loading...

بهترین مرجع مسجد نصرت مشهد

بازدید : 16
دوشنبه 9 تير 1404 زمان : 16:29


بی‌باکی و کشتن بی‌گناهان
خالد بن ولید در مواقعی، بی‌گناهان را به قتل رساند و فرستاده از عمل او بیزاری جست یا این که او‌را از کشتن خردسالان و زنان و بردگان جلوگیری کردن کرد. فرستاده، اوایل شوّال سال هشتم، خالد بن ولید را در رأس گروهی ۳۵۰نفره از مهاجران و انصار و بنی‌سُلَیم، به‌سوی بنی‌جَذیمه، در نزدیکی مکه، ارسال کرد تا آنها‌را به اسلام دعوت نماید. با وجود اینکه بنی‌جَذیمه مسلمانی خویش را اعلام و اسلحه خویش را تسلیم کردند، خالد دستورداد توده‌ای از آن‌ها‌را گردن بزنند. زمانی نبی باخبر شد، از شغل خالد بیزاری جست و حضرت علی(ع) را ارسال کرد تا دیه کشته‌شدگان را بپردازد. عبدالرحمن بن عوف بر آن بوده میباشد که‌این مبادرت خالد فقط برای انتقام خون عمویش، فاکة بن مغیره حسینیه نصرت مشهد بوده میباشد.[۲۳]

همینطور وقتی که فرستاده در سال هشتم برای مبارزه با خویشاوندان مشرک هوازن از مکه راهی غزوه حنین شد، خالد با سواران بنی‌سُلَیم، جلوی سپاه جنبش میکرد؛ البته در مبارزه جزو فراریان بود. گفته‌ گردیده که بعداً برگشت و در مبارزه کمپانی کرد و جراحت‌هایی برداشت و توده‌ای به عنوان مثال یک زن را کشت؛ آن‌گاه نبی او را از قتل کودک ها، زنان و بردگان نهی کردن آدرس حسینیه نصرت مشهد کرد.[۲۴]

ملازمت با ابوبکر و قدمت
به گفته واقدی، خالد در حَجّةالوداع حضور داشت[۲۵] و بعد از رحلت نبی(ص) در شمار حامیان ابوبکر قرار گرفت[۲۶] و به همین سبب ساز، نزد وی رده والایی داشت و همواره ذیل مدد او رزرو حسینیه نصرت مشهد بود.[۲۷]

در نزاع‌های ردّه، ابوبکر به خالد امر کرد در آغاز به‌سوی خویشان طَی در اکناف، بعد به‌سوی طُلَیحةبن خُوَیلِد اسدی در بُزاخه و سپس به‌سوی صاحب و مالک بن نُوَیره در بُطاح برود و اگر آن ها به اسلام بازنگشتند، با آن ها بجنگد.[۲۸] بعداً ابوبکر از صادر کردن خالد به بُزاخه ابراز تأسف کرد.[۲۹] خالد در جنگ رنج طلیحه را که مدعا نبوت بود، ناکامی اعطا کرد و یارانش را به شدت سرکوب کرد.[۳۰] آن‌گاه، صاحب و مالک بن نویره و فامیل اورا در حالی که مسلمان بودند، کشت و با همسرش همبستر شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد.[۳۱]

شغل های مغایر‌شرع خالد اعتراض بعضی صحابه را برانگیخت.[۳۲] عُمَر بن خَطّاب، خالد بن ولید را به جرم قتل صاحب و مالک، مستحق قصاص و به جرم همبسترشدن با همسر وی، مستحق سنگسار می‌دانست.[۳۳] در مقابل، ابوبکر اعلام‌کرد خالد به اجتهاد خویش کار کرده و معذور میباشد.[۳۴]

ابتداِ خلافت قدمت (وسط جمادی‌الآخر سال ۱۳)، خالد بن ولید، به فرمان او، از فرماندهی مجموع سپاه شام برکنار شوید و فرماندهی به ابوعبیده جراح ودیعت شد.[۳۵]


حرمٔ خالد در مسجد خالد بن ولید در شهر حِمْص سوریه
زمانی که قدمت در سال هفدهم هجری قمری به شام رفت، از خالد دلجویی کرد و به روایتی، او را به امیریِ شهرهای جزیره همانند رُ‌ها، حَرّان، رَقّه، تَلّمَوْزِن و آمِد گمارد و خالد 1 سال در آن نواحی بود.[۳۶] بنابه روایتی دیگر، خالد از سوی ابوعبیده، حکم کننده قنّسرین بود و در‌این فرصت، حمله ها زیادی به بخشها مرزیِ رومیان در آسیای صغیر کرد و غنایم اکثری به دست آورد و زیرا قدمت از عفو وبخشش‌های خالدبن ولید از غنایم فتوحات اخیر، به‌ویژه مبلغ کلانی که به اَشعَث بن قَیس داده بود، مطّلع شد، خشمگین شوید و به ابوعبیده امر کرد خالد را برکنار و بازخواست نماید تا مشخص خواهد شد این اموال را از کجا به دست آورده میباشد. بعد از آن، قدمت نیمی از میزان دارایی خالد را ضبط کرد.[۳۷]

درگذشت

حرم خالد بن ولید بعد از تخریب
روایاتی حاکی از آن میباشد که خالد بعداز استعفا یا این که برکناری، به مدینه رفت و بعد از مدتی مریض و در به عبارتی‌جا درگذشت و قدمت در تشییع‌‌لاشه‌اش کمپانی کرد.[۳۸] بنابر داستان دیگری که دارای اسم و رسم‌خیس میباشد، خالد بعداز معزول‌شدن، عمره به جا آورد. آن‌گاه در حِمْص در انزوا زیست. او قدمت را وصی خویش قرار بخشید و سرنوشت بنابه قسم دارای اسم و رسم‌خیس، در سال ۲۱ و به قولی سال ۲۲ در آنجا درگذشت.[۳۹] و در حومه شهر حِمْص به خاک ودیعت شد.[۴۰] خالد هنگام مرگ شصت‌ساله بود.[۴۱]

مسجد خالد بن ولید در حمص سوریه، به‌خیال و خاطرِ داشتن نُه گنبد و دو مناره از آوازه متعددی برخودار بود؛ البته در جریان حمله ها داعش بعداز سال ۲۰۱۱، آیتم حمله قرار گرفت و قسمت‌هایی از آن صدمه روئت کرد.[۴۲]

بازدید : 24
يکشنبه 8 تير 1404 زمان : 11:13

به نقل از قاضی نیشابوری، محدث شافعی‌مذهب در قرن چهارم قمری، در صلح حدیبیه، سهیل بن عمرو به‌یاور یک‌سری نفر از سران مشرکان، به حضور فرستاده(ص) آمدند و یکی وضعیت صلح‌طومار را اینگونه ذکر کردند: «در صورتیکه کسی از اشخاص ما، به‌سوی تو آمد، او‌را به ما برگردان.» فرستاده(ص) از این صحبت غمگین شد و جواب بخشید: «لَتَنْتَهُنَّ‌ يَا مَعْشَرَ قُرَيْشٍ‌ أَوْ لَيَبْعَثَنَّ اَللَّهُ إِلَيْكُمْ رَجُلاً اِمْتَحَنَ اَللَّهُ قَلْبَهُ‌ لِلْإِيمَانِ يَضْرِبُ رِقَابَكُمْ عَلَى اَلدِّينِ‌ فَقَالَ بَعْضُ مَنْ حَضَرَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَبُو بَكْرٍ ذَلِكَ اَلرَّجُلُ قَالَ‌ لاَ قِيلَ فَعُمَرُ قَالَ لاَ وَ لَكِنَّهُ خَاصِفُ اَلنَّعْلِ فِي اَلْحُجْرَةِ فَتَبَادَرَ اَلنَّاسُ إِلَى اَلْحُجْرَةِ يَنْظُرُونَ مَنِ اَلرَّجُلُ فَإِذَا هُوَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ‌ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ‌؛ ای تیم قریش، از این درخواست دست بردارید، وگرنه مردی را به‌سوی شما می‌فرستم که خدا قلب او‌را با ایمان آزموده میباشد تا گردن‌های شمارا به خیال آئین خداوند بزند؛ از فرستاده پرسش شد که آن فرد ابوبکر و قدمت می‌باشند؟ رسول(ص) فرمود: «خیر، وی کسی میباشد که کفش من‌را پینه میزند.» در‌این هنگام عموم امام علی(ع) را سرگرم پینه‌زدن کفش رسول حسینیه نصرت مشهد دیدند.[۴۹]

ثابت امامت امام علی
شماری از عالمان، این حدیث را نماد‌دهنده امامت امام علی(ع)‌ دانسته‌اند. اینان گفته‌اند مقاتله با مشرکان و گردن‌زدن آنها به‌دستور خدا بود و خاصف‌النعلی که به تفسیر ماجرا، «قلبش به‌وسیله ایمان آزموده گردیده» تنهافرد لایق امامت و جانشینی رسول(ص) میباشد.[۵۲] سید هاشم بحرانی این داستان را در ارعاب فامیل ثقیف[۵۰] و نسائی در انذار «بنووَلیعه» قوم‌ای در کنده یا این که حَضرَموت آدرس حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۵۱]

داستان بیانگرٔ جانشینان فرستاده
حُرّ عامِلی محدث و دانا شیعه، روایتی از رسول اکرم(ص) نقل کرده که در آن از امام علی با کنیه خاصف‌النعل حافظه گردیده و بر جانشینی وی و امامت فرزندانش از نسل امام حسین(ع) تصریح گردیده‌است.[۵۳] وی در حدیث دیگری آورده نبی(ص) در پاسخ سؤال ابوبکر و قدمت دربارهٔ خلیفه بعداز خودش، جانشین خویش را خاصف‌النعل نامید، درحالی‌که علی(ع)‌ درگیر پینه‌زدن کفش فرستاده بود.[۵۴] از عایشه نیز شبیه اینگونه روایتی نقل رزرو حسینیه نصرت مشهد گردیده‌است.[۵۵]

ابوالصلاح حلبی (م ۴۴۷ق) در تخمین‌المعارف گزارشی آورده میباشد که نبی اکرم(ص) در یکی سفرهای خویش، از ابوبکر و قدمت می خواهد بر خاصف‌النعل به‌تیتر «امیرالمؤمنین» درود نمایند، درحالی‌که امام علی(ع) درگیر وصله‌کردن کفش‌های نبی بود.[۵۶] خزاز تالیف کننده کتاب کفایةالاثر روایتی را بیان کرده که در آن، رسول اسلام(ص) در تعبیروتفسیر واژه «هادی» در آیه هفتم سوره رعد، امام علی(ع) را خاصف‌النعل معرفی کرد که در آن مجال در کناره‌ای به پینه‌زدن کفش رسول درگیر بود و آن‌گاه به ذکر فضیلت ها امام پرداخت و امامان پس از خویش را دوازده بدن، به عدد نقبای بنی‌اسرائیل معرفی کرد و مهدی را از آنها شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانست.[۵۷]

استنادها به روایات خاصف‌النعل
طبق پاره‌ای از گزارش‌ها، هنگامی‌که عایشه تصمیم گرفت برعلیه امام علی(ع) کودتا نماید، از ام‌سلمه خواست تا اورا ملازمت و همراهی نماید.[۵۸] ام‌سلمه اورا نهی کرد و در ذکر فضیلت ها امام، به روایتی از فرستاده اکرم(ص) که جانشین خویش را خاصف‌النعل دانسته بود، استناد کرد.[۵۹] عایشه سخنان ام‌سلمه را پذیرش کرد؛[۶۰] ولی حاضر نشد دست از مخالفت با امام بردارد.[۶۱] بر طبق بعضی نقل‌ها عایشه بعداز شنیدن گفته‌های ام‌سلمه، تصمیم گرفت دست از کودتا بر علیه امام علی(ع) بردارد، البته عبدالله بن زبیر او‌را از این شغل پشیمان ایجاد کرد.[۶۲]

خویش امام علی(ع) نیز در پاره‌ای از سخنانش به روایات خاصف‌النعل استناد[۶۳] و به‌این قضیه افتخار میکرد.[۶۴] مثلا، احمد بن علی طبرسی محدث و متکلم شیعه در قرن ششم قمری، در کتابش، الاحتجاج به گزارشی پرداخته که امام برای ثابت حقانیت خویش در نزاع جمل بدین مسئله تمسک جسته میباشد.[۶۵]

انگیزه به کارگیری از کنیه
اورده شده عامل به کارگیری فرستاده اسلام(ص) از تعبیر و تفسیر خاصف‌النعل برای امام علی(ع)، نشانه دادن نقطع ی عطف تواضع امام با وجود منزلت ویژه و رابطه مجاورت وی با نبی اسلام(ص) بود. طبق این کلام، نبی به‌شکل غیرمستقیم عموم را به رهبری فردی که از خصوصیت تواضع شامل است، رهنمون ایجاد کرد.[۶۶] بعضا معتقدند که به کار گیری از تعبیروتفسیر تازه به‌مکان اسم دارای اسم و رسم، باعث ماندگاری آن در یادها میگردد و نبی با به کارگیری از تعابیر متعدد برای معرفی امام علی(ع)، قضیه را برای ماندگاری بیشتر وی در اذهان عموم آماده نمود؛ چنان‌که به کارگیری رسول از تفسیر ابوتراب برای علی(ع) در همین راستا بوده میباشد.[۶۷]

در نظم و شعر

کتاب علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص)
احادیث خاصف‌النعل در اشعار شاعران در حین تاریخ رفلکس داشته میباشد.[۶۸] برای مثال سید حِمیَری، [۶۹] ابوعلویه اصفهانی، سید مهدی بحرالعلوم و بقیه افراد در اشعارشان، به حدیث خاصف‌النعل اشاره کرده‌[۷۰] یا این که از تیتر خاصف‌النعل به‌تیتر لقبی برای امام علی(ع) حافظه کرده‌اند.[۷۱] کتاب‌های گوناگونی به نقل این اشعار پرداخته‌اند.[۷۲]

تک‌نگاری
کتاب «علیٌ(ع) خاصفُ نَعلِ النَّبی(ص) و قراءةٌ فی رُموزِ الْحدیث و معانیه» به گویش عربی، نوشته ماجد عطیه میباشد. مولف با بیان حدیث نبوی خاصف‌النعل، درپی ثابت امامت و خلافت بلافصل، امام علی(ع) میباشد.[۷۳]
نقطه پايان‌طومار‌ ارشد با تیتر «ثابت امامت بلافصل امیرالمومنین(ع) در حدیث مقاتله (خاصف‌النعل)، با تأکید بر طرز علامه میر حامد حسین» نگاشته گردیده که به اعتبارسنجی و دلالت‌سنجی حدیث پرداخته میباشد.[۷۴]
نوشته‌ی‌علمی‌ای با تیتر «معناکاوی ماجرا‌های مبارزه تأویل» به رسیدگی معنای ظریف تأویل در قصه جنگ خاصف‌النعل برای تأویل قرآن پرداخته میباشد.[۷۵]

بازدید : 26
شنبه 7 تير 1404 زمان : 12:20

امامت در کودکی به‌معنای امامت شخصی میباشد که به بلوغ دینی نرسیده میباشد. به اعتقادوباور شیعه ها، امام جواد (ع)، امام هادی (ع) و امام مهدی (ع) از امامان شیعه ها اثناعشری در سنین ۵ تا ۸ سالگی به امامت رسیده‌اند. امامیه، امامت را منصبی الهی میداند که بلوغ در آن شرط وجود ندارد. شیعه‌ها در جواب به معارضان نظریه خویش به آیاتی از قرآن استناد می‌نمایند که در آن‌ها به نبوت حضرت سلیمان، حضرت یحیی (ع) و حضرت عیسی (ع) در کودکی اشاره گردیده‌است. آن‌ها همینطور برای ثابت نظریه خویش به دلائلی مانند توانگری علمی امامان در کودکی و انتصاب امام علی (ع) به وصایت رسول (ص) در یوم الدار استناد حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.

اثراتی نیز در تبیین نظریه شیعه دربارهٔ امامت در کودکی و جواب به معارضان آن مندرج میباشد. امامت در کودکی از مباحث مرتبط با امامت میباشد که در کتاب‌های کلامی از آن گفت و گو میگردد.[۱] این مشاجره بیشتر در جواب به مشکلات معارضان شیعه دربارهٔ امامت چندتن از امامان شیعه (امام جواد (ع)، امام هادی (ع) و امام مهدی (عج)) مطرح می شود که دربین ۵ تا ۸ سالگی به امامت رسیدند.[۲] همین موضوع سبب ساز شک و تردید شماری از شیعه ها در تایید امامت امام جواد شد؛ به این دلیل‌که تا آن فرصت، اطمینان به شرط بودن بلوغ برای امام رایج بوده آدرس حسینیه نصرت مشهد میباشد.[۳]

از نگاه علمای اهل‌سنت، بلوغ یکی‌از شروط مهم امامت میباشد.[۴] البته علمای شیعه، امامت را منصبی الهی میدانند که خدا آن را در شخصی که وضعیت آن را دارااست قرار میدهد.[۵] آنها عصمت و طهارت، افضلیت و وجود نص را در امام شرط میدانند.[۶] یقین به شرط نبودن بلوغ برای امام نزد امامیه، موجب مطرح شدن اشکالاتی از جانب معارضان امامیه و جواب متکلمان شیعه[۷] رزرو حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

ابن‌تیمیه (درگذشت:۷۲۸ق)، ابن‌حجر هیتمی (درگذشت:۹۷۴ق) و احمد الکاتب از عده ای‌اند که به امامت در کودکی اشکالاتی کرده‌اند. ذیل‌حضانت بودن طفل یتیم،[۸] محجوربودن نوپا یتیم،[۹] ولایت‌نداشتن نوپا،[۱۰] موظف‌نبودن نوپا[۱۱] و نداشتن مجال یادگیری[۱۲] مثلا دلایلی میباشد که برای نامعقول بودن امامت طفل ارائه شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد شد‌ه‌است.

امامانی که در کودکی به امامت رسیدند
امام جواد (ع): نزدیک به هشت‌سالگی، به امامت رسید.[۱۳] به نقل از حسن بن موسی نوبختی (درگذشت: ۳۱۰ق) زیر بودن سن امام جواد (ع) به هنگام شهید شدن امام رضا، سبب ساز تحیر دربین شیعه‌ها شد؛[۱۴] و شماری از شیعه ها، امامت اورا نپذیرفتند.[۱۵]
امام هادی (ع): در هشت‌سالگی دارنده منصب امامت شد.[۱۶] به گفته جاسم حسین تاریخ‌پژوه عراقی به جهت این که در امامت امام جواد (ع) مورد امامت در کودکی برای شیعه ها حل گردیده بود، امامت امام هادی (ع) سوای اختلال پذیرفته شد.[۱۷]
امام مهدی (عج): در پنج سالگی به امامت رسید.[۱۸] نقل شده به امامت وصال امام جواد (ع) و امام هادی (ع) در کودکی می تواند به جهت ساخت استعداد برای تایید امامت امام مهدی (عج) در سنین طفولیت باشد.[۱۹]
عامل‌های شیعه‌ها برای امامت در کودکی
متکلمان امامیه تبیین کرده‌اند که کمال عقل به بلوغ جسمانی متعلق وجود ندارد و در حالتی که با عامل قطعی امامت شخصی اثبات شد، پاکی و دانش الهی وی نیز اثبات می گردد و سنّ امام درین زمینه تأثیری ندارد. همینطور محدودیت‌هایی که شریعت در کارها متفاوت برای سن کودکی قرار داده، مرتبط با بشر‌های معمولی میباشد که با گذر قدمت به پرورش عقلی و علمی می‌رسند. خیر امام معصوم که دارنده دانش لَدُنّی میباشد.[۲۰]

توانگری علمی امامان در کودکی
چنان‌که سازه بر روایتی که روحانی اثرگذار نقل کرده، هنگامی امام جواد در مناظره با یحیی بن اَکثم به سیرتکامل‌ای به سؤال یحیی جواب اعطا کرد که سبب ساز حیرت حاضران شد؛[۲۱] مأمون به دور‌وبری ها خویش احتجاج کرد که نوپا بودن امام جواد (ع) استدلال بر دانش و عقل نادر وی وجود ندارد.[۲۲]

به گفته روحانی موثر (درگذشت: ۴۱۳ق) حضور حسنین (ع) در مباهله رسول(ص) با مسیحیان نجران نشانه می دهد که شخص در عین طفل بودن میتواند مسئولیت‌های تبارک الهی داشته باشد.[۲۳] همینطور ایمان آوردن حضرت علی (ع) در سن کودکی به فرستاده[۲۴] آرم می دهد که بچه میتواند دارنده فهم و شعور و عقل بالا باشد.[۲۵]

استناد به نبوت سلیمان، یحیی و عیسی در کودکی
برای ثابت امامت در کودکی به نبوت برخی از پیامبران در سنین کودکی استناد گردیده‌است.[۲۶] به گفته فخر رازی در آیه ۱۲ سوره مریم هدف از حکم، نبوت میباشد که معبود آن را در کودکی به حضرت یحیی (ع) و حضرت عیسی (ع) داده میباشد.[۲۷] همینطور به گفته جعفر سبحانی از متکلمان شیعه آیه ۳۰ سوره مریم که ذکر‌گر حرف بیان کردن حضرت عیسی در کودکی میباشد نماد می دهد که در حالتی که خدا عزم نماید می تواند دانش و عقل و دوراندیشی ما یحتاج را برای امامت در نوباوه نیز قرار دهد.[۲۸] و چنان‌که نقل گردیده است که امام رضا (ع) هنگامی فرزندش جواد، سه ساله بود اورا تحت عنوان امام معرفی کرده و با بیان مثال حضرت عیسی (ع)، امامت در کودکی را ممکن دانسته میباشد.[۲۹] یا این که امام جواد (ع) در روایتی با استشهاد بدین که سلیمان (ع) در کودکی جانشین حضرت داوود (ع) شد، اینگونه امری را ممکن دانسته میباشد.[۳۰]

به گفته طَرِیفی از مفسران اهل‌سنت، یوسف نیز پیش از بلوغ به نبوت رسیده میباشد.[۳۱]

استناد به شغل فرستاده (ص) در یوم الدار
به گفته روضه خوان اثرگذار متکلم شیعه، کار نبی (ص) در حدیث یوم الدار آرم می دهد که در صورتی‌که پروردگار عزم نماید می تواند، نوپا را حجت خویش قرار دهد.[۳۲] مطابق حادثه‌لحاظ شیعه و سنی رسول در یوم الدار حضرت علی (ع) را که بالغ نشده بوده تحت عنوان وصی و جانشین خود انتخاب کرد.[۳۳]

بازدید : 25
پنجشنبه 5 تير 1404 زمان : 11:18


حرام بودن نگاه کردن به نامحرم

نگاه كردن مرد به تن زن نامحرم به غیر از شکل و دست‌ها از انگشتان تا مچ دست‌ حرام میباشد.[۱۱] همینطور نگاه کردن به طور و دست‌ها تا مچ در حالتی که به قصد لذت و خوف از افتادن در گناه باشد، حرام میباشد.[۱۲]
نگاه كردن زن به تن مرد نامحرم حرام میباشد، مگر جاهائی از تن كه به‌طور معمول التزام به پوشانیدنش وجود ندارد، مانند رمز، دست‌ها و ساق پاها فارغ از لذت و هراس از وقوع در حسینیه نصرت مشهد حرام.[۱۳]
سازه به فتوای فقهای شیعه نگاه کردن به طور زن با قصد تزویج، روا میباشد.[۱۴] بعضی فقها نگاه کردن به تن زن-مو سر و پاره ای از تن مانند گردن و قسمتی از سینه- به قصد تزویج و سوای قصد لذت، را نیز روا می دانند.[۱۵]
نگاه کردن به فیلم و عکس زنانی که عفاف را رعایت نمی کنند، در حالتی که که سوای شهوت باشد و آن زنان را نشناسد، اشکالی ندارد؛ ولی در‌حالتی که آنها‌را بشناسد نگاه کردن به فیلم و عکسشان حکم نگاه کردن به خویش آن‌ها‌را داراست.[۱۶]
نگاه کردن دکتر به تن نامحرم در شکل لزوم برای درمان، آدرس حسینیه نصرت مشهد روا میباشد.[۱۷]
نگاه به عکس زنان فارغ از عفافِ غیرمسلمان، در صورتی سوای قصد لذت باشد و منشأ مفسده نگردد، انواع ندارد.[۱۸]
واجب بودن پوشش تن در قبال نامحرم

بر زنان واجب میباشد که تن خویش را از نامحرم بپوشانند.[۱۹] ولی در وجوب پوشیدن شکل و دست‌ها از راز انگشتان تا مچ اختلاف‌لحاظ میباشد.[۲۰] سازه به حیث فقیهانی زیرا روضه خوان طوسی،[۲۱] صاحب و مالک‌حدائق،[۲۲] روحانی انصاری،[۲۳] سید محمدکاظم یزدی،[۲۴] سید محسن حکیم[۲۵] امام خمینی[۲۶] و سیدعلی خامنه‌ای[۲۷] پوشیدن شکل و دست‌ها از راز انگشتان تا مچ، بر زنان واجب وجود ندارد. فقیهانی مانند علامه حلی در کتاب تذکرة‌الفقهاء،[۲۸] فاضل مقداد[۲۹] و سید عبدالاعلی سبزواری،[۳۰] پوشیدن شکل و دست‌ها را نیز واجب دانسته‌اند. همینطور سازه به حیث کلیه فقها در شرایطی که که واهمه از افتادن در حرام و یا این که قصد در گیر کردن مردی به حرام باشد، پوشاندن شکل و دست‌ها نیز واجب رزرو حسینیه نصرت مشهد می گردد.[۳۱]

حرام بودن لمس نامحرم

سازه به حیث فقها لمس تن نامحرم روا وجود ندارد ولی در موردها اضطرار مانند درمان و نجات جان آدم روا میباشد[۳۲] همینطور لمس تن نامحرم از روی جامه یا این که حائل در صورتیکه که سوای شهوت و قصد لذت باشد، اشکالی ندارد.[۳۳] بعضی فقها دست دادن به نامحرم را در شرایطی‌که از روی پارچه و یا این که با دستکش باشد و به قصد سوئی نباشد و دست نامحرم (چه زن باشد و چه مرد) را فشار ندهد، روا شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دانسته‌اند.[۳۴]
حکم گوش دادن به صدای زن نامحرم

سازه به لحاظ فقها گوش دادن به صدای زن نامحرم، فارغ از لذت و فارغ از واهمه از افتادن در حرام، روا و با هراس وقوع حرام و به قصد لذت، حرام میباشد.[۳۵]
نماز تلاوت زن با صدای بلند در جایی که میداند نامحرم صدایش را می‌شنود، سازه به لحاظ فقیهانی مانند شهید نخستین، حرام و موجب بطلان نماز میباشد.[۳۶] مالک جواهر با پذیرفتن حرام بودن اینگونه عملی، فسخ شدن نماز بوسیله آن را نپذیرفته میباشد.[۳۷]
حکم خلوت کردن با نامحرم

سازه به لحاظ برخی فقها خلوت کردن با نامحرم حرام میباشد.[۳۸] بعضی فقها خلوت کردن با نامحرم را صرفا در شکل احتمال افتادن در گناه، حرام دانسته‌اند.[۳۹] به فتوای آیت‌الله خویی (درگذشت ۱۳۷۱ش) خلوت كردن با نامحرم از باب پیشگفتار حرام و از این جهت که موضوع‌ساز افتادن در گناه میگردد حرام میباشد.[۴۰] سازه به حیث محمدحسن نجفی تالیف کننده جواهر الکلام خلوت کردن با نامحرم مکروه میباشد.[۴۱]

صحبت بیان کردن

سازه به حیث فقها حرف بیان کردن با نامحرم در صورتی‌که فارغ از لذت بردن و یا این که هراس وقوع در حرام باشد، روا میباشد.[۴۲]
سازه به لحاظ میرزا جواد تبریزی لایق میباشد که سخن زدن با زن جوان حتی سوای لذت یا این که واهمه وقوع در حرام، سوراخ خواهد شد.[۴۳]
رابطه با نامحرم از روش پیامک، چت و پست الکترونیک در‌صورتی‌که که موجب مفسده و ارتکاب گناه گردد، حرام میباشد.[۴۴]
روا بودن تزویج با نامحرم

در فقه اسلامی، وصلت صرفا با نامحرم روا میباشد و با محارم روا وجود ندارد.[۴۵]
نوشته‌ی علمیٔ مهم: تزویج با خواهرزن
اما خواهرزن اگرچه نامحرم میباشد ولی وصلت با وی تا هنگامی که زن زنده باشد یا این که جدایی نگرفته باشد، روا وجود ندارد.[۴۶]
وصلت با برخی از نامحرمان با اعتنا به قوانینی برای مدام حرام می شود:
وصلت مرد با زنی که نُه توشه او‌را جدایی داده میباشد.[۴۷]
تزویج مرد با زنی که قبل از وصلت وی با مامان یا این که دخترش زنا نموده است.[۴۸]
وصلت مرد با زن شوهردار و زنی كه در گردآوری جدایی با وی زنا نموده است.[۴۹]
وصلت مرد با زنی که قبل از ادواج با وی، با پسر، اخوی یا این که پدرش، لواط کرده‌باشد.[۵۰]
جستارهای متعلق
محارم
پانویس
مجتهدی تهرانی، سه رساله: گناهان کبیره، محرم و نامحرم، احکام‌الغیبة، ۱۳۸۱ش، ص۱۰.
نجفی، جواهر‌الکلام، ۱۴۰۴ق، ج۲۹، ص۲۳۷؛ موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامی، فرهنگ وتمدن فقه فارسی، ۱۳۸۷ش، ج۵، ص۴۰۵.
قرائتی، تعبیر و تفسیر فروغ و روشنایی، ۱۳۸۷ش، ج۶، ص۱۷۱-۱۷۳.
نوری، مستدرک‌الوسائل، ۱۴۰۸ق، ج۱۴، ص۲۷۲.

بازدید : 48
سه شنبه 3 تير 1404 زمان : 11:21


سید ابوالقاسم کاشانی (۱۲۶۴ش- ۱۳۴۰ش)، فقید و سیاست‌مدار شیعه. وی در عراق علیه انگلیس نزاع میکرد و در سال ۱۲۹۹ش به طهران آمد. کاشانی از فعالان سیاسی دهه ۲۰ بوده و به همپا محمد مصدق، نفت کشور‌ایران را ملی کردند. رسمیت یافتن تعطیلی شهید شدن امام راستگو(ع) در جمهوری اسلامی ایران با درخواست او و امر مصدق اعمال حسینیه نصرت مشهد شد.

معاش‌طومار و تحصیلات
سید ابوالقاسم کاشانی به ۱۲۶۴ش در طهران دیده به جهان گشود. بابا وی سید مصطفی حسینی کاشانی، فقیه فقاهتی بود که در کاظمین درگذشت و در مقبره کاظمین به خاک ودیعت آدرس حسینیه نصرت مشهد شد.[۱]

سیدابوالقاسم کاشانی در ۱۵ سالگی به عراق رفت و در حوزه علمیه نجف به علم آموزی پرداخت. وی از اساتیدی مانند ملا محمدکاظم خراسانی، حسین خلیلی تهرانی استفاده نمود. وی از مراجع پیروی گرانقدر از قبیل: میرزا محمدتقی شیرازی، شریعت اصفهانی، آقاضیاء عراقی، سید ابوالحسن اصفهانی، سید اسماعیل صدر، اذن اجتهاد اخذ کرد.[۲] او با تشکیل مکتب «نوین علوی» در نجف، خویش اداره کارها آن را برعهده گرفت. در‌این مکتب ضمن معارف اسلامی، دروس دیگری مانند ریاضی ها و حتی فوت‌و‌فن نظامی نیز درس دادن رزرو حسینیه نصرت مشهد میشد.[۳]

مقام علمی و اجتماعی
بعضا مراجع تاسی و اساتید حوزه از رده علمی کاشانی تجلیل کرده و از وی تحت عنوان یک مجتهد مسلم خاطر کرده‌اند. آقا ضیاءالدین عراقی به وی اذن نقل داستان داده میباشد. شریعت اصفهانی نیز در طومار‌ای به رده علمی کاشانی اشاره کرده و از مؤمنین مراد وجود کاشانی را غنیمت بدانند. سید ابوالحسن اصفهانی در بخشی از نوشته خویش درباره کاشانی تأکید شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد می‌نماید:

«مایحتاج شد تصدیع گردد آن وجود مسعود شریف از هر جهت سزاوار و به صفات حمیده تروتمیز و در دیانت و درستکاری قلیل النظیر می باشند. احکام شرعیه وی نافذ و مطاع و تسلیم دستمزد شرعیه و سهم امام علیه‌السلام خدمتشان محتاج به استیذان وجود ندارد و تأیید آیین مبین و تقویت شریعت حضرت سیدالمرسلین صلی‌الله علیه و آله‌الطاهرین هست.»[۴]

رسمیت یافتن تعطیلی روز شهید شدن امام درست گو(ع) در کشور‌ایران با درخواست او و فرمان مصدق ایفا شد.[۵]

عمل‌های سیاسی
مبارزات ضد استعماری در عراق
نوشته‌ی‌علمیٔ اساسی: انقلاب ۱۹۲۰ عراق
در جریان پیکار جهانی اولیه که بعضا از شهرهای عراق بوسیله نیروهای انگلیس اشغال شد، کاشانی به رویا رویی با نیروهای مهاجم پرداخت[۶] محمدتقی شیرازی و روضه خوان الشریعه اصفهانی از علمای مستقر عراق با تایپ کردن طومار‌هایی به امداد او برخاستند و پیرو آن، تعداد متعددی از سران عشایر نیز به تأیید تکان وی پرداختند. بعد از آن که شیوه های مسالمت‌آمیز برای استقلال عراق به سود نرسید با استارت جنگ در بین انقلابیون و نیروهای انگلیسی، کاشانی از آیت‌الله محمدتقی شیرازی فتوای جهاد گرفت و بدین ترتیب قیام در سرتاسر بخشها اشغالی طلبه شد و برخی از شهرها و بخشها به دست مسلمان ها آزاد شوید.[۷] روحانی الشریعه اصفهانی به سیدابوالقاسم کاشانی مأموریت اعطا کرد تا به کاظمین رفته و «جمعیت اسلامی» را برای جهاد تشکیل دهد.[۸]

شغل های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

آیت الله کاشانی در درحال حاضر سخنرانی.
بعداز اشغال عراق و حریق‌بس، حکم کننده نظامی انگلیسی عراق برای دستگیری او مشوق انتخاب کرد. کاشانی متواری گردیده و به سوی کشور‌ایران جنبش کرد.[۹] بر این مبنا می‌قدرت اورا از او‌لین معاودین دانست. ورود او به طهران، ۳۰ بهمن ۱۲۹۹ش، به طور همزمان با پادشاهی احمدشاه بود. احمدشاه از کاشانی در قصر ییلاقی خویش پذیرایی کرده و در باب تبعید بقیه علما به گفتمان پرداختند.[۱۰] کاشانی در سال ۱۳۰۴ش عضو مجلس مؤسسان شد و به تأسیس سلسله پهلوی رأی مثبت بخشید و در زمان رضا سلطان عمل سیاسی علنی نداشت.[۱۱]

دستگیری در کشور‌ایران
با آغاز پیکار جهانی دوم و اشغال کشور ایران به وسیله نیروهای متفقین، انگلیسی‌ها با شایع کردن همیاری کاشانی با آلمانی‌ها، تمایل به دستگیری وی گرفتند.[۱۲] درین مجال، انتخابات زمان چهاردهم مجلس شورای ملی بوسیله دولت سهیلی(در آغاز وزیر ۱۳۲۱ش) برگزار شد و عموم طهران، کاشانی را تحت عنوان نماینده گزینش نمودند. ولی نیروهای متفقین با اعتبارنامه او مخالفت کرده و اذن ندادند به مجلس راه و روش یابد. کاشانی در ۲۷ خرداد ماه ۱۳۲۳ش در گلاب دره شمیران بازداشت شد. انگلیسی‌ها او‌را به بازداشتگاه (کمپ زمستانی) اراک اعزام و بعداز مدتی به یکی‌از کمپ‌های کرمانشاه منتقل کردند. آیت‌الله کاشانی بعداز ختم نبرد جهانی دوم، در ۲۴ مرداد ۱۳۲۴ش آزاد شد و در ۳۱ شهریور فی مابین انبوه جمعیت وارد طهران شد.[۱۳]

بازدید : 23
شنبه 31 خرداد 1404 زمان : 15:59


سید محمدمهدی بحرالعلوم (۱۱۵۵-۱۲۱۲ق) از مراجع پیروی و ذمه ‌دار سر کردگی عامه شیعه ها در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری قمری بود. بحرالعلوم در علم ها مختلفی زیرا فقه، اصول، حدیث، سخن، تعبیروتفسیر و رجال تبحر داشت. وی از شاگردان وحید بهبهانی و سید محمدمهدی خراسانی میباشد. خراسانی او‌را به سبب ساز رده شامخ علمی‌اش، بحرالعلوم خواند. این کنیه که قبل از آن به کسی داده نشده بود، ابعاد تیتر قوم و قبیله او شد که تا امروز به آن آوازه دارا حسینیه نصرت مشهد هستند.

معاش‌طومار
سید محمدمهدی بن مرتضی بن محمد بروجردی طباطبایی بحرالعلوم، در عید فطر سال ۱۱۵۵ق در کربلا دیده به جهان گشود. بابا و اجدادش از عالمان آیین بودند. مامانِ پدربزرگ وی از نسل مجلسی نخستین بود و به‌همین عامل، بحرالعلوم از مجلسی نخستین به‌تیتر جدّ و از علامه مجلسی به‌تیتر خان دایی خویش حافظه آدرس حسینیه نصرت مشهد می‌نماید.[۱]

سید محمدمهدی بحرالعلوم در ۲۴ رجب سال ۱۲۱۲ق[۲] در ۵۷ سالگی درگذشت و در کنار قبر روضه خوان طوسی در مسجد روضه خوان طوسی در نجف به خاک ودیعت شد.

منزلت علمی
بحرالعلوم تحصیلات خویش را در کربلا و نزد بابا و یوسف بحرانی صاحب و مالک حدائق استارت کرد و بعد از آن به نجف رفت و نزد مهدی بن محمد فتونی عاملی، محمدتقی دورقی و محمدباقر هزارجریبی به دستیابی دانش پرداخت. بعد به کربلا رجوع و در درس وحید بهبهانی کمپانی کرد.[۳] وی در سال ۱۱۸۶ق به مشهد مهاجرت کرد و هفت سال در آنجا اقامت گزید. در‌این مقطع قبلی از کمپانی در مجالس علمی و مباحثه با علما، نزد سید محمدمهدی خراسانی به یادگرفتن فلسفه پرداخت و میرزا محمدمهدی اورا به باعث منزلت علمی‌اش بحرالعلوم (دریای علم‌ها) خواند. این کنیه که قبل از آن به کسی داده نشده بود، بعد ها تیتر قوم و قبیله او شد که تا امروز به آن آوازه دارا رزرو حسینیه نصرت مشهد هستند.[۴]

درس دادن و شاگردان
بعداز آنکه وحید بهبهانی به انگیزه کهولت سن درسش را تعطیل کرد، بحرالعلوم به پیشنهاد مدرس به نجف برگشت و در آنجا حوزه درسی ایجاد کرد. سید بحرالعلوم در ۱۱۹۳ق به حج رفت و در بازه زمانی دو سالی که در حجاز بود، پیشین از اقدامات شرعی، به درس دادن فقه مذهب ها اربعه پرداخت و اشخاص بخش اعظمی در رینگ درسی وی کمپانی شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد کردند.[۵]

علامه بحرالعلوم شاگردان اکثری داشت و به گردآوری‌ای نیز اذن داستان بخشید، مثلا:

سید صدرالدین عاملی
جعفر کشف کننده‌الغطاء، مالک کشف‌الغطاء
سید محمدجواد عاملی، مالک مفتاح الکرامة
ابوعلی حائری، مالک منتهی المقال
ملا احمد نراقی
سید محمد مجاهد
جعفر بن حسین خوانساری
اسدالله شوشتری
محمد نیشابوری دارای شهرت به اخباری
محمدعلی اعسم
سید دلدار علی نقوی[۶]
جعفر کشف کننده‌الغطاء از شاگردان بحرالعلوم بود و به گفته سید موسی شبیری زنجانی، در جرعه ای از دریا، روضه خوان جعفر با اینکه نسبتاًً با بحرالعلوم هم‌سن بود البته به وی احترام متعددی می‌گذاشت تا این حد که با پایین الحنک عمامه خویش، نعلین سید را منزه می کرد و تبرک می‌جست.[۷] برای احترام به درس وی می رفت و اورا معلم خطاب می کرد. همینطور منقول میباشد که در باب بحرالعلوم اینگونه گفته‌میباشد که چنانچه وی مجتهد باشد اینجانب هیچ مجتهد نیستم.[۸]

سر گروهی عامه
در روزگار سر گروهی عامّه بحرالعلوم در مسایل فتوایی عموم را به تبعیت از روحانی جعفر نجفی رهنمون کرد. برای قضا و تفحص به خصومات، روحانی محی‌الدین را معرفی نمود. برای اقامه جماعت، روضه خوان حسین نجف فقید و خداترس و امام جماعت مسجد هندی را منصوب کرد. همینطور شاگردش سید محمدجواد عاملی مؤلف مفتاح الکرامه، را به تدوین کتاب ها، برای مثال تقریرات درس خویش وی که پایه آن کتاب وافی سود کاشانی بود، تشویق کرد.

علامه بحرالعلوم نیز خلال درس دادن فقه و حدیث، به کارها عموم پژوهش می کرد.[۹]

بازدید : 16
چهارشنبه 28 خرداد 1404 زمان : 13:17


عبدالله‌ بن خجسته قَدّاح، راوی از امام راستگو(ع). در بعضا اثرها معارضان اسماعیلیه، نهاد‌گذار این نهضت و جدّ والا خلفای فاطمی معرفی گردیده و بدان آوازه یافته میباشد، البته مبتنی بر مطالعات اخیر اسماعیلیه، او فردی غیر علوی بوده و قبل از دعوت اسماعیلیه می‌زیسته حسینیه نصرت مشهد میباشد.

بابا
بابا عبدالله، مبارک‌ بن الاسود القدّاح، در نیمۀ ابتدا قرن دوم قمری در مکه می‌زیست و در دورۀ امامت امام درستگو (ع) (شهید شدن ۱۴۸) وفات یافت. او از موالی بنی‌مخزوم و از شاگردان امام باقر(ع) بود و از آن حضرت یک‌سری حدیث ماجرا نموده است. عبدالله‌ و پدرش از املاک امام باقر و امام درست گو (ع) در مکه حفظ می‌کردند. این دو در اثر ها شیعه ها دوازده امامی از محدّثان گزینه احترام در حجاز به شمار آدرس حسینیه نصرت مشهد آمده‌اند[۱]

نقل داستان
عبدالله‌ در نیمۀ دوم قرن دوم قمری می‌زیست وی از امام درستگو داستان نموده است. روایات وی در اصول کافی و دیگر گروه‌های حدیثی شیعه آمده‌میباشد.[۲] به گفته آیت الله خوئی اسم وی در گواهی حدود ۷۰ قصه آمده میباشد.[۳]

مذهب
عبداللّه بن خوش یمن از شخصیت‌هایی میباشد که در تاریخ دربارۀ وی اقوال گوناگونی مطرح گردیده است. در منابع امامیه یا این که کتاب‌های رجال و ملل و فِرَق اهل سنت، از وی و پدرش تحت عنوان غلات شیعه یا این که حامیان فرق در ادامه اسماعیل بن جعفر مذکور رزرو حسینیه نصرت مشهد نشده‌میباشد.[مستلزم منبع]

در منابع ضد اسماعیلی
محمد بن رزام طائی کوفی برای اولیه‌توشه نقشی مهم برای عبدالله‌ بن خوش‌یمن در فرایند آغازین دعوت اسماعیلیه مراد نموده است. اصل رسالۀ ابن‌ رزام، به اسم النقض علی‌الباطنیة[۴] یا این که ردّ علی‌ الاسماعیلیة[۵] نزدیک به سال ۳۴۰ تألیف و ظاهراً مفقود گردیده، ولی قسمتی از آن که دربارۀ عبدالله‌ بن خوش یمن میباشد، در الفهرست ابن ندیم شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد اورده شده‌میباشد.[۶]

شریف ابوالحسین محمد بن علی، دارای شهرت به اخومحسن، نیز از رسالۀ ابن‌رزام در کتاب خویش (تألیف نزدیک به سال ۳۷۵)، استعمال کرده و خویش مطالب بیشتری دربارۀ نقش عبدالله‌ بن خجسته بر آن افزوده میباشد. کتاب اخومحسن نیز مفقود گردیده، البته نصیب‌هایی از آن که دربارۀ شروع نهضت اسماعیلیه میباشد، مراقبت گردیده است.[۷]

غیرعلوی و از رهروان ابوالخطاب
طبق گزارش‌ ابن‌رزام و اخومحسن، خوش‌یمن قدّاح غیرعلوی و از رهروان ابوالخطاب بود وی فرقه‌ای را نهاد بنیان که میمونیه نامیده می شد.[۸] بر پایه ی این قصه خوش‌یمن از شاگردان بردیصان نیز قلمداد می‌گردیده، یعنی مؤسس فرقۀ گنوسی مسیحی دیصانیه که ثنوی مذهب بوده میباشد. در بعضی از منابع ضداسماعیلی آتی، به تبعیت از داستان اخومحسن، خجسته قدّاح فرزند دیصان معرفی گردیده‌است.[۹]

بر طبق این ماجرا، عبدالله‌ بن خوش‌یمن نیز، که مؤسس نهضت اسماعیلیه معرفی گردیده، دیصانی بوده میباشد. او ادعای پیامبری نیز کرده و نظامی از اصول عقاید، مشمول ۷ مرحله، برای از در بین بردن اسلام از درون، بنیاد گذارده میباشد. عبدالله که اصولا اهل نواحی اهواز بوده، وانمود می‌کرده که به اسم محمد بن اسماعیل‌ بن جعفر، که تحت عنوان مهدی در استتار بوده، دعوت می‌نموده است. بعد از مدتی عبدالله از واهمه شیعه ها و معتزلیان، هم پا یکی‌از داعیان خویش، حسین اهوازی، به عَسکر حیلهَم در خوزستان و بعد به بصره گریخت و در آنجا به قوم و قبیله عقیل بن ابی طالب، که خویش را منسوب به آنها آرم می‌بخشید، دفاع موفقیت. اندکی آن گاه، عبدالله به سلمیه در شام گریخت و تا مجال مرگش (بعداز سال ۲۶۱) ، در آنجا با تقیه و نهفته داشتن نام‌و‌نشان حقیقی‌اش زیست. وی از سلمیه داعیانی را به دور و اطراف ارسال کرد. یک کدام از آن‌ها، در سواد کوفه، مردی را به اسم حمدان قرمط به کیش اسماعیلی درآورد. بعد از عبدالله‌ بن مبارک، پسرش احمد و آن گاه اخلاف احمد کارها دعوت اسماعیلیه را به دست گرفتند و آن را در بخشها مختلف توسعه دادند تا آنکه سر گروهی نهضت به سعید رسید که در سال ۲۹۷ق، با اسم عبدالله المهدی، خلافت فاطمیان را در شمال افریقا تأسیس و داعیه کرد که از اعقاب محمد بن اسماعیل میباشد.

بازدید : 25
سه شنبه 27 خرداد 1404 زمان : 13:25


طبقات تابعین
تابعین طبقاتی دارا هستند، بعضی مانند ابن حبّان (محمدبن احمد بستی . در سپری شد ۳۵۴ق.) کلیه تابعین را به اعتبار آنکه در ملاقات با صحابه مشترک‌اند، یک طبقه دانسته‌اند.[۱۹] مسلم تابعین را در سه طبقه و محمدبن سعد آن ها را در چهار طبقه تیم‌بندی نموده است.[۲۰] اما ابن سعد طبقه‌بندی دیگری نیز ارائه نموده است که در آن، ملاک هر طبقه را شهر و موطن قرار داده میباشد، مانند تابعین بصری و تابعین مدنی و تابعین حسینیه نصرت مشهد کوفی.[۲۱]

بینش قاضی نیشابوری
حکم دهنده نیشابوری تابعین را پانزده طبقه و اولیه طبقه را اشخاصی دانسته که (بعضی از )صحابه را ــ که نبی آفریدگار(ص) راجع به آنها بشارت فردوس داده میباشد ــ ملاقات کرده‌اند، مثلا این تابعین می‌اقتدار به سعید بن مُسَیب، قَیس بن ابی حازم، ابوعثمان نَهدی، قَیس بن عُباد و حُصَین بن مُنذر و چندین دیگر اشاره آدرس حسینیه نصرت مشهد نمود.[۲۲]

اکثر علمای حدیث حرف حکم کننده نیشابوری را رد کرده‌اند، چرا که دربین نامبردگان کسی جز قیس بن ابی حازم از همگی اصحاب ده گانه ماجرا نکرده میباشد؛[۲۳] چنانکه سعید بن مسیب که در طول خلافت قدمت دیده به جهان گشود، ظاهراً صرفا از سعد بن ابی وقاص قصه رزرو حسینیه نصرت مشهد نموده است.[۲۴]

حکم کننده نیشابوری از طبقات دوم و سوم تابعین نیز جمع‌ای را معرفی نموده است، ولی سوای بیان طبقات دیگر می گوید که واپسین طبقه تابعین عده ای می باشند که امثال اَنَس بن صاحب، عبداللّه بن أبی أوفی، سائب بن یزید، عبداللّه بن حارث بن جَزء و ابوامامه باهلی را ملاقات کرده‌اند، [۲۵] و این گردآوری کهنسال‌ترین اصحاب نبی آفریدگار(ص) شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بوده‌اند.

نگرش دیگر
به نظریه بعضا از پژوهشگران، تابعین را به «کِتوشه و متوسطین و صِغار» نیز می‌قدرت طبقه بندی کرد. طبقه کبار از بزرگان صحابه ماجرا نقل کرده‌اند، متوسطین خلال فهم و شعور صحابه، راوی بعضا از بزرگان تابعین نیز بوده‌اند و صغار راویان صحابه خردسال بوده‌اند که معمولاً تاریخ وفاتشان متأخر از سایر اصحاب میباشد.[۲۶]

در دعوا از تابعین، ‌گاه طبقه‌ای از راویان در ستون تابعین قلمداد گردیده‌اند بی‌آنکه شنیدن حدیث آنها از صحابه اثبات گردیده باشد، مانند ابراهیم بن سُوَید نَخَعی.‌گاه نیز طبقه‌ای که در شمار تابعین‌اند، به غلط در طبقه اتباعِ تابعین نام برده‌اند، مانند ابوالزَّناد عبدالله بن ذکوان.[۲۷]

فضیلت تابعین نزد اهل سنّت
تابعین حمل کننده علم ها صحابه و مبلّغ آیین بعداز وی و به نظریه اهل سنت، افضل امت به شمار میروند.[۲۸] استناد وی به آیه ۱۰۰ سوره توبه(وَالسَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ وَالْأَنْصَارِ وَالَّذِينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسَانٍ...) و بدین حدیث فرستاده آفریدگار(ص) میباشد: «خَیرُالناسِ قَرْنی ثُمَّ الذینَ یلُونَهُم ثُمَّ الذینَ یلُونَهُم‌؛ شایسته ترین عموم معاصران اینجانب‌اند، بعد از آن افرادی که بعد از آن ها میایند و بعد از آن مردمان بعداز آن‌ها».[۲۹]

افضل تابعین
راجع‌به افضل تابعین، میان علمای اهل سنّت اختلاف حیث وجود دارااست: قسم دارای اسم و رسم آن میباشد که سعید بن مسیب افضل تابعین و مُرسَلاتِ وی درست‌ترین میباشد [۳۰] برخی همانند احمد بن حنبل، علی بن مدینی و ابوحاتم رازی بر این نظریه بوده‌اند.[۳۱] برخی، مانند بُلْقینی، افضل تابعین را از جهت زهد و تقوا و وَرَع اویس قرنی و از جهت محافظتِ تاثیر و حدیث، سعیدبن مسیب دانسته‌اند.[۳۲] سازه به نقل از ابوعبداللّه محمدبن خفیف شیرازی، اهل مدینه، سعید بن مسیب، اهل بصره، حسن بصری، و اهل کوفه، اویس قرنی را افضل دانسته‌اند.[۳۳] اما بعضا از کوفیان افضلِ تابعین را عَلقَمَة بن قیس و اَسودبن یزید نخعی دانسته و اهل مکه نیز معتقد به افضلیت عطاءبن ابی رَباح بوده‌اند.[۳۴] ظاهراً اهل هر حوزه‌، گران قدر خویش را افضل تابعین می‌دانسته‌اند.[۳۵] به حیث ابوبکربن ابی داوود، حَفْصه دختر سیرین و عَمرَه دختر عبدالرحمان، افضلِ تابعات بوده‌اند و بعداز آن ها اُمِّ دَرداء قراردارد.[۳۶] توده‌ای دیگر افضل تابعین را اویس قَرَنی می دانند و به حدیث پیامبر پروردگار(ص) استناد می‌نمایند.[۳۷][یادداشت ۱]

فقهای سبعه
هفت بدن از تابعین که رده بیشتری دارا‌هستند به فقهای سبعه آوازه یافته‌اند. در میان تابعین از نگاه کثرت فتوا کسی به حد حسن بصری و عطاءبن ابی رباح نرسیده میباشد. [۳۹]

نقش سیاسی، علمی و فرهنگی
از نگرش تاریخی نیز نقش تابعین را در تکوین جریان های متعدد و گوناگون فکری و ادبی نمی‌اقتدار نادیده گرفت. اینان قبل از سهم پررنگ‌ای که در پیدایی علم ها حدیثی داشته‌اند، در تعبیر و تفسیر، فقه، سیره نویسی، مغازی و تاریخ هم مؤسس به شمار می آیند. این دستور گزینه دقت خاورشناسان بوده و آن‌ها در زمینه ی نقش تابعین و صحابه و تکوین ساختار اِسنادها که کلیه احادیث را به رسول اکرم(ص) میرساند آرای گوناگونی ابراز کرده‌اند.[۴۰]

پانویس
ابن صلاح،مقدمة ابن الصّلاح فی علم ها الحدیث،۱۴۰۴ق، ص۱۷۹؛ نووی، راهنمایی طلاب الحقایق الی معرفة سنن نه الخلائق، ۱۴۱۱ق، ص۲۰۰
سخاوی، فتح المغیث گستردن الفیة الحدیث، ۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۳؛ خطیب، اصول الحدیث، علومه و مصطلحه، ۱۴۱۷ق، ص۴۱۰.
خطیب بغدادی، الکفایة فی دانش الروایة،۱۴۰۶ق، ص۳۸.
سخاوی، فتح المغیث گستردن الفیة الحدیث،۱۴۱۷ق، ج۳، ص۱۲۴.
مامقانی، مقباس الهدایة فی دانش الدرایة، ۱۴۱۱ق، .ج۳، ص۳۱۱؛ شهید ثانی، الرعایة فی دانش الدرایة، ۱۴۰۸ق، ص۳۴۶.
ابن صلاح، مقدمة ابن الصّلاح فی علم ها الحدیث، ۱۴۰۴ق، ص۱۷۹؛‌ عسقلانی، نزهة النظر: گستردن نخبة الفکر، ۱۴۰۹ق، ص۹۰.

بازدید : 24
دوشنبه 26 خرداد 1404 زمان : 13:50


ورود امام حسین به مکه
امام حسین(ع) بیشتراز چهار ماه از (سوم شعبان تا هشتم ذی‌الحجه) در مکه ماند. ساکنان مکه نزد وی در رفت‌‌وآمد بودند. گفته‌اند که‌این موضوع بر عبدالله بن زبیر طاقت فرسا گران آمد؛ به دلیل آن که آرزو داشت عموم مکه با او بیعت نمایند و می‌دانست که تا امام حسین(ع) در مکه میباشد، کسی با وی بیعت حسینیه نصرت مشهد نمی‌نماید.[۳۲]

طومار‌های دعوت کوفیان به امام حسین
نوشته ی علمیٔ مهم: طومار‌های کوفیان به امام حسین(ع)
وقتی که امام حسین در مکه بود شیعه‌ها عراق از بیعت نکردن امام حسین(ع) با یزید بن معاویه با خبر شدند. از این رو در خانه سلیمان بن صُرَد خُزاعی گرد آمدند و طومار‌ای به امام نوشتند و از وی دعوت کردند که به کوفه برود.[۳۳] دو روز بعد از ارسال این طومار، کوفیان ۱۵۰ طومار دیگر (هر طومار امضای یک تا چهار نفر را داشت) به سوی حسین(ع) آدرس حسینیه نصرت مشهد فرستادند.[۳۴]

حسین(ع) از جواب دادن به طومار‌ها دوری می کرد تا اینکه وسعت طومار‌ها بسیار زیاد شد، بعد در طومار‌ای به کوفیان اینگونه نوشت:

...اینجانب، برادرم، عموزاده‌ام و شخص آیتم پشت گرمی از اهل‌بیتم را می‌فرستم. به وی گفته‌ام تا از اکنون و عمل و نظریه شما منرا مطلع سازد. در صورتی وی به اینجانب نوشت که آرای شما به عبارتی میباشد که در طومار‌هایتان آمده، نزد شما خواهم آمد... امام، صرفا کسی میباشد که به کتاب معبود شغل نماید، عدل و داد را انجام کند، به آئین حق اعتقاد و باور داشته باشد و خویش را وقف پروردگار رزرو حسینیه نصرت مشهد نماید.[۳۵]
طومار سلیمان بن صُرَد به امام حسین(ع)
...قدردانی خدای را که معاند جبّار تورا باخت؛ هر کس بر این امّت شورید؛ اموال آن را غصب کرد و سوای رضایت بر آن حکم دهنده شد؛ بعد از آن، شایسته ترین‌ها را کشت و بدترین‌ها را برجای گذاشت و متاع آفریدگار را بین ثروتمندان بگرداند؛ به دور باد به عبارتی‌سیرتکامل که ثمود؛ البته فعلا امامی نداریم، بیا، شاید خدا همگی مارا ذیل سایه رهبری تو بر رویکرد حق، وحدت شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد بخشد...
طبری، تاریخ الامم و الملوک، ۱۹۶۷م، ج۵، ص۳۵۱.


اعزام مسلم بن عقیل به کوفه
امام حسین(ع) طومار‌ای به مسلم بن عقیل، پسرعمویش اعطا کرد تا عازم عراق خواهد شد و وضع و اوضاع آنجا را تحقیق کند و به وی گزارش دهد.[۳۶] مسلم بعد از وصال به کوفه در منزل مختار بن ابی‌عبید ثقفی،[۳۷] یا این که منزل مسلم بن عوسجه سکنی گزید.[۳۸] شیعه ها به محل اقامت مسلم رفت‌وآمد می‌کردند و وی طومار امام را برای آن ها میخواند.[۳۹] مسلم برای امام حسین(ع) بیعت می‌گرفت.[۴۰]در کوفه ۱۲۰۰۰[۴۱] یا این که ۱۸۰۰۰[۴۲] و به نقلی بیشتراز ۳۰۰۰۰ نفر[۴۳] با امام حسین(ع) بیعت کردند و برای ملازمت امام اعلام شایستگی کردند. مسلم طومار‌ای به امام نوشت و پرشماری بیعت‌کنندگان را تأیید کرد و امام را به کوفه فراخواند.[۴۴]

یزید، زمانی که خبر بیعت عموم با مسلم و تعامل نعمان بن بشیر حکم کننده وقت کوفه با آنها را شنید، عبیدالله بن زیاد را که آن هنگام قاضی بصره بود به حکومت کوفه منصوب کرد.[۴۵] ابن‌زیاد بعداز ورود به کوفه به جستجوی بیعت‌کنندگان پرداخت و سران قبایل را ترساندن کرد.[۴۶] گزارش‌های تاریخی، از خوف عموم بر تاثیر تبلیغات عبیدالله و دور از هم شدن سریع آن‌ها از گوشه و کنار مسلم حکایت دارا‌هستند، تا جایی که شب‌هنگام مسلم صرفا ماند و جایی برای خواب نداشت[۴۷] و در غایت بعداز زد خورد، با حمایت‌طومار محمد بن اشعث تسلیم[۴۸] و به قصر برده شد؛ اما ابن‌زیاد، تامین پسر اشعث را بی‌جا خواند و امر کرد راز مسلم را از تن مستقل نمایند.[۴۹]

بنابر بعضا گزارش‌های تاریخی، مسلم که نگران امام حسین(ع) بود، به قدمت بن سعد که از بستگان قریش بود وصیت کرد که کسی را نزد امام بفرستد و آن حضرت را از وارد شدن به کوفه ممانعت نماید.[۵۰] قدمت بن سعد پیکی را ارسال کرد و در منزلگاه آشغال پیام مسلم را به امام رساند.[۵۱]

جنبش امام حسین به سوی کوفه
پرونده:مسیر تکان امام حسین از مکه به کربلا.jpgکربلا
نینوا
کوفه
قصر بنی مقاتل
نجف
عین الرهمیه
عذیب الهجانات
بیضه
ذوحسم
مغیثه
واقصه
شراف
قرعاء
بطن العقبة
قاع
آشغال
شقوق
بطان
ثعلبیه
زرود
خزیمیه
اجفر
فید
توز
سمیراء
حاجر
معدن النَقرَه
مغیثه الماوان
ماء السلیله
عمق
معدن بنی سلیم
افیعیه
مسلخ
غمره
ذات عرق
صفاح
تنعیم
بستان بنی عامر
مکهمدینه
حائل
ریاض
عراق
دجلهفراتبصره
بغداد
دریای
سرخ
جده
دمشق

امام حسین(ع) در روز هشتم ذی‌الحجه[۵۲] (روزی که مسلم در کوفه قیام کرد) به یاروهمدم ۸۲ نفر[۵۳] (که ۶۰ نفر آن ها از شیعه ها کوفه بودند)[۵۴] مکه را به سوی کوفه شکاف کرد.

به نقل از روحانی اثر گذار امام حسین(ع) برای بیرون شدن از مکه، حج خویش را نیمه تمام گذاشت و نیت خویش را از حج به عمره مفرده برگرداند و از احرام بیرون شد؛[۵۵] البته بعضی با توکل بر شواهد تاریخی و روایی گفته‌اند امام حسین از آغاز نیت عمره مفرده کرده‌ بود و بعد از اجرا اجرا آن، از مکه بیرون شد.[۵۶]

در یک ماه پایان اقامت امام حسین(ع) در مکه که احتمال مسافرت آن حضرت به کوفه می رفت، بعضی به عنوان مثال عبدالله بن عباس نزد حضرت آمدند تا او‌را از مهاجرت به کوفه پشیمان نمایند؛ اما غالب نشدند.[۵۷]

بعداز خروج امام حسین(ع) و یارانش از مکه، یحیی بن سعید فرمانده پاسبانان عمرو بن سعید بن عاص -فرمان دار مکه - با گروهی از یارانش، راه و روش را بر حسین(ع) بستند؛ اما حضرت اعتنایی نکرد و به راهش خاطر نشان کرد.[۵۸]

مسیر مکه به کوفه
منزلگاه‌های کاروان امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه براین اساس میباشد:

بستان بنی‌عامر
تنعیم (تصرف کاروانی که بحیر بن ریسان حمیری کارگزار یزید در یمن از صفایا –غنایم برگزیده- به شام می‌ارسال کرد)
صفاح (ملاقات امام با فرزدق)
ذات عِرق (ملاقات حسین(ع) با آدم بن موفق و عون بن عبدالله بن جعفر)
وادی عقیق
غمره
ام خرمان
سلح
افیعیه
معدن فزان
عمق
سلیلیه
مغیثه ماوان
نقره
حاجر (صادر کردن قیس بن مسهر به کوفه)
سمیراء
توز
اجفر (ملاقات با عبدالله بن فرمان بردار عدوی و نصحیت وی به حسین(ع) برای رجوع و برگشت)
خزیمیه
زرود (پیوستن زهیر بن قین به کاروان حسین(ع) و دیدار با فرزندان مسلم و اگاهی از شهید شدن مسلم و هانی)
ثعلبیه
بطان
شقوق
آشغال (استحضار امام حسین از شهید شدن قیس و پیوستن گروهی به کاروان حضرت به عنوان مثال نافع بن هلال)
بطن عقبه (ملاقات حسین(ع) با عمرو بن لوزان و موعظه وی به حسین(ع) برای برگشت)
عمیه
واقصه
شراف
برکه ابومسک
جبل ذی‌حسم (عکس العمل حسین(ع) با سپاه حر بن یزید ریاحی)
بیضه (خطبه پر اسم و رسم حسین(ع) برای یاران خویش و حر)
مسیجد
خزینه
مغیثه
ام قرنها
عذیب‌الهجانات (مسیر کوفه از عذیب به قادسیه و حیره بود، البته حسین(ع) خط مش را عوض کرده و در کربلا فرود آمد)
قصر بنی‌مقاتل (ملاقات حسین(ع) با عبیدالله بن حر جعفی و رد کردن دعوت حسین(ع) برای امداد)
قطقطانه
کربلا - وادی طف- (روز دوم محرم سال ۶۱ق ورود امام به کربلا).[۵۹]
امام در مسیر برای جذب اشخاص یا این که پر‌نور‌کردن ذهن‌ها کوشش می کرد؛ مثلا در ذات عرق، آدم بن برنده اسدی به امام رسید و اوضاع و احوال کوفه را آشفته تعریف کرد. حضرت حرف اورا تأیید کرد. آن فرد از امام حسین(ع) درباره آیه «یوْمَ نَدْعُو کُلَّ أُنَاس بِإِمَامِهِم»[۶۰] پرسید. حضرت فرمود: «امامان دو مجموعه‌اند: گروه‌ای که عموم را به هدایت میخوانند و گروهی که به ضلالت دعوت می‌نمایند. هر که امام هدایت را تقلید نماید به پردیس می‌رود و هر که امام ضلالت را تاسی نماید، وارد دوزخ وجهنم میشود.[۶۱] آدم بن چیره با امام یار نشد؛ نقل شده وی ابعاد رمز قبر امام حسین(ع) ناله می کرد و از کمک‌نکردن حضرت، اظهار پشیمانی می‌نمود.[۶۲]

در ناحیه ثعلبیه نیز شخصی به اسم ابوهرّه ازدی به امام رسید و انگیزه مهاجرت را جویا شد. حضرت فرمود:

امویان مالم را گرفتند، شکیبایی کردم. دشنامم دادند، تحمّل نمودم. خواستند خونم را بریزند، گریختم.‌ای ابوهره! بدان که اینجانب به دست فرقه‌ای باغی (سرکش) کشته خواهم شد و آفریدگار خرقه مذلّت را کاملا به بدن آن ها خواهد پوشاند و شمشیری بُرنده بر آن‌ها حکم کننده خواهد کرد؛ هر که آنها را ذلیل سازد.[۶۳]

بازدید : 22
يکشنبه 25 خرداد 1404 زمان : 10:23


طریقه اسلام‌شناسان و شرق‌شناسان
مسئله بازرسی بعضی از شرق‌شناسان مورد مهدویت بوده میباشد و طریقه‌های متفاوتی در این باره دارا‌هستند. هانری کربن با نگاه پدیدارشناسانه مهدویت را از محوری‌ترین موادتشکیل دهنده اعتقادی عرفان و حکمت شیعی تلقی می‌نماید از دید او مهدویت به معنای تعبیروتفسیر داخل آئین و ظهور امام احیای مجدد حیات بشر‌ها میباشد.[۸۱] از حیث وی با ظهور همگی مبانی مخفی یا این که معانی معنوی وحی الهی آشکار می گردد.[۸۲] دارمستتر مولف فرانسوی با نگاهی تاریخی این نظر را دارد که مهدویت در قرآن نیامده میباشد و در سخنان رسول نیز نماد‌های روشنی دراین باره نیست. او مهدویت را زاییده‌درنگ فکری شیعه و متأثر از اساطیر اهل ایران حسینیه نصرت مشهد میداند.[۸۳]

خاورشناس هندی (۱۹۰۳-۱۸۶۶م) ادعا دارد که‌پندار مهدویت بوسیله شیعه ها کوفه رواج گردیده‌است تا بتوانند از پتانسیل و توانگری‌‎هایش در رویا رویی با خلافت خلفاء بنی امیه بومی شام به کار گیری نمایند.[۸۴] ایگناتس گلدزیهر ‏(درگذشت: ۱۹۱۲م)، خاورشناس مجارستانی، با نگاهی تاریخی اعتقاد دارد که یقین به مهدویت ریشه در عنصرها فکری یهودی و مسیحی برگشت دارااست و در آن پاره‌ای از خصوصیت سوژه سوشیانس که گزینه به کارگیری زرتشتیان میباشد چشم میگردد.[۸۵] دیوید سامویل مارگولیوث این نظر را دارد که مهدویت از مجال محمد‌ بن حنفیه به وسیله مختار ثقفی و بوسیله جمع‌ای از علاقه مندان محمد بن حنفیه -فرقه کیسانیه- به وجود آمده که بعداز کشته‌شدن وی تیتر مهدی خط مش به وی اطلاق آدرس حسینیه نصرت مشهد کرده‌اند.[۸۶]

مهدویت؛ انتقادات، اعتراض‌ها و جواب‌ها
عدم اشاره قرآن به مهدویت
نوشته‌ی علمیٔ اساسی: مهدویت § مهدویت در قرآن
قرضاوی، دانا اهل سنت، این نظر را دارد که در نشانه‌ها قرآن اشاره‌ای به مهدویت نشده.[۸۷] در مقابل، بخش اعظمی از علمای اهل سنت، مانند امام فخررازی و قرطبی، معتقدند که برخی از نشانه‌ها قرآن، مانند نشانه‌ها ۶۹ و ۱۱۴ سوره بقره، آیه ۳۳ سوره توبه، و آیه ۶۱ سوره زخرف، به مورد آخرالزمان و ظهور منجی رزرو حسینیه نصرت مشهد پرداخته‌اند.[۸۸]

تعارض در احادیث مهدویت و عدم نقل آن‌ها در صحیحین
رشید رضا در تعبیروتفسیر المنار ادعا دارد که احادیث مهدویت متعارض‌اند و یکدیگر را دفع می‌نمایند.[۸۹] متفکران شیعی در جواب گفته‌اند صرف تعارض، سبب رد حدیث نمی شود؛ چه اینکه در بعضا مفاد اعتقادی نیز روایات باهم تعارض دارا هستند. همینطور تعارض حقیقی وقتی میباشد که قوت و ضعف هر دو مجموعه روایات معادل باشد؛ درحالی که در‌این مورد ها یک تیم از احادیث قوت بیشتری شماره تلفن حسینیه نصرت مشهد دارا‌هستند.[۹۰]

احمد امین در کتاب ضحی الاسلام و رشید رضا در تعبیروتفسیر المنار معتقدند که‌این احادیث در صحیحین (درست بخاری و درست مسلم) نیامده‌اند؛ به این ترتیب اعتبار ندارند.[۹۱] ابن صلاح درباره این مسئله آورده میباشد: «بخاری و مسلم کلیه روایات درست را در صحاحشان توده‌آوری نکرده‌اند».[۹۲] از بخاری نقل میباشد: «اینجانب درین کتاب جز حدیث درست بیان نکرده‌ام؛ اما آنچه را از روایات درست نیاورد‌ه‌ام بیشتر میباشد»[۹۳] و از مسلم نیز اورده شده: «اینگونه وجود ندارد که هر حدیثی که نزد اینجانب درست باشد آن را در اینجا بیاورم».[۹۴] همینطور حکم دهنده نیشابوری، از محدثان اهل سنت، در کتاب المستدرک علی الصحیحین، صدها حدیث را بیان می‌نماید که بر طبق وضعیت این دو کتاب درست‌اند؛ البته در آن ها نیامده‌اند.[۹۵] اختصاصی درک کردن روایات درست درین دو کتاب، به معنای تشکیک و شک در همگی کتاب‌های حدیثی دیگر میباشد.

تعداد صفحات : 52

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 528
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه