loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 18
چهارشنبه 28 آذر 1403 زمان : 9:29


با دقت به اینکه در طول های قدیم، وسایل و تجهیزات توسعه یافته مدرن برای انتخاب زمان ها فقهی وجود نداشته میباشد، فرستاده گرامی اسلام و ائمه علیهم السلام به چه شکل از وقت نماز آگاه و برای نماز حسینیه نصرت مشهد صبح بیدار می شدند؟ آیا پیش آمده که نماز فرستاده و یا این که ائمه علیهم السلام به تأخیر بیفتد و یا این که قضا خواهد شد(اهل تسنن بر این نظریه می‌باشند)؟ همینطور آیا نماز شب بر ائمه و نبی واجب بوده میباشد؟
پاسخ
یکی‌از فواید خورشید، ماه، ستارگان و عرش، تشخیص تایم ها و فصول سال میباشد. بر آدرس حسینیه نصرت مشهد همین اصل نبی و ائمه اطهار علیهم السلام برای تشخیص تایم ها نمازهای پنج گانه، طریقی تماماً عرفی، همگانی و برگرفته از طبیعت معرفی کرده اند که در رساله های عملیه مراجع عظام آمده میباشد.

تحت عنوان مثال در توضیح المسائل حضرت امام(ره) آمده میباشد: رزرو حسینیه نصرت مشهد

وقت نماز ظهر و بعدازظهر
مسأله 713. نشان ظهر فقهی وقت نماز ظهر و بعدازظهر

در صورتیکه چوب، میله و مانند آن را(که شاخص اسم داراست) به طور عمودی و راست، در زمین هموار فرو مارک، سایۀ آن در صبح که آفتاب طلوع می نماید، به طرف مغرب میباشد و هر چه آفتاب بالا میاید، سایۀ آن معدود می‌گردد؛ و در شهرهای ما، در نخستین ظهر فقاهتی به واپسین درجۀ مقداری خویش می‌رسد و ظهر که سپری شد، سایۀ آن به طرف مشرق برمی خواهد شد، و هر چه آفتاب رو به مغرب می رود، سایه زیادتر می‌شود. بنابر این زمانی که سایه به واپسین درجۀ مقداری خویش رسید و دو جايگاه رو به زیاد شدن گذاشت، مشخص و معلوم می گردد ظهر فقاهتی گردیده است. در برخی از شهرها، مثل مکۀ توطئهّمه، گاهی در وقت ظهر، سایۀ شاخص به مجموعّی از فی مابین می رود شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و آنگاه مجدد سایه پیدا میشود و به این ترتیب معین می گردد ظهر گردیده‌است.

وقت نماز مغرب و عشا
مسأله 719. مغرب دینی

مغرب هنگامی میباشد که سرخی طرف مشرق که بعداز غروب آفتاب پیدا می گردد، از در میان برود.

وقت نماز صبح
مسأله 725. فجر اولیه، فجر دوم، وقت نماز صبح

1- فجر اولیه: سفیدی فجر که در اطراف اذان صبح، از طرف مشرق افزایشی می رود.

2- فجر دوم: هنگامی میباشد که سفیدی فجر نخستین در طرف مشرق و عرش، پهن و کلان می‌گردد.

3- اولیه وقت نماز صبح به عبارتی آشکار شدن فجر دوم میباشد و پایان آن زمانی میباشد که آفتاب طلوع نماید.[1]

پس مشخص شد که در طول های قدیم با به کار گیری از ابزار عمومیِ دیده، عرش و شاخص، نبی و بقیه عموم، وقت ها نماز را تشخیص می دادند.

درصورتی که امروزه برای زمان ها نماز، ساعت رقم خورده، و مبنی بر آن اذان پخش میگردد، این ساعت از معیارهای دینی نام برده در رساله ها گرفته شد‌ه‌است؛ چه بسا ممکن میباشد ساعت حاد گردد و وقت را ظریف علامت ندهد؛ بخش اعظمی از روستاییان با نگاه به آفتاب در ظهر، وقت نماز را تشخیص می‌دهند.

ابو ثمامه صیداوی در وقت ظهر به امام حسین علیه السلام اذعان کرد:

یا این که ابا مخلوق اللَّه! جانم به فدای تو باد. این دسته به تو مجاورت گردیده اند. به پروردگار عهدوپیمان تو کشته نخواهی شد مگر اینکه اینجانب در حضور تو کشته گردم. البته در عین هم اکنون اینجانب دوست دارم پروردگار را در حالی ملاقات نمایم که‌این نماز را خوانده باشم. امام حسین علیه السلام راز خویش را به طرف افق بلند کرد و فرمود: به حافظه نماز آمدی؛ پروردگار تو‌را از نمازگزاران محسوب کند. بله اینک نخستین وقت نماز میباشد. از این عموم بخواهید دست از ما بردارند تا نماز بخوانیم.[2]

ابوثمامه و امام حسین علیه السلام در کربلا با نگاه به اسمان، وقت نماز ظهر را تشخیص دادند. وقت نماز صبح و مغرب که بسیار ریلکس خیس میباشد.

از احادیث به کارگیری می‌شود که جبرئیل، زمان ها نماز را به فرستاده شناساند.

از امام درست گو علیه السّلام قصه گردیده‌است که فرمودند: «أتی جبرئیل پیامبر اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله بمواقیت الصّلاة:

فأتاه حین زالت الشّمس فأمره فصلّی الظّهر.

ثمّ أتاه حین زاد الظّلّ قامة فأمره فصلّی العصر.

ثمّ أتاه حین دوری الشّمس فأمره فصلّی المغرب.

ثمّ أتاه حین سقط الشّفق فأمره فصلّی العشاء.

ثمّ أتاه حین طلع الفجر فأمره فصلّی الصّبح؛ جبرئیل، در تایم ها نماز نزد پیامبر آفریدگار صلّی اللَّه علیه و آله آمد. در زمانی که آفتاب از وسط عرش مایل شوید، نزد آن حضرت آمد، پس امر کرد که نماز ظهر را بگزارد. بعد از آن در زمانی که سایه به اندازه قامتی رو به فزونی بنیان، نزد وی آمد و دستورداد که نماز بعدازظهر را بگزارد. گشوده در زمانی که آفتاب غروب کرد، نزد وی آمد و امر کرد که نماز مغرب را بگزارد. آنگاه در هنگامی که(سرخی) شفق نابود شد، نزد وی آمد و دستورداد که نماز عشاء را بگزارد، گشوده هنگامی که سپیده صبح دمید، نزد وی آمد و امر کرد که نماز صبح را بگزارد.»

بازدید : 64
سه شنبه 27 آذر 1403 زمان : 9:17


اصفهان تحت عنوان پایتخت تاریخی صفویان، بخشی از مهم ترین ارثیه فرهنگی مرزوبوم را در خویش مکان داده و به اعتبار این ارثیه جهانی هر سال پذیرای گردشگران داخلی و فرنگی میباشد. با وجود مداقه بناهای حسینیه نصرت مشهد تاریخی اصفهان خصوصا دو مسجد روضه خوان لطف‌الله و پاد شاه‌عباسی، تجدید بنا غیراصولی شکل‌گرفته برای این دو بنای تاریخی، اختلال‌ساز گردیده و انتقادهای متعددی را برانگیخته میباشد. این سال داربست‌های گنبد مسجد جامع عباسی برچیده شدند و تصاویر منتشر گردیده از بنای گنبد مسجد نقدهای تندی را از سوی کارشناسان برانگیخت. با مفتوح کردن آدرس حسینیه نصرت مشهد داربست‌های ضلع شمالی گنبد مشخص و معلوم شد اعوجاج در گنبد مسجد به صورت محسوسی رویت میگردد.
از سوی دیگر نگاهی به مسجد روحانی لطف‌الله علامت میدهد که گنبد این مسجد نیز بعداز نوسازی در حین روز و در جوار فروغ و روشنایی خورشید یک سری رنگ گردیده و ظواهر و جلوه تاریخی آن مخدوش شد‌ه‌است. رزرو حسینیه نصرت مشهد
این خطاها مرمتی درخصوص دو مسجد شاخص و تاریخی اصفهان سبب گردیده که نگرانی‌های متعددی در زمینه‌ی طریق تجدید بنا و جراحت‌های وارداتی به‌این بناهای تصویب ملی وجود داشته باشد. باتوجه به اینکه میدان نقش عالم در فهرست اثر ها یونسکو نیز تصویب گردیده‌است نگرانی‌های جانور در زمینه‌ی موقعیت و موقعیت این دو تاثیر نیز مضاعف میباشد. شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد
علل بروز زخم‌های مرمتی
برای رسیدگی علل و ریشه‌های ایرادات و معضل‌های مرمتی به وجود آمده برای دو مسجد تاریخی اصفهان به سراغ بهروز اقتداری- دبیر انجمن علمی بازسازی و احیای ابنیه و بافت‌های تاریخی دانش کده هنر اصفهان- رفتیم.
او در جواب این سوال که انگیزه ایرادات به وجود آمده برای دو مسجد تاریخی اصفهان چیست و برای اصلاح این اشتباهات چه می‌قدرت کرد به «دنیا‌صنعت» بیان کرد: آنچه در بازسازی حادثه میفتد این میباشد که یک بنای تاریخی به دست ما رسیده میباشد و (برای نوسازی) یک‌سری اقداماتی در آن شکل میگیرد که بایستی (نوسازی صورت گرفته) معلوم باشد و آن سازه به دست آیندگان رسد. آنچه که (تحت عنوان تجدید بنا) در اصفهان پیش آمده ولی این میباشد که لطمه بسیار بزرگی به مسجد پادشاه‌عباسی و مسجد روحانی لطف‌الله وارد کرده‌ایم.
اقتداری علاوه بر اشاره بدین نکته که بعضی از زخم‌های وارده که بر تاثیر بازسازی غیراصولی پیش آمده شاید قابل جبران نباشد، ابراز داشت: چندین از موردها را دیگر نمیشود اصلاح کرد و می بایست برای اصلاح آن ها تا نوسازی آینده معطل ماند. دقت داشته باشید که ماهیت کاشی این میباشد که هر یکسری سال یک‌توشه می بایست عوض گردد و این‌سیرتکامل وجود ندارد که کاشی‌های ساخته و نصب‌گردیده برای ۳۰۰ یا این که ۴۰۰ سال باقی بمانند. عمده کاشی‌هایی که در بناهای تاریخی نقش دنیا میبینید در زمان‌های متفاوت تاریخی به عنوان مثال در عصر قاجار و پهلوی تجدید بنا گردیده‌اند. به همین ادله نیز است که از کاشی‌ای که طرح داراست به کارگیری می‌نمایند؛ زیرا هر یک از آن‌ها مثل یک نقشه میباشد و زمانی میبینند که یک کاشی افتاده یا این که تخریب گردیده مطابق نقش‌هایی که از قبلی وجود داشته، کاشی متبوع را ساخته و نصب می‌کرده‌اند.
دبیر انجمن علمی نوسازی و احیای ابنیه و بافت‌های تاریخی دانش گاه هنر اصفهان، خلال اشاره به اتفاقی که در مسجد پادشاه‌عباسی حادث گردیده است، خاطرنشان کرد: آنچه در مسجد فرمانروا‌عباسی رخداد باتوجه به حجم تخریب شکل‌گرفته نادرست بوده میباشد و نمی‌قدرت اینطور برچسب زد که ماهیت کاشی این میباشد که تغییر‌و تحول پیدا نماید و می بایست آن را عوض کرد. خیلی از کاشی‌های گذشته سلامت بوده‌اند که بایستی مراقبت می‌شدند و آن طیف رنگی که داشت حاکی از همین (مساله تغییر تحول کاشی‌ها) بود.
اختلال مسجد روضه خوان لطف‌الله
و معضل‌های مدیریتی
با‌یقین یکی علل اساسی نوسازی غیراصولی دو مسجد تاریخی اصفهان، ضعف‌های مدیریتی و نیز معدود‌توجهی به مسائل نظارتی میباشد؛ آنچه که راجع‌به نوسازی مسجد روحانی لطف‌الله نیز نمود دارااست.
اقتداری دبیر انجمن علمی نوسازی و احیای ابنیه و بافت‌های تاریخی دانش کده هنر اصفهان در باب نقص‌ مرمتی مسجد روحانی لطف‌الله به «عالم‌صنعت» بیان کرد: در امر مسجد روضه خوان لطف‌الله به صورت کلی تکنیکی که (برای تجدید بنا) به کار گیری کرده‌اند سبب ساز گردیده در تاثیر قرار به دست آوردن در جوار برف و باران و حتی‌د‌ر موقعیت معمولی هر ترکش یک رنگی داشته باشد و همین مساله ‌هارمونی (سازه) را نا مرتب میباشد.
او در جواب به‌این سوال که فکر میکند انگیزه و ریشه‌های بروز این ایرادات چیست، به «عالم‌صنعت» اعلام کرد: به نظرم انگیزه بروز این اشتباهات به روش مدیر بر‌می‌شود. فردی که تحت عنوان مدیریت مقر مسوول فعالیت بوده میباشد می بایست مدیر بهتری ایفا می‌اعطا کرد. اما نباید تک تک مسائل و خطاها را نیز به رئیس مقر رابطه دهیم بلکه می بایست مسوولان بالادستی او هم مدیر و رسیدگی بهتری می‌داشتند. به هر روی معتقدم کلیه چیز را نباید (فقط) بر گردن مدیریت مقر انداخت.
اقتداری خاطر نشان نمود: آن گروه و گروهی که میایند و تصمیم‌گیری می‌نمایند که از چه تکنیکی برای نوسازی استعمال شود یا این که چه (واحد سنجش) دارایی تخصیص یابد، همه در اتفاقی که افتاده میباشد نقش دارا‌هستند. به نظرم نباید این‌سیرتکامل باشد که پیمانکار بگوید تفاهم نامه ما فقط مرتبط با کاشی کردن شغل بوده وگرنه می‌دانستیم که بنا عمل ایراد دارااست. پرسش اساسی اینجاست که فردی که مهندس عمران میباشد و این دوراندیشی را دارااست که عمل این چنین به اختلال میخورد چرا می بایست ۱۰ سال قدمت خویش را برای تجدید بنا این تاثیر تاریخی بگذارد و در پایان هم سود‌ای این چنین نتایج گردد.
او در خاتمه ابراز داشت: «به هر روی دست‌اندرکاران متعددی در موضوع تجدید بنا بنای مسجد روحانی لطف‌الله وجود داشته میباشد و آنچه که پیش آمده به نظرم به جهت اشتباهات مدیریتی بوده میباشد. در مسئله بازسازی اشخاص با تحصیلات مرتبط و با تخصص مورد نیاز وجود دارا هستند البته متاسفانه این اشخاص تحصیلکرده و دارای تخصص در جایی که بایستی به فعالیت گرفته نمی شوند.»
باتوجه به ایرادات مرمتی ایجادشده در اصفهان به لحاظ می رسد برای افزایش عملکرد به جا مانده فرهنگی درین استان می بایست اقدامات موثری جهت ارتقای رئیس و تحقیق در حوزه ارثیه فرهنگی در آیین نامه قرار گیرد. مطمئنا دقت به اصول نظارتی و مدیریتی میتواند در‌این شهر تاریخی راهگشا بوده و قضیه را برای بهبود مراقبت و مراقبت اثر ها تاریخی اصفهان مهیا نماید.

بازدید : 23
دوشنبه 26 آذر 1403 زمان : 10:15


یک کدام از قضیه‌های هر تمدنی برای مثال فرهنگ وتمدن اسلامی، مقوله وحدت و تنوع میباشد: وحدت هویتی، و تنوع فرهنگی و فقاهتی. حبیب اله بابائی کتاب تنوع و فرهنگ را در سه نصیب اساسی فرهنگ و تمدن بودن، اسلامی بودن، و معاصر بودن تهیه کرده و عملکرد نموده که مسئلۀ «تنوع» در درنگ تمدنی اسلام را در هر سه قسمت نظارت و بررسی نماید و توده این دو عنصرِ به ظواهر پارادوکسیکال را ممکن آرم بدهد. ایدۀ اساسی این کتاب در حسینیه نصرت مشهد سال ۱۳۹۸ تحت عنوان یک عقیده در پژوهشگاه علم ها و فرهنگ و تمدن اسلامی مطرح شد و از سوی داوران تحت عنوان کرسی ابتکار عمل (مدرک قانونی شورای خوب انقلاب فرهنگی) پذیرفته شد. خاتمه آنچه در‌این کتاب درباره ی ماهیت فرهنگ اسلامی در بعد از ظهر حاضر گفته شد، برنامه ای متعدد از جواب به مسئلۀ مرکزیِ « وحدت و کثرت » در ماهیت تمدنی مسلمان‌ها میباشد. اقتراح تمدنی ما نیز در‌این نوشته، خیر بیان همگی عنصرها و خصوصیت‌های فرهنگ وتمدن آدرس حسینیه نصرت مشهد نوین اسلامی، بلکه تأکید و تمرکز بر عنصر مرکزی فرهنگ وتمدن و فرهنگ و تمدن اسلامی در بعد از ظهر نو بود. از‌آن‌جا‌که محتوای فرهنگ و تمدن‌ها از بنا‌های متکثر، اقوام گوناگون، گویش‌های مختلف و گاه مذهبها و ادیان مختلف ساخته شده، هر مورد می تواند مورد‌های تفرق و تشتت در فرآیند تمدنی را منجر گردد و شکل‌بندی فرهنگ را به‌کلی غیرممکن نماید؛ ازاین‌رو رابطۀ بین وحدت و کثرت و قابلیت و امکان شکل‌بندی نام‌و‌نشان تمدنی بین موادتشکیل دهنده متعدد و ضد‌و‌نقیض فرهنگی از نقطه‌های مرکزی و سوال‌های کلیدی در فرهنگ و تمدن‌شناسی و فرهنگ و تمدن‌سازی میباشد. رزرو حسینیه نصرت مشهد برهمین اصل در‌این کتاب، قضیه وحدت و کثرت فرهنگ و تمدن نقطه‌ عطفی در گزینش چیستی فرهنگ، چیستی اسلامیتِ فرهنگ وتمدن و بعد چیستی عصری‌بودن فرهنگ اسلامی رسم و تعریف و تمجید شد‌ه‌است. در طریقه فلسفی و در خط مش الهیاتی به فرهنگ وتمدن و همین‌طور در خط مش اجتماعی و تاریخی به مقولۀ فرهنگ، فرهنگی‌بودن، اخلاقی‌بودن، فکری‌بودن و تربیتی‌بودنِ « فرهنگ و تمدن » همواره آیتم تأکید قرار گرفته میباشد. درین منظر، فرهنگ شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد خیر میان « آدم و طبیعت »، بلکه در میان « آدم و بشر » ظهور می‌نماید. در صورتی بخواهیم در امر فرهنگ‌های قبل نیز داوری کنیم یا این که درصورتی که بخواهیم فرهنگ وتمدن‌های دیگر را به عیب گیری بکشیم یا این که چنانچه می خواهیم تمدنی را از تازه بسازیم، می بایست در نقطۀ « بشر و بشر » تمرکز کنیم. ملاک اساسیِ « فرهنگ و تمدن » در‌این روش، ارتباط ها بسامان انسانی میان آدم‌ها ( در ساحات کوچک و عظیم ) میباشد، خیر سلطه و سیطرۀ بشر بر طبیعت. همین‌طور در شرایطی‌که بخواهیم دربارۀ زوال یا این که انحطاط یک فرهنگ صحبت بگوییم، می بایست آن را خیر در خلا صنعت و تکنولوژی یا این که در عدم وجود بسط و رفاه، بلکه بایستی آن را در زوال قیمت‌های انسانی همانند عدل و داد و انسانیت کاوش کنیم. از این منظر، فرهنگ وتمدن به مثابه « گسترده‌ترین نظام ( ابرنظام ) مناسباتِ انسانی » پیوسته در درحال حاضر دگرگونی ( دگرگونی غربت و حلزونی، دگرگونی افزایشی یا این که روبه پایین ) و تسری به دولت ها انسانی دیگر میباشد. این ابرنظام خیر یک مجموعۀ انباشته از ارکان و بنا‌‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، بلکه یک َابَرسیستم بزرگ انسانی میباشد. درین تعریف و تمجید از فرهنگ و تمدن که معنای آن به مضمون‌ « امت » در قرآن مجاورت‌خیس میشود، تکثر دسته‌‌ها، فرهنگ وتمدن‌‌ها و به‌طورکلی واحدهای اجتماعی آیتم تأکید قرار می گیرد. به ذکر دیگر در یک فرهنگ وتمدن کلام از یک شخص، یک ملت یا این که یک گویش و حتی یک آئین وجود ندارد. هرچند ممکن میباشد یک آئین و یک فرهنگ و تمدن در تمدنی غلبه داشته باشد؛ لیکن در یک فرهنگ و تمدن، همواره آدم‌‌های گوناگون، تمدن‌‌های متفاوت و لهجه‌‌های متفاوت وجود و حضور دارا‌هستند. نقش و کارکرد فرهنگ و تمدن در‌این شرایط، تولید ارتباطی انسانی، اخلاقی و عادلانه در بین همۀ ابنای انسانی میباشد. با دقت بدین شیوه در آنالیز ماهیت فرهنگ و تمدن و در جواب به مسئلۀ « وحدت در حالت کثرت » می‌اقتدار وحدت را به دو شکل حداقلی و حداکثری یا این که به معنای ظریف‌خیس وحدتی طیفی که معطوف به موقعیت و موضوع‌های تاریخی و اجتماعی باشد، تمجید و رسم کرد. در وحدت حداکثری، خیر‌صرفا ظاهر و رفتارهای بزرگ اجتماعی همسو می باشند ( آنچه در وحدت صوری و حداقلی مطرح میباشد )، بلکه اذهان، بها‌ها و باورها و همین‌طور عقلانیت جمعیِ یک فرهنگ نیز از وحدت، همسویی و درهم‌تنیدگی برخوردار‌است. اما دلیل وحدت در فرهنگ وتمدن‌ها مدام و تمامی‌جا یکسان نبوده میباشد. دلیل وحدت در فرهنگ وتمدن‌ها مشروط به حالت و آمیخته به قضیه‌ها و روزگار‌هاست. مطالبات انسانی، موقعیت انسانی و عزم‌های انسانی و بالاخره مشیت الهی ( در دیدگاه فقهی ) باعث می گردد که خیر‌فقط هر تمدنی در دورۀ هنگامی خویش انسجام خاصِ خویش را تولید نماید، بلکه حتی یک فرهنگ وتمدنِ خاص نیز در طی تاریخ صورت‌گیری‌اش - به موجب وضعیت متعدد هنگامی و مکانی‌اش - عامل ها زیادی را در تولید انسجام و وحدت تمدنی تجربیات نماید و متن و کناره‌های متفاوتی را برای بقای وحدتش برگزیند. اینکه متن و راءس یک فرهنگ وتمدن چه باشد و حاشیه ها و فروع آن چه طور باشد، متعلق به نیازهای انسانی، عزم‌های انسانی و حالت زیستی بشر در آن بعد از ظهر میباشد که بعضی از عامل ها را به متن میاورد و برخی دیگر را به لبه میبرد. به‌رغم این بایستی دانست که در هر حالت متنوع و گوناگون، ادله تصمیم در فرهنگ و تمدن‌ها و دلیل تصمیم در انسجام تمدنی، استدلال انسانی بوده و بشر در همۀ حالت مطابق قانون ها مشترک انسانی ( مقررات فطری آدم )، تاریخی ( سنن تاریخی ) و الهی ( سنن الهی ) به عزم و سپردن دست می زنند. هرقدر عزم‌های انسانی در جهت رفع نیازهای انسانی باشد و هر معیار کوشش انسانی در جهت همخوانی با مقررات هستی صورت بگیرد و از سوی دیگر، هر مقدار ادبیات رایج در فرهنگ وتمدن برای مخاطبان انسانی مضمون‌ و سنجیده باشد و بها‌ها و باورهای آن جامعه، باورهای آدم‌نهاد باشد، مراحل تمدنی در عین کثرات فراوانش، به سمت وحدت خواهد رفت. به این‌سان بایستی تأکید کرد که مدام در هر تمدنی تکثر وجود دارااست و این تکثرها میتواند در مسیر وحدت و درهم‌تنیدگی ( تکثر به مثابه گنجایش ) پیش برود و از تکثرات اختلاف‌زا و نبرد‌های اجتماعی ( تکثر به مثابه یک ایراد ) مسافت بگیرد. آنچه در دل این کثرات تمدنی، موجب تمایز یک فرهنگ وتمدن از سایر فرهنگ و تمدن‌ها میشود، مرکزیت یک عنصر از موادتشکیل دهنده تمدنی میباشد. همواره همۀ فرهنگ و تمدن‌ها اجزا و موادسازنده متنوع و گوناگون و اما همسانی دارا‌هستند. همین‌طور همۀ فرهنگ و تمدن‌ها از ادله وحدت برخوردارند و اصولاً فارغ از اینگونه وحدتی، تمدنشان صورت نمی‌گیرد. آنچه این فرهنگ وتمدن‌ها را از هم متمایز می‌نماید، برهان‌های متعدد در راس و پایه یک فرهنگ میباشد. دلیل مرکزی در فرهنگ وتمدن غرب، ممکن میباشد دانش ( بررسی وبر ) یا این که پول ( ارزیابی گئورگ زیمل ) باشد. ادله وحدت در تمدنی مانند فرهنگ اسلامی، ممکن میباشد آیین، قرآن یا این که حتی یک شخصیت کاریزمایی ( به تعبیر و تفسیر بعضا از خاورشناسان ) همانند رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و اله باشد. در‌این فی مابین بدین نکتۀ اصلی می بایست اشاره نمود که فقطً با ساخت‌و‌ساز وحدت ( با عنصر مرکزی ) در میان اجزای متعدد فرهنگ و تمدن، پروژۀ وحدت تمدنی به اجرا نمی رسد. افزون‌ بر اینکه عنصر مرکزی فرهنگ و تمدن بایستی بتواند از جملهً در بین مقولۀ گویش و مقولۀ آئین هماهنگی و همسویی ساخت‌و‌ساز بکند، بایستی بتواند تعدد و تنوع زبانی را نیز در مراحل همسوسازی، به گنجایش بدل نماید و از آن در راستای ایجاد کرد وحدت پهناور تمدنی به کار گیری نماید. همین‌طور در‌این پروسه تمدنی می بایست بتوان بر تعدد و تنوع مذهب‌ها، فرق و ادیان متفاوت غلبه کرد و نوعی از وحدت تمدنی به‌وجود آورد و از رخنه‌ مذهبی و شرعی در فرهنگ وتمدن دوری کرد. براین اساس افزون‌ بر تولید وحدت و هماهنگی در میان اجزا و موادسازنده متعدد فرهنگ و تمدن می بایست در تفکر تولید وحدت در بین تکثر و تنوع زبانی، فقاهتی، هنری، فرهنگی و .. نیز بود.

بازدید : 20
شنبه 24 آذر 1403 زمان : 10:20


پیرو‌ی زمینه؛ طالبان قصد دارا هستند و میخواهند که بر پایه ی ضابطه شریعت بر افغانستان حکومت نمایند. این مجموعه شبه‌نظامی و ملیشه که در عصر‌ی پیشین خویش بر رمز توان بودند، به جهت تعبیروتفسیر دشوار‌گیرانه‌ای‌ شان از ضابطه شریعت و فقه اسلامی، ممنوعیت موسیقی و تحمیل زنان به پوشیدن خیمه یا این که برقع حسینیه نصرت مشهد راز تا پا در محله‌های همگانی زنان را بدون چاره کرده بودند و طالبان با این اعمالش علیه عموم بسیار پر اسم و رسم گردیده بودند که آنان اسم غریبه در تاریخ نیستند. ولی بخش اعظمی از کشورها به غیر از افغانستان – مثلا ایالات متحده عربی سعودی، جمهوری اسلامی ایران و قسمت‌هایی از مملکت اندونزیا و نایجریا – نیز فارغ از اینگونه مشقت بار‌گیری‌ها و ممنوعیت‌ها از ضابطه شریعت اسلامی استعمال می‌نمایند. پس ضابطه شریعت چیست و چه طور بر کشورها و دولت ها انجام می شود؟ آدرس حسینیه نصرت مشهد

شریعت در گویش عربی به معنای «سنت، شیوه» میباشد و ذکر‌گر فعالیت و رفتاری میباشد که خدا را از جانب بندگانش خشنود می‌نماید. ضابطه شریعت مشمول ضوابط کیفری، تجاری، خانوادگی و بقیه مقررات می گردد؛ ولی نسبت به ضوابط سیستم‌های سکولار بسیار جامع و کلی‌نگر میباشد: ضابطه شریعت هم‌اینگونه مقررات اخلاقی را نیز، رزرو حسینیه نصرت مشهد تعریف‌و‌تمجید و مشخص و معلوم می‌نماید که مسلمان ها بایستی بر پایه ی آن معاش و خدا را عبادت نمایند. (یک ماده‌ی شبیه حکم دهنده بر مسائل حقوقی و اخلاقی به اسم ماده‌ی «هلاخا» (روش و طریقت) در آئین یهودیت وجود دارااست). ضابطه شریعت بر طبق ماده‌های قرآن که به عبارتی کتاب مقدس در آئین اسلام میباشد، میباشد؛ بر پایه ی روایات و یا این که مبنی بر به سخنان حضرت محمد میباشد؛ خلال این، بیش‌ترین پروسه ضابطه شریعت مرتبط با علمای اسلام با تخصصی حقوق و دستمزد و فقه اسلامی می گردد. مجازات‌های بسیار رنج برای جنایاتی که علیه ضابطه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد خداوندی پنداشته گردد، ماده‌ی (پر اسم و رسم به حدود) میباشد که‌این مجازات مبتنی بر به عبارتی ماده‌ اجرایی میگردد. در ضابطه شریعت گونه های و اقسام مجازات زیاد میباشد؛ مثلا سنگ‌سار و یا این که ۱۰۰ ضربه شلاق برای زناکاران طبق این ماده در لحاظ گرفته میگردد. البته استانداردهای ثابت محکومیت بر مجرمان بسیار بالا میباشد و این فرمان گاهی مجازات را به دستکم نمی‌رساند. از این رو؛ در زمینه ی موضوع سکس و زنا، بایستی چهار شاهد عینی در دادگاه شهید شدن بدهند. با این‌حالا حکم قصاص برای جنایات هنگفت علیه اشخاص و بشریت میباشد، مانند قتل و غیره که قادر است مبتنی بر اصل حکم قصاص و یا این که مبتنی بر «شبیه و مساوی» آن، متهم بایستی مجازات طاقت فرسا و هنگفت گردد. با این وجود، اسلام در ضابطه شریعت قربانیان و اشخاص متضرر را تشویق می‌‌نماید که کریم ومهربان و بخشنده باشند. اشخاص تبهکار را آیتم عفووبخشش خویش قرار بدهند و به مکان قصاص از مجرمان دیه و یا این که «خون قیمت» بگیرند.

بازدید : 23
پنجشنبه 22 آذر 1403 زمان : 9:41


چیستی معنویت اسلامی، بشر‌باوری میباشد. معنویت اسلامی بشر را سزاوار و شایسته وصال به قرب الهی میداند و او‌را بی‌واسطه در ارتباط با معبود، دارنده شایستگی خلافت الهی و تجلی اسماء و صفات الهی حسینیه نصرت مشهد معرفی می‌نماید. درین نوشته‌ی علمی همت گردیده است علاوه‌ بر تعریف‌و‌تمجید معنویت اسلامی و خصوصیت‌های آن، مفاد دلخواه بشر بر حسب نیازهای معنوی در موقعیت این جهانی وی به تصویر کشیده گردد.
ارتباط‌ عقل و آئین برای معنویت عقلانی اساس به حساب می‌آید. دربین معنویت آدرس حسینیه نصرت مشهد وحیانی و تعیین عقلانی، ارتباط‌ مردم و خصوص مطلق برقرار میباشد. سود این لینک و پیوند وصال به حیات طیبه، با خصوصیت‌های منحصر خواهد بود. این حیات طیبه هنگامی میسر میشود که کل وجود شخص سرگرم با مورد انتخابی وی شود؛ خیر اینکه شخص گاهی موحد و گاهی غیردینی فعالیت نماید. این آیین عقلانی یا این که به‌عبارت دیگر معنویت عقلانی به متن معاش شخص شیوه پیدا می‌نماید و بعد از آن آدم سالک الی‌الله می شود. معنویت اسلامی به روش‌های متعدد به‌وجود رزرو حسینیه نصرت مشهد میاید و خصوصیت‌های خاصی دارااست، برای مثال این امکان را دارااست که به خارج از معاش شخصی رسوخ نماید.

۲ - پیشگفتار
[دستکاری]
قرآن مهربان واپسین و بی نقص‌ترین کتاب آسمانی میباشد که خدای متعال برای هدایت بشر‌ها شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نازل فرموده میباشد؛ در‌این منشور معاش، هرآنچه به کمال و بهروزی آدم‌ها مربوط میشود، به سپرده نهاده گردیده است. ولی گفتنی میباشد حقایقی مرتبط با کمال آخری و وصال به نقطع ی عطف فهم و شعور معنوی به صورت سر و اشاره در سراسر آیه ها آن متفرق میباشد و یافتن کلید این رموز در گرو گزینش روش درست میباشد. در سال‌های اخیر، تکان‌هایی با اسم جریان‌های معنویت‌گرا در عالم پدید آمدند که با داشتن شعارهایی جالب چهت نیل به بهروزی، هر بشر طالب معنویت و سعادت را در نگاه اولیه به خویش جذب می‌نمایند. در دل این جریان‌ها لذت‌های گوناگونی که انسان در خیالش می‌پروراند و خواهش‌های رنگارنگی وجود دارااست که به وهمش خطور می‌نماید. معنویت‌های نو دارنده خصوصیت‌های دور از هم‌ای میباشند: «یادگرفتن طریق‌های تمرکز اندیشه، استحصال ادب روحی و جسمی و تمرین‌های ورزشی مانند: تی‌ام، یوگا، مدیتیشن، ریکی و... بعضی همانند رائیلیان و کلیسای شیطان، عقایدی ضددینی و انسانی دارا هستند و با انکار آیین یا این که دعوت رهروان خویش به به کارگیری از مواد مخدر، مشروبات الکلی، موسیقی‌های مخرب و میل کردن خون به تجربیات‌های ناشناخته‌ای کشیده می گردند که همه ذهن ها و اجرا غیرانسانی مثل: خشونت، انتقام، لذت‌جویی، بی‌بندوباری، ناسازگاری و... را رواج می‌نمایند» [۱] ولی این لذات فقط رضایت و آرامشی موقت برای انسان در پی داشته و مشقت، باخت و پوچی ناشی از جریان معنوی روح او‌را آزرده می‌نماید.
آدم مدرن، در معاش این جهانی، با تمامی‌ فریبندگی، گستردگی، زیبایی و دلربایی خویش را گرفتار و اسیر می‌بیند و در جست‌وجوی مضمون‌ و هدفی برای هستی و حیات خود میباشد. از این‌رو، به معنویت روی آورده و معالجه و کاهش اضطراب‌ها، افسردگی‌ها و رفع هزاران جراحت خل وچل و اجتماعی خویش را درین معنویت جست‌وجو می‌نماید. ولی بین سعادتی که ادیان نوظهور از آن دم می زنند و خوشبختی حقیقی وواقعی تفاوت از زمین تا اسمان میباشد.
مبانی نظری درین تکان‌ها اومانیسم و سکولاریزم میباشد به شکلی که بشر در آن پایه همگی کارها دانا میباشد، به عبارت دیگر نظام شکل گیری تشریع و هم قانونگذاری بایستی بر اساس مراد‌های بشر باشد و آدم می بایست فقط به عقل و دستاورد معرفتی خود اتکا نماید و نیازی به جان دار ماورای خویش نداشته باشد؛ درین نوع منطق و طریقه اعتقادوباور به آفریدگار، شرعی صراحت دارد که مبنی بر امیال و مراد‌های آدم تهیه و تنظیم گردیده باشد. «از این‌رو، آئین می بایست انسانی باشد؛ خیر اینکه بشر فقاهتی باشد». محورهای مهم این نوع طریقه بر اساس کرامت ذاتی و بی‌انتهای آدمی و انکار گناه‌کاری ذاتی بشر میباشد و تفرد اصالت‌دادن به شخصیت شخص و لذت جسمانی آدم متبوع میباشد. عرفی‌گرایی و سکولارشدن کلیه چیز، مثلا جامعه، سیاست، حکومت، ضابطه، دانش، هنر و حتی آئین از نوع طریقه معنویت‌های نو به حساب می‌آید. فلسفه آن ها بر انکار ایمان به آفریدگار و ثنا آدم به‌مکان خدا سازه گردیده‌است.
ولی سرمایه‌ معنوی اسلام بضاعت و توان رقم‌زدن انقلابی درونی و اجتماعی را دارا میباشد و به حیث شناخته‌نشدن و نهفته‌شدن در ذیل غبار تعبیرات نااهلان، فقط گردآوری اندکی بضاعت و توان فهم آن را داشته‌اند، ولی مدام نیاز به‌این معنویت به‌طور فطری در آدم‌ها بوده میباشد. آدم امروزی نیز، این نیاز را ادراک نموده است، ولی با وجود این غبار، از دست‌یافتن بدین واقعیت رویگردان میباشد. از این‌رو، بایستی از این معنویت غبارگرفته، غبارروبی کرد و در بسته‌های خوشگل به آدم مدرن عرضه کرد. معنویت‌طلبی میلی میباشد که به‌هیچ وجه نمی‌قدرت آن‌را از وجود آدم حذف کرد؛ چون آدم برای معرفت و عبودیت پروردگار آفریده گردیده و ظرفیتی نامتناهی چهت نیل بدین غرض را دارا میباشد. اعراض از حافظه آفریدگار، ممکن میباشد این کشش به واقعیت نامتناهی را به بیماری آلزایمر سپارد، البته هیچگاه این حریق آسمانی بدون صدا نخواهد شد. در‌این نوشته‌ی علمی کوشش شد‌ه‌است علاوه‌ بر تعریف و تمجید معنویت اسلامی و خصوصیت‌های آن، مورد ها دلخواه آدم بر حسب نیازهای معنوی در حالت این جهانی وی به تصویر کشیده گردد.

۳ - معنویت اسلامی
[دستکاری]
معنویت از منظر قرآن مهربان، چنان با جان و هستی آدمی آمیخته میباشد که غفلت از آن، گویی با خدافراموشی گره خورده و نکته اینجا میباشد که آدم با نسیان حق خویش را از خاطر برده و از دست می دهد. مقصود از معنویت اسلامی و معبود‌پایه دست‌یابی به نیروهای خارق‌العاده و صرفا موقعیت‌های مناسب کم عقل وجود ندارد، بلکه حقیقتی متعالی و بالاتر از آحاد نمودهای هستی را ارائه می دهد و به همگی‌ هستی معنایی خاص می بخشد. اعتقاد به‌وجود حقیقی و واقعی که دارنده نه مطلق و کمال نامحدود و سرچشمه‌ بی‌نقطه پایان بخشش و زیبایی و بی‌نیازی میباشد، به هستی و حیات، شکوه و مضمون‌ میبخشد.
خصوصیت معنویت اسلامی آدم‌باوری میباشد. معنویت اسلامی بشر را لایق و شایسته وصال به قرب الهی می داند و او‌را بی‌واسطه در ارتباط با معبود، دارنده آمادگی خلافت الهی و تجلی اسماء و صفات الهی معرفی می‌نماید. به‌همین جهت، روش به‌سوی آفریدگار برای وی بسیار مجاورت میباشد. «و ان الراحل الیک قریب المسافه» (دعای ابوحمزه ثمالی) و پیمودن آن برای کسی بسیار سهل وآسان میباشد که عزم‌ سیر الی‌الله داراست.
گنجایش نامتناهی بشر، درصورتی که در راستای معرفت و عبودیت حق جریان یابد، شکوفا میشود و به کسب ایمان و کار پارسا می‌انجامد [۲] از آن‌سو، در صورتی‌که این شایستگی متعالی و نامحدود انسانی به‌سطح های پست معاش و هستی معطوف شود، حیات جهان صورت میگیرد. گفتنی میباشد که آدم مورد خلقت خدا و با عظمت‌ترین و نیرومندترین جان دار عالم هستی میباشد. چنانکه در قرآن آمده میباشد که «اِنَّا عَرَضْنَا الْاَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ وَ الْجِبال و پرِ فَاَبَیْنَ اَنْ یَحْمِلْنَها وَ اَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْاِنْسانُ اِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً»؛ ما آن سپرده را بر افق‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه کردیم، پس آن ها از تحمل آن امتناع کردند و ترسیدند، و بشر آن‌را حمل کرد؛ زیرا بشر ستم‌پیشه و جاهل بود و تمامی چیز برای رویش و گرانقدر وی مسخر گردیده‌است. [۳] «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْاَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ اِنَّ فِی ذلِکَ لَنشانه‌هاٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»[۴] البته خیر برای اینکه بشر زمینه بشر باشد. در واقع آدم به معنای بی نقص واژه مهم ترین مورد و آحاد نهایت خدا میباشد، روا میباشد این آدم نیز مورد اساسی خویش را خدا بداند و هدفش از بودن در عالم، وصال به کمال و جاودانگی باشد. این کمال در واقعیت به عبارتی واقعیت جاودانه الهی میباشد که ربط بشر به‌خداوند نیز دقیقاً به همین‌جا ختم می‌گردد و از استارت جنبش رو به غایت سیر می‌نماید و در سیر تکاملی خویش رو‌به ضریح ربوبی داراست و در‌این میان معاشقه‌ای دوطرفه انجام شده میباشد. این معادله هنگامی زایل می‌گردد که آدم تنها خویش را ببیند و مقصود از بودنش در‌این دنیا را صرفا «این‌جهانی» و خویش کامگی ببیند و کامجویی وی از هر آنچه که برای والا وی مسخر گردیده صرفا لبریز‌کردن گنجایش وقتی قدمت خویش باشد.

بازدید : 23
چهارشنبه 21 آذر 1403 زمان : 10:01


انفاق، یک کدام از فضیلت ها اخلاقی که در اسلام به صورت مکرر به آن پیشنهاد گردیده است، و در قرآن نیز به آن پرداخته شد‌ه‌است.
این کلمه از ریشه «ن ـ ف ـ ق» به معنای پایین آمدن، نابود شدن، هزینه کردن، پنهان کردن و پوشاندن میباشد.

تعریف و تمجید اصطلاحی انفاق
در کاربرد رایج قرآن کریم ومهربان و متن ها فقهی، انفاق اصطلاحاً به اعطای حسینیه نصرت مشهد جنس یا این که چیزی دیگر در روش پروردگار به فقیران و دیگر راههای مایحتاج گفته میگردد. به نوشته راغب انفاق از آن رو به بخشیدن متاع اطلاق می‌شود که با رحمت، به ظواهر جنس نیستی و زوال می‌یابد. آدرس حسینیه نصرت مشهد به لحاظ بعضی کلمه شناسان انفاق با «اعطا» ازآن جهت متعدد میباشد که در انفاق همواره مالکیت شیء انفاق گردیده انتقال میابد؛ اما در اعطا لزوماً اینگونه وجود ندارد، ازاین رو ورقه ها انفاق را به خدا مجازی و آن را در آیه «یُنفِقُ کَیفَ یَشاء» به معنای رساندن رزق به بندگان دانسته اند. افزون بر کلمه «نفق» و مشتقات آن که بیشتراز ۷۰ توشه و غالباً به رزرو حسینیه نصرت مشهد معنای اصطلاحی آن در قرآن آمده، قرآن با واژگان و تعابیری دیگر نیز به‌این قضیه اشاره نموده است؛ مانند: صدقه یا این که صدقات زکات با مشتقات آن اعطاء ، ایتاء ، جهاد کردن با فرآورده ، قرض الحسنه دادن به معبود اطعام رزق همینطور آیه ها مرتبط با یه خرده تکالیف مالی، مانند پرداختن زکات یا این که کفاره را می قدرت از مصادیق انفاق (به معنای عام آن) دانست. اما در مواقعی کم، خواسته از واژه و کلمه انفاق در قرآن مفهومی جز معنای اصطلاحی دانسته گردیده است. شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد گستره انفاق
انفاق در راه و روش خداوند را از جهات متعدد می اقتدار تقسیم کرد؛

← تقسیم انفاق از جهت دنیوی یا این که معنوی بودن
اِنْفاق ، واژه و کلمه ای قرآنی میباشد در معنای صرف کردن متاع در مصارف نیکوکارانه . انفاق در قرآن کریم ومهربان تحت عنوان یک کدام از اساس های مهم فعالیت پارسا و یکی‌از خصوصیت های مؤمنان آیتم تأکید قرار گرفته میباشد . با آن که اکثر زمان ها مفسران متأخر به‌این شغل بیشتر از منظر توزیع گنج و کاستن محرومیت های اقتصادی نگریسته اند، البته در قرآن کریم و مهربان آنگاه تربیتی انفاق بیش تر از هر چیز آیتم دقت قرار گرفته و از این لحاظ کامل کننده ایمان دانسته شد‌ه‌است .
نصیب مهمی از تعالیم قرآنی در امر انفاق مرتبط با آیاتی میباشد که در آن ها تصویری از بشر هدایت یافته ارائه گردیده است . تحت عنوان مثال ، می شود به دیباچه سوره بقره اشاره نمود که در آن ، ایمان به فقیه غیب ، برپای داشتن نماز و انفاق از آنچه آفریدگار روزی نموده است ، خصوصیت های مهم اهل زهد و تقوا شناخته گردیده اند.(سوره بقره /2/2-3)
در آیه ها دیگری نیز انفاق در ستون ایمان به عقاید بنیادی شرعی ، یا این که اعمالی زیرا نماز مکان گرفته میباشد . (از جملهً سوره نساء/4/39؛ سوره فاطر/35/29)
مبتنی بر بعضی آیه‌ها قرآنی ، انفاق وسیله ای برای راه و روش یافتن به کمال انسانی و تقرب به خدا میباشد ، چنان که نقل شده میباشد در‌حالتی که کسی به انگیزة طلب «وجه الله » و رضای الهی انفاق نماید، از بها و فایده مضاعف آن منتفع گردد. (نک: سوره بقره /2/265، 272؛ سوره توبه /9/99)
در تأکید بر همین جنبه از انفاق ، در آیه ای از سوره آل عمران (3/92) آمده میباشد که بشر فقط با انفاق از آنچه دوست دارااست، به «بِرّ» (ه م ) نائل گردد.
از آن‌جا که در فرهنگ وتمدن قرآنی ارتقا شخصیت معنوی آدم ، نهایت مهم انفاق شمرده میگردد، آنچه به‌این کار مضمون‌ می‌بخشد، نیت میباشد و براین اساس هرگونه انفاقی بر محور دورویی، بی بها دانسته گردیده‌است . (نک: سوره بقره /2/264)
بر همین مبناست که حتی اشخاصی با قدرت اقتصادی محصور از دعوت الهی به انفاق مستثنی نگشته اند و فرمان الهی بر آن قرار گرفته میباشد که حتی عده ای که با تنگدستی روبرو گردیده اند، از آنچه خدا روزی وی ساخته میباشد ، در توان استطاعت خویش انفاق نمایند.

بازدید : 19
سه شنبه 20 آذر 1403 زمان : 9:36


زهد و تقوا، اصطلاحی شرعی و اخلاقی . زهد، از مصدر وقایه ، در لغت به معنای «نگهداری کردن و نگاه داشتن از بدی و تعدی» میباشد . گفته اند این کلمه و واژه اساسا وقوی بوده که واو آن به تاء بدل گردیده‌است . مصدر اتّقاء از همین ریشه به معنای «ترسیدن و حذر کردن » میباشد . نام فاعل آن ، تقیّ و متّقی به معنای «مالک زهدوتقوا» میباشد . همینطور بیان شده میباشد که زهد یعنی «مصون داشتن خود از آنچه هراس جراحت و اسیب آن وجود دارااست». حسینیه نصرت مشهد به سبب ساز همراهی دربین زهد و تقوا و هراس ، این واژه و کلمه را ترس نیز مفهوم کرده اند (فراهیدی ؛ راغب اصفهانی ؛ جوهری ، پایین «وقی »؛ زوزنی ، ج ۱، ص ۱۲۶، ج ۲، ص ۷۱۶؛ زمخشری ، عهد ۲، ص ۲۵۵؛ ابن مراد، زیر «وقی »؛ طریحی ، پایین «وقا»؛ شرتونی ، تحت «وقی »).

در قرآن و تفاسیر. در قرآن کریم ومهربان کلمه و واژه «تقوی » هفده توشه و مشتقات آن بیشتراز دویست آدرس حسینیه نصرت مشهد توشه آمده میباشد . نظارت موردها کاربرد این کلمه و واژه نماد میدهد که زهدو تقوا در قرآن به تعدادی مضمون‌ به فعالیت رفته میباشد . ابتداییترین معنای این کلمه و واژه به کاربرد آن میان عرب قبل از اسلام بر می‌شود؛ فعل إتَّقی در لهجه آن‌ها لزوماً معنای فقهی یا این که اخلاقی نداشته و در قضیه ای عرفی بدین مضمون‌ بوده که فرد رزرو حسینیه نصرت مشهد دربین خویش و چیزی که از آن می ترسد، سد و مانعی مادّی قرار دهد تا از تعرض آن نگهداری خواهد شد (ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۳۰۵). در قرآن فعل اتّقی بارها به‌این معنی به شغل رفته میباشد ، مثلا «اَفَمَنْ یَتَّقی بِوَجْهِه سُوءَ الْعَذابِ یَوْمَ الْقِیمَةِ ...» (آیا آن کس که با رخ خود عذاب طاقت فرسا روز قیامت را از خویش گشوده می‌دارد؛ زمر: ۲۴)، یعنی در روز قیامت دستهای بشر فاسق ــ که ابتداییترین سپر دفاعی وی در قبال جراحت و تعرض میباشد ــ چنان بسته میباشد که وی برای محافظت خویش بایستی فیس اش را، که شریفترین عضو اوست ، بند قرار دهد (فراء، ج ۲، ص ۴۱۸؛ فخررازی ، ج ۲۶، ص ۲۷۴). تعبیر و تفسیر «سَرابیلَ تَقیکُمُ الْحَرَّ» (لباس هایی که شمارا از گرما نگهداری می نماید؛ نحل : ۸۱) و «لِباسُ التَّقْاو » (اعراف : ۲۶) نیز ناظر بدین معناست ؛ چون خرقه ، پوشش و حایلی میباشد که بدن آدمی را از گرما شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و سوز‌و‌سرما نگهداری می نماید. قبل از اسلام این معنای مادّی اتّقی گاه استعلا یافته به معنای اخلاقی به عمل می رفته میباشد که مثال هایی از آن در اشعار عرب جاهلی به چشم می‌خورد، برای مثال در‌این مصراع عمروبن اَهْتَم سَعدی : «و کُلُّ کَریمٍ یَتَّقیِ الذَّمَ بالقِری » ( رجوع و برگشت کنیدبه ابوتمّام ، ص ۵۴۱)، یعنی آدم کریم ومهربان در قبال سرزنش سایرافراد مهمان نوازی را بند خود می نماید. همین مفهوم در مسئله ای شبیه در قرآن نیز به چشم میخورد: «فَاَمّا مَنْ اَعْطی وَ اتَّقی » (البته هر کس بخشایش و پرهیزگاری کرد؛ لیل : ۵). واژه و کلمه اتّقی در انتزاعیترین وضعیت ، ولی با به عبارتی تشکیل داد معنایی ، دربین حنیفیان ( برگشت کنیدبه حنیف * ) در قضیه ای معنوی به فعالیت می‌رفت و به‌این معنی بود که فرد در قبال مجازات و عقاب الاهی ، اطاعت و عبادت را سپر خود قرار دهد (ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۳۰۸). طبرسی (ج ۱، ص ۱۱۹) قولی را آورده که سازه بر آن متقی کسی میباشد که جاری ساختن باتقوا خود را سپر عذاب الاهی قرار دهد. با این مضمون‌ می قدرت بعضا آیه‌ها درخصوص زهدوتقوا را تعبیر کرد، برای مثال این آیه را: «... وَ اتَّقُوهُ و اَقیمُوا الصَّلوةَ ...» (از وی بترسید و نماز بگزارید؛ روم : ۳۱).معنای دیگر زهد در قرآن ، خوف از معبود یا این که، به تفسیر دقیق تر، واهمه از قهر یا این که عذاب اوست که ممکن میباشد فرد فاسق در حیات مادی یا این که اخروی بدان در گیر خواهد شد (طبرسی ، ج ۳، ص ۲۴۰، پایین مائده : ۲، ج ۷، ص ۱۱۳، تحت حج : ۱). این خوف آمیخته به احترام ، نتایج دانایی در قبال صاحب روز داوری میباشد و با هراس بی آلایش تفاوت داراست (ایزوتسو، ۱۳۷۸ ش ، ص ۱۰۴) و در حوزه معنایی ای جای‌دارد که مفاهیمی زیرا ترس و خشیت * با آن هم ستون و هم معنایند (فروغ: ۵۲؛ انبیا: ۴۸ـ۴۹؛ طبرسی ، ج ۸، ص ۷۶۹، تحت زمر: ۱۶).مضمون‌ زهدو تقوا بتدریج در سیر نزول نشانه‌ها ( بازگشت کنیدبه زرکشی ، ج ۱، ص ۲۸۰ـ۲۸۱) گسترش یافت و انجام فقاهتی را نیز در بر گرفت . سو‌مین معنای زهد و تقوا در قرآن ، رعایت بایدها و نبایدها خدا (طباطبائی ، ج ۵، ص ۱۶۳) یا این که، به تعبیروتفسیر دیگر، شغل به طاعت و سوراخ معصیت میباشد (طبرسی ، ج ۱، ص ۱۱۸، ج ۲، ص ۸۲۳؛ طباطبائی ، ج ۱۹، ص ۲۱۸). درصورتی که منظور، زهدو تقوا به معنای «احتراز» باشد، احتراز از اعمال دادن نواهی و شکاف دستورها معنی می‌شود (فخررازی ، ج ۳، ص ۲۲۳)؛ به این مضمون‌، هراس از عذاب الاهی می‌تواند آدم را به سوی پیروی از دستورها و رخنه‌ نواهی آفریدگار سوق دهد: «وَ کَذلِکَ اَنْزَلْناهُ قُرْاناً عَرَبِیّاً وَ صَرَّفْنا فیهِ مِنَ الْوَعیدِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ ...» (اینچنین آن را قرآنی عربی نازل کردیم و در آن سیرتکامل گون هشدار دادیم ، شاید بترسند؛ طه : ۱۱۳). پیوستگی مضمون‌ زهدوتقوا با دستور به طاعت و نهی از معصیت در آیه‌ها بخش اعظمی آشکار میباشد ، مثلا : فرمان به نماز (روم : ۳۱)، فرمان به روزه (بقره : ۱۸۳، ۱۸۷)، فرمان به زکات (اعراف : ۱۵۶)، فرمان به انفاق یا این که به حیث مفسرانی همانند طبرسی (ج ۱، ص ۱۲۲)، دستور به زکات (بقره : ۲ـ۳؛ آل عمران : ۱۳۳ـ۱۳۴) و نهی از ربا (بقره : ۲۷۸). در اکثر اوقات آیاتی که زهد و تقوا یا این که مشتقات آن به‌این مفهوم آمده میباشد می اقتدار پیشنهاد ای (دستور یا این که نهی ) یافت ، به عنوان مثال پیشنهاد به رعایت احکام و حدود الاهی در آیة ۱۸۷ سورة بقره : «...تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلا تَقْرَبُوها کَذلِکَ یُبَیّنُ اللّهُ ایاتِه لِلنّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَّقوُنَ» (اینها حدود دستور خداست ، پیشتر مَیایید. معبود نشانه‌ها خویش را اینچنین ذکر می نماید، باشد که به پرهیزگاری برسند). شاید بتوان ذکر کرد این مفهوم، در کنار زهدو تقوا به معنای «پروردگار ترسی »، آشکارترین معنای زهد و تقوا در قرآن میباشد .پایین معنای خاطر گردیده و مرتبط ، البته متعدد ، با آن می اقتدار معنای دیگری برای زهد در قرآن یافت که مردم مفسران آن را معنایی غیروابسته ندانسته اند. درین مضمون‌، زهدو تقوا نوعی موقعیت قلبی و ملکه نفسانی میباشد که مایه بینایی آدم به طاعت و معصیت (در جایگاه لحاظ) و بعداز آن ، جایزه عزم وی به رعایت اوامرو نواهی معبود (در جایگاه کار ) میباشد . استخراج این معنی، مشروط به تقلید از اوامرونواهی خدا و مداومت بر آن میباشد تا، به اصطلاح اخلاقیون ، آن هم اکنون به ملکه (در عرفان : «منزلت ») تبدیل خواهد شد. بدین ترتیب ، کار به طاعت و اجتناب از معصیت ، شرط موردنیاز چهت نیل به تقواست . تفسیر «لَعلَّکُمْ تَتَّقُونَ» یا این که «لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ»، در نقطه نهایی آیاتی که احکام و حدود الاهی را ذکر می نمایند و نگهداری بر آن ها سفارش می شود، بر این معنی دلالت داراست (برای مثال بازگشت کنیدبه بقره : ۱۸۷؛ انعام : ۱۵۳). همینطور آیاتی که در آن ها به نسبت زهدوتقوا و قلب اشاره گردیده‌است (حجرات : ۳؛ حج : ۳۲)، دالّ بر این معنایند. در آیه ۳۲ سوره حج از تقوای قلب صحبت نقل شده میباشد : «... وَ مَنْ یُعَظِمْ شَعائِرَ اللّه فَاِنَّها مِنْ تَقْوَی الْقُلُاینترنتِ» (اشخاصی که شعائر خداوند را گرانقدر می شمارند کارشان نماد پرهیزگاری دلهایشان باشد). طباطبائی (ج ۱۴، ص ۳۷۴) در تعبیر و تفسیر این آیه ، واقعیت زهدوتقوا را امری معنوی دانسته که رده آن قلب میباشد . صدرالدین شیرازی (ج ۱، ص ۲۱۸) نیز زهدو تقوا را از مقامات قلبی دانسته میباشد .

با مراعات معانی حافظه گردیده می اقتدار سیر گسترش معنایی زهدو تقوا را در قرآن دید. معنای اول زهدوتقوا (بند قراردادن در قبال عذاب الاهی ) بعداز گذشتن از مرحله میانی (خوف مؤمنانه از معبود)، توسعه و دگرگونی یافت و معنای «تقلید از بایدها و نبایدها آفریدگار» را پیدا کرد (قس ایزوتسو، ۱۳۶۱ ش ، ص ۱۳).معانی نام برده با یکدیگر راجع به وثیق بوده منظومه زهدو تقوا را تشکیل میدهند؛ بدین معنی که هراس از عذاب پروردگار (معنای دوم )، موجب رعایت بایدها و نبایدها وی (معنای سوم ) میشود و فرد بدین وسیله ، بین خویش و قهر و عذاب الاهی حایلی قرار می‌دهد (معنای اولیه ) و تاسی از باید ها و نباید ها خدا رفته رفته موجب میگردد که زهدو تقوا در قلب مؤمن ملکه خواهد شد (معنای چهارم ).دقت به مفاهیمی که در قرآن در کنار زهد و تقوا (ضد و نقیض یا این که هم درجه و هم معنیِ آن ) آمده میباشد ، می‌تواند به ادراک عالی این معنا یاری دهد. برخی از مفاهیمی که در قرآن در رویارویی باتقوا مطرح گردیده عبارت اند از: «فجور» (شمس : ۸) به معنای ارتکاب معصیت ، و «اِثْمِ و عُدْوان » (مجادله : ۹؛ مائده : ۲) به معنای رخنه‌ آنچه بدان فرمان گردیده و تجاوز از حدود الاهی ( بازگشت کنیدبه طبرسی ، ج ۳، ص ۲۴۰، ج ۸، ص ۷۳۸). صفت «جَبّار» ــ که طبرسی (ج ۶، ص ۷۸۲) آن را «متکبر» معنی کرده ــ در رویارویی با «تَقیّ» (از جملهً در سوره مریم : ۱۳ـ۱۴) و «ظالمین » ــ که همو (ج ۹، ص ۱۱۴) آن را «کافر» مضمون‌ کرده ــ در رویا رویی با «مُتقین » (برای مثالً در سورة جاثیه : ۱۹) آمده میباشد .

بازدید : 25
دوشنبه 19 آذر 1403 زمان : 9:29


زیارت، بر قرار کردن رابطه قلبی با حجت آفریدگار و خویش را در تشعشع نتیجه وی قرار حسینیه نصرت مشهد دادن میباشد.

زیارت، دیداری میباشد مشتاقانه و عاشقانه در پیشگاه معشوقی که وی خویش شیدا خداست.

زیارت، احترام و گرامیداشت مزور و والا شمردن بزرگان آئین میباشد.

زیارت، جلوه ای از محبت و مودّت بر البته معبود و ادای ثواب رسالت میباشد.[1] زیارت، فن آدرس حسینیه نصرت مشهد ای از باورها و اعتقادات مذهبی میباشد که با احساسات تمیز و عاطفه ها بهتر انسانی همپا می‌شود.

زیارت، خیر پرستش مردگان بلکه دیدار زندگان واقعی میباشد با دیده دل؛ قرآن می‌فرماید:

«وَلا تَشمَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی سَبیلِ اللَّه امواتاً بَلْ احیاءٌ عند رَبِّهم یرزقون فَرِحینَ بِما اتاهُم اللَّهُ مِن فَضلِهِ»[2]

ای نبی! هیچ زمان گمان مبر اشخاصی که در خط مش آفریدگار کشته شدند، مردگانند! بلکه آن ها زنده اند رزرو حسینیه نصرت مشهد ، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. آنان به خیال نعمت های فراوانی که معبود از ادب خویش به وی بخشیده میباشد، خوشحالند.

زیارت، برقرار ساختن رابطه حقیقی و واقعی با حجت الهی میباشد.

زیارت، بیعت دوباره مأموم میباشد با امام، اعلام وفاداری میباشد با رهبر و ابراز بی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شیون از هر فسخ و طاغوت میباشد.

زیارت، نشان ایمان، صداقت و قدرشناسی میباشد و وسیله بالا بردن معارف و خوی انسانی میباشد.

زیارت در قرآن
از آنجا قرآن مهم ترین توکل گاه فکری و عملی مسلمان ها میباشد به تحقیق کوتاه پیرامون زیارت در قرآن می‌پردازیم

سیره فرستاده این بود که بر لاشه مردگان نماز می‌خواند. و بر رمز مزارشان می ایستاد و برایشان دعا و طلب مغفرت می‌کرد. قرآن رسول صلی الله علیه و آله را از نمازگزاردن و زیارت قبور منافقان نهی نمود و فرمود: وَ لا تُصَلِّ عَلی أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلی قَبْرِهِ إِنَّهُمْ کفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ[3]

بر هیچ یک از آنها نماز نخوان و بر کنار قبرش نایست به دلیل آن که آن‌ها به آفریدگار و رسولش کافر گردیده و در هم اکنون فسق از عالم رفته اند. معنا آیه تایید صلاحیت زیارت را میرساند.

قرآن خلال نقل ماجرا اصحاب کهف می‌فرماید: گروهی به زیارت قبور آن‌ها آمدند و گفتند ما مسجدی در کنار مدفن آن ها می‌سازیم تا خاطره آن‌ها فراموش نشود و گزینه زیارت قرار گیرند.

و قرآن بعداز نقل این روایت از اینگونه عملی نهی نفرموده میباشد

بازدید : 66
يکشنبه 18 آذر 1403 زمان : 9:58


می قدرت خاطرنشان کرد هنر تجلی بعدها و ساحت غیر دنیوی آدم در دانا طبیعت میباشد حسینیه نصرت مشهد که گاهی در سرویس درنگ متعالی انسانها میباشد و گاهی در سرویس غرائز حیوانی وی قرار می‌گیرد.

هنر اسلامی آن هنری میباشد که تجلی معنویت و تعهد بشر باشد و در سرویس بلندمرتبه فکر و شغل آدم قرار گرفته و موجب سستی و انحراف در اندیشه و فعالیت وی نشود.

هنری که فقط در سرویس غرائز دنیوی و پست بوده و فقط خدمتگزار جنبه های آدرس حسینیه نصرت مشهد دنیوی آدم و احیاناً در سرویس طواغیت و انسانهای پست فکر و سست عنصر باشد، هنری مبتذل و غیر فقهی به حساب آورده می شود.

امام خمینی(ره) در امر هنر بامسئولیت میگوید: صرفا هنری مقبول قرآن میباشد که صیقل دهندة اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و اله و سلم، اسلام ائمه هدی علیهم السلام، اسلام فقراء دردمند، اسلام پا برهنگان، اسلام تازیانه رزرو حسینیه نصرت مشهد خوردگان تاریخ تلخ و رودربایسی آور محرومیت ها باشد. هنری قشنگ و تمیز میباشد که کوبنده سرمایه داری امروزی و کمونیزم خون آشام و نابود کننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازگاری و فرومایگی و اسلام مرفهین بی درد و در یک واژه اسلام آمریکایی باشد. هنر در مکتب علاقه نماد دهنده نقاط کور و نا مفهوم و خلل ها اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی میباشد، هنر در عرفان اسلامی رسم پر‌نور عدل و داد و شرافت و انصاف و تجسم تلخ کامی گرسنگان مغضوب توان شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد و پول میباشد.

بازدید : 31
شنبه 17 آذر 1403 زمان : 9:52


مسجد، در نگاه اسلام، دارنده منزلت ویژه ای بوده و حتی‌در حدیث قدسی، پروردگار مساجد حسینیه نصرت مشهد را منزل های خویش در روی زمین معرفی می نماید؛[1] لذا در کتاب های شرعی، بر رفت و آمد زیاد به مسجد جهت اعمال عبادت پیشنهاد گردیده و برای آن، آداب و احکامی اورده شده میباشد، که در پایین به ذکر آنان می‌پردازیم.

الف. کارهایی که ایفا آن‌ها درباره مسجد، روا وجود ندارد:

1. نجس کردن مسجد، پس در صورتیکه نجس خواهد شد، بایستی بلافاصلهً پاکسازی گردد. آدرس حسینیه نصرت مشهد [2]

2 بردن عین نجاست (مثل خون) و یا این که چیزی که نجس گردیده به مسجد، در صورتی موجب بی احترامی به مسجد باشد.

3. زینت کردن مسجد با طلا و جواهرات (بنابر احتیاط واجب)، [3] البته تزیین رزرو حسینیه نصرت مشهد مسجد به بقیه چیزها دربرگیرنده این حکم وجود ندارد. [4]

4. نقّاشی کردن مسجد به موجودات دارنده روح (بنابر احتیاط واجب)، [5] البته نصب عکس، دربرگیرنده آن نمی‌شود. [6]

5. ایفا کاری که موجب فساد و وارد کردن ضرر و زیان به مسجد خواهد شد، مگر به دلیل تعمیر آن.

6. برگزاری مراسم یا این که اعمال کاری که بازدارنده برپایی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نماز باشد.

7. بردن خاک و ریگ از مسجد به جایی دیگر، مگر خاک های متعددی، مانند خاکروبه.

8. خارج بردن وسائلی که منحصر به فرد مسجد وقف شد‌ه‌است. [7]

9. توقف جنب و حائض در مسجد. [8]

10. داد و ستد مسجد و اسباب و متعلقات مسجد، هر یکسری حاد گردیده باشد. پس در‌صورتی‌که اسباب و اثاث مسجد به درد آن مسجد نخورد، بایستی از آن‌ها در مسجدی دیگر بهره برد، و درصورتی که به درد مساجد دیگر هم نخورد، میتوانند آن را بفروشند و پول آن را، صرف تعمیر و کارها مسجد کنند. [9]

ب. کارهایی که اجرا آنان درباره مسجد، مستحب میباشد:

1. زودتر به مسجد رفتن و دیرتر خارج وارد شدن.

2. لامپ مسجد را پر‌نور کردن.

3. نظافت کردن مسجد.

4. هنگام داخل شدن، آغاز پای راست را درون مسجد گذاشتن که نشانۀ احترام به مسجد میباشد.

5. هنگام خارج وارد شدن از مسجد ویّل پای چپ را خارج گذاشتن.

6. تلاوت دو رکعت نماز مستحبّی تحت عنوان تحیت مسجد. [10]

7. خوشبو کردن خویش هنگام رفتن به مسجد. [11]

8. پوشیدن شایسته ترین جامه های خویش برای رفتن به مسجد. [12]

ج. کارهایی که ایفا آن‌ها درباره مسجد، مکروه میباشد:

1. عبور از مسجد فقطً تحت عنوان محلّ عبور.

2. پرتاب کردن آب دهن و بینی در مسجد.

3. رفتن به مسجد برای هر کس سیر یا این که پیاز خورده و بوی دهانش عموم را آزار می‌دهد.

4. خوابیدن در مسجد، مگر در هم اکنون ناچاری.

5. قرائت شعری که از مقولۀ اندرز و مانند آن نباشد.

6. ایفا داد و ستد در مسجد.

7. کلام بیان کردن از کارها مادی.

8. اشتغال به صنعت در مسجد.

9. بلند کردن صدا، مگر برای اذان.

10. جستجوی گمشده و اعلام آن در مسجد.

11. نقّاشی موجودات فارغ از روح؛ مانند گل و درخت.

12. منش دادن کم عقل به مسجد و همینطور رویه دادن بچّه در حالتی‌که موجب مزاحمت برای نمازگزاران خواهد شد و یا احتمال رود مسجد را نجس نماید

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 527
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه