴۰۱ق، ج۸، ص۳۶۳.
ابن‌جوزی، صفة الصفوة، ۱۴۲۳ق، ج۱، ص۲

بازدید : 54
دوشنبه 23 تير 1404 زمان : 15:53


تَفضیلُ أمیرالمؤمنین(ع) کتابی به لهجه عربی تاثیر روحانی موثر(درگذشت ۴۱۳ق) میباشد. زمینه کتاب درباره فضیلت ها حضرت علی(ع) و ثابت برتری اوست. روضه خوان موءثر درین تاثیر با استناد به روایات شیعه و سنی، فضائل امام علی(ع) بر کلیه پیامبران جز رسول اسلام را به ثابت رسانده میباشد. این تاثیر به گویش فارسی نیز ترجمه حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.

معرفی تالیف کننده
نوشته‌ی علمیٔ مهم: روحانی موثر
محمد بن محمد بن نعمان دارای شهرت به روضه خوان اثر گذار از علمای شیعه دوازده امامی در نصفه دوم قرن چهارم و قرن پنجم هجری قمری بوده میباشد. او از شاگردان روضه خوان صدوق بود و سید رضی، سید مرتضی و روضه خوان طوسی از شاگردان وی آدرس حسینیه نصرت مشهد بوده‌اند.

اسم‌های دیگر کتاب
برای این کتاب اسم‌های دیگری نیز نقل شده میباشد؛ به عنوان مثال:

تفضیلُ علی(ع) عَلی الاُمّة
تفضیلُ علی(ع) عَلی سائرِ الاُمة
تفضیلُ أمیرالمؤمنین(ع) علی سائر الأئمّة
تفضیلُ أمیرالمؤمنین(ع) عَلی سائر البَشَر
تفضیلُ أمیرالمؤمنین(ع) علی سائر الأصحاب
تفضیلُ أمیرالمؤمنین(ع) عَلی جَمیعِ الأنبیاءِ غَیرَ رزرو حسینیه نصرت مشهد مُحمّد(ص).[۱]
تاریخچه کتابت
مسأله تفضیل امیر المؤمنین علی(ع) از مسائلی میباشد که از قدیم فی مابین متکلمان مسلمان گزینه دعوا بوده میباشد. غیر از شیعه ها گروههای دیگری از مسلمانها نیز قائل به مسأله تفضیل می‌باشند البته در دایره شمول آن اختلاف حیث دارا هستند. همانطور که ابن ابی الحدید در پیشگفتار تفصیل نهج البلاغه ذکر داشته، بین گروههای معتزله درین مسأله اختلاف‌لحاظ شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۲]

کتاب‌های فراوانی به‌وسیله علما و پژوهشگران اسلامی درباره آن نگاشته گردیده مانند:

«التفضیل» نوشته ابوطالب عبیدالله بن احمد بن یعقوب بن نصر أنباری
«التفضیل» نوشته عجم بن حاتم بن ماهویه قزوینی
«تفضیل أمیر المؤمنین(ع)» نوشته ابوالفتح کراجکی
«تفضیل علی(ع) علی أولی‌العزم اینجانب الرسل» نوشته سید هاشم بحرانی
«تفضیل أمیرالمؤمنین(ع) علی غیر النبی(ص)» نوشته سید محمد بن سید دلدار علی نقوی
«تفضیل أمیرالمؤمنین(ع) علی مَن عدا خاتم النبیین(ص)» نوشته علامه مجلسی.[۳]
نحوه مؤلف
مؤلف درین کتاب با عباراتی معمولی و سرازیر به نظارت فضائل امیر مؤمنان پرداخته و کوشیده میباشد با طریق‌های متفاوت به عامل بپردازد.[۴]

روضه خوان موءثر در‌این کتاب در هشت فصل، فضیلت و برتری علی بن ابیطالب(ع) را بر مجموع آدم، غیر از خاتم الأنبیاء حضرت محمد(ص) به ثابت رسانده میباشد.[۵]

عنا وین کتاب

ترجمه کتاب تفضیل امیرالمؤمنین(ع)
روضه خوان اثرگذار در‌این کتاب به‌این مباحث اشاره دارااست:

حدیث طیر مشوی
برهان به رده حضرت علی(ع) در آخرت بر جایگاه آن حضرت در عالم
دلیل به احادیث شیعه
عامل به احادیث اهل تسنن
دلیل به جهاد آن حضرت بر جایگاه وی
اظهار نظر تیم‌های گوناگون شیعه درباره جایگاه و جایگاه امیر مؤمنان حضرت علی(ع)
ادله به آیه مباهله بر فضیلت علی(ع) بر تمامی بشر‌ها به غیر از حضرت پیامبر پروردگار(ص)
دلیل به حرف حضرت پیامبر آفریدگار که فرموده میباشد:‌ای علی! دوستی با تو دوستی با اینجانب و دشمنی با تو دشمنی با اینجانب و نزاع با تو نزاع با اینجانب میباشد.[۶]
صدوق کتابش را با بحثی درباره افضلیت امیرالمؤمنین(ع) از بینش فرقه‌های متفاوت شیعه استارت کرده و مقداری از اقوال را نقل کرده و در اولیه فصل با آیه مباهله برهان بر فضیلت امیرالمؤمنین بر کلیه جز پیامبراکرم(ص) گردیده است چون فرستاده براساس تصریح خودش برگزیدگان فرزند بشر میباشد[یادداشت ۱] و زیرا امیرالمؤمنین (ع) براساس آیه مباهله نفسِ نبی وعِدل و مثل و مانند اوست در سود امام علی(ع) رفیعتر از همگان جز نبی میباشد. روحانی صدوق داعیه کرده که حتی در‌صورتی‌که برهان مستقلی بر فضیلت و برتری نبی آفریدگار(ص) بر امیرالمؤمنین نداشتیم می توانستیم حکم به تساوی فرستاده و امیرالمؤمنین در فضیلت بکنیم اما زیرا عامل بر برتری و فضیلت پیامبراکرم(ص) داریم؛ امام علی(ع) بر همگان ـ جز رسول (ص) ـ فضیلت داراست. [۷] فصل آخری کتاب را صدوق تخصیص به ثابت فضیلت امیرالمؤمنین (ع) از راه و روش جهاد و سعی وی برای آئین اسلام داده میباشد.[۸]

ورژن‌های خطی
ورژن‌ای در کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی که تاریخ کتابت آن ۱۱۵۴ق میباشد.
ورژن‌ای در کتابخانه آیت‌الله مرعشی نجفی که تاریخ کتابت آن قرن سیزدهم هجری میباشد.[۹]
ترجمه و چاپ
این کتاب در سال ۱۴۱۴ق در بیروت به وسیله دارالمفید و در قم به سعی کنگره روحانی اثرگذار چاپ و با تیتر «ثابت برتری حضرت امیر مؤمنان علی بن ابی‌طالب علیه‌السلام» بوسیله علی‌رضا بهاردوست و محمدحسین شمسائی به فارسی ترجمه گردیده‌است.

بازدید : 35
يکشنبه 22 تير 1404 زمان : 13:30

ساره اولیه همسر ابراهیم(ع) و مامان اسحاق(ع). بنابر آنچه در دو سوره از قرآن مهربان آمده، ملائکه در ۹۰ سالگی به وی بشارت به دنیا آمدن فرزندی دادند که اسحاق اسم گرفت. ساره، ازآنجاکه ملائکه با وی صحبت گفته‌اند، مانند حضرت مریم و حضرت فاطمه(س)، محدَّثه خوانده می گردد. ساره سال‌ها قبل از به دنیاآمدن اسحاق، کنیز خویش هاجر را به ابراهیم داد تا از وی فرزنددار خواهد شد. روحانی صدوق، روایاتی نقل نموده است که به حسادت ساره بعد از ولادت اسماعیل اشاره دارااست. با این هم اکنون بعضی دانشمندان در دلالت و گواهی روایات ذکر شده تشکیک حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

معاش
امین‌الاسلام طَبْرسی[۱] و ابوالفتوح رازی،[۲] مفسران شیعه قرن ششم قمری، معتقدند ساره فرزند هاران بن یاحور و دخترعموی ابراهیم(ع) میباشد؛ اما در برخی احادیث منابع شیعه، ساره فرزند لاحِج فرستاده و دخترخاله ابراهیم شمرده گردیده‌است.[۳] در منابع تاریخی اقوال دیگری مانند ساره دختر بتوایل بن ناحور،[۴] دختر لابن بن بثویل بن ناحور[۵] و دختر ملک حَرّان[۶] نیز، نقل گردیده آدرس حسینیه نصرت مشهد است.

ابن قُتَیبَه آئینَوَری تاریخ‌نگار اهل‌سنت قرن سوم از تورات نقل کرده که ساره برادرزاده ابراهیم میباشد. مبتنی بر نقل او، ساره و لوط(ع) اخوی و خواهرِ پدری و فرزندان هاران، اخوی ابراهیم‌ می باشند.[۷] ابن کثیر، مورخ اهل‌سنت (درگذشت ۷۷۴ق)، این قسم را رد کرده و عهد و پیمان دارای اسم و رسم را این دانسته که ساره دخترعموی ابراهیم بوده میباشد.[۸] عبدالصاحب حسینی عاملی مولف کتاب «الانبیاءُ حیاتُهُم، قِصَصُهُم» این نظر را دارد، لوط اخویِ مادری ساره میباشد، خیر اخویِ پدری وی؛ براین اساس ساره برادرزاده ابراهیم وجود ندارد. به گفته وی، ساره دخترعمو و دخترخاله ابراهیم بوده رزرو حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۹][یادداشت ۱]

ساره به همدم لوط، به ابراهیم ایمان آورد و یکتاپرست شد.[۱۰] وی همینطور با حضرت ابراهیم(ع) وصلت کرد.[۱۱] ساره، یکی زیباترین زنان عصر خویش معرفی گردیده است.[۱۲] وی زمین‌های کشاورزی و دام‌های فراوان داشته و همگی بودجه‌اش را در چنگ ابراهیم قرار داده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۱۳]

مسافرت به مصر
بعد از دعوت ابراهیم به یکتاپرستی درباره‌یِل، گردآوری‌ یه خرده به وی ایمان آوردند، و ابراهیم به همین عامل به همپا ساره و لوط، به شام مسافرت کرد، ‌البته با سرایت قحطی و بیماری، ساره به یار همسرش ابراهیم(ع)، رهسپار مصر شد.[۱۴] بنابر احادیث تاریخی، سلطان مصر از زیبایی ساره باخبر شد[۱۵] و ابراهیم در جواب به اینکه چه نسبتی با ساره دارااست، او‌را خواهر خویش معرفی کرد.[۱۶] چنانکه ابن اثیر گفته، ابراهیم ازآنجاکه می‌دانسته در حالتی که ساره را همسر خویش معرفی نماید، فرمان روا فرمان قتل اورا صادر خواهد کرد تا ساره را تصاحب نماید، واقعیت را نهفته نموده است.[۱۷] پاد شاه مصر، ساره را احضار می‌نماید و عملکرد می‌نماید اورا تصاحب نماید، البته در همین حین، دستش کم آب میگردد.[۱۸] پاد شاه از ساره میخواهد دعا نماید که دستش مجدد سلامت خواهد شد، تا او‌را رها نماید، البته بعداز دعای ساره و سالم دست شاه، وی مجدد عملکرد می‌نماید به ساره مجاورت گردد و این حادثه سه توشه صورت می دهد.[۱۹] شاه بعداز آن، از کردهٔ خویش منصرف می‌گردد، کنیزی به اسم هاجر، و هدایایی به ساره میبخشد و او‌را آزاد می‌نماید.[۲۰]

به گفته علامه طباطبایی اینکه ابراهیم ساره را خواهر خویش معرفی نموده باشد با منزلت نبوت سازگار وجود ندارد و از تناقاضات تورات کنونی میباشد که در منابع تاریخی و حدیثی اهل سنت وارداتی میباشد.[۲۱] همینطور بر پایه ی روایتی که علامه طباطبایی از الکافی نقل کرده ابراهیم در‌این داستان ساره را همسر خویش معرفی کرد و هر توشه که دست پاد شاه کم آب می شد به دعای ابراهیم بود که دست وی به شرایط گذشته برمی‌گشت.[۲۲]

بشارت فرزند در ۹۰ سالگی
چنانکه در منابع تاریخی آمده، ملائکه الهی در ۹۰ سالگی ساره، به وی بشارت میلاد فرزندی دادند.[۲۳] وی از راز ناباوری خندید و اظهار‌کرد که چطور ممکن میباشد زنی سالخورده باردار خواهد شد؟[۲۴] وی بعد از مدتی حامله شد. اسحاق، فرزند وی و ابراهیم میباشد.[۲۵] در دو سوره از قرآن کریم و مهربان، به بشارت ملائکه و برخورد ساره به فرزنددار شدن خویش اشاره گردیده است.[۲۶]

ساره قبل از بشارت به بارداری، ازآنجاکه نازا بود، کنیز خویش، هاجر را به همسرش ابراهیم میبخشد تا از وی صاحب و مالک فرزند گردد و بعداز آن،‌ اسماعیل، فرزند ابراهیم و هاجر متولد می شود.[۲۷]

بازدید : 32
شنبه 21 تير 1404 زمان : 15:15


زمان مرجعیت

سید ابوالقاسم خویی، سید محسن طباطبایی حکیم، سید محمود شاهرودی و سید علی تبریزی.

بعداز درگذشت میرزا محمدحسین نائینی (۱۳۱۵ش)، بعضا مقلدان وی به سید محسن حکیم رجوع و برگشت کردند و بعد از درگذشت سید ابوالحسن اصفهانی (۱۳۲۵ش)، مرجعیت وی ثبت شد. سید محسن حکیم بعد از درگذشت بروجردی در سال ۱۳۴۰ش، آوازه بیشتری به‌دست حسینیه نصرت مشهد آورد.[۱۳]

اقدامات فرهنگی - اجتماعی
شماری از اقدامات فرهنگی و اجتماعی محسن حکیم عبارتند از:

تاسیس یا این که تجدید بنا و نوسازی ده‌ها مسجد، حسینیه و بنای فرهنگی.
تأسیس کتابخانه‌ای همگانی مکتبة آیة الله الحکیم العامة در نجف و ساخت‌و‌ساز شعبه‌هایی از آن در بعضی شهرهای عراق و نیز در کشورهایی زیرا اندونزی، کشور‌ایران، بحرین، پاکستان، سوریه، لبنان، مصر و آدرس حسینیه نصرت مشهد هند.
هواخواهی دنیوی و معنوی از نشریاتی مانند الاضواء، رسالة الاسلام، النجف، الایمان، الثقافة الاسلامیة و سلسله کتاب‌ها و جزوه‌هایی با تیتر «مِنْ هُدَی النجف».
هواخواهی از نویسندگان، خطیبان، ادیبان و شاعرانی که فرهنگ وتمدن اسلامی را توسعه می‌دادند و با فکر‌های الحادی و کمونیستی یا این که انحرافی رویارویی رزرو حسینیه نصرت مشهد می‌کردند.
ارسال کردن هیئتی به هند برای رفع اختلاف دربین عالمان.
موضع‌گیری در اعتراض به قتل‌عام مسلمانها پاکستان.
دفاع از تأسیس المجلس الاسلامی الشیعی الاعلی در لبنان.
موضع‌گیری درباره اخوان‌المسلمین مصر.[۱۴]
ساماندهی حوزه

تلگراف آیت الله حکیم به جمال عبدالناصر
بعضی از اقدامات سید محسن حکیم برای ساماندهی ناحیههای علمیه شیعه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد عبارتند از:

اپ‌ریزی برای ارتقا شمار طلاب؛ چنانکه شمار طلاب در حوزه علمیه نجف، از ۱۲۰۰ بدن به حدود هشت هزار نفر رسید.
تأسیس مکتب علم ها اسلامی و غنابخشیدن به دروس حوزه با برقراری درس‌هایی زیرا فلسفه، حرف، تعبیر و اقتصاد.
نرم‌افزار‌ریزی برای آشنا شدن طلاب با پندار‌های الحادی مانند مارکسیسم، و دقت دادن بزرگان حوزه به خطر آنان.
تمرکززدایی از حوزه و توسعه و گسترش ناحیههای علمیه در شهرها و بخش ها دوردست و بقیه کشورها مانند پاکستان، ایالات متحده عربی و کشورهای آفریقایی.
اهتمام به وام ها و الزامات علم آموزی و اسکان طلاب فرنگی؛ مثلا تخصیص مکتب‌ای در نجف به طلاب هند و مکتب‌ای به طلاب افغانستان و کشمیر.[۱۵]
نزاع با کمونیسم
بعداز کودتای عبدالکریم قاسم در عراق و به اقتدار وصال وی در ۱۳۳۷ش، قضیه قابل قبولی برای رواج ذهن ها کمونیستی و ثبت قانون ها ناسازگار با احکام دینی مهیا شد. آیت الله حکیم به طور رسمیً به ثبت این مقررات اعتراض کرد و عالمان و خطیبان را به مطلع سازی عموم از ماهیت ضد فقهی آن فراخواند. وی همینطور با صدور دو فتوای تاریخی در ۱۳۳۸ش، پیوستن به حزب کمونیست را از منظر دینیً غیرمجاز و در حکم شرک و الحاد یا این که اشاعه بی دینی و الحاد دانست. [یادداشت ۱]به دنبال این فتوا، دیگر عالمان نجف هم فتواهای شبیه دادند و آخر و عاقبت عبدالکریم قاسم را به معذرت خواهی واداشتند.[۱۷]


مرقد سید محسن حکیم
عمل‌های سیاسی درون عراق
برخی از عمل‌های سیاسی سید محسن حکیم در درون عراق عبارتند از:

تأسیس و ثبت جماعت العلماء فی النجف الاشرف.
هجرت به بغداد در ۱۳۴۲ش در اعتراض به رژیم بعثی حکومت عبدالسلام عارف و حبس و شکنجه معارضان.
اعتراض شدید به سیاست طایفه‌گرایی، تبعیض مذهبی و تفرقه‌افکنی.
اعتراض به ثبت ضابطه ملی‌سازی بعضی از کمپانی‌های تجاری در ۱۳۴۳ش که به تضعیف توان مالی شیعه ها می‌انجامید.
عکس العمل شدید به تصمیم حکومت عبدالسلام عارف در سرکوب کردهای شمال عراق. او با فتوا به روا نبودن نزاع با کردها، از کشتار آن‌ها خودداری کرد.[۱۸]

مرقد آیت الله حکیم در کتابخانه
شغل‌ها نسبت به مسلمان ها عالم
سید محسن حکیم به مورد فلسطین آلرژی ویژه‌ای علامت می‌بخشید. وی در قبال تهاجم رژیم صهیونیستی اسرائیل به فلسطین در سال ۱۳۴۶ش، کلیه مسلمان ها را به ایستادگی و بسیج تجهیزات فراخواند، به رسمیت شناختن اسرائیل از جانب حکومت وقت کشور ایران را محکوم کرد و در اتفاق حریق زدن مسجد الاقصی در ۱۳۴۸ش، با صدور بیانیه‌ای، مسئولیت فقاهتی و تاریخی مسلمان‌ها را در قبال صهیونیست‌ها یادآور شد.[۱۹]سید احمد شبیری زنجانی اطمینان داشت که خلال ملا بودن فهم مصالح همگانی اسلام از وضعیت مرجعیت عامه میباشد وسید محسن حکیم را واجد این شرط می دانست. [۲۰]

بیان شده در جریان محکومیت سید قطب (از رهبران تکان اسلامی مصر) از سوی نظام جمال عبدالناصر، محسن حکیم در ۶ جمادی‌الاول ۱۳۸۶ق با ارسال تلگرافی خطاب به جمال عبدالناصر، خواهان کنسل حکم اعدام او و دوستانش شد.[۲۱][یادداشت ۲]

موضع ها حکیم در مواجهه با رویدادهای کشور ایران
آیت‌اللّه حکیم در بعضی از رویدادهای سیاسی جمهوری اسلامی ایران، مخالفت خویش را با کارایی حکومت محمدرضا پهلوی علامت اعطا کرد؛ مثلا:

برخورد شدید به ثبت لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی.
اظهار تأثر شدید از کشته شدن یک‌سری فراگیر در حادثه فیضیه و ارائه این توصیه که علما تیم‌جمعی به عتبات سفر نمایند تا وی بتواند رأی مصرح خویش را درباره دولت جمهوری اسلامی ایران صادر نماید. امام خمینی و شماری دیگر از علمای قم در جواب بدین سفارش، سفر را به صلاح ندانستند و حضور در کشور‌ایران را ضروری قلمداد کردند.
محکومیت رخداد ۱۵ خرداد ماه ۱۳۴۲ش و اعلام ناتوانی حکومت کشور ایران در اداره کشور.[۲۲]
عدم ملازمت و همراهی در برخی مسائل: حسینعلی منتظری در کتاب خاطرات خویش، آورده که بعضا، ذهن حکیم را نسبت به آیت‌الله خمینی مغشوش کرده بود‌ و به همین ادله، وی با آیت‌الله خمینی ملازمت و همراهی و همیاری نمیکرد.[یادداشت ۳]
تک‌نگاری
کتاب «احیاگر حوزه علمیه نجف، آیت‌الله العظمی سید محسن حکیم» تاثیر صفاء‌الدین تبرائیان میباشد که به معاش، کار‎‌ها و نقش آیت‌الله حکیم تحت عنوان مرجع شیعه در عالم اسلام میپردازد. این کتاب از سوی راءس اوراق انقلاب اسلامی منتشر گردیده است.[۲۳]

کتاب «مرجع بعدازظهر آیت‌الله العظمی حکیم به قصه تصویر» نیز تاثیر تبرائیان میباشد که در آن بیشتراز ۳۰۰ تصویر از آیت‌الله حکیم، فرزندان و شاگردانش و بناهای عتبات عالیات عده شد‌ه‌است.

کتاب الامام الحکیم، نوشته سید احمد حسینی اشکوری نیز، به گستردن‌هم اکنون سید محسن حکیم پرداخته میباشد.[۲۴]

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه