چیستی معنویت اسلامی، بشرباوری میباشد. معنویت اسلامی بشر را سزاوار و شایسته وصال به قرب الهی میداند و اورا بیواسطه در ارتباط با معبود، دارنده شایستگی خلافت الهی و تجلی اسماء و صفات الهی حسینیه نصرت مشهد معرفی مینماید. درین نوشتهی علمی همت گردیده است علاوه بر تعریفوتمجید معنویت اسلامی و خصوصیتهای آن، مفاد دلخواه بشر بر حسب نیازهای معنوی در موقعیت این جهانی وی به تصویر کشیده گردد.
ارتباط عقل و آئین برای معنویت عقلانی اساس به حساب میآید. دربین معنویت آدرس حسینیه نصرت مشهد وحیانی و تعیین عقلانی، ارتباط مردم و خصوص مطلق برقرار میباشد. سود این لینک و پیوند وصال به حیات طیبه، با خصوصیتهای منحصر خواهد بود. این حیات طیبه هنگامی میسر میشود که کل وجود شخص سرگرم با مورد انتخابی وی شود؛ خیر اینکه شخص گاهی موحد و گاهی غیردینی فعالیت نماید. این آیین عقلانی یا این که بهعبارت دیگر معنویت عقلانی به متن معاش شخص شیوه پیدا مینماید و بعد از آن آدم سالک الیالله می شود. معنویت اسلامی به روشهای متعدد بهوجود رزرو حسینیه نصرت مشهد میاید و خصوصیتهای خاصی دارااست، برای مثال این امکان را دارااست که به خارج از معاش شخصی رسوخ نماید.
۲ - پیشگفتار
[دستکاری]
قرآن مهربان واپسین و بی نقصترین کتاب آسمانی میباشد که خدای متعال برای هدایت بشرها شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد نازل فرموده میباشد؛ دراین منشور معاش، هرآنچه به کمال و بهروزی آدمها مربوط میشود، به سپرده نهاده گردیده است. ولی گفتنی میباشد حقایقی مرتبط با کمال آخری و وصال به نقطع ی عطف فهم و شعور معنوی به صورت سر و اشاره در سراسر آیه ها آن متفرق میباشد و یافتن کلید این رموز در گرو گزینش روش درست میباشد. در سالهای اخیر، تکانهایی با اسم جریانهای معنویتگرا در عالم پدید آمدند که با داشتن شعارهایی جالب چهت نیل به بهروزی، هر بشر طالب معنویت و سعادت را در نگاه اولیه به خویش جذب مینمایند. در دل این جریانها لذتهای گوناگونی که انسان در خیالش میپروراند و خواهشهای رنگارنگی وجود دارااست که به وهمش خطور مینماید. معنویتهای نو دارنده خصوصیتهای دور از همای میباشند: «یادگرفتن طریقهای تمرکز اندیشه، استحصال ادب روحی و جسمی و تمرینهای ورزشی مانند: تیام، یوگا، مدیتیشن، ریکی و... بعضی همانند رائیلیان و کلیسای شیطان، عقایدی ضددینی و انسانی دارا هستند و با انکار آیین یا این که دعوت رهروان خویش به به کارگیری از مواد مخدر، مشروبات الکلی، موسیقیهای مخرب و میل کردن خون به تجربیاتهای ناشناختهای کشیده می گردند که همه ذهن ها و اجرا غیرانسانی مثل: خشونت، انتقام، لذتجویی، بیبندوباری، ناسازگاری و... را رواج مینمایند» [۱] ولی این لذات فقط رضایت و آرامشی موقت برای انسان در پی داشته و مشقت، باخت و پوچی ناشی از جریان معنوی روح اورا آزرده مینماید.
آدم مدرن، در معاش این جهانی، با تمامی فریبندگی، گستردگی، زیبایی و دلربایی خویش را گرفتار و اسیر میبیند و در جستوجوی مضمون و هدفی برای هستی و حیات خود میباشد. از اینرو، به معنویت روی آورده و معالجه و کاهش اضطرابها، افسردگیها و رفع هزاران جراحت خل وچل و اجتماعی خویش را درین معنویت جستوجو مینماید. ولی بین سعادتی که ادیان نوظهور از آن دم می زنند و خوشبختی حقیقی وواقعی تفاوت از زمین تا اسمان میباشد.
مبانی نظری درین تکانها اومانیسم و سکولاریزم میباشد به شکلی که بشر در آن پایه همگی کارها دانا میباشد، به عبارت دیگر نظام شکل گیری تشریع و هم قانونگذاری بایستی بر اساس مرادهای بشر باشد و آدم می بایست فقط به عقل و دستاورد معرفتی خود اتکا نماید و نیازی به جان دار ماورای خویش نداشته باشد؛ درین نوع منطق و طریقه اعتقادوباور به آفریدگار، شرعی صراحت دارد که مبنی بر امیال و مرادهای آدم تهیه و تنظیم گردیده باشد. «از اینرو، آئین می بایست انسانی باشد؛ خیر اینکه بشر فقاهتی باشد». محورهای مهم این نوع طریقه بر اساس کرامت ذاتی و بیانتهای آدمی و انکار گناهکاری ذاتی بشر میباشد و تفرد اصالتدادن به شخصیت شخص و لذت جسمانی آدم متبوع میباشد. عرفیگرایی و سکولارشدن کلیه چیز، مثلا جامعه، سیاست، حکومت، ضابطه، دانش، هنر و حتی آئین از نوع طریقه معنویتهای نو به حساب میآید. فلسفه آن ها بر انکار ایمان به آفریدگار و ثنا آدم بهمکان خدا سازه گردیدهاست.
ولی سرمایه معنوی اسلام بضاعت و توان رقمزدن انقلابی درونی و اجتماعی را دارا میباشد و به حیث شناختهنشدن و نهفتهشدن در ذیل غبار تعبیرات نااهلان، فقط گردآوری اندکی بضاعت و توان فهم آن را داشتهاند، ولی مدام نیاز بهاین معنویت بهطور فطری در آدمها بوده میباشد. آدم امروزی نیز، این نیاز را ادراک نموده است، ولی با وجود این غبار، از دستیافتن بدین واقعیت رویگردان میباشد. از اینرو، بایستی از این معنویت غبارگرفته، غبارروبی کرد و در بستههای خوشگل به آدم مدرن عرضه کرد. معنویتطلبی میلی میباشد که بههیچ وجه نمیقدرت آنرا از وجود آدم حذف کرد؛ چون آدم برای معرفت و عبودیت پروردگار آفریده گردیده و ظرفیتی نامتناهی چهت نیل بدین غرض را دارا میباشد. اعراض از حافظه آفریدگار، ممکن میباشد این کشش به واقعیت نامتناهی را به بیماری آلزایمر سپارد، البته هیچگاه این حریق آسمانی بدون صدا نخواهد شد. دراین نوشتهی علمی کوشش شدهاست علاوه بر تعریف و تمجید معنویت اسلامی و خصوصیتهای آن، مورد ها دلخواه آدم بر حسب نیازهای معنوی در حالت این جهانی وی به تصویر کشیده گردد.
۳ - معنویت اسلامی
[دستکاری]
معنویت از منظر قرآن مهربان، چنان با جان و هستی آدمی آمیخته میباشد که غفلت از آن، گویی با خدافراموشی گره خورده و نکته اینجا میباشد که آدم با نسیان حق خویش را از خاطر برده و از دست می دهد. مقصود از معنویت اسلامی و معبودپایه دستیابی به نیروهای خارقالعاده و صرفا موقعیتهای مناسب کم عقل وجود ندارد، بلکه حقیقتی متعالی و بالاتر از آحاد نمودهای هستی را ارائه می دهد و به همگی هستی معنایی خاص می بخشد. اعتقاد بهوجود حقیقی و واقعی که دارنده نه مطلق و کمال نامحدود و سرچشمه بینقطه پایان بخشش و زیبایی و بینیازی میباشد، به هستی و حیات، شکوه و مضمون میبخشد.
خصوصیت معنویت اسلامی آدمباوری میباشد. معنویت اسلامی بشر را لایق و شایسته وصال به قرب الهی می داند و اورا بیواسطه در ارتباط با معبود، دارنده آمادگی خلافت الهی و تجلی اسماء و صفات الهی معرفی مینماید. بههمین جهت، روش بهسوی آفریدگار برای وی بسیار مجاورت میباشد. «و ان الراحل الیک قریب المسافه» (دعای ابوحمزه ثمالی) و پیمودن آن برای کسی بسیار سهل وآسان میباشد که عزم سیر الیالله داراست.
گنجایش نامتناهی بشر، درصورتی که در راستای معرفت و عبودیت حق جریان یابد، شکوفا میشود و به کسب ایمان و کار پارسا میانجامد [۲] از آنسو، در صورتیکه این شایستگی متعالی و نامحدود انسانی بهسطح های پست معاش و هستی معطوف شود، حیات جهان صورت میگیرد. گفتنی میباشد که آدم مورد خلقت خدا و با عظمتترین و نیرومندترین جان دار عالم هستی میباشد. چنانکه در قرآن آمده میباشد که «اِنَّا عَرَضْنَا الْاَمانَةَ عَلَی السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ وَ الْجِبال و پرِ فَاَبَیْنَ اَنْ یَحْمِلْنَها وَ اَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْاِنْسانُ اِنَّهُ کانَ ظَلُوماً جَهُولاً»؛ ما آن سپرده را بر افقها و زمین و کوهها عرضه کردیم، پس آن ها از تحمل آن امتناع کردند و ترسیدند، و بشر آنرا حمل کرد؛ زیرا بشر ستمپیشه و جاهل بود و تمامی چیز برای رویش و گرانقدر وی مسخر گردیدهاست. [۳] «وَ سَخَّرَ لَکُمْ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْاَرْضِ جَمِیعاً مِنْهُ اِنَّ فِی ذلِکَ لَنشانههاٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون»[۴] البته خیر برای اینکه بشر زمینه بشر باشد. در واقع آدم به معنای بی نقص واژه مهم ترین مورد و آحاد نهایت خدا میباشد، روا میباشد این آدم نیز مورد اساسی خویش را خدا بداند و هدفش از بودن در عالم، وصال به کمال و جاودانگی باشد. این کمال در واقعیت به عبارتی واقعیت جاودانه الهی میباشد که ربط بشر بهخداوند نیز دقیقاً به همینجا ختم میگردد و از استارت جنبش رو به غایت سیر مینماید و در سیر تکاملی خویش روبه ضریح ربوبی داراست و دراین میان معاشقهای دوطرفه انجام شده میباشد. این معادله هنگامی زایل میگردد که آدم تنها خویش را ببیند و مقصود از بودنش دراین دنیا را صرفا «اینجهانی» و خویش کامگی ببیند و کامجویی وی از هر آنچه که برای والا وی مسخر گردیده صرفا لبریزکردن گنجایش وقتی قدمت خویش باشد.

آدرس حسینیه نصرت مشهد؛ مسیر دسترسی، موقعیت مکانی و نکات مهم قبل از حضور در مراسم