در «کنز العمال» نقل گردیده است:
«لا یزال دستور امتی صالحا حتی یمضی منهم اثنا عشر خلیفه کلهم اینجانب قریش؛([۴۰])
مدام دستور خلافت دربین امت اینجانب به آمادگی ادامه دارااست تا اینکه بین آن ها زمان دوازده شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نفر خلیفه نقطه نهایی یابد و همه از قریش می باشند»
در ماجرا جابر بن سمره از رسول آمده میباشد: رزرو حسینیه نصرت مشهد
«ان الاسلام لا یزال عزیزا الا اثنا عشر خلیفه»؛([۴۱])
«اسلام مدام عزت مند میباشد تا مادامی که دوازده خلیفه خلافت نمایند.»
در حدیث دیگر از فرستاده نقل گردیدهاست:
«لا تزال هذه الامه مستقیما اوامر ظاهره على عدوها حتی یمضی اثنا عشر خلیفه کلهم آدرس حسینیه نصرت مشهد اینجانب قریش»؛([۴۲])
مدام فرمان این امت به راهی راست بوده و بر معاندان چیره میباشد تا اینکه دوازده نفر خلیفه بر آن ها خلافت نمایند که کلیه از قریش می باشند.
هم اینگونه حضرت فرمود:
«لا یزال هذا الامر عزیزا الا اثنا عشر خلیفه کلهم اینجانب قریش»؛([۴۳])
مدام فرمان خلافت پایدار میباشد تا دوازده خلیفه که کلیه از قریش میباشند حسینیه نصرت مشهد خلافت کنند.
ما در اینجا به عنوان کردن همین مقدار از احادیث اکتفا می کنیم و تأکید میکنیم که به جز احادیث کتابت یافته در اینجا، دهها احادیث دیگر با همین مضمون در منابع شیعه و سنی نقل گردیده است که برای اگاهی بیشتر به منابع تحت مراجعه گردد.([۴۴])
خصوصیتهای حدیث اثنا عشر و خلفا
با دقت به نقلهای فراوان که حدیث اثنا عشر در منابع شیعه و سنی داراست و نیز تأمل در مختصات و خصوصیتهایی که برای خلفا مذکور میباشد، میقدرت رهیافتی پیدا نمود به سوی آشنایی و معرفت خلفای حقیقی از خلفای دروغین. بر این محور مطلوب میباشد به بعضا از آن خصوصیتها اشاره خواهد شد:
۱ ـ به عبارتیسیرتکامل که کتابت یافت، این روایات آیتم رخداد شیعه و سنی میباشد.
۲ ـ تأکید بر عدد دوازده کهاین مقاله در متن مجموع احادیث تحت عنوان شاخصه مهم گزینه دقت قرار گرفته که تعداد خلفا پس از فرستاده دوازده نفرند.
۳ ـ کل آن دوازده نفر از قریش می باشند.
۴ ـ خلافت تخصیص به فرصت خاصی ندارد، بلکه تا امت اسلامی باقی میباشد خلافت نیز برای آنها بایستگی دارااست.
۵ ـ قوام و ثبات آیین به وجود خلفای دوازدهگانه متعلق میباشد.
۶ ـ عزت اسلام به وجود خلفای دوازدهگانه میباشد.
۷ ـ درستی حدیث. ( از جهت کاربردی و اعتقادی یک کدام از مهمترین خصوصیتهای حدیث اثنا عشر این میباشد کهاین حدیث گزینه رخداد شیعه و سنی میباشد و این نکته مهم میباشد که از جهت پیشینه شناسی حدیث خاطر گردیده اولیه توشه در منابع اهلسنت که مرتبط با اواخر قرن دوم میباشد به تصویب رسیده، مانند ابوداوود طیالسی در «مسند» خویش و نعیم بن حماد در کتاب «الفتن»([۴۵]) و بعد از آن محدثان و دیگر پژوهشگران نام دار اهلسنت حدیث فوق را نقل نموده و بسیار نیز بر صدق آن اشاره نمودهاند.)
ترمذی در «درست» خویش بعداز نقل حدیث تصریح کرده است: هذا حدیث حسن.([۴۶])
هیثمی مینگارد: «رجال حدیث اثنا عشر که طبرانی آن را در «معجمالکبیر» نقل کرده است تمامی درست و آیتم وثوق میباشد».([۴۷])
هم اینگونه ابن حجر درباره حدیث اثنا عشر که از ابن مسعود اورده شده مینگارد: «حدیث حسن» میباشد.([۴۸])
ذهبی بعداز نقل حدیث اثنا عشر مینگارد:
هذه حدیث درست([۴۹])
عمروبن عاصم درباره این حدیث می گوید:
حدیث درست، اسناده حسن و رجاله ثقات([۵۰])
بدین ترتیب حدیث اثنا عشر گزینه وثوق و باور پژوهشگران اهلسنت میباشد کهاین از جهت کاربردی می تواند از مهم ترین خصوصیتهای این حدیث به شمار آید.
کلمه یابی خلیفه و خلافت در لغت
این دو کلمه و واژه، که اصولا یکی از برای فرد معلوم (خلیفه) و دیگری برای رده آن فرد (خلافت) به فعالیت می روند، در لغت به معنای جانشین آمده میباشد. خلیل دراین باره مینگارد:
الخلیفه اینجانب استخلف جای اینجانب قبله و یقوم مقامه؛([۵۱])
خلیفه کسی میباشد که جانشین کسی گردد که قبل از وی بوده و بر رده و منزلت وی بنشیند.
جوهری در «صحاح» مینگارد: «خلیفه به معنای فرمانروا اعظم (بلندمرتبه) میباشد و گردآوری آن خلائف است و گفته می شود فلانی جانشین فلانی شوید یا این که گفته میگردد فلانی جانشین فلانی در قومش شوید؛([۵۲]) ابن اثیر می گوید:
الخلیفه اینجانب یقوم جایگاه الذاهب و یسد مسده؛([۵۳])
خلیفه کسی میباشد که به مکان دیگری در شکل رفتن وی مینشیند و بر مسند وی توکل می زند.
در «قاموس» درباره کلمه خلافت و منشأ پیدایش آن آمده میباشد: «خلافت نیابت از غیر میباشد در تاثیر غایب بودن منوب عنه یا این که برای مرگش یا این که برای عاجز بودنش یا این که برای شرافت و یا این که برای شرافت نائب از این قبیل میباشد که خدا اولیای خود را در زمین خلیفه قرار داده، یعنی برای شرافت اولیا».([۵۴])
در برخی منابع آمده میباشد که خلیفه به معنای شاه گران قدر میباشد و در آن دو معنای فاعلی و مفعولی را میاقتدار حیث کرد. معنای فاعلی به اعتبار اینکه وی جانشین میباشد از هر کس پیش از وی بود و معنای مفعولی به اعتبار این که آفریدگار اورا خلیفه قرار داده میباشد.([۵۵])
از معنای لغوی خلیفه میقدرت استنباط کرد که خلافت و جانشینی در دو مراحل پایین متفحص می شود:
الف ـ گروهی از کاری کنار پروسه و جمعای دیگر جانشین آنها شوند.
ب ـ فرد یا این که گروهی دور اندیشی و اداره کاری را از سوی فرد یا این که گروهی بر ذمه گیرند.([۵۶])
در واقعیت از گفتار اهل لغت درباره مقام خلیفه و منزلت خلافت میقدرت بهاین سود رسید که به عبارتی سلطه و حقی که در امری برای مستخلف عنه بالاصاله وجود داشت بعداز وی بالتبع برای خلیفه و جانشینش متفحص میشود تا بر شغل های وی همچون خودش سامان بخشد.

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم